رحمت و مهربانی، عامل تربیت و هدایت

رحمت و مهربانی، بنیاد هستی است؛ زیرا خدا با صفت «رحمانیت» هستی را آفریده و سامان داده است تا جایی که نخستین صفت ظاهر از اسماء و صفات الله، دو اسم مشتق از رحمت الهی «رحمان و رحیم» بوده و آغاز و انجام هر چیزی با «بسم الله الرحمن الرحیم» است.
از نظر قرآن، شاکله هدایت مردمان و تربیت انسانی مبتنی بر رحمت الهی است؛ زیرا در ایجاد و بقای هر چیزی در هستی این رحمت الهی است که موجب می‌شود تا چیزی ایجاد و تحت ربوبیت و پروردگاری الهی به کمال برسد و از فضل الهی برخوردار باشد. بر این اساس هر انسانی می‌بایست به رحمت و مهربانی به عنوان مهمترین صفت توجه و اهتمام ورزد و زندگی فردی و اجتماعی خویش را بر آن اساس شکل دهد.
جریان رحمت مطلق الهی در هستی
مهندسی نظام هستی بر پایه رحمت است. حق مطلق مصالح هستی را با حقانیتی بر پا کرده است که عنصر اصلی و اساسی آن را «رحمت» شکل می دهد. خدا به صراحت در باره اصل خلقت می فرماید: مگر کسانى که پروردگار تو به آنان رحم کرده و براى همین رحمت، آنان را آفریده است.(هود، آیه ۱۱۹)
در جایی دیگر نیز می فرماید: وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ؛ رحمت من هر چیزی را در برگرفته و احاطه کرده است.(اعراف، آیه ۱۵۶) و بر همین اساس است که فرشتگان به استغفار برای گناهکاران می پردازند؛ زیرا امیدوار به پروردگاری هستند که رحمتش هر چیزی را احاطه کرده است: رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمهًًْ ؛ پروردگارا رحمت تو بر هر چیز احاطه دارد.(غافر، آیه ۷)
پس خدایی که رحمت واسعه اش همه چیز را در بر گرفته و احاطه کرده است، خدایی است که حتی اگر غضبی داشته باشد، ریشه در رحمت الهی دارد؛ چنانکه امام سجاد(ع) می فرماید: تَسعی رحمته اَمامَ غَضبه؛ رحمت خدا جلوتر از غضبش در حرکت است.(صحیفه سجادیه، دعای ۱۶)
در دعای جوشن کبیر نیز می فرماید: «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ؛ ای خدایی که رحمت و مهربانی‌ات از قهر و غضبت سبقت گرفته است»(المصباح للکفعمی ، جنه الأمان الواقیه ، ص۲۴۹)
بنابراین به تصریح قرآن مهندسی عالَم هستی، طبق رحمت رحمانیّه است؛ و آن که از عرش تا فرش را تنظیم می‌کند، خدای الرحمن است، نه خدای رحیم که مهربانی اش اختصاصی باشد، بلکه رحمت و مهربانی‌اش فراگیر است و همه هستی را پوشش داده است. بنابراین، قصاص عین عدل و رحمت است، هیچ غضبی و هیچ انتقامی در عالم نیست، زیرا مهندس عالم،  الرحمن است؛ از همین رو در سوره الرحمن که عروس قرآن است، بیان شده که ساختار دوزخ در قالب «رحمت رحمانی» سامان داده شده است. همین رحمت رحمانی که مطلق است و اضافی نیست، گاه در قالب رحیمیّت بهشت ساز و گاه در قالب غضب، دوزخ ساز است. از همین رو در آیات سوره الرحمن، این رحمان است که بهشت ساز و دوزخ ساز است؛ زیرا رحمت الهی مقتضی دوزخ است، چنانکه مقتضی بهشت است.
