روزه، تمرین سلطه بر نفس

samamoروزه یکی از عباداتی است که بر هر مسلمانی در ماه رمضان واجب می شود مگر آنکه عذر و بهانه ای شرعی داشته باشد که می بایست در صورت استطاعت در ماه های دیگر سال آن را بگیرد و قضا کند. هر چند که در لغت روزه به معنای خودداری از خوردن و آشامیدن است، ولی مفطرات روزه بیش از این است که می توان با مراجعه به کتب فقهی آنها را شناخت. از جمله مفطراتی که در توضیح المسایل و کتب فقهی آمده، سرفروبردن در آب یا دروغ بستن به خدا و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است.

در آیات قرآنی روزه عاملی برای دست یابی به بسیاری از فضایل و کمالات انسانی دانسته شده که از جمله می توان به صبر و تقوا و مانند آن اشاره کرد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های اسلامی نقش روزه را در زندگی بشر بیان کند.

روزه، نماد قدرت انسان و سلطه بر نفس

در حدیث قدسی درباره جایگاه و ارزش برتر روزه در میان عبادت های دیگر شرعی آمده است: الصوم لی و انا اجزی به؛ روزه مال من است و خودم پاداش آن را به روزه دار می دهم.

هر گاه در آموزه های اسلامی امری به طور مستقیم به خداوند نسبت داده شود، به معنای ارزش و اهمیت آن امر در پیشگاه خداوند است. از جمله انتساب روح انسانی به خود که در برابر استدلال ابلیس مطرح می شود تا معلوم شود که روح انسانی غیر از ارواح دیگر موجودات است. (اعراف، آیه۱۲)

در این حدیث قدسی که عبارت خداوند در غیر از قرآن است، خداوند روزه را به خود نسبت داده و پاداش آن را نیز خود به عهده گرفته است. علت این امر را می توان در نقش بی بدیل روزه جست که آدمی را در مسیر درست قرار داده و بستر تعالی و کمال او را فراهم می آورد.

نکته ای که باید انسان، بسیار به آن توجه داشته باشد این است که آدمی هر چه بیشتر نسبت به امری شناخت و معرفت داشته باشد به همان اندازه انگیزه و شوق یا نفرت و بیزاری او افزایش می یابد؛ زیرا انسان شوق و انزجار به مجهول ندارد و آنچه اشتیاق و انزجار او را برمی انگیزد، میزان معرفت و شناختش به یک موضوع است. بنابراین، شناخت ارزش و اهمیت روزه می تواند عامل مهم در ایجاد انگیزه برای انجام آن باشد. بر همین اساس در آموزه های قرآنی تا آنجا که قابل درک و فهم بشر بوده علل احکام و یا فلسفه و حکمت های آن بیان شده است. در مجموعه های روایی خاصی چون علل الشرایع شیخ صدوق نیز تلاش بر آن شده تا برخی از علتها یا حکمت های احکام بیان شود.

از آنجایی که انسان موجودی مرکب از ماده و روح است. هنگامی که روح الهی در آدمی دمیده شد، روان آدمی و نفس وی شکل گرفت. روان به سبب حضور در کالبد مادی و به سبب تکیه بر آن، می بایست به نیازهای مادی نیز توجه کند. از این رو گرایشی در روان به سوی مادیات جهت پاسخ گویی به نیازهای مادی بشر به عنوان طبیعت و غریزه پدیدار شد. همان گونه که گرایش به معنویت به عنوان فطرت در او سرشته و نهادینه شده است.

اما حضور آدمی در زمین و استقرار وی تا زمانی که خود را به کمال برساند و نقش خلافت الهی را نسبت به موجودات دیگر انجام دهد، موجب شده تا نفس، گرایشی خاص به امور مادی پیدا کند که از آن در تعابیر اسلامی به هواهای نفسانی یاد می شود. هواهای نفسانی خواسته های مشروع و طبیعی بشری بودن انسان است؛ ولی گاه این گرایش شکل افراطی پیدا کرده و انسان را از گرایش فطری و معنوی باز می دارد که هدف اصلی حضور انسان در جهان ماده و دنیاست؛ چرا که دنیا و کالبد انسانی، همانند مرکبی برای سواری است نه اینکه انسان خود مرکب برای کالبد و تن خود شود و به جای اینکه کالبد، روان آدمی را سوار کند، این روان باشد که در خدمت تن درآید و او را سواری دهد.

