راه های کسب نورانیت قلبی

آزادگی

بسم الله الرحمن الرحیم

نور بازتاب روشنایی از منبع ضوء و ضیاء است. از این روست که قرآن، خورشید را به عنوان منبع ضیاء و روشنایی و ماه را به عنوان بازتاب دهنده آن مطرح است و می فرماید: هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا ؛ اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد.(یونس، آیه ۵) از همین روست که خدا خورشید را به عنوان سراج و چراغ یعنی منبع ضوء و روشنایی دانسته که ماه از آن بهره گرفته و خود نورانی می شود.(نوح، آیه ۱۶)

از نظر قرآن، خدا در مقام احدیت «هو» همانند خورشید عمل می کند و «ضوء» و روشنایی را به مقام واحدیت «الله» می فرستد که ماه هستی است و «الله» تابان می شود و این نور «الله» است که همه هستی را روشن می کند؛ زیرا هستی توان این را ندارد تا مستقیم از «ضوء» و روشنایی خورشیدی «هو» احدیت بهره مند شود؛ بلکه این روشنایی و ضوء می بایست تنزل یافته و به «الله» بتابد و از آن جا به هستی بتابد و هستی را روشن کند؛ پس آن چه هستی را روشن کرده خورشید احدیت «هو» با استفاده از ماه واحدیت «الله» است. از همین روست که خدا می فرماید: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ؛ الله نور آسمانها و زمین است؛ مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‏ اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‏ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى ‏شود؛ نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد؛ روشنى بر روى روشنى است؛‏ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى ‏کند؛ و این مثلها را خدا براى مردم مى‏ زند و خدا به هر چیزى داناست.(نور، آیه ۳۵)

از این آیه به دست می آید که همان نور الله نیز با تنزلات متعددی تجلی می کند؛ زیرا تجلی مستقیم به سبب عدم ظرفیت موجودات، نابودگر است و موجودات ظرفیت مواجه مستقیم در مراتب عالی آن را ندارند، بلکه با واسطه هایی چون چراغدان و شیشه و مانند آن ها است که این نور تنزل یافته موجودات را نورانی می کند و به آن ها وجود می بخشد.

از نظر قرآن، تنها برخی از آفریده های الهی است که توانایی مواجه با نورانیت مستقیم «الله» بلکه حتی روشنایی ضیاء خورشید احدیت را دارا هستند که از جمله آن ها مقام هویت محمدی(ص) است که در مقام «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى؛ سپس نزدیک شد پس تدلی کرد. پس فاصله اش به اندازه طول قاب قوسین کمان یا کم تر از آن نزدیک شد.(نجم، آیات ۸ و ۹) در کم ترین فاصله با آن حقیقت واسطه فیض الهی بر هستی است.

بنابراین، وقتی از نور و نورانیت سخن به میان می آید، به معنای بهره مندی از حقیقتی است که هستی را معنا می بخشد و در حقیقت ظهور حقیقت الله و تجلی صفات و اسمای او است. سخن از نور، در حقیقت سخن از هر چیزی است که تجلیات و مظاهر الهی شمرده می شود؛ و شکی نیست که در هستی چیزی جز تجلیات و مظاهر الهی وجود ندارد.

اما پرسش این است که اگر همه از جمله انسان ها به نور الهی روشن شده و وجود وهستی یافته اند، دیگر کسب نورانیت چه معنا خواهد داشت؟ در پاسخ باید گفت: ممکن است مراد آن باشد که با ظرفیت بخشی اختیاری و ارادی خود بتوانیم از نورانیت بیش تری برخوردار شویم یا آن که نورانیت ما جامع و کامل باشد. به سخن دیگر، گاه مراد افزایش کمی نورانیت است و گاه دیگر مراد افزایش کیفیت نورانیت است.