از نظر قرآن، فلسفه رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، همانا مورد لطف و شفقت قرار گرفتن جهانیان از سوی خدا است؛ زیرا خدای رحمان پیامبرش را به عنوان «رحمه للعالمین» به سوی بندگان و مردمان فرستاده است تا این گونه با رحمت الهی، آنان را به حق و حقیقت و سعادت ابدی هدایت کرده و ایشان را از ضلالت و شقاوت نجات دهد. (انبیاء، آیه ۱۰۷)
رحمت، بنیاد خانواده
مطابق تعالیم قرآن اگر همسران در چارچوب اسلام ،زندگی خود را سامان دهند، خدا «رحمت» را در چنین خانواده ای «جعل» می‌کند و آن خانواده از رحمت الهی برخوردار می‌شود و مهربانی در ساختار آن خانواده، مایه قوام آن می‌گردد. خدا می فرماید: و از نشانه‏‌هاى او اینکه از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام و سکونت یابید و میانتان مودت و دوستى و رحمت نهاد. آرى در این نعمت براى مردمى که مى‏ اندیشند، قطعا نشانه‏‌هایى است. (روم، آیه ۲۱)
بنابراین رابطه شفقت‌آمیز و مهرورزانه، شیوه‌اى براى کسب آرامش در خانواده است و کسانی که در خانواده احساس آرامش و سکونت نمی‌کنند، در حقیقت از شیوه مودت و رحمت دور شده‌اند؛ زیرا اگر علت آرامش ، رحمت و مودت است، فقدان آرامش به این معنا است که در آن خانواده رابطه بر اساس رحمت و مودت نیست. خانواده‌ای که بر اساس رحمت عمل می کنند، همواره در آرامش و سکونت خواهند بود.
اجتماع بر محور رحمت
خدا در قرآن، مومنان را با سرمشق گیری از پیامبر(ص) به خوش خلقى و شفقت نسبت به مردم، در رفتارهاى اجتماعى ترغیب می کند(آل عمران، آیه ۱۵۹) و سفارش می‌کند تا در رفتار اجتماعی با رحمت و شفقت و مهرورزى نسبت به یکدیگر عمل کنند(بلد، آیه ۱۷) تا این گونه دنیا و آخرتشان سامان یابد؛ زیرا اهل بهشت کسانی هستند که خود اهل رحمت و مهربانی بوده و دیگران را بدان سفارش می کنند.(بلد، آیات ۱۷ و ۱۸)
رحمت و مهربانی باید به عنوان یک اصل در رفتار اجتماعی مدنظر قرار گیرد و در میان خویشان و دوستان این رویه به شدت عمل شود؛ زیرا روابط میان خویشان نیازمند رحمت فراگیر است و نمی توان بدون رحمت و مهربانی انسجام خویشان را حفظ کرد.(نساء، آیه ۱) خدا به مومنان هشدار می دهد که هر گونه قطع ارتباط و نامهربانی نسبت به خویشان پیامدهای ناگوار و ناخوشایند برای فرد و اجتماع دارد و می بایست از آن پرهیز کرد(نساء، آیه ۱)؛ زیرا  این آیه شریفه بر وجوب صله رحم دلالت دارد (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۶؛ التفسیر المنیر، ج ۴، ص ۲۲۴) که فوق مهربانى است.
در این میان والدین در جایگاه بسیار فوق‌العاده‌ای قرار دارند به طوری که باید رحمت و مهربانی نسبت به ایشان در سطح مکارم اخلاقی باشد که اوج رفتار اخلاقی نسبت به دیگری است.(اسراء، آیات ۲۳ و ۲۴) پس همان طوری که والدین همانند مرغ مادر، بالهایش را بر جوجه ها می گستراند، ما نیز باید  با چنین رحمت و مهربانی با آنان مواجه شویم.
