روش شناخت دوست و همسر

روش شناخت دوست و همسر: همسَفر و همسُفره و همسَرا

انتخاب دوست و سپس همسر بسیار مهم است؛ زیرا سرنوشت آدمی در انتخاب درست و صحیحی است که در این دو مورد انجام می دهد. بسیاری از افراد به سبب انتخاب نادرست دوست و همسر بدبخت شده و گرفتار شقاوت ابدی شده اند. در انتخاب دوست و همسر باید بیش ترین دقت را به عمل آورد و وسواس بسیار به خرج داد. بهره گیری از روش های گوناگون برای انتخاب دوست و همسر خوب و مناسب، چیزی است که در آموزه های اسلامی بسیار تاکید شده است. نویسنده در این مطلب برخی از روش های همسر و دوست یابی را بیان کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

همسر و دوست، همراهان همیشگی آدمی

انسان موجودی اجتماعی است. خاستگاه و انگیزه اجتماعی بودن انسان هر چه باشد، به شکل یک نیاز طبیعی خودش را بر حیات و زندگی آدمی تحمیل می کند و انسان به اسباب و علل عاطفی و استخدامی و نیازی خود نمی تواند بی نیاز از دیگران باشد و هماره نیازمند اجتماعی است که بده و بستان های گوناگون را تحقق می بخشد و نیازهای گوناگون جسمی و روحی و روانی آدمی را برآورده می سازد.

انسان نخستین کاری که در زندگی انجام می دهد فراتر از حضور در جمعیت، بهره گیری از اجتماع است؛ زیرا جمعیت به انسان کمک می کند تا بتواند از میان افراد، کسانی را بر گزیند که از نظر پاسخ گویی به نیازهای گوناگونش بهترین ها باشند. از همین رو، هر کسی با توجه به نیازهای مادی و معنوی و جسمی و روحی، کسانی را انتخاب می کند که به نظرش بهترین ها برای پاسخ گویی به نیازهایش هستند. این بهترین ها در حوزه عاطفی و احساسی همان دوستان گرمابه و گلستان آدمی هستند. این گونه است که بر اساس خصوصیات و خصلت ها کبوتر با کبوتر، باز با باز/ کند هم جنس با هم جنس پرواز.

در میان افرادی که انسان برای اجتماعی بودن خویش انتخاب می کند، دو گروه جزو همراهان همیشگی اویند که به حوزه پاسخ گویی به نیازهای روحی و معنوی و غیر مادی آنان مربوط است. این دو گروه همان گروه همسران و دوستان آدمی هستند. هر کسی دوستان و همسرانی را انتخاب می کند تا بتواند به کمک آنان نیازهای عاطفی و روحی و معنوی و روانی خویش را برآورده سازد. البته این بدان معنا نیست که آنان به نیازهای دیگر انسانی نمی توانند پاسخ گویند یا ناتوان از آن هستند، بلکه به این معنا است که اولویت و هدف نخست از دوست یابی و همسریابی، پاسخ گویی به این دسته از نیازها است؛ اما در همان حال دوستان و همسران می توانند به نیازهای دیگر هم چون نیازهای مادی و جسمی آدمی نیز پاسخ گوید.

از آن جایی که پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و احساسی انسان، برای آدمی بسیار مهم و سرنوشت ساز است، آدمی هماره نیازمند دوستان و همسرانی است که بتوانند این نیاز را به خوبی درک کرده و پاسخ مناسب و درست و راستی بدهند.

دوستان و همسران افرادی را شامل می شوند که از جهات و ابعاد گوناگونی به شخص نزدیک هستند؛ هر چند که تفاوت هایی با هم دارند و همین تفاوت ها است که موجب رشد و بالندگی دو سویه را فراهم می آورد و دست یابی به کمالات و رهایی از نواقص و عیوب را فراهم می آورد. بنابراین، ارتباط بسیار نزدیک روحی و روانی همسران و دوستان به یک دیگر به معنای نفی تفاوت ها نیست. جالب این است که تفاوت میان مرد و زن در همان جنسیت خود یکی از مهم ترین عوامل تکاملی و بالندگی و رشد و شکوفایی دو سویه است و همسران این گونه از این تفاوت ها بهره می گیرند و به رشد و کمال خود کمک می کنند.

