رهبری در نظام سیاسی ولایی

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبری در نظام سیاسی ولایی، منصبی الهی است؛ زیرا ولایت رهبری در نظام سیاسی ولایی، مظهر ولایت الهی و استمرار آن است. براین اساس، رهبری حتی در غیر معصوم(ع) نیز زمانی مشروعیت می یابد که استمرار مظهریت ولایت الهی و برخوردار از نصب خاص یا عام از طریق نقل باشد.

خداوند در آیات ۲۶ تا ۲۸ سوره زخرف، از استمرار امامت در نسل ابراهیم (ع) به عنوان سنت الهی سخن به میان آورده و به صراحت فرموده است: وجعلها کلمه باقیه فى عقبه؛ وَجَعَلَهَا کَلِمَهً بَاقِیَهً فِی عَقِبِهِ. در حدیثى از امام صادق علیه السلام عبارت قرآنی «کلمهً باقیهً فى عقبه» به امامت تا روز قیامت تفسیر شده است.(مجمع‌البیان؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه)

بنابراین، امامت همان طوری که برای حضرت ابراهیم(ع) جعل شده که یک منصب خاص با اختیارات و ویژگی های خاص تر از ولایت عام است، برای برخی از فرزندان ایشان که دارای ویژگی های امامت هستند، جعل و وضع شده است و این امر تا روز قیامت ادامه دارد. این گونه است که امامت پیامبر(ص) و چهارده معصوم(ع) در ادامه همین استمرار امامت حضرت ابراهیم (ع) معنا می یابد.

در حقیقت این جعل امامت در نسل های حضرت ابراهیم(ع) تا قیامت، بر اساس عهدی است که خداوند با ابراهیم (ع) بسته است. خداوند می فرماید: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید، خدا به او فرمود: من تو را پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم پرسید: از دودمانم چطور؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمى ‏رسد.(بقره، آیه ۱۲۴)

امامت و ولایت الهی در نظام سیاسی در راستای دعوت و بازگشت مردم به سوى توحید و عبادت الهى است که مهم ترین هدف پیامبران(ع) است(زخرف، آیات ۲۶ تا ۲۸) ؛ چرا که مقصود از «یرجعون» بازگشت از بت‌پرستى و شرک به عبادت خداى یگانه است.(المیزان، ذیل‌آیه) پیامبران در نخستین کلام و دعوت خویش نیز مردم را بدان می خواندند و بدان اصالت می دادند.(نحل، آیه ۳۶؛ اعراف، آیات ۷۳ و ۸۵ و آیات بسیار دیگر)

پس امام و پیشوا در این نظام سیاسی باید دارای ویژگی هایی باشد که او را مظهر خداوندی و شایسته خلافت الهی قرار دهد؛ چرا که امامت منصبى الهى است که صاحب این منصب تمام شئون والا و فضایل جز نبوت و لوازم آن را دارا است.(احقاق‌الحق، ج ۲، ص ۳۰۰.)

از نظر قرآن، منصب امامت از عطاها و بخشش های الهی است. این مرتبه از ولایت یعنی مرتبه امامت، هر چند در ساختار کلی ولایت تعریف و تبیین می شود، ولی از عناصری برخوردار است که «امام» را در مرتبه برتر از «ولیّ» قرار می دهد، به طوری که باید گفت میان «ولی» و «امام»، عموم و خصوص مطلق است؛ زیرا هر امامی، ولیّ است، ولیّی امام نیست؛ زیرا بسیار از پیامبران (ع) با آن که دارای منصب ولایت الهی بودند، ولی فاقد منصب امام بودند. این مطلب به ویژه در آیه ۱۲۴ سوره بقره از سوی خدا تبیین شده است؛ چنان که از ۲۴ سجده نیز همین معنا به دست می آید؛ زیرا از پیامبران بنی اسرائیل تنها شماری از آنان به مقام امامت رسیده اند، نه همه آنان. خداوند در این باره می فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ؛ و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند.  بنا بر قولى مقصود از «منهم» پیامبران بنى‌اسرائیل است. (مجمع‌البیان، ذیل‌آیه) پس از میان ایشان برخی به امامت رسیدند، نه همگی آنان. از همین روست که خداوند درباره همین دسته از پیامبران می فرماید: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ ؛ و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند. (انبیاء، آیه ۷۳) از آیه ۷۲ سوره انبیاء به دست می آید که حضرت اسحاق(ع) و فرزندش حضرت یعقوب (ع) از امامان بودند؛ چنان که از آیه ۱۴۲ سوره اعراف به دست می آید که در زمان موسی(ع) ایشان امامت را به هارون داده است.

