روش برخورد با اذیت و آزار دیگران

samamosزندگی اجتماعی هرگز به دور از اذیت و آزار دیگران نیست. برخی از مردم به سبب علل درونی و بیرونی، روابط سالم هنجاری را نمی توانند در پیش گیرند و برخی دیگر به سبب مسائلی هر از گاهی از تعادل و سلامت رفتاری بیرون می روند و به اذیت و آزار دیگران می پردازند.

هرچند که اذیت و آزار دیگران از نظر اخلاقی ، امری ناپسند و نابهنجار در حوزه رفتار اجتماعی است وحتی در برخی از موارد دارای بار حقوقی به معنای جرم و یا فقهی به معنای گناه است، ولی نمی توان امید داشت که هماره هر کسی در همه شرایط به شکل طبیعی و سالم رفتار کند و رفتارهای آزاردهنده ای را در پیش نگیرد.

اگر یک سوی داستان به شیوه اصلاح رفتاری شخص آزار دهنده باز می گردد ولی از آن جایی که آزار و اذیت هماره دو سویه است ، شخص دیگر یعنی آزارشونده چگونه می تواند با این مساله کنار آید و خود را در مسیر رفتاری درست و سالم نگه دارد و به قول معروف از کوره در نرود و خود بازتاب رفتار ضد هنجاری نشود؟

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با بهره گیری از آموزه های قرآنی، روش برخورد با اذیت کنندگان را تبیین و تحلیل کرده و توصیه هایی را نیز بر اساس آموزه های قرآنی ارایه دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ادب اجتماعی

بی گمان ادب اجتماعی به معنای حسن معاشرت ، حسن محضر و نیکوترین شیوه برخورد با دیگران ، طریقه و شیوه ای بسیار پسندیده ای است. بسیاری از مردم افزون بر حفظ اصول اخلاقی و مبانی هنجاری جامعه ، با توجه به شخصیت و منزلت خود و یا دیگری ، لازم است که اصولی را فراتر از اصول اخلاقی و هنجاری مراعات کنند که از آن به ادب یاد می شود.

شخصی که از نظر اجتماعی با ادب تلقی می شود، کسی است که در هر شرایطی، مناسب با مقام سخن بگوید و رفتار نماید. بنابراین ، می بایست نکات ریز و ظریفی را بشناسد و مراعات کند که از لطائف زندگی است و به این سادگی نمی توان آن را به دست آورد، بلکه ادب در یک فرآیند آموخته می شود و شخص در یک دوره زمانی با مبادی آداب و اصول آن آشنا و به آن خو می گیرد.

به عنوان نمونه حضور در یک مهمانی رسمی با حضور در یک جشن تولد تفاوت هایی دارد که در یک فرآیند می توان آن را آموخت و بدان خو گرفت. تفاوت ریزی که از نگاه بینندگان تیزبین و حساس ، به دور نیست. شیوه نشست و برخاست، خوردن و نوشیدن ، در یک مهمانی رسمی به مراتب دارای نکات ریز و پیچیده ای است که نادیده گرفتن آن گاه برای دیگران به شکل اذیت و آزاررسانی معنا و مفهوم می یابد و شخص که بدان عمل نکند به عنوان شخصی بی نزاکت و بی ادب به جامعه معرفی می کند.

همان گونه که برای هر دانشی، اصطلاحاتی است که بی شناخت آن ها نمی توان چیزی از آن دانش دریافت و ارتباط درستی با آن برقرار کرد، هم چنین برای هر رفتار اجتماعی در شرایط خاص ، ادابی است که می بایست آن ها را فراگرفت و به کار برد. از جمله آن ها می توان به آداب تعلیم و تعلم و آداب عبادت اشاره کرد.

بنابراین اگر کسی افزون بر رعایت اخلاق اجتماعی ، این دسته از رسوم و آداب و سنت ها را مراعات نکند، نه تنها موجبات رنجش خاطر خویش را فراهم می آورد بلکه زمینه ای برای آزار و دلخوری دیگران را نیز سبب می شود. خداوند در آیه ۶۱ سوره نور بر لزوم رعایت ادب و سلام گفتن به افراد و اعضای خانواده هنگام ورود بر آنان تاکید دارد. رعایت ادب در برخورد با نادانان که در آیه ۶۳ سوره فرقان و ۵۵ سوره قصص به عنوان ویژگی های مومنان از آن سخن به میان رفته است، از دیگر نمونه هایی است که می توان بدان اشاره کرد.

