راه های مهار شهوت از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

شهوت از ریشه «شهی» به معنای رغبت و میل شدید همراه با محبت به کسی یا چیزی است. شهوت را کشش نفس به خواسته خود دانسته اند که در کنار «غضب» و «عقل» سه قوه از قوای نفس انسانی است که برای استکمال نفس به آن نیاز است؛ زیرا همان طوری که غضب به عنوان قوه دفاعی نفس عمل می کند، شهوت نیز به عنوان قوه جاذبی نفس عمل می کند تا هر آن چه انسان بدان نیاز دارد، تامین کند.

البته از نظر قرآن، شهوت و غضب به سبب آن که جنبه «حیوانی» انسان در سطح «کالانعام» را تامین می کند، لازم است تا با قوه عاقله مدیریت و مهار شود تا جنبه «انسانی» بر جنبه حیوانی غلبه کند؛ زیرا اگر مهار و مدیریت دو قوه به دست عقل نباشد، نه تنها انسان در شهوت و غضب از تعادل خارج می شود، بلکه ممکن است اجازه ندهد تا عقل به کمال خویش برسد و جنبه مدیریتی نفس را به دست گیرد و این گونه حتی ممکن است که عقل در خدمت شهوت و غضب باشد؛ چنان که در بسیاری از اندیشمندان ودانشمندان از احبار و مانند آن ها این گونه شد و از درون آنان «سامری ها و بلعم باعورا ها» بیرون آمد که انسان از اسلام و شرایع و رهبران اصیل آن دور ساخت و به گمراهی کشاند.

اقسام شهوت از نظر قرآن

چنان که گفته شد شهوت به معنای میل شدید به چیزی یا کسی همراه با محبت و علاقه است. بنابراین، شهوت منحصر به شهوت جنسی نیست؛ بلکه از نظر قرآن، شهوات را می توان به چند نوع و قسم دسته بندی کرد که شامل موارد زیر است:

  1. شهوت جنسی: از مهم ترین اقسام شهوت می توان به شهوت جنسی اشاره کرد. خدا در قرآن بیان می کند که شهوت جنسى مردان و تمایل شدید آنان به زنان، گرایشى غریزى است که خدا در بشر قرار داده است. بنابراین، هرگز وجود شهوت جنسی به معنای امری بد یا زشت نیست، بلکه لازمه ماهیت انسان است.(بقره، آیه ۱۸۷؛ آل عمران، آیه ۱۴؛ یوسفه، آیه ۵۳؛ احزاب، آیه ۳۷) در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که بالاترین لذّتها در دنیا و آخرت، لذّت بردن از زنان است. (الکافى، ج ۵، ص ۳۲۱، ح ۱۰) بنابراین، هرگز نمی بایست شهوت جنسی را امری ناپسند دانست، بلکه ضرورتی برای ماهیت انسان و لذتی بی پایان برای اوست. البته فلسفه وجودی شهوت را نمی توان تنها در لذت آن جست و جو کرد، هر چند که لذت بردن خود یک فضلیت برای انسان است؛ از همین روست که خدا در قرآن، از لذت ها و متلذات سخن به میان آورده است. بنابراین، این که انسان گرایش به لذایذ داشته باشد، امری ناپسند و مذموم نیست؛ زیرا انسان در بهشت نکاح و آمیزش جنسی را تنها برای لذت آن خواهد داشت؛ چنان که شرب و کارهای دیگر را نیز برای آن خواهد داشت.(محمد، آیه ۱۵؛ صافات، آیه ۴۶) بنابراین ، در فرهنگ قرآنی، اصالت لذت، قطعی است و لازم نیست که انسان وقتی کاری می کند، غیر لذت دنبال فلسفه و هدف دیگری باشد؛ زیرا خود لذت، فلسفه برخی از اعمال و رفتارها است. البته این در بهشت بیش تر خودش را نشان می دهد؛ زیرا کارها و اعمال انسان در بهشت بر اساس اصالت لذت است نه مثلا برای تناسل یا بقا یا مانند آن. هم چنین باید گفت که در دنیا شهوت جنسی لازم و ضروری است؛ زیرا شکی نیست که وجود شهوت جنسی در بشر مهم ترین عامل در بقای نسل انسان است؛ زیرا اگر شهوت جنسی در انسان نباشد، بقای انسان از دست می رود؛ چرا که انسان با شهوت جنسی است که به ازدواج و نکاح رو می آورد و صاحب فرزند می شود و با تناسل بقای انسانی را تضمین می کند. از نظر قرآن، پیامبران، چون سایر مردم، داراى غریزه جنسى و تمایل به زنان بودند و هیچ تفاوتی از این جنبه بشری با دیگران ندارند(رعد، آیه ۳۸)؛ زیرا آیه یاد شده در مقام پاسخ گویى به یهود است که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) را سرزنش مى کردند که تمام قصد و همّت او زنان و نکاح با آنان است. (روح المعانى، ج ۸ ، جزء ۱۳، ص ۲۴۲) هم چنین از نظر قرآن، شهوت جنسی در همه انسان ها حتی حضرت آدم(ع) وجود داشته است(اعراف، آیه ۱۸۹)؛ زیرا واژه «تغشى» در آیه به معناى پوشاندن است و در این آیه، مراد از آن کنایه از آمیزش جنسى است.(مفردات، ص ۶۰۷ ، «غش») بنابراین، اگر میان آدم و حوا آمیزش جنسی بوده ، لازمه آن داشتن غریزه شهوت در آنان است. از سوی حضرت آدم(ع) بچه دار شد و همه بشریت به عنوان «بنی آدم»(اعراف، آیات ۳۱ و ۳۵ و ۱۷۲؛ اسراء، آیه ۷۰؛ یس، آیه ۶۰) مطرح هستند که خود بیانگر وجود شهوت در اوست. از نظر قرآن، انسان در برابر شهوت جنسی بسیار ضعیف است؛ زیرا «میل عظیم» در انسان موجب می شود تا شرایط به گونه ای شود که از درون و بیرون آسیب ببیند.(نساء، آیات ۲۷ و۲۸) به سخن دیگر، یکی از مهم ترین اسباب و علل ضعف خلقتی انسان، وجود همین شهوت جنسی در انسان است.(همان) البته باید توجه داشت که غیر از انسان و حیوانات، جنیان نیز از سطح شهوتی همانند انسان برخوردار هستند و آنان نیز گرایش شهوانی جنسی به حوریان دارند که در بهشت هستند.(الرحمن، آیات ۵۶ و ۷۰ و ۷۲ و ۷۴) از نظر قرآن، مشکل اساسی انسان در دنیا این نیست که در شهوت جنسی حلال و طیب زیاد روی می کند؛ بلکه این است که در لذت بردن از طریق شهوت جنسی راه انحرافی را در پیش می گیرد که شامل زنا با غیر(نساء، آیه ۱۵)؛ استمنا(مومنون، آیات ۶ و ۷؛ وسائل الشّیعه، ج ۲۸، ص ۳۶۴، ح ۴)، لواط و هم جنس بازی(اعراف، آیه ۸۰ و ۸۱) و آمیزش با حیوانات است.( مومنون، آیات ۶ و ۷؛ روح المعانى، ج ۱۰، جزء ۱۸، ص ۱۱) در حقیقت اسراف در شهوت و لذت بری جنسی در زیاده روی در حلال و طیب آن نیست، بلکه در حرام و خبیث آن است که از آن به فحشاء و مانند آن یاد می شود.(اعراف، آیات ۸۰ و ۸۱)
  2. شهوت عاطفی: از دیگر اقسام شهوت می توان به شهوت عاطفی اشاره کرد؛ به این معنا که انسان از نظر عاطفی گرایش و میل شدید و رغبت زیادی به چیزها یا افراد دارد. از جمله می توان به گرایش شدید انسان به زن و فرزند اشاره کرد؛ زیرا گرایش به زن تنها بر اساس شهوت جنسی نیست، بلکه یک گرایش عاطفی نیز است. هم چنین گرایش به فرزند شکی در آن نیست که یک شهوت عاطفی است نه جنسی.(آل عمران، آیه ۱۴)
  3. شهوت مالی: بر اساس آیات قرآنی از جمله شهوات انسان گرایش به مال و ثروت است؛ زیرا انسان دلبستگی و رغبت شدید و میل عظیم به مال و ثروت دارد تا جایی که به تکاثر و کنزاندوزی رو می آورد.(آل عمران، آیه ۱۴)
  4. شهوت غذایی: انسان برای بقای خویش در دنیا نیازمند شهوت غذایی است. البته در بهشت این گرایش به غذا برای بقا نیست، بلکه برای همان اصالت لذت است؛ زیرا در بهشت می خورد تا لذت ببرد. خدا در قرآن بیان می کند که بخش بزرگی از فعالیت های انسان در بهشت اختصاص به شهواتی دارد که برای لذت بردن است. از همین روست که هر گونه مشتهیات برای نفس در آن جا فراهم است.(محمد، آیه ۱۵؛ صافات، آیه ۴۶؛ فصلت، آیه ۳۱؛ زخرف، آیه ۷۱) خدا به صراحت در این باره می فرماید: وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ و در آنجا آنچه دلها آن را اشتها داشته و بخواهند و دیدگان را لذت و خوش آید، هست؛ و شما در آن جاودانید. (زخرف، آیه ۷۱) این خوردنی ها و نوشیدنی ها شامل انواع اقسام شراب ، آب و خمر، گوشت پرندگان، میوه ها و مانند آن ها است که در آیات قرآنی بیان شده است.(زخرف، آیه ۷۳؛ محمد، آیه ۱۵؛ صافات، آیه ۴۶ و آیات دیگر)

