رفاه و آسایش حقیقی در بستر ایمان و احسان

اسراف

بسم الله الرحمن الرحیم

سعادت و خوشبختی نیازمند دو عنصر و مولفه اساسی به نام آرامش و آسایش است. آسایش و رفاه حقیقی زمانی پدید می آید که لوازم حقیقی آن فراهم آید؛ زیرا گاه توهم آسایش در افراد ایجاد می شود که خود یک بیماری خطرناک است؛ چنان که گاه رفاه زدگی و افراط در بهره گیری از امکانات مادی موجب اختلال در سبک زندگی و حتی فلسفه آن می شود و انسان را به بیراهه و گمراهی و ضلالت و در نهایت تباهی می کشاند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه به معنای گشادگی و فراخ در روزی و بهره مندی از امکانات مادی امری مثبت است؛ زیرا تامین کننده آسایش آدمی است؛ اما این بسط رزق و روزی و تمکنات مالی نمی بایست موجب شود تا انسان از حالت تعادل خارج شود و به اسراف و تبذیر رو آورد؛ زیرا چنین گرایش و رویکردی در روحیه و رویه موجب می شود تا در دام شیطان افتد و سعادت حقیقی خویش را تباه سازد و در دوزخ فراق و نواقص گرفتار آید و بسوزد.

آموزه های وحیانی قرآن، آسایش و رفاه حقیقی را در سایه و بستر علل و عواملی می داند که مهم ترین آن ها ایمان و احسان است که دارای مراتب و مصادیق چندی است.

فرق رفاه حقیقی با رفاه استدراجی

اگر انسانی بخواهد از بسط رزق و روزی و امکانات مادی در دنیا برخوردار شود، می بایست به علل و عواملی رو آورد که تامین کننده آن است. بهره گیری از این علل و عوامل است که می تواند آسایش و رفاه حقیقی را موجب شود و از رفاه و آسایشی در امان بماند که خدا بر اساس سنت امهال و استدراج به برخی از افراد می دهد؛ زیرا این گونه نیست که هر کسی از رفاه و آسایش مادی برخوردار باشد، مورد تکریم الهی قرار گرفته باشد؛ زیرا تکریم الهی تنها در صورتی تحقق می یابد که انسان عوامل و علل آن را مراعات کرده باشد؛ وگرنه گرفتار آزمون فتنه های الهی قرار می گیرد و بر اساس سنت استدراج و امهال در حالی که از رفاه و آسایش مادی و ثروت هنگفت بهره مند است، در همان حال مورد اهانت حقیقی الهی بوده و از کرامت و تکریم الههی محروم است.

از نظر قرآن، ملاک و معیار سنجش آدمی تقوای الهی است که بیانگر بهره مندی از کرامت و تکریم الهی است.(حجرات، آیه ۱۳) بنابراین بر خلاف تصور عمومی مردم که رفاه و آسایش و ثروت را ملاک و معیار کرامت می دانند، خدا چنین چیزی را معیار کرامت نمی داند؛ بر همین اساس در آیات چندی به این نکته توجه داده است که دارایی و ثروت یا فقر و نداری به معنای کرامت و اهانت نیست تا گفته شود هر که داراتر است در پیشگاه خدا کریم تر و هر که فقیرتر از کرامت الهی دورتر است.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)

از نظر قرآن، همان طوری که نقمت ها و مصیبت ها و کمبودها و فشارها می تواند ابزار آزمون و فتنه الهی باشد(بقره، آیه ۱۵۵) هم چنین ثروت می تواند ابزار آزمون الهی قرار گیرد. بر همین اساس، نمی توان دارایی و نداری را مبنایی برای کرامت یا اهانت از سوی خدا قرار داد.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)

فلسفه و اهداف بهره مندی از رفاه و آسایش در زندگی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عواملی می تواند موجب شود تا شخصی بهره مند از دارایی و ثروت و رفاه و آسایش شود. این عوامل در حقیقت بیانگر فلسفه رفاه در زندگی دنیوی انسان است:

  1. امتحان الهی: رفاه و برخوردارى از نعمت، وسیله امتحان انسانها از سوى خداوند است.(بقره، آیه ۴۹؛ انعام، آیه ۱۶۵؛ اعراف، آیه ۱۴۱ و آیات بسیار دیگر) بنابراین، نمی بایست به صرف دارایی و ثروت قضاوت مثبت یا منفی ارایه داد؛ زیرا از نظر قرآن مثلا اعطاى رفاه و نعمتهاى گسترده به کافران با هدف امتحان آنان است.(طه، آیه ۱۳۱)
  2. سنت استدراج و امهال: یکی از سنت های الهی، سنت استدراج و امهال است. به این معنا که خدا به کافران و مشرکان مهلت می دهد. پس این گونه نیست که به سرعت آنان را مجازات کند و فقر و نداری را برای ایشان رقم زند. گاه حتی خدا بر اساس درجات حتی وضعیت اقتصادی او را بهبود می بخشد. این گونه است است که شخص با احساس استغنا و بی نیازی از خدا دورتر می شود و کفر خویش را تقویت و ارتقا می بخشد. از نظر قرآن، کسانی که گرفتار سنت امهال و استدراج می شوند، کسانی هستند که خدا را فراموش کردند. این فراموش کنندگان خدا، شادمان از فراوانى نعمت رفاه و آسایش خویش شده و از سنّت استدراج غافل شده و روز به روز از خدا دورتر و دورتر می شوند.(طارق، آیات ۱۵ تا ۱۷) اصولا کافران اهل رفاه طلبی و رفاه زدگی و تکذیب کنندگان قیامت گرفتار امهال و استدراج می شوند.(انبیاء، آیه ۴۴؛ مومنون، آیات ۵۴ تا ۵۶؛ مدثر، آیه ۱۷؛ مزمل، آیات ۱۱ تا ۱۳ و آیات دیگر) املاء و تاخیر در عذاب های الهی برای برخی از اقوام و افراد به عنوان یک سنت الهی در قرآن بارها بیان شده است.(حج، آیه ۴۸؛ شعراء، آیات ۲۰۰ تا ۲۰۶؛ توبه، آیات ۵۵ و ۸۵؛ بقره، آیه ۱۲۶؛ آل عمران، آیات ۱۷۶ و ۱۷۸ و ۱۹۶ و آیات بسیار دیگر)
  3. عدالت الهی: هم چنین خدا در قرآن تبیین می کند که بر اساس عدالت الهی، کسانی که اعتقاد به آخرت و رستاخیز ندارند، می بایست پاداش اعمال خویش را در دنیا بگیرند. از همین روست که پاداش اعمال نیک و صالح ایشان را در همین دنیا می دهد و این گونه ثروت و رفاه و دارایی نصیب آنان می شود.(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵)
  4. توبه و بازگشت به سوی خدا: از نظر قرآن، انسان می بایست در میان خوف و رجا زندگی کند. بر همین اساس، هماره انسان ها گاه در رفاه و گاه در سختی قرار می گیرند تا شرایطی برای تفکر بیابند و به سوی خدا رجعت و بازگشت داشته باشند.(اعراف، آیه ۱۳۸؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۶۰)
  5. تسلیم: باید توجه داشت که داشتن آسایش به معنای طغیانگری نیست، بلکه گاه برخوردارى از رفاه، زمینه تسلیم انسان در برابر خداوند است.(نحل، آیات ۸۰ و ۸۱)
  6. شکر: از نظر قرآن رفاه موجب می شود تا انسانهای مومن به سمت شکرگزاری بروند. در حقیقت رفاه خود عاملی برای شکرگزاری است.(انفال، ایه ۲۶؛ ابراهیم، آیه ۳۷)
  7. عبادت: خدا انسان را برای عبودیت و عبادت آفریده است. رفاه نیز بستر و زمینه ساز گرایش انسان ها به سوی عبادت و عبودیت می شود، به شرطی که به آن توجه یابند.(قریش، آیات ۳ و ۴)
  8. هدایت: یکی از روش های هدایتی خدا نسبت به انسان، بهره مندسازی آنان به رفاه و آسایش است تا این گونه به سوی خدا بروند و از کفر و شرک دست بردارند.(مائده، آیه ۶۶؛ اعراف، آیات ۹۶ و ۱۵۶؛ هود، آیه ۳؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  9. فضل الهی: از دیگر عواملی که موجب می شود تا انسان به ثروت و رفاه و دارایی برسد، فضل الهی است که برای اهل ایمان و عمل صالح فراهم می آید. البته خدا این ثروت را به آنان می دهد تا هم خود و هم دیگران از قِبَل ایشان بهره مند شوند و آنان را مجرای فیض الهی قرار می دهد. باید توجه داشت که این فضل الهی موجب بسط رزق و روزی و امکانات برای فرد می شود که خود نوعی آزمون برای شخص مومن نیز است. از نظر قرآن، برای تحقق فضل الهی لازم است تا بسترهایی فراهم آید که به عنوان عوامل و علل بهره مندی از فضل الهی و آسایش و رفاه حقیقی است.