انسان در راستای پاسخ گویی به نیازهای مادی خویش می تواند با افراد گوناگونی از اجتماع تعامل داشته باشد و هر از گاهی آنان را تغییر دهد بی آن که تاثیر بدی در زندگی اجتماعی او به جا گذارد، اما نمی توان به سادگی دست از دوست و همسر کشید؛ زیرا تغییر و تبدیل دوست و همسر باعث آسیب جدی روحی و روانی در شخص می شود و تعادل شخصیتی فرد را به هم می ریزد و پیامدهای نامطلوب و زیانباری از خود به جا می گذارد. از این روست که نمی توان در انتخاب دوست و همسر کاهلی کرد و تساهل و تسامح روا داشت؛ بلکه باید بسیار با دقت و لطافت تمام دوست یابی و همسریابی کرد تا افزون بر این مشکلات از مشکلات عدیده دیگری که گفته می شود، در امان ماند.

انسان دوست و همسر را برای همیشه عمر یا اکثریت عمر خویش انتخاب می کند و تغییر و تبدیل در این ها به سادگی امکان پذیر نیست؛ زیرا اگر چنین اتفاقی بیافتد در حقیقت تنها عنوان همسر و دوست را یدک می کشد و چیزی از حقیقت آن ها را با خود ندارد. همسرداری که در جوامع غربی باب شده است، نوعی معامله اقتصادی و بده و بستان مادی و جنسی است که در قالب حقیقت همسری واقعی نمی گنجد و قرار نمی گیرد؛ زیرا چنان که خواهیم دید، حقیقت همسری در آموزه های اسلامی، یک پیمان قلبی و عاطفی فراتر از پیمان دوستی است.

دوست و همسر، سرنوشت سازان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دوست و همسر دو گروه از گروه های اجتماعی است که سرنوشت انسان را می سازند. خداوند در آیاتی از قرآن بیان می کند که چگونه انسان با انتخاب دوست سرنوشت ابدی خود را رقم می زند و به یکی از دو دسته اهل سعادت یا شقاوت می پیوندد.

انسان ها در اجتماع هستند که خودشان را می سازند. این اجتماع هر چند با خانواده شروع می شود، ولی حقیقت اجتماع از دوستان آغاز می شود. دوستان، مجموعه افرادی را شکل می دهند که از نظر روحی و روانی و شخصیتی به هم نزدیک هستند و با تفاوت هایی که دارند برای رشد و ارتقای یک دیگر خواسته و ناخواسته کمک می کنند.

انسان وقتی دوستی را انتخاب می کند، همان اندازه که در وی تاثیر می گذارد همان اندازه نیز از او تاثیر می گیرد. این تاثیر و تاثر متقابل است که شخصیت آدمی را می سازد و از آن جایی که رفتار آدمی بر اساس شخصیت و شاکله وجودی او خواهد بود، سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی او نیز به آن بستگی می یابد.(اسراء، آیه ۸۴ و آیات دیگر)

خداوند در آیات از افرادی به عنوان «خلیل» و «قرین» یاد می کند که موجبات سعادت یا شقاوت شخص را فراهم آورده اند. خلیل کسی است که انسان خودش را با او تخلیه می کند و برای دوستش خالی می شود تا دوستش در تمام ابعاد وجودی اش رخنه کرده و در وی جاری و ساری شود. قرین، همراه، هم نشین، دوست، همسر و شریک را می گویند. ریشه این کلمه را باید در همان قُرن یعنی ریسمانی دانست شتر را بدان می بندند تا یک قطار و در کنار هم حرکت کنند و از خط خارج نشوند. پس وقتی از مقارنه میان دو چیز یا دو کس سخن به میان می آید به این معنا است که آنان به هم پیوسته هستند و به دنبال و در کنار هم حرکت می کنند و از هم جدایی ندارند. البته این واژه همانند واژه ولایت نوعی تبعیت و پیروی را با خود همراه و متضمن دارد.

البته ممکن است که ریشه و خاستگاه این واژه همان شاخ های حیوانات و یا شاخک های ملخ و مانند آن ها باشد که قران یک دیگر هستند به طوری که در کنار هم قرار گرفته و در یک سطح با هم قرار داشته و همکاری می کنند. پس قرین دوستی است که یا به ریسمان محبت و مودت با دیگری بسته شده و در پی او می رود یا کسی است که در کنار هم چون دو شاخ و شاخک قرار گرفته و همتراز و همراز و همراه دایمی و همیشگی هم هستند.

