رعایت حق الناس در عزاداری ها

samamosدر مقاله حاضر نویسنده با تشریح ضرورت عدم تداخل و جایگزینی اعمال مستحبی با اعمال واجب، به برخی مصادیق تضییع حق مردم و آزار دیگران در اعمال مستحبی از جمله عزاداری ها اشاره کرده است.

عزاداری به ویژه عزاداری ایام محرم و صفر برای تعظیم شعار بزرگ اسلام امری بسیار پسندیده و از اعمال صالح و باقیات صالحات است؛ زیرا با این کار، هم تکریم و تعظیم مقام و منزلت امام حسین(ع) است و هم تذکر و عبرتی است تا با پیروی از آن حضرت(ع) و تفکر در فلسفه قیام عاشورایی و عصری کردن قیام، امکان بهره مندی دنیوی و اخروی از بهترین سیره برای آدمی فراهم آید؛ اما باید توجه داشت که انسان نمی تواند برای انجام حتی واجبی موجبات اذیت و آزار دیگران را فراهم آورد حال چه رسد که بخواهد با انجام مستحبی، گناه و حرامی را مرتکب شود که همان اذیت و آزار مردم و تضییع حقوق آنان است.

انجام مستحب به هر قیمت، ممنوع

اصولا مستحب چنانکه از خود واژه برمی آید کاری است که انسان انجام می دهد تا حب و دوستی کسی را برانگیزد و جلب محبت کند. کارهایی که ما به عنوان نافله انجام می دهیم کارهایی زیادتر از واجبی است که خداوند تکلیف کرده است و ما به هدف جلب و جذب محبت، کارهایی که به نظر می رسد محبوب خداوند است انجام می دهیم. آنچه خداوند از ما خواسته در اصل همان عمل به واجب و ترک محرم است و ما اگر بخواهیم زاهدترین مردمان باشیم باید به ترک حرام و عمل واجب بپردازیم؛ اما برخی از امور را می دانیم که محبوب خداست پس آنها را انجام می دهیم و برخی از اموری که خداوند آنها را دوست نمی دارد و مکروه و ناپسند می شمارد افزون بر واجبات و محرمات مورد توجه قرار می دهیم.

البته آنچه به عنوان مستحبات و مکروهات در دین مطرح شده، دارای تشریع وحیانی است و بدعت نیست؛ چنانکه رهبانیت مسیحی خودشان بدعتی کرده بودند و برخی از امور را به عنوان مکروه ترک و برخی از امور را نیز به عنوان مستحب انجام می دادند.

امور خیر و نیک همواره از نظر اسلام به عنوان مستحب مورد توجه و تاکید بوده است؛ اما این بدان معنا نیست که ما بخواهیم با هر مستحبی به هر شکلی به خداوند نزدیک شویم و تقرب جوییم و آن را زمینه ساز محبت خداوندی بدانیم؛ چرا که اگر عمل به مستحب ما را از واجبی چون نماز مثلا بازدارد، یا بدتر از آن به گناه و حرامی بیندازد، آن عمل، دیگر مستحب نخواهد بود. از این رو در روایت از امیر مومنان علی(ع) آمده که فرمودند: لاقربه بالنوافل اذا أضرت بالفرایض؛ عمل مستحب، انسان را به خدا نزدیک نمی کند، اگر به واجب زیان رساند. (نهج البلاغه، حکمت ۳۹) پس اگر نمازهای نافله به نمازهای واجب آسیب می رساند، نباید آن مستحب را انجام داد. چنان که اگر احیا و شب زنده داری، موجب قضای نماز صبح شود یا برنامه های عاشورا نماز واجب را به هم زند و موجبات فوت آن شود، چنین اعمال مستحبی خیر نیست و عامل تقرب به خداوند به شمار نمی رود، بلکه عین شر تلقی می شود؛ زیرا انسان اعمال صالح و خیر را برای تقرب به خداوند انجام می دهد و اگر عمل مستحبی آدمی را از عمل واجبی که خداوند فرض کرده بازدارد، آن عمل مستحب نمی تواند خیر یا موجب تقرب باشد؛ چرا که خداوند با توجه به ارزش هر عملی به دسته بندی آنها پرداخته و در پنج گروه واجب، محرم، مستحب، مکروه و مباح قرار داده است. خداوند از آنجایی که مصالح در واجب، زیاد و اساسی است، آن را فریضه و واجب قرار داده است؛ ولی از آنجایی که درجه مصلحت مستحب به آن اندازه نبوده، آن را واجب نشمرده است؛ چرا که احکام بر مدار مصالح و مفاسد آن سازمان دهی شده است و چیزی که مصلحت یا مفسده آن قوی بوده به عنوان واجب یا حرام بدان امر و نهی کرده و اگر مصلحت و مفسده برابر بوده آن را مباح و مجاز دانسته و اگر مصلحت و مفسده به گونه ای بوده که مصلحت آن کمی، بیشتر است آن را مستحب و اگر مفسده بیشتر باشد آن را مکروه شمرده است.

