روزه‌داری در شرایط توان فرسا از نظر قرآن

samamosشاید برای شما پیش آمده باشد که ناچار شوید به هر دلیلی در ماه روزه‌داری در آفتاب سوزان تابستان و گرمای توانفرسای آن کار کنید به گونه‌ای که همه توان شما از میان رفته و بی‌حال شوید اما در عین حال هم ناچار باشید روزه را نگه دارید و هم به کارتان ادامه دهید. در این شرایط که از آن در فرهنگ قرآن به شرایط توانفرسا و طاقت فرسا تعبیر می‌شود، حکم چیست؟ از سویی کار را نمی‌توان ترک کرد چون گندمی است که اگر درو نشود سالی سخت در پیش خواهید داشت و اگر بخواهید به درو کردن ادامه دهید، ‌باید روزه‌خواری کنید؟

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های وحیانی قرآن و اسلام بر آن است تا احکام آن را تبیین کند. البته آنچه می‌آید مبتنی بر برخی از فتاوای مراجع به ویژه امام خمینی(ره) خواهد بود.
اسلام دین فطرت آسان
هر چند که در ذات واژه تکلیف، سختی و دشواری نهفته؛ زیرا تکلیف از کلفت به معنای رنج و سختی است و اصولا ذات انسان به طور طبیعی گرایش دارد که از تکلیف بگریزد و مسئولیتی را به عهده نگیرد و آزاد و رها باشد، اما به هر دلیلی به ویژه حکمت‌‌های بسیاری که در پذیرش مسئولیت است، انسان با عقل خویش می‌پذیرد که پا بر هواهای نفسانی بگذارد و خود را محدود نماید و به میل و هواهای نفس گوش ندهد؛ زیرا مصلحت و حکمتی در پذیرش مسئولیت است که درنهایت حتی برای راحتی و آسایش و لذت نفس نیز مفید است هر چند که به ظاهر موجب محدودیت و رنج نفس باشد.
اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که اسلام به عنوان دین فطرت (روم، آیه ۳۰) بر آن است تا مجموعه‌ای از قوانین را ارائه دهد که مطابق عقل و فطرت سالم است و تکالیف آن به گونه‌ای سامان یافته که مخالف عقل و فطرت نباشد. لذا قوانین آن کمترین سختی و دشواری را دارد و همواره نه تنها تکالیف را بر مدار عدالت، اعتدال، آسانی و نرمی قرار داده بلکه شرایط فردی و شخصی را نیز در نظر گرفته و فرموده است که اگر این احکام برای عموم مردم آسان و سهل است ولی به هر دلیلی برای شخص دشوار باشد آن شخص مجاز است تا آن را در آن شرایط سخت و دشوار ترک نماید؛ چرا که احکام اسلام با توجه به توان و طاقت و استطاعت افراد نیز دستخوش تغییرات می‌شود. از این رو خداوند با صراحت می فرماید: لا یکلف الله نفسا الا وسعها؛ خداوند جز به میزان وسع و توان شخص تکلیف نمی‌کند. (بقره، آیه ۲۸۶؛ و نیز نگاه کنید: بقره آیه ۲۳۳ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، آیه ۴۲؛ مومنون، آیه ۶۲)
پس اگر حکم عامی چون روزه صادر شده و ملاحظه عموم مردم در آن شده است؛ چرا که براساس عقل و فطرت و طبیعت انسان است؛ اما یک حکم کلی حاکم دیگری نیز صادر شده که ناظر به تک‌تک افراد است و از آنان خواسته شده تا به نفس خود مراجعه نمایند و در حد توان و استطاعت خود تکالیف را به جا آورند؛ چرا که دین اسلام همان گونه که بر مدار عقل و فطرت انسانی است، به اشخاص و افراد نیز توجه دارد و از آنجایی که توان و استطاعت افراد تفاوت دارد، در صورتی که برای شخص توانفرسا باشد، آن حکم در آن شرایط ملغی است.
