رفتارها و شوخی های همسران

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهم ترین مسایل اجتماعی، پیوند زناشویی است. پیوندی که از پیوندهای دیگر سخت تر و حیاتی تر است؛ زیرا می توان دو درخت از گونه های مختلف را به هم پیوند زد و محصول و میوه ای دیگر و مقاوم تر و بهتر و مناسب تر به دست آورد، حتی می توان پیوند اعضا را داشت ولی پیوند روحی و عاطفی به مراتب سخت تر و پیچیده تر است. از این روست که اگر به درستی دو نفر مناسب برای پیوند زناشویی انتخاب نشوند یا پس از انتخاب در مراحل پیوند شرایط آن مراعات نشود ممکن است که پیوند به خوبی صورت نگیرد و یا حتی پس بزند که در این صورت طلاق به عنوان آخرین دارو و درمان تجویز می شود تا در پیوندی دیگر مساله به طریق مناسبی حل شود.

 

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام به چگونگی و شرایط پیوند زناشویی و استحکام آن پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

پیوند زناشویی،‌ پیوندی عاطفی

شاید شما و یا یکی از بستگان و آشنایان شما نیازمند پیوند عضوی شده باشند. در این موارد بیش ترین تلاش و تحقیقات در این باره صورت می گیرد که عضوی مناسب پیدا شود؛‌زیرا اگر عضو مناسب پیدا نشود ممکن است که حتی پس از پیوند، بدن عضو را پس بزند و موجب مشکلات بسیاری شود که از جمله آن حذف عضو پیوندی است. در یک انتقال ساده خون از بدنی به بدن دیگر، لازم است که گروه های خونی و ارهاش آن مشخص شود، زیرا اگر این شرایط تامین نباشد انتقال جز مایه دردسر چیزی نیست.

انسان ها با توجه به خلافت الهی خود استاد پیوندهای عجیب و غریب هستند. گونه های گیاهی و جانوری را چنان به هم پیوند می دهند که محصولی جدید با کیفیتی برتر و کمیتی بیش تر به دست می آورند. گونه های جانوری چون قاطر از پیوند مادیان و الاغ یک دستاورد تمدنی و تاریخی بشر است. امروز بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی به اشکال گوناگون با هم پیوند می خورند.

اما در این میان سخت ترین و پیچیده ترین پیوند میان نر و ماده انسانی است؛ هر چند که همه آفریده های الهی به شکل زوج و جفت آفریده شده اند و خداوند به صراحت به این حقیقت در آیه ۴۹ سوره ذاریات اشاره دارد و می فرماید: وَمِن کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ از هر چیزی جفت و زوجی آفریدیم تا متذکر شوید؛ اما باید توجه داشت که پیوند زوجیت در دیگر آفریده به سادگی صورت می گیرد ولی در انسان به سبب اموری به ویژه امر روح خاص انسانی، این پیوند همراه با پیچیدگی و سختی است؛‌ چرا که انسان به شکل آفریده شده که هر یک به طور مستقل می بایست دست به انتخابی بزنند و زوج و جفت خویش را انتخاب کنند؛‌ چرا که تفاوت های بسیاری در انسان ها به ویژه در حوزه روحیات و اخلاقیات است که بی توجهی به آن می تواند پیوند زناشویی را به نابودی بکشاند.

