رفتارشناسی یهود در برابر وحی

samamosنقش یهود در تاریخ بشریت، نقش پررنگی است. این قوم که در زمانی از سوی خداوند به عنوان قوم برگزیده بودند، رفتارهایی از خود بروز دادند که از نظر قرآن به عنوان یک نمونه مهم و ارزشی در تحلیل رفتارشناسی رفتارهای بشری می تواند به شمار آید. از این روست که بخش عمده ای از گزارش های تاریخی- تحلیلی قرآن، به رفتارشناسی این قوم از ابعاد مختلف پرداخته است و در روایتی از پیامبر(ص) این معنا تاکید شده است که علت این گزارش های قرآنی، تکرار آن در جوامع بشری به ویژه در میان امت اسلام است به گونه ای که گویی طابق النعل بالنعل، همان چیزهاست که دوباره اتفاق می افتد و تکرار می شود.

کنش ها و واکنش های این قوم که همگی از فرزندان حضرت ابراهیم(ع)، اسحاق(ع) و اسرائیل یعنی یعقوب(ع) در حوزه های گوناگون، دارای آموزه های بسیاری در رفتارشناسی بشر و به ویژه یهودیان زمان دارد. یکی از مهم ترین واکنش های ایشان، واکنش در برابر وحی و حقایق وحیانی است. بازخوانی آن می تواند فرصتی طلایی برای شناخت وضعیت موجود و راه های مقابله با کژروی ها باشد که در جامعه جهانی در حال رخ دادن است.

نویسنده بر این اساس، به سراغ آموزه های قرآنی و آیات آن رفته است تا تحلیل قرآن را از رفتارشناسی آنان نسبت به وحی به عنوان یک حقیقت ناب به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حقیقت ستیزی یهود

یهودیان که از فرزندان حضرت یعقوب یا همان اسرائیل(ع) هستند، پسر عموهای اعراب حجاز می باشند؛ چرا که حجازی ها از فرزند اسماعیل پسر ابراهیم(ع) می باشند و یهودیان، فرزندان اسحاق پسر ابراهیم(ع) هستند. از این روست که شباهت ها در ابعاد گوناگون میان این دو قوم و نژاد بسیار است.

یهودیان به سبب این که در طول تاریخ، مورد توجه خاص و عنایت الهی بودند، خود را فرزندان و محبوب خداوند نیز می شناسند(مائده ، آیه ۱۸) البته خداوند در آیاتی از جمله ۴۷ و ۱۲۲ از سوره بقره از برگزیدگی ایشان در میان انسان ها خبر می دهد که به نظر می رسد این برگزیدگی به سبب پیامبرانی است که در میان ایشان از سوی خداوند برگزیده و انتخاب شدند(آل عمران،آیه ۳۳) و از این نظر می توان گفت که بخش بزرگی از پیامبران اولوالعزم الهی چون حضرت ابراهیم(ع)، حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) از میان این قوم می باشند. از این روست که خداوند در آیه ۲۰ سوره مائده بیان می کند که به این قوم بخشش هایی از سوی خداوند شده که به هیچ قوم و ملتی نشده است. بزرگ ترین حکومت و باشکوه ترین پادشاهی از آن حضرت سلیمان(ع) است که خداوند همه موجودات از جمله باد و جن و پرندگان و جانوران را در تسخیر حکومت ایشان در آورد و همه در حکومت آن حضرت(ع) به فعالیت و کار اشتغال داشتند.

با این همه، یهودیان از عنادترین و سخت ترین مردمان به شمار می آیند به گونه ای که از سنگ سخت، آب بیرون می زند، ولی از برخی از یهودیان هیچ گونه نرمی در برابر حق ظاهر نمی شود.(بقره ، آیه ۷۴ و نیز حدید، آیه ۱۶)

یهودیان به سبب خصوصیاتی چون غرور، تکبر، استکبار، حس گرایی، دنیاگرایی، مادیگرایی و مانند آن، نسبت به حق واکنش مثبت و سازنده ای از خود نشان نمی دهند. از این روست که نسبت به حقایق توراتی تسلیم نشدند و در پذیرش آن اختلاف کردند.(هود،آیه ۱۱۰ و فصلت ، آیه ۴۵)