سلطه هواهای نفسانی بر انسان همان چیزی است که در آیات قرآنی به فجور (شمس، آیات ۷ و ۸) تعبیر شده است. البته در آیات قرآنی و روایات، تعابیر و عناوین دیگری نیز با توجه به درجه و مرتبه تسلط هواهای نفسانی بر انسان آورده شده است که همه نوع ظلم و فجور و دریدگی و خروج از حالت اعتدال به سوی افراط و تفریط است؛ زیرا انسان به جای اینکه اعتدال را میان خواسته های نفسانی و معنوی ایجاد کند، در حق یک ظلم روا می دارد که در اینجا ظلم به معنویت و خواسته های تجردی روان آدمی است درحالی که انسان تنها به خواسته مادی جسم، توجه کرده و از دیگر سو غافل شده است.

روزه به سبب آنکه به نخستین خواسته های مادی و مباح نفس و جسم پاسخ منفی و محدود می دهد، شرایط را به سمت اعتدال می برد و بستر را برای تحقق تعادل فراهم می آورد. هنگامی که انسان در روزه مثلا از مباحاتی چون خوردن و آشامیدن خودداری می کند، بستری برای سلطه بر هواهای نفسانی فراهم می آید. از آنجایی که مفطرات روزه بیش از این موارد است، فرصتی استثنایی برای ایجاد شرایط مناسب اعتدال در جهان مادی برای انسان فراهم می آید تا از دایره افراط به سوی خواسته های نفسانی بیرون آید.

البته ناگفته نماند که از نظر آموزه های وحیانی، هرگونه سرکوب غرایز انسانی و عدم پاسخ گویی به آن به معنای از میان بردن شرایط مناسب برای تن و اوج گیری انسان است. از این رو پیامبران(ع) به عنوان اسوه های بشر در زندگی خویش راه اعتدال می پیمودند و از همه مواهب مادی برای رشد و کمال استفاده می کردند و هرگز رهبانیت در پیش نگرفتند، بلکه می خوردند و می آشامیدند و ازدواج می کردند و در بازارها و میان مردم می گشتند و در اجتماع زندگی کرده و از لذت های مادی در حد اعتدال بهره می بردند. (فرقان، آیات ۷ و ۲۰)

به هر حال، روزه به انسان ها کمک می کند تا شرایط زندگی را در دنیا به شکل اعتدال درآورده و در مسیر تعادل حرکت کنند و اجازه ندهند تا ظلمی به تن و یا روان آدمی شود و انسان در دایره افراط و تفریط بیفتد.

البته ایجاد تعادل در شرایطی که طبیعت زندگی در دنیا و مادیات، آدمی را به سوی افراط در مادیات و بهره مندی از آن می کشاند، سخت و دشوار است. از این رو در برخی از روایات روزه به صبر تعبیر شده است؛ (بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳ و روایات تفسیری ذیل آن) زیرا آدمی را به شکیبایی و پایداری می خواند تا از مباحاتی که نیاز ابتدایی و طبیعی بشر است چشم بپوشد و ساعاتی در گرما و سرما، از خوردن و آشامیدن دست بشوید و بر شکم خویش سخت گیرد.

بر این اساس پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: الصوم جنه من النار؛ روزه سپری از آتش جهنم است؛ زیرا کسی که بتواند خود را از مباحات نگه دارد، در مسیر تقوایی حرکت می کند که او را از آتش باز می دارد؛ چرا که همه مشکلات بشر و بی تقواهایی او به سبب خوردن و آشامیدن و مسائل جنسی است.

امیرمؤمنان علی(ع) نیز می فرمایند: فرض الله الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص مردم را بیازماید. (نهج البلاغه، حکمت ۲۵۲)

در حقیقت انسان در این آزمون سخت گذشت از مباحات و خودداری از آن است که نشان می دهد تا چه اندازه خواهان تعالی و بهره مندی از معنویت و رسیدن به مقامات الهی و خلاقت خداوندی است؛ زیرا کسی که روزه می گیرد، خواهان نوعی تجرد از ماده و تقویت وجه فطری نفس است تا او را به سوی خداوند بالا برد و خدایی و ربانی سازد. این گونه است که درجه خلوص هرکسی در آزمون روزه شناخته می شود که تا چه اندازه اهل تجرد و خدایی شدن است و در این راه استقامت می ورزد، چرا که بسیاری از مردم در مقام حرف مدعیان بزرگ فضیلت ها هستند؛ ولی در مقام عمل گامی در راه رسیدن به آن برنمی دارند. خوبی ها را می شناسند و می گویند و حتی دیگران را به آن می خوانند ولی خود در مقام عمل کاری نمی کنند. (صف، آیات ۲ و ۳)