به سخن دیگر، انسان ها تنها به یک خواسته طبیعی و غریزی و در فضای فیزیکی و جنسی پاسخ نمی دهند، بلکه با این انتخاب خودشان، بیش از آن که به نیازهای فیزیکی و جسمی و جنسی پاسخ دهند می بایست پاسخ گوی نیازهای روحی و عاطفی و روانی خودشان باشند. این جاست که شناخت اخلاق و روحیات یک دیگر در یک پیوند مناسب بسیار مهم و اساسی است. البته یان بدان معنا نیست که جنبه های فیزیکی و زیبایی های اندام و مانند آن در پیوند زناشویی و موفقیت و عدم موفقیت پیوند نقش ندارد،‌ بلکه نقش آن بسیار کم رنگ است؛ زیرا اگر همسران از نظر فیزیکی همانند باشند، این بدان معنا نخواهد بود که پیوندی موفق انجام گرفته است؛ بلکه آن چه مهم و اساسی است پیوندی روحی و عاطفی و معنوی میان همسران است. پس همسانی و تناسب فیزیکی هر چند لازم است ولی کافی نیست، بلکه آن چه لازم و ضروری تر است پیوند روحی و عاطفی و اخلاقی میان همسران است.

از آن جایی که شناسایی و کسب دانش از ظواهری چون اندام و تناسب اندام بسیار ساده و آسان است می توان به سادگی با یک نگاه آن را به دست آورد و حتی در صورتی که بخشی از این فیزیک به عللی چون حیا مخفی و نهان است از طرق گوناگون می توان سلامت و صحت آن را به دست آورد و نسبت به مناسبت بودن آن آگاهی و دانش به دست آورد؛ اما علم و دانش نسبت به امور باطنی چون اخلاقیات، روحیات، افکار، عقاید و مانند آن، بسیار سخت و پیچیده است، و نمی توان به سادگی نسبت به آن کسب دانش کرد. این بخش با این که از اهمیت بیش تری برخوردار است، ولی دست یابی به اطلاعات در این زمینه سخت تر، پیچیده تر و نیز زمانبرتر است.

خداوند در آیات بسیاری تبیین می کند که مهم ترین انگیزه در ازدواج تامین ابعاد عاطفی، روحی، روانی و معنوی همسران است؛ هر چند که نیازهای جنسی(احزاب، آیه ۳۷؛ بقره، آیه ۱۸۷) و گاه جسمی مانند تامین آسایش و رفاه و غذا و خانه و مانند آن می تواند یک محرک برای ازدواج به حساب آید(نور، آیه ۳۲ ؛ نساء، آیه ۳۴ و آیات دیگر)، ولی آن چه انسان را وادار به ازدواج می کند همان انگیزه های عاطفی و روانی است؛ زیرا انسان ها به گونه ای آفریده شده اند که با پیوند زناشویی می توانند به آرامش و سکونت برسند و نیازهای عاطفی و روانی خود را پاسخ دهند.(روم، آیات ۲۱ و ۳۰)

حتی کسانی که ازدواج را برای بقای نسل و داشتن فرزند انجام می دهند در حقیقت در جست و جوی پاسخ به یک نیاز عاطفی و روانی هستند.(نحل، آیه ۲۷) پس اگر بخواهیم مهم ترین فلسفه پیوند ازدواج و زوجیت در میان انسان ها را بر شماریم نخست مساله عاطفی و دست یابی به سکونت و آرامش روحی و روانی مطرح است و سپس اموری چون بقای نسل و تامین آسایش و رفاه و مانند آن قرار می گیرد.

تناسب و کفو بودن در روحیات و اخلاقیات

بر این اساس باید گفت که مهم ترین ویژگی همسران که می بایست مورد توجه قرار گیرد تا یک پیوندی مناسب تحقق یابد، توجه به کفو و همسانی در افکار و اندیشه ها و اخلاقیات و روحیات است. از این روست که در آیات قرآنی نخست شرط را اسلام قرار داده است؛ زیرا اگر از نظر عقاید و افکار و باورها یکسان نباشند این پیوند یا انجام نمی گیرد یا به سرعت از هم فرو می پاشد؛‌ چرا که سبک زندگی و رفتاری آدمی را عقاید و افکار او می سازد. به سخن دیگر، سبک زندگی هر کسی بیانگر فلسفه زندگی اوست. اگر کسی خدا و آخرت و حساب و کتاب معاد را قبول نداشته باشد به دنیا چنگ می زند و می کوشد تا به هر شکلی لذات دنیوی را تامین کند. در این صورت حتی عدالت نیز برای او مفهومی نخواهد داشت؛ زیرا هر زمانی که احساس کند که قدرت آن را دارد که بر خلاف عدالت عقلانی و عقلایی رفتار کند،‌ بدان شیوه عمل می کند. این افراد وقتی به عدالت پای بند نیستند به طور طبیعی هیچ گونه احسان و ایثار و گذشت و عفوی از حقوق خود نخواهند داشت.