بنابراین، اعمالی که مستحب است هر چند که به قصد قربت انجام می گیرد، اما اگر موجب شود تا واجبی ترک یا حرام مرتکب شویم می بایست آن را به عنوان مانع واجب یا عامل انجام حرام ترک کنیم. پس اگر کسی با احیاء شب، نماز صبحش قضا می شود یا با رفتن به هیئت عزاداری نماز صبحش قضا می شود، نباید شب را احیا بدارد و یا به هیئت و عزاداری برود، زیرا انجام واجب، بر هر مستحبی مقدم است.

انجام شعائر الهی به دور از اذیت و آزار

بی گمان اذیت و آزار دیگران از گناهان بزرگ است. اگر مومنان، مورد اذیت و آزار قرار گیرند این عمل، زشت تر و بدتر خواهد بود. با نگاهی به آموزه های اسلامی و روح احکام و قوانین اسلامی این معنا دانسته می شود که نه تنها اعمال خیر و صالح اعمالی است که انسان ها در آن مورد اذیت و آزار قرار نمی گیرند بلکه حتی موجودات دیگر نیز از شر اعمال ما در امان هستند.

جالب اینکه خداوند بر تعظیم شعائر الهی فرمان می دهد و می فرماید: و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب؛ هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانه تقوای دلهاست. (حج، آیه ۳۲) پس کسی که می خواهد دارای تقوای قلبی شود می بایست شعائر الهی را بزرگ دارد. بی گمان بزرگداشت شعائر الهی به رعایت و مواظبت همه اصول و اساس اسلام و آیینی است که بدان فرمان داده شده است.

خداوند حج را به عنوان بزرگ ترین شعائر الهی معرفی می کند و از حاجیان می خواهد تا با مراعات همه آیین و مناسک حج و مراعات واجبات و مستحبات در تکریم و تعظیم آن بکوشند.

از همه جالب تر اینکه در تعظیم شعائر الهی حج هرگونه اذیت و آزار نسبت به مردمان در سخن گفتن و رفتار و جدل و درگیری کلامی و فیزیکی منع شده است (بقره، ایه۱۹۷) و از حجاج خواسته شده تا به دور از هر گونه اعمال زشت و بد و خشونت آمیز کلامی و رفتاری، حج را به جا آورند. (همان) و در این میان باید به گونه ای عمل کنند که حتی موجودات دیگر نیز اذیت و آزار نشوند و به محیط زیست گیاهی و جانوری آسیب و زیانی نرسد وگرنه باید ضرر و زیان را با مناسک و اعمالی جبران کنند. (مائده، آیات۹۴ تا ۹۷)

از این هم شگفت تر اینکه حتی جانوران موذی مانند کک و شپش که در روی بدن انسان سکونت کرده و در حال خوردن خون و تغذیه است می بایست مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، چرا که آنها براساس طبیعت خود عمل می کنند و ما در انجام مناسک نمی بایست به گونه ای عمل کنیم که به برگ درختی و شاخه آن یا جانوری اذیت و آزار برسد و از تغذیه در محیط زیست خود منع شود.

در رسایل عملی که مراجع تقلید نوشته اند بارها این نکته در مناسک حج تکرار شده و آن را به عنوان یکی از محرمات سی گانه دانسته اند که کشتن جانورانی که در بدن ساکن می شوند مثل شپش و کک و کنه که در بدن حیوان است، حرام است. آنان می گویند که کشتن شپش و انداختن او از بدن برای محرم جایز نیست اما پشه و کک احتیاط در نکشتن آنهاست در صورتی که ضرری متوجه محرم نشود اما تا راندن آنها ظاهرا جایز است هر چند احوط ترک است. همچنین آمده که احتیاط مستحب آن است که آن را از محلی به محل دیگر از بدن نقل ندهند اگر مکان اول محفوظ تر باشد.

وقتی خداوند انجام شعائر الهی واجبی چون حج را به گونه ای قرار می دهد که بدون اذیت و آزار جانوری باشد، چگونه ممکن است انجام شعائر مستحبی چون عزاداری را با اذیت و آزار، موجب قرب و تقرب به خدا و پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بداند؟

پس در انجام عمل عزاداری باید مواظبت کرد تا موجبات اذیت و آزار دیگران فراهم نیاید؛ که اگر این گونه عمل نشود، آن عمل نه تنها مستحب نخواهد بود بلکه عین گناه و حرام خواهد بود؛ چرا که عمل واجب با گناه جمع نمی شود چه رسد که عمل مستحب با گناه و حرامی قرین شود.

