ربانیون، خلفای الهی در هستی

بسم الله الرحمن الرحیم

ربانیون انسانهای الهی هستند که به سبب ارتباط تمام و کمال با «رب العالمین» در جایگاه خلافت الهی می توانند به عنوان مظهر «رب العالمین» به پروردگاری و ربوبیت بپردازند که بسیار بالاتر از «تربیت» است که ناظر به امور ظاهری ابتدایی است. از همین روست که ربانیون در مقام «معلم و مزکی» تصرفات تکوینی را در دیگران می کنند که موجب تغییر و تحویل، بلکه تبدیل اساسی در «مربوب» می شود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر امر معنوی چون ایمان و تقوا و ربوبیت دارای درجات و مراتب متعددی است که از این سطوح به دلیل فرق فاحش، به عنوان مراتب تشکیکی یاد می شود؛ زیرا گویی میان مرتبه پایین با مرتبه بالا هیچ سنخیت و تناسبی نیست؛ در حالی که همه این مراتب و درجات، مظاهر تنزلی یک حقیقت است.

نویسنده در این مطلب برآن است که حقیقت ربوبیت انسانهای ربانی را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فرق میان ربوبیت و تربیت

واژه ربوبیت از «ربب» به معنای پرورش و رشد و نمو کامل از همه ابعاد در تمامیت آن است. ربوبیت برای کسی است که مالک حقیقی چیزی باشد و بتواند تصرفات باطنی داشته باشد؛ چنان که خدای رب العالمین این گونه است. هم چنین این تصرفات در قالب نوعی « حـضانت» انجام می شود که بیانگر ولایت کامل چیزی بر چیزی است. از همین رو می توان گفت که ربوبیت متضمن رشد، نمو، مالکیت، ولایت، ایجاد فرآیندی، سوق دادن چیزی  به سوی کمال، رفع نواقص، رفع عیوب، تمامیت یابی چیز و تدبیر آن است.(نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، العین، مجمع البحرین، ذیل واژه ربب)

نویسنده التحقیق فی کلمات القرآن الکریم می نویسد: واژه ربّ ، گرایش دادن یک چیز به سمت کمال و از میان بردن نقایص آن است؛ گاه از طریق کاستن و پیراستن و زمانی از راه افزودن و آراستن. این کمال بخشی گاه در امور ذاتی و گاه در امـور          عرضی است و زمانی در اعتقادات و معارف است و لختی در صـفات و اعمـال و آداب و اخلاق و علوم  است… این ربوبیت و کمـال بخـشی بـه تناسـب مـوارد مختلف، با تعابیر گوناگونی ماننـد اصـلاح، اِنعـام، تـدبیر، سیاسـت  کردن و به اتمام رساندن صورت می گیرد، و .. اگـر معنـای اصـلی کمالبخشی باشد، پس دیگر معانی دیگر  مانند مالکیت، مـصاحبت،  سـیادت، قیمومـت، فزونـی، ثمردهـی، برتـری،  تعلیم، تغذیه و امثال این معانی، در شمار معانی ثانوی و از لوازم معنای اصـلی بـه  حساب می آید.

اما تربیت از ریشه «ربو»، در مورد هر چیزی که به کار  رود، به معنای زیاد شدن و فزونی یافتن، تغذیه کردن، نشأت یافتن و رشد کردن آن، نیز پر شدگی  و غنای درونی و ذاتی یک چیز باشد که در نتیجه آن غنا و پر شـدگی، فضل و فزونی حاصل آید.

ربانیون از امامان، مظاهر اتمّ رب العالمین

خدا در قرآن از ربانیون یاد می کند و در توصیف آنان می فرماید: مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَادًا لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَبِمَا کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ ؛ هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد، سپس او به مردم بگوید: به جاى خدا بندگان من باشید، بلکه باید بگوید: به سبب آنکه کتاب آسمانى تعلیم مى‏ دادید و از آن رو که درس مى‏ خواندید، ربانیون باشید.(آل عمران آیه ۷۹)

