رهایی از سحر شیطانی از نظر قرآن

صوت

بسم الله الرحمن الرحیم

افراد بسیاری وقتی با مشکلاتی در ازدواج و درآمد مواجه می شوند، گزینه نخست مشکل خویش را سحر و طلسم دیگران می دانند. از همین روست که به نزد افرادی می روند تا مشکلات آنان را حل و فصل نمایند و گره کور آن را با موکل جنی یا دعای نویسی و مانند آنها بگشایند. البته برخی از این افراد موفق می شوند و دیگران را به پذیرش این شیوه تشویق می کنند، ولی بسیاری از افراد حتی با پرداخت هزینه های گزاف هم چنان گره در کارشان باقی می ماند و حتی گرفتار نومیدی و سرخوردگی می شوند.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا حقیقت سحر شیطانی و نیز رهایی از آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قدرت جنیان بر آگاهی از غیب

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، غیب شامل مجموعه ای از حقایق است که می تواند شامل گذشته تاریخی(آل عمران، آیه ۴۴؛ یوسف، آیه ۱۲)، امور مخفی بر آدمیان به شکل عادی(انفال، آیه ۴۴)، عالم برزخ و عالم آخرت و نیز عوالم فرشتگان و عرش و قلم و لوح و مانند آنها(بقره، آیات ۲ و ۳ و ۹۸ و ۲۸۵) می شود که در برابر عالم شهادت قرار می گیرد که همین عالم محسوس و مشهود برای انسان است.

به سخن دیگر، انسان تنها از طریق حواس ظاهری خود می تواند با عالم محسوس ارتباط برقرار کرده و نسبت به آن شناخت یابد. حتی چیزی که بیرون از حواس او، جزو امور مخفی خواهد بود که به یک معنا جزو غیب او نیز خواهد بود.

البته وقتی سخن از عالم غیب در آیات قرآنی می شود، آن چیزی است که جزو عالم شهادت نیست؛ عالم غیب در این اصطلاح تنها می تواند عالم برزخ و عالم آخرت و نیز عالم فرشتگان و عرش و مانند آنها باشد؛ اما گاه وقتی از غیب سخن به میان می آید، شامل همه موارد پیش گفته می شود. بر این اساس، گذشته تاریخی همین عالم شهادت نیز به یک معنا جزو اخبار غیب است.

از نظر قرآن، آینده همین عالم شهادت همانند گذشته همین عالم جزو غیب است و تنها خدا به آن آگاهی و علم دارد. بنابراین، جنیان همان طوری که بر گذشته دور و طولانی آگاهی ندارند، بر آینده نیز آگاهی ندارند. البته از آن جایی که عمر جنیان بسیار طولانی است، به نسبت به گذشته هزارساله یا چند هزار ساله آدمی می تواند آگاهی داشته باشند، اما جز ابلیس از شیاطین، دیگر جنیان  از چنین آگاهی برخوردار نیستند؛ زیرا ابلیس پیش از حضرت آدم(ع) آفریده شده و مهلت یافته تا «الوقت المعلوم» نیز باقی بماند. (حجر، آیه ۳۸؛ ص، آیه ۸۱) براین اساس، آگاهی او نسبت به گذشته انسان محتمل است.

البته از نظر قرآن، جنیان با همه توانایی در دیدن امور مخفی نسبت به آدمی(انفال، آیه ۴۸)، ناتوان از دانایی و دیدن آینده هستند، مگر آینده ای نزدیک؛ زیرا آنان می توانند پیش از تحقق امری در زمین، با مراجعه به آسمانی و استراق سمع برخی از مسائل آینده نزدیک را به دست آورده و از آن آگاهی یابند.(حجر، آیات ۱۷ و ۱۸، جن، آیه ۹؛ صافات، آیات ۹ و ۱۰)