مهم ترین عوامل تحقق آسایش و رفاه حقیقی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بهره مندی از فضل الهی و بسط رزق و روزی در راستای کسب آسایش و رفاه حقیقی نیازمند عوامل و عللی است که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. ایمان: از نظر قرآن، از مهم ترین عاملی که موجب فضل و رفاه و آسایش می شود، ایمان به خدا است. این ایمان اگر با تقوای الهی همراه باشد، برکات را نصیب مومنان می کند(اعراف، آیات ۹۶ و ۱۵۶)؛ چنان که ایمان با استقامت موجب فراهم شدن امکانات رفاهی و سرازیری نعمت های خدا به سوی مومنان مستقیم می شود.(جن، آیه ۱۶) از نظر قرآن، حتی کسانی که گرفتار مشکلات و حتی عذاب الهی هستند، اگر ایمان بیاورند می تواند نه تنها عذاب الهی را از سر خود دور کنند، ولی بستری برای تمتع به نعمت های الهی فراهم می آورند و از فضل و برکات الهی بهره مند می شوند.(یونس، آیه ۹۸؛ صافات، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۸)
  2. عمل صالح: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایمان در عمل خودنمایی می کند. پس مومن دارای عمل صالح است و همین ایمان و عمل صالح است که موجب جلب رحمت و فضل الهی می شود و انسان در رفاه و آسایش حقیقی قرار می گیرد. برهمین اساس، قرآن تاکید می کند که عمل صالح در کنار ایمان، زمینه ساز برخوردارى از خلافت الهى در زمین و فراهم شدن آرامش و امنیّت از سوى خداست(نور، آیه ۵۵) و حتی مل صالح، زمینه ساز بهره مندى از رفاه و نعمتها در بهشت خواهد بود.(انعام، آیه ۱۲۷؛ نحل، ایه ۹۷؛ سباء، آیه ۳۷؛ الحاقه، آیات ۲۱ تا ۲۴)
  3. احسان: بی گمان از مصادیق عمل صالح، احسان است. از همین رو، نیکی و نیکوکاری از عوامل بهره مندی از رفاه حقیقی و برکات الهی دانسته شده است؛ زیرا خدا عنایت خاصی نسبت به محسنین دارد؛ چرا که اهل احسان فراتر از عدالت عمل و رفتار می کنند و اهل بخشش و عفو و ایثار هستند.(بقره، آیه ۵۸؛ مائده، آیه ۸۵؛ اعراف، آیه ۱۶۱؛ یونس، آیه ۲۶؛ یوسف، آیه ۵۶؛ و آیات دیگر)
  4. تقوای الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی از عوامل بهره مندی از برکات و فضل الهی و رفاه حقیقی خواهد بود.(مائده، آیه ۱۱۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶؛ طلاق، آیات ۲ تا ۴؛ لیل، آیات ۵ تا ۷) چنان که گفته شد ایمان توأم با تقوا، از عوامل برخوردارى از رفاه و آسایش است.(اعراف، آیه ۹۶) این بدان معنا است که ایمان به تنهایی کفایت نمی کند بلکه می بایست با عامل تقوا همراه شود که در بر دارنده مفهوم عمل صالح و انجام اوامر الهی و ترک نواهی الهی است.
  5. استغفار: از دیگر عوامل تامین کننده رفاه حقیقی، استغفار و طلب آمرزش و غفران از خدا از سوی بندگان مومن الهی است.(هود، آیه ۳؛ نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  6. استقامت: پایداری و استقامت در راه حق از دیگر عوامل جلب فضل الهی است و بهره مندی از رفاه و آسایش حقیقی است.(جن، آیه ۱۶)
  7. امنیت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، وجود امنیّت و آرامش در جامعه، درپى دارنده رفاه و برخوردارى اقتصادی است؛ به این معنا که بدون امنیت نمی توان سخن از آسایش و رفاه داشت و هر جا امنیت و آرامش اجتماعی تهدید شود به همان میزان آسایش و رفاه از دست می رود.(بقره، آیه ۱۲۶؛ نحل، آیه ۱۱۲؛ قصص، آیه ۵۷)