به سخن دیگر از آنجایی که احکام اسلام عموم مردم را در نظر می‌گیرد و شرایط عمومی و کلی را مدنظر قرار می‌دهد، ولی هرگز این بدان معنا نیست که عذر واقعی را نادیده بگیرد و بخواهد همگان بی‌استثنا در هر شرایط احکام و تکالیف را به جا آورند. از همین‌رو در آیات قرآنی واژه و اصطلاح دیگری به عنوان «حرج» مطرح می‌شود که اگر شخص در شرایطی گرفتار حرج شود، آن تکلیف در آن شرایط از او ساقط می‌شود. (مائده، آیه۶؛ نور، آیه ۶۱؛ احزاب آیات ۳۸ و ۵۰؛ فتح، آیه ۱۷) خداوند به صراحت در توصیف دین اسلام در آیه ۷۸ سوره حج می‌فرماید: ما جعل علیکم فی‌الدین من حرج؛ در دین اسلام علیه شما حکم حرجی وضع نشده است.
در آیات قرآنی می‌توان موارد بسیاری را یافت که به اصل سهله و سمحه بودن قوانین، احکام و تکالیف اسلام در شکل عام و کلی آن اشاره دارد و بر این نکته تأکید می‌کند که احکام اسلامی برای نوع انسان‌ها آسان است و اگر هم به هر دلیلی در شرایط خاص برای شخصی توانفرسا و خارج از وسع و استطاعت و توان او باشد، از آن شخص برداشته شده و تکلیفی بر او نخواهد بود.
بر همین اساس در روایات بسیاری بر آسان‌گیری در احکام و شریعت اسلام تأکید شده است. از جمله پیامبر(ص) می‌فرماید: «بعثت بالحنیفیه السمحه السهله؛ بر دین حنیف مستقیم و راست و آسان و سهل برانگیخته شده‌ام. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۳۴ و فروع کافی، ج۵، ص۴۹۴)
معنای حدیث این است که اسلام دینی است که انجام فرمان‌ها و احکام آن آسان است و خداوند، در مرحله تشریع احکام و قانون‌گذاری، به مردم آسان گرفته است و احکام اسلامی را بگونه‌ای وضع نکرده که بندگان دچار مشکلات غیرقابل تحمل شوند؛ به عنوان نمونه خداوند، تیمم را تشریع کرده تا اگر وضو گرفتن و استفاده از آب به هر دلیلی برای انسان ضرر دارد، از بروز آن جلوگیری شود. همچنین براساس همین اصل حاکم، هر حکمی که موجب عسر و حرج شود برداشته می‌شود.
محدودیت در مجوز اضطراری
یکی دیگر از اصول حاکم در اسلام، اصل ضرورت و اضطرار است. این اصل نیز مانند اصولی چون توانفرسایی، عسر و حرج، اصل حاکم بر تکالیف و احکام است. به این معنا که احکام تا جایی برد دارند که موجبات اضطرار نشوند. از این رو در اسلام این معنا بارها مورد تأکید است که شخص گرفتار اضطرار و ضرورت می‌تواند برخلاف حکم اصلی رفتار کند. به عنوان نمونه خوردن گوشت مردار حرام است؛ اما اگر در جایی گیر کند و در مخمصه‌ای گرفتار شود که برای بقای جان خود و به دست آوردن توان می‌بایست از گوشت حرام بخورد می‌تواند از آن در حد ضرورت و زنده ماندن استفاده کند.
خداوند در چند آیه از جمله ۱۷۳ سوره بقره، آیه ۱۴۵ سوره انعام و آیه ۱۱۵ سوره نحل این مجوز را صادر کرده که اگر در حالت اضطرار قرار گرفتید می‌توانید از گوشت‌های حرام استفاده کنید. از همین آیات و مانند آن یک اصل و قاعده فقهی عام استخراج شده که می‌گوید: الضروره تبیح المحظورات؛ ضرورت و اضطرار ممنوع را مباح می‌کند.
اما باید توجه داشت که این اباحه و مجوز استفاده در حالت ضرورت و اضطرار به این معنا نیست که پا از گلیم درازتر کرده و در خوردن آن زیاده‌روی کنید. از این رو گفته شده است: الضروره تقدر بقدرها، ضرورت به میزان آن است، یا الضرورات تبیح المحظورات بقدرها، ضرورت، محظور و ممنوع را به میزان محذور مباح می‌کند. پس قاعده اضطرار مجوز آن نیست که از حد بگذریم، بلکه باید همواره مراعات احتیاط را بکنیم و بیش از مقدار رفع ضرورت نیز در حریم ممنوع و محظور وارد نشویم بلکه فقط به همان میزان برطرف کردن ضرورت، از خطوط قرمز خداوند بگذریم.