در حالی که معتقد به اسلام و معاد،‌ اصالت را به حقیقت زندگی اخروی می دهد و می کوشد تا به هر شکلی شده آخرت خود را تامین نماید. این گونه است که دنیا برای او چون متاعی بی ارزش می شود که می بایست به عنوان مقدمه و ابزار از آن استفاده کرد. پس ایثارگری و احسان و مانند آن را برای دست یابی به آخرت به عنوان یک اصل اساسی می پذیرد و بدان پای بند است. این گونه است که دو سبک مختلف و متضاد زندگی با دو فلسفه اسلام و کفر پدید می آید و نمی توان میان این دو زندگی جمع کرد. از این روست که قرآن شرط نخست در پیوند مناسب را اسلام دانسته است.(نور، آیه ۳ و ایات دیگر)

شرط دوم که البته ارتباطی به عقاید و باور نیز پیدا می کند، طیب بودن است.(نور، آیه ۲۶) در آیات قرآنی بیان شده که پیوند مناسب تنها زمانی خواهد بود که انسان همسری طیب بگیرد؛ یعنی کسی را انتخاب نکند که خبیث باشد. طیب بودن به معنای پاک و پاکیزه یک اصطلاح شرعی و عرفی است. طیب هر چیزی است که با خصوصیات طبیعت و طبع آدمی مناسب و برای سلامتی و رشد جسمی و روانی انسان مفید است. در برابر خبیث هر چیز نامناسب و زیانباری است که با طبیعت و طبع انسان سازگار نیست.

پس همسر طیب کسی است که به پاکی گرایش دارد و از استفاده و استعمال امور خبیث و زیانبار چون گوشت خوک، شراب،‌ مواد مخدر تباه کننده عقل و هوش و مانند آن پرهیز می کند. شاید بتوان گفت که مهم ترین مولفه و عنصر در پاک دامنی انسان را می بایست در پاکی و طهارت روح و روان او جست؛ زیرا آن چه در یک انسان اصالت دارد بخش روحی اوست. پس کسی که عفت و حیا می ورزد انسانی پاک دامن و پاک سرشت و مناسب پیوند زناشویی است تا دختران و زنان هرزه و ناپاک.(نور، آیه ۳ و آیات دیگر)

شرط سومی که می توان آن را به یک شکل به شرط نخست بازگرداند مساله ایمان است. البته از آن جایی که اسلام و ایمان دو مرتبه متفاوت از یک امر است،(حجرات، آیه ۱۴) می توان گفت که انسان می بایست در انتخاب همسر کسی را برگزیند که اسلام در جان و دلش نفوذ کرده و سیر و سلوک او را شکل بخشیده باشد. در این جا کسی مورد نظر است که متدین و پای بند به همه افکار و عقاید به ویژه ولایت معصومان(ع) باشد و در امتحانات سخت الهی موفق و سربلند بیرون آمده و در جای لغزش نداشته و اگر داشته توبه کرده و خودسازی کرده باشد.(بقره، آیه ۲۲۱؛ نساء، آیه ۲۵)

اگر این عناصر اصلی تامین شود و انسان کسی را انتخاب کند که از نظر عقاید و اخلاق(حیا، عفت، پاکدامنی و مانند آن) همسان و کفو باشد، آن گاه می بایست به فکر اندام و فیزیک و سلامتی آن بود؛ زیرا این نیز یک امر لازم است و انسان تنها در کنار کسی احساس آرامش و آسایش می کند که از نظرش زیبا و مناسب باشد.