به سخن دیگر، مراد این است که گاه باید خود را به جایی برسانیم که همه صفات و اسمایی الهی را دارا شویم و از نورانیت همه حقیقت الله و مظاهر اسمایی آن بهره مند شویم، یا آن که مراد آن است که با افزایش ظرفیت ارادی و اختیاری خود، درجات و مراتب عالی نورانیت را کسب کنیم؛ زیرا حقایق معنوی از جمله نور دارای مراتب تشکیکی و درجات بسیاری است که گاه چنان فاصله میان درجات است که انسان گمان می کند درجه پایین اصولا حقیقتی دیگر است و نور تنها نسبت به مراتب عالی صادق و درست است. پس بیان راه های کسب نورانیت برای دارنده آن، به معنای کسب افزایشی کمی یا کیفی نورانیت است.

اهمیت و ارزش روشنایی و نور

از نظر قرآن، همه اقسام و مصادیق نور از مادی و معنوی از اهمیت و ارزش بسیاری برخوردار است. به عنوان نمونه روشنایی خورشید و نورانیت ماه در زندگی انسان بسیار مفید و سازنده است، به طوری که خدا به صراحت در آیات قرآنی از نقش تعیین‌کننده نور شبانه ماه و روشنایى روانه خورشید به عنوان منابع نور و روشنایی مادی در زندگى بشر سخن به میان آورده است ، به گونه ای که فقدان آن ها نابودی زندگی بشر در دنیا را به دنبال خواهد داشت.(قصص، آیات ۷۱ تا ۷۳)

در کنار نور و روشنایی مادی، نور و روشنایی معنوی هم چون اسلام و ایمان و قرآن، نیز نقش اساسی و بسیار حیات بخش را برای زندگی دنیوی و اخروی انسان باز می کند؛ زیرا موجب حیات معنوی بشر در کنار حیات مادی او می شود و نورانیتی به قلوب مردمان می بخشد. از همین روست که خدا آموزه های وحیانی تورات و انجیل و قرآن را به عنوان «نور» یاد می کند که قلوب بشریت را روشن می کند.(مائده، آیه ۱۵؛ نساء، آیه ۱۷۴؛ شوری، آیه ۵۲؛ انعام، آیه ۹۱)

نور معنوی از نظر قرآن، مایه حقیقی حیات انسانی است؛ زیرا اگر همه هستی از جمله خورشید و ماه به عنوان منبع ضوء و نور مادی ، خود بازتابی از نورانیت مقام الوهیت واحدیت و یگانگی است؛ انسان به عنوان مظهر «الله» دارنده همه صفات و اسمای الهی است. بنابراین، بهره مندی انسان از نور معنوی بیش از هر موجودی دیگر است؛ زیرا انسان به سبب دارا بودن اراده و اختیار ازاین حق انتخاب برخوردار است تا چه اندازه می خواهد مظهر جامع و تمام همه صفات الهی باشد؟

به سخن دیگر، از نظر قرآن، انسان موجودی است که به سبب دو امر اراده و جامعیت در ظهور اسمایی می بایست خود به اختیارش همه دارایی های خویش را به فعلیت و ظهور برساند و به عنوان مظهر الهی در مقام خلافت قرار گیرد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹) به نظر قرآن، تنها راه رسیدن به چنین مظهریتی و فعلیت رسانی اسماء و صفات سرشته در ذات انسانی، چیزی جز عبودیت در چارچوب صراط مستقیم اسلام و شریعت آن نیست که همه پیامبران در شرایع گوناگون به آن دعوت می کردند(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱؛ آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ شوری، آیه ۱۳)؛ زیرا نورانیت معنوی افزون بر این که در همه دل ها و قلوب آدمی است؛ اما نیازمند تقویت و فروزانی آن با نورانیت کتب آسمانی و روح ایمانی است که از طریق آیات الهی تدوینی به انسان می رسد.(مائده، آیه ۱۵؛ نساء، آیه ۱۷۴؛ شوری، آیه ۵۲؛ انعام، آیه ۹۱)

از نظر قرآن، حقیقت حیات طیب و معنوی، بهره مندی از چنین نورانیتی است. تنها کسانی از این نورانیت بهره مند می شود، بر نورانیت فطری خویش باقی مانده و به آن هدایت تشریعی ایمان بیاورند.(بقره، آیات ۲ و ۳ و ۳۷؛ انعام، آیه ۱۲۲) اما کسانی که ایمان به خدا نمی آورند آن نورانیت فطری خود را دسیسه و دفن می کنند و فتیله آن را چنان پایین می آورند که نزدیک به خاموشی است(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و این گونه است که ایشان در ظلمات می روند.(انعام، آیه ۱۲۲)

