رفاه طلبی مسئولان و ناکارآمدی نظام

بسم الله الرحمن الرحیم

شکی نیست که «رفاه» به معنای فراخ و آسان شدن زندگی و برخورداری از امکانات، تامین کننده یکی از ارکان سعادت به نام آسایش است؛ اما اگر مسئولان یک نظام سیاسی ولایی بدان آلوده شوند، نه تنها گرفتار تجملات و رفاه زدگی و تفاخر می شوند، بلکه به سبب دوری از مشکلات مردم، دچار تنبلی مدیریتی شده و از انجام وظایف طفره رفته و با سوء استفاده از قدرت و ثروت و ناتوانی از انجام مسئولیت ها و وظایف، موجبات شکاف طبقاتی میان مسئولان و مردم را ایجاده کرده و بستری را برای مشروعیت زدایی و مقبولیت زدایی از نظام سیاسی ولایی با ناکارآمدی فراهم می آورند.

در حقیقت رفاه طلبی و رفاه زدگی مسئولان از ابعاد و جهات گوناگون تاثیر منفی و مخرب بر امت و نظام سیاسی ولایی می گذارد و فلسفه وجودی نظام سیاسی ولایی را بحران مواجه می سازد.

آثار زیانبار رفاه زدگی مسئولان از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه زدگی حالتی است که انسان را از حالت اعتدال و تعادل خارج می کند و برخورداری از امکانات بسیار، نوعی احساس غنا و بی نیازی را موجب می شود که خود موجب بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی است. در این میان رفاه زدگی مسئولان دارای مخاطرات سهمگینی است؛ زیرا رفاه زدگی آنان موجب می شود تا نظام سیاسی ولایی گرفتار مشروعیت زدایی سیاسی و مقبولیت زدایی شود و مردم اعتماد خویش را به آنان از دست بدهند.

در آیات قرآنی آثار زیانباری برای رفاه زدگی از جمله رفاه زدگی مسئولان بیان شده که در این جا به مهم ترین آن ها اشاره می شود:

  1. سستی در جهاد و ترک آن: مسئولانی که گرفتار رفاه زدگی هستند، از مدیریت جهادی دور می شوند، در حالی که بدون مدیریت جهادی نمی توان بسیاری از اهداف نظام سیاسی ولایی را تحقق بخشید و برآورده ساخت و تمدن اسلامی را ایجاد و در عرصه های گوناگون به پیشرفت دست یافت. خدا در آیات قرآنی می فرماید کسانی که گرفتار رفاه زدگی هستند، از حضور در عرصه های جهاد اجتناب می کنند؛ زیرا به گونه ای در رفاه غرق شدند که نمی توانند فقدان امکانات را در میادین جنگی تحمل کنند یا تاب تحمل فشارها و زخم ها یا دیگر پیامدهای جهادی را داشته باشند. از همین روست که ثروتمندان رفاه طلب از حضور در میادین جهادی سر باز می زنند یا خواهان عدم حضور با اذن رهبری می شوند.(توبه، آیات ۴۲ و ۹۳) بنابراین، نمی توان از مسئولان رفاه زده، انتظار حضور در میادین جهادی از جمله مدیریت جهادی را داشت. از این رو، چنین مسئولانی نمی توانند در شرایط سخت و بحرانی چون شرایط جنگی، تحریم اقتصادی، آشوب ها و فتنه ها و نیز بحران ها و بلایای طبیعی چون زلزله و سیل و مانند آن ها انتظار کارآمدی و مدیریت جهادی داشت؛ زیرا در چنین شرایطی مدیریت معمولی و عادی نمی تواند کارساز و کارآمد باشد و بدون تلاش و مدیریت جهادی هیچ چیز به سامان نمی رسد. بر همین اساس با نگاهی به تاریخ معاصر می توان دریافت که چرا و چگونه بسیاری از نهادهای دولتی در بحران ها و بلایا ناتوان از انجام مسئولیت ها و وظایف بوده و نه تنها از رنج مردم چیزی نکاستند، بلکه به گونه ای عمل کردند که بر رنج مردم افزوده شد و مردم نسبت به دولت و مسئولان و نظام سیاسی دلسرد و نومید شده و اعتماد خویش را به نظام سیاسی ولایی از دست داده یا دست کم اعتماد شده اند.
