رستگاری در سایه مقاومت و استقامت

امید

بسم الله الرحمن الرحیم

هدف غایی مومنان، رستگاری در آخرت است. بنابراین، هماره این پرسش برای آنان مطرح است که چگونه می توانند به رستگاری برسند؟ خدا در قرآن به این پرسش مومنان پاسخ داده است. با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که دو مولفه و عنصر اصلی ایمان و عمل صالح در کسب رستگاری انسان نقش دارد؛ اما با دقت در ساحت عمل صالح آن چه برجسته است، مساله استقامت و مقاومتی است که مومنان می بایست از خود بروز دهند تا به رستگاری برسند. نویسنده بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، مصادیق استقامت و مقاومت مومنان را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

استقامت مومنان، عامل اصلی رستگاری

خدا در آیاتی از قرآن، ضمن تبیین اهمیت رستگاری اخروی که سعادت و خوشبختی ابدی انسان را رقم می زند، به مولفه های اصلی رستگاری اشاره کرده است. بر همین اساس خدا در قرآن می فرماید: إنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ ؛ در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست،‏ سپس ایستادگى کردند، فرشتگان بر آنان فرود مى ‏آیند و مى‏ گویند: هان بیم مدارید و غمین مباشید! و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید! (فصلت، آیه۳۰)

در جایی دیگر می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ؛ محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست،‏ سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد؛ ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام مى‏ دادند، جاودانه در آن مى‏ مانند.(احقاف، آیات ۱۳ و۱۴)

از این آیات به دست می آید که استقامت مومنان که در سایه ربوبیت الله به دست می آید موجب آرامش دنیوی می شود به طوری که نسبت به از دست داده ها و گذشته محزون نمی شوند و نسبت به گرفته ها و آینده ترسی و خوفی ندارند؛ زیرا می دانند که خدا بر اساس یک برنامه از پیش طراحی شده حکیمانه و عالمانه به عنوان مشیت و مقدر، به کسی چیزی می دهد یا می گیرد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

هم چنین از این آیات به دست می آید که استقامت مومنان در سایه ربوبیت الله و پروردگاری اوست بشارت رستگاری و بهشت را به او می دهد و انسان را نسبت به آینده پس از مرگ و انتقال به نشئات دیگر، آرامش می بخشد؛ زیرا می داند که رستگاری ابدی و خوشبختی را در جهان های دیگر از برزخ و آخرت برایش رقم خواهد خورد.

البته خدا به صراحت در آیات ۳۱ تا ۳۳ سوره فصلت تبیین می کند که این افراد به عنوان اولیاء الله تحت ولایت مستقیم الهی قرار می گیرند و در هر دنیا و آخرت هر آن چه را بخواهند بر اساس حکمت و مصلحت الهی به دست می آورند و در هنگام نزول به بهشت ابدی، از غفران و رحمت رحیمی خاص بهره مند خواهند شد ؛ زیرا بهترین اعتقاد که توحید باشد و بهترین عمل را که اعمال صالح بر اساس شریعت است را به عنوان مسلمانان تسلیم حق انجام داده اند.

اهم مصادیق استقامت ورزی مومنان

از آن جایی که استقامت مومنانه عامل رستگاری انسان است، شناخت مصادیق استقامت بسیار مهم است؛ زیرا هر کسی باید بدانید نسبت به چه چیزی می بایست استقامت ورزد و ایستادگی نماید که رضایت الهی در آن است و او را به عنوان اهل تسلیم معرفی می کند. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مواردی که در عمل صالح به عنوان استقامت می توان شناسایی کرد، عبارتند از:

  1. اجتناب از پلیدی و گناه: هر چند که تقوای الهی به معنای هر چیزی است که انسان را از خشم الهی نگه می دارد؛ زیرا پرهیزگاری در قالب دستورهای پزشکی به معنای خوردن چیزهایی و عدم خوردن چیزهایی است؛ بنابراین، تقوا و پرهیزگاری به معنای عمل به دستورها و فرامین الهی در قالب بایدها و نبایدها، بلکه حتی شایدها و نشایدها، و انجام خوبی ها و عدم انجام بدی ها در زندگی بر اساس شرایع اسلامی است، اما شکی نیست که نخستین جلوه و تجلی تقوای الهی را می بایست در ترک و عدم انجام دید؛ زیرا انسان پیش از آن که ظرفی را از آب پر کند، می بایست از پاکسازی کرده و مواردی که ظرف یا آب را ناپاک می کند، حذف نماید یا از ورود آن جلوگیری کند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین مصادیق استقامت در زندگی آن است که انسان اجازه ندهند تا پلیدی و گناهی در زندگی او راه یابد و او را تحت تاثیر قرار دهد. از همین روست که اجتناب از بت پرستی(مائده، آیه ۹۰)، پلیدی(همان)، شراب خواری(همان)، قماربازی(همان)، رسوم جاهلیت(بقره، آیه ۱۸۹)، بخل و حرص(حشر، آیه ۹؛ تغابن، آیه ۱۶) و مانند آن ها به عنوان عوامل فلاح و رستگاری بیان شده است. باید توجه داشت که انسان مومن می بایست دارای دو سطح صبر و حلم در استقامت باشد و بتواند در برابر سه گانه مصیبت، اطاعت و معصیت، شکیبایی و بردباری ورزد. البته شکی نیست که صبر در برابر معصیت سپس مصیبت سخت تر از صبر در اطاعت است؛ زیرا شرایط برای معصیت در دنیا آسان تر و اطاعت سخت تر است تا جایی که پیامبر(ص) می فرماید: حُفَّتِ الجَنَّهُ بِالمَکارِهِ ، وَحُفَّتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ ؛ بهشت ، با ناملایمات ، احاطه شده است و دوزخ با شهوات ، در میان گرفته شده است.(کنز العمّال، ج ۳ ، ص ۳۳۲ ، ح ۶۸۰۵ ؛ نهج البلاغه ، الخطبه ۱۷۶ نحوه ، تنبیه الخواطر ، ج ۱ ، ص ۱۹۰ ؛ روضه الواعظین ، ص ۴۶۱ ؛ بحار الأنوار ، ج ۷۰ ، ص ۷۸، ح ۱۲ ؛ صحیح مسلم ،ج ۴ ، ص ۲۱۷۴ ، ح ۱ ؛ سنن الترمذی ، ج ۴ ،ص ۶۹۳ ،ح ۲۵۵۹ ) هم چنین آن حضرت صلى الله علیه و آله می فرماید : حُجِبَتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ ، وَحُجِبَتِ الجَنَّهُ بِالمَکارِهِ ؛ آتش دوزخ با پرده شهوات ، پوشانده شده است و بهشت ، با پرده ناملایمات.( صحیح البخاری ، ج ۵ ، ص ۲۳۸۰ ، ح ۶۱۲۲ ؛ فتح الباری ، ج ۱۱ ، ص ۳۲۰ ، ح ۶۴۸۷ ؛ کنز العمّال ، ج ۳ ، ص ۳۳۱ ، ح ۶۸۰۴ )
  2. اطاعت از خدا و اولیای الهی: از دیگر مصادیق استقامت، این است که مومنان در برابر فشارهای درونی و بیرونی، هرگز از دایره اطاعت از خدا و اولیای او خارج نشوند و بر انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات اصرار ورزند و از هیچ کسی دیگر هراسی به دل راه ندهند. پس باید گوش جان به فرمان های خدا و اولیای الهی از رهبران سپارند، و هرگز بر خلاف آن عمل و رفتاری نداشته باشند. (نور، آیه ۵۱؛ تغابن، آیه ۱۶) البته اطاعت در شرایط سخت اجتماعی یا فرهنگی نمی بایست مومنان را از مسیر اصلی هدایت و انجام شریعت دور سازد، بلکه باید با استقامت این مسیر را ادامه دهند و هرگز کوتاه نیایند؛ از همین روست که خدا در قرآن تلاش براى حراست و حفاظت از حدود الهى را یک وظیفه و تکلیف الهی می داند که موجب رستگاری مومنان می شود.(توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲) از نظر قرآن، همان طوری که اطاعت از خدا و دستورهای الهی لازم و ضروری است، ولی این کافی نیست؛ زیرا رستگاری در سایه اطاعتی به دست می آید که شامل اطاعت از اولیای الهی و مظاهر خدایی یعنی پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و نائبان و کارگزاران آنان باشد که به فرمان ها و دستورهای اولیای الهی را ابلاغ می کنند و بر آن هستند تا آن اوامر اجرایی و اقامه شود و شریعت اسلام در جان و جامعه و جهان حاکمیت یابد.