راه های نیک مردم داری

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های وحیانی اسلام سبک زندگی اسلامی را به ما نشان می دهد. بخش بزرگ آموزه های اسلامی با آن که ناظر به اصول توحیدی اسلام است، به شیوه ها ، سبک ها و روش های درست زندگی اشاره دارد؛ زیرا اصول فلسفه زندگی رفتار را جهت می دهد و رفتار و سبک زندگی بیانگر فلسفه زندگی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا در حوزه تعامل و ارتباط با مردم نیکوترین و بهترین های رفتاری را بر اساس آموزه های وحیانی اسلام تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تربیت، هدف بعثت پیامبران

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بعثت پیامبران(ع) از جمله بعثت پیامبرمکرم و معظم(ص) به منظور تربیت انسان بوده است. خداوند در آیاتی ضمن اشاره به مساله تعلیم و آموزش، هدف اصلی را تربیت انسان ها دانسته است تا انسان ها پس از آموزش و تربیت تصحیح در مسیر تعالی گام بردارند و جامعه صالح در چارچوب قیام به عدالت قسطی برپاسازند. از این رو می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ به راستى ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند، و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبرانش را یارى مى‏کند. آرى، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.(حدید، آیه ۲۵)

خداوند هنگامی که به مساله بعثت پیامبر(ص) و فلسفه و هدف آن می رسد، به صراحت و روشنی بیش تر می فرماید: لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ؛ به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد که پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.(آل عمران، آیه ۱۶۴)

هم چنین در آیه ۲ سوره جمعه می فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و آنان‏ قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.

در این آیات تزکیه و تربیت انسان ها به عنوان هدف اصلی مطرح و از همین رو بر تعلیم و آموزش مقدم شده است؛ هر چند که در آیات دیگر از جمله ۱۲۹ سوره بقره تعلیم بر تزکیه به جهت مقدمی بودن مقدم می شود؛ زیرا اگر چه تربیت و پرورش هدف اصلی و نهایی است، ولی بدون تعلیم و آموزش خوب و بد و حق و باطل و خیر و شر امکان پذیر نیست. پس تعلیم و آموزش به عنوان مقدمه تربیت در این آیه مقدم شده است نه به دلیل آن که هدف غایی و نهایی است.

به هر حال، آن چه هدف و فلسفه بعثت پیامبران و ازجمله حضرت محمد مصطفی(ص) است، تزکیه و تربیت انسان بر مدار اصول الهی و توحیدی با محوریت آخرت و زندگی اخروی و مقدمی بودن زندگی دنیوی است.

پیامبر(ص) در سخنانی ضمن بیان همین هدف بزرگ در بعثت خویش به یک نکته کلیدی و بسیار مهم دیگر اشاره می کند. ایشان می فرماید: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛ جز برای اتمام مکارم اخلاق برانگیخته نشدم.( بحارالانوار؛ ج ۱۶، ص ۲۱۰؛ مکارم‏الأخلاق، ص‏۸ ) آن حضرت(ص) با اشاره بر مکارم اخلاق که فراتر از محاسن اخلاقی است، به این نکته توجه داده که یک مسلمان فراتر از رفتار اخلاقی مبتنی بر حسن و نیکی، باید برابر مکارم اخلاقی با کرامت رفتار کند و فراتر از احسان به اکرام بپردازد و نه تنها مثلا از جاهل دشنام گر بگذرد و از او عفو نماید، بلکه پاسخ نیک داده و به سلام و سلامت(فرقان، آیه ۶۳) با او کریمانه رفتار نماید(فرقان، آیه ۷۲؛ حجر، آیه ۸۵) و این گونه راه ایثار و طریق ابرار را در پیش گیرد و تنها برای رضایت خداوندی و وجه الهی با دیگران تعامل کرده (انسان، آیات ۸ تا ۱۰) و به جای مقابل به مثل ، به مهر و عطوفت و محبت رفتار کند.(توبه، آیات ۶۱ و ۱۲۸؛ آل عمران، آیه ۱۵۹و آیات دیگر)

