روان شناسی شخصیت کودک از منظر اسلام

samamosآموزه های اسلام راهنمای رشد به سوی کمالات انسانی است. این راهنمای هدایتی به همه ابعاد وجودی بشر و زندگی او توجه داشته و ضمن تجلیل شخصیت انسان، دشمنان و بیان موانع، به تبیین سبک زندگی نیز اهتمام می ورزد.

از این رو به همه آن چیزی که در ساخت انسان سالم و جامعه سالم و تحقق اهداف و فلسفه وجودی انسان، یعنی خدایی شدن کمک می کند، توجه ویژه ای مبذول داشته است. برهمین اساس، مسئله خانواده، انتخاب همسر و تربیت کودک نیز در همین راستا حائزاهمیت می شود.

نویسنده با مراجعه به آموزه های اسلامی برآن است تا شخصیت کودک را تبیین کرده و براساس آن، تبیین و توصیه های اسلامی را برای رسیدن به هدف بیان نماید و راهکارهای تربیت کودک را روشن کند.

تربیت مبتنی بر شناخت

تربیت امری پیچیده است. پرورش و تربیت انسان، به سبب پیچیدگی خود انسان بسیار سخت تر و در یک فرآیند طولانی تری انجام می گیرد. پیچیدگی ابعاد وجودی انسان مستلزم آن است که ما شناخت دقیق و کاملی از او داشته باشیم. هرچند که انسان براساس خودشناسی، اطلاعاتی دارد که می تواند بر طبق آن تربیت دیگران را انجام دهد ولی به سبب آنکه انسانها با همه مشترکات دارای اختلافاتی هستند که متأثر از وراثت، محیط اجتماعی و زمان و مانند آن می باشد، نمی تواند به سادگی اصول تربیتی را براساس شناخت از خود پایه گذاری کرد. براین اساس می بایست شناخت جامع و کاملی از انسان داشته باشد تا بتواتد براساس مشترکات قطعی و یقینی نه ظنی و گمانی تربیت را سامان داد.

دستیابی به شناخت جامع و کامل از انسان نیازمند نوعی احاطه علمی بر موضوع شناختی است. این احاطه علمی برای انسان یا ناشدنی و غیرممکن یا بسیار و دشواریاب خواهدبود؛ زیرا هرکسی با فرد یا افراد و یا جامعه ای از جوامع بشری یا درنهایت یک بخشی از انسان ها به عنوان معاصران مواجه است و نمی تواند احکام معاصران آن را به دوره های قبل یا بعد تعمیم دهد. این محدودیت انسان در شناخت انسان، عاملی است که بسیاری از تحلیل و تبیین های موجود را با همه ادعای علمی بودن مخدوش می سازد و در نتیجه توصیه های ارائه شده ازسوی دانشمندان را با اما و اگرهای بسیار مواجه می کند؛ زیرا توصیه هایی براساس استقرای ناقص یا حتی تمام نسبت به معاصران است و نمی توان براساس آن برای نسل های بعدی و تربیت آنان توصیه ای ارائه نمود. از این رو بسیاری از توصیه های علمی دانشمندان روان شناسی یا غیرکارآمد در نسل های دیگر است. یا اینکه اصولا به جامعه ای است و نمی توان با نوعی بومی سازی آن توصیه ها را تعمیم داد؛ زیرا شرایط محیطی و فرهنگی و عوامل دیگر دخیل در شخصیت انسان، اجازه نمی دهد تا این روش ها و توصیه ها را به همه جوامع بشری حتی جوامع بشری معاصر تعمیم داد.

برای حل مشکل عدم احاطه می بایست به منبع و مرجعی مراجعه کرد که دارای احاطه کامل علمی بر انسان و نه تنها یک زمان و یا یک دوره بلکه همه انسان ها باشد و شناخت جامع و کاملی را نسبت به حقیقت و ماهیت انسانی ارائه دهد.

بی گمان خالق و آفریدگار انسان بهترین منبع و مرجع شناختی انسان است. راهنمایی هایی که در قرآن و دیگر کتب آسمانی ارائه شده در حقیقت بهترین منبع شناختی است؛ زیرا خداوند در آیات قرآنی براساس آنچه فطرت آدمی می داند، آموزه ها و دستورها و برنامه هایی را ارائه داده که از آن به سبک زندگی انسان الهی یاد می شود.

