رفاه زدگان، مجرمان خطرساز از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ثروت همانند فرزند از مهم ترین ابزارهای «فتنه» و ابتلاء الهی است؛ زیرا از نظر قرآن، اگر برخی همسران و فرزندان، دشمنان هر انسانی هستند، ولی شکی نیست که مال و فرزند همانند کوره ذوب فلزات است که وقتی انسان در آن قرار می گیرد، آن هنگام دانسته می شود که دلبسته به دنیا است یا دل در رهن خدا و آخرت دارد. بنابراین، ثروت ، همان کوره و فتنه جداسازی سره از ناسره است که معلوم می دارد چه کسی بهشتی یا دوزخی است.

از نظر قرآن، رفاه زدگان همان کسانی هستند که در فتنه ثروت افتاده و دوزخ را برای خود انتخاب کرده اند؛ از این روست که مجرمان و شریعت گریزان و شریعت ستیزان و قانون شکنان از این گروه رفاه زدگان هستند. این رفاه زدگان نه تنها برای خود خطرساز هستند، بلکه برای امت و اجتماع بسیار خطرناک و خطرساز هستند؛ زیرا سلطه این گروه ممتاز اجتماعی، موجب هنجارشکنی و از میان رفتن سنت های اخلاقی می شود و اجتماع گرفتار نابودی فرهنگی – اخلاقی و سپس فروپاشی درونی می شود.

رفاه زدگی و اتراف، بدمستی ثروتمندان

«رفاه» از ریشه «رفه» در لغت عربی به معناى فراخ و آسان شدن زندگى (لسان العرب، ج ۵، ص ۲۷۷، «رفه»؛ لغت نامه، ج ۱۰، ص ۱۰۷۰۶، «رفاه») و برخوردارى از امکانات (فرهنگ بزرگ سخن، ج ۴، ص ۳۶۴۵، «رفاه»)است؛ اما وقتی سخن از رفاه زدگی می شود، مراد همان «اتراف» قرآنی است که گرفتاران بدان گرفتار انواع و اقسام فسق هستند.(اسراء، آیه ۱۶)

به سخن دیگر، اگر چه واژه رفاه به معنای آسایش، خوشی، شادکامی، فراخی روزی، آسانی زندگی و رهایی از تنگی است؛ اما رفاه زدگی به معنای خوشگذرانی و بدمستی است.

در آیات قرآنی برای بیان مفهوم رفاه زدگی یا همان بدمستی و خوشگذرانی که به سبب آسایش و رفاه بسیار و امکانات و فراخ مالی ایجاد می شود، واژگانی چون اتراف به کار رفته است(اسراء، آیه ۱۶؛ زخرف، آیه ۲۳؛ سباء، آیه ۳۴)؛ زیرا به مال و ثروتی گفته می شود که موجب فساد اخلاقی و رفتاری می شود و با بی خیالی بر گناه اصرار ورزد؛ از همین رو، مُتْرَف کسی  است که در فراخ روزى باشد، و هر کارى را بخواهد بکند و کسى او را منع نکند و راه ستمگری و تجاوزگری را در پیش گیرد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مال و ثروت ، ضرورت و نیازی دنیوی است؛ زیرا آسایش بلکه بقای انسان به مال و ثروتی است خدا برای انسان قرار داده است؛ اما انسان می بایست بداند که مال و ثروت، همانند کوره ذوب فلزات است که در عربی به آن «فتنه» می گویند؛ زیرا خدا همان طوری که با شرور انسان را می آزماید، هم چنین با خیرات از جمله مال و ثروت می آزماید: وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَهً.(انبیاء، آیه ۳۵) از همین روست که خدا در قرآن، مال را به عنوان فتنه معرفی می کند و می فرماید: إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ ؛ جز این نیست که اموال شما و فرزندانتان فتنه است، و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است.(تغابن، آیه ۱۵)

البته خدا به مومنان هشدار می دهد که اکثریت مردم در فتنه ثروت شکست می خورند و به این نکته توجه ندارند که این مال و ثروت می تواند دشمن انسان باشد که او را به دوزخ و شقاوت ابدی دچار می کند؛ خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند؛ از آنان بر حذر باشید؛ و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید به راستى خدا آمرزنده مهربان است.(تغابن، آیه ۱۴)