باید توجه داشت که جنیانی که به استراق می پردازند، از شیاطین هستند که دروغ گفتن برای آنان عادی است. از همین روست که آنان راست و دروغ را به هم می بافند و حتی گزارشی که از آینده نزدیک می دهند، با راست و دروغ به هم آمیخته است، از همین رو، کسانی که به سراغ این دسته از جنیان شیطانی می روند، زمینه سرکشی و طغیان خود را به دست شیطانی جنّی فراهم می آورند.(جن، آیه ۶)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جنیان با آن که در محیط انسانی زندگی می کنند و آنان ما را می ببیند و ما آنان را نمی بینیم(اعراف، آیه ۲۷)، ولی باید توجه داشت که آگاهی آنان از انسان به سبب همین حضور دایمی در کنار ما است؛ و گرنه علم غیب به معنای علم به آینده را جز به همان مقداری که گفته شد، ندارند. پس اطلاعات آنان برخاسته از مشاهدات آنان از زندگی ما است، و از آن جایی که توانایی جا به جایی و سرعت انتقال دارند، خیلی آسان با بهره گیری از اطلاعات جنیان دیگر، می توانند از اوضاع افراد دیگری انسان که در محیط های دیگر زندگی می کنند آگاهی یابند. پس وقتی جنی از زندگی و مسائل شخصی در جایی دور خبر می دهد، براساس کسب اطلاعاتی است که از دیگر جنیان ساکن در آن محیط می گیرد.

هم چنین از نظر قرآن، علم جنیان محدود به مشیت الهی است، و این گونه نیست که نسبت به عالم شهادت به طور کامل علم و آگاهی داشته باشند؛ از همین روست که از مرگ حضرت سلیمان(ع) آگاه نشدند ؛ زیرا اگر آگاه می شدند، هم چنیان در بردگی باقی نمی ماندند و برایش کار انجام نمی دادند. خدا می فرماید: فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّهُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ ؛ پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم جز جنبنده‏ اى خاکى موریانه که عصاى او را به تدریج مى ‏خورد آدمیان را از مرگ او آگاه نگردانید. پس چون سلیمان فرو افتاد براى جنیان روشن گردید که اگر غیب مى‏ دانستند در آن عذاب خفت ‏آور باقى نمى‏ ماندند.(سباء، آیه ۱۴)

چنان که گفته شد، آگاهی جنیان به عالم غیب یعنی آینده جز آینده بسیار نزدیک مانند روزانه یا هفتگی شدنی نیست؛ و امور مطلق غیبی هم چنان از آنان نهان است؛ زیرا خدا علم غیب را تنها به کسانی خاص می دهد که خود درباره آنان می فرماید: عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى ‏کند، جز پیامبرى را که از او خشنود باشد که در این صورت براى او از پیش رو و از پشت‏ سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت.(جن، آیات ۲۶ و ۲۷)

به هر حال، آگاهی جنیان نسبت به زندگی انسانی می تواند به سبب استراق سمع و آگاهی نسبت به آینده نزدیک، یا به سبب عمر طولانی، یا به سبب همزیستی با آدمیان و مانند آنها باشد؛ زیرا آنان چیزهای مخفی بر آدمیان را می بینند؛ چنان که ابلیس خطاب به یاران انسانی خویش می گوید: إِنِّی أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ؛ به راستی من چیزی را می بینم که شما نمی بینید.(انفال، آیه ۴۸)

آثار سحر شیطانی از نظر قرآن

سحر به معنای تحت تاثیر قرار دادن دیگران از طریق انرژی و توانایی خاص از جمله حقایق هستی است. خدا می فرماید: فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ؛ و چون افکندند، دیدگان مردم را سحر و افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند.(اعراف، آیه ۱۱۶)

خدا بیان می کند که سحر ساحران در چشم مردمان بود و در حقیقت دیدگان مردمان تحت تاثیر سحرقرار گرفت. البته تاثیر در دیدگان متوقف نمی شود، بلکه در قوه خیال و ادراک خیالی شخص نیز تاثیر می گذارد.(طه، آیه ۶۶)

از نظر قرآن، سحر از تعلمیات شیطانی است؛ چنان که خدا می فرماید: وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ؛ ولی شیاطین به کفر گراییدند که به مردم سحر مى ‏آموختند.(بقره، آیه ۱۰۲)

