راه های نجات از استعضاف

samamosاستضعاف که به معنای خواستن ناتوانی و ضعف برای شخص دیگری است، یکی از نابه هنجاری اجتماعی به ویژه در حوزه عمل سیاسی است. از این روست که در کنار استکبار به عنوان رفتاری زشت و به دور از کرامت و اخلاق انسانی در قرآن مطرح شده و از مومنان خواسته شده تا با این گونه رفتارهای نابه هنجار اجتماعی سیاسی مقابله کنند.

نویسنده در این مطلب بر آن است که علل و عوامل استضعاف در جوامع بشری را بر اساس تحلیل قرآنی به دست دهد و راه های نجات از این بحران اخلاقی سیاسی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

استضعاف ، سد راه جامعه قرآنی

برخی از عوامل و مسایل در زندگی بشر، خطراتی را متوجه فرد می کند و او را از رسیدن به کمال باز می دارد، اما برخی از علل و عوامل در یک دایره وسیع و گسترده تری عمل می کنند و جامعه و یا جوامع بشری را از مسیر کمالی و رشدی باز داشته و آنان را حتی در دنیا به سوی بدبختی و شقاوت سوق می دهد. از جمله این عوامل می توان به استضعاف اشاره کرد که به معنای قرار دادن اشخاص و یا جامعه ای در ناتوانی است به گونه ای که دیگر نتواند از همه ظرفیت ها و استعدادهای سرشته در ذات و نهاده در محیط اجتماعی بهره گیرد و در مسیر کمالی انسانیت و شکوفایی تمدنی جامعه گام بردارد.

قرآن در آیاتی چند به این نابه هنجاری در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی اشاره کرده و آثار و کارکردهای زیانبار آن را تبیین و تحلیل نموده است.

از جمله در آیه ۲۶ سوره انفال تبیین می کند که یکی از پیامدهای استضعاف از سوی انسان های زورگو و زمدار آن است که شخص یا جامعه نسبت به وضعیت خویش هماره احساس بحران ناامنی می کند و ترس از ربوده شدن و قرار گرفتن در محیط بسته و به دور از حقوق طبیعی ، او را در بر می گیرد، به گونه ای زندگی وی سرشار از وحشت و هراس است و هیچ گونه رنگ آرامشی را به خود نمی بیند.

ایجاد چنین فضا و محیطی برای دیگران ، به سبب آن که بازدارنده شخص یا جامعه از قرار گرفتن در مسیر کمالی و رشدی است، نمی تواند بیانگر اندیشه و شخصیت سالم استضعاف گر باشد؛ از این رو ست که خداوند ایجاد چنین وضعیت، موقعیت و حالتی برای اشخاص یا جوامع را نشانه ای از کفر و زور و ظلم بر می شمارد. به این معنا که تنها از انسان کافر و زورگوست که این گونه رفتار زشت و نابه هنجاری را می توان انتظار و توقع داشت.

اهدافی که سیاستمداران زورگو و کافر از به استضعاف کشیدن مردم و یا جامعه دارند، بهره کشی هایی بیرون از دایره فطرت و انسانیت و یا حقوق طبیعی و ابتدایی بشر است. به این معنا که استعضاف کنندگان با این رفتار نا به هنجار خویش بر آن هستند تا دیگران را استثمار کنند و آنان را برای مقاصد و اهداف غیر انسانی خویش به کار گیرند. این گونه است که با قرار دادن مردم و جوامع در محیطی غیر انسانی چون فقر، آنان را به استثمار جسمی و جنسی وا می دارند. خداوند در آیه ۴ سوره قصص گزارش می کند که چگونه فرعون با استضعاف جامعه یهودی زمان خویش کوشید تا از مردان ایشان برای کارهای خدماتی و عمرانی بهره کشی کند و زنانشان را به روسپی گری وادارد و بهره کشی جنسی نماید.

البته استضعاف کنندگان برای دست یابی به اهداف ستمگرانه و بیرون از دایره حقوق انسانی و عدالت، اقداماتی زشت و بسیار غیر انسانی دیگری نیز انجام می دهند که از جمله می توان به کشتن کودکان و فرزندان اشاره کرد. آنان به علل و اهداف گوناگونی دست به این اقدامات فجیع می زنند که از جمله می توان به کاهش جمعیتی استضعاف شوندگان اشاره کرد؛ زیرا بقای کودکان به معنای افزایش جمعیتی است که می تواند بحران هایی در حوزه های امنیتی و غذایی و مانند آن پدید آورد و شرایط برای شورش های گسترده و ناامنی را فراهم کند. از این روست که با کشتن کودکان این امکان را برای خود فراهم می آورند تا بتوانند استضعاف شوندگان را مدیریت و مهار کنند و شرایط سرکشی و آشوب را از آنان سلب کنند.

