رهایی از رذایل اخلاقی با نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز کامل ترین و عالی ترین حالت عبودیت و بندگی انسان در برابر معبود است؛ چنان که سجده عالی ترین ها در ملک و ملکوت هستی است که هر که به اراده اختیاری و انتخاب آزاد خویش سجده ای به جا آورد، بر تارک هستی مَقام می کند و در « فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ» جای می گیرد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، آثار نماز چنان زیاد است که اگر بخواهیم همه آنها را بر شماریم می بایست همه فضایل را به عنوان آثار نماز بر شماریم؛ بلکه باید گفت که رهایی از همه رذایل نیز در گرو و رهن نماز و سجده های آن است.

رهایی از مشکلات با اقامه نماز

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نماز کلید گنج مقصود است و هر کسی بخواهد به مقصود خویش برسد، می بایست از دریچه نماز به آن برسد؛ زیرا زیباترین، کامل ترین و عالی ترین حالت بندگی و عبودیت انسان را می توان در حالت نماز و هنگامی دانست که انسان به اراده آزاد خویش سر بر خاک و تربت می گذارد و با همه وجود این حقیقت را اقرار می کند و می گوید: سُبْحانَ رَبِّی الأعْلَی وَبِحَمْدِهِ؛ چرا که خدایش به پیامبرش(ص) فرمان داده و فرموده است: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى؛ اسم پروردگار اعلی خویش را تسبیح گو!(اعلی، آیه ۱)

انسان وقتی در برابر پروردگاری قرار می گیرد که «ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»(الرحمن، آیات ۲۷ و ۷۸) است، نخست با وجه جلالی و عظمت الهی مواجه می شود، همانند کسی که قله عظیم دماوند را از دور دست ها می بیند؛ از همین روست که در مقام تسبیح بر می آید و خدا را پاک و منزه از هر عیب و کمبودی می داند و می گوید: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ»؛ سپس وقتی به خدا نزدیک تر می شود و فراتر از عظمت، «عُلوّ» مقامات الهی در وجه اکرام و جمالش می بیند، در مقام تسبیح می گوید: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ»؛ چنان که ذکر رکوع و سجود امام کاظم(ع) است.(وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۲۸ و ۳۲۹)

در روایت از پیامبر(ص) است که وقتی آیه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیم»(واقعه، آیه ۹۶) نازل شد، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «آن را در رکوع خود قرار دهید؛ و و هنگامى که «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى»(اعلی، آیه ۱) نازل شد آن حضرت فرمود: «آن را در سجده قرار دهید و «سبحان ربى الاعلى» بگویید.(وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳۲۸؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج ۱۸، ص ۲۳۵)

همچنین امام صادق(ع) فرمود: «در رکوع، سبحان ربّى العظیم و در سجده، سبحان ربّى الاعلى، بگویید که واجب آن یک بار و مستحب آن، سه بار است». (وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۹۹)

در حقیقت اوج عبودیت انسان را می توان در نماز به ویژه رکوع و سجود یافت که آیات بسیاری در فضلیت آن دو آمده است. به عنوان نمونه خدا درباره اقامه نماز و فضلیت شگفت رکوع می فرماید: أَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ؛ و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوع ‏کنندگان رکوع کنید.(بقره، آیه ۴۳) از همین روست که به حضرت مریم(س) فرمان می دهد: یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ؛ اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع ‏کنندگان رکوع نما!(آل عمران، آیه ۴۳)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رکوع فعل انسانی است، اما سجده را همه کائنات انجام می دهند؛ چنان که خدا می فرماید: وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ؛ و هر که در آسمانها و زمین است‏ خواه و ناخواه با سایه ‏هایشان بامدادان و شامگاهان براى خدا سجده مى کنند(رعد، آیه ۱۵؛ و نیز نگاه کنید: نحل، آیه ۴۹؛ حج، آیه ۱۸)؛ چرا که سجده برای انسان عامل تقرب است که خدا به طور خاص به پیامبرش(ص) فرمان می دهد: کَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ ؛زنهار فرمانش مبر و سجده کن و خود را به خدا نزدیک گردان.(علق، آیه ۱۹)