بهترین راه ها و شیوه تعامل با مردم

آموزه های اسلامی بر آن است تا بهترین و برترین راه ها و شیوه ها را در حوزه عمل و رفتار اجتماعی به مردمان بیاموزد. پیامبر(ص) و دیگر اسوه های حسنه که از نفس و جان پیامبر(ص) و اهل بیت او هستند(آل عمران، آیه ۶۱؛ احزاب، آیات ۲۱ و ۳۳؛ مائده، آیه ۵۵؛ نساء، آیه ۵۹) در سنت و سیره عملی و رفتاری خود به مردمان می آموزند که چگونه مکارم اخلاقی را در تعامل با مردم مراعات کنند و دست کم راه احسان و محاسن اخلاقی را در پیش گیرند تا همان گونه که دوست دارند دیگران با آنان تعامل و برخورد داشته باشند با دیگران تعامل داشته باشند؛ از این روست که آنان می فرمایند: «آنچه به خود نمى‏پسندى، به دیگران روا مدار» ؛ و چیزی را که برای خود می پسندی برای دیگران بپسند.

حضرت امیرمومنان امام علی (ع) می‎فرماید: «اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک، فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها؛ خودت را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه که برای خود دوست می‌داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم مپسند. (نهج‌البلاغه، نامه ۳۱)

پیامبر(ص) در سفارش و توصیه ای به علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) فرمود: «یا علی! ما کرهته لنفسک فاکره لغیرک و ما احببته لنفسک فاحببه لاخیک تکن عادلا فی حکمک مقسطا فی عدلک محبا فی اهل السماء مودودا فی صدور اهل الارض. احفظ وصیتی ان شاء‌الله تعالی»؛ ای علی! هرچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران مپسند و آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگری‌ات یکسان نگر خواهی بود و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا به خواست خدا به خاطر بسپار و بر آن محافظت نما. (تحف‌العقول۷ ص ۱۱۳؛ بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۸۶) خداوند نیز همین قاعده طلایی را این گونه بیان می کند و می فرماید: وَ لْیَعْفوا وَ لْیَصْفَحوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَ اللّهُ غَفورٌ رَحیمٌ؛ باید عفو کنید و لغزش هاى دیگران را نادیده بگیرید. آیا دوست نمى دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.(سوره نور ، آیه ۲۲)

از جمله راه های نیک تعامل اکرامی و احسانی با مردم می توان به این نمونه ها اشاره کرد:

  1. ابتداء به سلام: پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إنَّ أَوْلَى النّاسِ بِاللّهِ وَبِرَسولِهِ مَنْ بَدا بِالسَّلامِ؛ نزدیک ترین مردم به خدا و رسول او کسى است که آغازگر سلام باشد. (بحارالأنوار، ج ۷۶، ص ۱۲، ح ۵۰)