در آیات و روایات آمده است که یکی از ادب سلام گفتن آن است که تحیت و سلامی نیکوتر از آن چه به شده ، به مخاطب خود بگوید و یا این که بر سوار است تا بر پیاده و بر ایستاده است تا بر نشسته سلام کند و احترام بگذارد. این ها نمونه هایی از ادب احترام و سلام کردن است که در این جا بدان اشاره شده است.

هدف و منظور از تاکید بر این نکات آن است که روابط اجتماعی سالم و هنجاری نمی تواند بسیار ساده و آسان تحقق یابد و نیازمند شناخت و بهره گیری از مجموعه ای پیچیده از شناخت ها و رفتارهاست. بنابراین هرگاه سخن از اذیت و آزار دیگری به میان می آید می تواند دارای لایه ها و سطوح بسیاری باشد. شناخت و آگاهی به این مجموعه و رفتارهای پسندیده و آداب اجتماعی نیازمند دانشی است که در علوم تربیتی و رفتاری از آن به جامعه پذیری یاد می شود. هر یک از کودکان نیازمند آن هستند که در طول زندگی خویش این مسایل را بیاموزند و مراعات کنند تا به عنوان خلق و خوی ایشان در ذاتشان نهادینه شود.

شاید برای شخصی ، عدم مراعات مبادی آداب و نزاکت ، امری آزاردهنده نباشد ولی برای بسیاری از مردمی که برای خود شیوه و سبک زندگی سالم و کاملی دارند، هر گونه رفتاری به دور از اصول اخلاقی، هنجاری و آداب می تواند ، به عنوان رفتاری زشت و زننده و آزار دهنده تلقی شود و نتواند با آن کنار آید.

قرآن کریم به عنوان بهترین و کامل ترین راهنمای زندگی بشر به سوی سعادت و خوشبختی و کمال ، دارای آموزه های شناختی و دستوری در این حوزه است. این گونه است که مساله اذیت و آزار به عنوان یکی از موضوعات مورد توجه واهتمام قرآن بوده و برای آن احکام خاص و ویژه ای بیان شده است.

آن چه در این نوشتار بدان پرداخته می شود، مساله خودآزاری نیست بلکه مساله دیگر آزاری است که از آن به اذیت در کاربردهای قرآن یاد می شود. البته قرآن برای بیان این مفهوم از واژگان چندی چون اذی، اف ، تنهر، سوء و کف ایدی و مانند آن استفاده کرده است.

به عنوان نمونه ، قرآن احکام خویش را آسان معرفی می کند که هیچ گونه اذیت و آزاری به مکلف با عمل بدان نمی رسد و یا منت گزاردن و آزار دادن دیگران در هنگام کمک و صدقه دادن به شخص نیازمند را ، امری زشت و زننده می شمارد که موجبات تباهی و بطلان صدقه و دیگر اعمال نیک می شود.(بقره آیات ۲۶۳ و۲۶۴)

در آیه ۵۸ سوره احزاب از آزار رسانی به زنان مومن باز می دارد و آن را گناهی آشکار معرفی می کند و یا این که عدم رعایت حجاب و پوشش از سوی زنان را عاملی برای آزار دیدن از سوی مردمان بیمار دل دانسته و خواهان حفظ حجاب برای جلوگیری از اذیت و آزار دیدن می شود.(احزاب آیات ۵۹ و ۶۰)

روش برخورد با اذیت کنندگان

بنابراین مساله اذیت و آزار به شکل دایمی و یا مقطعی می تواند انجام پذیرد و روابط اجتماعی را مختل نماید. به نظر می رسد که برای هر یک از شرایط و نیز آزاردهندگان می بایست روش های خاصی را در پیش گرفت و نمی توان با یک روش خاص به نتایج مطلوب رسید.