در این میان برخی از کافران بر این هستند تا از این نورانیت بهره گیرند و سوء استفاده کنند؛ این دسته که در اصطلاح قرآنی منافقان هستند، از نورانیت معنوی و ایمانی بهره نمی برند؛ هر چند که در دنیا و آخرت طمع دارند و گمان می کنند به سبب ظاهر اسلامی خودشان مستحق این نورانیت هستند(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳)؛ اما هرگز از حقیقت این نورانیت ایمانی بهره مند نمی شوند. از نظر قرآن، استفاده لحظه‌اى منافقان از قرآن و اسلام، همانند استفاده لحظه‌اى انسان از نور رعد و برق در تاریکیها است که هیچ سودی برای آنان نخواهد داشت.(بقره، آیات ۱۷ و ۲۰)

انسانی که بتواند خود را در اسفل سافلین خاکی زمین(تین، آیه ۵) با اعمال عبادی شریعت نورانی کند، این نورانیت به تن خاکی او نیز می رسد و دل او هم چون شیشه شفاف می شود؛ زیرا ظرفیت شیشه برای انعکاس نور بیش تر از هر چیزی دیگر است.(نور، آیه ۳۵) این گونه است که در قیامت نیز بدنی شیشه ای از جنسی شبیه لولو و مرجان و مروارید و یاقوت خواهند داشت که جنس اصلی همسران بهشتی آنان است.(صافات، آیه ۴۹؛ طور، آیه ۲۴؛ واقعه، آیه ۲۳؛ الرحمن، آیه ۵۸)