  2. وعده های پوچ و دروغین: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه زدگی از جمله رفاه زدگی مسئولان موجب می شود که گرفتار نوعی نفاق شوند، به طوری که در زمان های عادی وعده های بسیار می دهند که در مقام عمل و شرایط بحرانی همانند جنگ و جهاد و تحریم از انجام آن سرباز می زنند. به عنوان نمونه پیش از حکم جهاد هیاهوی بسیار دارند و در هنگامه جهاد از حضور سر باز می زنند؛ زیرا رفاه زدگی آنان موجب می شود تا تاب تحمل حضور در شرایط سخت را نداشته باشند. از همین روست که نفاق ایشان آشکار می شود؛ زیرا منافق کسی که بر خلاف قول خویش عمل و رفتار می کند و هیچ تطابقی میان قول و فعلش نیست و فعلش قولش را تصدیق نمی کند. مسئولانی که گرفتار رفاه زدگی هستند به چنین نفاقی دچار می شوند و وعده حضور در میادین جهادی و مدیریت جهادی را می دهند، و در گفتار از اقتصاد مقاومتی حمایت می کنند، ولی در عمل به مقابله با اقتصاد مقاومتی می روند که نیازمند جهاد و صبر و مقاومت و دست برداری از رفاه و امکانات رفاهی بسیار است. کسی که در کاخ های آن چنانی زیسته و غذاهای مفت و مجانی آن چنانی خورده و در استخرهای فرح شنا کرده است، نمی تواند در میادین جهادی و مدیریت جهادی حضور یابد و نقش مثبتی را داشته باشد. از همین روست که تنها قول و وعده های پوچ و دروغین می دهد و در مقام عمل از انجام کوچک ترین کار طفره می رود و مجاهدان واقعی را تنها می گذارد. از نظر قرآن، اگر شرایط عادی و معمولی باشد، از رهبری اطاعت می کنند، اما همین که شرایط بحرانی و مشقت آور شد به سبب همان رفاه زدگی از اطاعت از رهبری سر باز می زنند. هم چنین وقتی از کم کاری و ناکارآمدی ایشان سخنی به میان می آید و بازخواست می شوند، سوگندهای بسیار به خدا می خورند که ما تمام توان خویش را به کار گرفته ایم و اگر استطاعت داشتیم بهتر عمل می کردیم ولی استطاعت و توانی نبود تا کارآمدی خویش را در عرصه های جهادی و مدیریت جهادی به نمایش بگذاریم، در حالی که اینان منافقانی دروغگو هستند که رفاه زدگی کارآمدی و مدیریت جهادی را از ایشان سلب کرده است و خداوند این دروغگویان را خوب می شناسد؛ زیرا قلوب ایشان مختوم است و تبیین ها و تحلیل ها و توصیه هایی که نیز ارایه می دهند همه غیر واقعی است.(توبه، آیات ۴۲ و ۳۸ و ۹۳)
  3. مخالفت با مدیریت جهادی: از نظر قرآن، مسئولانی که گرفتار رفاه زدگی هستند نه تنها خود در عرصه جهاد کاری نمی کنند و موافق جهاد و مدیریت جهادی نیستند؛ بلکه هر کاری می کنند تا در برابر جهاد و مدیریت جهادی که لازم و ضروری نظام سیاسی ولایی است، سنگ اندازی کنند. بیماردلی آنان موجب می شود تا به سبب بسته شدن قوه ادارکی، تحلیل ها و تبیین های نادرست و غیر واقعی ارایه دهند و توصیه های آنان برخلاف حقیقت باشد. واقع گرایی آنان موجب می شود تا علیه حقیقت گرایی موضع گیری کنند و به جای واقع بینی دنبال واقع گرایی بروند و به اصطلاح خود عمل گرایی را مبنای عمل و کار خویش قرار می دهند. این گونه است که حقیقت را در برابر واقعیت ذبح می کنند و اجازه نمی دهند تا اهل حقیقت و حقیقت گرایان با جهاد و مدیریت جهادی واقعیت های باطل هم چون ظلم و ستم را از میان بردارند و دفع دشمن و فساد و رفع آن ها نمایند. پس هر توصیه ای که می دهند بر خلاف حقایق است و مخالفت با مدیریت جهادی و جهادگری نیز در همین رابطه قابل تحلیل و تامل است.(توبه، آیات ۴۲ و ۳۸ و۹۳)