(اعراف، آیه ۱۵۷) از نظر قرآن، بر مومنان مستقیم است که در استقامت در اطاعت به اموری چون نماز، روزه، زکات، انفاقات مالی و مانند آن ها اهتمام ورزند؛ زیرا عمل به این واجبات موجب رستگاری است.(بقره، آیات ۳ و ۵؛ لقمان، آیات ۴ و ۵؛ اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵؛ توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲)
  3. تولی و تبری: از دیگر مصادیق استقامت می بایست به تولی نسبت به خدا و اولیای الهی و تبری نسبت به دشمنان خدا و اولیای الهی اشاره کرد؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ایمان چیزی جز حب و بغض یعنی محبت و کراهت نیست(حجرات، آیه ۷) که در ساختار اعتقادی و اجتماعی تولی و تبری خودنمایی می کند به طوری که شخص نسبت به ولایت الله تسلیم محض بوده و ولایت الله را می پذیرد و نسبت به ولایت طاغوت و دشمنان الهی تبری می جوید و سر تسلیم فرود نمی آورد بلکه به مبارزه و مقاومت در برابر آن اقدام می کند.(مجادله، آیه ۲۲)
  4. جهاد در راه خدا: از موارد و مصادیق استقامت در راه خدا می بایست به جهاد در راه خدا اشاره کرد که موجب رستگاری ابدی مومنان می شود. مومنان همان طوری که به جهاد اکبر می روند و با تزکیه نفس و خودسازی نمی گذارند که شیطان بر نفس ایشان غلبه کند، بلکه قوه عاقله را حاکم بر قوه جاذبه و دافعه یعنی شهوت و غضب می کنند تا این گونه رستگاری را به دست آورند(اعلی، آیه ۱۴؛ شمس، آیه ۹)، هم چنین تلاش می کنند تا با جهاد در راه خدا و مبارزه با دشمنان حق و عدالت از ظالمان و مستکبران و محاربان، این رستگاری را برای خویش تثبیت سازند.(مائده، آیه ۳۵؛ توبه، آیات ۸۸ و ۱۱۱) از نظر قرآن، مجاهدان در راه خدا با همه وجود به مجاهدت می پردازند و از جان و مال خویش می گذرند تا اسلام وحقایق آن در جهان حاکمیت یابد.( توبه، آیات ۸۸ و ۱۱۱) از نظر قرآن، انسان مجاهد در راه خدا به جهاد بر می خیزد و بر اساس اصول الهی عمل می کند و در این راه از هیچ چیزی حتی مرگ هراسی به دل راه نمی دهد؛ زیرا در نهایت به یکی از دو نیکی بزرگ پیروزی یا شهادت می رسد که رستگاری عظیم است.(توبه، آیات ۵۲ و ۱۱۱)
  5. امر به معروف و نهی از منکر: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، استقامت مومنان می بایست در همه عرصه ها و ساحات از جان و روان گرفته تا اجتماعی تا سیاسی تا منطقه ای تا جهانی خودنمایی کند. پس همان طوری که در ساحت جان نسبت به وسوسه های شیطانی و نفسانی مقاومت می کند تا مطیع لله باشد، هم چنین در ساحت امت اسلام به گونه ای عمل می کند تا در قالب ولایت متقابل مومنانه، واجبات و مستحبات اسلامی در جامعه اقامه شده و از محرمات و مکروهات جلوگیری شود. هم چنین مومنان مستقیم تلاش می کنند تا در سطح جهانی اسلام به عنوان یک حقیقت تبلیغ و اقامه شود و مردمان برای اقامه قسط قیام نمایند. بر همین اساس در یک ساختار نظامند و نهادینه اجتماعی تلاش می کنند تا امر به معروف و نهی از منکر اقامه شود. پس در برابر هنجارشکنان و شریعت گریزان و قانون شکنان هرگز کوتاه نمی آیند و به فریضه در سطوح مختلف بیانی و عملی در ساحات گوناگون در همه جغرافیای داخلی و خارجی به اشکال گوناگون عمل می کنند. البته این فریضه نخست در میان امت می بایست اجرایی شود و مومنان مستقیم