آثار نورانیت معنوی و ایمانی

برای درک اهمیت و ارزش بیش تر نورانیت ایمانی و معنوی بهتر است تا آثار آن از نظر قرآن تبیین شود. از نظر قرآن، نورانیت معنوی و ایمانی دارای آثاری است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. مراقبت از اعمال: از نظر قرآن، هر کسی نور ایمان و قرآن بهره مند شود، هماره مراقب است تا اعمال خویش را به درستی انجام دهد؛ زیرا نور ایمان حقایق را روشن می کند و انسان می تواند در سایه آن آثار حقایق و مشکلات باطل و فتنه ها را ببیند و به سمت آنها نرود؛ زیرا هر باطل و فتنه ای انسان را در ظلمتی فرو می برد و آثار نورانیت قلبی را کاهش می دهد. مومن از همین رو، در چشم انداز چنین نورانیتی هماره مراقب اعمال خویش است.(تغابن، آیات ۷ و ۸)
  2. اعتقاد به قیامت: کسی که از نورانیت قرآن و ایمان بهره مند می شود، نسبت به ملکوت و غیب نیز آگاهی یافته و همین آگاهی موجب می شود تا نسبت به قیامت ایمان بیاورد و زندگی خویش را در راستای قیامت سامان دهی کند و تنها به حقایق مادی و محسوس و مشهود دنیا بسنده نکند.(تغابن، آیات ۷ و ۸)
  3. درخشش و فروزانی: یکی از آثار و ویژگی های نورانیت ایمانی آن است که همانند آذرخش بسیار فروزان و نورانی است به طور که چشمان در تاریکی را خیره می کند.(بقره، آیه ۲۰) باید توجه داشت که این آیه شریفه درباره وضع و حال منافقان است. منافق آنگاه که در اسلام آسایش، آرامش و رفاه در زندگى را مشاهده مى‌کند به مؤمنان مى‌گوید: ما با شما هستیم و آنگاه که به او سختى مى‌رسد صبر ندارد و به عاقبتش امیدوار نمى‌شود. (جامع البیان، ج ۱، ص ۱۵۵) در این آیه بیان شده که چگونه نورانیت اسلام برای منافقان مانده در تاریکی کفر و ظلمت خیره کننده و بسیار فروزان هم چون آذرخش و برق است.
  4. حیات واقعی: حال مؤمن و بهره‌مندى او از نور ایمان، مانند زنده شدن به حیات واقعى است(انعام، آیه ۱۲۲)؛ زیرا مراد از «ظلمات» کفر و مراد از «نور» ایمان است. (جامع البیان، ج ۲۲، ص ۸۵؛ بحر العلوم، ج ۳، ص ۱۰۵)
  5. اجتناب از اطاعت کافران: برخوردارى مؤمنان از نور ایمان، بازدارنده آنان از اطاعت مشرکان و گمراهان است.(انعام، آیات ۱۲۱ و ۱۲۲)
  6. شناخت حقایق و سود و زیان: نور ایمان در انسان، سبب شناخت حقایق از جمله سود و زیان در میان مردم است.(همان)
  7. رهایی از ظلمات: کفر ظلماتی است که فوق هم قرار می گیرد و انسان را چنان در بردارد که راهی برای فرار نیست؛ در چنین موقعیتی در اسفل السافلین نور هدایت الهی(بقره، آیه ۳۷) فضایی را برای انسان روشن می کند که می تواند از ظلمات برای همیشه رها شود؛ از نظر قرآن، نور ایمان، نجات بخش انسان از ظلمات کفر است.(انعام، آیه ۱۲۲)
  8. برتری و فضلیت: از نظر قرآن، دارندگان نور ایمان از برتری و فضلیت نسبت به دیگران برخوردارند؛ از همین روست که در قرآن از یکسان نبودن جایگاهِ دارندگان نور ایمان، با محرومان از آن سخن به میان آمده است.(همان؛ رعد، آیه ۱۶)
  9. روشنگر حرکت صحیح: نور ایمان، روشنگر مسیر صحیح حرکت و افکار انسان در جامعه به سوی سعادت و کمال ابدی است.(انعام، آیه ۱۲۲؛ حدید، آیه ۲۸) در حقیقت آیه شریفه، مثلى است براى مؤمن و کافر، که اگر انسان موفق به ایمان شد مورد رضایت پروردگار قرار گرفته، مانند کسى است که خداوند او را زنده مى‌کند و نورى به او مى‌دهد که با آن نور مى‌تواند هرجا بخواهد برود و در پرتو آن نور راه خود را از چاه و خیرش را از شر و نفعش را از ضرر تمیز دهد. (المیزان، ج ۷، ص ۳۳۶)
  10. روشنایی هدایت بخش: نور ایمان، موجب روشنایى و هدایتگرى انسان به سوی کمالات و مظهریت در اسمای الهی است.(بقره، آیه ۲۵۷؛ ابراهیم، آیه ۱؛ احزاب، آیه ۴۳؛ شوری، آیه ۵۲؛ حدید، آیه ۹؛ طلاق، آیه ۱۱؛ نگاه کنید: جامع البیان، ج ۸، جزء ۱۳، ص ۱۷۹؛ ج ۱۴، جزء ۲۸، ص ۱۵۲؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸، ص ۴۷۰؛ ج ۹ – ۱۰، ص ۵۰)
  11. حکمت: از نظر قرآن ایمان، وسیله کسب نور حکمت است که آن خیر کثیر است(انعام، آیه ۱۲۲)؛ زیرا بنابر قولى، مقصود از نور در آیه، حکمت است. (التفسیر الکبیر، ج ۵، جزء ۱۳، ص ۱۳۳)
  12. رشد و کمال: ایمان و تقوای الهی، انسان را از نور خداوند بهره‌مند که آن نور براى پیمودن راه کمال ورشد بسیار اساسی و نقش آفرین است.(حدید، آیه ۲۸)
  13. شناخت ربوبیت الهی: شناخت ربوبیت پروردگار، از مصادیق کامل نور و بهره مندی از آن است.(رعد، آیه ۱۶)
  14. صراط مستقیم: نیل به صراط مستقیم خداوند عزیز و حمید، از مصادیق نور است.(ابراهیم، آیه ۱)
  15. هدایت پاداشی کامل: علم نورى الهی موجب هدایت انسان به طریق کامل بندگی است.(انعام، آیه ۱۲۲؛ احزاب، آیه ۴۳) گفتنی است که بنابر احتمالى، مراد از «نور» در آیه انعام، همان علم است که در برابر جهل و ظلمت است و به وسیله آن انسان هدایت مى‌شود. (مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۴۴۷) مراد از نور، در آیه احزاب نیز همان شناخت و علم و معرفت است، به طوری طبیعی هم مقابل آن ظلمت چیزی جز جهل نیست. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸، ص ۴۷۰)
  16. رستگاری: کسی که از نور هدایتی قرآن بهره مند است به طور طبیعی رستگار است.(اعراف، آیه ۱۵۷)
  17. افشاگر کتمان: نور ایمانی قرآنی همان طوری که حقایق را روشن می کند، افشاگر حقایقی است که کتمان شده است.(مائده، آیه ۱۵)
  18. راه سلامت: نور ایمان ، راه سلامت انسان در ظلمات دنیا و اسفل السافلین است.(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶)
  19. راهگشا در قیامت: نور ایمان همان طوری که انسان را در دنیا در صراط مستقیم سلامت نگه می دارد، در آخرت نیز راهگشای انسان است.(حدید، آیه ۲۸؛ مائده ، آیه ۱۶؛ انعام، آیه ۱۲۲)
  20. برکت: نور خورشید مادی موجب برکت است، هم چنین نور الهی موجب برکت است.(نور، آیه ۳۵)
  21. راهیابی: نور مادی موجب راهیابی در ظلمات است، هم چنین نور الهی ایمانی موجب راهیابی انسان از ظلمات فکری و رفتاری به نور هنجاری و ارزشی است.(انعام، آیه ۹۷)