اهل لغت بر این باورند که «ربّانیّون»، جمع رَبّانى، به کسى گفته مى شود که خدا را عبادت کند (لسان العرب، ج ۵، ص ۹۸، «ربب»)، اما اهل تفسیر بر این باورند که رِبّى و ربّانی به معنای اختصاص خود به ربّ و عدم اشتغال به غیر ربّ است.(المیزان، ج ۴، ص ۴۰.) پس کسی که زندگی خویش را وقف ربّ کرده با «یاء» نسبت به «ربّ» نیست داده می شود. در آیات قرآنی، گاه به جای ربّانی ، از واژه ربّی استفاده شده است. علامه طباطبایی بر این باور که « ربّى »  (آل عمران، آیه ۴۸) با ربّانى و ربّانیّون به یک معنا است.( المیزان، ج ۴، ص ۴۰)

البته ربّی و ربّیّون هر چند که در نسبت به «رب» یکسان است، ولی در شدت انتساب یکسان نیست؛ زیرا «زیاده المبانی تدل علی زیاده المعانی» به این معنا که هر چه حروف افزایش می یابد، به همان میزان معنا تشدید و زیادت می شود؛ پس شدت انتساب در «ربّی» کم تر از «ربّانی» است. به این معنا که انسانی که در سطح ربانی قرار می  گیرد، از نظر درجه و رتبه انتساب به خدا، قوی تر و محکم تر از «ربی» است. بر این اساس اگر، بپذیریم که ربی و ربانی به معنای اختصاص نفس انسانی به ربّ باشد، ربّانی از ربّی  در این انتساب قوی تر است و ربّانی در سطح عالی با ربوبیت الهی ارتباط دارد و از آن مقام بیش تر بهره مند شده است.

با نگاهی به آیات قرآنی دانسته می شود که شخصی که با صفت و اسم «ربّ العالمین» ارتباط پیدا کرده است، آن صفت و اسم در آن ظهور می یابد؛ زیرا از نظر قرآن، همه انسان ها بلکه همه آفریده های الهی مظاهرانوار صفات الهی هستند(نور، آیه ۳۵)؛ پس کسی که مظهریت ربوبیت را یافته است، از این صفت الهی و نورانیت آن بهره مند شده است.

از نظر قرآن جایگاه و مقام هر آفریده ای نسبت به «الله» به میزان بهره مندی و ظرفیت وجودی و قدری آن آفریده از صفات و اسماء الله است؛ از همین روست که انسان به عنوان کسی که روح الهی در او دمیده شده(حجر، آیه ۱۵) از همه اسماء الله و صفات الهی برخوردار شده(بقره، آیه ۳۱) و قابلیت این را یافته است تا در جایگاه خلیفه الله قرار گیرد.(بقره، آیه ۳۰)

البته همه انسان ها به شکل بالقوه دارای این صفات هستند؛ زیرا لازم است تا با عبودیت از طریق صراط مستقیم اسلام فطری و تشریعی آن را اظهار کنند.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۱۳۸) پس هر گاه این صفات الهی در انسان با اسباب مناسب اظهار شد، شخص به عنوان «متاله» و رنگ خدایی گرفته (بقره، آیه ۱۳۸) در مقام خلافت الهی قرار می گیرد و می تواند به عنوان مظهریت در ربوبیت در کائنات تصرفات تکوینی داشته و آنها را به کمال بایسته و شایسته آنها برساند.

از نظر قرآن، ربانیون که در سطح عالی ربوبیت به سبب مظهریت در صفات الهی برخوردار هستند می توانند در مقام مظهریت رب العالمین در هستی تصرف کنند. اینان کسانی هستند که در مقام «احسان» قرار گرفته اند(بقره، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸) که خود احسان دارای درجاتی است مهم ترین آنها احسان عفوی و احسان اکرامی است بازتابی از رشد کمالی شخص در «رویت» خدا به بصیرت قلبی است؛ زیرا بر اساس تفسیر روایی، حقیقت احسان همان بندگی براساس رویت است؛ چنان که از پیامبر(ص) پرسیدند: ما الاحسان؟ احسان چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: الإحسان أن تَعبد الله کأنّک تراه فإن لم تکن تراه فإنّه یراک؛ احسان این است که خداوند را به گونه ای عبادت کنی که گویی او تو را می بیند. پس هر چند که تو او را نبینی ولی بدانی که او تو را می بیند.( ر.ک: بحارالأنوار، ج۶۷، ص۱۹۶ و ۲۱۹؛  الصحیح ،البخاری، ج۶، ص۲۰)

بالاتر از این مقام احسان همان مقام قطع و کشفی است که برای امیرمومنان علی(ع) و اولیای معصوم(ع) است. حضرت امیرمومنان علی(ع) فرمود: ما کنت أعبد ربّاً لم أره؛ پروردگاری را که نمی بینم عبادت نمی کنم.( الکافی، ج۱، ص۹۸ و ۱۳۸)

بر این اساس، ربانیون در مقام احسان عفوی در سطح «کانک تراه» و در مقام احسان اکرامی در سطح « ما کنت أعبد ربّاً لم أره» هستند. البته در برخی از مباحث عرفانی از این دو مقام به مقام قرب الفرائض و قرب النوافل نیز تعبیر می شود. به هر حال، ربانیون کسانی هستند که در مسیر مظهریت به جایگاه عالی رسیده اند  که برتر از آن مقام نیست.