اعتمادسازی شرط نخست بقای پیوند

نخستین و اصلی ترین شرط در بقای پیوند ایجاد اعتماد میان همسران است؛ چرا که فقدان این عنصر به معنای پس زدن پیوند خواهد بود. بر اساس آیات قرآنی اعتماد میان همسران بسیار مهم است. این که همسر اعتماد کند که خیانت مالی و جنسی در میان نیست. در آیه ۱۲ سوره ممتحنه شرایطی بیان شده که زنان در هنگام بیعت با پیامبر(ص) بدان اعلام وفاداری کردند. این شروط در حقیقت بیانگر مواضع اعتماد سازی است که زنان می بایست در زندگی در پیش گیرند. خداوند می فرماید: اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تـو بـیـعـت کـنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنانکنند، فرزندان خود را نکشند، تـهـمـت و افترائى پیش دست و پاى خود نیاورند، و در هیچ کار شایسته اى مخالفت و نافرمانى تو نـکنند، با آنها بیعت کن و براى آنها ازدرگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان اسـت.

این شروط در حقیقت بخشی از شروط اساسی است که در قرآن بیان شده است. البته شروط دیگری که موجب اعتماد طرفین می شود را می توان در روایات به دست آورد.

اما باید دانست تا زن به همسرش اعتماد نکند، نمی تواند لذت جنسی بدهد یا ببرد؛ زیرا نوع ساختار فیزیک جنسی زن به گونه ای است که پیش از اعتماد به طرف مقابل هیچ گونه واکنش مثبت و مناسب جنسی بروز نمی دهد.

جالب این که بسیاری از زنان می گویند که از همسرشان لذت نمی برند ولی به دلایل آن را مخفی نگه می دارند. بخشی از این علت را می بایست در حوزه اعتماد متقابل جست و جو کرد. تا اعتماد پیش نیاید چنین تمایلات جنسی سالم پدید نخواهد آمد. پس زوج های جوان به ویژه داماد می بایست توجه کند که دختری که همسر او شده سال ها به او گفته شده که خودش را از هر مردی حفظ کند و عفت و حیا ورزد. پس نمی توان به سرعت او را به رفتاری بر خلاف آن کشاند. از این روست که دوره نامزدی را دوره اعتمادسازی گفته اند تا همسر احساس امنیت کند.

وقتی همسری اعتماد نداشته باشد، واکنش مثبت جنسی کامل و مناسب نخواهد داشت. همین مساله موجب سردی روابط جنسی می شود. از این روست که بسیاری از زوج های جوان به ویژه آنانی که با معرفی دیگران ازدواج می کنند به سبب سردی روابط جنسی خواهان طلاق می شوند و هنوز سه یا شش ماه نگذشته پا به دادگاه می گذارند. ریشه این رفتار را می بایست در عدم اعتماد به ویژه از سوی زنان جست و جو کرد که موجب سردی روابط زناشویی می شود؛ چرا که هنوز روابط عاطفی و احساسی شکل نگرفته است تا اعتماد پدید آید و زن خودش را در اختیار همسر قرار دهد.

شوخی و ملاعبه بستر روابط عاطفی و اعتماد ساز

در اسلام بر این که همسران دست کم در هرروز سه زمان را بدون هیچ مزاحمی در کنار هم باشند مورد تاکید قرار گرفته است.(نور، آیه ۵۸) این زمان ها موجب می شود تا بتوانند روابط عاطفی و احساسی را تقویت کنند و به هم اعتماد نمایند.