  2. خیر خواهی : انسان باید خیرخواه مردم باشد و نوعدوستی را در دستور کار خود قرار دهد؛ به این معنا که فراتر از مسلمان دوستی و علوی دوستی که شناسنامه امت اسلام به حکم حدیث «انا و علی ابوا هذه الامه؛ من و علی پدر این امتیم»، باید خیرخواه مردمان و به تعبیر قرآنی و روایی «ناس» باشیم. امام على علیه السلام در این باره می فرماید : أَبْلَغُ ما تَسْتَدِرُّ بِهِ الرَّحْمَهَ أَنْ تُضْمِرَ لِجَمیعِ النّاسِ الرَّحْمَهَ؛ مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشى. (غررالحکم، ح ۳۳۵۳)
  3. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: إنَّ أَعْظَمَ النّاسِ مَنْزِلَهً عِنْدَاللّهِ یَوْمَ الْقیامَهِ أَمْشاهُمْ فى أَرْضِهِ بِالنَّصیحَهِ لِخَلْقِهِ؛ بلند مرتبه ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت کسى است که در روى زمین بیشتردر خیرخواهى و ارشاد مردم قدم بردارد. (کافى، ج ۲، ص ۲۰۸، ح ۵)
  4. خدمت رسانی و برآورد نیازهای مردم: امام على علیه السلام می فرماید : مَنْ کَثُرَتْ نِعَمُ اللّهِ عَلَیْهِ کَثُرَتْ حَوائِجُ النّاسِ اِلَیْهِ، فَاِنْ قامَ فیها بِما اَوْجَبَ اللّهُ سُبْحانَهُ عَلَیْهِ فَقَدْ عَرَّضَها لِلدَّوامِ وَ اِنْ مَنَعَ ما اَوْجَبَ اللّهُ سُبْحانَهُ فیها فَقَدْعَرَّضَها لِلزَّوالِ؛ هر کس نعمت هاى خدا بر او زیاد شود، نیازهاى مردم به او زیاد مى شود، حال اگر به آنچه خداوند در این باره بر او واجب کرده عمل کند، زمینه دوام آن نعمت ها را فراهم کرده، و اگر نکند آنها را در معرض نابودى قرار داده است. (غررالحکم، ح۸۷۵۲)
  5. عفو و گذشت از مردم: در آیات قرآنی بر عفو و گذشت به عنوان یک عمل احسانی تاکید شده است.(بقره، ایه ۱۰۹ ؛ نساء، آیه ۱۴۹) خداوند می فرماید: خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ؛ گذشت پیشه کن، و به کار پسندیده فرمان ده، و از نادانان رُخ برتاب. (اعراف، آیه ۱۹۹) خداوند از مسلمانان خواسته تا از خونخواهی دست بکشند و عفو کنند و یا از مال و حتی مهریه خود به احسان بگذرند.(بقره، آیات ۱۳۷ و ۱۷۸) پیامبر صلی الله علیه و آله : إِذا اوقِفَ الْعِبادُ نادى مُنادٍ: لِیَقُمْ مَنْ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ وَلْیَدْخُلِ الْجَنَّهَ قیلَ:مَنْ ذَا الَّذى أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ؟ قالَ: الْعافُونَ عَنِ النّاسِ؛ هنگامى که بندگان در پیشگاه خدا مى ایستند، آواز دهنده اى ندا دهد: آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته مى شود: چه کسى مزدش با خداست؟مى گوید: گذشت کنندگان از مردم. (کنزالعمال، ح ۷۰۰۹)
  6. امام صادق علیه السلام در تبیین بهترین روش سلوک به ویژه درباره کسانی که دشنام می دهند و ناسزایی می گویند می فرماید: مَنْ شَتَمَکَ فَقُلْ لَهُ: اِنْ کُنْتَ صادِقا فیما تَقولُ فَاَسْاَلُ اللّهَ اَنْ یَغْفِرَلى،وَ اِنْ کُنْتَ کاذِبا فیما تَقولُ فَاللّهَ اَسْاَلُ اَنْ یَغْفِرَ لَکَ. وَمَنْ وَعَدَکَ بِالْخَنى فَعِدْهُ بِالنَّصیحَهِ وَالرِّعاءِ؛ اگر کسى به تو ناسزا گفت به او بگو: اگر راست مى گویى، از خدا مى خواهم که مرابیامرزد و اگر دروغ مى گویى، از خدا مى خواهم که تو را بیامرزد و اگر کسى تهدیدت کرد،تو او را به خیرخواهى و مراقبت وعده ده. (بحارالأنوار، ج۱، ص ۲۴۴، ح۱۷)