یکی از روش های بازدارنده آن است که آزاردهندگان را تهدید کرد. به این معنا که برخی از اذیت کنندگان تحت تاثیر تهدید از رفتار ناشایسته و نابهنجار خود دست می کشند و رفتاری درست و سالم را در پیش می گیرند. از این روست خداوند از روش تهدید برای جلوگیری از آزار زنان ومردان مومن به دست کافران و مشرکان بهره می گیرد و آنان را به عذاب سخت و یا مرگ تهدید می کند.(احزاب آیات ۵۸ تا ۶۱)

گاه تهدید نتیجه ای نمی بخشد و اشخاص جسورتر و بی باک تر آن هستند که از تهدید به ویژه تهدیدهایی که به نظر آنان نادرست و یا ناممکن می باشد، بترسند و رفتار خود را تغییر دهند. در این صورت یکی از روش های برخورد با اذیت و آزار آن است که شکیبایی و صبر را پیشه کرده و منتظر فرصت مناسب برای ادب کردن آزار دهنده باشیم.

از آن جایی که صبر در انظار بسیاری امری منفی تلقی می شود می بایست گفت که صبر و شکیبایی نه تنها امری منفی و رفتار و واکنش منفی نیست بلکه بسیار می تواند کارساز باشد؛ زیرا همان اندازه که توان و قدرت باطنی شخص را افزایش می دهد هم چنین می تواند شخص آزاردهنده را خسته کند؛ زیرا بی نتیجه بودن ازار و عدم واکنش عصبی و احساسی شخص آزار دیده می تواند، آزار دهنده را نومید سازد؛ چون بسیاری از آزار دهندگان به حوزه عاطفی و احساسی شخص توجه دارند و می خواهند تا با ازار و اذیت وی را در تنگناهای عصبی قرار داده و واکنش احساسی و توفان عواطفی را بر انگیزند. بنابراین بهره گیری از روش صبر و شکیبایی و عدم واکنش های تند و عصبی برخاسته از عواطف هیجانی می تواند شخص آزاردهنده را ناکام و نومید سازد و دست از اذیت و آزار بردارد.

آیاتی چون ۳۲ سوره انعام و ۱۱ و ۱۲ سوره ابراهیم و ۱۸۶ سوره آل عمران به خوبی روشن می سازد که این روش از سوی پیامبران(ع) تجربه شده و مومنان نیز به اتخاذ این روش در مقابله مخالفان و آزاردهندگان ترغیب و تشویق شده و حتی موظف به پیروی از این روش شده اند.

در این موارد می توان به نقش توکل در شخص آزاردیده توجه داشت و بر آن تاکید نمود؛ زیرا هنگام فشارهای زیاد و شدید ، تنها با توکل بر خداوند و واگذاری امور به دست قدرت بی کران اوست که آدمی به ارامش درونی دست می یابد و واکنش های عصبی و احساسات و عواطف هیجانی برخاسته از آزار و اذیت را می تواند تحمل کرده و با آن کنار اید و صبر و شکیبایی را پیشه خود سازد.

پیروان پیامبران نیز این این روش استفاده کرده و به موفقیت های بزرگ دست یافته اند که می توان به آیات ۱۲۷ تا ۱۲۹ سوره اعراف به عنوان نمونه ای از صبر و شکیبایی پیروان حضرت موسی (ع) اشاره کرد.

خداوند در آیات ۱۱ تا ۱۲ سوره ابراهیم و نیز ۳۴ سوره انعام گزارش می کند که چگونه پیامبران الهی با توکل و صبر ، واکنش خردمندانه ای نسبت به آزار و اذیت های مخالفان و دشمنان خویش داشته و توانسته اند به موفقیت های بزرگ دست یابند.

به هر حال استعانت و یاری از خداوند و توکل بر مشیت و اراده او می تواند شخص را نسبت به آزار و اذیت ها نوعی مصونیت بخشد که از راه دیگری شدنی نیست.

این جاست که نقش تقوا به عنوان یک روش برخورد خود را نشان می دهد، زیرا کنش های شدید و سخت آزار دهندگان می تواند احساسات و عواطف شخص را جریحه دار نماید و وی را از کوره بیرون اورد و خشم شیطانی را اشکار کرده و نسبت به ازاردهنده تجاوز و تعدی انجام دهد و مجازات های سختی را بر او تحمیل کند.

