روزه؛ خیر مطلق الهی برای انسان

samamosیکی از مهم ترین عبادات در اسلام روزه است. این عمل عبادی همانند نماز و حج کارکرد بسیاری در تعالی و تکامل انسان دارد و خداوند آن را بستر تقوا دانسته است. نقش بی‌بدیل روزه در تزکیه نفس و کمال روح بشر تا آنجاست که خداوند از آن به خیر یاد کرده است.
نویسنده در مطلب پیش‌رو با مراجعه به آموزه‌های قرآنی بر آن است تا نقش روزه به عنوان یک خیر الهی و عنایت ویژه از سوی خداوند به بشر را تبیین کند.

روزه ماه رمضان، عبادت و عنایتی خاص
روزه که در زبان عربی از آن به صوم و صیام تعبیر می‌شود، نوعی عبادت خاص است که با خودداری انسان از برخی از اعمال تحقق می‌یابد. این عبادت در طول تاریخ بشریت وجود داشته است و اقوام پیشین نیز بدان عمل می‌کردند (بقره، آیه ۱۸۳)، البته تفاوت‌هایی در موارد امساکی وجود داشته؛ چرا که روزه می‌توانست با خودداری از سخن گفتن تحقق یابد که از آن به روزه سکوت یاد می‌شده است، (آل عمران، آیه ۴۱؛ مریم آیه ۲۶؛ مجمع البیان، ج ۱-۲، ص ۷۴۵؛ الکشاف، ج ۳، ص ۱۴) یا با امساک از خوردن و نوشیدن برخی از چیزها تحقق یابد که در روزه یهودیان و مسیحیان یافت می‌شود. همچنین از نظر زمان امساک نیز متفاوت بوده است؛ چرا که در شرایع سابق در طول شبانه‌روز تنها یک وعده می‌توانستند به خوردن بپردازند (مجمع‌البیان، ذیل آیه ۱۸۳ سوره بقره) که آن نیز در سحرگاهان بود و اصطلاح (breakfast ) در زبان انگلیسی به معنای صبحانه در حقیقت به معنای افطار کردن و شکستن روزه است که از سنت روزه‌داری مسیحی گرفته شده است. همچنین تعداد روز‌هایی که واجب بوده روزه نگه داشته شود از سه تا چهل روز متفاوت بوده است.
از طرفی گاهی شخص نسبت به هرگونه نوشیدنی و خوردنی امساک می‌ورزیده است و هیچ چیز نمی‌خورد؛ چنان که در روایات تفسیری است که حضرت موسی(ع) در تمام مدت چله میقات خود با خداوند در روزه بود و چیزی در این چهل روز نخورد. (اعراف، آیه ۱۴۲)
در اوایل اسلام نیز برخی از احکام روزه با آنچه پس از آن به عنوان احکام روزه تثبیت شده تفاوت‌هایی داشته است. از جمله اینکه در طول شبانه‌روز تنها یک وعده مجاز به افطار کردن بودند. از این رو، وقتی که می‌خوابیدند و مثلا در نیمه شب یا سحرگاهان بیدار می‌شدند دیگر مجاز به افطار کردن و خوردن و نوشیدن چیزی نبودند. همچنین از آیه ۱۸۷ سوره بقره به دست می‌آید که از موارد امساک، مباشرت با زنان بوده که بعدها هر دو قانون نسخ شد و تغییر یافت و محدودیت‌های روزه تنها از اذان صبح تا اذان مغرب یعنی از طلوع فجر صادق تا شب تعیین شد و با آمدن شب همه چیز مجاز اعلام گردیده و محدودیتی نیست.
در اسلام روزه در ماه مبارک رمضان واجب شده است و هر مسلمانی می‌بایست در طول یک ماه رمضان روزه بگیرد مگر آنکه مریض (بقره، آیه ۱۸۵)، مسافر (بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵) و ناتوان و مبتلا به عسر و مشقت شدید باشد. (همان) پس زنان باردار و یا زنان شیرده و نیز مردان سالخورده و یا هر کسی دیگر که به هر علتی در عسر و حرج شدید قرار می‌گیرد روزه بر آنها واجب نیست.