شیرینی تکالیف سخت و ارزش والای آن
از آنجایی که اصولا تکالیف به سبب ذات سختی آن، آموزه‌های انسان‌ساز هستند و بستر مناسبی را برای رشد عقل فراهم می‌آورند و قواهای سرکش شهوانی و غضبانی را مدیریت می‌کنند، گردن خم کردن در زیر این تکالیف سخت و دشوار، بسترساز تقوایی است که انسان را به مقام گرامی‌ترین موجودات و انسان‌ها می‌رساند. (حجرات، آیه ۱۳) از همین رو گفته‌اند بهترین شیوه انجام تکالیف، پذیرش سختی‌های آن است به گونه‌ای که انسان بخواهد بدترین شرایط را برای انجام آن به جان بخرد.
در یک اصل کلی از پیامبر(ص) نقل شده که ایشان فرموده است: افضل الاعمال احمزها، برترین اعمال، شاق‌ترین و سخت‌ترین آنها است. (بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۱۹۱) در برخی از نسخه‌ها نیز آمده که فرمودند: افضل العبادات احمزها، ای اشقها. (دهخدا)
پس هر عمل که در شرایط شاق‌تر و سخت‌تری انجام گیرد ارزش و اعتبار بیشتری را نیز کسب می‌کند. سخت‌ترین عبادات به عنوان برترین آنها معرفی می‌شود، زیرا این شرایط سخت که بر نفس تحمیل می‌شود او را به گونه‌ای تربیت می‌کند که به سادگی گرفتار بی‌تقوایی نشود و گرایش به غضب و شهوت پیدا نکند و مرتکب گناه و جرم نشود.
در این راستا در روایتی دیگر آمده است که: افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک، بهترین اعمال چیزی است که انجام آن برایت ناگوار است. (همان، ج۷۸، ص ۶۹) زیرا چنین اعمالی زمینه‌ساز تقوای الهی می‌شود و شخص را از ارتکاب اعمال گناه و گرفتار شدن در بی‌تقوایی حفظ می‌کند، چرا که این شخص به نفس خود آموخته که شرایط سخت را بپذیرد و به خود اجازه نمی‌دهد تا مطابق هواهای نفس، کاری را انجام دهد.
پیامبران و اولیای الهی دشوارترین‌ها را در کارهای نیک و عبادیات به جان می‌خریدند در حالی که خداوند آنان را به عصمت حفظ می‌کرد، ولی برای آنان به رنج افکندن نفس برای رضایت محبوب یک اصل بود. می‌گویند پس از آن که حضرت مریم(س) از دنیا رفت، حضرت عیسی(ع) جنازه او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
حضرت مریم(س) پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب‌های طولانی زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می‌رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می‌گرفتم.» (داستان‌هایی از یاد خدا، ص ۲۹-۲۸)
آسانی‌گیری در احکام روزه
خداوند در آیه ۱۸۳ سوره بقره روزه را بر امت اسلام همانند امت‌های پیشین واجب کرده است؛ هرچند که در امتهای پیشین این روزه ممکن است در غیر ماه رمضان باشد اما در امت اسلام این امر عبادی به ماه رمضانی اختصاص می‌یابد که بهترین ماه‌هاست و خداوند آن را به خود نسبت می‌دهد و در آن شب قدری را قرار داده که از هزارماه برترست و شب نزول کامل قرآن بر قلب پیامبر(ص) و شب تقدیر امور برای یک سال است. (بقره، آیه ۱۸۵؛ دخان، آیات ۳ و ۴؛ و نیز سوره قدر)
از آنجایی که ماه‌های قمری در گردش است، ماه رمضان و ماه روزه به طور طبیعی در گردش چهارفصل سال است. از این رو گاه به ماه‌های تابستان می‌افتد که در مناطق استوایی زمین به شدت گرم و توانفرساست. با این همه اسلام از آنجایی که دین سهل و سمحه و برمدار فطرت است، مطابق با طبیعت و فطرت و عقل انسانی روزه را به گونه‌ای قرار داده که انسان‌ها به طور عموم توان انجام تکلیف روزه را دارند حتی اگر به فصل گرمای تابستان برسد.
