رضوان الهی، بهشت عالی الهی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام رضا عالی ترین مقامات انسانی – عرفانی است که خدا به صراحت به عنوان «رضوان الله اکبر» تعبیر کرده تا بیان کند که بزرگ تر و برتر از آن نیست. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بهشت رضوان برترین و عالی ترین بهشت ازهشت بهشت است که فراتر ازآن نیست؛ زیرا این بهشت همان بهشت ذات یا بهشت مقربان یا بهشت قلب یعنی حقیقت انسانی است؛ زیرا قلب در مراتب نفس عالی ترین مرتبه را تشکیل می دهد. به سخن دیگر، اگر برای هر یک از هشت عضو انسانی، بهشتی باشد، قلب عالی ترین عضو دارای برترین بهشت و عالی ترین آن خواهد بود. این بهشت همان بهشت رضوان الله اکبر است که خدا قرآن بدان وعده داده است. بهشت رضوان همان صد در صد است که می گویند: «چون که صد آمد نود هم پیش ماست.» به این معنا که بهشت رضوان در بردارنده همه امکانات و مواهب و نعمت های بهشت های دیگر است؛ در حالی که بهشت های دیگر فاقد چیزهایی است که در بهشت رضوان است؛ زیرا بهشت ها بیانگر مراتب تقرب انسان به خدا است، و هر که «مقرب تر» در دنیا گرفتار جام بلایا بود، و در آخرت بهره مند از همه نعمت ها.

مقام رضای الهی

بهترین حالت رضا یا همان خشنودی آن است که دو سویه باشد. در قرآن، کسی که در مقام نفس مطمئنه قرار گرفته ، متصف به چنین مقامی است که از آن به «راضیه مرضیه» تعبیر می شود که به معنای رضایت دو سویه است؛ این از او خشنود و آن از این خشنود.(فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰) این حالت که برترین و بهترین حالت است، شخص را در موقعیتی قرارمی دهد که از آن به «جنت ذات» تعبیر شده است.(همان)

از آیات قرآین به صراحت به دست می آید که کسب مقام اطمینان برای «ذکر الله» است؛ یعنی کسی که همه وجودش را یاد الله پر کرده است و چیزی جز الله در آن نمود ندارد. از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: لَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ؛ همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا اطمینان و آرام مى‏ گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد، کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند. خوشا به حالشان و خوش سرانجامى دارند.(رعد، آیات ۲۸ و۲۹)

از نظر قرآن، وقتی خدا از کسی راضی شد، کاری می کند که رضایت او کسب شود؛ یعنی حاجات های مشروع او را در دنیا و آخرت می دهد. به عنوان نمونه خدا از پیامبر(ص) راضی است؛ و از آن جایی که پیامبر(ص) خود را رنج می افکند تا همه مومن شده و به بهشت در آیند(شعراء، آیه ۳؛ کهف، آیه ۶)، رضایت پیامبر(ص) شفاعت از مردمان و رساندن آنان به بهشت است. بر همین اساس، خدا چون از پیامبر(ص) خویش راضی است و دوست دارد تا رضایت پیامبرش را به دست آورد، اذن شفاعت را به او می دهد تا از هر کسی که بخواهد شفاعت کند.(ضحی، آیه ۵) وعده الهى به پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) دراین آیه مشتمل بر عطاى مطلقى است که رضایت مطلق را در پى دارد.(المیزان، ج ۲۰، ص ۳۱۰) بر اساس روایات تفسیری، این رضایت مطلق درباره شفاعت ایشان در قیامت نسبت به مردمان است. البته از آیات سوره طه به دست می آید که پیامبر(ص) در این دنیا راضی به رضای الهی بود. این حالت موجب می شود که هرگز در مشکلات و بلایا گلایه و شکایت نکند و صبر کند.(طه، آیه ۱۳۰) علامه طباطبایی، سیاق آیات قبلى و مأمور شدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) به صبر، تسبیح و تحمید نشان مى دهد که مراد از رضا، رضا به قضا و قدر الهى است.(المیزان، ج ۱۴، ص ۲۳۸)

از نظر قرآن، مومن کسی است که هماره راضی به قضا و قدر الهی است(بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۲۱۶؛ نساء، آیه ۱۹)، چنان که در مسائل اجتماعی خویش نیز مطیع رهبری و ولایت الهی است؛ و اگر رهبری حکمی داد به آن عمل می کند و بر خلاف آن رفتار نمی کند؛ حتی اگر آن حکم به نفع او نباشد و به نوعی کراهت داشته باشد، ولی چون رضای الهی در آن است به آن راضی است.(نساء، آیات ۳۲ و ۶۵؛ بقره، آیه ۲۱۶)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن مانند آیات پیش گفته، هر انسان مومنی دنبال آن است که رضایت الهی را به دست آورد؛ زیرا رضایت الهی هر چند که گاه بر خلاف رضایت ظاهری شخصی است، ولی در باطن، آن کاری که رضایت خدا در آن است به نفع خود شخص خواهد بود؛ زیرا انسان باطن امور را نمی داند، و خدای حکیم و علیم و غنی جز خیر و نیکی بنده اش را نمی خواهد.