قرآن برای یهودیان و بنی اسرائیل صفات و ویزگی ها چندی بر شمرده است. این ویژگی ها و صفات را در یهودیان و اسرائیلی های امروز نیز می توان یافت. از جمله مهم ترین این صفات می توان به استکبار(اسراء آیه ۴ تا ۷)، اشرافی گری (بقره آیه ۲۴۶ و ۲۴۷)، بدعت گزاری (بقره آیه ۷۹ و نیز آل عمران آیه ۹۳ و ۹۴)، برتر طلبی (اسراء آیه ۴ تا ۷)، بهانه جویی (بقره آیه ۶۷ تا ۷۱)، تجاوزگری(بقره آیه ۵۱ و ۹۲)، تحریف گری (بقره آیه ۴۲ و ۵۸ و ۵۹)، توطئه گری ( آل عمران آیه ۴۹ تا ۵۵ و اعراف آیه ۱۴۲)، جهل (جمعه ، آیه ۵)، حس گرایی (بقره آیه ۵۵ و نساء آیه ۱۵۳ و اعراف آیه ۱۳۸ و ۱۵۵)، ذلت و خواری (بقره آیه ۸۳ تا ۸۵)، زیان کاری(بقره ، آیه ۱۲۱)، سفاهت (اعراف آیه ۱۵۵)، ظلم و ستم (بقره آیه ۵۱ و ۹۲)، عصیان (بقره آیه ۸۳ و ۹۳)، فراموش کاری و نیسان (مائده آیه ۱۲ و ۱۳)، فسق و فجور(بقره آیه ۵۹)، قساوت قلب و سنگدلی (بقره ایه ۷۴ و مائده آیه ۱۳)، کوردلی (مائده آیه ۷۰ و ۷۱)، گمراهی (نساء، آیه ۴۴)، نژاد پرستی (بقره آیه ۹۲ تا ۹۴ و آل عمران آیه ۷۵ و ۲۳ و ۲۴ بقره آیه ۸۰) حسادت (بقره آیه ۹۰)، حق ستیزی(مائده آیه ۷۰ و ۷۱)، اسراف گری (مائده آیه ۳۲) فساد و افساد (اسراء آیه ۴ و اعراف آیه ۱۴۲)، التقاط گرایی (بقره آیه ۴۰ تا ۴۲)، تنوع طلبی و دنیا خواهی (بقره آیه ۶۱ و قصص آیات ۷۶ تا ۷۹) ، شخصیت گرایی (طه آیه ۹۱)، پیمان شکنی (بقره آیه ۸۳ )، گستاخی (بقره آیه ۹۳)، توقع و درخواست بی جا(بقره آیه ۱۰۸)، آواره سازی هم کیشان (بقره آیه ۸۴) و هواپرستی و مواردی دیگر از ویژگی های رفتار و شخصیتی ایشان اشاره کرد.

تحریف حقایق

برخی از یهودیان که به تورات ایمان آورند، به تمام حقایق آن ایمان نیاوردند و به تحریف و یا کتمان حقایق آن اقدام نمودند. خداوند در آیه ۱۸۷ سوره آل عمران بیان می کند که حقایق توراتی پیمان و میثاق سنگین خداوند بود ولی عالمان یهودی زیر بار این حقایق نرفته آن را کتمان و یا تحریف نمودند.(بقره، آیات ۴۱ و ۷۵ و ۷۹ و نیز نساء ، آیه ۴۶)

افزون بر عالمان ایشان، گروه های دیگری از یهودی به سبب حق ستیزی، به تحریف تورات پرداختند(آل عمران،آیات ۷۵ و ۷۸) چرا که اصولا بنی اسرائیل استادان تحریف حقایق هستند(بقره ،آیه ۲۱۱ و تفسیر کبیر، فخررازی، ج۲ ، ص ۳۶۶)

از نظر قرآن دو علت و سبب مهم را می توان برای این رفتار تحریف گری یهودیان بیان کرد. سبب نخست، گرایش به دنیا، مادیات و جلب منافع زودگذر مادی است که حتی عالمان ایشان را به سوی تحریف حقایق می کشاند(بقره، آیه ۷۹ و آل عمران، آیات ۷۷ و ۷۸)

دومین سبب، سنگدلی و قساوت قلب ایشان است که آنان را به موجوداتی تبدیل کرده که نه تنها حقیقت گریز بلکه حقیقت ستیز می شوند و زیربار حقیقت نمی روند و برای مبارزه با آن به تحریف چنگ می زنند.(مائده، آیات ۱۲ و ۱۳)

البته از آیه ۴۱ سوره مائده بر می آید که تحریف گران یهودی، دل های آلوده به کفر و نفاق داشتند. بنابراین، اسباب دو گانه دیگر یعنی کفر و نفاق را نیز می بایست به عنوان دیگر اسباب تحریف گری یهودی بر شمرد و به آن در تحلیل علل تحریف گری توجه داشت.