شرایط طبیعت بدن آن است که با متغیرات بسازد و خود را وفق دهد و همین عامل است که انسان‌ها را نسبت به دیگر موجودات برتر کرده است. به ویژه آن که بااستفاده از عقل و ایجاد و ساختن سازه‌هایی می‌توانند خود را از هر مشکلی برهانند، اما با این همه برای عده‌ای انجام برخی از تکالیف از جمله روزه سخت و دشوار است. اسلام و قرآن به این نکته هم توجه دارد و در آیات قرآنی از جمله در آیات ۱۸۴ و ۱۸۵ سوره بقره وقتی احکام روزه را بیان می‌کند کسانی را برای انجام آن مستثنی می‌کند. از جمله این افراد می‌توان به کسانی که در سفر یا مریض هستند اشاره کرد.
البته غیر از این دو دسته گروه سومی را نیز استثنا می‌کند که در همان چارچوب اصل کلی تکلیف به میزان استطاعت است. چنانکه می‌فرماید: فمن کان منکم مریضا او علی سفر فعده من ایام اخر و علی الذین یطیقونه فدیه طعام مسکین؛ هر کس که از شما بیمار یا در سفر باشد، به همان تعداد از روزهای دیگر را روزه بدارد و آنان که توانایی آن را ندارند و روزه برای آنان توانفرساست، هر روز را به اطعام مسکینی باز بخرند. (بقره، آیه ۱۸۴)
در آیه ۱۸۵ سوره بقره نیز می‌فرماید: و من کان مریضا او علی سفر فعده من ایام آخر یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ هر کس که بیمار یا در سفر باشد، به همان تعداد از روزهای دیگر را روزه بگیرد. خدا برای شما خواستار آسایش است نه سختی. در آیه به صراحت از همان اصل اساسی آسان‌گیری و سهل بودن احکام و تکالیف سخن به میان آمده و می‌فرماید که در احکام مراعات آسانی شده و خداوند نمی‌خواهد تا کسی در عسر قرار گیرد. پس اینکه سه گروه از انجام تکالیف استثنا شده‌اند به سبب همان اصل سهل و سمحه بودن احکام اسلامی است.
توانفرسایی روزه، جواز روزه‌خواری
از آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵ سوره بقره چنین برمی‌آید که روزه از سه گروه برداشته شده است. از جمله این گروه‌ها، کسی است که روزه برای او طاقت‌فرسا و توانفرساست. از همین رو فتاوای مراجع به ویژه دو گروه کودکان وپیران استثنا می‌شوند. پس کودکی که در سن تکلیف است ولی به سبب بنیه و جثه توان گرفتن روزه را ندارد همانند پیران سالخورده که این‌گونه است مستثنا می‌شوند. اگر دیده شود که روزه برای کودک خردسال مکلف به تکلیف روزه، ضرری دارد و یا توانفرساست، روزه بر او واجب نیست؛ چنان که بر پیران سالخورده که روزه‌داری توان آنان را می‌فرساید واجب نیست، بلکه به جای آن کفاره یک مد طعام را می‌دهند.
