رفتار اجتماعی مسلمانان از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام، کامل ترین و برترین فلسفه و سبک زندگی وحیانی است که انسان را به مرتبه برترین آفریده الهی می رساند و در جایگاه خلافت الهی و مظهریت تجلیات صفات و انوار الهی می نشاند. بر این اساس، می بایست مسلمان، دارای برترین و بهترین شیوه و سبک زندگی در میان بشریت باشد؛ زیرا کسی که مدعی اسلام و مسلمانی است، می بایست بر اساس فلسفه و سبک زندگی آن، خود را بسازد و در همه ابعاد زندگی به نمایش گذارد.

نویسنده در این مطلب  با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، بر آن است تا گوشه ای از ویژگی ها و صفات مسلمانی را از زبان قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی های رفتار اجتماعی مسلمانان با یک دیگر

از نظر قرآن، امت اسلام می بایست امت وسط و سرمشق و شاهد بر بشریت و مردمان باشد؛ خدا به صراحت می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.(بقره، آیه ۱۴۳)

از آن جایی که رفتار اجتماعی میان مردم را می توان به سه گانه : عدالت تقابلی و مثلی(بقره، آیه ۱۹۴)، احسان عفو و گذشت(بقره، آیه ۲۳۷) و احسان اکرامی ایثاری(حشر، آیه ۹؛ فرقان، آیه ۷۲؛ انسان، آیات ۸ و ۹) تقسیم کرد، ولی مسلمانی که می بایست شاهد مردمان و سرمشق آنان باشد، مسلمانی است که در سطح سوم روابط اجتماعی خود را سامان می دهد؛ زیرا بعثت پیامبر(ص) به عنوان شاهد بر امت اسلام، برای دست یابی به سطح سوم در نهایت تمامیت کمالی آن است؛ چنان که خود می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ من جز برای اتمام مکارم اخلاقی بر انگیخته نشده ام.( بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۳۲۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ سوم، ۱۴۲۴ق.)

بر این اساس، رفتار اجتماعی مسلمانان می بایست در سطح سوم مورد بررسی قرار گیرد و کسی که مدعی اسلام و مسلمانی است می بایست اهل مکارم اخلاقی باشد تا با خدای اکرم که قرآن را به انسان تعلیم داده، تقرب جوید و با او در این سطح هم نشین شود.