  7. دید و بازدید و بخشش: در آیات قرآنی ارتباط اجتماعی میان برادران مومن و مسلمان تاکید شده است و هم چنین در آیات قرآنی بر بخشش و انفاق توجه می شود؛ زیرا آثار و برکات بسیاری دارد. (بقره، آیات ۳ و ۲۱۹ و آیات بسیار دیگر) در آیات قرآنی به عناوین مختلف از مسلمان خواسته شده تا پیوندهای برادری دینی را حفظ و با تعاون و بر و نیکی و همکاری(مائده، آیه ۲) بر تقویت و تحکیم آن بکوشند. پیامبر صلی الله علیه و آله در تشویق مردم به این دو رفتار اجتماعی و تربیت مومنان و مسلمانان بر اساس آموزه های اخلاقی قرآن می فرماید: یَروى عَنْ رَبِّهِ تَبارَکَ وَتَعالى ـ حُقَّتْ مَحَبَّتى عَلَى الْمُتَزاوِرَیْنِ فىَّ وَ حُقَّتْ مَحَبَّتى عَلَى الْمُتَباذِلینَ فىَّ وَهُمْ عَلى مَنابِرَ مِنْ نورٍ یَغْبِطُهُمُ النَّبیّونَ وَالصِّدّیقونَ بِمَکانِهِمْ؛ خداوند متعال مى فرماید: بر خود واجب کرده ام دوست داشتن کسانى را که به خاطرمن به دیدار یکدیگر مى روند و کسانى که در راه من به یکدیگر بخشش مى نمایند، چنین کسانى (روز قیامت) بر منابرى از نورند به گونه اى که پیامبران و صدیقین به جایگاه آنان غبطه مى خورند. (صحیح ابن حبّان، ج ۲، ص ۳۳۸)پیامبر صلی الله علیه و آله در جایی دیگر به آثار سخاوت و بخشش نیز اشاره کرده و می فرماید: اَلسَّخىُّ قَریبٌ مِنَ اللّهِ ، قَریبٌ مِنَ النّاسِ ، قَریبٌ مِنَ الجَنَّهِ؛ سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است. (بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۳۰۸، ح ۳۷)
  8. البته عیادت مریض و دیدار از او یکی از بهترین دید و بازدیدهای اجتماعی است. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: عائِدُ الْمَریضِ فى مَخْرَفَهِ الْجَنَّهِ، فَإِذا جَلَسَ عِنْدَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهَ؛ عیادت کننده از بیمار، در نخلستان بهشت میوه مى چیند و هرگاه نزد بیمار بنشیند، رحمت خدا او را فرا مى گیرد. (کنزالعمال، ح ۲۵۱۲۷)
  9. اصلاح گری: مومن و مسلمان باید هماره اهل اصلاح امور باشد؛ زیرا امور به عللی به تباهی و فساد کشیده می شود و لازم است که اصلاحات دایمی انجام گیرد. اصلاح ذات بین و به ویژه اختلاف میان همسران و اهل خانواده از امور طبیعی و با فراوانی بسیار است؛ از این رو، هماره لازم است که اصلاح گری وجود داشته باشد. (انفال، آیه ۱)البته مصلح واقعی از نظر اسلام کسی است که نخست توانسته باشد میان خود و خدا اصلاح کرده و از هر گونه فساد وافساد اجتناب کند؛ چنین شخصی به طور طبیعی هم توانایی اصلاح گری می یابد و هم خداوند کمک می کند تا هیچ گونه اختلافی میان او و مردمان نباشد و بستری اصلاح گری برای او فراهم می آید. امام على علیه السلام : مَنْ أَصْلَحَ فیما بَیْنَهُ وَبَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ فیما بَیْنَهُ وَبَیْنَ النّاسِ؛ هر کس رابطه اش را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح خواهد نمود. (بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۳۶۶، ح ۱۲)
  10. امام صادق علیه السلام اصلاح گری را از مصادیق صدقه دانسته و می فرماید: صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللّهُ: إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذا تَباعَدوا؛ صدقه اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند. (کافى، ج ۲، ص ۲۰۹، ح ۱)