ضرورت مهار شهوات

از نظر قرآن، یکی از اسباب ضعف خلقتی انسان به شهوت باز می گردد(نساء، آیات ۲۷ و ۲۸) و همین شهوت است که انسان را از اصول انسانی – اخلاقی که فطرت و عقل آن را تایید و نقل آن را امضا می کند، خارج ساخته و به سوی سقوط در مرتبه «کالانعام بل هم اضل»(اعراف، آیه ۱۷۹) می کشاند.

خدا به انسان ها هشدار می دهد که شهوت و غضب دو ابزار اساسی برای بشر به ویژه در زندگی دنیوی است، اما نمی بایست این ابزارها حاکم بر نفس شوند و انسان تابع و پیرو هواهای نفسانی شود که غضب و شهوت آن را سازماندهی کرده است. در حقیقت بخش اعظمی از احکام شرایع آسمانی اسلام ناظر به دعوت مردم برای مهار و مدیریت شهوات است؛ زیرا اگر شهوات مهار نشوند عقل انسانی را می تواند به تبعیت خویش در آورد و انسان را از خلافت الهی به ضلالت و ذلالت و رذالت بکشاند. از همین رو، همه پیامبران در شرایع خویش احکام و آموزه های دستوری را بیان کردند که موجب مهار ومدیریت شهوات شود.(مریم، آیات ۵۸ و ۵۹)

البته شرایع اسلامی هرگز خواهان «سرکوب شهوت» و حذف آن از طریق حذف ابزارها و آلات شهوت، یا رهبانیت یا ترک ازدواج نبوده است؛ زیرا از نظر وحی الهی چنین رفتار و رویه ای نیز انحراف است، هم چنان که لواط و زنا و استمنا و مانند آن ها انحراف در شهوات است(حدید، آیه ۲۷)؛ زیرا مقصود از رهبانیّت در آیه، ترک زنان و همسران و صومعه نشینى است که خدا می فرماید ما چنین فرمانی نداده ایم.(مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۶۵) البته چنان که گفته شد، افراط و تفریط هر دو نادرست و ناروا است؛ حال چه با ترک ازدواج باشد خواه با استمنا یا زنا؛ زیرا مقصود از «وراء ذلک» در آیات قرآنی (مومنون، آیه ۷؛ معارج، آیه ۳۱) همان خروج از حدّ، از هر طرف و هر جهت که باشد، است.(التّبیان، ج ۱۰، ص ۱۲۵) بنابراین سرکوب کردن شهوت یا زنا هر دو نوع از رفتارها به معنای رفتار خارج از حدود الهی است.