پس منصب امامت با مقام نبوّت تفاوت و فرق داشته و تلازمی میان این دو نیست. باید توجه داشت که بر اساس آیه ۱۲۴ سوره بقره، این درخواست منصب امامت، از سوی حضرت ابراهیم(ع) سر پیری بوده است؛ زیرا «من ذرّیّتى» در آیه دلالت مى‌کند که وقتى ابراهیم علیه السلام به مقام امامت رسید که داراى فرزند بود. از آن جایی که طبق صریح آیه ۳۹ سوره ابراهیم فرزنددار شدن آن حضرت(ع) در سن پیرى بوده و قطعاً پیش از آن که داراى فرزند شود، پیامبر بوده است. پس این امامت امری غیر از نبوت است که در سن پیری به آن حضرت(ع) داده شده است.

هم چنین از آیات ۵۴ و ۵۹ سوره نساء به دست می آید منصب امامت اعطایی خدا به آل‌محمّد(صلى الله علیه وآله) است؛ چرا که ذیل آیه ۵۹ روایات متعدّدى وارد شده که در آن‌ها براى اثبات امامت آل‌محمّد صلى الله علیه وآله به این آیه استدلال شده است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه) هم چنین از آیه ۲۸ سوره زخرف به دست می آید امامت اهل‌بیت علیهم السلام استمرار جعل الهى آن در نسل ابراهیم علیه السلام براساس عهدی است که خدا با آن حضرت بسته است. البته یادآوری این نکته ضروری است که در بعضى روایات «کلمه باقیه» به ائمّه معصومین تفسیر شده است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه)

ویژگی هایی امام در نظام سیاسی ولایی

وقتی از اختیارات امام در نظام سیاسی ولایی سخن به میان می آید، شبهاتی در اذهان شکل می گیرد که بر خاسته از درک نادرست از منصب امامت و ویژگی های امام در نظام سیاسی ولایی است. وقتی ویژگی ها و خصوصیات امام در این نظام دانسته شود، به طور طبیعی شبهات نسبت به اختیارات از میان می رود. بدین منظور برای درک و فهم آسان اختیارات امام و اطاعت از حکومت مطلقه ایشان، لازم است تا نخست ویژگی های امام در نظام سیاسی ولایی دانسته شود. مهم ترین ویژگی هایی امام در این ساختار عبارتند از:

  1. برگزیدگان الهی: امامان معصوم(علیهم السلام) بندگان برگزیده خداوند هستند که به عنوان مظاهر اسمای الهی در جایگاه خلافت ربوبی قرار می گیرند و از همه اختیارات ولایت الهی به عنوان مظهر و خلیفه ربانی برخوردار می شوند. خداوند می فرماید: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ؛ سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه‏ رو و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند؛ و این خود توفیق بزرگ است.(فاطر، آیه ۳۲) مقصود از «الکتاب» به قرینه آیه ۲۱، همان قرآن است. در روایات مستفیض نزدیک به تواتر از امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است که آیه، مربوط به ذرّیه پیامبر صلى الله علیه وآله از اولاد فاطمه زهرا علیها السلام است؛ و مرجع ضمیر «فمنهم» احتمال دارد «الّذین اصطفینا» و شاید «عبادنا» باشد. در صورت اوّل، «الّذین اصطفینا» ذرّیّه پیامبر صلى الله علیه وآله هستند و به سه دسته تقسیم مى‌شوند: «ظالمٌ لِنفسِه» و «مقتصد» و «سابقٌ بالخیرات» که «سابقٌ بالخیرات» امامان علیهم السلام هستند. روایات بسیارى نیز این معنا را تأیید مى‌کند. (نگاه کنید: نورالثقلین، ذیل‌آیه) اما بنا بر احتمال دوم، مقصود از «الّذین اصطفینا» فقط امامان علیهم السلام هستند؛ و «فاء» در «فمنهم» در مقام تفصیل و تعلیل است؛ بدین معنا که چون «عباد» به سه دسته‌ : ظالم، مقتصد و سابقٌ بالخیرات تقسیم شده اند، ما یک دسته از آنان را برگزیدیم و وارث علمِ قرآن قرار دادیم. در این صورت منافات ندارد که «الذین اصطفینا» جزو «سابقٌ بالخیرات» نیز باشد. گفتنى است که در بعضى از روایات، بندگانِ برگزیده، بر امامان علیهم السلام تطبیق شده است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه) از آیات بسیاری دیگر نیز به دست می آید که منصب امامت منصبی الهی و از عطایای خاص خداوندی برای برخی از برگزیدگان صالح و متقی برای رهبری و پیشوایی مردم است. پس این خداوند است که به هر کسی بخواهد این منصب را عطا می کند.(بقره، آیه ۱۲۴؛ نساء، آیه ۵۴؛ مائده، آیات ۳ و ۶۷؛ انبیاء، آیه ۷۳؛ قصص، آیه ۵)
  2. عصمت امام: عصمت امامان علیهم السلام از هرگونه گناه و خطا در فهم و قول و فعل از دیگر ویژگی هایی خاص امام معصوم(ع) است. خدا خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز اطاعت کنید. پس هر گاه در امرى دینى اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به کتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید. این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است. (نساء، آیه ۵۹) از ظاهر آیه استفاده مى‌شود که «اولى‌الامر» باید معصوم باشند؛ زیرا اطاعت از اولى‌الامر در ردیف اطاعت از خدا و رسول صلى الله علیه وآله آمده است و لازمه آن، عصمتِ اولى‌الامر است؛ زیرا امر به اطاعت آنان به صورت مطلق، با فرض احتمال خطا و گناه، سبب تناقض بین اطاعت مطلق و فرض عدم جواز اطاعت در موارد گناه خواهد شد و این با حکمت خداوندى ناسازگار است. (التفسیر الکبیر، فخر رازی، ذیل آیه؛ المیزان، ذیل‌آیه) امام باقر علیه السلام نیز «اولى‌الامر» را امامان معصوم علیهم السلام دانسته‌اند. (کمال‌الدّین، باب ۲۲، ص ۲۲۲، ح۸‌؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه) پس باید گفت عصمت و خودنگه‌دارى از هرگونه ستم و گناه، شرط اعطاى امامت از سوى خدا است و امام دارای چنین مرتبه ای از عصمت است.
  3. علم لدنی امام: از دیگر ویژگی های امام معصوم(ع) علم لدنی ایشان است که فراتر از علم شهودی و حصولی است. آگاهى امامان علیهم السلام از حقایق هستی و ملکوت همه چیز در کنار علم و معرفت ایشان به تمام معارف قرآن از باطن و ظاهر از اموری است که در آیات و روایات بر آن تاکید شده است. خداوند در آیات قرآنی ایشان را به عنوان راسخون در علم(آل عمران، آیه ۷) و اهل ذکر(انبیاء، آیه ۷) و مانند آن معرفی کرده است. خدا می فرماید: الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ؛ و کسانى که کافر شدند، مى‏ گویند: تو فرستاده نیستى! بگو: کافى است‏ خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد.(رعد، آیه ۴۳) برای استدلال به این آیه درباره علم امام معصوم(ع) باید گفت: واژه «مَن» در «مَن عنده علم الکتاب» چه کسى و مقصود از کتاب چیست؟ اختلاف است. برخى «مَن» را علماى اهل‌کتاب دانسته‌اند؛ ولى چون سوره، مکّى است و هنوز هیچ یک از علماى اهل‌کتاب، اسلام نیاورده‌اند، معنا ندارد قرآن، مشرکان را براى اثبات وحى بودن خود به اهل‌کتاب ارجاع دهد. برخى دیگر، «الکتاب» را قرآن دانسته‌اند. در این صورت، آیه مزبور که در پایان سوره آمده، با آیه اوّل سوره «تلک آیات الکتاب‌…» و آیه‌اى که در اواسط سوره (آیه ۱۹) آمده «أفمن یعلم إنّما أنزل إلیک من ربّک الحق کمن هو أعمى» ارتباط دارد و درصدد اثبات حقّانیّت قرآن و رسالت پیامبر صلى الله علیه وآله است؛ بنابراین، «مَن» در «مَن عنده علم الکتاب» باید کسى باشد که به معارف قرآن آگاه است. چنین عالمى در روایات، بر امام‌على علیه السلام و دیگر امامان معصوم علیهم السلام تطبیق شده است. (کافى، ج ۱، ص ۲۵۷؛ مجمع‌البیان؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه) هم چنین از آیه ۳۲ سوره فاطر به دست می آید علم امام(ع) علم وراثتی است و آنان علم وارثان علم قرآن هستند؛ چنان که امام (ع) علومی را از امام پیشین به ارث می برد. به هر حال، علم امام(ع) علم لدنی و از علوم خاص یقینی است که می بایست دردارنده علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین باشد. خدا می فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ؛ و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند. (سجده، آیه ۲۴) پس دست یابی به مقام یقین به آیات الهى، از شرایط تحصیل مقام امامت است و امام دارای چنین یقینی است.