پس آموزش سحر از سوی شیاطین کافر به انسان موجب کفر آنان نیز می شود. این بدان معناست که سحر از مصادیق اعمال و آموزش های کافران شیطانی است و انسان های تحت آموزش آنان نیز به کفر گرایش می یابند و کافر می شوند. از همین روست که در فقه اسلامی، آموزش و تعلیم و تعلّم سحر حرام است؛ زیرا سحر از تعلیمات شیطانی بوده و شاگردان مکتب شیطان کافر به پیروی از این تعلیمات کافر می شوند و از اسلام خارج می گردند.

از نظر قرآن، سحر شیطانی آثار مخرب و زیانباری دارد که شامل افساد(یونس، آیه ۸۱)، جدایی زن و شوهر(بقره، آیه ۱۰۲)، خسران و زیان از سرمایه وجودی(همان)، ترس و رهب(اعراف، آیات ۱۱۳ و۱۱۶)، شرآفرینی (فلق، آیه ۴)، ضرر و زیان به انسان(بقره، آیه ۱۰۲)، محرومیت از رستگاری(یونس، آیه ۷۷؛ طه، آیه ۶۹؛ قصص، آیات ۳۶ و ۳۷) و محرومیت از بهشت و نعمت های اخروی است.(بقره، آیه ۱۰۲)

بر اساس همین زیان و ضرری که به انسان از سحر می رسد، در اسلام حکم به حرمت آموزش وتعلیم و تعلم سحر داده شده است.(بقره، آیه ۱۰۲) البته تنها در موردی خاص برخی حکم کرده اند که می توان از سحر استفاده کرد. این افراد می گویند که بر اساس همین آیه آموزش سحر، اگر براى دفع شبهات یا ابطال سحر دیگرى باشد، نشانه ایمان است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۳۴۱)

به نظر می رسد که برای دفع سحر شیطانی بهتر است که از روش شیطانی استفاده نشود؛ زیرا می توان از روش های دیگر سحر را باطل کرد که در ادامه به آن توجه داده می شود.

ابطال سحر با روش های مشروع

چنان که گفته شد، سحر علم و عملی شیطانی است که کافران شیطانی آن را به انسان ها آموزش می دهند. براین اساس، حتی اگر مسلمانی بخواهد سحر بیاموزد باید به یاد داشته باشد که بستری برای کفر خویش فراهم آورده است. انسان به جای آن که دفع و رفع حرامی را حرام انجام دهد، بهتر است از شیوه های حلال استفاده کند که خدا مشروع دانسته است.

از نظر قرآن، بهره گیری از معجزه راهی برای ابطال سحر است؛ چنان که حضرت موسی(ع) سحر ساحران را با معجزه عصای خویش ابطال کرد.(اعراف، آیه ۱۱۶؛ طه، آیات ۶۶ و ۶۹؛ شعراء، آیات ۴۱ تا ۴۵)

البته معجزه برای همگی امکان پذیر نیست؛ بنابراین نمی توان از روش معجزه برای ابطال در همه جا بهره گرفت؛ اما از نظر قرآن، راهی ساده تر برای ابطال سحر ساحران وجود دارد که می تواند از همه اقسام و انواع سحر و جادو و طلسم و در یک کلمه از شرور همه خلق، انسان را محافظت کند و به دفع و رفع آن بپردازد. از نظر قآن، پناه جویی به خدا و بهره گیری از استعاذه حقیقی به خدا بهترین راه ابطال و در امان ماندن از آثار زیانبار سحر ساحران و دیگر شرور خلقی است؛ چنان که خدا به صراحت در قرآن می فرماید: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ؛ بگو: پناه مى برم به پروردگار سپیده دم، از شر آنچه آفریده، و از شر تاریکى چون فراگیرد، و از شر دمندگان افسون در گره ‏ها، و از شر هر حسود آنگاه که حسد ورزد.(فلق، آیات ۱ تا ۵)