اگر کسی دنبال رضایت الهی باشد، خدا از او راضی شده و با ایجاد رضایت الهی، خدا کاری می کند که او نیز درمقام اطمینان به خدا از خدا راضی باشد.(فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰) این گونه است که شخص در مقام رضا به رضوان الله وارد می شود که از نظر قرآن، «اکبر» است: وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَهً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ؛ خداوند به مردان و زنان با ایمان بوستانهایى وعده داده است که از زیر بوستان های آن نهرها جارى است، در آن جاودانه خواهند بود و نیز سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاودان به آنان وعده داده است؛ و رضوان الهی و خشنودى خدا بزرگتر است. این بهشت ها همان کامیابى بزرگ.(توبه، آیه ۷۲)

خدا به مجاهدان که دنبال رضایت الهی می روند، پاداش رضوان الله را داده و فرموده است: فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ؛ پس با نعمت و بخششى از جانب خدا از میدان نبرد بازگشتند، در حالى که هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود، و همچنان رضوان الهی و خشنودى خدا را پیروى کردند و خداوند داراى بخششى عظیم است.(آل عمران، آیه ۱۷۴)

اصولا از نظر قرآن، به برخی از افراد مومن بهشت و درجات می دهند، ولی برخی از مومنان خودشان «درجه» هستند؛ یعنی معیار سنجش امور دیگر می شوند. از جمله افرادی که خود معیار سنجش و درجه الهی می شوند، کسانی هستند که دنبال رضوان الله رفته اند: أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ… هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ؛ آیا پس کسی که از رضوان الهی پیروی کرده … آنان خودشان درجات در نزد خدا هستند و خدا به آن چه می کنند بصیر و بینا است.(آل عمران، آیات ۱۶۳ و۱۶۴)

عوامل کسب رضوان الله

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین عاملی که انسان را به سوی رضوان الهی می برد، رضایت از قضا و قدر الهی است، به این معنا که «هر چه پیش آمد، خوش آمد.»

از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است: از خداوند نسبت به آنچه مقدّر کرده است راضى باش، هر چند بر خلاف میل تو باشد. سپس حضرت به آیه ۲۱۶ سوره بقره یعنی آیه شریفه «عسى أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم» استشهاد فرمودند.(جامع البیان، ج ۲، جزء ۲، ص ۴۷۰؛ الدّرّالمنثور، ج ۱، ص ۵۸۷)

جابربن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا(ص) در بستر بیماری افتاده و آخرین لحظات زندگانی خود را می گذراند. امام باقر(ع) به عیادت او رفت و با مهربانی کنارش نشست و فرمود: ای جابر، حالت چطور است؟ جابر، پیرمردی که عمری را در رکاب پیشوایان معصوم علیهم السلام گذرانیده بود، عرض کرد: حال پیرمردی را دارم که پیری را بر جوانی می پسندد و مرگ را نسبت به زندگانی بیشتر دوست دارد و به بیماری نسبت به تندرستی علاقه بیشتری دارد. او می خواست این گونه بر ناملایمات شکرگزارد و بگوید که از هیچ یک از آن ها نابردباری نمی کند.

اما امام باقر(ع) سخنی فراتر از آن گفت و فرمود: «اما من آنچه را خدا بخواهد دوست دارم. اگر جوانی را بخواهد به آن علاقه مندم و اگر بیماری را بر تندرستی من بپسندد، من هم همان را می خواهم و اگر زندگی را بر مرگ در مورد من ترجیح دهد، همان را برمی گزینم.»(ارشاد مفید، ج ۱ ، ص ۱۶۵)

باباطاهر در این باره می سراید:

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد.

هم چنین در روایت است که روزی شخصی خدمت پیامبر اکرم(ص) رسید و پرسید: معنای رضا چیست؟ آن را برای من شرح دهید. پیامبر اکرم با لبخند شیرینی بر لب، پاسخ فرمود: «جبرئیل امین از سوی خدا، جایگاه وارسته رضا را برایم این چنین بیان کرد: فرد خشنود به خواست پروردگار، کسی است که از خدای خود ناخرسند نشود؛ خواه دنیای خوبی داشته باشد و خواه دنیای خوبی نداشته باشد و دیگر اینکه به نیکی اندک خود در برابر خواست خدا راضی و مغرور نشود».