ماه رمضان به عللی چون نزول قرآن (بقره، آیه۱۸۵، قدر، آیه۱)، شب قدر (همان) و نیز وجوب روزه در آن (بقره، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۵) از عظمت و ارزش بسیار بالایی برخوردار است.
از پیامبر گرامی(ص) روایت کرده‌اند که فرمود: ماه رمضان، ماه خداست. در سوم این ماه بود که صحف ابراهیم(ع) بر او فرود آمد، در ششم و سیزدهم آن، تورات موسی(ع) و انجیل عیسی(ع) برای آن دو پیامبر بزرگ نازل شد، و در هیجدهم و بیست و چهارم این ماه پربرکت، زبور بر پیام‌‌آور خدا داوود(ع) و فرقان بر محمد(ص) فرو فرستاده شد. (مجمع‌البیان، ذیل آیه ۱۳۸)
امام باقر(ع) از پیامبر گرامی(ص) نقل کرده است که آن حضرت در روز جمعه و در آستانه ماه پربرکت خدا، ضمن سخنانی جانبخش، پس از ستایش خدا و سپاس از نعمت‌های او، فرمود: هان ای مردم! هم اینک در پایان ماه شعبان، ماهی بر شما سایه افکنده است که در آن، شبی قرار دارد که از هزار ماه برتر و پرفضیلت‌تر است. کسی که یک شب از این ماه را به عبادت خدا بپردازد، مانند کسی است که در ماه‌های دیگر هفتاد شب را به شب‌زنده‌داری و نماز سپری کرده است، و پاداش کسی که کار مستحب شایسته‌ای در آن انجام دهد، به اندازه پاداش عبادت واجبی است که در دیگر ماهها به جا آورد، و آن که عبادت یا کار شایسته واجبی در این ماه انجام دهد، بسان کسی است که در ماه‌های دیگر هفتاد عبادت واجب از واجبات و مقررات خدا را به شایستگی بجا آورده است. هان ای بندگان خدا! ماه خدا ماه شکیبائی است و پاداش آن بهشت پرطراوت و زیبای خداست، ماه یاری رساندن به نیازمندان است و ماهی است که خداوند روزی مردم با ایمان را در آن فراوان می‌سازد. اجر کسی که بنده با ایمانی از بندگان خدا را در این ماه افطار دهد، هم اندازه پاداش آزادساختن بنده‌ای در راه خداست، و افزون بر آن، گناهانش نیز بخشوده می‌شود. سخنان پیامبر(ص) که به اینجا رسید، فردی برخاست و گفت: ای پیامبر خدا! همه ما آن توان مالی را نداریم که به بندگان خوب خدا افطار دهیم. در این مورد، تکلیف چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: خدایتان سرچشمه بخشایش و مهر است، آن که بر افطار دادن قدرت ندارد، اگر برای تقرب به خدا، مقداری شیر یا شربتی گوارا و یا دانه‌ای خرما نیز بدهد، همان پاداش به او ارزانی خواهد شد. هان ای مردم! کسی که در این ماه، کار کارگر و خدمتگزارش را سبک سازد، خدای پر مهر و بنده‌نواز در روز رستاخیز، حساب اعمال او را سهل و آسان می‌سازد. بندگان خدا! شما در این ماه بندگی و اخلاص، از انجام دادن چهار کار شایسته، بی‌نیاز نخواهید بود؛ با انجام دادن دو کار از آنها، رضایت و خشنودی خدا را فراهم می‌آورید و به پاداش دو کار دیگر نیز نیازمندید. اما آن دو کار که خشنودی خدا را در پی دارد، یکی گواهی از ژرفای جان به یکتایی و بی‌همتایی خداست، و دیگر ایمان و اقرار به رسالت پیام‌آورش. آن دو عمل که از انجام دادن آنها بی‌نیاز نخواهید بود، یکی خواستن خواسته‌ها با همه وجود و اخلاص از بارگاه خداست که از جمله آنها بهشت پرطراوت اوست؛ و دیگر درخواست نجات از آتش‌سوزان دوزخ و پناه بردن به آفریدگار هستی از شعله‌ها و شراره‌های دردناک آن. (مجمع‌البیان)