انسان ها وقتی دوستی را بر می گزینند، با توجه به مراتب دوستی و محبت و مودتی که میان آنان است، با هم همراه می شوند ودر یک مسیر زندگی قرار می گیرند. از اصطلاحات عربی به دست می آید که مراتب دوستی بسیار مشکک است به طوری که نمی توان همه را در یک حد و اندازه دانست و گمان می رود که حتی برخی از مصادیق دوستی را نمی توان به عنوان دوستی بر شمرد؛ زیرا تنوع مراتب و درجات دوستی چنین شک و گمانی را موجب می شود؛ در حالی که همه آنها از مصادیق مفهوم دوستی هستند هر چند که تنوع درجه و مرتبتی آنان گمان و شکی را موجب می شود.

در آیات و روایات از مراتب دوستی با عناوینی چون اصحاب، صحابه، حبیب، محبوب، قرین، ولی، صدیق، خلیل و مانند آن ها یاد شده است. هر یک از این عناوین ناظر به مرتبه و نوعی از انواع دوستی است که باید در جایی خود مورد بحث و بررسی قرار گیرد و بیرون از حوصله این مقال و مقاله است.

هدف این است تا میزان تاثیرگذاری دوست در سرنوشت تبیین شود. به نظر می رسد که دو مرتبه از دوستان نقش بسیار حساس و سرنوشتی را در زندگی ایفا می کنند: ۱. خلیل: دوستانی که در این مرتبه قرار دارند نقش کلیدی و اساسی را در سرنوشت دوست خویش باز کرده و آنان را می توانند به سعادت یا شقاوت برسانند. خداوند در آیه ۱۲۵ سوره نساء بیان می کند که ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل خود برگزیده است. در آیه ۲۸ سوره فرقان توضیح می دهد که عامل ورود افراد به دوزخ دوستانی است که دوزخیان آنان را به عنوان خلیل خود در دنیا گرفته اند. خداوند هم چنین در آیه ۷۳ سوره اسراء توضیح می دهد که دشمنان اسلام زمانی پیامبر(ص) را به عنوان خلیل خود انتخاب می کنند که آیین آنان را بپذیرد و با افترا به خدا و پذیرش بتان ، مشرکان و کافران را تایید کند. از این دسته از آیات به دست می آید که انتخاب دوستانی به عنوان خلیل چگونه می تواند موجبات سعادت یا شقاوت افراد را فراهم آورد. ۲. قرین: خداوند در آیاتی از دوستانی در این مرتبه یاد کرده که موجبات شقاوت شخص شده اند.(نساء، آیه ۳۸؛ زخرف، آیات ۳۶ و ۳۸؛ ق، آیات ۲۳ و ۲۷) به این معنا که دوستانی که در مرتبه قرین قرار می گیرند، می توانند آدمی را دچار خوشبختی یا بدبختی ابدی کنند؛ زیرا انسان در همراهی با آنان می تواند راه هدایت یا ضلالت را بپیماید که نتیجه هر یک از آن ها معلوم است.

البته از آیه ۵۱ سوره صافات به دست می آید که دوست حتی در مقام و مرتبه قرین نمی تواند آدمی را سلب اختیار کند بلکه انسان حتی در این زمان نیز دارای اختیار است و می تواند با داشتن دوستانی در این حد و مرز از دوستی خود را از آسیب های آنان دور نگه دارد و به جای شقاوت به سعادت برسد. البته شکی نیست که برای همگان چنین اراده و عزمی نیست تا بتوانند در برابر اراده جمعی دوستان یا عواطف و احساسات دوستی بیایستد و بر خلاف معیارهای دوست رفتاری را در پیش گیرد که او را از شقاوت و دوزخ و رفتارهای نابهنجار به سوی رفتارهای هنجاری و سعادت و بهشت ببرد.

به سخن دیگر ، هر چند آیات قرآنی تاکید دارند که دوستان نقش تعیین کننده و تاثیرگذاری در سرنوشت آدمی ایفا می کنند، ولی هرگز دوستی در هر مرتبه ای که باشد موجب سلب اختیار و آزادی انتخاب آدمی نمی شود و انسان می تواند از فشار سهمگین و مهلک عاطفی و غیر عاطفی دوست و دوستان در امان ماند و به دژ هدایت و سلامت در آید و خود را از رفتار مشابه و اعمال دوستان دور نگه دارد و رفتاری دیگر در پیش گیرد و با مخالفت با آنان راهی دیگر برگزیند.