  4. امانت داران الهی: امام معصوم(ع) در نظام سیاسی ولایی، امانت دار الهی است. خداوند می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا؛ خدا به شما فرمان مى‏ دهد که امانات و سپرده ‏ها را به صاحبان آنها رد کنید.(نساء، آیه ۵۸) در روایات بسیاری، «امانت» به امامت تفسیر شده است.( نگاه کنید: نورالثقلین؛ المیزان، ذیل آیه) در این آیه دستور داده شده است که هر امامى باید امانت امامت را به اهل آن امام بعدى بسپارد. پس از نظر قرآن امامان امانتدارن الهی هستند. آنان نه تنها امانت هایی چون ولایت و امامت بر مردم و کتب آسمانی را در اختیار دارند و باید به عنوان امانت دار آن را حفظ کنند، بلکه هم چنین بر اساس برخی از آیات ، مردم نیز امانتی در دست ایشان هستند که باید حفظ کرده و به سلامت در مسیر کمالی به سوی خدا بازگردانند. خداوند در آیات ۱۸ و ۱۹ سوره دخان بیان می کند که بندگان خدا، امانت الهی در دست اولیای الهی هستند و هر کسی غیر از ایشان بر آنان حکومت کند، به عنوان طاغوتی است که علو و برتری جسته و از مسیر خدا و کمال دور شده است. خداوند می فرماید: أَنْ أَدُّوا إِلَیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ. وَأَنْ لَا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ؛ حضرت موسی به فرعون و درباریانش گفت: که بندگان خدا را به من بسپارید؛ زیرا که من شما را فرستاده‏ اى امین از سوی خدا هستم؛ و بر خدا برترى مجویید که من براى شما حجتى آشکار آورده‏ ام. پس از نظر قرآن، اولیای الهی و امام(ع) به سبب داشتن سلطنت و برهانی آشکار از سوی خدا، به عنوان امین الهی، مسئولیت امانت داری مردم را به عهده دارند و دیگران جز طاغوتی نیستند که برتری می جویند و جایگاه حق را به ناحق غصب می کنند.
  5. پیشگامان در خیرات: از ویژگی هایی امام از نظر قرآن، پیشگامی آنان در خیرات است. پس آنان در هر کار خیری پیشگام هستند و سبقت می جویند و پیش از آن که دیگری آن کار را انجام دهد، آنان انجام می دهند.(فاطر، آیه ۳۲)
  6. شاهدان امت: از نظر قرآن، امام معصوم(ع) دارای علم کلی و جزیی به همه هستی حتی نیات باطنی هستند؛ از همین روست که می توانند شاهدان و گواهانی در روز قیامت باشند؛ زیرا اگر علم ایشان همانند علم الهی به باطن و نیات نباشد نمی توانند شهادت بدهند. از سوی دیگر حتی پس از مرگ نیز به امت و اعمالشان آگاه هستند تا بتوانند شهادت دهند. خداوند می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.(بقره، آیه ۱۴۳) باید توجه داشت که شاهد بودن در این آیه، به معناى تحمّل حقایق اعمال انسان‌ها در دنیا و اداى آن در قیامت است؛ بنابراین، افراد خاصّى شایسته این مقامند و شاهد قرار گرفتن امّت نیز براى وجود چنین شاهدانى در بین آنان است. (المیزان، ذیل‌آیه) از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «گواهان بر امّت، ما (امامان) هستیم.» (نورالثقلین، ذیل‌آیه) هم چنین خداوند می فرماید: وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و بگو هر کارى مى‏ خواهید بکنید . پس به تحقیق خدا و پیامبر او و مؤمنان کردار شما می بینند و به تحقیق به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى ‏شوید. پس خدا شما را به آنچه انجام مى‏ دادید، آگاه خواهد کرد. (توبه، آیه ۱۰۵) منظور از «المؤمنون» در آیه همان امامان معصوم علیهم السلام است؛ زیرا رؤیت و آگاهى آنان از اعمال بندگان، در ردیف رؤیت خدا و رسولش آمده است. گفتنى است که در روایت نیز «المؤمنون» به امامان علیهم السلام تفسیر شده است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه) هم چنین باید توجه داشت که حرف«سین» به معنای تحقیق و یقین است؛ زیرا معنا ندارد که خداوند بعدا ببیند، بلکه همزمان با عمل می بیند. هم چنین پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) این گونه هستند. پس علم آنان به ما و رفتارمان علم حضوری و شهودی است.
  7. عدالت: از ویژگی های امام معصوم(ع)، عدالت است که در ایشان است؛ زیرا از شروط امامت، فقدان هر گونه ظلم از جمله شرک است؛ زیرا از نظر قرآن شرک ظلمی بزرگ است: إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ .(لقمان، آیه ۱۳) خداوند درباره این شرط و ویژگی امام (ع) می فرماید: وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ؛ و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید، خدا به او فرمود: من تو را پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم پرسید: از دودمانم چطور؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمى ‏رسد.(بقره، آیه ۱۲۴) پس کسانی که حتی لحظه ای شرک ورزیده و بت پرستی کرده اند، به سبب فقدان عدالت، نمی توانند امام و ولی امر مسلمین باشند.