از نظر قرآن، اگر شهوت مهار و مدیریت نشود، انسان از حالت طبیعی خارج می شود و رفتارهایی را از خود بروز می دهد که بیانگر عدم تعادل روحی و روانی و رفتاری اوست(یوسف، آیه ۳۰)؛ زیرا اصطلاح «شغفها حباً» به معنای آن است که زن عزیز مصر، چنان گرفتار عشق یوسف(علیه السلام) شده تا جایی که اختیار خویش را از دست داده و نفوذ عشق در اعماق قلبش او را به خیانت نسبت به همسر وادار ساخته است. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۳۵۲) پس وقتی شهوت فوران کند، دیگر عصمت و پاکدامنی و عفت و حیا از دست می رود و به قوانین و اصول عقلی و عرفی و شرعی هیچ پای بندی نشان نمی دهد.(یوسف، آیات ۳۰ تا ۳۲)

راه های مهار شهوت

از نظر قرآن، عواملی چون بی حجابی(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیات ۵۳ و ۵۹)، چشم چرانی (نور، آیات ۳۰ و ۳۱)، مراودات و آمد و شد بسیار با نامحرم و رابطه پنهانی (یوسف، آیه ۲۳)، سخنان و رفتارهای تحریک آمیز(نور، آیه ۳۱؛ احزاب، آیه ۵۹)، دیدن صحنه های شهوانی و آمیزش جنسی دیگران(نور، آیات ۵۸ و۵۹)، وسوسه ها و تزیین گری های شیطان(اعراف، آیات ۱۶ و ۱۷؛ الکشّاف، ج ۲، ص ۹۳) و نمایش زینت ها و برجستگی های طبیعی زنان که زینت و آرایه آنان است(نور، آیه ۳۵) از جمله مهم ترین عواملی است که شهوت را تحریک می کند و گرایش شهوانی جنسی را موجب می شود. بنابراین، مراعات حجاب و عدم مراوده و عفت و حیا و مانند آنها که در تضاد عوامل پیش گفته تحریکی هستند، می تواند عامل مهم در مهار شهوت جنسی باشد.

البته برای مهار و مدیریت شهوت جنسی بهتر آن است که نکاح و ازدواج مشروع انجام شود تا انسان به انحراف جنسی کشیده نشود.(بقره، آیه ۲۲۳؛ نساء، آیه ۲۴؛ مومنون، آیات ۵ و ۶؛ معارج، آیات ۲۹ و۳۰)

استعاذه به خدا (یوسف، آیات ۲۳ و ۲۴)، استعانت به خدا(یوسف، آیات ۳۲ تا ۳۴)، دعا و نیایش(همان)، کسب تقوای الهی(آل عمران، آیات ۱۴ و ۱۵؛ هود، آیه ۷۸) و عفت(مومنون، آیه ۵؛ نور، آیات ۳۰ تا ۳۳) از جمله راهکارهای قرآنی برای مهار و مدیریت شهوت جنسی است.

البته خدا به امر نماز به عنوان یک عامل مهم در مهار و مدیریت شهوات از جمله شهوت جنسی اشاره دارد؛ (مریم، آیه ۵۹) زیرا تقدیم «اضاعوا» بر «اتّبعوا الشّهوات» گویاى نقش تضییع نماز در پیروى از شهوات است، بدین مفهوم که اقامه نماز، نقش سازنده اى در تعدیل و مهار شهوات دارد. پس اگر کسی بخواهد از پیروی شهوات در امان ماند می بایست به نماز به عنوان یک عامل مهار و مدیریت آن توجه یابد و این گونه خود را شهوات و انحرافات شهوانی و طغیان آن در امان نگه دارد.