همین نقش تاثیرگذار را می بایست برای همسران دانست؛ زیرا همسران کسانی هستند که با مودت و محبت و عشق به یک دیگر وابسته شده اند و همراهان همشیگی در زندگی هستند و از یک دیگر تاثیر و تاثر می پذیرند. این تاثیر متقابل تا آن جایی است که همسران حتی در جسم و هیکل نیز تغییراتی می یابند و به نوعی به هم مشابهت می رسانند. به سخن دیگر، همسران فراتر از تاثیرات در حوزه معنوی و روحی و روانی که بسیار لطیف و حساس است در حوزه فیزیکی و فیولوژی نیز در یک دیگر تاثیر می گذارند و اندام و شکل و قیافه آنان به هم نزدیک می شود.

بر اساس آموزه های قرآنی همسری در اسلام یک سنت الهی و سنت پیامبری است که مبانی و اصول آن با ازدواج و نکاح در میان موجودات دیگر حتی جوامع و امت های دیگر بشری فرق می کند. از این روست که پیامبر(ص) نکاح را سنت خویش معرفی می کند و در بیان تاثیرات این سنت به حفظ نصف یا دو سوم دین از راه نکاح سنتی تاکید دارد. در حقیقت نکاحی که سنت الهی و پیامبری است، دارای ویژگی هایی است که آن را از دیگر نکاح ها و ازدواج ها متمایز و جدا می سازد. این نکاح بر اساس مودت و رحمت و در راستای سکونت و آرامش و قرار گرفتن شکل می گیرد. خداوند در آیه ۲۱ سوره روم می فرماید: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ؛ و از نشانه‏هاى او اینکه از نوع‏ خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این نعمت براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.

وقتی نکاح سنت اسلامی در چارچوب معیارهایی چون مودت و رحمت شکل می گیرد، آن چه اساسی خواهد بود عواطف و احساسات انسانی پاک است که در این سنت باید مراعات شود. این بدان معنا خواهد بود که همسری یک بده و بستان مادی و جنسی و مالی و مانند آن نیست، هر چند که در ظاهر فقهی از مصادیق معاملات است ولی از اصول اخلاقی قرآن بر می آید که این ظاهر را نمی بایست اصالت بخشید بلکه آن چه اصل است یک بده و بستان عاطفی میان انسان های پاک و سلیم و سالمی است که می خواهند روح و روان خویش را سالم نگه دارند و در طهارتی الهی قرار گیرند؛ زیرا اگر تنها به ظاهر فقهی آن بسنده شود، باید گفت که تجارت جهاد با خون و شهادت باید یک بده و بستان معاملاتی باشد؛ زیرا خداوند در قرآن از مومنان خواسته تا جان و مال را در بازار الهی به فروش برسانند؛ در حالی که حقیقت مجاهدت و شهادت فراتر از معامله ظاهری است که در بازار انجام می گیرد.

به هر حال، وقتی سخن از عواطف و احساسات است، سخن گفتن از معامله و بده و بستان و عقد قرارداد و مانند آن ها سخفیف و ناروا است. هم چنین وقتی سخن از عواطف و احساسات است، باید توجه داشت که محبت اعمی و اصم است و کسی که گرفتار محبت است کور و کر می شود و کورکورانه تابع دل می شود و هر جا دل بگوید می رود و هر چه دل بخواهد می کند. این گونه است که همسران عاشق و محب یک دیگر تاثیر متقابل کلانی بر زندگی یک دیگر می گذارند و سعادت و شقاوت یک دیگر را رقم می زنند. البته همان طوری که در باره دوست گفته شود، این به معنای سلب اختیار نیست و انسان حتی در این مرتبه از عشق و محبت نیز می تواند خود را از فشار تکلیفی احساسات وعواطف نگه دارد و به سختی و جان کندنی مسیر و راه دیگر را بر خلاف قول و رای دوست و همسر انتخاب کرده و برگزیند.

راه های شناخت افراد

اکنون که جایگاه تاثیرگذار دوست و همسر دانسته شد، به این نکته مهم می رسیم که چگونه باید دوست و همسر مناسب و خوبی را انتخاب کنیم که ما را در مسیر کمالی و بالندگی و رشد قرار دهد و از شقاوت به سعادت برساند و از شقاوت به ویژه نوع ابدی آن دور نگه دارد.

به نظر می رسد که برای انتخاب افراد مناسب در حوزه دوست یابی و همسریابی باید فراتر از معیارها و روش های معمولی حرکت کرد. برای این که بتوانیم بهترین شناخت را به دست آوریم باید فرصت بروز احساسات و شخصیت را به شخصی بدهیم که به عنوان دوست و همسر انتخاب می شود.