البته باید توجه داشت که ربانیون غیر از فضلیت احسان، دارای فضایل دیگری نیز هستند که جمله آنها صبر و استقامت در اعتقاد و عمل هم چون ثبات قدم و جهاد فی سبیل الله است.(آل عمران، آیه ۱۴۶) از همین روست که جایگاه ایشان از احبار به معنای دانشمندان دینی بالاتراست(مائده، آیه ۴۴)؛ زیرا آنان خود حقیقت علم نوری هستند و بهره مندی آنان از کتاب الله، هم چون بهره مندی پیامبران به شکل نوری و علم حضوری و نوری خواهد بود. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که آن حضرت پس از تلاوت آیه فوق فرمود «فهذه الائمّه دون الانبیاء الّذین یربون النّاس بعلمهم و امّا الاحبار فهم العلماء دون الرّبانیّین … .» (تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۳۲۳، ح ۱۱۹)

پس می توان گفت که ربانیون همان کسانی هستند که از نظر مقامات به سطح امامان معصوم(ع) رسیده اند؛ زیرا اگر مصداق اتم واکمل ربانیون امامان معصوم(ع) هستند، عالمانی که از علم نوری الهی بهره مند شده اند تالی تلو ایشان قرار می گیرند.

بر این اساس نمی توان ربانیون را چون دانشمندان و احبار دانست؛ زیرا آنان مظاهر اتم و اکمل رب العالمین هستند. شکی نیست که این مظاهر اتم و اکمل در مرتبه نخست امامان معصوم(ع) و در مرتبه پس از ایشان، همان شاگردانی هستند که بهره مند از ولایت نوری آنان شده اند.

البته پذیرش مظهریت در ربوبیت و پروردگاری به معنای پذیرش الوهیت انان نیست، بلکه مالوه و معبود فقط خداست، ازهمین روست که امام صادق(ع) می فرماید: یا إسماعیلُ ، ضَع لی فِی المُتَوَضَّاَ ماءً ، فَقُمتُ فَوَضَعتُ لَهُ ، فَدَخَلَ ، فَقُلتُ فی نَفسی : أنَا أقولُ فیهِ کَذا وکَذا ویَدخُلُ المُتَوَضَّأَ یَتَوَضَّأُ ! فَلَم یَلبَث أن خَرَجَ ، فَقالَ : یا إسماعیلُ لا تَرفَعِ البِناءَ فَوقَ طاقَتِهِ فَیَنهَدِمَ ، اِجعَلونا مَخلوقینَ وقولوا بِنا ما شِئتُم؛ «ای اسماعیل! در وضوخانه برایم آب بگذار» . من برخاستم و آب گذاشتم . امام علیه السلام رفت که وضو بگیرد . با خودم گفتم : من در باره او چنین و چنان می گویم و او به وضوخانه می رود و وضو می گیرد! لختی بعد ، ایشان بیرون آمد و فرمود : «ای اسماعیل! ساختمان را بیش از طاقتش بالا مبر که ویران می شود . ما را مخلوق بدانید و آن گاه هر چه خواستید ، در باره ما بگویید» . (بصائر الدرجات ، ص ۲۳۶ ح ۵؛ بحار الأنوار، ج ۲۵ ص ۲۷۹ ح ۲۲ )

هم چنین می فرماید: لا تَتَجاوَزوا بِنَا العُبودِیَّهَ ، ثُمَّ قولوا ما شِئتُم ولَن تبلُغوا؛ :ما را از مرز بندگی فراتر نبرید . آن گاه هر چه خواستید ، [در فضیلت ما ]بگویید که باز هم کم گفته اید [و حقّ مطلب را ادا نکرده اید].( الاحتجاج ، ج ۲ ص ۴۵۳ ح ۳۱۴ ؛ بحار الأنوار، ج ۴ ص ۳۰۳ ح ۳۱ )