به هر حال روزه در این ماه واجب شده تا شرایط تقوایی و تزکیه برای بشر فراهم تر باشد؛ بویژه که در این ماه شیاطین در محدودیت شدیدی هستند و خداوند آنان را به غل و زنجیر می‌کشد. خداوند روزه این ماه را واجب کرده و به هر کسی که حلول این ماه را درک کرده فرمان داده تا در آن ماه روزه بگیرد. البته وجوب روزه حتی با احراز شخصی حلول ماه رمضان کفایت می‌کند و کسی که خود حلول آن را احراز کرده می‌بایست روزه بگیرد. (بقره، آیه ۱۸۵)
خداوند به بندگانش عنایت کرده تا در این ماه خودسازی و تزکیه نفس نمایند و خود را به دایره تقوا نزدیک کرده و در آن وارد شوند؛ زیرا کسی که از مباحاتی چون خوردن و نوشیدن و ارتباط با همسر خودداری می‌ورزد، می‌تواند بر هواهای نفسانی خود غلبه کند تا در هنگامی که شیاطین آزاد شده و با وسوسه‌های شیطانی خود می‌خواهند او بی‌تقوایی کند، توان مقابله با آنها را داشته باشد. بی‌گمان چیزهایی که شیاطین از طریق آن بر انسان مسلط می‌شوند همین هواهای نفسانی از جمله خوردن و نوشیدن و ارتباط جنسی با همسر است. وقتی انسان بر این مهم ترین غرایز خود مسلط شود دیگر شیاطین با وسوسه‌های خویش کاری نمی‌توانند بکنند؛ لذا خداوند در آیه ۱۸۳ سوره بقره در بیان فلسفه روزه بیان می‌کند که این روزه موجب می‌شود که انسان در مسیر تقوا قرار گیرد و خود را برای مقابله با هرگونه وسوسه‌ها و انحراف و کژی از مسیر صراط‌مستقیم هدایت آماده کند.
خیربودن روزه برای انسان
خیر، به چیزهایی مانند عقل، عدل و فضل گفته می‌شود که مورد رغبت همگان باشد. لذا به چیز سودمند خیر گفته می‌شود. در فارسی از خیر به خوب تعبیر شده که در برابر آن بد گفته می‌شود. در عربی به ضد خیر، شر گفته شده است.
در فرهنگ قرآنی، خیر بر دو گونه است: یکی خیر «مطلق» است. خیر مطلق آن چیزی است که در هر حال و نزد هر کسی مورد رغبت باشد یعنی بی‌هیچ اما و اگر همگان آن را نافع بدانند. در برابر خیر مطلق نوعی دیگری از خیر وجود دارد که به آن خیر و شر «مقید» می‌گویند. خیر مقید به چیزی می‌گویند که برای یکی خیر و برای دیگری شر باشد؛ مانند مال.
درکاربردهای عربی چنان که راغب اصفهانی می‌نویسد: خیر و شر بر دو وجه مورد استعمال است: یکی اینکه اسم باشد، مانند «و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر»، (آل عمران، آیه ۱۰۴) و دوم اینکه وصف باشد. فرض وصف بودن بر معنای افعل تفضیل است؛ مثل «نأت بخیر منها» (بقره، آیه ۱۰۶؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۰۰-۳۰۱، «خیر»).