هدف دیگری که در قتل کودکان مستعضف در زمانه کنونی پی گیری می شود بهره گیری از اعضای کودکان برای بیماران سخت درمان می باشد. اکنون قتل کودکان آفریقایی و آسیایی تبار در کشورهای جهان به ویژه از سوی بسیاری از دولت های غربی به ظاهر متمدن ، استفاده از اعضای کودکان است. ربایش و دزدیدن و یا حتی انتقال به ظاهر انسانی آنان از جوامع آفریقایی و آسیایی به کشورهای غربی گاه به هدف استثمار جنسی است. این مساله در مورد کودکان دختر و حتی زنان اتفاق می افتد.

شرایطی که مستکبران فراهم می آورند موجب می شود تا گروه های بسیاری از مردم از مردان و زنان در حالتی از ضعف و ناتوانی جسمی قرار گیرند؛ زیرا تغذیه نامناسب و فشار کار بسیار و فقدان بهداشت و امنیت موجب می شود که کودکان در زمان رشد در وضعیت بحرانی قرار گیرند و در آینده نیز از جسمی سست و ناتوان برخوردار باشند.

این شرایط نامناسب هم چنین موجب می شود تا از آموزش و پرورش مناسب نیز برخوردار نشوند و در نهایت گرفتار استضعاف فکری شوند. به نظر می رسد که مهم ترین هدف از تغییر وضعیت اقتصادی و بهداشتی و آموزشی مناطق و جوامع آفریقایی و آسیایی از سوی مستکبران جهانی، قرار دادن جوامع در استضعاف فکری و فرهنگی باشد؛ زیرا در چنین شرایطی مستکبران جهانی بهتر و آسان تر می توانند به اهداف غیر انسانی خویش از استکبار ورزی و استضعاف کشی دست یابند.

در گزارش هایی بسیاری از منابع مستقل به دست آمده این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که جوامع مستضعف کنونی در جهان چون آفریقا نه تنها از حضور مستکبران و استثمار آنان ناراحت و ناخشنود نیستند بلکه آنان را انسان های خوبی می دانند که به کمک ایشان آمده اند؛ زیرا آنان با غارت منابع طبیعی و کانی های غنی و ارزشمند این کشورها با بهره کشی از کارگران بومی ، غذا و بهداشتی را برای ایشان فراهم می آورند که بتوانند بهتر کار کنند و زنده بمانند.

در گزارش های بنیادهای کارنگی و راکفلر این معنا مورد تاکید قرار گرفته است که بهره کشی از آفریقایی ها و آسیایی ها نیازمند افزایش سطح آموزش و بهداشت در حد و اندازه مشخصی است؛ زیرا برای افزایش تولید و کیفیت بخشی به آن می بایست از کارگران سود برند که در سطح از علوم فنی باشند که بتوانند چرخ های صنعت و کارگاه و کارخانه ها را بگردانند.

آموزش های رایگانی که مایکروسافت ارایه می دهد نیز در همین راستاست ؛ زیرا بهره مندی از بازار بزرگ آفریقایی نیازمند آن است که آنان با چگونگی استفاده از رایانه و نرم افزارهای آن آشنا باشند. در حقیقت آموزش بیش تر و بهتر، تنها در سطحی است که امکان استثمار و بهره کشی از جوامع مستضعف فراهم آید.

خداوند در قرآن استضعاف را عامل مهم در مسیر کمالی انسان و جوامع بر می شمارد و به شدت به هر گونه انواع و اقسام استضعاف مبارزه می کند. این گونه است که بر مستضعفان نهیب می زند و آنان را به تفکر و اندیشه وا می دارد و خواهان قیام و مبارزه آنان می شود.

اصولا هدف از بعثت و رسالت پیامبران ، آگاه سازی جوامع نسبت به حقوق طبیعی و انسانی آنان و فراهم آوردن شرایطی برای قیام توده ها برای گرفتن حق و حقوق خویش بر اساس عدالت است. از این روست که در آیه ۲۵سوره حدید از بهره گیری توده های مردم از کتاب برای افزایش سطح مطالبات واقعی و آهن و شمشیر برای مبارزه با مستکبران و قاسطین در راستای تحقق عدالت به عنوان هدف رسالت و بعثت پیامبران سخن به میان آمده است.

خداوند در آیات ۹۷ و ۹۸ سوره نساء از مردمان می خواهد تا به هر شکلی شده با مستکبران به مبارزه برخیزند. از جمله ا ین راه ها ترک کشور و میهن است تا مستکبران اجازه نیابند تا از نیرو و توان ایشان به شکل استثماری استفاده کنند. هجرت برای رهایی از استضعاف مستکبران یکی از راه هاست. بنابراین انسان ها می توانند از هر راه ممکنی که شده از شر استکبار رهایی یابند و اجازه ندهند تا دشمن از ایشان سوء استفاده کند.