  8. صلاح: از ویژگی های امام معصوم(ع) به عنوان رهبری نظام ولایی، داشتن عنصر صلاح است. از آیات ۶۹ تا ۷۳ سوره انبیاء که به مساله امامت اشاره شده ، به دست می آید امام باید از صالحان باشد. از آیات دیگر نیز به دست آمده امام (ع) باید صالح باشد؛ زیرا آنان وارثان حکومت هستند و زمین را به ارث می برند: وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.(انبیاء، آیه ۱۰۵)
  9. امام المتقین: اهل بیت(ع) به عنوان امامان معصوم(ع) خود در مرتبه ای از مقامات و مناصب الهی قرار دارند که ایشان را پیشوای متقین قرار می دهد: وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانى‏ اند که مى‏ گویند: پروردگارا ! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان ما باشد؛ و ما را پیشواى پرهیزگاران و امام متقین گردان! (فرقان ، آیه ۷۴) از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «الّذین یقولون‌…» ما اهل‌بیت هستیم. (تفسیر برهان، ذیل‌آیه؛ بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۱۳۴).
  10. توفیق الهی: امامان(ع) به توفیق الهی در همه آزمون ها و ابتلائات الهی موفق هستند. آنان به توفیق الهی در منصب امامت قرار می گیرند و امامت آنان همانند امامت حضرت ابراهیم(ع) برای همه مردم است.(بقره، آیه ۱۲۴)
  11. نصب الهی: از دیگر ویژگی های امامت آن است که از سوی خداوند نصب می شوند و انتخابی امت نیستند. از همین روست که پیامبر(ص) براساس آیات ۳ و ۵۶ سوره مائده مامور می شود تا نصب امیرمومنان امام علی(ع) را در روز غدیر اعلام کند و هم چنین هر امامی نسبت به امامت بعدی مردم را آگاه سازد. از نظر قرآن پیامبرصلى الله علیه وآله، مأمور ابلاغ امامت على علیه السلام از سوى خداوند بوده است، به طوری که عدم ابلاغ امامت على(ع) به مثابه عدم تبلیغ رسالت از سوى پیامبر(ص) دانسته شده است: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ اى پیامبر! آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن! و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏ اى؛ و خدا تو را از گزند مردم نگاه مى دارد. آرى! خدا گروه کافران را هدایت نمى ‏کند.(مائده، آیه ۶۷) طبق روایت منقول از امام باقر و امام صادق علیهما السلام مقصود از «ما أنزل إلیک من ربّک» مقام ولایت و امامت على علیه السلام است. (مجمع‌البیان؛ الدرّالمنثور؛ روح‌المعانى، ذیل‌آیه) هم چنین از این آیه به دست می آید که عدم پذیرش امامت امام علی(ع) به معنای کفر است.
  12. صبر و شکیبایی: شکیبایى از شرایط رسیدن به مقام امامت است. خداوند می فرماید: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ؛ و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می کردند.(سجده، آیه ۲۴) پس از ویژگی های امام(ص) صبر و شکیبایی در انجام ماموریت است.
  13. عبادت خالصانه: عبادت خالصانه براى خدا، از شرایط شایستگى احراز مقام امامت است. خداوند می فرماید: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ ؛ و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند. (انبیاء، آیه ۷۳) پس عبادت خالصانه و بندگی محض برای خدا از صفات امام است. اصولا ما پیش از آن که به رسالت پیامبر(ص) در تشهد نماز شهادت دهیم، به عبودیت وی شهادت می دهیم؛ زیرا بندگی و عبودیت خالصانه عامل دست یابی به مقامات معنوی و مناصب الهی است. این گونه است که امام(ع) عبدالله و مطیع محض خدا است و هرگز تحت بندگی و عبودیت کسی دیگر غیر از خدا وارد نمی شود.
  14. عهد الهی: از نظر قرآن، امامت عهد و پیمان الهی است که هر کسی شایسته آن نیست و تنها شایستگانی به آن می رسند که ممکن است نبوت را دارا نباشند؛ زیرا میان نبوت و امامت تلازمی نیست؛ چنان که گذشت.(بقره، آیه ۱۲۴) پس امام با خداوند عهد بسته و این منصب را به عهده گرفته است.
  15. اکمال دین اسلام و اتمام نعمت الهی: نبوت و رسالت از نظر قرآن ، از مهم ترین نعمت های الهی است که به بشر عطا شده است؛ از آن جایی که نبوت پایان یافته است(احزاب، آیه ۴۰) خداوند بر مردم منت نهاده و با امامت و استمرار آن ، زمینه برخورداری از رهبری الهی را فراهم آورده است. از این روست که خداوند امامت را اتمام نعمت و اکمال اسلام دانسته است: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ؛ امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما به عنوان آیینى برگزیدم .(مائده، آیه ۳)   پس صفت امام، مکمل اسلام و متمم نعمت بودن است.
  16. رضایت الهی: امام کسی است که خداوند از وی راضی است و او را متمم و مکمل دانسته است و هرکسی که رضایت خداوند می جوید باید رضایت امام را با اطاعت از وی به دست آورد.(همان)