در این میان برای این که از بازیگری و تظاهر نمایی افراد در امان بمانیم باید شرایطی را فراهم آوریم که شخص نتواند بازیگری کند و با تدلیس و تبلیس کالای بنجل و بی ارزش خویش را به عنوان کالای با ارزش صداقت و صفا و سلامت به ما نفروشد و ما را فریب ندهد.

به این منظور باید با قرار گرفتن یا قرار دادن اشخاص در موقعیت های حساس و در بزنگاه ها آنان را شناخت و براساس نشانه شناسی باطن و حقایق نهان را آشکار کرد و به دست آورد. ازآن جایی که بسیاری از امور چون حسادت و کینه و بزدلی و دیگر خصوصیات اخلاقی و منش ها نهان هستند و تنها راه شناخت آنها نشانه ها و تظاهر رفتاری است باید این امور را در شخصیت افراد هنگام خطرات به دست آورد. این گونه است که گفته شده اگر می خواهید کسی را بشناسید باید او را در موقعیت های گوناگون خطرناک و خطرسازی قرار داد تا شخصیت و شاکله وجودی خویش را آشکار کند؛ زیرا انسان رفتاری که در بلند مدت انجام می دهد بر اساس شخصیت و شاکله وجودی اوست.(اسراء، آیه ۸۴)

در حقیقت برخی از موقعیت ها موجب می شود تا شخصیت افراد در رفتارها خودنمایی کند و خودش را نشان دهد. نشانه هایی که در این موقعیت ها به دست می آید می تواند آینه تمام نمای شخصیت فرد باشد. از این رو گفته شده که نشانه ها، تجلیات و ظهورات امور نهان هستند.

نقش نشانه ها در جهان امروز بسیار مهم و اساسی است. نشانه ها در همه جا یافت می شود. این نشانه ها گویای حقایق پیچیده در ساده ترین شکل آن می باشند. شما در خیابان با نشانه هایی چون علائم راهنمایی و رانندگی رو به رو هستید. این علائم و نشانه های ساده، مهم ترین و پیچیده ترین مفاهیم را به شما انتقال می دهد و از مرگ و خطر حتمی شما را می رهاند.

نشانه ها در انسان بیانگر اوصاف ذاتی و نهان آدمی است. اگر کسی دارای صفت بخل و یا احسان باشد، آن را می توان از طریق نشانه های رفتاری به دست آورد. از این روست که نشانه ها را در انسان به عنوان تجلیات و ظهور اوصاف و صفات ذاتی شخص می دانند. به این معنا که صفات باطنی و نهان هر کسی را می توان از طریق نشانه های گوناگون به ویژه نشانه های رفتاری شناخت و دانست.

بسیاری از مردم بازیگران ماهری هستند، هر چند که نمی توانند این بازیگری خویش را به مدت طولانی ادامه دهند، ولی می توانند تا مدتی دیگران را گمراه ساخته و فریب دهند. مردم عادت دارند، دیگران آنان را غیر از آن چه هستند، بشناسند؛ به ویژه که انسان ها می خواهند عیوب خویش را بپوشانند. همین مساله موجب می شود تا تحت فشار اجتماعی، روحیه ای را به نمایش بگذارند که حقیقت ندارد.

فشار اجتماعی، هنجارها را بر شخص تحمیل می کند؛ بنابراین، شخص می خواهد صفتی را به نمایش گذارد که مطلوب جامعه است. پس روحیه بازیگری در بسیاری از مردم پدید می آید.

با این همه، انسان های زیرک با نگاهی به نشانه ها در می یابند که این شخص تا چه اندازه صادق در رفتار است. صداقت به معنای تطبیق واقعیت با حقیقت است. به این معنا که آن چه را در رفتار و عالم خارج به نمایش می گذارد، همان چیزی است که در باطن و نفس الامر وجود دارد. این تطبیق است تا انسانی را صادق یا کاذب جلوه می دهد. نشانه ها به ما کمک می کند تا شخصیت فرد را بهتر تحلیل نماییم و حقیقت و واقعیت امری را درک کنیم.

بسیاری از مردم با همه زرنگی و زیرکی که دارند، در مواقع به ویژه بحرانی، حقیقت خود را به نمایش می گذارند و نشانه هایی را می توان یافت که بیانگر صفات درون و خلق و خوی باطنی شخص است.