روزه به سبب آنکه در شرایط آرمانی در ماه رمضان گرفته می شود، فرصت استثنایی است؛ زیرا در این ماه فشار بیرونی و وسوسه های شیطانی وجود ندارد و انسان تنها می بایست بر هواهای نفسانی خویش و این دشمن درونی غلبه کند. در روایات آمده که امام رضا(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده است که: فی اول یوم من شهر رمضان تغل المرده من الشیاطین؛ در روز اول ماه رمضان شیاطین در غل و زنجیر کشیده می شوند. (تهذیب الاحکام، ج ۴، ص ۱۵۲)

پس کسی که روزه می گیرد، انسان عزیز و قویی است که بر خود مدیریت و کنترل دارد و اجازه نمی دهد تا چیزی از درون، او را به سوی افراط و تفریط ببرد. چنین انسان عزیزی دارای سلطه ای بر نفس است که اجازه می دهد در برابر فشارهای بیرونی مقاومت کند و نوعی سامانه دفاعی مقاومتی ضربه ناپذیر و نفوذناپذیر در خود ایجاد می کند، به گونه ای که اگر شیاطین پس از ماه رمضان آزاد شده و بر او هجوم آورند راهی برای نفوذ در او نیابند و او را به بی تقوایی سوق ندهند. از این رو خداوند کلاس ماه رمضان را کارگاهی عملی برای رسیدن به سلطه بر نفس تعبیر می کند که فرصت شدن های کمالی را به او می بخشد تا در ماه های دیگر در یک فضای تقوایی حرکت کرده و از هر گونه فشار و سلطه ابلیس و شیاطین در امان ماند. (بقره، آیه ۱۸۳)

از پیامبر(ص) روایت است که وقتی روزه دار روزه می گیرد چهره ابلیس و شیطان سیاه می شود؛ زیرا بر خلاف ادعائی که داشته و سوگندی که خورده بود نتوانسته است همه را بنده و برده خود ساخته و از راه خدا دور سازد و خلافت الهی را از ایشان سلب نماید. از این رو تقوای بندگان در شکل روزه داری، خشم ابلیس را برمی انگیزد و چهره او را سیاه می سازد. پیامبر(ص) می فرماید: الصوم یسود وجه الشیطان؛ روزه روی شیطان را سیاه می کند.

آثار روزه داری در انسان

بی گمان نخستین اثری که برای روزه می توان به دست آورد، رسیدن به تقوا و قدرت سلطه بر نفس و خواسته های نفسانی است. این نکته ای است که در آیات و روایات از جمله آیه ۱۸۳ سوره بقره بیان شده است. اما برای روزه آثار دیگری است که در اینجا به بخشی از آن اشاره می شود.

یکی از آثار روزه داری، رشد متناسب برای بدن است. برخلاف تصوری که برای اکثریت مردم است، روزه نه تنها به تن آسیبی نمی رساند بلکه موجب بهبود وضعیت بدن می شود. انسان به سبب شناخت ناقص و علم و دانش محدود (اسراء آیه ۵۸) گاه اموری را خیر می بیند، درحالی که برای او جز شر و بدی نیست یا برعکس امری را شر و بد می داند، درحالی که خیر او در آن است. (بقره، آیه ۲۱۶)

مثلا انسان ها مثلا دادن زکات را هدر رفت سرمایه خود می دانند و می گویند که اگر از سود کار خود چیزی را به دیگران بدهیم در حقیقت مالی از دست رفته است؛ درحالی که از نظر خداوند که عالم به همه چیز است، آنچه انسان ضرر و زیان می داند، عین منفعت و سود برای اوست. از این رو انفاق مالی خاص را زکات به معنای رشد و نمو دانسته است. به این معنا که این گونه انفاقات مالی در راه خداوند به بندگان نیازمند، به معنای افزایش سود و برکت است.

شگفت اینکه انسان ها براساس همین علم ناقص و فقدان بصیرت و تشخیص کامل حق از باطل، بهره های ربوی و نزول خواری را عین سود و منفعت می دانند درحالی که از نظر خداوند عالم به حقایق، چنین بهره هایی عین ضرر و زیان و بی حرکتی در مال و ثروت است و آنها جز آتش نمی خورند. از این رو درهمین دنیا خود و فرزندان ایشان هیچ بهره ای از زندگی سالم و شاد نخواهند برد؛ زیرا این مال های آتشین دریک فرآیندی سلول های سالمشان را از میان می برد و دچار نوعی سرطان می کند که روح و روان و بلکه جسمشان را می سوزاند و خاندان آنها را بر باد می دهد. (بقره، آیات ۲۷۵ تا ۲۷۸)

