راه های مهار شهوت از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

شهوت کشش نفس به خواسته های خود، یکی از اموری است که انسان می بایست در مهار و مدیریت آن تلاش کند؛ زیرا این کشش هر چند امری طبیعی و فطری است، اما به سبب تمایل به افراط می تواند انسان را از حالت اعتدال و تعادل خارج ساخته و با طغیان شهوت، بخشی از نفس بر بخشی دیگر مسلط و زمینه تغییر به شکل دفن و دسیسه فطرت را فراهم آورد و امکان بهره مندی از همه مواهب الهی را از انسان سلب کند و شرایط سقوط و رفتارهای ضد اخلاقی و ضد قانونی و ضد شرعی را در انسان افزایش دهد. از همین روست که در آموزه های وحیانی قرآن، بر مهار و مدیریت شهوت نفسانی اهتمام ویژه ای مبذول شده و راهکارهایی برای آن بیان شده است.

شهوت مذموم و شهوت غیر مذموم

شهوت، کشش نفس به خواسته خود را گویند(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۶۸، «شها».) شهوت، در اصطلاح روانشناسى کشش و میلى است که شدّتش از حدّ معمول تجاوز کرده، امیال دیگر را تحت الشّعاع قرار دهد و تمام توجّه شخص را منحصراً به موضوع خود جلب نماید.(روانشناسى تربیتى، دکتر سیاسى، ص ۳۹۶.)

آن چه در آموزه های وحیانی قرآن، مذموم دانسته شده، اصل وجود شهوت نیست؛ زیرا قوه شهوت در کنار قوه غضب و قوه عاقله از قوای نفس است. خدا نفس انسانی را در مقام «استوا و اعتدال» آفریده است به طوری که قوای سه گانه همگی در خدمت تحقق اهداف الهی نفس هستند. مسئولیت هر یک از قوای سه گانه از سوی خدا به شکل تکوینی و فطری تعیین شده است. قوه شهوت در حقیقت مسئولیت جذب هر آن چیزی را دارد که انسان بدان نیاز دارد؛ از این روست که قوه شهوت را قوه جاذبه نفس دانسته اند؛ در برابر قوه غضب مسئولیت دارد تا امنیت انسان را تامین کرده و با قوه قهریه هر تهدیدی را دفع یا رفع کند. از این روست که از قوه غضب به عنوان قوه دافعه یاد می شود. قوه عاقله سومین قوه نفس انسانی مسئولیت دارد تا بر اساس عدالت میان دو قوه غضب و شهوت، تعادل ایجاد کند و اجازه افراط و تفریط به هیچ یک ندهد.

از نظر قرآن، همان طوری که سرکوب قوه غضب و دافعه جایز نیست؛ زیرا انسان برای تامین امنیت فردی و جمعی و نیز شخصی و اجتماعی نیازمند به قوه غضب و دافعه دارد؛ هم چنین نیازمند قوه شهوت و جاذبه است تا به تامین نیازهای مورد نیاز انسان اقدام کند. از همین روست که سرکوب هر گونه شهوت غذایی یا جنسی یا حتی شهوت های دیگر چون شهوت مال و منال و مقام، امری مذموم و بر خلاف اهداف خلقت انسان است. بر همین اساس، قرآن به صراحت نسبت به کسانی که به سرکوب شهوت جنسی می پردازند و با ترک ازدواج و اختیار رهبانیت بر آن هستند تا شهوت جنسی را سرکوب کنند، مخالفت ورزیده و آن را روشی انحرافی دانسته است.(مومنون، آیات ۵ تا ۷؛ حدید، آیه ۲۷؛ معارج، آیات ۲۹ تا ۳۱؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۶۵؛ التّبیان، ج ۱۰، ص ۱۲۵)

البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن که بر اساس فطرت و مطابق گرایش های تکوینی بشر ساماندهی شده است(روم، آیه ۳۰) همان اندازه که سرکوب قوای جاذبه و دافعه یعنی شهوت و غضب، مذموم دانسته شده است؛ هم چنین رها کردن این قوای به حال خود جایز و روا نیست؛ زیرا آزادی عمل به آنها مساوی و برابر با سرکوب عقل فطری و خروج از تعادل و استوا و اعتدال ذاتی نفس است؛ زیرا قوای شهوانی و غضبانی به طور ذاتی به گونه ای طراحی شده اند که گرایش به افراط و زیاده خواهی دارند، به طوری که هر چه بیش تر دستشان بازگذاشته شود، حریص تر شده و به میزان مستحق خویش بسنده نمی کنند. این گونه است که گرایش به طغیان در قوای شهوانی و غضبانی یک گرایش طبیعی است که می بایست با امارت عقل مدیریت شود؛ وگرنه با طغیان قوای شهوانی و غضبانی، عقل اسیر شده و تحت امارت هواهای نفسانی قرار می گیرد و به جای آن که عقل به تعادل و اعتدال اقدام کنند، در خدمت هواهای نفسانی قرار گرفته و راهکارهای جدیدی را برای طغیان هواهای نفسانی ارایه می دهد. به عنوان نمونه فوران شهوت جنسى و طغیان آن، موجب خروج انسان از حالت طبیعى شده و شخص طغیانگر به انواع و اقسام شیوه ها برای دست یابی به اهداف نامشروع و نامعقول و نامقبول شهوت اقدام می کند؛ چنان محبت شدید فراتر از عشق زلیخا نسبت به یوسف(ع) موجب می شود تا دست به هر کاری بزند و خود و دیگران را به زحمت و کارهای خلاف شرع و عرف از جمله مراوده، معاشقه ، مکر زنانه ، توطئه مجلس زنانه و تهدید به زندان و مانند آن ها اندازد.(یوسف، آیات ۳۰ تا ۳۲؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۳۵۲)

به هر حال، از نظر قرآن، شهوت اگر در حالت اعتدال و تحت امارت عقل به فعالیت بپردازد، نه تنها امری مثبت بلکه لازم و ضروری برای بقای انسان و هم چنین نسل اوست؛ زیرا شهوت غذایی موجب بقای انسان و شهوت جنسی موجب بقای نسل است. افزون بر این که همین شهوت است که انسان را به استعمار و آبادانی زمین، فعالیت های کشاورزی، دامداری، صنعتی، ایجاد اجتماع و بهره مندی از توانمندی ها و ظرفیت یک دیگر و تشکیل نظام های سیاسی، اجتماعی و قضایی و مانند آن ها وادار می کند؛ چرا که بدون شهوت هیچ یک از این نظام های گوناگون در عرصه های مختلف پدید نمی آمد و انسان حتی از صفحه روزگار محو می شد و هیچ اثر و نشانی از وی باقی نمی ماند.

اقسام شهوت و انحراف و اسراف در آن

از نظر قرآن، قوای جاذبه انسان دارای انواع و اقسامی چند است که شامل شهوت غذایی، جنسی، عاطفی و مالی است. نفس انسانی به گونه ساخته شده است تا بتواند برای بقای خود و هم چنین نسل از شهوت غذایی و جنسی بهره برداری کند. خدا انسان را زوج آفریده تا این گونه جفت و زوج بتوانند نیازهای گوناگون جنسی، عاطفی و بقایی خویش را تامین کنند. همه انسان ها از غریزه جنسی و شهوت جنسی برخوردار هستند و فرقی میان زن و مرد یا پیامبر و غیر پیامبر نیست.(اعراف، آیه ۱۸۹؛ رعد، آیه ۳۸؛ بقره، آیه ۱۸۷؛ آل عمران، آیه ۱۴)

قرآن به صراحت بیان می کند که شهوت و دلبستگى عاطفى انسان، به زن و فرزند خویش در کنار دلبستگی به مال و مقام یک امر طبیعی و تکوینی در فطرت انسانی است.(آل عمران، آیه ۱۴؛ حدید، آیه ۲۰)

پس مشکل در اصل شهوت نیست، بلکه مشکل در گرایش اسرافی و افراطی و انحرافی این قوه است که موجب می شود تا انسان از حالت اعتدال و تسویه و استوای طبیعی و فطری خارج شود؛ چنان که افراط در مساله شهوت جنسی می تواند انسان را به جای بهره گیری از مسیر درست و صحیح همسران به سمت و سوی هم جنس گرایی یا استمناء یا مساحقه و لواط و مانند آنها سوق دهد که مسیر های انحرافی برای ارضای شهوت جنسی است.(اعراف، آیات ۸۰ و ۸۱؛ ذاریات، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ معارج، آیات ۲۹ تا ۳۱)