خداوند در همین آیات و نیز آیات دیگر، عدم بهره گیری از راه های فرار از استضعاف را به معنای همراهی و همگامی با مستکبران بر می شمارد و آن را عاملی برای عذاب و مواخذه در قیامت بر می شمارد. به این معنا که استضعاف موجب نمی شود تا تکلیف حرکت در مسیر کمالی و رشدی از آنان سلب شود. بلکه بر آنان است تا خود را از شرایطی که مستکبران فراهم آورده اند رهایی بخشند. در همین آیات تنها رفع عذاب و عقاب برای کسانی ثابت شده است که زنانی ناتوان و مردان پیر و سست باشند. بنابراین کسانی دیگر، در هر شرایطی نمی توانند خود را از بار تکلیف بیرون شمارند. بر این اساس می توان گفت که هر گونه پذیرش استضعاف از سوی دیگران به معنای پذیرش عقاب الهی در دنیا و آخرت است.

خداوند به مستضعفانی که از ایمان برخوردار هستند به عنوان آزادی خواهان یاد می کند ؛ زیرا آنان تلاش می کنند به هر شکلی شده از زیر بار استضعفاف بیرون آیند و در مسیر کمالی گام بردارند و در این راه حتی از جان خویش نیز مایه می گذارند.(نساء آیه ۷۵)

عوامل استضعاف

خداوند در آیات قرآنی در تحلیل علت ایجادی پدیده استضعاف و استکبار به این نکته اشاره می کند که ریشه آن را می بایست در دو طرف قضیه جست؛ زیرا زمانی مستکبران می توانند به استضعاف دیگران بپردازند که گروه دوم به تکالیف و مسئولیت های خویش نپرداخته باشند. در حقیقت نوعی پذیرش و کوتاهی از سوی گروهی موجب می شود تا مستکبران بتوانند به این شکل ظهور و بروز کنند و دیگران را به استثمار بکشند.

به سخن دیگر، در هر انسانی به سبب وجود خواسته ها و هواهای نفسانی در کنار وسوسه های شیطانی، نوعی تکبر وجود دارد که به شکل اجتماعی استکبار بروز و ظهور می کند. بنابراین می توان که هر انسانی استعداد مستکبر شدن را دارا می باشد. از این روست که امام خمینی(ره) می فرمود که هر انسانی می تواند دیکتاتور باشد و راه استبداد را بپیماید و تزکیه نفس و خودسازی در کنار مبارزه دیگران است که راه را بر دیکتاتوری و استکبارورزی می بندد.

بنابراین هر کسی می بایست خود را تزکیه نماید و اجازه ندهد تا هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی ، فرمان و مدیریت وی را در دست گیرد ؛ چنان که جامعه نیز نمی بایست اجازه دهد تا دیگران به حقوق ایشان تعدی و تجاوز کند و زمینه برای استکبار گروهی را فراهم آورند.

درحقیقت خوی استکباری در هر کسی وجود دارد که می تواند از درون و بیرون تقویت شود؛ چنان که آیه ۴ سوره قصص در بیان علت استکبار ورزی فرعون به این مساله توجه می دهد و خوبی تبه کاری و افسادگر فرعون را در کنار همراهی بخش دیگر جامعه عاملی برای استکبار و استضعاف جامعه مصری معرفی می کند.

یکی از مهم ترین علل و عواملی که در ایجاد استکبار و استضعاف جوامع می تواند موثر باشد، مساله اختلاف و تفرقه میان مردم است. اختلاف و تفرقه موجب می شود تا اشخاصی بتوانند از این وضعیت بهره برداری کرده و از آب گل آلوده ماهی گیرند. این گونه است که شماری فرصت طلب با ا ستفاده از تفرقه و اختلاف میان مردم به بهره کشی و استضعاف دیگران رو می آورند و جامعه را به دو بخش مستکبر و مستضعف تبدیل می کنند.(قصص آیه ۴)

به هر حال می توان مهم ترین علل و عوامل استضعاف جوامع را در روحیه استکباری مردم و خوی تبه کاری و ظلم گری گروهی در کنار تفرقه و اختلافات مردمی و همراهی آنان را خواسته های مستکبران جست و جو کرد.

البته مستکبران برای این که بتوانند بهتر و موثرتر به استکبار و استضعاف ادامه دهند، گرایش شدید به ایجاد گروه های کوچک دارند، از این رو می توان گفت که ایجاد تفرقه و اختلاف در کنار قتل و کشتن گروهی دیگر، برای آن است که بتواند به هدف خویش بهتر و آسان تر دست یابند. از این روست که خداوند به قلت در آیه ۲۶ سوره انفال به عنوان یکی از علل استضعاف اشاره می کند.