به نظر می رسد که سه موقعیت بهترین راه برای شناخت شخصیت از طریق رفتار شناسی و نشانه شناسی است. این سه موقعیت عبارتند از :۱. همسفری، ۲. همسفره ای ، ۳. همسرایی.

در فرهنگ ایرانی بارها بر این نکته تاکید شده که برای شناخت افراد می بایست با او هم سفر، هم سفره و هم خانه و یا همسایه شد و یا در یک جا زیر سقفی با او مدتی را گذارند.

  1. همسفر: یک ضرب المثل عربی می گوید: فی السفر فرصه للألفه والتعارف، سفر فرصتی برای الفت و آشنایی است. انسان ها در سفر است که سیرت باطنی خویش را به نمایش می گذارند؛ زیرا سختی های سفر به ویژه در سفرهای گذشته و هم چنین در زمان معاصر در سفرهای کوهنوردی و اردوهای هفتگی می توان دانست که شخص چگونه تربیت شده و از چه شخصیتی برخوردار است.
  2. هم سفره : هم چنین در سر سفره غذا با چگونه خوردن غذا و به جا آوردن آداب سفر و عدم حرص و ولع زدن می توان همان حقیقت را شناسایی و به دست آورد.
  3. همسرا: انسان ها وقتی در هم حجره ای یا هم اتاقی یا همخانه می شوند شخصیت واقعی خویش را به نمایش می گذارند. هم چنین اگر با کسی همسایه شوید و یا مدتی را با هم در زیر یک سقف قرار گیرد می توانید با استفاده از نشانه ها، شخصیت فردی را به دست آورد.

علت این که شخص را باید در این موقعیت های خاص قرار داد همان موقعیت خطرناکی است که شخص دیگر نمی تواند به مدت طولانی بازیگری کند و به تظاهر به رفتاری کیش شخصیت خویش را نهان سازد و منش و کنش خود را پنهان کند. تاکید بر قرار دادن در موقعیت های حساس و خاص بدان معناست که انسان موجودی بازیگر است و خود را با تظاهر نهان می کند و تنها راه شناخت شخصیت باطنی و حقیقی او آن است که او را در شرایط خاص قرار داد تا این گونه این حقیقت ناشناخته و نهان و باطنی را شناخت و از دام نمایش ها و بازیگری های او رست و حقیقت را در میان نشانه های گوناگون کلامی و رفتاری اش شناخت. خداوند در باره منافقان می گوید اینان دوچهرگانی هستند که می توان با استفاده از لحن کلام ایشان حقیقت آنان را به دست آورد و ایشان را شناخت و رسوا کرد.(محمد، آیه ۳۰)

با قرار دادن افراد در این موقعیت ها می توان حقیقت شخصیت افراد را شناخت و آن گاه به عنوان دوست و یا همسر برگزید. پس هرگاه سیرت و صورت شخص هماهنگ باشد، در آن صورت است که می گوییم انسان صادقی است؛ زیرا آن چه را در واقعیت به نمایش می گذارد، همان حقیقت باطنی است که دارا است. به این معنا که صفت باطنی شخص مطابق با صفت ظاهری اوست و بازیگری نمی کند، بلکه حقیقت شخصیت خویش را به نمایش می گذارد.

بنابراین، صفات ظاهری و نشانه های رفتاری در صورتی می تواند بیانگر شخصیت شخص و صفات باطنی و سیرت او باشد که این صورت و سیرت مطابق هم باشد. هر چند که دانستن این تطابق در بسیاری از موارد سخت است، ولی انسان می تواند با دقت در نشانه ها این حقیقت را دریابد. بهترین موقعیت برای شناخت همسفری و همسفره ای و همسرایی است.

پیچیدگی انسان و مشکل شناخت آدم ها

برای شناخت آدم ها به سبب پیچیدگی و بازیگری و نهان کاری آن ها باید آنان را در شرایط سخت و خاصی قرار داد. می گویند آدم ها را می توان در جاهای سخت و خطرساز شناخت(غرر الحکم، حدیث شماره ۶۴۷۲)؛ زیرا در این موارد است که خود واقعی خودشان را نشان می دهند. از جمله شرایط سخت می توان به سفر، معامله ، همسرا و همخانه شدن و هم سفره و هم غذا شدن اشاره کرد.