از نظر قرآن، طغیان شهوت جنسی موجب می شود تا انسان به جای استفاده درست و صحیح از شهوت جنسی ، راه هایی را در پیش گیرد که خلاف طبیعت وفطرت و نیز اهداف خلقت انسان است. بنابراین، ممکن است به جای زناشویی با همسر که راه طبیعی و معقول و مقبول و مشروع است، به زنا(نساء، آیات ۱۵ و ۲۳ و ۲۴ ؛ یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴ و ۳۳)، لواط و هم جنس بازی(اعراف، آیات ۸۰ و۸۱؛ هود، آیات ۷۸ و ۷۹؛ شعراء، آیات ۱۶۵ و ۱۶۶ )، نزدیکی با حیوانات(مومنون، آیات ۶ و ۷؛ معارج، آیات ۲۹تا ۳۱؛ روح المعانى، ج ۱۰، جزء ۱۸، ص ۱۱) ، استمنا و خودارضایی(همان؛ وسائل الشّیعه، ج ۲۸، ص ۳۶۴، ح ۴) ومانند آن ها بپردازد.

راهکارهای مهار و مدیریت شهوت

از نظر آموزه های وحیانی قرَآن، توجه معتدل به شهوت امری پسندیده و بلکه ضرورت طبیعت بقای انسان است. بنابراین، آن چه مشکل زا است، طغیان و انحراف در این امر است که می بایست با مهار و مدیریت عقلانی اجازه هر گونه اسراف و طغیان به گرایش های شهوانی داده نشود. راهکارهایی قرآن برای مدیریت و مهار شهوت بیان کرده است که از جمله مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. عفت: عفت به معنای حبس و نگه داشت نفس از هر گونه زیاده روی و زیاده خواهی است. در حقیقت انسان عفیف با حفاظت از نفس اجازه نمی دهد تا طغیانگیری کند و بخواهد از هر طریق نیازهای گوناگون از جمله شهوانی خویش را برطرف کند. در حقیقت هدف مجوزی نیست تا انسان از هر وسیله ای برای تحقق هدف مشروع خویش استفاده کند؛ بلکه لازم است برای تحقق هدف مشروع از ابزار و وسیله مشروع استفاده شود. به هر حال، از نظر قرآن، عفّت، راهى براى مصونیّت خویشتن، از طغیان شهوت است.(مومنون، آیه ۵؛ نور، آیات ۳۰ تا ۳۳؛ معارج، آیه ۲۹) امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: عفّت یعنى نگاه داشتن بطن و فرج ضعیف مى‏گرداند شهوت را، یعنى هرگاه کسى خود را به آن عادت داد بتدریج شهوت و خواهش او ضعیف شود و به هواها و هوسها بى‏رغبت می گردد.( شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، ج‏۲، ص۱۵۲، شماره ۲۱۴۸)
  2. ازدواج و آمیزش مشروع: یکی از راهکارهای مهار شهوت جنسی، تشکیل خانواده به شکل ازداوج دایم یا آمیزش مشروع در قالب عقد موقت است. این گونه زنان و مردان می توانند ضمن برآورد نیازهای جنسی خویش، اجازه طغیان و انحراف به قوه شهوت ندهند.(بقره، آیات ۱۸۷ و ۲۲۳؛ نساء، آیه ۲۴؛ مومنون، آیات ۵ و ۶؛ معارج، آیات ۲۹ و ۳۰؛ نور، آیه ۳۲؛ احزاب، آیه ۳۷) در حقیقت ازدواج در امر شهوت جنسی، خود نوعی پیشگیری نیز حساب می شود؛ زیرا اجازه نمی دهد تا شخص به استمنا و لواط و مساحقه و نزدیکی با حیوانات رو آورد و از مسیرهای انحرافی وارد شود. امیرمومنان می فرماید: غالب الشهوه قبل قوه ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها؛ پیش از آن که تمایلات نفسانی به تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن؛ زیرا اگر تمایلات از حد بگذرند و نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آنها را از دست خواهی داد.(غررالحکم، ج ۱، ص۴۷۵)
  3. استعاذه به خدا: از نظر قرآن، گاه شرایط برای انسان بسیار سخت است و نمی تواند به تنهایی از عهده طغیان گری شهوت برآید. برای جلوگیری از وسوسه های نفسانی و شیطانی لازم است که انسان به خدا پناه برد. از همین رو، گفتن «معاذ الله» به عنوان یک ذکر تاثیرگذار می تواند تامین کننده مهار و مدیریت طغیان شهوت و بازدارنده از تاثیرگذاری وسوسه های شیطانی باشد.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴ و۳۳)