به سخن دیگر، اسباب و عواملی چون دنیا گرایی به جای آخرت گرایی، سنگدلی و قساوت، کفر و نفاق از مهم ترین عوامل تحریف گری یهودیان می باشد. خداوند به سبب این خصصیه و صفت حق ستیزی یهودیان، ایشان را از نظر تشرفی و تکلم تشرفی محروم دانسته(آل عمران، آیات ۷۷ و۷۸) و آنان را به عقاب دنیوی و اخروی بیم می دهد.(مائده، آیه ۴۱ و بقره ،آیه ۷۹ و آیات دیگر)

حقایق توراتی

تورات حقایق هستی را فراتر حقیقت دنیای ظاهری دانسته و از یهودیان می خواهد که افزون بر حقیقت حسی و مادی به حقایق فراتر از آن که به چشم ظاهر دیده نمی شود نیز باور داشته باشند. از مهم ترین آموزه های تورات، حقایقی چون توحید عملی و اتکال به خدا(اسراء، آیه ۲)، ایمان به آخرت و معاد و رستاخیز(نجم، آیات ۳۶ و ۴۲)، حقیقت بهشت و دوزخ(توبه،آیه ۱۱۱)، مسئولیت انسان در برابر اعمال خود و حسابرسی در دنیا و آخرت(نجم، آیات ۳۶ و ۳۸)، دریافت نتیجه اعمال از ثواب و عقاب در دنیا و آخرت(همان)، برتری آخرت و ماندگاری آن نسبت به دنیا(اعراف، آیه ۱۶۹ و اعلی ،آیات ۱۷ تا ۱۹)، ایمان به پیامبران و وحی(بقره ، آیات ۹۱ و ۹۲) ، لزوم ایمان به پیامبران از جمله حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد(ص) که در آیاتی از جمله ۴۴ و ۱۰۱ سوره بقره از آن گزارش شده است، لزوم تزکیه نفس (اعلی،آیات ۱۴ تا ۱۹) ، تاکید بر تزکیه نفس و نماز و زکات به عنوان راه های رسیدن به رستگاری (همان) و مانند آن اشاره کرد.

وحی توراتی، وحی کامل وجامعی بود و همه حقایق مورد نیاز آن دوره از بشریت را با خود همراه داشت. از این روست که خداوند آن را کتاب فراگیر و جامعی معرفی می کند که همه حقایق در حوزه های معرفتی و رفتاری را تبیین نموده است و حاوی همه معارف و احکام مورد نیاز آن زمان جامعه بشری بوده است.(انعام، آیات ۹۱ و ۱۵۴ و هم چنین اعراف، آیات ۱۴۵ و ۱۵۷ )

تحلیل قرآن از رفتارشناسی یهود در برابر حقایق توراتی

اما یهودیان به ویژه عالمان آن با آن که نسبت به حقانیت تورات و معارف و احکام آن آگاه بودند، گاه به تکذیب برخی از این حقایق دست زدند (جمعه، آیه ۵) و گاه به تحریف آن اشتغال ورزیدند.(بقره، آیات ۴۱ و ۷۵ و ۷۹ و نیز نساء ، آیه ۴۶)

تکذیب و انکار حقایق توراتی به وسیله مردم یهودی امری است که خداوند در آیات بسیار از جمله ۱۴۵ و ۱۴۷ سوره اعراف و ۱۱۰ سوره هود بدان اشاره کرده است. این بدان معناست که یهودیان نسبت به حقایق واکنش های مناسب و درستی ندارند و نه تنها به قبول و پذیرش آن تن نمی دهند بلکه استاد در تحریف افزون بر تکذیب می باشند.

از جمله کارهایی که یهودیان در برابر وحی و حقایق آن انجام دادند، سوداگری با تورات و حقایق آن بود. به سخن دیگر، تورات برای ایشان منبع درآمدی شد و وحی را به بهای اندک می فروختند و محتوای آن را دگرگون می کردند تا بتوانند به خواسته های نفسانی خویش برسند.(بقره ، آیات ۴۱ و ۷۹ و ۱۷۴ و آل عمران، آیه ۱۸۷)

شگفت این که عالمان یهودی به این کار دست می زدند در حالی که مامور بودند تا از حقایق وحیانی محافظت نمایند و به حراست و نگهبانی از تورات از تغییر و تحریف بپردازند(مائده،آیه ۴۴) اما منافع زود گذر دنیوی دل ایشان را ربود و خود به تحریف حقایق و تغییر آیات اقدام کردند و از آن جایی که توده های مردم نسبت به محتوای کتاب آسمانی ناآگاه و جاهل بودند،(بقره، آیه ۷۸) با انحصاری کردن علم آن، دست به تحریف حقایق آن زده تا به منافع دنیوی دست یابند. از این روست که خداوند در آیه ۵ سوره جمعه عالمان یهودی را به سبب آگاهی از حقایق و تحریف گری، به افرادی بی شخصیت و فاقد ارزش چون خران تشبیه کرده که حامل بار کتاب هستند ولی هیچ از حقایق آن بهره و سود نمی برند.

