رهبریت جهانی در سایه اسلام ناب

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی ایران، گفتمانی «هویت ساز» است که در اندیشه ایجاد «تمدن نوین اسلامی» در سرتاسر جهان در راستای اهداف انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) این صالح و مصلح کل الهی است. بنابراین، ناچار است تا در این راستا، به «نظام سازی ها» در ابعاد گوناگون اقدام کرده و در «دولت سازی و امت سازی» در چارچوب گفتمان ناب انقلاب اسلامی و اسلام حقیقی بپردازد که از منابع، بلکه از رهبری «ثقلین؛ کتاب الله و عترتی» بهره مند باشد. امروز رهبری عترت(ع) در شکل بهره مندی از اولیای فقیه جامع الشرایط به حکم معصومان(ع) انجام می شود تا بستری برای ظهور آخرین امام الایمان حضرت بقیه الله الاعظم فراهم آورد.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا لوازم و بایدها و نبایدهای تحقق رهبری جهانی اسلام را به عنوان گفتمان «مهیمن» بیان کند و راهکارهای قرآنی بر غلبه «حزب الله» بر سرنوشت جهانیان را ترسیم نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

لوازم رهبریت جهانی اسلام از نظر قرآن

از نظر قرآن، برای تحقق یک رهبری جهانی اسلام، لازم است تا سه گانه «نظام سازی ولایی، دولت سازی ولایی، و امت سازی ولایی» انجام گیرد؛ زیرا از نظر قرآن، هماره میان حق و باطل، خیر و شر، ایمان و کفر، تضاد و تناقض است به طوری که اثبات و حضور یکی به معنای نفی و غیبت دیگری است؛ زیرا جایی که حق و خیر و ایمان است، باطل و شر و کفر نیست؛ و بر عکس حضور باطل و شر و کفر به معنای از دست رفتن آن سه گانه نخست خواهد بود.

از نظر قرآن، در هر جایی که حق ظهور و غلبه یابد، باطل از میان می رود؛ زیرا جایی برای بقایی باطل نمی ماند؛ از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا ؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است. (اسراء، آیه ۸۱)

در رفتار سیاسی – اجتماعی نیز هر گاه ولایت الله حضور داشته باشد؛ ولایت طاغوت از میان می رود؛ چنان که حضور ولایت طاغوت و شیطان در جایی جز به معنای از دست رفتن ولایت الله نخواهد بود؛ زیرا نسبت میان ولایت الله و ولایت الطاغوت، تناقض و سلب و ایجاب است که بود یکی به معنای نبود دیگری است.(بقره، آیه ۲۵۶)

بر این اساس امت اسلام به عنوان امت ایمانی می بایست در چارچوب حضور پرقدرتمند ثقلین در حوزه های علم و عمل، تحت ولایت الله و مظاهر الهی آن عمل و رفتار نمایند تا بتوانند هیمنه و سلطه بی چون و چرای خویش را ایجاد و حفظ کرده(مائده، آیه ۴۸) و عزت الهی را در همه گستره جان، جامعه و جهان به نمایش گذارند، و از ذلت ولایت شیطانی طاغوتی رهایی یابند(منافقون، آیه ۸) که با «تخویف» مردمان را به استثمار و بردگی می کشاند.(آل عمران، آیه ۱۷۵)

از نظر قرآن، آن چه که دشمنان شیطانی و کافران از آن هراسان هستند؛ هویت اسلامی است؛ بنابراین تمام تلاش خویش را مبذول این معنا می کنند که «هویت اسلامی» مسلمانان را از آنان سلب کرده یا دست کم پوستین وارونه را به نام اسلام به تن آنان کنند که هیچ تاثیری در فلسفه و سبک زندگی آنان ندارد.(بقره، آیه ۱۲۰؛ کهف، آیه ۲۰؛ منافقون، آیه ۸)

پس ریشه دشمنی های کافران و اهل باطل و اهل شرور و زشتی ها از ایران اسلامی وفادار به آموزه های وحیانی «ثقلین» و گفتمان انقلاب اسلامی، همان «هویت اسلامی» خاص گفتمان انقلاب اسلامی است که دارای مبانی و اصول و قواعد برخاسته از ثقلین است. از همین روست که دشمن تمام تلاش خویش را مبذول می کند تا این هویت اسلامی را از ایران اسلامی و امت وفادار به گفتمان انقلاب اسلامی سلب نماید.