  4. استعانت از خدا: استعانت از خدا، سبب مصون ماندن از انحرافات جنسى و حفظ عفّت و پاکدامنى است. انسان باید با التفات به توحید فعل، هر کاری را با استعانت از خدا انجام دهند.(حمد، آیه ۵) در مساله مهار و مدیریت نفس نیز این بهترین روش است.(یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴ و۳۳)
  5. تقوای الهی: از نظر قرآن، تقوای الهی موجب می شود تا امر شهوت به دست عقل سپرده شود و جلوی طغیان آن گرفته شود. برای تحقق تقوای الهی راهی جز حرکت در مسیر عبودیت مبتنی بر صراط مستقیم اسلام و شرایع آن نیست.(بقره، آیه ۲۱) بنابراین، کسی که بخواهد تقوای الهی به دست آورد، می بایست به شرایع اسلامی تن داده و بر اساس آن فلسفه و سبک زندگی خویش را سامان دهد.(همان)
  6. یاد قیامت: اصولا از نظر قرآن، یادکرد قیامت برای کسانی که باور به معاد و یوم الدین دارند، این امکان را می دهد تا از فجور و دریدگی در امان مانند و اجازه ندهند تا شهوات بر نفس مسلط شود و اختیار آن را به دست گیرد.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) اصولا یاد دنیا موجب گرایش به دنیا و یادکرد آخرت موجب گرایش به آخرت می شود. شکی نیست که مهار فکر و ذهن توسط عقل موجب می شود تا قوه خیال و وهم در خدمت عقل باشند نه در خدمت قوای شهوانی و غضبانی . از این روست که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَنْ کَثُرَ فِکْرُهُ فِی الْمَعَاصِی دَعَتْهُ إِلَیْهَا؛ هر که بسیار باشد فکر او در گناهان بخوانند گناهان او را بسوى خود.( غرر الحکم و درر الکلم، ج ۱، ص ۱۸۶) حضرت عیسی(ع) خطاب به حواریون می فرمایند: پیامبر خدا موسی (ع) به شما فرمان داد تا زنا نکنید اما من به شما دستور می دهم تا فکر زنا را هم نکنید تا چه رسد به خود زنا؛ زیرا کسی که فکرش مشغول به این گناه باشد مانند کسی است که در خانه ای که دارای نقش و نگار است آتش روشن کند؛ سرانجام دود تمام این زیبایی ها را از بین می برد اگر چه خانه آتش نگیرد.(کافی، ج‏۵ ، ص۵۴۲.) پیامبر(ص) می فرماید: از مرگ بسیار یاد کنید که ویران کننده لذتهاست و میان شما و هوسها و امیال حایل است.( الغارات، ج ۱، ص ۸۷)
  7. دعا و نیایش: تضرع و انابه به درگاه خدا به معنای پذیرش فقر ذاتی و نیاز دایمی به خدا در هر چیزی هر چند خرد و کوچک است. در این امر مهم شهوت که غلبه بر آن سخت و نیازمند جهاد اکبر نفس است، لازم است تا انسان به دعا و نیایش متوسل شود. از همین روست که در قرآن، دعا و نیایش به درگاه خدا و استمداد از او، راهى براى مصون ماندن از انحراف جنسى و غلبه بر شهوت جنسی معرفی شده است.(یوسف، آیات ۳۳ و ۳۴)
  8. نماز: چنان که گفته شد کسب تقوای از طریق عمل به شرایع اسلامی می تواند مهم ترین راه برای جلوگیری و مهار طغیان گری شهوت باشد. البته برخی از اعمال عبادی همانند نماز و روزه نقش روشن تری برای کسب تقوای الهی دارد و در این راه بهتر می توانند برای مهار و مدیریت نفس مورد استفاده قرار گیرد. از همین روست که در قرآن بر نقش نماز و نیایش به درگاه الهى، در تعدیل و مهار شهوات تاکید خاص و ویژه ای شده است(مریم، آیه ۵۹)؛ زیرا تقدیم «اضاعوا» در آیه بر «اتّبعوا الشّهوات» گویاى نقش تضییع نماز در پیروى از شهوات است، بدین مفهوم که اقامه نماز، نقش سازنده اى در تعدیل و مهار شهوات دارد. پس اگر کسی به جای تضییع نماز به نماز توجه یابد، می تواند به مهار شهوت بپردازد.