با نگاهی به آثار رفاه  زدگی و اتراف که در آیات قرآنی بیان شده معلوم می شود تا چه اندازه مال و ثروت می تواند به دشمن انسانیت تبدیل شود و شخص را به دوزخ بکشاند و حتی دنیای دیگران را به تباهی و فساد بکشاند. از نظر قرآن، شخص رفاه زده، احساس کاذب مصونیت از عذاب را دارد(سباء، آیات ۳۴ و ۳۵) و همین امر موجب می شود تا تحلیلی نادرست نسبت به حوادث و سختیهاى هشداردهنده داشته باشد(اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵) و با بی خیالی نسبت به آنها به سوی کفر اعتقادی(اعراف، آیه ۷۴؛ زخرف، آیات ۳۴ و ۳۵)، شرک(انعام، آیات ۶۳ و ۶۴؛ نحل، آیات ۵۳ و ۵۴)، انکار قیامت(واقعه، آیات ۴۵ تا ۴۸؛ حجر، آیات ۲ و ۳) و فراموشی خدا(یونس، آیه ۱۲؛ فرقان، آیه ۱۸)، اعراض از حق(سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)، اعراض از اسلام(حجر، آیات ۲ و ۳)،و اعراض از ذکر الله(اسراء، آیه ۸۳؛ فصلت، آیه ۵۱) می روند؛ و در رفتار و عمل نیز با شادمانی غرورآمیز و عُجب(انعام، آیه ۴۴؛ هود، آیات ۹ و ۱۰؛ زمر، آیه ۴۹)، تحقیر فقیران(کهف، آیات ۳۲ تا ۳۴) و تفاخر(هود، آیه ۱۰؛ کهف، آیات ۳۲ و ۳۴) رفتار فسق و فجور و ضد اجتماعی و نابهنجار را در پیش می گیرند و قانون شکنی و تجاوزگری و فساد می کنند. از همین روست که آنان اهل ظلم(سباء، آیه ۱۵؛ هود، آیه ۱۱۶)، لجاجت و طغیان(علق، آیات ۶ و۷؛ توبه، آیه ۷۴)، فساد(قصص، آیات ۷۶ و ۷۷ و ۸۳)، فسق(اسراء، آیه ۱۶)، تجاوزگری(شوری، آیه ۲۷؛ قصص، آیات ۷۶) و استکبار اجتماعی(هود، آیه ۱۰؛ اسراء، آیه ۸۳) و هر هنجارشکنی هستند و جالب این که زشت ها و نابهنجارها را به عنوان هنجار و امر نیک تزیین می کنند و قانون شکنی را شایسته خویش می دانند.(یونس، آیه ۱۲) آنان هر نعمتی را به نادرستی به کار می گیرند و شکر نعمت را با استفاده درست از نعمت به جا نمی آورند بلکه اهل کفران نعمت هستند.(زمر، آیات ۴۹ و ۵۱؛ نحل، آیه ۱۱۲) در مسایل اجتماعی نیز هیچ توجهی به مردم و امنیت آنان نکرده و اصالت را به زندگی و لذت های خویش می دهند و از جهاد رفتن طفره می روند.(توبه، آیات  ۴۲ و ۹۳) آنان نه تنها خود گمراه هستند، بلکه کاری می کنند که دیگران نیز به گناه و گمراهی کشیده شوند(یونس، آیه ۸۳) و با رفتارهای ضد اجتماعی خویش، موجب نابودی اجتماع می شوند. خدا دراین باره می فرماید: وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا؛ و چون بخواهیم شهرى را هلاک کنیم مترفان و خوشگذرانانش را وا مى داریم تا در آن به فسق و انحراف و فساد بپردازند، و در نتیجه عذاب بر آن شهر لازم گردد، پس آن را یکسره زیر و زبر کنیم.(اسراء، آیه ۱۶)

جالب این است که مترفان و رفاه زدگان هنگام دیدن عذاب های دنیوی پناه جویی می کنند و زاری می زنند:  حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ یَجْأَرُونَ لَا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنَّا لَا تُنْصَرُونَ قَدْ کَانَتْ آیَاتِی تُتْلَى عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ تَنْکِصُونَ مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ؛ تا وقتى خوشگذرانان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم، بناگاه به زارى درمى ‏آیند، امروز زارى مکنید که قطعا شما از جانب ما یارى نخواهید شد. در حقیقت آیات من بر شما خوانده مى ‏شد و شما بودید که همواره به قهقرا مى ‏رفتید، در حالى که از پذیرفتن آن تکبر مى ‏ورزیدید، و شب هنگام در محافل خود بدگویى می کردید.(مومنون، آیات ۶۴  تا ۶۷(

از نظر قرآن، مترفان به عنوان اصحاب الشمال در دوزخ خواهند رفت و در میان باد گرم و آب داغ و سایه‏ اى از دود تار، نه خنک و نه خوش به سر می برند.(واقعه، آیات ۴۲ تا ۴۵)