اختیارات امام در نظام سیاسی ولایی

در آموزه های قرآنی، ویژگی هایی برای رهبری نظام سیاسی ولایی به ویژه در مقام امامت بیان شده است که توجه به آن توجیه کننده فلسفی و حکمتی اختیارات امام و رهبری است و بسیاری از اشکالات و شبهات در این زمینه از جمله سوء استفاده از قدرت، بی تدبیری، اشتباه و خطا در محاسبات، قدرت و حکومت مطلقه و مانند آن را از میان بر می دارد. برخی از اختیارات امام در نظام ولایی عبارتند از:

  1. ولایت تصرف: از مهم ترین اختیارات امام معصوم(ع) ولایت تصرف در مردم است. از نظر قرآن، امامان معصوم علیهم السلام، برخوردار از حق ولایت و تصرّف در امور مردم هستند. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ؛ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز اطاعت کنید. (نساء، آیه ۵۹) اضافه «اولى» به «امر» و موارد استعمال آن در قرآن، مثل «و شاورهم فى‌الأمر» (آل‌عمران، آیه ۱۵۹) و «و امرهم شورى بینهم» (شورى، آیه ۳۸) و روایات معتبر، نشان مى‌دهد که مقصود از «امر»، امور دنیایى است و با توجّه به تکرار «اطیعوا» در آیه، روشن مى‌شود که منظور از اطاعت از اولى‌الامر، پیروى از امامان علیهم السلام در امور حکومتى، سیاسی و اجتماعی است.
  2. تصرف در اموال عمومی: اموال عمومی از انفال و فی در اختیار منصب امامت است و هر کسی امام شد دارای اختیار تصرف در اموال عمومی است. خداوند می فرماید: مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ ؛ آنچه خدا از دارایى ساکنان آن قریه ‏ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر او و متعلق به خویشاوندان نزدیک وى و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است.(حشر، آیه ۷) «فىء» به اموالى گفته مى‌شود که با مصالحه و بدون جنگ، از دشمن به دست مسلمانان افتاده باشد. (لسان‌العرب، ذیل واژه) با توجّه به این‌که «ذى‌القربى» در آیه در ردیف خدا و رسول(صلى الله علیه وآله) قرار گرفته و همانند آنان با «لام» آمده، در حالی که در بقیه بدون «لام» آمده است، روشن مى‌شود که آنان صاحب اختیار «فىء» بوده و طبق روایتى از امیرالمؤمنین علیه السلام «ذى‌القربى» همان امامان هستند.(نورالثقلین، ذیل‌آیه)
  3. تصرف در یک پنجم درآمدهای مسلمانان: از نظر آموزه های قرآنی، یک پنجم از درآمدهای مسلمانان در اختیار منصب امامت قرار می گیرد تا در مصارف عامه هزینه کند. خمس اصطلاحی قرآنی است و خداوند در آیه ۴۱ سوره انفال به صراحت بر مشارکت امام در درآمدهای مسلمانان تاکید داشته و می فرماید: وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ؛ و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید، یک پنجم آن براى خدا و برای پیامبر و براى خویشاوندان او و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است.(انفال، آیه ۴۱) «غُنم» مصدر «غنمتُم» به معناى هر در آمد و دستاوردى، اعمّ از جنگى و غیر آن است. (مفردات راغب) در روایتى نیز از امام باقر علیه السلام «غنمتم» در آیه مزبور، به مطلق فایده و درآمد تفسیر شده است.(اصول کافى، ج ۱، ص ۵۴۴، ح ۱۰) با توجّه به این که «ذى‌القربى» در ردیف «الله و رسول» با «لام» آمده، ولى موارد بعدى بدون «لام» ذکر شده است و در روایتى نیز از امام صادق علیه السلام در ذیل‌آیه وارد شده است که «ذلک إلى الإمام» (اصول کافى، ج ۱، ص ۵۴۴، ح‌۷) استفاده مى‌شود که مقصود از «ذى‌القربى» امامان، و فقط آنان صاحب اختیار خمس هستند.
  4. مدیریت بر فعالیت های اقتصادی: از اختیارات امام و منصب امامت، مدیریت فعالیت های اقتصادی جامعه است تا با گردش سالم اقتصادی شرایط برای بهره مندی اقتصادی برای همه امت فراهم آید. خداوند در این باره می فرماید: مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ آنچه خدا از دارایى ساکنان آن قریه ‏ها عاید پیامبرش گردانید، از آن خدا و از آن پیامبر او و آز آن خویشاوندان نزدیک وى و یتیمان و بینوایان و درراه‏ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد؛ و آنچه را فرستاده او به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید؛ و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏ کیفر است.(حشر، آیه ۷) به سخن دیگر، جلوگیرى از گردش ثروت میان عدّه‌اى از مردم ثروتمند، فلسفه صاحب‌اختیار بودن امامان علیهم السلام در اموال «فىء» و مانند آن است. از همین روست که نه تنها امام(ع) صاحب اختیار در تصرف در اموال عمومی است، بلکه بر اساس تعلیلی که در آیه آمده ، بر امام است تا هر نوع تدبیری را برای تحقق جریان سالم اقتصادی بیاندیشد و به کار گیرد. در حقیقت مدیریت بر فعالیت های کلان اقتصادی از اختیارات منصب امامت است.
  5. حکومت مطلقه: از اختیارات امام و منصب امامت، حکومت مطلقه و امر و نهی در سایه ولایت الهی است؛ همان طوری که خداوند به عنوان ولیّ انسان ها دارای اختیار حکومت مطلقه و امر و نهی است، مظاهر او نیز دارای چنین اختیاراتی هستند. بر همین اساس، امت باید مطیع اوامر و نواهی صادره از سوی امام باشند. خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را نیز اطاعت کنید. پس هر گاه در امرى دینى اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به کتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید. این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است. (نساء، آیه ۵۹) از ظاهر آیه استفاده مى‌شود که «اولى‌الامر» باید معصوم باشند؛ زیرا اطاعت از اولى‌الامر در ردیف اطاعت از خدا و رسول صلى الله علیه وآله آمده است و لازمه آن، عصمتِ اولى‌الامر است؛ زیرا امر به اطاعت آنان به صورت مطلق، با فرض احتمال خطا و گناه، سبب تناقض بین اطاعت مطلق و فرض عدم جواز اطاعت در موارد گناه خواهد شد و این با حکمت خداوندى ناسازگار است. (التفسیر الکبیر، فخر رازی، ذیل آیه؛ المیزان، ذیل‌آیه) امام باقر علیه السلام نیز «اولى‌الامر» را امامان معصوم علیهم السلام دانسته‌اند. (کمال‌الدّین، باب ۲۲، ص ۲۲۲، ح۸‌؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه) از نظر قرآن، کسانی که خواهان سعادت و فرجام نیک در دنیا و آخرت هستند، باید حکومت مطلقه امام معصوم(ع) را پذیرا شده و به اوامر و نواهی آنان عمل کرده و مطیع محض باشند. پس هر گونه مخالفت با اوامر و نواهی معصوم(ع) نه تنها خیری برای امت نخواهد داشت بلکه بدفرجام در دنیا و آخرت را برای ایشان رقم می زند.(نساء، آیه ۵۹)