باید توجه داشت که مساله چشم چرانی یا دیدن صحنه های جنسی می تواند نقش بسیار مهمی در تحریک جنسی و فوران شهوت داشته باشد. امام صادق(ع) فرمودند: « النظر سهم من سهام الشیطان؛ نگاه کردن (به نامحرم) یکی از تیرهای زهرآگین ترکش ابلیس است.» هم چنین می فرماید: نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلوده ای از تیرهای شیطان است. هر کس آن را برای خدا ترک کند نه به خاطر غیراو، خدا ایمانی به او می دهد که مزّه آن را می چشد».( جامع الاخبار، ص ۴۰۸، ح ۱۱۲۹) همچنین آن حضرت فرمودند: «نگاه پیاپی به نامحرم، بذر شهوت را در دل می افشاند و همین امر برای هلاکت بیننده اش کافی است».( من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۸، ح ۴۹۷۰)

امروز بسیاری از دختران و پسران به سبب دیدن صحنه های جنسی در فضای مجازی گرفتار خود ارضایی و مسایل دیگر هستند؛ چرا که فیلم های مبتذل ماهواره ای یکی از عوامل انحرافات جنسی بوده و موجب تقلید جوانان خصوصاً زنان و دختران از بازیگر های این فیلم ها در نوع لباس و پوشش نامناسب آنان در قالب مدگرایی می شود، در حالی که این کار باعث تحریک جوانان پسر در امور جنسی می شود، علاوه بر آن فیلم های مبتذل دیگری که در ماهواره ها موجود می باشد، یکی دیگر از مواردی است که باعث انحرافات جنسی می گردد و جوانان باید با توجه به آیات قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) از دیدن این فیلم ها اجتناب کنند و این اصلی ترین راه برای جلوگیری از به دام نیفتادن در تله های شیطان به وسیله این ابزار ها می باشد، چنانچه قرآن کریم در این باره می فرماید: قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِک أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یصْنَعُون » به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام می دهید آگاه است.(نور، آیه ۳۰)

والدین در مسایل جنسی می بایست بسیار مراعات کنند؛ زیرا کودکان از رفتار جنسی آنان تاثیر می پذیرند. خوابیدن کودکان در یک اتاق خواب از همان دوران کودکی باعث ایجاد زمینه برای انحرافات جنسی می شود. در روایات به دست آمده از معصومین(ع) نیز به جداسازی بستر کودکان تاکید شده است. از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که می فرمایند: «فَرِّقُوا بَینَ أَوْلَادِکمْ فِی الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا سَبْعَ سِنِین » کودکان را چون هفت ساله شدند، از هم جدا بخوابانید.( مکارم الاخلاق، ص ۲۲۳)

هم چنین در روایات بسیار که به حد تواتر رسیده آمده که از بغل کردن و بوسیدن دختر بچه در سن شش سالگی به بعد اجتناب کنید. برای مثال امیر المؤمنین امام علی(ع) در این باره در حدیثی می فرمایند: هنگامی که دختر به شش سالگی رسید جایز نیست که او را مرد نا محرمی ببوسد و یا او را فشار دهد.( تهذیب الاحکام، ج۷، ص ۴۶۱)

انسان باید ارزش خویش را بشناسد. حقیقت انسان زمانی کشف می شود که عقل بر انسان حاکمیت یابد و از پیروی و تبعیت شهوات در امان ماند؛ زیرا کرامت انسان با عقل حفظ می شود و این عقل است که انسان را در جایگاهی برتر از چارپایان قرار می دهد؛ زیرا شهوت و غضب را که حیوانات چرنده و درنده دارند و تفاوت انسان با چرنده شهوتران با درنده غضبناک در همین عقلانیت اوست. بنابراین، اگر کسی مقام کرامت انسانی خویش را بشناسد عقال امر خویش را به دست شهوات و غضب نمی سپارد بلکه به دست عقل می دهد. علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «من کرمت علیه نفسُه، هانت علیه شهواته؛ کسی که کرامت و ارزش خود را بشناسد، شهوت نمی‌تواند بر او غلبه کند.(نهج البلاغه، حکمت ۴۴۱)