از مهم ترین ویژگی های مسلمانی در رفتار اجتماعی از نظر قرآن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اعتدال و میانه روی: چنان که گفته شد، امت اسلام، امت وسط و میانه است که به دور از افراط و تفریط عمل و رفتار می کند.(بقره، آیه ۱۴۳) خدا بارها مسلمانان را به این صفت ستوده و از آنان توقع و انتظار می رود تا این گونه باشند(طه، آیه ۱۳۵)؛ زیرا «سوی» به معنای مصون از افراط و تفریط است.(مفردات، راغب، ص ۴۴۰، «سوا») خدا در جایی دیگر مسلمانان را به مقتصد ستوده است(فاطر، آیه ۳۲)؛ زیرا مراد مراد از «الکتاب» همان، قرآن و منظور از «الّذین اصطفینا» مسلمانان است که خدا آنان را به «مقتصد» بودن ستوده است. پس از نظر قرآن، مسلمانان در عمل به قرآن، به صفت اعتدال و میانه‌روى می رسند (المیزان، ج ۱۷، ص ۴۶ – ۴۷؛ التبیان، ج ۸ ، ص ۴۲۹ – ۴۳۰)؛ زیرا قرآن به اعتدال دعوت کرده و آموزه های قرآنی این صفت را در آنان ملکه بلکه مقوم هویتی و ذاتی آنان می سازد و این گونه مسلمان ازهر گونه رفتار افراطی و تفریطی دورنگه می دارد.
  2. اکرام و ایثارگری: ازدیگر ویژگی های مسلمانی آن است که از چیزهای مورد نیاز ضروری خویش می گذرد تا به دیگری یاری رساند؛ یعنی از لقمه نان و قطره آبی که جانش بدان بسته است، برای حفظ حیات دیگری می گذرد و خود را به خطر می افکند تا دیگری حفظ شود.(انسان، آیات ۸ و ۹؛ حشر، آیه ۹) اصولا حضور مجاهدان در میدان جهاد که همراه با انفاق مالی و دل کندن از آن و سپس جان کندن از خود برای امنیت امت است، خود گواهی روشن از ایثارگری و مقام اکرام آنان است. آنان مال و جان خویش را با خدا معامله می کنند و خریدار خدا و بهشت آفرین هستند.(توبه، آیه ۱۱۱)
  3. پرهیز از بهتان و سخن گفتن درباره آن: مسلمان نه تنها بهتان نمی زند، بلکه وقتی بهتان را می شنود، اصلا به آن گوش نمی دهد و سخنی درباره آن، جز «سبحان الله» نمی گوید تا این گونه فضا را پاک و پاکیزه سازد؛ زیرا بهتان سخن ناروا در حق کسی است که وقتی انسان می شنود، مبهوت می شود؛ زیرا انتظار ندارد کسی در باره مسلمانی سخنی زشت و اتهام سنگین و ناروایی وارد سازد. از همین روست که مسلمان در برابر تهمتهاى جنسى و شایعات بى‌اساس علیه یکدیگر، با اظهار تعجّب از آنها بهتان، خود را از ورود به این مباحث بر حذر می دارد و به خدای سبحان پناه می برد که پاک و منزه از هر عیب و نقصی است.(نور، آیه ۱۶) باید توجه داشت که واکنش مسلمان در برابر بهتان با عبارت «سبحانک» کنایه از تعجّب شدید و دور از انتظار(تفسیر التحریر والتنویر، ج ۹، جزء ۱۸، ص ۱۸۰) و پرهیز از ورود به این ساحت با عبارت: مَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهَذَا؛ براى ما سزاوار نیست که در این موضوع سخن گوییم.(نور، آیه ۱۶)
  4. طرد اجتماعی عصیانگران اجتماعی: در هر اجتماعی گروهی برخلاف قوانین یا فرمان های رهبری و منافع عمومی نه فردی رفتار می کنند و در این ساحات تخلفاتی دارند؛ از نظر قرآن یکی از راه های تنبیه و مجازات این افراد این است که آنان را از خود طرد کرده تا در شرایطی قرار گیرند که ناچار به اصلاح رفتار و عمل اجتماعی خویش باشند(توبه، آیه ۱۱۸)؛ چرا که مراد از «على الثّلاثه» متخلّفان غزوه تبوک است که به امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند و آنها در شرایطی سخت قرار گرفته و ناچار به توبه شدند و از کرده و رفتار تخلف آمیز خویش پشیمان شدند و به اصلاح آن پرداختند. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۰۰ – ۱۰۲؛ روح‌المعانى، ج ۷، جزء ۱۱، ص ۶۰)
  5. رازداری امنیتی: از دیگر برخوردهای اجتماعی مسلمان در میان امت آن است که رازهای امنیتی مسلمانان و امت و دولت اسلامی را حفظ و صیانت کنند و در اختیار دشمن نگذارند(انفال، آیه۲۷)؛ زیرا شأن نزول آیه مربوط به فاش شدن اسرار مسلمانان از سوى برخى مسلمانان صدر اسلام است که خدا از این عمل نهی کرده است. (الکشاف، ج ۲، ص ۲۱۴؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۸۲۴) از نظر قرآن، صیانت از اخبار و اطلاعات امت یک اصل اساسی در رفتار اجتماعی مسلمانان است و آنان نمی بایست به گونه ای عمل یا رفتار کنند که اخبار و اطلاعات آنان در اختیار دشمنان قرارگیرد.(فتح، آیه ۲۷؛ آل عمران، آیه ۱۵۴؛ محمد، آیه ۳۱) باید یادآور شد که مراد از «اخبار» در آیه اخیر همان اسرار امت است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۱۶۱)
  6. ثبات قدم و استقامت با رهبری: مسلمان کسی است که مطیع اوامر الهی و فرمان های رهبری ولایی الهی است.(آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲) ودر این راه گام به گام با رهبری حرکت کرده و استقامت می ورزد و به کژی نمی رود و علیه رهبری طغیان نمی کند.(هود، آیه ۱۱۲) از نظر قرآن امت واقعی مورد عنایت الهی قرار گرفته و خدا با امدادهای غیبی آنان را در شرایطی قرارمی دهد که ثبات قدم یابند.(انفال، آیه ۱۱)