راه های کسب نورانیت ایمانی

از نظر قرآن، نورانیت حقیقی در همان اسلام و ایمان است. بنابراین، اگر کسی می خواهد از نورانیت ایمان برخوردار شود، نخست باید تقوای فطری خویش را حفظ کند و سپس اسلام آورده و با نورانیت شرایع اسلامی و کتب آسمانی از آن بهره مند شود.

البته نکته مهم این است که از نظر قرآن، نورانیت انسان در آخرت در گرو و رهن نورانیتی است که انسان در دنیا کسب می کند؛ زیرا آخرت جایی برای کسب نور نیست؛ هر چند که ممکن است جایی برای اتمام نوری باشد که از دنیا با خود می برد چنان که گفته می شود. بنابراین، انسان باید در همین دنیا کسب نور کند و کسانی که در آخرت بی نور رفته اند وقتی درخواست نور می کنند، چیزی نصیب آنان نمی شود؛ زیرا به آنان گفته می شود به دنیا برگردید و نور بگیرد که در آن زمان دنیا نیز جمع شده و اصولا نه دنیایی است و نه راهی برای بازگشت به دنیا.(حدید، آیه ۱۳؛ طلاق، آیه ۱۱) پس هر کسی باید در دنیا نور را کسب کند؛ از نظر قرآن راه های کسب آن در دنیا گوناگون و بر اساس افکار و اعمالی است که باید انجام شود. در این جا به برخی از جزئیات برای کسب نورانیت واقعی و حقیقی بر اساس آموزه های وحیانی اشاره می شود:

  1. تقوای فطری: از نظر قرآن، کسی می تواند از نورانیت هدایت تشریعی و ایمانی برخوردار شود که تقوای فطری خود را داشته باشد و بر اساس فطرت اهل صداقت و امانت و عدالت و مانند آن ها باشد.(بقره، آیات ۲ و ۳؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰)
  2. تقوای پاداشی و هدایتی: همان طوری که تقوای فطری انسان را برای بهره گیری از نورانیت هدایتی اسلام آماده می کند، هم چنین تقوای و هدایت پاداشی موجب می شود، نورانیتی را می آورد که آن بیش تر درجات پایین است؛ زیرا ایمان و نورانیت با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و هر چه ایمان افزایش یابد به همان میزان نورانیت نیز افزایش می یابد و همان اندازه که ایمان و تقوای الهی تقویت می شود به همان میزان نورانیت تقویت می شود تا به تمامیت برسد. از نظر قرآن، مؤمنان با تقوا، بهره‌مند از نور خداوند، براى پیمودن راه کمال ورشد هستند.(حدید، آیه ۲۸)
  3. ایمان: ایمان دارای مراتبی است که کم ترین آن اسلام به معنای عام آن است.(حجرات، آیه ۱۴) مراتب بالای اسلام و ایمان می تواند نورانیت بیش تری را موجب شود.(مائده، آیه ۹۳) از نظر قرآن، هر مرتبه ای از اسلام و ایمان آثاری دارد که می بایست مورد توجه قرار گیرد. به هر حال مومنان در هر مرتبه ای از ایمان بهره مند از نورانیت درجه و مرتبه خودشان هستند.(حدید، ایات ۱۲ و ۱۳) از آن جایی که مومنان دارای مراتب هستند، خدا برخی را تا درجات صدیقین و شهداء به فضل خویش بالا می برد(حدید، آیه ۱۹)؛ زیرا مقصود در این آیه این است که مؤمنان نزد خداوند به منزله صدیقین و شهدا هستند و مثل پاداش صدیقین و شهدا و مثل نور آنان را دارا خواهند بود. (الکشاف، ج ۴، ص ۴۷۸) البته مومنان با توجه به نواقص نورانیت خویش ممکن است خواهان اتمام و تمامیت نوری باشند که با خودشان برده اند ، پس از در قیامت از خدا می خواهند نورشان را به تمامیت برساند.(تحریم، آیه ۸) از همین آیات می توان دریافت که نورانیت نیز مانند ایمان دارای مراتب تشکیکی است و این گونه نیست که نورانیت همگان در یک درجه باشد.
  4. اعمال صالح: همان طوری که انسان باید از نظر اعتقادی اهل اسلام و ایمان باشد، باید از نظر عملی نیز اعمال صالح داشته باشد تا از نور ایمان و برکات آن بهره مند شود. از نظر قرآن، عمل صالح و شایسته مؤمنان، عاملى براى سوق دادن آنان به سوى نور الهى است؛ چنان که ایمان مؤمنان به خداوند و رسول الله(ص) و مراعات تقوای الهی، موجب کشیده شدن آنان به سوى نور الهی می شود.(طلاق، آیه ۱۱؛ حدید، آیه ۲۸)
  5. نیکی گسترده: نیکی دارای اقسامی است که از جمله آن ها «برّ» است که به معنای نیکی بی حساب و گسترده نسبت به دیگران است. این نوع رفتار بیانگر قرار گرفتن انسان در مقام ایثارگری و احسان عفو یا اکرام است. کسانی که این گونه باشند از نور ایمان برخوردار می شوند.(مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۴) مقصود از «نضره النعیم» این است که نیکوکاران به واسطه نورى که در صورت دارند شناخته مى‌شوند که اهل نعمت در بهشت‌اند. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۸۱ ) و صفت نیکوکارى وجه امتیاز آنان از دیگران است و مى‌رساند این صفت در کسب نورشان نقش بسزایى داشته است.
  6. اجتناب از کفر: هر کسی از کفر اجتناب کند، به سمت نورانیت اسلام کشیده می شود و از آن بهره مند خواهد شد.(بقره، آیه ۲۵۷؛ انعام، آیه۱)
  7. صداقت: از نظر قرآن، صداقت از مهم ترین اموری است که موجب کسب نورانیت ایمانی می شود؛ از همین روست که صدیقین که نماد و اسطوره صداقت هستند از جایگاه خاص در بهشت برخوردار هستند.(حدید، آیه ۱۹)
  8. بهره مندی از مشیت الهی: کسانی بهره مند از نورایمان می شوند که بهره مند از مشیت الهی باشند(نور، آیه ۳۵؛ شوری، آیه ۵۲)
  9. بهره مند از آیات تدوین: کسانی به نور ایمان نورانیت می یابند که ازآیات تدوینی بهره مند شده باشند.(نور، آیات ۳۴ و ۳۵)
  10. بی اعتنایی به دنیا: بی اعتنایی به دنیا و دوری از محبت افراطی نسبت به آن موجب می شود که انسان از نور هدایت ایمانی بهره مند شود.(نور، آیات ۳۵ تا ۳۷)
  11. تنزیه و تسبیح خدا: کسانی که به تسبیح و تنزیه خدا می پردازند از نور ایمانی بهره مند می شوند.(همان) بنابراین گفتن تسبحیات بسیار مهم و اساسی است.
  12. دعا و صلوات و استغفار فرشتگان: از دیگر عوامل موثر در بهره مندی انسان از نور ایمان است.(احزاب، آیه ۴۳)
  13. رحمت الهی: کسانی که از نور الهی ایمان برخوردار شده اند، تحت رحمت خاص الهی قرار گرفتند.(همان)
  14. ولایت الهی: کسانی بهره مند از نور ایمان می شوند که تحت ولایت الهی باشند نه طاغوت.(بقره، آیه ۲۵۷)
  15. رضایت الهی: انجام کارها برای رضای خدا موجب نورانیت و بهره مند از نور ایمان و اسلام می شود.(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶)
  16. انفاق مالی: انفاق مؤمنان در راه خدا، موجب کسب نور براى آخرت است.(حدید، آیات ۱۰ تا ۱۹)
  17. تلاوت قرآن: تلاوت عامل نورانیت قلب است. البته تلاوت آیات کریم از زبان رسول‌اکرم صلی الله علیه و آله زمینه کسب نور براى مؤمنان شایسته عمل است.(طلاق، آیه ۱۱)
  18. جهاد و شهادت: از دیگر راه های کسب نورانیت قلب همانا جهاد و شهادت در راه خدا است(حدید، آیه ۱۹)؛ زیرا بنابر قولى، مقصود از شهدا شاهدان اعمال و بنابر قولى، کشته شدگان در راه خدا است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج ۱۳، جزء ۲۷، ص ۳۹۷ ـ ۳۹۸)
  19. عدم غفلت از عبادت: غافل نشدن از یاد خدا و عبادت او به هنگام تجارت و بیع، زمینه‌اى براى کسب نور از خداوند است.(نور، آیات ۳۵ تا ۳۷)
  20. قرض الحسنه: قرض الحسنه مؤمنان در راه خدا، زمینه کسب نور براى آنان در قیامت است.(حدید، آیه ۱۱ تا ۱۹؛ زبده البیان، ص ۴۵۲)
  21. یاد خدا: یاد خدا و تسبیح او در هر صبحگاه و شامگاه، زمینه‌اى براى کسب نور از خداوند است.(نور، آیات ۳۵ و ۳۶)