مراجعه به آموزه های اسلامی تنها راهنمای شناخت از انسان به شکل کامل، دقیق و علمی است؛زیرا بر اساس منطق عالمان، گزاره های علمی قرآن را می توان درقضایای برهانی قرار داد و براساس آن نتیجه گرفت و توصیه نمود.

شیوه های تربیتی که براساس آموزه های قرآنی واسلامی ارایه شده به سبب آنکه مبتنی بر شناخت جامع از انسان و شخصیت و ماهیت اوست، روش ها و توصیه های علمی می باشد و می تواند جایگزین همه آن چیزی باشد که اکنون به عنوان علم روان شناسی ارایه می شود؛ زیرا علم روان شناسی کنونی که در مدل غربی ارایه می شود، روان شناسی مبتنی بر استقرای ناقص و غیر برهانی و غیر علمی و تنها ادعاهای چند دانشمند براساس مشاهدات از گروه های سنی دریک جامعه یا چند جامعه و درنهایت جوامع معاصر است؛ درحالی که جوامع بشری به سرعت درحال تغییر است و متغیرات تاثیرگذار آن چون وارثت، محیط زیست، زمان و مانند آن به سرعت تغییر می کند و نمی توان براساس تحلیل و تبیین های پیشین همان توصیه های گذشته را ارایه کرد.

عوامل و متغیرات درشکل گیری شخصیت

چنان که گفته شد، عوامل بسیاری درتحقق آن چیزی که به نام شخصیت از آن یاد می شود، تاثیر دارد؛ زیرا شخصیت هر انسانی ترکیبی از ویژگی های بدنی، زیستی، روانی و اجتماعی است که بر اثر شرایط زیستی- اجتماعی پدید می آید. روان شناسان براین باورند که شخصیت هرشخص در جامعه، درکنش متقابل اجتماعی (Social interaction) ؛ یعنی در نتیجه تماس با اشخاص دیگر در گروه های اجتماعی، به تدریج تکوین می یابد، رشد پیدا می کند و طی زمان در محیط فرهنگی و اجتماعی و زیستی تحقق می یابد و این جریان تحت تاثیر ده ها پدیده فرهنگی صورت می گیرد و هریک از آنها در رفتار و عاطفه او ظاهر می شود.

پیامبر (ص) به سبب تاثیر وراثت در شخصیت انسان است که از مردم خواسته تا درانتخاب همسر دقیق شوند؛ زیرا از طریق وراثت هوش و حماقت و مانند آن به فرزند منتقل می شود. پیامبر اکرم (ص) فرمود:« درخانواده صالح ازدواج کنید زیرا اخلاق و خصوصیات روحی به ارث می رسد. (بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۶، ص ۲۲۳ روایت ۱۰۳) آن حضرت درجای دیگر فرمود:« تخیروا لنطفکم، فان النساء یلدن اشباه اخوانهن و اخواتهن؛ همسر مناسبی برای تولید مثل انتخاب کنید، زیرا زنان همانند برادران و خواهران خود فرزند به دنیا می آورند.»(همان، ۲۲ و منتخب میزان الحکمه، همان ص ۲۳۴ روایت ۲۷۹۳ و ۲۷۹۴)در روایت دیگری هم این معنا را تایید می کند و می فرماید:«انظر فی ای شی ء تضع ولدک فان الزق اساس؛ ببین فرزند خود را درچه محلی مستقر می کنی، زیرا اخلاق اجداد و پدران، به فرزندان به ارث می رسد.» (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۴ق، ج ۱۲، ص ۱۱۶).

زنان نیز می بایست در انتخاب مردان این دقت را داشته باشند که با مردانی سالم و شجاع و عاقل و مومن ازدواج کنند و از مردان بیمار و شرابخوار و مانند آن پرهیز کنند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «هرگاه کسی نزد شما به خواستگاری آمد که دین و امانت داری او را می پسندید، پس دخترتان را به او تزویج دهید، وگرنه فتنه و فساد بزرگی ایجاد می شود.» (بحارالانوار، همان، ج ۱۰۳، ص ۳۷۲ و منتخب میزان الحکمه، ص ۲۳۴ روایت ۲۷۸۸).