بنابراین، خیر، هر چیز نافع است. از آیات قرآنی به دست می‌آید که هر نعمتی چون مال نمی‌تواند خیر باشد؛ زیرا زمانی بر آن اطلاق خیر می‌شود که برای شخص مفید و نافع باشد و او را در مسیر کمالی و اهداف سعادت یاری رساند. از این رو دارایی و نداری به معنای خیر و شر نیست؛ چرا که گاه نداری عین خیر برای شخص است در حالی که مال با آنکه به نظر نعمت است برای شخص دیگر ممکن است شر باشد. بر همین اساس خداوند در آیات ۱۶ و ۱۷ سوره فجر دارایی و نداری را نشانه اکرام و اهانت نمی‌شمارد.
ازنظر قرآن، داشتن عقل، خیر نیست بلکه خیر آن زمانی است که شخص از عقل خود استفاده کرده و تعقل و خردورزی کند، آن زمان است که خیر معنا می‌یابد.
خداوند در آیه ۱۸۴ سوره بقره روزه را به عنوان خیر معرفی می‌کند و می‌فرماید اگر روزه بگیرید آن برای شما خیر است؛ زیرا روزه حتی در شرایط سخت و دشوار جز نفع کامل چیزی برای انسان ندارد. روزه با همه ظاهر سخت آن به عنوان خیر، معرفی می‌شود که به نظر می رسد در اینجا همان خیر مطلق مراد است نه خیر مقید. به این معنا که جز خیر هیچ چیزی در روزه نیست؛ هرچند که انسان باید از بسیاری از چیزها و لذات مباح محروم شود تا روزه تحقق یابد؛ زیرا در هنگام روزه انسان می‌بایست از ده‌چیز که از آن به عنوان مفطرات روزه یاد می‌شود، خودداری ورزد که هر یک از آنها به نظر برای انسان نافع است. به عنوان نمونه خوردن و نوشیدن به ویژه از غذای حلال و پاک و طیب برای انسان هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی و روحی مفید است، ولی خداوند با گفتن این که خیر برای انسان در روزه گرفتن است می خواهد بگوید که روزه نه‌تنها هیچ ضرری ندارد بلکه خیر مطلق برای انسان است؛ به ویژه آنکه انسان روزه‌دار هرچند که در مدتی از شبانه‌روز در محدودیت تغذیه است ولی این گونه نیست که میزان کالری مورد نیاز بدن در بقیه طول شبانه‌روز به او نرسد، بلکه در زمان‌های دیگر می‌تواند به تامین غذایی خود بپردازد و کالری مورد نیاز را تامین می‌کند بی‌آنکه میزان بیشتری از کالری را وارد بدن سازد که به شکل چربی و قند ومانند آن ذخیره می‌شود و برای بدن آسیب‌هایی را به همراه دارد.
برکات روزه
روزه در ماه رمضان از برکات و آثار بسیاری برخوردار است؛ زیرا ماه رمضان ماه خاص و مبارکی است. واژه «رمضان» خود به یک معنا گویای این منفعت است؛ زیرا این واژه در اصل از واژه «رمضی» به معنای شدت تابش خورشید بر ریگها گرفته شده است. واژه «رمضان»، به عنوان یکی از نامهای الهی نیز به کار رفته و از آنجایی که ماه روزه، بسیار پرشرافت و پرفضیلت است، به این نام خوانده شده است. از سویی دیگر روزه‌داری در این ماه، گناهان را می‌سوزاند؛ زیرا «رمضی» به معنای سوزاندن است. وقتی انسان در این ماه روزه می‌گیرد گویی گناهان پیشین خود را به آتش تقوا می‌سوزاند و پس از ماه رمضان گناهی بر گردن او نیست.