این یک اصل اساسی است که انسان ها باطن و حقیقت خویش را در مشکلات و سختی ها نشان می دهند و در این جاها است که می توان آنان را شناخت. بنابراین، مواردی که مطرح می شود به این عنوان مطرح می شود که این ها از مصادیق بزنگاه ها و جاهایی است که شخص در شدت فشار اصالت خودش و شخصیت و شاکله وجودی اش را نشان می دهد. در چنین بزنگاه ها و جاها گویی انسان همانند کسی است که مواد مخدری مصرف کرده و اختیار خودش را از دست داده است؛ چنان که پس از ترزیق ماده بیهوشی وقتی شخص می خواهد هوشیاری را خودش را به دست آورد به چرند گویی می افتد و اسرار خودش را فاش می کند. در چنین شرایطی شخصیت انسانی که فحاش است ناسزا می گوید و بی اختیار خودش را رسوا می کند. در صحنه قیامت نیز این گونه است که هر کسی حقیقت شخصیتی خودش را آشکار می کند؛ زیرا در این حالت دیگر اختیار دار خودش نیست بلکه آن چه می گوید و می کند همان ملکه اوست یا چیزی است که در ذات او قیام یافته و قائم به نفس او شده است. در قیامت هر کسی بی اختیار همانند زمان خواب آن کاری را می کند که شخصیت و شاکله وجودی اش اقتضا می کند.

به هر حال این که انسانها در جاهایی چون سفر و سفره و معامله خودشان را نشان می دهد در حقیقت قرار گرفتن در شرایط سختی است که او را بی اختیار می کند و رفتاری را از خود بروز می دهد و برخاسته از شخصیت و ملکه و مقومات وجودی او است.

می گویند در روایتی از امام علی(ع) است که فرموده است: اگر می خواهی کسی را بشناسی یکی از این سه کار را انجام بده: ۱. مسافرت کن؛ ۲. هم سفره باش؛ ۳. معامله و تجارت کن.(البته خودم این روایت را ندیده ام و تنها از برخی شنیده ام. البته از دومی این مطلب نقل شده که از شخصی که مدعی معرفت و شناخت از شخصی بود پرسید: قال له: أتعرفه ؟ قال: نعم، قال له: هل سافرت معه ؟ قال: لا، قال: هل جاورته ؟ قال: لا، قال: هل عاملته بالدرهم و الدینار، قال: لا، قال: إذًا أنت لا تعرفه، لعلک رأیته یصلی فی المسجد، قال: نعم، قال: أنت إذًا لا تعرفه؛ به او گفت او را می شناسی؟ گفت : آری! گفت: با او مسافرت رفته ای ؟ گفت : نه ! گفت: آیا با او همسایه بوده ای ؟ گفت: نه! گفت : آیا با او به درهم و دینار معامله ای کرده ای ؟ گفت: نه! گفت: پس تو او را نمی شناسی و شاید دیده ای که در مجسد نماز می خواند؟ گفت: آری. گفت: پس تو او را نمی شناسی. نگاه کنید: موسوعه النابلسی للعلوم الاسلامیه؛ السیره – شمائل الرسول ۱۹۹۵ – الدرس (۲۱-۳۲) : آدابه إذا خرج إلى الناس)

البته از آن جایی که کبوتر با کبوتر ، باز با باز می پرد، انسان می تواند با نگاهی به دوستانش نیز او را بشناسد؛ زیرا دوستان نیز یکی از مهم ترین معیارها و ملاک های سنجش آدمی هستند.

از قدیم گفته اند چند چیز عیب نما است و شخص را رسوا می کند: سفر و سفره و معامله. انسان ها در این امور خودشان را رسوا می کنند و باطن خودشان را نشان می دهند.

حتما شنیده اید که می گویند اگر می خواهی کسی را بشناسی، یا او را عصبانی کن و یا با او به سفر برو. مسافرت رفتن، راهی است تا آدمهای اطرافمان را بشناسیم. سفر رفتن، یعنی همراه بودن با همسفران در همه ی لحظه ها و حالتها. آدمها هرچقدر هم که اهل فیلم بازی کردن و ادا در آوردن باشند، بالاخره در این شرایط، خود واقعی شان را نشان می دهند. زیرا سفر، سختیهای خاص خودش را دارد و حتما شنیده اید که سختیها، معیار مردی است! امام علی (ع) فرموده اند: «سفر، ترازوی اخلاق است.»( شرح ابن ابى الحدید بر نهج البلاغه، ج ۲، ص۲۹۶)

از همین روست که در ضرب المثل ها آمده است: هر که را می خواهی بشناسی ، یا با او معامله یا سفر کن . (امثال و حکم ج ۴ ص ۱۹۶۳).