صحبت و مصاحبت با همسر باید طولانی باشد به ویژه در آغاز زندگی تا افکار و عقاید و نیز اخلاق و روحیات به یک دیگر نزدیک شود. از این روست که بر مصاحبت با همسر مورد تاکید قرار گرفته و امیرمومنان علی(ع) می فرماید أَحسِنِ الصُّحبَهَ لَها فَیَصفُوَ عَیشُکَ؛ با همسرت خوش رفتار باش تا زندگى ات با صفا گردد.(من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۲، ح۵۸۳۴)

احترام به همسر و تکریم و تعظیم یک دیگر می تواند این صمیمت را افزایش دهد و گرایش عاطفی و احساسی را تقویت کند. از این روست که امام باقر(ع) می فرماید: اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّه اَشَّدُّکُم اِکراما لِحَلائِلِهِم؛ گرامى ترین شما نزد خدا، کسى است که بیشتر به همسر خود احترام بگذارد.وسایل الشیعه ج ۲۱ ، ص۳۱۱ ، ح۲۷۱۵۷ ؛ نیز من لایحضر الفقیه ج۳ ، ص۵۰۶ و تهذیب الاحکام ج۸، ص۱۴۱)

فاطمه (س) نیز در این باره می فرماید: خِیارُکم اَلیَنُکم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهم لِنِسائِهِم؛ بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.(عوالم العلوم و المعارف ج۱۱ ، ص۹۰۹)

مرد می تواند به اشکال گوناگون همسرش را مورد تکریم قرار دهد. از جمله می توان به مواردی اشاره کرد که امام سجاد(ع) در این حدیث بیان کرده است: وَ اَمّا حَقُّ الزَّوجَهِ فَاَنْ تَعْلَمَ اَنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَها لَکَ سَکَنا وَ اُنْسا فَتَعْلَمَ اَنَّ ذلِکَ نِعْمَهٌ مِنَ اللّه‏ِ عَلَیْکَ فَـتُـکْرِمَها وَ تَرْفُقَ بِها وَ اِنْ کانَ حَقُّکَ اَوجَبَ فَاِنَّ لَها عَلَیْکَ اَنْ تَرْحَمَها؛ حق زن این است که بدانى خداوند عزوجل او را مایه آرامش و انس تو قرار داده و این نعمتى از جانب اوست، پس احترامش کن و با او مدارا نما، هر چند حق تو بر او واجب‏تر است اما این حق اوست که با او مهربان باشى.( من لایحضره الفقیه ج ۲، ص ۶۲۱، ح ۳۲۱۴)

اگر همسران سخنی برای گفتن ندارند رو به روی هم بنشیند و به یک دیگر نگاه کنند ؛ چرا که ارتباط غیر کلامی خودش تاثیر شگرفی دارد و این گونه نیست که نشستن در کنار هم بی فایده و بی اثر باشد. از این روست که آموزه های دینی بر این گونه رفتار تشویق و ترغیب می کنند. پیامبر(ص) می فرماید: إنَّ الرَّجُلَ إذا نَظَرَ إلَى امرَأَتِهِ وَنَظَرَت إلَیهِ نَظَرَ اللّه تَعالى إلَیهِما نَظَرَ الرَّحَمَهِ؛ وقتى مردى به همسر خود نگاه کند و همسرش به او نگاه کند خداوند بدیده رحمت به آنان نگاه مى کند.( نهج الفصاحه ص۲۷۸ ، ح ۶۲۱)

بی گمان شوخی با همسر خیلی مهم واساسی است. این شوخی ها می تواند کلامی یا رفتاری باشد. شوخی موجب سرور و شادی در زندگی می شود و ارتباط عاطفی و احساسی را میان همسران تقویت می کند. از نظر اسلام کارهای لغو و بیهوده جایز نیست ولی برخی از کارها با آن که از مصادیق سرگرمی و لغو و لهو است ولی می توان برای گرم کردن روابط عاطفی میان همسران مورد استفاده قرار داد. همسران می توانند به هر شکلی یک دیگر را سرگرم کنند. در روایت از پیامبر(ص) نقل شده که ایشان فرمود: کُلُّ لَهوِ المؤمنِ باطِلٌ إلاّ فی ثلاثٍ : فی تأدیبِهِ الفَرَسَ ، و رَمیِهِ عَن قَوسِهِ ، و مُلاعَبَتِهِ امرأتَهُ ، فإنّهُنَّ حَقٌّ ؛ هر گونه سرگرمى براى مؤمن نادرست است، مگر در سه کار: در تربیت اسب، تیراندازى با کمانش و بازى و شوخى با همسرش؛ زیرا این سه کار، حقّ است.( الکافی ، الکینی، ج ۵، ص۵۰، حدیث۱۳)