  9. توجه به آثار شوم شهوت پرستی: از نظر قرآن التفات و توجه به آثار شوم شهوت پرستی می تواند خود عاملی برای جلوگیری و مهار شهوترانی باشد. از همین روست که قرآن به این آثار بد و زشت توجه می دهد تا انسان با آگاهی نسبت به آن ، از شهوترانی و شهوت پرستی خود را حفظ کند و عفت ورزد. به عنوان نمونه وقتی انسان متوجه شود که پیروی از شهوات می تواند او را از فرجام نیک دور کند، در حالی که مهار و مدیریت آن می تواند انسان را سربلند و کامیات سازد، به طوری طبیعی انسان عاقل شهوت خویش را مهار و مدیریت می کند. خدا در آیه ۱۴ سوره آل عمران بیان می کند که شهوت و شیفتگى به امکانات زندگى دنیا، مانع دستیابى انسان به فرجام نیک است؛ زیرا وقتی «الحیوه الدّنیا» در تقابل با حسن ماب است، مراد و مقصود از «حسن المأب» آخرت خواهد بود. بر این اساس می توان گفت : پیروى از شهوات، مانع نیل انسان به فرجام نیک و نعمتهاى بهشتى است. پس کسی اگر بخواهد آخرت داشته باشد، می بایست از شهوت رانی اجتناب کند؛ چنان که پیامبران این گونه عمل می کنند. در آیات قرآنی بارها خدا از مردم می خواهد تا به آثار دنیوی و اخروی شهوترانی توجه داشته باشند؛ زیرا این توجه می تواند خود عامل بازدارنده باشد.(مریم، ایه ۵۹؛ اعراف، آیات ۸۰ تا ۸۴؛ ذاریات، آیات ۳۲ تا ۳۴؛ شعراء، آیات ۱۶۱ تا ۱۶۷) در روایات بسیاری به آثار بد شهوترانی اشاره شده است؛ از جمله امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید : الهوی اسّ المحن ؛ هوا و هوس اساس و اصل رنج ها و محنت ها است .(غرر الحکم) یا می فرماید: الهوی مطیه الفتن ؛ هوا مرکب فتنه ها و آشوب ها است .(همان) یا می فرماید: الهوی اعظم العدوین ؛ هوا بزرگ ترین دو دشمن است؛ منظوراز دو دشمن هوای نفس و شیطان است .(همان) و همین بزرگوار هم چنین در مورد شهوت می فرماید : الانقیاد للشهوه من ادوا الداء ؛ تسلیم شهوت شدن بدترین بیماری است .(همان) هم چنین می فرماید: الجاهل عبد شهوته؛ انسان نادان بنده شهوت خویش است (همان) یا می فرماید: اول الشهوات طرب و آخرها عطب ؛ آغاز شهوت ها شادی و طرب و پایانش درماندگی و هلاکت است . پیامبر گرامی (ص) نیز فرموده است : رب شهوه ساعه تورث حزنا طویلا ؛ چه بسا شهوت لحظه ای کوتاه که اندوهی طولانی در پی دارد (نگاه کنید: میزان الحکمه ، ج ۱۰، ماده الهوی ) امام صادق(ع) نیز می فرماید:: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ- ص -: مَنْ سَلِمَ مِنْ أُمَّتِی مِنْ أَرْبَعِ خِصَالٍ فَلَهُ الْجَنَّهُ مِنَ الدُّخُولِ فِی الدُّنْیَا وَ اتِّبَاعِ الْهَوَى وَ شَهْوَهِ الْبَطْنِ وَ شَهْوَهِ الْفَرْجِ ؛ از پیامبر خدا (ص) فرموده است : هر کس از امت من از چهار صفت در امن باشد اهل بهشت است : خود را در دنیا افکندن و اهل دنیا شدن؛ پیروی از هوا ؛ شهوت شکم و طعام ؛ شهوت جنسی. البته زیاده روی و افراط در این امور مراد است.( مستدرک الوسائل ، ج ۱۲ ، ص ۱۱۰ ، باب تحریم اتباع الهوى)
  10. پیروی از اسوه های نیک: انسان هماره در زندگی دنبال کسانی است که موفقیت های بزرگی را کسب کرده اند؛ پیامبران از جمله کسانی هستند که در دنیا و آخرت از حسنات الهی بهره مند بوده اند. توجه به زندگی پیامبران و اهتمام بدان می تواند انسان را برای مهار و مدیریت شهوات نفسانی یاری رساند. از آن جایی که اجتناب از شهوات و خواسته هاى نفسانى، ویژگى مهم پیامبران، برگزیدگان و هدایت یافتگان است(مریم، آیات ۵۸ و ۵۹) هر کسی بخواهد این گونه موفق باشد می بایست برای کسب کامیابی همین راه را در پیش گیرد و همانند آنان به مهار و مدیریت نفس خویش بپردازد.