از امیرالمومنین علیه‌السلام نقل شده است که حضرت فرمود: «عَلَامَهُ رِضَا اللَّهِ سُبْحَانَهُ عَنِ الْعَبْدِ رِضَاهُ بِمَا قَضَى بِهِ سُبْحَانَهُ لَهُ وَ عَلَیْه‏؛ نشانه رضایت خدای سبحان از بنده، رضایت بنده از آن چیزی است که خداوند برای او مقدر کرده است، چه خوشایند او و چه ناخوشایند او باشد.(غُرَرُالحِکَم وَ دُرَرُالکَلِم، عبد الواحد آمدی تمیمی، حدیث ۶۳۴۴)

امام جواد(ع) از مردم می خواهد تا رضوان الهی را مقصد غایی خود قرار دهند و برای دست یابی به این هدف راه و روش آسانی را نشان می دهد. آن حضرت می فرماید: « ثلاثٌ یُبلِغْنَ بالعَبدِ رِضوانَ اللّه ِ : کَثرَهُ الاستِغفارِ ، و خَفْضُ الجانِبِ ، و کَثرَهُ الصَّدَقَهِ و ثَلاث مَن کُن فِیه لَم یَندُم: تَرکُ العَجله و المَشورَهُ و التوکّلُ عَلی اللهِ عِند العَزمِ؛ سه چیز است که رضوان خداوند متعال را به بنده می رساند: ۱- زیادی استغفار، ۲- نرم خو بودن، ۳- و زیادی صدقه؛ و سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشیمان نشود: ۱- ترک نمودن عجله، ۲- مشورت کردن، ۳- و به هنگام تصمیم توکل بر خدا نمودن.(مسند الامام الجواد، ص۷۴۲)

هم چنین از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اموری چون ایمان به خدا(بینه، آیات ۷ و ۸؛ حاقه، آیه ۲۴؛ مجادله ، آیه ۲۲)، اطمینان به خدا(فجر، آیات ۲۷و ۲۸)، خدا از پروردگار(بینه، آیه ۸)، رغبت و گرایش به خدا(توبه، آیه ۵۹) مهم ترین عامل معنوی در ایجاد رضایت مومن نسبت به خدا است. این رضایت مندی بنده نسبت به خدا موجب می شود تا بنده دنبال اموری چون کسب تقوای الهی(لیل، آیات ۱۷ و ۲۱)، عمل صالح(حاقه، آیات ۲۱ و۲۴؛ بینه، آیات ۷ و۸)، هجرت و جهاد درراه خدا(توبه، آیه ۱۰۰)، انفاق (لیل، آیات ۱۷ تا ۲۱)، تسبیح و تحمید دایمی خدا(طه، آیه ۱۳۰)، پرهیزاز دنیا و دنیاطلبی(طه، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱)، نفاق (توبه، آیات ۵۸و ۵۹) و مانند آنها برود و به کسب فضایل اخلاقی چون صبر (صافات، آیات ۱۰۱ و۱۰۲)، حلم (همان) و تقوای الهی(لیل، آیات  ۱۷ و ۲۱) بپردازد و این گونه رضوان الهی را برای خویش موجب شود.

پس از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آن چه نقش اساسی در کسب رضوان الهی دارد، اعتقاد و ایمان به خدا و پذیرش قضا و قدرالهی و عمل مبتنی بر آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن است.

البته خدا چنان نسبت به بندگان خویش رحیم است که حتی ابتداع و نوآوری و بدعت هایی را از مومنان می پذیرد که در راستای کسب رضایت الهی باشد، هر چند که خدا آن را تشریع نکرده باشد. به این معنا که خدا حتی نسبت به کارهای غیر مشروع ولی مباح نیز به سبب آن که به قصد رضوان الله انجام شده ، گذشت وعفو داشته و آن را در ترازوی سنجش خویش می پذیرد، البته به شرط آن که همان مبتدعات را به درستی مراعات کنند؛ خدا در این باره می فرماید: وَرَهْبَانِیَّهً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ ؛ وهم چنین را که خود آنان بدعت گذاشتند و ما آن را علیه آنان ننوشته بودیم، و اما ترک دنیایى، رهبانیت و ترسایی که از پیش خود درآوردند، ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم، مگر براى آنکه کسب رضوان و خشنودى خدا کنند، با این حال آن را چنانکه حق رعایت آن بود منظور نداشتند.(حدید، آیه ۲۷)