امام خمینی ـ رضوان‌الله تعالی علیه ـ درباره ریشه ، خاستگاه و علل دشمنی مستکبران و ظالمان جهان با ایران اسلامی می فرماید: من باز می‌گویم، همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامی‌تان ـ ‌به خیال خودشان ـ بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید؛ و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور. همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید، و آنان را آرام نگذارید که اگر لحظه‌ای آرام گذارید، لحظه‌ای آرامتان نمی‌گذارند». (صحیفه امام ، ج ۱۲ ، ص ۹۳۲)

با نگاهی به چهل دهه تلاش امت حزب الله برای ایجاد گفتمان جهانی انقلاب اسلامی، می بایست گفت که هنوز در آغاز راه تمدن سازی نوین اسلامی هستیم؛ زیرا باید سه گانه نظام سازی و دولت سازی و امت سازی در کنار هم انجام گیرد تا نتیجه مطلوب به دست آید.

مولفه ها و عناصر تمدن نوین اسلامی

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که تمدن سازی نیازمند عناصر و مولفه هایی است که می بایست در سه گانه نظام سازی و دولت سازی و امت سازی شناسایی و به کار گرفت.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نظام سازی ولایی می بایست در حوزه ها و ساحات گوناگون انجام گیرد تا بتوان گفتمانی مبتنی بر عقلانیت وحیانی به جهانیان و بشریت ارایه کرد. در حوزه نظام سازی ولایی می بایست، مجموعه ای از نظام های نظری و عملی تولید و اقامه و اجرایی گردد. در حوزه نظام سازی ولایی می بایست، نظام نامه های سیاسی، تربیتی، اجتماعی، روان شناسی، آموزشی، پرورشی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و مانند آن ها بر اساس جایگاه خلافت الله بودن بشر به شکل نظریه های علمی تدوین و با اجرا و اقامه آن ها در این حوزه ها و ساحات، بازخوردهای آن برای تدوین نهایی نظام نامه های جهانی فراهم و به جهانیان ارایه شود.

امروز تلاش های اندکی از سوی نخبگان و اندیشمندان در برخی از حوزه ها و ساحات برای نگارش نظام نامه ها انجام گرفته است که به عنوان نمونه در ساحت فلسفه شهید محمد باقر صدر گام های نخستی در نظام نامه اقتصادی و فلسفی ارایه کرده است. در حوزه علوم انسانی و ساحات گوناگون آن هنوز نمی توان نظام نامه های جامع و کاملی را مطرح کرد؛ هر چند که برخی از مراکز پژوهشی حوزوی و غیر حوزوی در این مسیر اقدامات ابتدایی و قابل تحسینی را ارایه کرده اند، ولی هنوز به عنوان یک مجموعه کامل در نیامده است که در مراکز خرد و کلان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و مانند آن ها پذیرفته و به کار گرفته شود.

البته جریان های نفاق و نفوذ در این چهار دهه تلاش های بسیاری کردند تا نه تنها امکان سرمایه گذاری علمی در این حوزه ها و ساحات انجام نشود، بلکه تلاش بسیاری نیز کرده اند که به جای نظام های ارایه شده هم چنان نظام نامه های غربی با هم نواقص و مشکلات عدیده، نظام حاکم گفتمانی در نظام ایران اسلامی باشد.

در حقیقت دشمنان با اجرای عملی نظام نامه های غربی چون ۲۰۳۰ تلاش کردند نه تنها امکان بازخورد گیری از نظام های مبتنی بر گفتمان اسلامی در ایران اسلامی فراهم نشود، بلکه با کوشش تمام تلاش کرده و می کنند که بستری را برای نظریه سازی و نظریه پردازی برای نظام نامه های اسلامی فراهم نشود تا چه رسد که امکان اجرا فراهم آید و به عنوان یک رقیب در میادین عمل به کار گرفته شود.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن و سنت ها و سیره های علمی و عملی امام معصوم(ع) می توان نه تنها نظام نامه هایی را یافت که آنان در عصر خویش به کار گرفته و تمدنی را ایجاد کردند، بلکه می توان با امروزی سازی و نوسازی مفاهیم، نظام نامه های جهانی را از آن استنباط و استخراج کرد که به عنوان راهکاری برای مشکلات مردم جهان حتی اگر به اسلام به عنوان یک دین الهی ایمان نیاورند، دست کم سعادت و خوشبختی دنیوی آنان را تامین کند.