از نظر قرآن هر چند که باید نسبت به دشمنان کینه‌توز شدت عمل و قاطعیت به خرج داد(فتح، آیه ۲۹)؛ اما این بدان معنا نیست که نسبت به بیگانگان و دیگرانی که از امت اسلام نیستند و آزارشان به مسلمانان نمی‌رسد، نامهربانی کرد، بلکه بهتر آن است تا در برابر بدی آنان نیکی کرد تا این گونه اتمام حجت شود و اگر با اتمام حجت باز همان رفتار زشت را تکرار کردند، بهتر آن است که بر اساس اصل قسط ، مقابله به مثل شود.(فصلت، آیه ۳۴؛ نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)
استفاده از ابزار مهربانى و شفقت، در رفتارهاى اجتماعى، ترغیبى الهى است؛ زیرا این گونه می‌توان به انسجام اجتماعی دست یافت.(آل عمران، آیه ۱۵۹) در حقیقت از نظر قرآن، مهربانى و شفقت، ابزار و وسیله‌اى براى جلب و انسجام و تجمع اجتماعی است.(همان)
همچنین اصلاحات اجتماعی و تغییر بنیادین مثبت آن منوط به تغییراتی در افراد اجتماع است که در روان و جانشان اتفاق می افتد.(رعد، آیه ۱۱) برای ایجاد چنین تغییرات مثبت در جانهای افراد اجتماع لازم است تا از رحمت و شفقت بهره گرفته شود و مردمان به سمت خیر و حق هدایت شوند. این گونه است که اصلاحات اجتماعی در سایه رحمت و مهربانی می تواند رقم بخورد.(بقره، آیه ۵۴؛ آل عمران، آیه ۱۵۹؛ یونس، آیات ۸۴ و ۸۵)
هدایت و تربیت در گرو رحمت
اگر بخواهیم دیگران را هدایت کرده و به صراط مستقیم دعوت کنیم، می بایست از رحمت بهره گیریم زیرا هدایت الهی پس از هبوط بر اساس رحمت الهی است و حتی خدا نبوت را به عنوان رحمت بیان کرده است.(زخرف، آیات ۲۱ و ۲۲)
بنابراین، مومنان اگر بخواهند دیگری را به حق یا ارزشی هدایت کنند، باید بر محور رحمت و مهربانی اقدام کنند(بقره، آیه ۵۴؛ آل عمران، آیه ۱۵۹؛ یونس، آیات ۸۴ و ۸۵)، چنانکه پیامبر(ص) این گونه عمل می کرد.(آل عمران، آیه ۱۵۹)
خدا در قرآن، تربیت افراد و ایجاد گرایش به امری را منوط به بهره گیری از رحمت  و مهربانی دانسته است. این بدان معناست که اگر کسی بخواهد دیگران را در مسیر درست هدایت و تربیت کند، باید از رحمت و مهربانی در سطح مناسبی برخوردار باشد. همراه کردن تدبیر و تربیت با مهربانى و عطوفت، امرى شایسته است و این گونه می توان امید به موفقیت در امر تربیت داشت(حمد، آیات ۲ و ۳)؛ زیرا آوردن دو صفت رحمان و رحیم به دنبال ربوبیّت بر هستى مى‌تواند برخاسته از این باشد که در تدبیر و تربیت، مهربانى لازم است.
کسانی که در جایگاه تربیت هستند در مقام موعظه بلکه نصیحت می‌باشند؛ زیرا می خواهند دیگران را به حق و ارزشی رهنمون کنند. اینان باید موعظه را با رحمت بیامیزند تا تاثیرگذار باشد(لقمان، آیات ۱۳ و ۱۶)؛ لقمان در چند فقره از آیات شریفه فرزندش را موعظه مى‌کند و هیچ اعتراضى از طرف فرزند ذکر نشده است. اینجا می توان دریافت که این مواعظ به منزله نصایح پذیرفته شده؛ یعنی چون لقمان با مهربانی، فرزندش را موعظه و نصیحت می‌کند، فرزند آن را می پذیرد.
اصولا با مهربانی و رحمت است که می‌توان دیگران بویژه فرزندان را تربیت کرد و در مسیر ربوبیت الهی و هدایت وحیانی تشریعی قرار داد تا هدایت تکوینی با تشریعی در فرزندان جمع شود تا جایی که فرزند به پای خویش حتی به قربانگاه آید و تیغ تیز خنجر را بر گلو بپذیرد.(هود، آیه ۴۲؛ یوسف، آیه ۵؛ لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۶، صافات، آیه ۱۰۲)
بنابراین می‌توان گفت که اظهار مهربانى و عطوفت، پیش از انتقاد و نصیحت، باعث تأثیرگذاری بیشتر انتقاد و موعظه و نصیحت می‌شود و شخص مخاطب واکنش منفی نسبت به نقد و موعظه و نصیحت از خود بروز نمی‌دهد، حتی اگر گوینده درخواستی چون قتل داشته باشد، شخص آن را می پذیرد و به تقابل نمی‌پردازد(بقره، آیه ۵۴)؛
به سخن دیگر، نفوذی که اهل رحمت در میان مردم کسب می کنند تا جایی است که ممکن است خود را آماده هر گونه جانفشانی کنند. البته همان طوری که خدا برخی از گناهکاران و خطاکاران را بخشید(همان)، انسان در مقام رحمت و در عرصه زندگی شخصی باید این گونه حتی از قصاص و مقابله به مثل دست بردارد و در برابر بدی دیگران نیکی کند.(یوسف، آیات ۹۱ و ۹۲)