به این معنا که قلت و کم شمار بودن جوامع موجب می شود تا جوامع با اکثریت و جمعیت بیش تر به سادگی به آن حمله کرده و با ربودن و یا تحت سیطره قرار دادن جامعه آنان را به استضعاف بکشانند.

راه رهایی

برای رهایی از این مشکل سیاسی و اجتماعی ، خداوند به چند روش اشاره می کند. البته این روش های اختصاصی و انحصاری نیست و می تواند در هر زمانی با توجه به شرایط از روش ها و ابزارهای مناسب همان دوره بهره مند شد. ولی بی گمان مقاومت و صبر در برابر مستکبران در هر حال از مهم ترین و اساسی ترین روش هایی است که خداوند در آیه ۱۳۷ سوره اعراف بدان توجه می دهد؛ زیرا تنها مقاومت دایمی و پایدار است که در نهایت مستکبران در وضعیت و موقعیت بدتر قرار می دهد و موجبات رهایی مستضعفان را فراهم می آورد.

مقاومت و پایداری زمانی تحقق می یابد که انسان نسبت به آینده امیدوار باشد و این امیدواری در سایه پذیرش ایمان به خداوند و ربوبیت وی تحقق می یابد؛ زیرا کسانی که به خداوند باور دارند و او را پروردگاری حکیم و قادر می یابند می دانند که خداوند هماره ایشان را مورد توجه قرار می دهد و حکمت الهی نیز بر ایجاد جامعه سالم می باشد.

مقاومت می تواند به اشکال مختلف و گوناگونی صورت پذیرد که یکی از اشکال آن جهاد است. البته خداوند در آیه ۷۵ سوره نساء نه تنها جهاد را بر مستضعان واجب می شمارد بلکه بر گروه های دیگر اجتماعی که بیرون از محیط استضعافی هستند لازم است تا برای کمک و یاری جهادگران داخلی بشتابند و آنان را برای رهایی یاری نمایند.

از دیگر راهکارهایی که قرآن برای رهایی از استضعاف بیان می کند، هجرت و ترک سرزمینی است. این مطلب در آیه ۹۷ سوره نساء به عنوان یک راهکار برای شرایط سخت بیان شده است. به ا ین معنا که اگر مقاومت و جهاد نتوانست اهداف را تحقق بخشد می توان از راهکار هجرت و کوچ بهره برد.

در این آیه هجرت از محیط کفر و گناه بر مستضعفان دارای قدرت به عنوان یک تکلیف و واجب دینی مطرح شده است. از این روست که هنگام قبض روح مستضعفان گناه کار و ماندگار در محیط شرک و کفر ، فرشتگان از ایشان می پرسند که چرا از این محیط هجرت نکرده و به دیگر سرزمین ها نرفته اند؟ این بازخواست به معنای آن است که عذاب برای این گروه در آخرت نیز مهیا و فراهم است و با مرگ نمی توانند از آثار و پیامدهای استضعاف خود را در امان ببینند.

البته مستضعفان فکری به جهاتی در وضعیت و موقعیت بهتری قرار می گیرند ؛ زیرا خداوند عذر ایشان را در قیامت می پذیرد ؛ زیرا آنان در شرایطی قرار داشتن که درک و تحلیلی درست از موقعیت خود و دیگران نداشته و نمی توانستند وضعیت و شرایط بهتر را برای خود ترسیم و تحلیل کنند. این گونه است که این دست نسبت به عذاب های اخروی در امان خواهند ماند.(نساء آیات ۹۷ تا ۹۹)

از نظر قرآن مستضعفانی که اهل ایمان و مقاومت و جهاد باشند در نهایت به کمک امدادهای الهی از بلای اجتماعی استضعاف نجات و رهایی خواهند یافت و خداوند زمین را از مستکبران گرفته و به ایشان می بخشد.( اعراف آیه ۱۳۷ و قصص آیات ۵ و ۶)

این مطلب نه تنها امید را در دل های مستضعفان زنده می کند بلکه به آنان این امکان را می بخشد تا مقاوم تر از پیش در برابر مستکبران چون دولت غاصب اسرائیل بیایستند و اجازه ندهند رفتارهای فرعونی را در حق فلسطینان به عنوان نمونه ادامه دهند. بی گمان انتفاضه مردم فلسطین همان صبر و مقاومتی است که خداوند خواهان آن است و به زودی امدادها و کمک های الهی نیز نصیب آنان می شود و سرزمین قدس به ا یشان باز می گردد.