  11. مدارا با مردم: کوتاه آمدن و مدارا کردن با مردم شاید برای بسیاری از مردم به ویژه در برخی از امور حساس شدنی نباشد؛ ولی انسان باید خود را چنان تربیت کند که هماره بتواند با مردم مدارا کرده و سخت نگیرد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : أَمَرَنى رَبّى بِمُداراهِ النّاسِ کَما أَمَرَنى بِأَداءِ الْفَرائِضِ؛ پروردگارم، همان گونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیزفرمان داده است. (کافى، ج ۲، ص ۱۱۷، ح ۴)
  12. امانت داری و صداقت در گفتار: در آیات قرآنی بر امانت داری حتی نسبت به دشمنان و صداقت در گفتار در همه حال تاکید شده (نگاه کنید: نساء، آیه ۵۸؛ آل عمران، آیه ۷۵؛ مائده، آیه ۲؛ غافر، آیه ۲۸؛ مریم، آیات ۴۱ و ۵۴ و ۵۶ و آیات دیگر) مگر آن که در مقام تزاحم مصلحت اهمی چون حفظ جان و عرض و مال مردم موجب شود تا دروغی گفته شود؛ زیرا در این مورد صداقت دارای مفسده ای است که باید از آن پرهیز کرد؛ تقیه و توریه دارای ملاکاتی است که آن را از دروغ و بی صداقتی جدا می کند و سخن در آن باره در جایی خود باید گفته شود. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ارزش و اهمیت امانت و صداقت می فرماید: إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ یُحِبَّکُمُ اللّهُ وَرَسولُهُ فَأَدّوا إِذَا ائْتُمِنْتُمْ وَاصْدُقوا إِذا حَدَّثْتُمْ وَ أَحْسِنوا جِوارَ مَنْ جاوَرَکُمْ؛ اگر مى خواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند به سلامت برگردانید و چون سخن گویید راست گویید و با همسایگان خود به نیکى رفتار نمایید. (نهج الفصاحه، ح ۵۵۴)
  13. تشکر و تذکر و جبران نیکی دیگران: انسان باید شاکر و سپاسگزار خوبان و خوبی های آنان باشد و کار نیک و پسندیده آنان را یاد آورد و ذکر کند و اگر توانست جبران کند. امام سجاد علیه السلام در این باره می فرماید: أمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ عَلَیکَ فَأن تَشکُرَهُ وتَذکُرَ مَعروفَهُ، وَ تُکْسِبَهُ المَقالَهَ الحَسَنَهَ وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فیما بَینَکَ وَ بَینَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَإذا فَعَلتَ ذلِکَ کُنتَ قَد شَکَرتَهُ سِرّا وَ عَلانیَهً ، ثُمَّ إن قَدَرْتَ عَلى مُکافاتِهِ یَوما کافَیْتَهُ؛ حق کسى که به تو نیکى کرده ، این است که از او تشکر کنى و نیکیش را به زبان آورىو از وى به خوبى یاد کنى و میان خود و خداى عزّوجلّ برایش خالصانه دعا کنى ، هرگاه چنین کردى بى گمان پنهانى و آشکارا از او تشکر کرده اى . سپس اگر روزى توانستىن یکى او را جبران کنى ، جبران کن . (خصال، ص ۵۶۸)
  14. پرداخت حقوق مردم: در روابط اجتماعی حقوقی برای طرفین مطرح است که باید مراعات شود؛ از جمله حقوق می توان به سلام، تکریم، احترام، کمک و تعاون، بر و نیکی و مانند آن ها اشاره کرد که در آیات قرآنی بیان شده است. رساله حقوق امام سجاد(ع) برخی از حقوق افراد جامعه نسبت به یک دیگر را بیان کرده است. دانستن این حقوق و عمل به آن ها در سبک زندگی اسلامی بسیار مهم و موثر است. بسیاری از مشکلات مردم و جامعه ریشه در این دارد که حقوق یک دیگر را نمی شناسند و به آن احترام نمی گذارند و این گونه است که دعاها