البته آن امام خود درباره حقیقت عبودیت می فرماید: العُبودِیَّهُ جَوهَرَهٌ کُنهُها الرُّبوبیّهُ، فَما فُقِدَ فی العُبودیّهِ وُجِدَ فی الرُّبوبیّهِ، و ما خَفِیَ عَنِ الرُّبوبیّهِ اُصیبَ فی العُبودیّهِ ؛ عبودیّت گوهرى است که باطن آن ربوبیّت است؛ پس، آنچه در عبودیت یافت نشود ، در ربوبیّت یافت گردد و آنچه از ربوبیت مخفى بماند ، در عبودیّت به دست آید.( مصباح الشریعه ، ص ۵۳۶.)

چنین افرادی بر اساس حدیث قدسی از تصرفات در کائنات به عنوان مظاهر الهی برخوردار هستند؛ چنان که درحدیث قدسی می آمده است: رُویَ أنَّ اللّه َ تَعالى یَقولُ فی بَعضِ کُتُبِهِ : یَا بنَ آدمَ، أنا حَیٌّ لا أمُوتُ، أطِعنی فیما أمَرتُکَ أجعَلْکَ حَیّا لا تَموتُ . یَا بنَ آدمَ، أنا أقولُ لِلشَّیءِ : کُنْ فَیَکونُ، أطِعنی فیما أمَرتُکَ أجعَلْکَ تَقولُ لِلشَّیءِ : کُنْ فَیَکونُ ؛ روایت شده که خداوند عزّ و جلّ در یکى از کتابهاى خود مى فرماید: اى فرزند آدم! من زنده اى هستم که هرگز نمى میرم؛ از فرمانهاى من اطاعت کن تا تو را زنده اى قرار دهم که هرگز نمیرى. اى فرزند آدم! من به هر چه بگویم: هست شو، هست مى شود ؛ از فرمانهاى من اطاعت کن تا تو را چنان قرار دهم که به هر چه بگویى: هست شو، هست شود.( إرشاد القلوب ، ص ۷۵ )

به نظر می رسد که ربانی در سطوح پایین ؛ یعنی ربیون، همان متاثران از ربوبیت مستقیم امامان معصوم(ع) هستند که از عنصر شیعه بودن حقیقی بهره مند هستند؛ چنان که امام صادق(ع) می فرماید: إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَنَا مِنْ فَوْقِ ذَلِکَ وَ خَلَقَ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا مِنْ عِلِّیِّینَ وَ خَلَقَ أَجْسَادَهُمْ مِنْ دُونِ ذَلِکَ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ اَلْقَرَابَهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ تَحِنُّ إِلَیْنَا؛ خدا ما را از علیین آفرید و ارواح ما را از بالاتر آن آفرید و ارواح شیعیان ما را از علیین آفرید و پیکرشان را از پایین آن آفرید، پس قرابت میان ما و آنها از این جهت است و دلهای ایشان مشتاق ماست.( الکافی ، چاپ الإسلامیه، ج ۱، ص ۳۸۹)

از نظر قرآن، از مهم ترین تکالیف الهی برای پیامبران این است که مردم را به این حقیقت کمالی دعوت کنند که آنان ربانیون و از مظاهر ربوبیت الهی شوند که کمال تمامی برای انسان است؛ زیرا این گونه می توانند در مقام مظهریت به عنوان خلیفه الله عمل کنند.(آل عمران، آیه ۷۹)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ربانیون و ربیون خود از جلوه احسان الهی و محبوبان خدا هستند(آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸) از همین روست که با پیامبران در مقام مجاهدت قرار می گیرند و مسئولیت هایی را به عنوان دارند که در ادامه می آید. هم چنین از این آیات بر می آید ربانیون دارای مقام اجابت دعا هستند. آنان که در مقام جهاد و صبر و استقامت و اعتدال و دوری از اسراف به کمال رسیده اند و هم چون پیامبران از جمله پیامبر مکرم اسلام(فتح، آیات ۱ و ۲) ازغفران الهی بهره مند می شوند. (آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸)