عوامل و آثار خروج از نور معنوی

چنان که گفته شد، همه هستی بازتابی از نورانیت الله و مقام واحدیت و یگانگی خدا است.(نور، آیه ۳۵) بنابراین، انسان نیز به طور طبیعی از چنین نورانیتی برخوردار است؛ زیرا هر چه نام هستی دارد، از نورانیت الهی بهره مند است. اما انسان ها با رفتاری خلاف طبعیت عبودیت و بندگی خدا، به کفر و شرک و گناه و فسق و فجور گرفتار شده و نورانیت خود را کاهش داده و دفن و دسیسه می کنند(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و این گونه است که در ظلماتی قرار می گیرند که خود ساخته اند؛ چنان که کافران و منافقان این گونه هستند.(حدید، آیات ۱۲ و ۱۳؛ بقره، آیات ۱۷ تا ۲۰)

از نظر قرآن، دو عامل اصلی است که انسان ها را از نورانیت به ظلمات می برد:

  1. کفر: قرآن کفر را مهم ترین عامل در خروج انسان از نورانیت به ظلمات معرفی می کند؛ زیرا کفر در همه اقسام آن از شرک آشکار و جلی تا خفی و نهان از مصادیق ظلم عظیم است (لقمان، آیه ۱۳) و همین کفر در اقسام آن ، زمینه‌ساز انحراف و خروج انسان از نور به ظلمتها می شود.(بقره، آیه ۲۵۷؛ نور، آیات ۳۹ و ۴۰)
  2. طاغوت: از نظر قرآن، حاکمیّت طاغوت، منحرف‌کننده انسان و جامعه و خارج‌کننده آنها از نور به سوى ظلمتها است.(بقره، آیه ۲۵۷) بر همین اساس، ولایت‌پذیرى کافران از طاغوت، موجب انحراف وخروج آنان از نور به سوى ظلمت شده است.(همان)