و نیایش های آنان مستجاب نمی شود و با بدبختی و شقاوت روزگار می گذارنند. امام صادق علیه السلام در این باره هشدار داده و می فرماید: إذا أرادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَلْیَخْرُجْ مِنْ مَظالِمِ النّاسِ ، وَ إِنَّ اللّهَ لا یَرْفَعُ إِلَیْهِ دُعاء عَبْدٍ وَ فى بَطْنِهِ حَرامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلَمَهٌ لأِحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ؛ هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعاى هیچ بنده اى که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسى بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمى رود. (بحارالأنوار، ج ۹۳، ص ۳۲۱، ح ۳۱)
  15. عمل به وعده و اجتناب از تخلف: انسان به حکم عقل باید به عقد و عهدی که می بندد وفادار باشد و عمل نماید؛ چنان که خداوند در آیاتی از جمله آیه ۲ سوره مائده به آن اشاره کرده است. البته احسان و اکرام در آن است که حتی به وعده ای که می دهد عمل کند. در روایات است : المومن اذا وعد وفی و المنافق اذا وعد جفی؛ مومن وقتی وعده دهد وفا کند و منافق چون وعده دهد جفا می ورزد. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز برخی از نشانه های منافق را این گونه بیان فرموده است: «آیه المنافق ثلاث: اذا حدث کذب و اذا وعد خلف واذا ائتمن خان ؛ نشانه منافق سه چیز است: هرگاه سخن گوید دروغ گوید، هرگاه وعده دهد، وفا نکند و هرگاه به او اعتماد شود، خیانت کند .» (میزان الحکمه، حرف نون، ح ۲۰۵۷۴ ) امام على علیه السلام در باره عمل به وعده و تخلف و آثار آن می فرماید: وَإیّاکَ … اَنْ تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَکَ بِخُلفِکَ… فَاِنَّ الخُلفَ یوجبُ المَقتَ عِندَ اللّهِ وَ النّاسِ؛ بپرهیز از خلف وعده که آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مى شود. (نهج البلاغه، از نامه ۵۳)
  16. حیاء : در آموزه های اسلامی حیاء در کنار دین به عنوان همراهان عقل یاد شده است(اصول کافی، ج ۱، ص ۱۱) به طوری که گفته شده کسی که حیاء ندارد عقل و دین ندارد. پیامبر صلی الله علیه و آله نقش حیاء را در حوزه عمل و رفتار اجتماعی این گونه توضیح می دهد و تبیین می فرماید: أمَّا الحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ اللِّینُ ، والرّأفَهُ، والمُراقَبَهُ للّهِ فِى السِّرِّ والعَلانیَهِ،والسَّلامَهُ، واجْتِنابُ الشَّرِّ، والبَشاشَهُ، والسَّماحَهُ ، والظَّفَرُ، وحُسْنُ الثَّناءِ عَلَى المَرءِ فِى النّاسِ، فَهذا ما أصابَ العاقِلَ بِالحَیاءِ، فَطُوبى لِمَن قَبِلَ نَصیحَهَ اللّهِ وخافَ فَضیحَتَهُ؛ اما شاخه هاى حیا عبارتند از: نرمش، مهربانى، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دورى از بدى، خوشرویى، گذشت، بخشندگى ، پیروزى و خوشنامى در میان مردم، اینها فوایدى است که خردمند از حیا مى برد. خوشا به حال کسى که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسوایى خودش بترسد. (تحف العقول، ص ۱۷)