از نظر قرآن، اگر بخواهیم عظمت و اهمیت والای نماز به ویژه رکوع و سجده را درک کنیم می بایست به آثار عظیم آن توجه کنیم که موجب تقرب به خدا و رهایی از همه مشکلات است؛ به این معنا که نماز هم عامل رهایی از رذایل و مشکلات گوناگون مادی و معنوی است؛ وهم عامل تحقق فضایل و کمالات و برکات الهی در قالب تقرب به خدا است. از همین رو، هر کسی که بخواهد از مشکلی مادی و معنوی و رذیله اخلاقی و غیر اخلاقی رهایی یابد، می بایست به نماز توسل و استعانت بجوید که بهترین معاون برای شخص است؛ چنان که برای کسب کمالات و فضایل اخلاقی و برکات الهی نماز بهترین ابزار استعانت است که انسان را به خدا نزدیک می سازد و او را خدایی و متاله می سازد. از همین روست که خدا می فرماید: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ از شکیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان؛ همان کسانى که به گمان اطمینان بخش مى‏ دانند با پروردگار خود ملاقات و دیدار خواهند کرد، و به سوى او باز خواهند گشت.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)

و هم چنین می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از شکیبایى و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شکیبایان است.(بقره، آیه ۱۵۳)

در روایات در اهمیت نماز بسیار سخن به میان آمده است؛ چنان که امام کاظم (ع ) در باره تاثیر تقربی نماز به خدا می فرماید : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفه به ، الصلوه؛ بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب پیدا می کند، نماز است.(تحت العقول ، ص ۴۵۵ )

پیامبر (ص ) می فرماید: ان الصلوه قربان المؤمن؛همانا نماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.(کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷)

آن حضرت هم چنین می فرماید: موضع الصلوه من الدین کموضع الرأس من الجسد؛ جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.(کنز العمال ، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲ )

و نیز می فرماید : الصلاه رأس الاسلام؛ نماز (به منزله ) رأس اسلام است.( بحار الانوار، ج ۱۷ ، ص ۱۲۷ ؛ میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۶۷ )

امام علی (ع ) نیز می فرماید: لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاه؛ هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است.(بحار الانوار، ج ۸۲ ،  ص ۲۲۷ )

پیامبر (ص ) می فرماید: قره عینی فی  الصلاه؛ روشنی چشم من در نماز است.( نهج الفصاحه ، ص ۲۸۳ ، حدیث ۱۳۴۳ ؛ بحار الانوار، ج ۸۲ ، ص ۱۹۳ )

امام صادق (ع ) می فرماید: ان طاعه الله خدمته فی الارض فلیس شی ء من خدمته یعدل الصلاه؛ پیروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمین است وهیچ چیز در خدمت به پروردگار معادل نماز نیست.( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۱۸ )

پیامبر (ص) می فرماید: مثل الصلاه مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمود ثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاء؛ مثل نماز مانند مثل ستون خیمه است ، هرگاه ستون ثابت باشد طنابها و میخها و پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود؛ و هرگاه ستون بکشند و در هم فرو ریزد، نه میخ نافع است و نه ریسمان سودی دارد و نه پرده ای اثری  خواهد داشت .( من لایحضره الفقیه ، ج ۱، شماره ۶۳۹ )

رهایی از رذایل اخلاقی با نماز

خدا به صراحت در قرآن به عنوان یک قانون کلی و سنت فراگیر به تاثیر مستقیم نماز در رذیلت زدایی و دفع و رفع آن از ساحت بشر می فرماید: اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ؛ آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است تلاوت کن و بخوان! و نماز را برپا دار! که نماز از کار فحشاء و منکر  و زشت و ناپسند باز مى دارد؛ و قطعا یاد خدا بالاتر است، و خدا مى‏ داند چه صعنتی را می سازید.(عنکبوت، آیه ۴۵)

از نظر این آیه یکی از مهم ترین روش هایی «ذکر الله» اقامه نماز است؛ زیرا ذکر الله محدود به نماز نیست؛ چنان که قرآن و مانند آنها نیز ذکر الله است؛ اما در نماز چون قرآن خوانده می شود و ذکر الله یعنی یاد خدا در دل انسان زنده می شود، به شکل ویژه مورد تاکید قرارگرفته است.