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ لذّتی برای مردم در دنیا و آخرت بیشتر از لذّاتی که از زنها می‌برند نیست. سپس حضرت با قرائت آیه ۱۵ سوره آل عمران فرمودند: همانا اهل بهشت (نیز) در بهشت از چیزی مثل آمیزش جنسی لذّت نمی‌برند حتّی از خوراکی و نوشیدنی (کافی ج ۵ ص ۳۲۱)

اهمیت معاشقه و ملاعبه درتمام مراحل جنسى ، قابل مشاهده است. بدون معاشقه ، اصولاً زن برانگیخته نمى شود و اگر این کار ، استمرار نداشته باشد، میل جنسى ، فروکش مى کند. زن در این حالت ، یا اصلاً به ارگاسم نمى رسد و یا خیلى دیر مى رسد که هم براى شوهر و هم براى خود زن ، خسته کننده مى شود .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی یکی از شما آمیزش می‌کند، همانند پرنده‌ها بطرف زن نرود (یعنی با عجله و شتاب اقدام نکند) صبر کند و خود را نگه دارد. (کافی ج ۵ ص ۴۹۷)

و در حدیث دیگری پیامبر اکرم در ضمن حدیثی فرمود: آمیزش کردن مرد با اهل خود بدون بازی یک نوع جفاست . (وسائل ج ۱۴ ص ۸۲ و ۸۳)

امام صادق علیه السلام مى فرماید : فَإِذَا أَتَى أَحدُکُم أَهلَهُ فَلیَکُن بَینَهُمَا مُلَاعَبَهٌ فَإِنَّهُ أَطیَبُ لِلأَمرِ ؛ هنگامى که یکى از شما مى خواهد با زنش ارتباط جنسى برقرار کند ، باید بین آن دو ، ملاعبه صورت گیرد که این براى هر دو ، خوشایندتر است.( کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۹ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ص ۱۱۸ )

بی گمان میان زنان و مردان در اندام و فعالیت های فیزیکی بدن تفاوت های فاحش و آشکاری است. همین تفاوت فیزیولوژیک زن و مرد در قدرت رسیدن به ارگاسم هاى متفاوت است که در روایات ، قدرت جنسى زنان ، نُه برابر مردان معرفى شده است. امام على علیه السلام مى فرماید : خَلَقَ اللّهُ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ الشَّهوَهَ عَشرَهَ أَجزَاءٍ فَجَعَلَ تِسعَهَ أَجزَاءٍ فِى النِّسَاءِ وَ جُزءاً وَاحِداً فِى الرِّجَالٍ ؛ خداوندـ عزّوجلّ ـ شهوت جنسى را ده قسمت نمود ؛ نُه قسمت آن را براى زنان و فقط یک جزء آن را براى مردان قرار داده است . (الکافى ، ج ۵ ، ص ۳۳۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۴۰ ، ح ۷)

امام صادق علیه السلام نیز مى فرماید : إِنَّ اللّهَ جَعَلَ لِلمَرأَهِ صَبرَ عَشرَهِ رِجَالٍ، فَإِذَا هَاجَت کَانَت لَهَا قُوَّهُ شَهوَهِ عَشرَهِ رِجَالٍ ؛ خداوند صبر زنان را ده برابر مردان قرار داده ؛ ولى هنگامى که به اوج شهوت مى رسند، ده برابر مردان ، قوّت جنسى دارند .( الکافى ، ج ۵ ، ص ۳۳۸ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۱۴ ، ص ۴۰ ، ح ۹)