  17. پیامبر صلی الله علیه و آله در باره تاثیر حیاء ورزی در زندگی به ویژه نسبت به نامحرم می فرماید: ما مِنْ مُسْلِمٍ یَنْظُرُ امْرَأَهً اَوَّلَ رَمْقَهٍ ثُمَّ یَغُضُّ بَصَرَهُ اِلاّ اَحْدَثَ اللّهُ تَعالى لَهُ عِبادَهً یَجِدُ حَلاوَتَها فى قَلْبِهِ؛ هیچ مرد مسلمانى نیست که نگاهش به زنى بیفتد و چشم خود را پایین بیندازد مگراین که خداى متعال به او توفیق عبادتى دهد که شیرینى آن را در دل خویش بیابد. (کنزالعمّال، ح ۱۳۰۵۹)
  18. انصاف و رحم کردن با مردم: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: أَنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَانْصَحِ الأُمَّهَ وَارْحَمْهُمْ فَإِذا کُنْتَ کَذلِکَ وَغَضِبَ اللّهُ عَلى أَهْلِ بَلْدَهٍ أَنْتَ فیها وَأَرادَ أَنْ یُنْزِلَ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ نَظَرَ إِلَیْکَ فَرَحِمَهُمْ بِکَ،یَقولُ اللّه تَعالى: (وَما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَأَهْلُها مُصْلِحونَ)؛ با مردم منصفانه رفتار کن و نسبت به آنان خیرخواه و مهربان باش، زیرا اگر چنین بودى و خداوند بر مردم آبادیى که تو در آن به سر مى برى خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه مى کند و به خاطر تو به آن مردم رحم مى کند. خداى متعال مى فرماید «و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمشدرستکارند، به ستمى هلاک کند». (مکارم الاخلاق، ص ۴۵۷)
  19. پیامبر صلی الله علیه و آله هم چنین می فرماید: اِذا حَکَمْتُمْ فَاعْدِلوا وَ اِذا قُلْتُمْ فَاَحْسِنوا فَاِنَّ اللّهَ مُحْسِنٌ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛ هرگاه قضاوت مى کنید، عادلانه قضاوت کنید و هرگاه سخن مى گویید، نیکو بگویید،زیرا خداوند نیکوکار است و نیکوکاران را دوست دارد. (نهج الفصاحه، ح ۲۰۰)
  20. فروتنی و تواضع با مردم: از دیگر اصول رفتار اجتماعی است که در آیات (اسراء، آیه ۳۷؛ لقمان، آیه ۱۸؛ حجر، آیه ۸۸ ؛ شعراء، آیه ۲۱۵ ) و روایات بر آن تاکید شده است. امام رضا علیه السلام در تبیین مراتب و درجات تواضع می فرماید: اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَها بِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتى إِلَیْهِ، إِنْ رَأى سَیِّئَهً دَرَأَها بِالْحَسَنَهِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛ تواضع درجاتى دارد: یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کندکه انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. (کافى، ج ۲، ص ۱۲۴، ح ۱۳)
  21. دوست صالح: در این باره مطالب بسیاری گفته و نوشته شده اس؛ زیرا رفیق خوب انسان را به خوشبختی و سعادت و رفیق و دوست بد انسان را به بدبختی سوق می دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: مَنْ أرادَ اللّهُ بِهِ خَیْرا رَزَقَهُ اللّهُ خَلیلاً صالِحا؛ هر کس که خداوند براى او خیر بخواهد، دوستى شایسته نصیب وى خواهد نمود. (نهج الفصاحه، ح ۳۰۶۴)
  22. اجتناب از حسد و حسادت : بسیاری از مشکلات مردم ریشه در حسادت دارد که آثار سوء معنوی و مادی و دنیوی و اخروی دارد و گاه به قتل نیز می کشد.(مائده، آیه ۳۷؛ یوسف، آیات ۵ و آیات دیگر) پیامبر صلی الله علیه و آله درباره تاثیر پرهیز از حسادت و آثار آن می فرماید: رَأى موسى علیه السلام رَجُلاً عِنْدَ الْعَرْشِ فَغَبَطَهُ بِمَکانِهِ فَسَأَلَ عَنْهُ فَقالَ: کانَ لایَحْسُدُ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ حضرت موسى علیه السلام مردى را نزد عرش دید و به جایگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال کرد. به او گفته شد که او به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمى برد. (روضه الواعظین، ص۴۲۴)