امام حسن مجتبی (ع) به مردی که درباره ازدواج دخترش با او مشورت نمود، فرمود:«زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها و ان بغضها لم یظلمها؛ به مرد باتقوا او را تزویج کن پس اگر او را دوست بدارد گرامی می دارد و اگر از او نفرت پیدا کرد در حق او ستم روا نمی دارد؛ زیرا تقوای او چنین اجازه نمی دهد. (همان، ص ۲۳۴ روایت ۲۷۸۹ و مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۴۴۶، روایت ۱۵۳۴).

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «الشقی شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه؛ انسان بد و شقی در شکم مادر، بد و شقی می گردد و انسان صالح و سعید در شکم مادر رستگار و صالح می شود». (صدوق، التوحید، قم مؤسسه النشر الاسلامی، باب ۵۸، ص ۳۵۶).

بنابراین، شخصیت هر انسانی در شکم مادر و از طریق وراثت شکل می گیرد و همین شخصیتی که از طریق وراثت شکل می گیرد، به نوعی آینده کودک را رقم می زند و در خوشبختی و بدبختی دنیوی و اخروی او نقش اساسی را ایفا می کند. بنابراین، یکی از متغیرات اصلی در شخصیت هر انسانی، وراثت است.

البته هر آن چیزی که والدین بویژه مادر انجام می دهد از طریق خون به فرزند منتقل می شود. از این رو در آموزه های اسلامی به مساله لقمه و غذایی که مادر می خورد توجه شده است. پیامبر اکرم(ص) درباره نقش غذا در فرزند از نظر ظاهر و باطن فرمود: «به زنان باردار، به بخورانید؛ زیرا این میوه مایه زیبایی کودک و حسن خوی او خواهد بود.» (بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، ج ۶۳، ص ۱۷۶)

در روایت دیگر نیز آمده که آن حضرت فرمود: «اطعموا نساءکم الحوایل اللبان فانه یزید فی عقل الصبی؛ به همسران باردار خود کندر بدهید؛ زیرا کندر در افزایش عقل بچه مؤثر است» (شیخ عباس قمی، سفینه البحار، دارالاسوه، دوم، ۱۴۱۶ ق، ج ۷، ص ۵۷۰)

روایات بسیاری درباره تاثیر خوراکی که مادر می خورد در شکل و ظاهر و نیز خلق و خوی فرزند بیان شده است؛ زیرا از طریق خون و شیر بسیاری از خصوصیات به فرزند منتقل می شود. (نگاه کنید: بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، ح ۶۳، ص ۱۷۶؛ و نیز کافی، ج ۶، ص ۳۵۷، حدیث ۳؛ طب النبی، ص ۱۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۶۹؛ عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۸، ح ۶۹)

درباره نقش شیر و دوره شیرخوارگی در شخصیت کودک همین بس که امیر مؤمنان(ع) برای انتخاب شیردهنده به همان شرایط انتخاب همسر اشاره می کند و می فرماید: تخیروا للرضاع کما تتخیرون للنکاح، فان الرضاع یغیر الطباع؛ برای شیر دادن، دایه های شایسته انتخاب کنید، همان گونه که برای ازدواج انتخاب می کنید، چرا که شیر، طبیعت ها را تغییر می دهد. (قرب الاسناد، ص ۹۳، ح ۳۱۲)

از دیگر عوامل موثر در شکل گیری شخصیت کودک می توان به محیط اجتماعی اشاره کرد. خانواده و محیطی که کودک در آن زندگی می کند، نقش بسیار مهمی در شکل گیری کودک دارد و می بایست به عنوان یک متغیر مهم مورد توجه قرار داد.