مصادیق از تضییع حق مردم در عزاداری ها

اگر بخواهیم مصادیق تضییع حقوق مردم را در عزاداری ها بیان کنیم شاید موجب ملال و خستگی شود، اما ذکر برخی از آنها می تواند مانع از ارتکاب آن از سوی هیئت های عزاداری شود.

از جمله این حقوق مردم می توان به استفاده هیئت ها از برق عمومی اشاره کرد. اگر مجوز رسمی از استفاده ار برق شهری و عمومی وجود نداشته باشد، هرگونه استفاده از برق معابر برای انجام شعائر از جمله تزیین معابر با چراغ ها و لامپ ها جایز نیست. این در حالی است که بسیاری از حسینیه ها و هیئت های مذهبی از برق معابر استفاده می کنند. استفاده از برق و آب عمومی بدون پرداخت وجه آن و اجازه رسمی جایز نیست و موجب ضمان است.

بستن راه ها و کوچه ها و معابر عمومی نیز جایز نیست. برخی از هیئت ها، حسینیه های موقتی را در کوچه ها برپا می دارند که نه تنها مخل آرامش همسایگان بلکه بسته شدن راه می شود و تردد و آمد و شد مردم را دچار اختلال می کند. بدتر از آن اینکه برخی از جوانان در این مراکز اجتماع کرده و آمد و شد زنان را با مشکل جدی مواجه می سازند که این اجتماعات و بستن راه از گناهانی است که به سبب تضییع حق الناس و اذیت و آزار مردم پدید می آید.

نواختن طبل و سنج به گونه ای گوش خراش به ویژه در کوچه و پس کوچه های محلات و گذرهای تنگ و در کنار بیمارستان ها و آسایشگاه ها از جمله مصادیق اذیت و آزار مردم و تضییع حقوق آنان است که می بایست ترک و حقوق مردم رعایت شود.

هر سال بارها دیده شده که آمار مراجعه جوانان دارنده خودرو برای نصب وسایل جانبی مانند ضبط و باند و… افزایش می یابد و آنها بیش از هر زمان دیگر ترجیح می دهند سیستم صوتی برای خودروی خود تهیه کنند که دارای بیشترین قدرت است. آنها در نصب باندهای قوی بر روی خودروها از یکدیگر سبقت می گیرند و با بلند کردن صدای نوحه تا حدی که گوش سایر شهروندان را آزار می دهد، سعی می کنند خواسته و ناخواسته جلب توجه کنند. آنها شاید فکر می کنند که اگر از موسیقی سنگین و نوحه استفاده کنند، ارادت خود را نشان می دهند اما غافل از اینکه با این کار نه تنها حرمت این ماه را نگه نداشته بلکه باعث آزار و اذیت عزاداران حسینی نیز می شوند.

باید خود را به جای پیرمرد و پیرزنی قرار داد که در ساعات پایانی شب قصد استراحت دارند اما ناگهان با صدای بلند نوحه از جا می پرند و متوجه می شوند یکی از رانندگان جوان محل بی توجه به حقوق شهروندی سایرین، درحال عزاداری آن هم به شیوه نوین است و موجبات نارضایتی شهروندان را فراهم می کند.

باتوجه به اینکه معمولا حداکثر ساعت ۲۴ هیئت ها و تکایا باید مراسم خود را به اتمام برسانند، بسیار دیده شده که جوانان و نوجوانان از این ساعت به بعد در کوچه ها، خیابان ها و محلات دور هم جمع می شوند و ذات عزاداری را از یاد برده و شب زنده داری می کنند و در برخی از این محافل دوستانه مشاهده شده که برای گذراندن اوقات، سرگرمی هایی چون سیگار، قلیان و… در جمع این دوستان ظاهر می شود.

یکی، دو سالی است جوانان شیوه دیگری را برای ابراز عزادار بودن خود برگزیده اند و آن آغشته کردن ماشین ها به گل و درآوردن آن به رنگ خاک و رنگ های دیگر است که در برخی از موارد موجب می شوند که رانندگان دیگر، این ماشین ها را به خوبی رویت نکرده و تصادفاتی را در سطح شهر موجب می شوند.

حق حیوانات و گیاهان

از جمله حقوقی که انسان باید مراعات کند حق حیوانات است. در برخی از روستاها برای عزاداری و شادی، حیوانات را بکار می گیرند و بیش از توان و قدرت حیوان، او را به این سو و آن سو با بارهای سنگینی می کشانند و نیز مکرر دیده شده که در خیابان ها و معابر شهرها و روستاها به مسئله اجتناب از نجاساتی مثل خون بی توجهی می شود و عده ای در جلوی هیئت ها و دسته جات، گاو و گوسفند قربانی می کنند و خون این حیوانات در سطح خیابان پخش می شود و جماعتی که در آنجا حضور دارند برای دوری از آلوده شدن به نجاست خون دچار مضیقه شده و عده ای هم در برابر این صحنه بی مبالاتی نشان می دهند. باید توجه داشت که اگر قربانی کردن در برابر دسته جات یک عمل مستحبی است، آلوده کردن سر و وضع و لباس عابران با این خون های ریخته شده، گناهی بس بزرگ است و موجب مسئولیت می شود و فرد در برابر تک تک این افراد، مدیون و مسئول بوده و در واقع حق آنها را ضایع کرده است.