  23. سرپرستی یتیمان: پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: مَن عالَ یَتیما حَتّى یَسْتَغْنىَ عَنْهُ أَوْجَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ بِذلِکَ الْجَنَّهَ کَماأَوْجَبَ اللّهُ لآِکِلِ مالِ الْیَتیمِ النّارَ؛ هر کس یتیمى را سرپرستى کند تا آن که بى نیاز گردد، خداوند به سبب این کاربهشت را بر او واجب سازد، همچنان که آتش دوزخ را بر خورنده مال یتیم واجب ساخته است. (بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۴، ح ۸)
  24. اجتناب و پرهیز از اختلاف: شاید روزی نباشد که انسان به هر دلیلی با یکی مشکل و اختلافی در گفتار و رفتار و مانند آن پیدا نکند. بهترین شیوه آن است که تا می تواند خود را مهار و مدیریت کرده و از اختلاف یا تشدید آن جلوگیری به عمل آورد. چنین رویه ای موجب می شود تا موفقیت ها در زندگی به او رو آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید : إنَّ الاِختِلافَ والتَّنازُعَ وَالتَّثَبُّطَ مِنْ أمْرِ الْعَجْزِ وَالضَّعْفِ وَهُوَ مِمّا لایُحِبُّهُ اللّهُ وَلا یُعْطى عَلَیْهِ النَّصْرَ وَالظَّـفَرَ؛ اختلاف و کشمکش و پشت هم اندازى، از ناتوانى و سستى است و خداوند نه آن رادوست دارد و نه با آن یارى و پیروزى مى دهد. (بحارالأنوار، ج۲۰، ص ۱۲۶)
  25. پرهیز از تلون و بوقلمون صفتی : این رویه تلون بسیار مشکل آفرین است و ارتباط اجتماعی را مختل می کند. از این روست که امام صادق علیه السلام ضمن هشدار می فرماید : اِعْلَموا اَنَّ اللّهَ تَعالى یُبْغِضُ مِنْ خَلْقِهِ الْمتَلَـوِّنَ، فَلا تَزولوا عَنِ الْحَقِّ وَ اَهْلِهِ، فَاِنَّ مَنِ اسْتَبَدَّ بِالْباطِلِ وَاَهْلِهِ هَلَکَ وَفاتَتْهُ الدُّنْیا؛ بدانید که خداوند از انسان هایى که دائما رنگ عوض مى کنند نفرت دارد. پس از حقو اهل آن جدا نشوید، چرا که هر کس به باطل و اهل آن بپیوندد، نابود مى شود و دنیا راهم از دست مى دهد. (امالى مفید، ص۱۳۷، ح ۶)
  26. راحت مردم خواهی: انسان باید دارای خصوصیاتی باشد که هم خود استفاده کند و هم مرد؛ اما مسلمان و به ویژه مومن به حکم احسان و اکرام باید پا فراتر از این نهد. از این روست که امام صادق علیه السلام می فرماید: یَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَکونَ فیهِ ثَمانى خِصالٍ: وَقورا عِنْدَ الهَزاهِزِ، صَبورا عِندَ البَلاءِ، شَکُورا عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعا بِما رَزَقَهُ اللّهُ، لایَظْلِمُ الاَعْداءِ، وَلایَتَحامَلُ لِلاَصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فى تَعَبٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فى راحَهٍ؛ سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد: در سختى ها باوقار، در گرفتارى صبور، در آسایش شاکر و به روزى خداوند قانع باشد، به دشمنان ستم نکند، از دوستان کینه و دشمنى به دل نگیرد، بدنش از او در رنج و مردم از او در آسایش باشند. (کافى، ج۲، ص ۴۷، ح۱)