وظایف امام در قبال امت

در قرآن از وظایف و حقوق متقابل امت و امام سخن به میان آمده است. به این معنا که حقوقی برای امت و حقوقی برای امام است همان طوری که تکالیف و وظایفی برای امام و تکالیفی برای امت است. در برابر هر حقی، تکلیفی برای دیگری است؛ چنان که برای هر تکلیفی، حقی ثابت است.

از جمله وظایف امام در قبال امت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. دعوت به توحید: هدف از مقام امامت ، حفظ و استمرار دعوت به سوی توحید و یکتاپرستی تا قیامت است؛ زیرا حضرت ابراهیم(ع) از خداوند می خواهد برای حفظ یکتاپرستی در میان بشر از فرزندان ایشان، کسانی مسئولیت این امر را تا قیامت به عهده گیرند. خداوند نیز با این درخواست ایشان موافقت می کند.(بقره، آیه ۱۲۴؛ زخرف، آیات ۲۶ تا ۲۸) چنان که گذشت، در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) «کلمهً باقیهً فى عقبه» در آیه ۲۸ سوره زخرف به امامت تا روز قیامت تفسیر شده است. (مجمع‌البیان؛ نورالثقلین، ذیل‌آیه) پس وظیفه اصلی و اساسی امام همان دعوت به توحید است.
  2. هدایت گری: هدایت‌گرى و راهنمایى به فرمان الهى، از اهداف اعطاى امامت از سوى خدا است که در آیات ۷۳ سوره انبیاء و ۲۴ سوره سجده تبیین شده است. بر اساس این آیات، هدایت‌گرى و ایصال به مطلوب، از وظایف امامت است و امام موظف است تا دستگیری مردم بوده و آنان را نه تنها هدایت در قالب نشان دادن راه و ارایه الطریق داشته باشد، بلکه ایصال الی المطلوب داشته و آنان را به حقیقت وصل نماید و برساند. به سخن دیگر، با توجّه به این که امامت پس از احراز نبوّت به پیامبران مزبور اعطا شده، استفاده مى‌شود که این هدایت، ویژه و براى رساندن انسان‌ها به سر منزل مقصود است؛ زیرا هدایت به معناى نشان دادن راه مستقیم در زمان نبوّت آن پیامبران نیز بوده است. (المیزان، ذیل‌آیه) پس وظیفه امام در قبال امت، سنگین تر از وظیفه پیامبران در قبال امت است؛ زیرا آنان هدایت در قالب راهنمایی می کنند، اما امام امت باید هدایت را در قالب رساندن مردم به مقصود انجام دهد و آنان را به مقصود وصل کرده و برساند.