بازی و معاشقه و ملاعبه افزون بر این که اعتماد ساز است،‌ بلکه محرک قوی در زنان برای ارتباط جنسی سالم و کامل و رسیدن به اوج لذت است. امام رضا علیه السلام مرد را از آمیزش به هنگام عدم برانگیختگى زن نهى مى کند و مى فرماید : لا تُجامِعِ امرَأَهً حَتَّى تُلاعِبَهَا وَ تُکثِرَ مُلَاعَبَتِهَا وَ تَغمِزَ ثَدییهَا، فَإِنَّکَ إِذَا فَعَلتَ ذَلِکَ غَلَبتَ شَهوَتُهَا وَ اجتَمَعَ مَاءها لأنَّ ماؤُهَا یَخرُجُ مِن ثَدییهَا وَ الشَّهوَهُ تَظهَرُ مِن وَجهِهَا وَ عَینَیهَا وَ اشتَهَت مِنکَ مِثلَ الَّذِى تَشتَهِیهِ مِنهَا ؛ تا قبل از این که با همسرت معاشقه و ملاعبه نکرده اى ، هرگز با او نزدیکى نکن و این کار را طولانى انجام بده و سینه هاى او را بمال و تحریکات را ادامه بده تا برانگیختگى او در چهره و چشم او ظاهر شود و ترشّح بدن او زیاد گردد ؛ چون با این کار ، بدن او ترشّح پیدا مى کند و شهوت و میل جنسى در چهره اش آشکار مى گردد. وقتى چنین تحریک کردى ، آن وقت ، او همان چیزى را از تو مى خواهد که تو از او مى خواهى .( بحار الأنوار ، ج ۶۲ ، ص ۳۲۷ ؛ مستدرک الوسائل ، ج ۱۴ ، ص ۲۲۱ )

امام على علیه السلام مى فرماید : إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُم أَن یَأتِىَ زَوجَتَهُ فَلَا یُعجِّلهَا فَإِنَّ لِلنِّسَاءِ حَوائِجَ ؛ هر گاه یکى از شما بخواهد با زنش نزدیکى کند ، نباید او را به شتاب اندازد ؛ زیرا زنان هم نیازهایى دارند.( الخصال ، ص ۶۳۷ ؛ الإستبصار ، ج ۴ ، ص ۱۹۲ ؛ وسائل الشیعه ، ج ۲۰ ، ص ۱۱۸ )

سخن گفتن و شوخی کلامی و رفتاری مقدماتی است که باید انجام گیرد ولی در مقام ارتباط جنسی و مجامعه نباید سخن گفت بلکه بیش تر به عمل و رفتار تحریک آمیز بسنده کرد. از این روست که در روایت است که پیامبر صلى الله علیه و آله مى فرماید :

لَا تَتَکَلَّم عِندَ الجِمَاعِ، فَإِنَّهُ إِن قُضِىَ بَینَکُمَا وَلَدٌ لا یُؤمَنُ أَن یَکونَ أَخرَسٌ ؛ هنگام نزدیکى کردن ، حرف نزن که اگر فرزندى از تو به وجود آید ، ممکن است لال شود.( الأمالى ، صدوق ، ص ۶۶۳ ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج ۳ ، ص ۵۵۲ ؛ مکارم الأخلاق ، ص ۲۰۹ )

اما زن برای این که موجب تحریک جنسی شوهرش شود باید برخی از کارها را انجام دهد که شامل پوشش زیبا، آرایش، عشوه و رقص و عطر و مانند آن است. چرا که بدون این کارها نمی توان عواطف و احساسات مرد را تحریک کند و دل او را به چنگ آورد.از این روست که امام می فرماید: لَولا أنَّ المَرأهَ تَصَنَّعُ لِزَوجِها لَصَلَفَت عِندَهُ ؛ اگر زن ، خود را براى شوهرش نمى آراست ، بى گمان در دل او جا نمى گرفت .یا در جایی دیگر می فرماید: لِتَطَیَّبِ المَرأهُ المُسلِمَهُ لِزَوجِها ؛ زن مسلمان باید خود را براى شوهرش خوش بو سازد .