مهم ترین عناصر و مولفه ها در ایجاد تمدن نوین اسلامی

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین عناصر و مولفه هایی که گفتمان انقلاب اسلامی می بایست برای تمدن سازی نوین اسلامی آن ها را مد نظر قرار دهد و نظریه سازی درباره آنان انجام دهد و نظام نامه های را برای تدوین نماید، در ساحات و حوزه های گوناگون شامل موارد زیر است:

  1. فرهنگی جامع تامین کننده موجودیت خرده فرهنگ ها و جهت بخش به سوی فرهنگ انسانی – جهانی در قالب انسان فطری و در چارچوب های اساسی «عقلانیت، عدالت، عدالت قسطی، معنویت، صداقت، امانت، وفا»… به این معنا که امت اسلام که می تواند تمدن ساز باشد و به عنوان سرمشق نیک جهانیان آنان را به گفتمان انقلاب اسلامی دعوت نماید و همراهی و همدلی بلکه همکاری آنان را بطلبد، امتی است که از نظر فرهنگی ضمن پذیرش تفاوت های فرهنگی هم چون زبان، پوشش، نژاد، رنگ، جنسیت و مانند آن ها(حجرات، آیه ۱۳؛ روم، آیه ۲۲) به این نکته توجه دهد که همه بشر، از نظر فطری دارای گرایش به خدا به عنوان حق مطلق بوده و به طور فطری و تکوینی در هدایت هستند و به سوی آن گرایش دارند؛ زیرا حق و خیر هم چون باطل و شر می شناسند و نسبت به فضایل و حق و خیر گرایش و از رذایل و باطل و شر گریزش دارند.(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) بنابراین از نظر روان شناسی، انسان ها موجوداتی متاله ، پاک ، خیرخواه و حق خواه هستند و کفر و شرک، ناپاکی و پلیدی، شرور و باطل گریزش دارند و ذات آنها در حالت تسویه و اعتدال کامل است.(همان) قدرت تشخیص فطری حق و باطل و خوب و بد و زشت و زیبا را دارند و در مقام اراده و عمل به طور فطری و تکوینی موجوادت مثبت و سازنده ای هستند.(همان) بنابراین، اگر عوامل درونی هم چون خواهش های نفسانی و عوامل بیرونی چون وسوسه های شیطانی نباشد، هرگز به کفر و عصیان و فسق گرایش نمی یابند و حالت اعتدال و استوای خویش را حفظ می کنند.(همان) بر این اساس، توده های مردم و به تعبیر قرآن «الناس» از عقلانیت، عدالت، معنویت، صداقت، امانت، وفا و مانند آن ها به عنوان اصول فطری و تکوینی بهره مند هستند و اگر در حالت فطری خویش باقی بمانند، به اسلام و هدایت تشریعی آن به عنوان امری مطابق اصول فطری و تکوینی گرایش می یابند.(روم، آیه ۳۰؛ انعام، آیه ۷۹) گفتمان انقلاب اسلامی می بایست این عناصر فطری و تکوینی بشر را در طراحی های فرهنگی، بلکه آموزشی ، پرورشی، اجتماعی، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصادی، نظامی، سیاسی و مانند آنها در نظر گیرد و با چنین رویکردی با جوامع دیگر بشریت به گفتگو بپردازد و فراتر از محدودیت های ظاهری و ظواهر فرهنگی به آن توجه یابد. البته این رویکرد به معنای نفی هوشیاری و بیداری نسبت به کسانی نیست که گرفتار هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی شده و فطرت خویش را دفن و دسیسه یا مطبوع یا مختوم کرده اند؛ زیرا آنان نمی توانند به سادگی با گفتمان فرهنگی انقلاب اسلامی کنار آیند و آن را بپذیرند؛ چرا که از نظر آنان آن چه گفتمان اسلامی مدعی در حوزه فرهنگی است و بدان دعوت می کند، مفسدانه و غیر مصلحانه و بر خلاف گرایش های فطری بشر است؛ زیرا آنان دچار وارونگی در حوزه های اندیشه و انگیزه شده اند و نمی توانند از داشته های فطری الهی و هدایت های تکوینی بهره برند و داده های بیرونی را به درستی بر داشته ها عرضه و به تحلیل و توصیه بپردازند.