هم چنین آیه به صراحت از دو نوع رذیلت فحشاء و منکر سخن به میان آورده که نماز موجب نهی و بازدارندگی از آن می شود؛ زیرا نهی حقیقی «انزجار» و بازدارندگی است، به طوری که انسان به سمت فحشاء و منکر کشیده نمی شود، و به شکلی نماز موجب «دفع» آنها می شود؛ چنان که نماز موجب «رفع» است؛ ولی شکی نیست که هماره دفع به معنای پیشگیری قوی تر و مقدم تر از «رفع» است که به معنای رفع و رهایی از مشکلی و رذیلتی است.

واژه «نهی» به معنای پایان هر چیز، محدود، سیراب شدن کامل، کفایت، مانع و سدّ به کار رفته است. عقل را «نُهی» گفته اند؛ زیرا هم محدود می کند و هم عقال می بندد و مانع از حرکت آزاد چیزی می شود.

در ضمن باید توجه داشت که در فرهنگ عربی، وقتی «نهی عنه» گفته شود؛ به معنای بازدارندگی است. بنابراین، وقتی گفته می شود که از چیزی نماز نهی می کند، یعنی اجازه نمی دهد تا آن چیز به حریم شخص وارد شود و در حقیقت «دافعه» است؛ چنان که می تواند «رافعه» هم باشد؛ ولی دافعه آن قوی تر است. بنابراین اساس می بایست گفت که نماز واقعی و حقیقی اصولا فحشاء و منکر را از ساحت نمازگزار دور نگه می دارد و اجازه نمی دهد تا بدان گرفتار و مبتلا شود.

فحشاء هر زشتی است که انسان از آن گریزان است؛ چنان که منکر در برابر معروف، امر ناشناخته ای است که انسان به سبب ناشناختگی از آن گریزان است و بدان گرایشی ندارد و آن را ناپسند می شمارد. بنابراین، خاصیت نمازآن است که این دو چیز را از ساحت نمازگزار دفع می کند و اجازه نمی دهد تا بدان مبتلا شود.

البته نماز تنها دافعه این امور نیست، بلکه حتی «رافع» نیز است؛ زیرا برخی از امور است که به عنوان «خلقت» انسانی است که انسان می بایست آن را تغییر دهد؛ زیرا اقتضای ترکیب «روح الله» با «خاک و گِل» این است که نفس در کالبد خاکی گرفتار اموری باشد که می بایست آن را «رفع» کند. البته مراد از رفع در این جا «تبدیل» و جایگزین سازی نیست؛ زیرا این امور «خلقی» هم چنان تا زمانی که نفس در کالبد خاکی است، از میان نمی رود، بلکه مراد از رفع در این جا همان «تغییر» مثبت است که در چارچوب مهار شهوت و غضب انجام می شود.

خدا در قرآن، برخی از امور را مقتضای خلقت انسان می داند و مثلا می فرماید: وَیَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیْرِ وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا ؛و انسان همان گونه که خیر را فرا مى‏ خواند، شرّ و بد را مى‏ خواند؛ و انسان همواره عجول و شتابزده است.(اسراء، آیه ۱۱)

از این آیه به دست می آید که عجله جزو خلقت انسان است؛ و از آن جایی که عجله به معنای انجام عمل قبل از اوان و زمانش است، به این معنا خواهد بود که کاری را پیش از زمانش انجام می دهد که موجب می شود تا خیر تحقق نیابد و شر و بدی جایگزین شود؛ این همانند میوه نارس و کال چیدن است که قابل استفاده نیست، بلکه زیانبار و خطرناک برای مصرف است. از نظر قرآن، می توان این عجله را با صبر برخاسته از نماز درمان کرد؛ چنان که خدا می فرماید: وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ؛ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛  بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو می کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند. پس عفو کنید و درگذرید تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کارى تواناست ؛ و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید؛ و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا باز خواهید یافت. آرى خدا به آنچه مى ‏کنید بیناست.(بقره، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)