در پاره ای از موارد دیده می شود که برخی از عزاداران، به سبزه ها و گیاهان و گلها و درخت های حاشیه خیابان ها و معابر و کوچه ها آسیب جدی می زنند و زحمات چندین ماهه کارگران محیط زیست و شهرداری را از بین می برند. این عمل افزون بر این که نوعی تعدی به حقوق محیط زیست گیاهی است به عنوان یک عمل مجرمانه، دارای مجازات دنیوی و ضمان مالی است که برعهده شخص قرار می گیرد، به ویژه آنکه این درختان و گلها و گیاهان جزو اموال عمومی است و فرد را در برابر بیت المال، مسئول و مدیون می سازد.

یکی دیگر از مسائلی که در همین راستا مطرح می شود، آزار و اذیت احتمالی است که برخی از محافل و مجالس عزاداری برای افراد پیش می آورند، مانند صدای عزاداری و نوحه خوانی برای همسایه ها، یا ایجاد راه بندان و ترافیک در معابر عمومی و… که در برخی موارد واقعا انسان را دچار تردید و شک می کند که آیا می توان به قیمت حق الناس و اذیت دیگران عزاداری کرد؟

بسیار دیده شده که دسته عزاداری در خیابان به راه افتاده و ماشین های بسیاری در پشت سر آن به انتظار بازشدن مسیر ایستاده اند. بدون شک معطل کردن مردم و بازداشتن آنها از کار و زندگی خود و تضییع وقت و حوصله آنها به بهانه برگزاری و راه انداختن دسته عزاداری عملی قبیح و ناپسند از نظر اخلاقی بشمار می رود و متولیان این گونه برنامه ها باید در برابر وقت و فرصت از دست رفته مردم پاسخگو باشند.

واضح است که چنین عزاداری موجب تضییع حق الناس و اذیت و آزار مردم است و یقینا این عزاداری حرام است؛ زیرا وقتی می توان در یک حسینیه یا یک هیئت با امکانات و شرائط مساعد عزاداری کرد، چه دلیلی وجود دارد که دو عدد باند بزرگ و چند بلندگوی شیپوری بیرون هیئت یا حسینیه هم روشن باشد تا همسایه ها فیض ببرند؟! مخصوصا که برخی از همسایه ها از این مسئله ابراز ناراحتی کرده باشند و یا مردم زیادی پشت سر دسته عزادار به انتظار سپری کنند.

امروزه عوامل و زمینه های مختلف فکری، فرهنگی و حتی سیاسی، دگرگونی ها و ناهنجاری هایی را در شکل و محتوای عزاداری به وجود آورده است و این دگرگونی ها از یک طرف عزاداران را از دسترسی به اهداف اصلی قیام عاشورا بازداشته و از جانب دیگر حساسیت ها، بدگمانی ها، افتراق ها و انشقاق ها را در میان جامعه اسلامی افزایش داده و زمینه های سوءاستفاده دشمنان از مسئله عزاداری را فراهم آورده است. مجموعه عوامل فوق باعث می شود تا شکل و صورت عزاداری بر محتوا و حقیقت آن غلبه پیدا کند و عزاداری ها از فلسفه اصلی اش خارج شود.

اشکال خرافی عزاداری چون قمه زنی، زمین بوسی، رواج زبان حال های مبتذل، سبک های غنایی، رواج شیوه های ناپسند سینه زنی و زنجیرزنی در حد آسیب رساندن به خود، استفاده از آلات موسیقی در عزاداری ها، اذیت کردن و آزار رساندن به دیگران با روش های گوناگونی چون پخش صداها و نوحه ها از بلندگوهای محافل عزاداری تا پاسی از شب، ایجاد ترافیک و مانند آن نه تنها موجب تقرب به خدا و پیوند با اهل بیت(ع) نمی شود؛ بلکه بزرگ ترین توهین به امام حسین(ع) و سایر قهرمانان کربلا به حساب می آید و سبب معرفی وارونه دین اسلام و حماسه سازان کربلا می شود و بیم آن می رود مصداق این آیه باشیم که: قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا، الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا (کهف، آیه ۱۰۳) بگو ایا به شما خبر دهیم که زیانکارترین مردم در کارها چه کسانی هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم و نابود شده، با این حال فکر می کنند کار نیک انجام می دهند!