  7. اسوه بشریت: مسلمانان می بایست به عنوان یک امت وسط و میانه رو، چنان عمل و رفتار داشته باشند که سرمشق بشریت قرار گیرند و آنان بخواهند برای سعادت دنیوی خویش دست کم، رفتار مسلمانی را سرمشق خویش قرار دهند.(بقره، آیه ۱۴۳)
  8. سرمشق گیری از اسوه های الهی: مسلمان کسی است که با بهره گیری از اسوه های الهی از جمله پیامبر(احزاب، آیه ۲۱)، معصومان(انسان، آیات ۸ تا ۱۰؛ احزاب، آیه ۳؛ آل عمران، آیه ۶۱)، حضرت ابراهیم(ممتحنه، آیات ۴ و ۶)، پیروان حضرت ابراهیم(همان)، حضرت اسماعیل(بقره، آیات ۱۹۸ و۱۹۹)، حضرت مریم(تحریم، آیات ۱۱ و۱۲) وحضرت آسیه(همان) فلسفه و سبک زندگی خود را سامان می دهد؛ زیرا انسان برای این که در مسیر حق و حقیقت قرار گیرد و استقامت ورزد و ثبات قدم داشته باشد به کسانی نیاز دارد که پیشگام در این عرصه بوده و توانسته اند به سلامت به مقصد و مقصود برسند. این سرمشق ها به انسان انگیزه حرکت و استقامت می دهند و به آینده امیدوار می سازند. نوع تعاملات این سرمشق های الهی می تواند، رفتار مسلمانان را با یک دیگر سازنده تر و قابل قبول تر سازد. بر این اساس، مسلمانی به این است که نه تنها به عقل خویش بلکه به عقل علمی و عملی دیگران نیز توجه داشته و از مشاوره مستقیم و غیر مستقیم آنان بهره مند شود.
  9. مشاوره گیری: اصولا مشاوره و تشاور به معنای تبادل اطلاعات و تجربیات یکی از مهم ترین ابزارهای سازنده در روابط اجتماعی است؛ زیرا مشاوره و شوری با یک دیگر، به معنای استفاده از عقول و تجربیات و علوم دیگران است تا انسان کاری را خود تجربه نکند و یا گرفتار چرخه آزمون وخطا نشود. از همین روست که در روابط اجتماعی مسلمانان به شوری بسیار توجه و اهتمام شده است؛ خدا می فرماید: وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ؛ آنان در امور اجتماعی خودشان با هم شور و مشورت می کنند.(شوری، آیه ۳۸) البته پیامبر(ص) برای این که امر مشاورت و شوری در میان امت نهادینه شود، خود نیز از سوی خدا مامور به آن بود؛ چنان که خدا می فرماید: وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
  10. انفاق و صدقه: مسلمان همان طوری که اهل نماز به پیشگاه خدا است، هم چنین اهل انفاق و صدقات مالی به شکل واجب و مستحب به دیگران است. بنابراین، مسلمانی تنها به نماز و روزه نیست، بلکه به انجام اعمال اجتماعی و خیرات به دیگران در قالب انفاقات و صدقات است.(بقره، آیات ۲ و۳؛ توبه، آیه ۱۰۳)
  11. قرض الحسنه: مسلمانان افزون برپرداخت انفاقات واجب از جمله زکات و خمس، موظف هستند تا در رفتار اجتماعی به یک دیگر وام نیک و قرض بی بهره و سود بدهند، نه قرض ربوی.(بقره، آیه ۲۵۴؛ حدید، آیات ۱۱ و ۱۸؛ تغابن، آیه ۱۷)
  12. عدالت قسطی: مسلمان عدالت را به تمام معنا رعایت می کند. بر این اساس تلاش می کند تا هر چیزی را در جای حقی قرار دهد که خدا برای آن تعریف و مشخص کرده است. در همین رابطه سهم هرکسی را می شناسد و آن را در قالب عدالت قسطی اجرایی واقامه می کند. ازهمین روست که خدا آنان را به عنوان قوامین بالقسط می ستاید.(مائده، آیه ۸؛ نساء، آیه ۱۳۵؛ حدید، آیه ۲۵) از نظر قرآن، اقامه عدالت قسطی هدف بعثت پیامبران است تا این گونه همگان از مسلمان و غیر مسلمان از حقوق الهی خویش بهره مند شوند.(حدید، آیه ۲۵)
  13. پرهیز از تنبلی: مسلمان امتی پر سعی و تلاش است و می کوشد تا در زندگی دنیوی به گونه ای عمل کند تا هم خود سعادت مند شود و هم دیگران؛ چنان که سعادت اخروی خویش را اینگونه تضمین می کند. بر همین اساس، همان طوری که در میدان جهاد و صیانت از امنیت حضور دارد و از تنبلی و سستی بیزار است(نساء، آیات ۷۱ وتا ۷۳ و ۹۵)، هم چنین در مسایل اجتماعی اهل حضور و در مسائل اقتصادی اهل کوشش و تولید و انفاق از سرمایه و دستاوردهای خویش و مانند آنها است که در آیات بسیاری به آن اشاره شده است.(فتح، آیه ۲۹؛ آیات دیگر)
  14. حمایت و دفاع از مظلوم و مستضعف: مسلمانی به این است که انسان به دفاع از مظلوم و مستضعف چه مسلمان و چه غیر مسلمان بپردازد و در این راه به جهاد و جنگ برود و جان و مال را برای آن هزینه کند؛ زیرا دفاع از مظلوم و مستضعف در برابر ظالم و مستکبر واجب شرعی و وظیفه اخلاقی وانسانی است.(نساء، آیه ۷۵)
  15. اجتناب از ظلم: مسلمانی به این است که ازهرگونه ظلم از شرک (لقمان، آیه ۱۱) گرفته تا ظلم به مال و ناموس و عرض و جان آنان اجتناب کند. از همین روست که در اسلام همان طور که قتل بی گناهان حرام است(اسراء، آیه ۳۳)، هم چنین تهمت و بهتان(نور، آیه ۱۱ تا ۱۵)، زنا و تعرض به ناموس دیگران(اسراء، آیه ۳۱)، مال یتیم خوری(اسراء، آیه ۳۴)، کم فروشی و گرانفروشی(اسراء، آیه ۳۵ ؛ مطففین، آیات ۱ و ۲)، عهد شکنی(اسراء، آیه ۳۴)، غیبت کردن، مسخره کردن(حجرات، آیه ۱۱) و مانند آنها حرام است؛ زیرا اینها همه از مصادیق ظلم به دیگران است.