(همان؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۰) بنابراین، لازم است تا نسبت به این دسته از بشریت با شیوه دیگر تعامل داشت؛ زیرا روش های دعوت منحصر به برهان قطعی نیست، بلکه افزون بر حکمت، می توان از موعظه حسنه و مجادله به حق نیز بهره برد و حقیقت را به گوش جهانیان رسانید و آنان را به سو و سمت فطرت الهی خودشان سوق داد و هدایت نمود.(نحل، آیه ۱۲۵)
  2. امتی پویا، عدالت خواه، قانونمند، قوامین بالقسط، متعهد، دارای شرح صدر، صبر، استقامت، ایثار، گذشت، کارگر و کوشا، عالم عامل، اهل توکل و اعتماد به خدا، به دور از استبداد، بهره مند از شورای نخبگانی، ظرفیت سرمشق سازی و قرار گرفتن به عنوان قدرت سرمشق جهانی، نه هم چون آمریکا سرمشق قدرت جهانی، گواهان علمی و عملی خدا در زمین، احیاگر جهانی، صالح مصلح و مانند آنها… به این معنا که داشتن نظام نامه های فرهنگی به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه باید آن داشته های علمی، را در قالب امتی نمونه و شاهدان الهی به جهانیان عرضه کرد. محدود کردن اسلام به حوزه علمی، نمی توانند کارکردی در ایجاد تمدن نوین اسلامی داشته باشد؛ بلکه می بایست آن چه از یافته های علمی اسلام برای تمدن سازی به دست آمده، به مردمی حزب اللهی عرضه کرد تا آنان آن را در زندگی خویش به کار گیرند و آن فلسفه الهی را در سبک زندگی به نمایش گذارند. از همین روست که خدا خواهان تجربه عینی و ملموس از فلسفه اسلامی در قالب امت اسلامی است که نظام ولایی سیاسی آن، همه ابعاد فلسفه الهی را به منصه ظهور گذاشته باشند. پس اگر رهبری آن در مقام علم و عمل، سنت و سیره، «أسوه حسنه» است(احزاب، آیه ۲۱)، امت تحت فرماندهی چنین رهبری اسوه، نیز امت وسط و شاهدی الهی است که تامین کننده و تحقق بخش، آن فلسفه در مقام سبک زندگی باشد.(بقره، آیه ۱۴۳) چنین امتی در تعاملات اجتماعی، فراتر از عدالت مقابلی(بقره، آیه ۱۹۴؛ نحل، آیه ۱۲۶؛ حج، آیه ۶۰) به احسان عفوی(بقره، آیه ۲۳۷) و اکرام ایثاری(حشر، آیه ۸) می پردازد، و نه تنها همانند توده های مردم قیام به قسط می کند و سهم هر کسی از مواهب هستی و الهی به او ادا می نماید، بلکه در مقام «قوامین بالقسط» تلاش می کند تا حتی سهم دشمنان به آنان تادیه شود و همگان به چشم سر به عیان ببیند که آنان گواهان الهی از اسلام هستند که جز به عدالت قیام نمی کنند حتی اگر به ضرر و زیان ایشان باشد.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) پس امتی هستند با شرح صدر و آستانه تحمل بالا در برابر مصیبت ها، معصیت ها و اطاعت از خدا(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷) و با استقامت در راه حق و اسلام(احقاف، آیه ۱۳؛ فصلت، آیه ۳۰) و اهل شوری و فاقد استبداد رای(شوری، آیه ۳۸) و مطیع خدا و رهبری و دوست دار آن (آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲؛ مائده، آیه ۵۴؛ بقره، آیه ۱۵۶؛ حجرات، آیه ۷) و دشمن کفر و فسق و عصیان(حجرات، آیه ۷)، و آمران به معروف و ناهی از منکر(توبه، آیه ۷۱؛ آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۱۴) مبارزان علیه مستکبران و ظالمان و حامیان مستضعفان و مظلومان(نساء، آیه ۷۵؛ حج، آیات ۴۱ و ۴۲) ، وارثان زمین و خلفای خدا در استعمار و آبادانی زمین( انبیاء، آیه ۱۰۵؛ هود، آیه ۶۱) و مانند این ها است و هرگز از اصول و قواعد اخلاق حق و الهی که خدا در فطرت انسان نهاد کوتاه نمی آیند و پاسبان حق و حقیقت و هدایت الهی هستند.