  4. تحلیل نادرست: رفاه زدگی مسئولان موجب می شود تا شرایط واقعی مردم و امت را نشناسند. وقتی مسئولان در میان مردم نیستند و هیچ خرید و فروشی ندارند و همه نیازهای خانه را دیگران فراهم می آورند و کارپردازی می کنند، هیچ از قیمت ها و تورم ها آگاهی نمی یابند. نیازی به وام و قرض و مانند آنها ندارند و شرایط سخت دیگران را درک نمی کنند و در شرایط بحرانی چون زلزله و سیل و جنگ گرفتار نبودند و اگر در میادین جهاد حاضر شدند در سنگرهای بتونی دور از تیر رس گلوله و خط مقدم جبهات بودند، هرگز نمی توانند تحلیل درستی از شرایط ارایه دهند و توصیه های مبتنی بر واقعیت ها و در راستای حقایق داشته باشند. از همین روست که قرآن رفاه زدگی را عاملی مهم در ضلالت و گمراهی افراد می داند. مسئولانی که شرایط سخت و ناگوار را درک نکرده اند، چگونه می توانند تحلیل درست و توصیه و راهکار راست و درست ارایه دهد و مردم را از مشکلات برهاند و به آنان کمک کند؟!(اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵)
  5. تحقیر مردم: مسئولان رفاه زده، به سبب فلسفه و سبک زندگی، همان طوری که گرفتار نفاق می شوند و قلب هایشان قوه ادراکی را از دست می دهد و تحلیل ها و توصیه های نادرست و ناروا ارایه می دهد، هم چنین گرفتار نوعی خودبرتربینی و خودبزرگ بینی می شوند و توده های مردم را تحقیر کرده و فهم و شعور ایشان را به تمسخر می گیرند. این گونه است که رای خویش را برتر از رای توده های مردم می دانند و به عنوان مدعیان انقلاب و نظام سیاسی، به شعور مردم اهانت روا می دارند و خود را تافته ای جدا بافته از مردم می دانند و برای خود حقوق های نجومی وضع می کنند و آن را حق طبیعی خویش می شمارند. از بیت المال سوء استفاده می کنند و با امکانات مردمی به خود مردم تفاخر می فروشند. در کاخ های آن چنانی زندگی می کنند و کوخ های ویران مردم را سامان نمی دهند. در جامعه با تفاخر رفت و آمد می کنند و خیابان ها را برای عبور و مرور خویش می بندند و قوانین را زیر پا می گذارند و برای آن پشیزی ارزش قایل نیستند؛ زیرا خود را اهل رشد می دانند و دیگران را غیر رشید و سفیه و سبک مغز می شمارند.(کهف، آیات ۳۲ و ۳۴؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳؛ غافر، آیه ۲۹)
  6. استکبارورزی: رفاه زدگی مسئولان مهم ترین عامل رفتار استکباری آنان است؛ زیرا بر اساس تحلیل نادرستی که دارند، ثروت و امکانات را نشانه کرامت الهی نسبت به خویش می دانند، چنان که فقر مردم را نشانه ای از عدم کرامت الهی و اهانت خدا نسبت به توده های مردم می شمارند.(فجر، ایات ۱۵ تا ۱۷) بر همین اساس، خیال بافی کرده و گمان می کنند که حق دارند تا مردم را به استضعاف بکشانند و حقوق آنان را نادیده بگیرند و آزادی های آنان را سلب کنند.(هود، آیه ۱۰؛ اسراء، آیه ۸۳؛ کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳؛ فصلت، آیه ۵۱؛ فجر، آیه ۱۵) همین روحیه تکبر و رویه استکباری موجب می شود تا مردم را تحقیر کرده و آنان را آدم حساب نکنند و اهانت های گوناگون نسبت به ایشان روا دارند و فکر و قول و رای ایشان را کم ارزش یا بی ارزش شمارند و از پذیرش توصیه های دیگران حتی دانشمندان و اندیشمندان از توده های مردم سرباز زنند و تنها به فکر و رای خویش عمل کنند.