از جمله اموری که موجب رشد انسان حتی رشد بدن اوست، روزه است، درحالی که انسان گمان می کند که روزه مثلا به سلامت او ضربه می زند و یا او را لاغر کرده و زمینه را برای ظهور بیماری و یا تسلط آن فراهم می آورد، در حالی که روزه گرفتن همان طور که به روح و روان آدمی کمک می کند تا به اعتدال و سلامت برسد، به تن آدمی هم کمک می کند تا به سلامت دست یابد. از این رو امام صادق(ع) روزه را همانند زکات دانسته است. به این معنا که اگر زکات مال موجب رشد و سلامت مال آدمی می شود، روزه نیز همچون زکات به تن آدمی بهبودی و سلامتی می بخشد. آن حضرت(ع) می فرماید: لکل شیء زکوه و زکوه الابدان الصیام، برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است.

آن حضرت(ع) همچنین برای روزه دو اثر دنیوی و اخروی قایل می شود و می فرماید که روزه عامل شادی انسان در زندگی دنیوی و اخروی خواهد بود. امام صادق(ع) می فرماید: للصائم فرحتان: فرحه عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه، برای شخص روزه دار دو شادی هست: شادی هنگام افطار و شادی هنگام ملاقات با پروردگار.

این شادی در هنگام افطار غیر از انجام اطاعت، اجابت و تعظیم الهی و عمل به فرمان خداوندی و رسیدن به اخلاص و تقوا، به سبب سلامتی است که تن به دست می آورد، زیرا سلامت تن موجب شادی و بشاش شدن جسم و روان آدمی است. از سوی دیگر برای او در قیامت شادی را هم به دنبال دارد، زیرا وقتی با روزه، خود را از خشم و غضب الهی و دوزخ دور ساخته و سپری در برابر آن برای خود ساخته است و خود را در برابر جمال الهی می یابد، خشنود و شاد می شود.

بهره مندی از رحمت الهی

از دیگر آثار روزه داری می توان به بهره مندی از عنایت خاص خداوند و رحمت او اشاره کرد. کسی که روزه می گیرد خداوند گناهان پیشین او را می بخشد و او را دوباره پاک و پاکیزه می گرداند. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: من صام شهر رمضان ایمانا و احتسابا، غفرالله له ما تقدم من ذنبه، کسی که از روی ایمان و در نظر داشتن خدا روزه بگیرد، خداوند گناهان گذشته اش را هرقدر که باشد می آمرزد.

روزه دار، مستجاب الدعوه است. هنگامی که روزه دار بر سر سفره افطار می نشیند هر دعائی می کند اجابت می شود و از زمان هایی که دعا به اجابت می رسد همین زمان افطار است. پس در این زمان برای همگان از جمله مومنان و برادران ایمانی خود در حال و گذشته دعا کنید و حوایج دنیوی و اخروی را از خدا بخواهید. هنگامی که بر سر سفره افطاری نشسته اید فورا به خوردن شروع نکنید و از این امتیاز افطاری و پاداش خاص بهره برید و برای خود و دیگران دعا کنید که مستجاب است. امام کاظم(ع) در این باره می فرمایند: ان لکل صائم عند فطوره دعوه مستجابه ، همانا هر روزه داری هنگام افطار دعایش مستجاب می شود.

اگر همه دعاهای شخص اجابت نشود شک نکند که یک دعایش به طور قطع مورد اجابت خداوندی است، زیرا وقتی بنده ای دعوت الهی را اجابت کرد و روزه نگه داشت، خداوند نیز دعوت او را اجابت کند و دعایش را پاسخ می دهد.

از دیگر آثار روزه آن است که خواب و بیداری اش عبادت است. پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: الصائم فی عباده و ان کان نائما علی فراشه ما لم یغتب مسلما؛روزه دار در حال عبادت می باشد، حتی اگر بر بستر خوابیده باشد، البته تا زمانی که غیبت مسلمانی را نکرده باشد. آن حضرت همچنین می فرمایند: نوم الصائم عباده و صمته تسبیح، خواب روزه دار عبادت و سکوت وی تسبیح حق تعالی به شمار می رود.

شکی نیست که تسبیح گویی خداوند آثار و برکاتی بسیار دارد که از جمله آنها رهایی از مشکلات (انبیاء، آیه ۷۸) و رسیدن به مقامات تجردی و معراجی است. (اسراء، ۱ و آیات دیگر)

اینها تنها گوشه ای از آثار مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی روزه در زندگی بشر است. باشد که از این فرصت روزه داری در ماه رمضان به درستی بهره بریم و از آثار آن استفاده کنیم.