البته غیر از این افراد کسانی نیز به‌طور طبیعی توان روزه گرفتن را دارند ولی در شرایطی قرار می‌گیرند که توان ایشان از میان می‌رود و به حالت ضعف شبیه به اغما می‌افتند که در آن صورت روزه دیگر بر آنان واجب نیست. به عنوان نمونه عواملی نظیر گرمای شدید، طولانی بودن روز، ناچار بودن از کار و فعالیت روزانه آن هم در معرض آفتاب و حرارت کارگاه و کنار تنور و اجاق، نه یک روز و دو روز بلکه به مدت یک ماه، وضعیت را برای بعضی افراد و اقشار بگونه‌ای سخت و طاقت فرسا می‌کند که بسیاری خود را بین ناچاری‌ها و ضرورت‌های زندگی و فرمان خداوندی وجوب روزه‌داری متحیر و سرگردان می‌بینند. در این شرایط گاه روزه گرفتن نوعی احساس شکنجه شدن را در ذهن تداعی می‌نماید! اشخاصی که در ماه رمضان در چنین شرایطی قرار دارند، نسبت به روزه چه تکلیفی دارند؟ منطق فقهی و منش فقها در این‌باره چیست؟ اینان آیا از ابتدای صبح حق دارند روزه را افطار کنند و مثلا اول صبح از خواب بیدار شوند و صبحانه را تناول کرده و به سر کار روند؟! یا اینکه راه دیگری را باید در پیش گیرند که جانب جمیع جهات از جمله احتیاط را درنظر دارد و رعایت می‌کند؟ روشی که هم به الزامات زندگی و واقعیت‌های عینی توجه دارد و هم به حرمت ماه رمضان و جایگاه روزه بها می‌دهد؟
با نگاهی به فتاوای فقهای اسلام به خوبی روشن می‌شود که اسلام اصل سهل و سمح را در همه جا مراعات کرده است و در شرایطی که عسر، حرج، توانفرسایی و مانند آن باشد، روزه از شخص برداشته می‌شود و لازم نیست در آن شرایط روزه بگیرد.البته فتاوی به گونه‌ای است که از هر گونه فرار از روزه جلوگیری به عمل می‌آورد و حرمت ماه رمضان و حکم الهی در آن مراعات شده و از سویی اصل حاکم نیز بگونه‌ای در آن ترتیب اثر داده شده است. امام‌خمینی(ره) در پاسخ به استفتائات متعددی با مراعات هر دو اصل بر آن است تا حکم اسلامی را در این مسأله تبیین کند. در استفتاء ۴۷ آمده است:
س۴۷- در بعضی از روزهای گرم ماه مبارک رمضان، یک کشاورز نوبت آبیاری دارد در هوای گرم تابستان، آبیاری با حالت روزه تقریبا غیرممکن است یعنی طوری است که اگر شخص روزه باشد لطمه به زراعت و یا لطمه به سلامتی می‌زند آیا این شخص می‌تواند روزه آن روزرا افطار کند و قضای آن را بعدا بگیرد؟
ج- اگر می‌تواند کار را ترک کند باید روزه بگیرد و اگر نمی‌تواند، هر وقت به حرج افتاد می‌تواند افطار نماید ولی تا در حرج واقع نشده نباید روزه را باطل کند. (کتاب استفتائات امام خمینی؛ ج۱، ص۳۱۹)
از این فتوای امام‌خمینی(ره) به خوبی دانسته می‌شود که شخص فقط در حالت حرج می‌تواند روزه‌خواری کند. پس تا زمانی که در حالت حرج نیفتاده می‌بایست روزه را ادامه دهد و وقتی ادامه روزه‌داری توان‌فرسا و حرج‌آمیز شد، در آن زمان روزه خوردن جایز است.
البته انسان نباید کاری کند که خود را در حرج و اضطرار اندازد، ولی اگر به هر دلیلی چنین چیزی واقع شد، همان حرج مجوزی برای روزه‌خواری می‌شود. به عنوان نمونه اگر می‌توان کاری کرد که هم نان پخت و هم روزه نگه داشت باید آن کار را انجام داد. مثلا اگر بشود در شب نان روزانه را پخت یا از دستگاهی استفاده کرد که نیاز به حضور مستقیم در برابر تنور نباشد، باید آن کار را کرد. اگر دولت قوانین را بگونه‌ای قرار دهد که مثلا نان در شب‌ها پخته شود و روزانه عرضه شود دیگر نیازی به روزه‌خواری نانواها نیست. همچنین در کارهای کشاورزی و بنایی و مانند آن اگر بشود روش‌هایی چون کار شبانه و استفاده از ابزارهای مکانیکی با کمترین حضور فیزیکی انسان و افراد بکار گرفت می‌بایست همان را مراعات کرد. از همین‌رو امام خمینی(ره) در پاسخ استفتاء دیگر می‌فرماید: س ۴۸- ماه مبارک رمضان که مصادف است با فصل درو و درو کردن با دهان روزه خیلی مشکل است و معمولا نمی‌توانند روزه بگیرند؛ زیرا درو گندم یا جو عقب می‌ماند و در نتیجه محصول از بین می‌رود. امام در این مورد چه دستور می‌فرمایند؟
ج- در صورتی که بتوانند روزه بگیرند ولو اینکه برای درو کمک بگیرند یا در شب کار کنند باید روزه بگیرند و اگر ممکن نباشد باید روزه بگیرند و اگر در بین روز، روزه برای آنها حرجی شد بعد از آن می‌توانند افطار کنند.