هم چنین از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رفاه گسترده در خانواده، سبب انحراف فرزندان در عقیده و رفتار شده و موجبات نابودی آنان را فراهم می آورد(فرقان، آیه ۱۸)؛ زیرا برخوردارى فرزندان از رفاه بسیار خانوادگى، سبب فراموشى یاد خدا از سوی آنان می شود و همین فراموشی موجب می شود تا در مسیر طغیان و کفر و کفران گام بردارند.(همان)

هم چنین از نظر قرآن، رفاه زدگی در اجتماع موجب می شود که مردمان به بغی و تجاوز رو آورند و علیه قوانین و حکومت طغیان و بغی ورزند.(شوری، آیه ۲۷)

خدا در قرآن بیان می کند که انسانی که دنبال ثروت می رود، از جمع کردن و شمارش آن سیر نمی شود(همزه، آیات ۱ و۲)؛ زیرا رفاه طلبى انسان نامحدود بوده و این افراد در طلب مال خستگى ناپذیر هستند.(فصلت، آیه ۴۹؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۲۸)

آثار منفی رفاه زدگی و اتراف در زندگی دیگران

از نظر قرآن، رفاه زدگی و اتراف همان طوری که به مترفان ضربه می زند و اعتقاد و رفتار بلکه آخرت آنان را تباه می کند، هم چنین موجب می شود تا دیگران نیز از این اتراف مترفان زیان کنند؛ زیرا آثار اجتماعی برای رفتار مترفان و عقاید آنان است که از جمله آنها می توان به تجمل گرایی در میان مردمان اشاره کرد؛ زیرا وقتی رفاه و آسایش بی مثیل و بی نظیر آنان را می ببیند در آرزوی آن تلاش می کنند تا به هر شکلی شده خود را همانند مترفان کنند. همین امر موجب می شود که بسیاری از مردمان حتی دست از اسلام برداشته و مرتد شوند؛ چنان که از نظر قرآن، فلسفه ارتداد برخى مسلمانان در صدر اسلام آرزو و تمنّاى رفاه و ثروت در سطح مترفان است(مریم، آیه ۷۷)؛ زیرا سیاق آیات که با ادات تعجّب آغاز مى گردد، قرینه است که برخى مسلمانان پس از شنیدن وعده هاى کافران، در آرزوى رفاه مرتد شده اند.(المیزان، ج ۱۴، ص ۱۰۳) البته در میان اقوام پیشین نیز همین مشکل بود که مترفان با رفتار خویش موجب می شدند تا برخی از مسلمانان سست ایمان به سبب آرزو ثروت و رفاه زدگی از مسیر حق و اسلام خارج شوند.(قصص، آیات ۷۶ و ۷۹)

از آن جایی که اهتمام و توجه به زندگی مترفان موجبات ضلالت و گمراهی و تباهی زندگی و اجتماع است، خدا در قرآن چشم دوختن به رفاه و نعمتهاى کافران و حسرت بردن نسبت به آنها، امرى نکوهیده و ناپسند دانسته(حجر، آیه ۸۸؛ طه، آیه ۱۳۱) و به مردمان هشدار می دهد که حسرت بر رفاه مرفهان و خیره شدن به آن، مانع دسترسى به مقام رضا است.(طه، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱)

اصولا کسانی که غافل از ارزش های اخروی هستند، به زندگی مترفان چشم می دوزند(قصص، آیه ۷۹)، و اگر به بدعاقبتی این مترفان نظر می داشتند هرگز به آن سو گرایش نمی یافتند و هنگام مشاهده عقوبت الهی پیشمان نمی شدند؛ پس عاقل کسی است که از آخرت غافل نمی شود و نسبت به زندگی مترفان چشم نمی دوزد و حسرت نمی خورد؛ زیرا می داند سرانجام اتراف چیزی جز عقاب دنیوی واخروی نیست.(قصص، آیات ۸۱ تا ۸۸)

مومنان می بایست به این نکته توجه داشته باشند که خدا ثروت و مال را فتنه بلکه دشمن قرار داده است(تغابن، آیات ۱۴ و ۱۵)؛ پس اگر به قسمت خویش بسنده کنند(زخرف، آیه ۳۲) هرگز به مال و ثروت همانند مترفان دلبستگی پیدا نمی کنند، چرا که می دانند دلبستگی به مال و ثروت می تواند انسان را به کفر و کفران و نیز جرم و جنایت بکشاند و بستری برای حق گریزی و حق ستیزی باشد که در قانون شکنی و قانون ستیزی مترفان تجلی می یابد.(هود، آیات ۱۱۶؛ قصص، آیه ۵۷)