خداوند با اشاره به نقش محیط زیست در شکل گیری شخصیت کودک به نقل نفرین حضرت نوح(ع) می پردازد و از زبان آن حضرت می فرماید: «ای خدا! کافران را از بین ببر و اگر آنها بمانند، همانند خود را به دنیا می آورند و بندگانت را گمراه می کنند؛ زیرا آنان جز فرزند فاجر و کافر به دنیا نمی آورند.» (نوح، آیات ۲۶ و۲۷)

در این آیات به صراحت به نقش والدین و محیط اجتماعی در شقاوت و سعادت فرزند توجه داده شده است؛ زیرا والدین که از نظر اعتقادی کافر و از نظر رفتاری فاجر و هنجارشکن هستند، نه تنها فطرت سالم کودک را تخریب کرده بلکه در محیط آلوده ای آنان را پرورش می دهند به گونه ای که همان فطرت سالم آنان به سرعت تخریب شده و آنان اصولا از همان بدون شکل گیری شخصیت، انسان های کافر و فاجر به دنیا می آیند و رشد می کنند.

به هر حال، از آموزه های اسلامی و قرآنی به صراحت روشن می شود که عوامل و متغیراتی که در شکل گیری شخصیت کودک تاثیر دارند، عوامل زیستی، فرهنگی، اجتماعی و مانند آن است و نمی توان این عوامل را نادیده گرفت و بدون توجه به آن، به تربیت کودک و شخصیت پردازی آن اقدام کرد.

دوره های رشد و تربیت براساس نظریه اسلام

چنان که گفته شد، شخصیت کودک در یک فرآیند پیچیده حتی پیش از تولد، شروع به شکل گیری می کند. اما آنچه بیشترین تاثیر را در شکل گیری شخصیت و هویت کامل شخص نقش دارد، دوره های سه گانه ای است که مجموعه آن براساس آموزه های اسلامی بیست و یک سال به درازا می کشد.

پیامبر(ص) دوران اصلی شکل گیری شخصیت انسان را به سه دوره هفت ساله دسته بندی کرده است. آن حضرت (ص) می فرماید: الولد سید سبع سنین، و عبد سبع سنین، و وزیر سبع سنین، فرزند هفت سال سرور، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است. (مکارم الاخلاق، ص۲۲۲)

دوره هفت ساله سروری و بازی

نخستین دوره ای که پیامبر(ص) برای شکل گیری شخصیت انسان بیان می کند، دوره هفت ساله نخست است که از آن به سروری یاد می کند. در این دوره کودک به سبب نفوذ روحی، حاکم مطلق است و هیچ کسی متعرض او نمی شود. استاد حسن زاده آملی بر این باور بود که این حکومت و سروری کودکان به سبب نزدیکی و قرب نفخ روح است؛ زیرا روح به سبب این که تازه از خداوند به وی دمیده می شود، از همان پاکی و اقتدار الوهیت برخوردار است.

در این دوره کودک به علل گوناگون حاکم بر زندگی خانواده است و هر کاری را که بخواهد انجام می دهد. در روایات چندی این معنا مورد تاکید است که کودکان در این دوره با بازی، شخصیت خود را شکل می بخشند. پس در این دوره بگذارید تا کودکان بازی کنند، زیرا این بازی ها در شکل گیری عقلانیت و هوش او بسیار موثر است. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: بازی گوشی کودک در خردسالی اش مایه فزونی عقل در بزرگسالی اوست. (دعائم الاسلام، ج۱، ص۱۹۴)

امام کاظم(ع) می فرماید: خوب است بچه در کودکی بازی گوش باشد تا در بزرگسالی بردبار گردد و شایسته نیست که جز این باشد. (:وسایل الشیعه، ج ۵، ص ۱۲۶؛ نیز کافی، ج۶، ص۵۱، حدیث۲)

حتی خاک بازی کودکان برای آنان مفید است. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: ان التراب ربیع الصبیان، خاک، بهار (تفریحگاه) کودکان است. (معجم الکبیر، ج۶، ص ۱۴۰، ح ۵۷۷۵).

پیامبر(ص) درباره گرایش آدمی به کودکان و علاقه مندی به آنان می فرماید: احب الصبیان لخمس: الاول: انهم هم البکاوون، والثانی: یتمرغون بالتراب و الثالت: یختصمون من غیرحقد و الرابع: لا یدخرون لغد شیئا و الخامس: یعمرون ثم یخربون؛ کودکان را به خاطر پنج چیز دوست دارم: اول آنکه بسیار می گریند، دوم آنکه با خاک بازی می کنند، سوم آنکه دعوا کردن آنان همراه با کینه نیست، چهارم آنکه چیزی برای فردا ذخیره نمی کنند، پنجم آنکه می سازند و سپس خراب می کنند و دلبستگی ندارند. (مواعظ العددیه، ص ۲۵۹).