  8. پرداخت زکات: از اعمال احسانی و عمل صالح، عمل به واجبات شرعی از جمله پرداخت زکات است. خدا به صراحت در قرآن بیان می کند که پرداخت زکات، زمینه بهره مند شدن از رفاه حقیقی در زندگانى و آسایش در دنیا و آخرت است(اعراف، آیه ۱۵۶)؛ «حسنه» عبارت از نعمتى است که در جان و بدن و حالت به انسان مى رسد و او را مسرور مى کند. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۳۵، «حَسَن»)
  9. توبه: توبه و بازگشت به خدا، زمینه ساز بهره مندى از رفاه و امکانات بسیار است. بنابراین هر کسی استغفار و توبه بکند و ذکر «استغفروا الله ربی و اتوب الیه» را بسیار بگوید، از رفاه حقیقی بهره مند می شود.(هود، آیه ۳)
  10. دعا و نیایش: اهل ایمان برای بهره مندی از فضل الهی و رفاه حقیقی، از دعا و نیایش سود می برند؛ زیرا از نظر قرآن، نیایش و دعا، زمینه ساز رفاه انسانها است. (بقره، آیات ۱۲۶ و ۲۰۱ و ۲۰۲؛ اعراف، آیه ۱۵۶؛ ابراهیم، آیات ۳۵ و ۳۷) از همین روست که خدا در قرآن نقل می کند که پیامبرانی چون حضرت ابراهیم(ع) و حضرت ایوب (ع) برای رهایی از مشکلات و نیز بهره مندی از رفاه برای خویش و جامعه دست به دعا و نیایش شدند و خدا دعای ایشان را استجابت کرد.(انبیاء، آیات ۸۳ و ۸۴؛ ص، آیات ۴۱ و۴۲؛ بقره، آیه ۱۲۶)
  11. عمل به شرایع اسلام: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تقوای الهی در سایه سار عمل به شرایع اسلامی به دست می آید(بقره، آیه ۲۱) و هر کسی به شرایع اسلامی عمل کند، از فضل الهی بهره مند شده و در رفاه حقیقی و آسایش قرار می گیرد.(مائده، آیه ۶۶)
  12. رحمت الهی: از نظر قرآن، رحمت الهی عامل برکات و فضل الهی است و انسان در رفاه و آسایش قرار می گیرد. (یونس، آیه ۲۱ ) بنابراین، باید تلاش کرد تا توجه رحمت الهی را به خود جلب کرد که مهم ترین عامل آن عمل به دینداری بر اساس شرایع اسلامی است.(مومنون، آیه ۷۵؛ فصلت، آیه ۵۰) باید توجه داشت که مراد از «رحمت» در آیات همان آسایش و رفاه است که بعد از سختیها به انسان مى رسد. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۵۲)
  13. صبر و استقامت: از نظر آموزه های قرآنی، صبر و استقامت در اطاعت الهی و فشارها و معصیت های دیگران و مقابله با آن و صبر در هنگام مصیبت ها و دوری از جزع و فزع موجب می شود تا فضل الهی نصیب آن افراد و اجتماع شود و خدا آنان را از مشکلات رهایی بخشیده و رفاه و آسایش را نصیب آنان کند.(اعراف، آیه ۱۳۷)
  14. تذکر: تذکر و یادآوری که موجب پند می شود عامل در جلب رفاه و آسایش حقیقی است؛ زیرا کسی که یاد خدا می کند و در صراط مستقیم گام بر می دارد، از حقایق از جمله سنت های الهی آگاهی یافته و در مسیری گام بر می دارد که به دور از گمراهی است. این گونه است که از فضل الهی بهره مند و رفاه و آسایش حقیقی را برای خویش فراهم می آورد.(انعام، آیات ۱۲۶ و ۱۲۷)
  15. علم: انسان برای بهره مندی از رفاه حقیقی نیازمند علم و آگاهی است؛ زیرا نادانی و جهالت مانع جدی بر سر راه رفاه و آسایش حقیقی است.(اعراف، آیه ۱۸۸؛ قصص، آیه ۷۸؛ زمر، آیه ۴۹)
  16. عمل به احکام شرایع اسلامی: به پا داشتن دستورهاى ادیان و احکام الهى در کتابهاى آسمانى، از عوامل رفاه و برخوردارى از آسایش حقیقی است.(مائده، آیه ۶۶)