وظایف امت در قبال امام

در آیات قرآنی وظایفی برای امت تعریف شده که از جمله آن ها عبارتند از:

  1. اطاعت: بر اساس آیات قرآنی، بر امت است تا از امام معصوم(ع) به عنوان ولی امر اطاعت کند.(نساء، آیه ۵۹)
  2. مرجعیت سیاسی و اجتماعی : امامان معصوم(ع) مرجع علمی امت هستند و امت در هر امری باید به ایشان مراجعه کند و در احکام و شبهات و مسایل و امور کلی و جزیی دنیا و آخرت ایشان را مرجع علمی مطلق خویش قرار داده و بر مفاد آموزه های آنان عمل کند. از آیه ۵۹ سوره نساء بر می آید که در امور اجتماعی و سیاسی آنان مرجعیت سیاسی دارند. باید به ایشان مراجعه کرد.
  3. مرجعیت علمی: خدا در آیاتی بر لزوم رجوع به امامان معصوم(علیهم السلام) براى یادگیرى مسائل و معارف دین اسلام تاکید کرده است؛ زیرا ایشان تنها مرجع قطعی و یقینی در مسایل اسلامی هستند. خدا می فرماید: فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ از اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید.(نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷) هر چند این آیه، خطاب به مشرکان است؛ و خداوند مشرکان را به اهل کتاب ارجاع داده تا براى‌شان ثابت شود که رسالت، امرى سابقه‌دار است. با وجود این، آیه عامّ است و در روایات فراوانى «اهل‌الذکر» به امامان علیهم السلام تفسیر شده است. (نورالثقلین، ذیل‌آیه)
  4. مودت و محبت امام: مودت و محبّت به امامان معصوم علیهم السلام از وظایف و تکالیف امت در قبال امام است؛ چرا که خداوند آن را پاداش رسالت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله قرار داده است: قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى؛ بگو به ازاى آن رسالت پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر مودت و دوستى در باره خویشاوندان.(شوری، آیه ۴۲) این محبت و مودت به طور طبیعی در چارچوب اطاعت انجام می گیرد؛ زیرا اگر کسی محبت بدون اطاعت داشته باشد، در حقیقت محبت و مودتی ندارد. مودت به محبتی گفته می شود که همراه با آشکارسازی و اطاعت باشد، همانند مودت میان همسران.(روم، آیه ۲۱) خداوند در آیه ۳۲ سوره آل عمران نیز بر این نکته تاکید می کند که راه رسیدن به محبت الهی ، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) است. هم چنین باید توجه داشت که آن مودت اطاعتی از امامان معصوم(ع) سودی برای معصوم(ع) ندارد، بلکه فایده و سود آن به خود امت باز می گردد. خدا می فرماید: قُلْ مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ؛ بگو هر مزدى که از شما خواستم آن از خودتان مزد من جز بر خدا نیست و او بر هر چیزى گواه است.(سباء، آیه ۴۷)
  5. ترک حسادت: از آن جایی که امام معصوم(ع) از ویژگی هایی خاص الهی برخوردار هستند، برخی نسبت به این نعمت های الهی ایشان حسادت می ورزند. امت باید مواظب باشد تا نسبت به امام حسادت نورزد: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا ؛ بلکه به مردم براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مى ‏ورزند، در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم. (نساء، آیه ۵۴)امام صادق(علیه السلام) فرمود: … ما مردمى هستیم که مورد حسادت قرار گرفته‌ایم. خدا فرمود: «أم یحسدون النّاس‌…».(کافى، ج ۱، ص ۱۸۶، ج ۶‌؛ و ص‌۲۰۵، ح‌۱؛ و ص‌۲۰۶، ح‌۲)

در آیات قرآنی وظایف دیگری نیز برای امت در قبال امام بیان شده که در مباحث دیگر مطرح خواهد شد.