یکی از فایده های سفر همسفر شدن و یا پیدا کردن آدمهایی است که بودنشان در زندگی، گاه می تواند مسیر زندگیمان را تغییر دهد. در روایت است : «مسافرت کنید که در آن پنج فایده است: اندوه زدایی، در آمدزایی، دانش افزایی، ادب آموزی و همراهی با شرافتمند.»( مفاتیح الحیات، ص ۱۷۹، به نقل از مستدرک الوسایل، ج ۸، ص ۱۱۵)

پس پیش از سفر نیز انسان می بایست بگردد بهترین ها را برای سفر انتخاب کند؛ زیرا هم سفر نقش بسیار تعیین کننده ای برای آدمی و سرنوشت او دارد. از این روست که امام صادق(ع) می فرماید: إصْحَب مَن تَتَزَیَّنُ بِهِ ولا تَصحَب مَنْ یَتَزَیَّنُ بِکَ؛ با کسی سفر کن که زینت و افتخار تو باشد، نه آنکه تو زینت او باشی.

از همین روست که امیرمومنان علی(ع) می فرماید: سل عن الرفیق قبل الطریق و عن الجار قبل الدار؛ قبل از حرکت براى سفر، درباره هم سفرت و پیش از خریدن منزل درباره همسایه ات، سوال و تحقیق کن.” (نهج البلاغه معجم المفهرس، نامه ۳۱، شماره ۱۱۵)

پس اگر می‏خواهی کسی را بشناسی با او هم سفر شو و سفر کن تا حقیقت و باطن خودش را به تو نشان دهد.

از دیگر راه های شناخت افراد، نگاه به دوستان اوست. پس اگر می خواهی کسی را بشناسی به دوستانش نگاه کن. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: المرء علی دین خلیله فلینظر احدکم من یخالل؛ انسان در دین خود از دوستش تاثیر می‏پذیرد پس لازم است هر یک از شما درباره‏انتخاب دوست، دقت کنید .( الکافی :ج ۲ ، ص ۳۷۵ ، حدیث ۳ و ص ۶۴۲ ، حدیث ۱۰ کلاهما عن عمر بن یزید عن الإمام الصادق علیه السّلام ، بحار الأنوار : ج ۷۴ ، ص ۲۰۱ ، حدیث ۴۰ )

در جایی دیگر می فرماید: المَرءُ عَلى دینِ خَلیلِهِ و قَرینِهِ؛ مرد بر دین دوست خلوتی و همترازش است.( سنن أبی داود: ج ۴، ص ۲۵۹، حدیث۴۸۳۳ ، سنن الترمذی: ج ۴، ص ۵۸۹، حدیث۲۳۷۸ )

امام علی (علیه السلام) نیز می فرماید: و احذر صحابه من یفیل رایه وینکر عمله فان الصاحب معتبر بصاحبه‏؛ از دوستی با کسانی که افکارشان نادرست و اعمالشان ناپسند است، دوری گزین زیراانسان از دوستش، متاثر می‏شود.

وی هم چنین می فرماید: لاتصحب الشریر فان طبعک یسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم‏؛ از مصاحبت‏با انسان شرور بپرهیز، زیرا طبیعت‏به طور ناخودآگاه، از خوی او شری‏را می‏گیرد و تو از آن بی‏خبری.

پس دوست را باید آزمود و به دوستی گرفت. از این روست که امام علی می فرماید: «من اتخذ اخا بعد حسن الاختباردامت صحبته و تاکدت مودته‏؛ کسی که پس از آزمایش صحیح، کسی را به دوستی برگزیند رفاقتش پایدار و مودتش‏استوار خواهد بود.

پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) هم چنین فرمودند: لا تَنْظُرُوا إلى کَثْرهِ صلاتِهِمْ وَصَوْمِهِمْ وَ کَثْرَهِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَطَنْطَنِتِهِمْ بِاللیْلِ وَلکِنْ أْنْظُروا إلى صِدْقِ الْحَدِیْثِ وَأَداءِ الأَمانَهِ؛ تنها به زیادى نماز و روزه و حج و نیکى به دیگران و شب زنده دارى بعضى نگاه نکنید (اگر چه اینها در مورد خود مهم است) بلکه نگاه به «راستگویى» و «امانت» آنها کنید!( کتاب سفینه البحار)