  7. اسلام گریزی و شریعت گریزی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه زدگی از جمله رفاه زدگی مسئولان موجب می شود تا اسلام گریز و شریعت گریز باشند و در زندگی فردی و اجتماعی خویش به احکام و قوانین اسلامی وقعی ننهند و حتی به مخالفت با احکام صریح و نصوص قرآنی بپردازند و جهاد و قصاص و نماز و حج را به بازی بگیرند و مردم را نسبت به آن بی توجه و بیزار کنند و علیه آن موضع گیری نمایند. این افراد ممکن است به ظاهر از قوم و قبیله مسلمانان و امت اسلام باشند ، چنان که قارون از قوم بنی اسرائیل بود، ولی علیه شرایع اسلامی و احکام و قوانین آن موضع گیری می کند و به نفع فرعون و استکبار جهانی و شیطانی وارد عمل می شود.(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳؛ حجر، آیات ۲ و ۳)
  8. طغیان و تجاوزگری: مسئولان رفاه زده، نسبت به حدود و قوانین از جمله قوانین شریعت مخالفت می ورزند و به هر شکلی شده آن را دور زده یا بستر تعطیلی احکام را فراهم می آورند. از نظر آنان عقل و شعور ایشان برتر از دیگران بوده و اگر موضع گیری دارند مبتنی بر اصلاح گری عقلانی است، در حالی که دیگران بر اساس سفاهت موضع گیری های فاسد و مفسدانه ای دارند. بر همین اساس، در بسیاری از موارد قانون را نادیده می گیرند و علیه حدود شرعی و قانونی عمل و رفتار می کنند. موضع گیری های مسئولان رفاه زده هماره علیه قوانین و به ضرر امت و ملت آنان است و به سبب تکبر هرگز حاضر به پذیرش اشتباه و خطا و گناه خویش نیستند.(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳؛ شوری، آیه ۲۷؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵؛ علق، آیات ۶ و ۷؛ توبه، آیه ۷۴؛ مومنون، آیات ۷۴ و ۷۵)
  9. تزیین منکرات: مسئولان رفاه زده، ضد ارزش ها عمل می کنند و معروف را منکر و منکر را معروف جلوه می دهند. آراستن منکرات و زشتی ها و ارزش بخشی به آن ها از جمله تلاش هایی است که آنان در راستای توجیه طغیانگری و تجاوزگری خویش انجام می دهند. برای آنان بی حجابی و بدحجابی به عنوان یک منکر معنا و مفهومی ندارد، بلکه خود به آن دامن می زنند چنان که در اختلاس اموال و غارت بیت المال به عنوان حقوق و در قالب حقوق های نجومی از یک دیگر سبقت می گیرند و به آن افتخار می کنند. مدیریت ضد جهادی خویش را خوب جلوه می دهند و مدیریت جهادی را هرج و مرج و عبوراز قانون معرفی می کنند. علیه آتش به اختیار موضع گیری می کنند و در همان حال در فسادی علیه قوانین خود آتش به اختیار عمل می کنند. در بیت المال اسراف می کنند و اموال عمومی را این گونه به جای پیشرفت و رشد اقتصادی به تباهی می دهند. بودجه های هنگفت برای مصارف شخصی یا تشریفاتی می گیرند و از تصویب بودجه ها برای مصارف عمومی و خدماتی و عمرانی و بهبود وضعیت معیشتی مردم جلوگیری می کنند و بدان افتخار می کنند؛ زیرا برای آنان حرکت های چشم پر کن و مظاهر مادی دنیوی ارزشی تر از هر کاری دیگر است.(یونس، آیه ۱۲؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳)