تحریف حقایق در نزد یهودیان به ویژه عالمان آنان به گونه ای است که به جای خداوند، گوساله ای را خدا کردند و مردمان را به پرستش آن دعوت و فرمان دادند(بقره ، آیه ۹۳) توده های مردم نیز به سبب ساده لوحی، تن به تحریفات داده و با عالمان همراه شدند و از خداپرستی به گوساله پرستی رسیدند.

برخی از عالمان یهودی و اشراف و سران ایشان، رفتاری نامناسب نیز با قوانین و احکام وحی داشتند. به این معنا که به برخی ایمان داشته و به برخی کفر می ورزیدند (بقره، آیات ۸۳ تا۸۵) بنابراین هر جایی که قوانین مناسب طبع و موافق رای ایشان بود بدان ایمان داشتند و هرگاه می دیدند که باور به قانون و یا اجرای آن برای ایشان ضرر و زیانی دارد، به آن کفر ورزیده و از اجرای آن سر باز می زدند. داستان گاو نمونه ای از فرار اشراف یهودی از اجرای قانون نسبت به آنان است؛ چرا که اجرای قانون به معنای تساوی حقوق اشراف با توده های مردم بود در حالی که ایشان خود را از توده ها برتر می دانستند و حاضر نمی شدند تا همانند دیگر شهروندان باشند و قانون به تساوی در همه طبقات اجتماعی اجرایی شود.

خداوند در آیه ۷۸ سوره بقره این معنا را روشن می کند که یهودیان رفتارهای خویش را بر اساس خیالات واهی، اعتقادات و تفکرات توده های مقلد و بی معرفت و بی خبر از حقایق هستی، سامان می دادند و به جای آن که از حقایق و علم عالمان استفاده کنند به عرف و سنت توده های مردم بی سواد و جاهل مراجعه می کردند.

با آن که محور داوری ها و قضاوت می بایست احکام وحیانی تورات باشد، یهودیان به ویژه اشراف آنان از پذیرش آن سرباز می زدند و حاضر نبودند تا قضاوت ها بر اساس احکام وحیانی و عقلانی تورات انجام شود؛ چرا که اجرای آن را ظلم و بی عدالتی نسبت به خویش می شمردند.(مائده، آیات ۴۳ و ۴۴) ریشه این گونه رفتارهای یهودی را می بایست در دلبستگی آنان به متاع پست دنیایی جست(اعراف، آیه ۱۶۹) از این روست که با همه پیمان های شدید و سختی که خداوند از یهودیان به ویژه عالمان ایشان گرفته است(بقره ، آیات ۶۳ و ۹۳ ) ولی آنان نقض پیمان و میثاق می کنند(بقره ،آیات ۶۳ و ۶۴) و به دنیا رو می آورند و احکام وحیانی را به کنار می نهند و در پی خواسته های نفسانی و شهوانی می روند.

همین رفتار را نسبت به کتاب وحیانی انجیل و قرآن نیز در پیش می گیرند و با آن که در تورات دلایل و نشانه های بسیاری بر حقانیت انجیل و قرآن وجود دارد، آنان از در انکار و تکذیب انجیل و قرآن در آمدند و حاضر نشدند به آن ایمان آورند. خداوند در آیه ۸۹ سوره بقره و ۱۷ سوره هود بیان می کند که تورات خود دلیل و گواه صادقی بر حقانیت قرآن است. با این همه می بییم که دشمنی یهودیان نسبت به انجیل و قرآن بیش تر از قوم و ملتی است؛ چرا که ایشان خود را قوم برگزیده و فرزندان خدا و محبوب او می دانند و حاضر نمی شوند تا به کتابی دیگر ایمان آورند. شگفت این که ایشان حتی به کتاب انجیل که بر عیسی (ع) از قوم یهود نازل شده ایمان نیاوردند؛ چه رسد که به قرآن ایمان آورند؛ زیرا آن چه برای ایشان ملاک و معیار است نژادپرستی و قومیت گرایی شدید است.

به سخن دیگر، ملاک و معیار سنجش در میان یهودیان حق و حقانیت نیست بلکه امور دیگری از جمله نژادپرستی و قومی گرایی است. چنین معیاری است که رفتارهای ایشان را شکل می بخشد و واکنش های آنان را نسبت به مساله تبیین و توصیف می کند.

آیاتی که در تورات درباره یکسانی همه بشر آمده تحریف می شود تا این گونه نژادپرستی ایشان تثبیت شود و حقایقی که در تورات در این باره و مانند آن وارد شده تکذیب و تحریف می گردد تا بتوانند به اهداف ننگین و شوم خود برسند.

در جهان امروز نیز رفتارهای یهودی را عواملی از این دست است که تبیین و تحدید می کند و یهودی پیش از آن که به حقانیت امری توجه یابد به نژادپرستی، منافع مادی و دنیوی و مانند آن توجه دارد؛ چرا که برای ایشان دنیا اصالت دارد و منافع دنیوی برتر و بهتر از مواهب اخروی است.