پس همه این راه‌ها باید طی شود و به سادگی شخص به خود اجازه ندهد که روزه‌خواری کند بلکه حتی اگر کار کشاورزی دارد می‌بایست روزه را بگیرد و نمی‌تواند از همان صبح روزه‌خواری کند بلکه تا زمانی که به حرج نیفتاد می‌بایست روزه‌دار باشد و زمانی که طاقت فرسا شد به حکم آیه ۱۸۴ سوره بقره می‌تواند روزه‌اش را بخورد.
امام خمینی(ره) نمی‌پذیرد که شخص، خود را به کارهایی مشغول کند که نتیجه آن اضطرار و حرج و طاقت‌فرسا شدن روزه‌داری است. لذا در فتوایی دیگر در پاسخ استفتا می‌فرماید:
س۴۹- شاطر نانوائی به خاطر گرمای بیش از حد تنور روزه‌اش را می‌خورد و می‌گوید با این گرمای هوا و گرمای تنور نمی‌توانم روزه بگیرم و شاید در زمستان قضای روزه را بگیرد، آیا او مجاز است این کار را بکند؟ و هر فردی که این قبیل شغلها را دارد می‌تواند در این فصل روزه نگیرد؟
ج- عذر مزبور مجوز افطار نیست.
بنابراین، چنین کسانی، در صورتی که بتوانند، باید کار کردن را رها کنند و از فعالیت روزانه صرف نظر نموده و روزه بگیرند؛ شاید به این جهت که کار در این صورت برای آنان واجب نیست و شخص می‌تواند روش دیگری را اتخاذ کند که هم کارش را داشته باشد و هم روزه را نگه دارد و نمی‌توان به خاطر امر غیرواجب از روزه که واجب است با سوءاختیار صرف‌نظر کرد.
اما اگر شرایط بگونه‌ای است که حتما باید کار کرد و صرف‌نظر کردن از آن ممکن نیست و یا بدون کار کردن نیز در مرحله‌ای از روزه‌داری، مشقت زیاد پیش می‌آید، چنین کسانی باید روزه بگیرند و اگر روزه در بین روز برای آنان حرجی شد افطار کنند. اما به هیچ وجه نمی‌توانند صرفا به این احتمال و دلیل که بعدا روزه حرجی می‌شود روزه را از ابتدای روز افطار کنند. به بیان دیگر حرج بالفعل مجوز افطار می‌باشد و تا زمانی که هنوز مشقت غیرقابل تحمل پیش نیامده و محقق نشده است نمی‌توان افطار کرد.
خداوند برای گروه‌هایی به سبب همین مسئله عسر و حرج و طاقت‌فرسایی روزه، مجوز افطار و روزه‌خواری داده است. براساس فتاوای امام خمینی(ره) برای چند نفر روزه خوردن در ماه رمضان جایز است: پیرمرد و پیرزن اگر روزه برای آنان ممکن نباشد و یا مشقت داشته باشد و کسی که مرض عطاش داشته باشد که زیاد تشنه می‌شود، چه اصلا نتواند خودداری کند و یا برای او دشوار باشد، و زنی که نزدیک زاییدن اوست و روزه برای خود او و یا برای فرزندش ضرر دارد، و زنی که بچه شیر می‌دهد و شیر او کم است و اگر روزه به او یا بچه‌اش که شیر می‌دهد ضرر برساند. پس تمامی این افراد روزه نمی‌گیرند و بر هر یک از آنان واجب است به جای هر روز یک مد طعام کفاره بدهند. (امام خمینی(ره)، تحریر الوسیله، ج ۱، ۵۳۶)