امام صادق (ع) فرمود: خَیْرُ نِسائِکُمْ الَّتی اِذا خَلَتْ مَعْ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ وَ اِذا لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ؛ بهترین زنان بانوئی است که چون با شوهر خلوت کند لباس حیا را از خود دور کند و چون لباس بپوشد لباس حیاء را هم بپوشد (از شوهر در مسئله جنسی مضایقه نکند ولی با دیگران با حیا باشد). (وسائل ج ۱۴ ص ۱۴ و ۱۲۶)

البته آرایش و آراستن و مانند آن اختصاص به زنان ندارد و مردان نیز باید این کار را بکنند ولی انتظار از زن بیش تر است زیرا مردان به دیدن و زنان به لمس و معاشقه و ملاعبه تحریک می شوند. در حدیثى آمده است : یَجِبُ عَلَى الرَّجُلِ لِامرَأتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیها ، أن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فى غَیرِ مَأثَمٍ ؛ مرد در برابر زنش ، همان وظیفه اى را دارد که زنش در برابر او دارد ؛ یعنى خود را براى او بیاراید ، همچنان که زنش ، خود را براى او مى آراید ؛ ولى نباید به گناه بیفتد .

در جاى دیگرى آمده است : تَهِیئَهُ الرَّجُلِ لِلمَرأهِ مِمّا یَزیدُ فى عِفَّتِها ؛ آراسته بودن مرد براى زن ، از عواملى است که بر پاک دامنىِ زن مى افزاید .

امام باقر (علیه السلام) می‏فرمایند: النسآء یحببن ان یرین الرجل فی مثل ما یحب الرجل ان یری فیه النسآء من الزینه ؛ همان گونه که مردان دوست دارند زینت و آرایش را در زنانشان ببینند، زنان نیز دوست دارند زینت و آرایش را در مردانشان ببینند .(مکارم الاخلاق، ص‏۸۰ )

رسول اللّه‏ صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم نیز می فرماید: اِختَضِبوا بِالحِنّاءِ ؛ فَإِنَّهُ یَجلُو البَصَرَ ، ویُنبِتُ الشَّعرَ ، ویُطَیِّبُ الرّیحَ ، ویُسَکِّنُ الزَّوجَهَ ؛ به حنا خضاب بندید ؛ چرا که دیده را جلا مى‏دهد ، مو بر مى‏رویاند ، بو را خوش مى‏سازد و همسر مرد را آرامش مى‏بخشد .( الکافی ، جلد ۶ ، صفحه ۴۸۳ ، حدیث ۴ ، ۹ دانش نامه احادیث پزشکی : ج۱، ص ۵۴۸)

نکته قابل تأمّل ، این که بر پایه حدیثى از امام کاظم علیه السلام ، یکى از عوامل آلودگىِ زنان شوهردار ، بى توجّهى شوهران آنان به آراستگى خود براى همسران است . متن حدیث ، این است : إنَّ التَهیِئَهَ مِمّا یَزیدُ فى عِفَّهِ النِّساءِ ، وَ لَقَد تَرَکَ النِّساءُ العِفَّهَ بِتَرکِ أزواجِهِنَّ التَّهیِئَهَ ؛ آراسته بودن ، از عواملى است که بر پاک دامنىِ زن مى افزاید . زنان ، از آن رو ترکِ پاک دامنى مى کنند که شوهرانشان آراسته بودن را ترک می نمایند.

این ها تنها گوشه ای از مسایلی است که در روایات برای رسیدن به سکونت و آرامش و پیوند مناسب و سالم زناشویی بیان شده است. بیان همه موارد و مسایل دیگر وقت و حوصله دیگر می طلبد.