البته کودک در این هفت سال نباید کاملا رها شود، بلکه باید بازی های آنان را نیز هدایت شده به سمت و سویی ببریم که آنها را به سمت کمالات عقلانی و اهداف زندگانی ببرد. از این رو توجه به آموزش از طریق بازی مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین در برخی از روایات از اولیای مربیان خواسته شده تا در سنین نزدیک به پنج تا هفت سال آموزش هایی را شروع کنند که کمی از حالت بازی بیرون است.

امام باقر(ع) می فرماید: ما کودکان خود را وقتی پنج ساله اند، به نماز امر می کنیم؛ ولی شما کودکانتان را وقتی هفت ساله شدند، به نماز امر کنید. ما کودکان خود را وقتی هفت ساله اند، به روزه وامی داریم، به اندازه ای که توان دارند، چه نصف روز باشد یا بیشتر یا کمتر. وقتی تشنگی و گرسنگی بر آنان چیره شد، افطار می کنند تا اینکه به روزه، عادت کنند و توان آن را بیابند، ولی شما کودکانتان را وقتی نه ساله شدند، به اندازه ای که توان دارند، به روزه وادارید و وقتی تشنگی بر آنان چیره شد، افطار کنند. (کافی، ج۳، ص۹۰۴، ح۱.)

یا امام صادق(ع) درباره شکل گیری شخصیت دختران و پسران و ایجاد حیا و عفت در ایشان می فرماید: چون دختر نامحرم شش ساله شد، او را مبوس و پسر نیز چون از هفت سالگی گذشت، زن نامحرم را نبوسد. (مکارم الاخلاق، ج۱، ص۴۷۹، ح۱۶۵۹)

دوره فرمانبرداری و تقلید

کودک هنگامی که به هفت سالگی می رسد، گرایش به تقلید دارد. کودک هرچه را از اطرافیان می بیند تقلید می کند. این دوره تقلید و فرمانبرداری بهترین دوره جامعه پذیری کودکان است. از هفت سالگی تا چهارده سالگی اولیاء و مربیان از والدین و جامعه این امکان را دارند که همه آداب و رسوم جامعه و آیین و اخلاق را به کودک بیاموزند.

علاقه شدید کودکان در این سنین به تقلید این امکان را می بخشد تا آموزش و پرورش به سادگی انجام پذیرد. کودک دوست دارد مانند والدین چادر نماز داشته باشد و نماز بخواند. روزه بگیرد و روسری بر سر گذارد. در غذا خوردن و نشستن و برخاستن تقلید می کند. رفتارهای جنسی والدین را زیر نظر می گیرد و می کوشد تا آن را با جنس مخالف تمرین کند. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: هرگاه کودکانتان به هفت سالگی رسیدند، رخت خواب هایشان را جدا کنید. (مستدرک علی الصحیحین، ج۱، ص۳۱۷، حدیث۷۲۱)

امیرمؤمنان علی(ع) در سفارشی به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: دل نوجوان، مانند زمین کشت نشده است. آنچه در آن افکنده شود، می پذیرد. از این رو، پیش از آن که دلت سخت گردد و خردت سرگرم شود، به تربیت تو همت گماشتم. (نهج البلاغه ، از نامه۳۱)

دوره هفت ساله وزارت

اگر در دو دوره هفت ساله دوم که دوره تقلید و جامعه پذیری است به درستی بر آموزش و پرورش کودکان نظارت شده باشد، پس از چهارده سالگی کودک در مسیری گام برمی دارد که خانواده از او خواسته است. در این دوره خود را همانند وزیری در کنار والدین در جامعه می یابد و در کنار والدین همان کارهایی را انجام می دهد که تأدیب شده و آموزش و پرورش یافته است. اگر در دوره هفت ساله جامعه پذیری به او امکان تقلید از سنت های خوب و آداب اخلاقی پسندیده و هنجاری را داده باشیم، او در دوره هفت ساله سوم به تثبیت شخصیت خود بر اساس دو دوره پیشین اقدام می کند.