خدا در قرآن خروج از نور به ظلمت را در پى پذیرش ولایت شیطان که طاغوت اصلی معرفی کرده و به انسان ها هشدار می دهد که پذیرش ولایت طاغوت و گرایش به کفر، موجب جاودانگى طاغوت و انسان های تحت ولایت او در جهنم خواهد شد.(همان؛ جامع البیان، ج ۳، ص ۲۱)

البته از نظر قرآن، ظلمت و نور دو حالت آفریده ها است؛ نه این که ظلمت و نور از مخلوقات الهی باشد؛ به سخن دیگر، وقتی خدا موجودات هستی را آفریده به همه نورانیت وجودی بخشیده است؛ اما برای آنها حالتی قرار داده که ظلمت و نورانیت عارضی از جمله آن ها است. از همین روست که از ظلمت و نورانیت عارضی به عنوان جعل نه خلق یاد شده است.(انعام، آیه ۱)

از آن جایی که نورانیت عارضی و جعلی در انسان بر اساس اعمال و افکار او شکل می گیرد، باید انسان ها به این مهم توجه کنند تا با کفر و نفاق و شرک و پذیرش ولایت طاغوت از مسیر نورانی خارج نشوند. از نظر قرآن، منافقان و کافران که تحت ولایت طاغوت رفته اند، از نورانیت اسلام محروم هستند و نمی تواند راه خویش را در دنیا و آخرت بیابند و سرگردان به هر سو می روند و راه گریز از تاریکی را نمی یابند.(بقره، آیات ۱۷ و ۲۵۷؛ حدید، آیات ۱۳ و ۱۹؛ انعام، آیه ۱۲۲؛ نور، آیه ۴۰)

اموری چون آرزوهاى بیجا و دور و دراز کافران و منافقان(حدید، آیات ۱۳ و ۱۴)، انتظار مرگ پیامبر اکرم(همان)، پیروی از فریب کاری شیطان و طاغوت(همان؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۵۵؛ فتح القدیر، ج ۵، ص ۲۰۵؛ روح المعانى، ج ۹، ص ۳۶۳)، شک و تردید در اعتقادات و سست بودن(همان) و قساوت قلب و سنگدلی( زمر، آیه ۲۲) از مهم ترین عوامل بسترسازی است که انسان را به ظلمات می برد و از نورانیت ایمانی محروم می سازد.

از نظر قرآن، کافران بر آن هستند تا به هر شکلی شده نورانیت اسلام و ایمان را از مردم و جوامع بشری بگیرند و آنان را همانند خود در ظلمات کفر ببرند. تلاش آنان در اصل برای نابودی نورانیت خود اسلام است که هم چون حقیقت در آسمان دل های سالم از فطرت می درخشد؛ اما این تلاش ها برای نابودی نورانیت اسلام و ایمان به جایی نمی رسد(توبه، آیه ۳۲؛ صف، آیه ۸)

نکته جالب این است که از نظر قرآن، حتی تظاهر به ایمان که از سوی منافقان انجام می شود، موجب بهره‌مند شدن از نور آن، هر چند گذرا و ناپایدار می شود(بقره، آیه ۱۷) البته این امر سودی برای آنان ندارد؛ زیرا این نور را برای همشیه ندارند و تنها سودی که دارد همان آگاهی نسبت به حقانیت اسلام است که به سبب جحود زیر با آن نیز نمی روند و برای منافع زودگذر دنیوی به همان کفر و نفاق خویش می مانند.(حدید، آیات ۹ تا ۱۳) توضیح این که بهره‌مند شدن از نور ایمان به این است که بین مسلمین تناکح کنند و ارث ببرند و جان و مال آنها و اولادشان محفوظ باشد، ولى این حقوق فقط در دنیا است و به محض فوت منافقان به ظلمت، ترس و عذاب بر مى‌گردند. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۶۷؛ تاج التراجم، ج ۱، ص ۷۱)

از نظر قرآن کسانی که محروم از نورانیت ایمانی هستند، محروم از هر گونه هدایت پاداشی(نور، آیه ۴۰)، اسیر ظلمات(نور، آیات ۳۹ و ۴۰) و فرورفته در ضلالت و سردرگمى هستند.(همان)