نظر به اینکه عفو و گذشت از تجاوزات کفرپیشگان، براى اهل ایمان مشقت داشته، خداوند آنان را به استعانت از نماز امر کرده است تا این گونه به این مرتبت دست یابند که مهار نفس خویش را به دست گیرند.(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۳۵۴)

از جمله خلقت هایی که انسان می بایست آن را تغییر دهد و مهار کند، خلقت «هلوع» است که با نماز این تغییر تحقق می یابد ؛ چنان که خدا می فرماید: إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا إِلَّا الْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ؛ به راستى که انسان سخت آزمند و بى‏ تاب خلق شده است؛ چون صدمه‏ اى به او رسد عجز و لابه کند ؛  و چون خیرى به او رسد بخل ورزد ؛ غیر از نمازگزاران ؛ همان کسانى که بر نمازشان پایدارى مى کنند.(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۳)

پس تغییر خلقت هلوع با نماز واقعی امکان پذیر است به طوری که این خلقت مشکل ساز در نمازگزاران نیست؛ زیرا آنان نه تنها جزع نمی کنند و مانع خیر نیستند؛ بلکه در اموالشان حقی برای سائل و محروم است و برای آخرت خویش آن را صدقه می کنند تا این گونه از عذاب آخرت در امان مانند و اهل مراعات امانت و عهد بوده و حافظ فروج خویش هستند و شهوترانی جنسی ندارند وبا حفاظت بر نماز خود را به بهشت می رسانند.(معارج، آیات ۲۴ تا ۳۵)

از نظر قرآن، نماز حقیقی به گونه ای است که نمازگزار از همه زشتی ها و رذایل اخلاقی و غیر اخلاقی، مادی و معنوی در امان است و در حقیقت نماز در مقام «دافعه» و مانع عمل می کند و «تنهی» از هر فحشاء و منکری می شود چنان که نماز، بخل ورزی را از آنان دور کرده و آنان را بخشنده می کند.(معارج، آیات ۲۱ تا ۲۵)

نماز هم چنین مانع و دافع از حرص و آزمندی(همان، آیات ۱۹ تا ۲۳)، حزن و اندوه(بقره، آیه ۲۷۷؛ حجر، آیات ۹۷ و ۹۸)، خوف و ترس(بقره، آیه ۲۷۷)، تمایلات دنیا طلبانه و چشم دوختن به دنیاى دیگران(طه، آیات ۱۳۱ و ۱۳۲)، شقاوت و بدبختى(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲؛ اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵) شهوترانی و گرفتاری به هواهاى نفسانى(مریم، آیه ۵۹)، غفلت از خدا(اعراف، آیه ۲۰۶)، اقامه قسم دروغ(مائده، آیه ۱۰۶)، کتمان شهادت (همان)، ضلالت و گمراهی(مائده، آیه ۱۲؛ مریم، آیه ۵۹)، گناه و منکرات (مائده، آیه ۱۰۶؛ هود، آیه ۱۱۴؛ عنکبوت، آیه ۴۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص ۵۸)، مهار شهوات(مریم، آیه ۵۹)، مصونیت از عذاب دنیوی واخروی(بقره، آیات ۴۵ و۴۸ و ۱۷۷؛ مدثر، آیات ۴۲ و۴۳؛ اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۴)، رفع مشکلات موجود(بقره، آیات ۴۵ و۱۵۳؛ طه، آیه ۱۳۲)، رفع فقر و بدبختی(طه، آیه ۱۳۲) و مانند آنها می شود.

در روایت است که وقتى رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌و‌آله به اهل فقر و گرفتاران مى‌رسید، مى‌فرمود: نماز بجا آورید، و آیه ذیل را تلاوت مى‌کرد: وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاهِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَهُ لِلتَّقْوَى ؛ و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش ما از تو جویاى روزى نیستیم ما به تو روزى مى‏ دهیم، و فرجام نیک براى پرهیزگارى است.( طه، آیه ۱۳۲؛ زبده البیان، ص ۸۳ – ۸۴ ؛ الکشاف، ج ۳، ص ۹۹)