  10. فرحناکی مستانه: رفاه زدگی مسئولان موجب می شود تا گرفتار غرور شوند و در خیال بافی خویش خود را چنان برتر و بالا بیابند که شادی های مستانه داشته باشند و در مراسم و محیط های اجتماعی مستانه و مغرورانه با مردم مواجه شوند. با تفاخر و تکبر و تبختر با مردم برخورد می کنند و برای مردم ارزشی قایل نیستند هر چند که در ظاهر مدعی مردم مداری و مردم داری هستند. برای آنان زندگی دنیوی چیزی جز ظواهر دنیا پسند و مردم پسندی نیست که می توانند مستانه برقصند و بر گرده مردم سوار شوند و از آنان بهره کشی نمایند.(انعام، آیه ۴۴؛ هود، آیات ۹ و۱۰؛ رعد، آیه ۲۶؛ روم، آیه ۳۶؛ شوری، آیه ۴۸؛ قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳)
  11. فسادگری: رفاه زدگی مسئولان عاملی است که آنان را دچار فساد و افساد در زمین می کند. مردم عادی کم تر دچار مساله ای به نام افساد در زمین هستند و مفسدین فی الارض از جماعت مسئولانی هستند که گرفتار رفاه زدگی می شوند؛ زیرا عجب و غرور و تکبر و خودبربینی و خودپسندی آنان موجب می شود تا نسبت به قوانین بی اعتنا یا کم اعتنا باشند و از حدود قانونی تجاوز کرده و نسبت به آن طغیان می ورزند. این گونه است که در بیت المال اختلاس می کنند و حقوق نجومی می گیرند و اموال بیت المال را به نام خود می زنند و انفال را به غارت می برند و سند به نام خویش جعل می کنند و با همکاری دیگر مفسدان از نهاد دولت، زمین های دولتی را ثبت شخصی می دهند و هر گونه فسق و فجور و فسادی را در میان امت گسترش می دهند.(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۳؛ اسراء، آیه ۱۶ ؛ اعراف، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱؛ یونس، آیات ۸۸ و ۸۹؛ و آیات دیگر)
  12. ناکارآمدی نظام سیاسی: رفاه زدگی مسئولان موجب می شود تا از انجام مسئولیت ها به ویژه در عرصه جهادی بر نیایند و شکست بر نظام سیاسی و امت تحمیل شود. همین امر موجب می شود تا ناکارآمدی نظام از نظر مردم به چشم بیاید و مردم نسبت به نظام سیاسی دلسرد شده و بحران مقبولیت و مشروعیت ایجاد شود.(توبه، آیات ۲۴ و ۳۸ و ۹۳ و آیات دیگر) از نظر قرآن، هنگامی که لازم است تا همگان برای جهاد به میدان بیایند و جلوی دشمن قرار گیرند تا از حیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی امت حمایت کنند، اگر گروهی رفاه زده هم چون مسئولان منافق در میدان نیایند یا تظاهر به آمدن کنند و در عمل بر خلاف آن کاری را انجام دهند، آن حرکت جهادی با شکست مواجه خواهد شد و تبعات بد آن دامنگیر امت و نظام سیاسی ولایی می شود؛ زیرا هدف از هر گونه حرکت جهادی در عرصه های سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی و علمی عبور از مشکلات و رفع و دفع بحران ها است؛ اما عدم همکاری مسئولان رفاه زده که بر خلاف حکم الهی و قوانین پیامبر(ص) عمل می کنند موجب می شود تا نه تنها مشکلی حل نشود بلکه مشکلی بر مشکلات افزوده شود و منافقان زبان به طعنه بگشایند که در نظام طاغوتی مثلا اوضاع بهتر از زمان نظام سیاسی ولایی است و نه تنها مشکل مردم کم نشده بلکه یا همان طوری مانده یا بدتر شده است؛ چنان که به حضرت موسی(ع) گفتند: قَالُوا أُوذِینَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا؛ قوم موسى گفتند: پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و حتى بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتیم. (اعراف، آیه ۱۲۹)