  3. اقتصادی پویا، عدالت محور، قسط محور، سالم، دارای جریان آزاد ثروت و سرمایه، قانع به دور از اسراف و تبذیر، تولید گر ، دانش بنیان، استعمارگر حقیقی، … به این معنا که به عنوان خلیفه الهی در زمین به وظیفه و تکلیف خویش عمل کرده و به استعمار و آبادانی زمین (هود، آیه ۶۱) بر اساس سنت های الهی حاکم بر هستی می پردازند و از اموری که به دور از تفکر و تامل است(آل عمران، آیه ۱۹۱؛ نحل، آیه ۶۹)، پرهیز می کنند؛ زیرا هر گونه رفتاری بر خلاف سنت های تکوینی الهی موجب تغییر در خلق به شکل نادرستی می شود که از آثار و برآیندهای آن می توان به فساد در زمین و آسمان و محیط زیست انسانی اشاره کرد.(روم، آیه ۴۱) اقتصادی که گفتمان انقلاب اسلامی در اندیشه آن است بر اساس اصول و قواعدی فطری – اسلامی سامان یافته است که تامین کننده جریان آزاد ثروت و عدم تکاثر و کنز در دست گروهی ثروتمند می شود(حشر، آیه ۷؛ انفال، آیات ۱ و ۴۲) و از هر گونه توزیع ناعادلانه ثروت جلوگیری به عمل می آورد؛ چنان که تعاملات و تجارت اجازه سود بی فعالیت اقتصادی را می گیرد و ربا را حرام می سازد(بقره، آیه ۲۵۷) و از هر گونه داد و ستدی فاقد اصول عقلانی – اخلاقی هم چون گران فروشی و کم فروشی(مطففین، آیات ۱ تا ۳) جلوگیری کرده و خواهان مصرف به دور از اسراف(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱) و تبذیر(اسراء، آیه ۲۷) می شود تا اقتصاد این مایه قوام و ستون اصلی خیمه جامعه(نساء، آیه ۵) در کنار فرهنگ و فلسفه زندگی اجتماعی(مائده، آیه ۴۷) پایه های اجتماع را محکم و استوار نگه دارد و همگان را از مواهب هستی بهره مند سازد.(حدید، آیه ۲۵)
  4. استقلال سیاسی راهبردی با رویکرد حمایت از مظلومان و مستضعفان، دشمن ظالمان و مستکبران، راهبرد روشن از جایگاه اسلام در رهبری جهانی، رهایی از مرزهای جغرافیایی، تعاون در تقوا و برّ جهانی، هم گرایی و همسویی با شرایع اسلامی مسیحی و یهودی، … به این معنا که نظام سیاسی ولایی تحت ولایت الله، بر آن است تا اندیشه های سیاسی اسلام را به گونه ای اقامه کند که حقوق مستضعفان و مظلومان تامین شده و عنوان قوامین بالقسط و مقسطین، حق هیچ موجودی از انسان و غیر انسان تضییع نشود و همگان از مواهب هستی بهره شوند و قوانین جهانی به گونه تنظیم و اقامه شود که حافظ حقوق ابتدایی بشر باشد(حدید، آیه ۲۵) و ظالمان و مستکبران نتوانند گروهی از مردم را به عنوان مظلوم و مستضعف به کار گیرند.(نساء، آیه ۷۵) قرآن تاکید دارد که نظام سیاسی ولایی می بایست در زمان تمکّن و قدرت بر اراده ها و کارها اقداماتی را برای توحید موحدان جهان، دفاع از مقدسات و ارزش های انسانی، نصرت و یاری بندگان مظلوم ومستضعف خدا، حمایت از دین اسلام و مسلمانان جهان، حفاظت و صیانت از ارزش ها و معروف و مبارزه و مخالفت با ضد ارزش ها و نابهنجاری ها و منکرات، حمایت از اقامه عدالت، قسط، اقامه نماز و زکات و انفاقات و مانند آن ها داشته باشد.(حج، آیات ۳۸ تا ۴۲؛ مائده، آیه ۸ ؛ آل عمران، آیه ۶۴)