با استقامت آن را نهادینه سازند تا رستگاری برای خود و امت اسلام به ارمغان آورند(آل عمران، آیه ۱۰۴؛ توبه، آیات ۷۱ و ۷۲ و ۱۱۱ و ۱۱۲)، اما می بایست در سطح جهانی نیز اقداماتی برای اقامه عدالت قسطی و مبارزه با مستکبران و ظالمان انجام گیرد تا رستگاری برای مومنان مستقیم رقم خورد؛ چرا که اسلام دین اجتماعی و جهانی است و مسئولیت مومنان محدود به جغرافیایی زمینی یا زمانی یا نژادی و دینی و مانند آن نیست؛ بلکه هر جایی مظلوم و مستضعفی است می بایست در قالب امر به معروف و نهی از منکر عام و فراگیر اقدام شود که در برخی از مراحل با رهبری اولیای الهی به جهاد با بیگانه ظالم و مستکبر نیز می انجامد.(نساء، آیه ۷۵) از نظر قرآن، اصولا امر به معروف و نهی از منکر نوعی دعوت به خیر و گریز از شرور است.(آل عمران، آیه ۱۰۴)
  6. عضویت در حزب الله: از نظر قرآن، حزب الله کسی است که همه هستی خویش را با خدا گره زده است و در روش و هدف در یک مجموعه منسجم و هم پیمان عملیاتی را انجام می دهند که موجب پیروزی امت اسلام می شوند. از آیات قرآنی به دست می آید که امت اسلام شامل گروه های چندی از سست ایمان ها ومنافقان و حتی اهل کتاب می شود که با پرداخت جزیه از حاکمیت و امنیت اسلامی بهره مند می شوند؛ اما در این میان، گروهی خالص هستند که از آنان به حزب الله یاد می شود؛ آنان انصار الله هستند که در همه عرصه ها به نصرت خدا و دین می روند و به طور طبیعی از عنایات و امدادهای غیبی و غیر غیبی الهی بهره مند می شوند. از نظر قرآن، چنین گروهی از امت اسلام به عنوان حزب الله در کارهای خویش موفق بوده و غلبه نهایی برای آنان خواهد بود، چنان که رستگاری و فلاح نیز برای آنان رقم می خورد؛ زیرا اهل استقامت مومنانه و اطاعت از پیامبر(ص) و اولیای الهی هستند.(مجادله، آیه ۲۲)
  7. قانون مداری: از نظر قرآن، رستگاران کسانی هستند که بر انجام قانون استقامت می ورزند و بر مدار و محور قانون الهی و شریعت اسلام عمل می کنند. آنان در این راه از هیچ چیز و هیچ کسی باکی ندارند و در برابر دشمنان کوتاه نمی آیند و هرگز از قانون عبور نمی کنند و اجازه عبور نیز نمی دهند.(نساء، آیه ۱۳؛ توبه، آیات ۱۱۱ و ۱۱۲)
  8. مرزبانی: از نظر قرآن، مومنان مستقیم و استقامت مومنانه زمانی به کمال می رسد که از همه جنبه ها و ساحات به تمامیت برسد. بر این اساس، اگر کسی بخواهد رستگاری را به دست آورد، می بایست صبر شخصی را با صبر جمعی جمع کند و در پاسداری از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی با همه وجود دفاع نماید واجازه ورود به بیگانه عقیدتی و تجاوزگر محارب ندهد. از همین روست که خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید. (آل عمران، آیه ۲۰۰)

به هر حال از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که با ترس و عقب نشینی از اصول و واجبات اسلامی و شریعت الهی نمی تواند رستگاری و خوشبختی و سعادت را در دنیا و آخرت تجربه کرد؛ بلکه تنها در سایه استقامت مومنانه است که می توان رستگاری و فلاح ابدی را تجربه کرد و خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورد.

بنابراین، هر کسی که گمان کنند با تسلیم شدن در برابر فشارهای درونی هواهای نفسانی یا شیطانی وسوسه های ابلیسی یا مستکبران و ظالمان جهانی بتواند رستگاری و فلاح را به دست آورد، به اشتباه و خطا رفته و دیگران را نیز به گمراهی و بدبختی کشانده است؛ زیرا تنها راه رستگاری استقامت مومنانه بر اساس اسلام و شرایع آن است که عقل و نقل نیز آن را کشف می کند و حجت را بر انسان تمام می نماید.