اما اگر در دو دوره پیشین بویژه دوره تقلید و جامعه پذیری او را رها کرده یا از او خواسته باشیم تا کارهایی را انجام دهد که برخلاف رویه معمول و سنت اجتماعی و دینی و فرهنگی است، نمی توان در دوره تثبیت و وزارت از او خواست تا وزیر شما باشد و همان رفتارهای اجتماعی و هنجاری را در پیش گیرد.

اگر در دو دوره گذشته تمرین آداب نکرده باشد و نماز و روز نگرفته و حجاب و عفت و حیا را رعایت نکرده باشد، نمی توان در این دوره امیدی به رفتارهای هنجاری او داشت. دراین سن و سال او تلاش می کند همان چیزی را انجام دهد و تثبیت کند که در دو دوره به بازی و تقلید آموخته است. بنابراین اگر رفتار نابهنجاری چون بی حجابی را آموخته همان را انجام می دهد و به مخالفت می پردازد. پرخاشگری نوجوانان در این سن و سال تا بیست و یک سالگی از آن روست که تاکنون بر چیزی دیگر آموزش و پرورش یافته که نابهنجار است و اکنون والدین و جامعه از او رفتاری دیگر می خواهند. این گونه است که گروه های بزهکار و پرخاشگر اجتماعی در نوجوانان شکل می گیرد. اما اگر در دو دوره هفت ساله به درستی آموزش و پرورش یافته بود، اکنون در دوره تثبیت با هنجارهای اجتماعی و دینی مشکلی نداشت.

اگر نوجوانی دو دوره پیشین را به درستی پرورش یافته و آموزش های هنجاری و جامعه پذیری را مناسب آموخته باشد، اکنون در دوره تثبیت و وزارت با مشکلی مواجه نخواهدشد. اما مشکل این است که والدین و جامعه تا سن بلوغ، کودکان را رها می کنند و در بهترین دوره تقلید و جامعه پذیری اجازه می دهند تا برخلاف هنجارها آموزش و پرورش یابند. (عده الداعی، ص۷۶)

پدر و مادر اگر در دوره تقلید کودک را بر مدار انسان و اسلامیت آموزش و پرورش می دادند، اکنون در دوره نوجوانی و وزارت با محالفت وزیر مواجه نمی شدند و پرخاشگری و طغیان گری او را مشاهده نمی کردند، از این رو پیامبر(ص) می فرماید: ادبوا اولادکم علی ثلاث خصال: حب نبیکم وحب اهل بیته و قراه القرآن؛ فرزندان خود را به کسب سه خصلت تربیت کنید: دوستی پیامبران و دوستی خاندانش و قرائت قرآن. (کنزالعمال، ج۱۶، ص۴۵۶، حدیث ۴۵۴۰۹ ) این تأدیب می بایست در دو دوره نخست انجام گیرد تا در دوره وزارت به تثبیت برسد و شخصیت کامل او بر اساس آن شکل گیرد. اگر به کودک در کودکی و خردسالی آموختیم حیا ورزد در دوره نوجوانی می توانیم به او بیاموزیم که حیای جنسی داشته باشد و بدون اجازه وارد اتاق والدین نشود. (نور، آیه۵۹)

اما اگر او را بی عفت و بی حیا بار آوردیم نه تنها نسبت به آموزه های هنجاری واکنش منفی نشان می دهد و بلکه با مخالفت می کوشد تا شخصیتی که در دوره گذشته شکل گرفته با ادامه همان روند آن را ثبیت کند و هویت و شخصیت مستقل خویش را شکل دهد.

شخصیت کودک در سه مقطع و در طول بیست و یک سال شکل کامل به خود می گیرد و از آن زمان دیگر زمان رشد آغاز می شود که تا چهل سالگی به بلوغ کامل عقلی می رسد.

آموزه های اسلامی بهترین راهکار برای تبیین شخصیت انسان از جمله شخصیت کودک و تحلیل روانشناسی تربیت کودک و امور دیگر است. البته این امر نیازمند بازخوانی علمی و دقیق آموزه های اسلامی و به کارگیری آن در تبیین نظریه های علمی و توصیه های علمی می باشد.