وظایف و تکالیف ربانیون و ربیون

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، ربانیون دارای تکالیف الهی هستند که به سبب اتصال مستقیم ایشان با ربوبیت الهی و مظهریت در آن بر می آید. یکی از مهم ترین وظایف و تکالیف آنان این است که براساس نور الهی حکومت و قضاوت کنند؛ چنان که پیامبران این گونه عمل می کنند. خدا درباره وظایف و تکالیف همسان پیامبران برای ربانیون می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاهَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَکَانُوا عَلَیْهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ ؛ ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم پیامبرانى که تسلیم [فرمان خدا] بودند، به موجب آن براى یهود داورى می کردند و [همچنین] ربانیون و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‏ اند آنان خود کافرانند.(مائده، آیه ۴۴)

از این آیه به دست می آید که مقامات و مناصب پیامبران برای ربانیون نیز است؛ زیرا مقام ولایت و امامت برای آنان نیز به عنوان مظاهر اتم الهی در ربوبیت وجود دارد و آنان نیز می توانند در عالم هستی تصرفات تکوینی داشته باشند.

هم چنین از آیه به دست می آید که نقش اصلی پیامبران و امامان معصوم(ع) به عنوان ربانیون، انذار و هشدار به مردم نسبت به حقایق است.

هم چنین از نظر قرآن، ربّانیّون و احبار، گواهان و شاهدان حقّانیّت کتب الهی و بیان کنندگان حقایق آن هستند که مسئولیت بس عظیم از سوی خدا به عنوان حاملان حقایق الهی است.

از نظر قرآن مهم ترین مسئولیت ربانیون تعلیم تصرفی و ایجاد علوم نوری حضوری درافراد است؛ زیرا همان طوری که پیامبران ربانیون را به تعلیم الهی و تصرفات تکوینی پرورش می دهند، ایشان نیز مسئولیتی چنین به عهده دارند، چرا که خدا درباره مقام ربانیون فرموده است: خدا در قرآن از ربانیون یاد می کند و در توصیف آنان می فرماید: مَا کَانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِبَادًا لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِمَا کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتَابَ وَبِمَا کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ ؛ هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد، سپس او به مردم بگوید: به جاى خدا بندگان من باشید، بلکه باید بگوید: به سبب آنکه کتاب آسمانى تعلیم مى‏ دادید و از آن رو که درس مى‏ خواندید، ربانیون باشید.(آل عمران آیه ۷۹)

البته آنان هم علوم وراثتی دارند و هم علوم دراستی؛ یعنی هم خدا آنان را با حقایق کتب الهی به ویژه علوم قرآن به شکل تعلیم لدنی آگاه می کند و هم از طریق علوم درسی با این کتاب وصل می کند.

از نظر قرآن، مسئولیت آنان در همه امور از جمله بیان احکام نیز مطرح است؛ زیرا ولایت آنان ادامه و استمرار ولایت پیامبران است که شامل امر قضاوت و تبلیغ دین و امر و نهی است. خدا درجایی دیگر از قرآن درباره این مسئولیت و تکلیف الهی ربانیون نیز می فرماید: لَوْلَا یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ؛ چرا ربانیون و دانشمندان را از گفتار گناه آلود و حرامخوارگی‏شان باز نمى دارند! راستى چه بد است آنچه انجام مى‏ دادند.(مائده، آیه ۶۳)

از این آیه به دست می آید که ربانیون همانند پیامبران می بایست در باره زشتکاری ها و منکرات سکوت نکنند و جلوی حرام خواری و سخنان گناه آلود را بگیرند که این نیز خود نوعی ولایت برای آنان است.

خدا در قرآن بیان می کند که این محبوبان الهی که در مقام محسنین قرار دارند، در مقام علم و عمل مسئولیت هایی دارند که شامل مجاهدت تمام در کنار پیامبران بدون کم ترین کوتاهی است؛ خدا می فرماید: کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ؛ وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ ؛ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَهِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ؛ و چه بسیار پیامبرانى که همراه او توده ‏هاى انبوه کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید سستى نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم دشمن] نگردیدند و خداوند شکیبایان را دوست دارد؛ و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا ذنوب ما و زیاده‏ روى ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یارى ده ؛ پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸)

باید توجه داشت که ذنوب به معنای پیامدهای هر عملی است و گناه را به سبب پیامدها و دنباله هایش ذنب گفته اند. بنابراین، ذنوب فقط گناه نیست، بلکه می تواند شامل هر پیامدی باشد که برای عملی است؛ از همین روست که خدا درباره آثار و پیامدهای فتح می فرماید که ما به گونه ای عمل می کنیم که آثار و پیامدهای ناخوشایندش گریبانگیر پیامبر(ص) نباشد.(فتح، آیات ۱ و ۲)