خداوند در آیه ۱۸۳ سوره بقره با لطف خاصی بندگان مومن خویش را ندا می‌کند و آنان را به این خیر مطلق روزه‌داری دعوت می‌کند و می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید چون گذشتگان، بر شما روزه فرض شده است. از امام صادق(ع) نقل کرده‌اند که درباره این ندای الهی فرموده است: «لذّه ما فی‌النداء ازال تعب العباده و العناء؛ لذّت روحی و معنوی خطاب و ندای خدا به انسان چنان است که آثار رنج و خستگی عبادت و خستگی عمل به کارهای شایسته را از وجود انسان آگاه و باایمان می‌زداید. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)
روزه یک برنامه کامل انسان‌سازی است و این امکان را به انسان می‌دهد تا خودسازی کرده و به دایره متقین نزدیک شود و خود را به مسایلی نیز آشنا کند که شاید در طول زندگی آن را تجربه نکرده باشد. بسیاری از مردم به کارهای مباح چنان عادت کرده‌اند که نمی‌توانند آنها را ترک کنند. روزه این امکان را می‌دهد که شرایط دیگر را نیز تجربه کنند و به ویژه نسبت به گرسنگان و کسانی که از نعمت همسر بی‌بهره هستند آگاه شوند و پس از این برنامه هم دستگیری از دیگران را در دستور کار زندگی خود قرار دهند و اطعام نمایند و یا شرایط ازدواج را برای دیگران فراهم آورند.بر این اساس در فلسفه روزه مطالبی بیان شده که گواه این معنا و مفهوم است. پس روزه، موثرترین برنامه‌ای است که انسان را از گناه و زشتی بازمی‌دارد، همانگونه که از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند که: امت من با روزه گرفتن، بر هوا و هوس خویش چیره می‌شوند و به سراغ کارهای ناروا نمی‌روند.از امام صادق(ع) روایت کرده‌اند که در مورد فلسفه روزه فرمود: انما فرض‌الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک لان الغنی لم یکن لیجد مس الجوع فیرحم الفقیر؛ روزه به این دلیل واجب شد که میان ثروتمند و نیازمند برابری برقرار شود؛ و این بخاطر آن است که ثروتمند و بی‌نیاز طعم گرسنگی را بچشد و حقوق محرومان را رعایت کند؛ چرا که ثروتمندان هرآنچه را بخواهند، برایشان فراهم است. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)به هر حال خداوند می‌خواهد بین بندگانش مساوات برقرار شود و طعم گرسنگی و تشنگی و بی‌همسری را به ثروتمندان و همسرداران بچشاند تا آنان به محرومان و گرسنگان و بی‌همسران بیندیشند و به هر طریقی که امکان است با احسان خویش شرایط را برای دیگران نیز بهبود بخشند و عدالت واقعی را گسترش دهند.
از نظر قرآن اگر کسی به هر علتی روزه نگرفت حتی اگر بخواهد با کارهای خیر دیگری چون فدیه و اطعام دیگران و مانند آن که در آیه ۱۸۵ سوره بقره آمده، خود را تطهیر کند، بهتر آن است که به جای این کارهای خیر، روزه بگیرد که آن خیر مطلق است. این بدان معناست که روزه واقعا برای آدمی در هر حال و شرایطی بهتر است و حتی اگر خودش را به رنج افکند و روزه بگیرد بهتر است مگر آنکه روزه گرفتن موجب هلاکت و زیان جبران‌ناپذیر باشد که در آن صورت خیر نیست. اما اگر شرایط سختی باشد که او ناتوان از انجام فریضه شود، در آن حالت اگر ترس از جان نباشد بهتر است که روزه بگیرد.
از نظر خداوند روزه گرفتن در هر حالی برای توانا و قادر آن بهتر از این است که به کار دیگری بپردازد؛ زیرا هیچ خیری همچون خیر روزه نیست و انسان تا می‌تواند با تطوع و رغبت به این کار اقدام کند و شرایط سخت و دشوار آن را بپذیرد و به اندک بهانه‌ای خود را از این فیض بزرگ و خیر الهی محروم نکند؛ زیرا در روزه تقوایی به دست می‌آید که او را برای مقابله با شرایط دشوارتر آماده می‌سازد. (نگاه کنید: المیزان، ذیل آیه ۱۸۴ سوره بقره)