از این روست که خداوند مومنان را موظف می سازد که در هنگام اذیت و آزارها، تقوا را رعایت نمایند و از حدود و قوانین الهی تجاوز و تعدی نکنند.(آل عمران ایه ۱۸۶)

درحقیقت ، مراعات تقوا و تاکید بر حفظ و مراعات آن بدان معناست که انسان می بایست در شرایط سخت و حساس ، انسانیت و تقوای الهی خویش را نشان دهد وگرنه هر کسی در اسایش و آرامش می تواند مدعی ایمان و تقوا باشد. در صحنه عمل اجتماعی است که می توان مومن را از غیر مومن باز شناخت. در روایات است که شخصی از اصحاب امام صادق (ع) با یکی از مخالفان به تندی برخورد کرد. وی پس از دیدن این رفتار و واکنش تند و عصبی به وی اعتراض می کند که شما نمی توانید از اصحاب و یاران امام صادق و شیعیان وی باشید؛ زیرا آن حضرت هر گز تندی نمی کند و چنین از کوره در نمی رود.

از دیگر روش هایی که قرآن برای مقابله و برخورد با اذیت و آزارهای دیگران ارایه می دهد، گذشت و عفو نسبت به آنان است. این مطلب لازم و ضروری تر است اگر اذیت و آزار در گذشته بوده و زمانی بر آن گذشته باشد. به سخن دیگر، بر هم زدن گذشته و بیدار کردن خاطرات تلخ آن ، امری نادرست و به دور از احسان و گذشت است و شخص می بایست نسبت به کسی که د رگذشته وی را آزرده و اذیت نموده از در کرامت در آید و به او حتی یادآوری نکند. این عملی است که حضرت یوسف (ع) با برادران خویش انجام می دهد و حتی گذشته ایشان را به یاد نمی آورد.(یوسف آیات ۵۸ و ۹۲)

البته پرهیز از علل و عواملی که موجبات آزاررسانی دیگران می شود خود یکی از روش هایی است که آیات ۵۹ و ۶۰ سوره احزاب بدان اشاره می کند. در این آیه به یک نمونه از علل ازاردیدن زنان اشاره کرده و می فرماید که بی حجابی زنان و تحریک عواطف واحساسات جنسی مردان می تواند خود عاملی برای اذیت و آزار ایشان شود. بنابراین می بایست در هرموردی با توجه به عوامل انگیزش احساسات آزاردهندگان رفتار کرد و کاری نکرد که احساسات آنان تحریک شده و موجبات آزاررسانی را فراهم آورد.

با این همه ، گاه بهره گیری از این روش ها نمی تواند چندان کارساز باشد. ازاین روست که نسبت به کنش های آزاردهندگان می بایست واکنش های مناسبی را اتخاذ کرد.

از این روست که با توجه به تفاوت علل و انگیزه های آزار دهندگان و نیز شیوه ها و شدت و ضعف ازار و اذیت ، می بایست روش و شیوه هایی را در نظر گرفت.

از لعن و نفرین آزار دهندگان گرفته (احزاب آیه ۵۷ تا ۶۱) تا انذار ایشان به عذاب ها و کیفر سخت الهی در رستاخیز(احزاب آیه ۵۷ و توبه آیه ۶۱) تا اسارت (احزاب آیات ۵۸ تا ۶۱) تا تبعید ایشان (همان ) و تا اعدام و قتل آنان روش هایی است که قرآن برای برخورد با ازار دهندگان بیان می کند.

با این همه بخش های اخیر چون اسارت و تبعید و قتل ، در حوزه قضایی و حقوقی قرار می گیرد و می بایست از مراجع صالح عمل کرد و خودسرانه بدان دست نیازید.

به هر حال ، بهره گیری از شیوه ها و روش های اصلاحی و تنبهی که قرآن برای مقابله و برخورد با اذیت کنندگان و آزاردهندگان بیان کرده می توان به شکلی جامعه را مدیریت و اداره کرد که جامعه سالمی برای بیشتری مردمان فراهم آید.