راه های صیانت از آزادی سیاسی و اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

آزادی از حقوق طبیعی انسان است؛ زیرا خداوند انسان را همان طوری که موجودی عاقل آفریده، دارای اراده قرار داده است. این اراده است که به انسان امکان می دهد تا میان متقابلات، یکی را انتخاب و آن دیگری را ترک کند. قدرت انسان بر فعل و ترک که همان اختیار است، از اموری نیست که بتوان آن را از انسان ها سلب کرد؛‌ اما می توان محدودیت هایی را برای اعمال این حق ایجاد کرد. این محدودیت ها گاهی از سوی خداوند در قالب تشریع برای هدایت مردم به کمال صورت می گیرد، و گاهی از سوی انسان های مستکبر و مستبد برای استثمار انجام می شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی به علل و عوامل محدودیت ها و راه های مبارزه با آن اشاره کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

 

صیانت از حق طبیعی آزادی

آزادی به معنای حق انتخاب و اختیار فعل یا ترک از ویژگی ها و صفات طبیعی انسان است. خداوند انسان را برای مسئولیت بزرگ خلافت الهی انتخاب کرده و برای این که انسان ها بتوانند این مسئولیت را به بهترین شکل ممکن به عهده گرفته و انجام دهند، توانایی هایی را به انسان بخشیده که از جمله مهم ترین آن ها می توان به عقل، علم و اراده اشاره کرد. این که خداوند در آیه ۲۹ سوره حجر از دمیدن روحش به انسان و در آیه ۳۱ سوره بقره از تعلیم همه اسمای الهی به انسان خبر می دهد، در راستای همان مسئولیتی است که در آیه ۳۰ سوره بقره به عنوان خلیفه اللهی از آن یاد کرده است؛ چرا که موجودی می تواند مسئولیت خلافت الهی را به عهده گیرد که در چارچوب مسئولیت از توانایی برخوردار باشد که مستخلف عنه و خداوند از آن برخوردار است. از این روست که خداوند پس از دمیدن از روح خویش و تعلیم همه اسمای الهی و در حقیقت ایجاد ظرفیت تمام، او را به عنوان خلیفه معرفی کرده و فرمان سجده اطاعت و پیروی از خلیفه را صادر می کند.(بقره، آیه ۳۴) در میان صفاتی که به انسان داده شده شاید بتوان گفت عقل و علم و اراده نقش اساسی را در انجام این مسئولیت به عهده دارد.

آزادی از امور ذاتی یا لوازم ذاتی انسان است و نمی توان آن را از انسانی سلب کرد، چنان که نمی توان از انسان قدرت تعقل و یا تعلم و تفکر را سلب کرد. البته می توان محدودیت هایی را از درون و بیرون برای بهره مندی از این امور ایجاد کرد. گاه از این محدودیت ها به عنوان فقدان آزادی یاد می شود؛ هر چند که چنین تعبیری نارساست؛ زیرا در هیچ حالی انسان فاقد عنصر اراده و اختیار به تبع آن فاقد آزادی نیست؛‌ ولی همین محدودیت ها خود عامل دوری انسان از کمال است؛ از همین روست که صیانت از حق آزادی در دستور کار قرار گرفته و انسان ها می بایست به گونه ای رفتار کنند که از درون و بیرون دچار محدودیت نشوند.

آزادی سیاسی و اجتماعی

از نظر قرآن انسان ها همان طوری که در نظام تکوین به سبب اراده دارای آزادی طبیعی و حق انتخاب هستند، هیچ کسی نمی تواند این آزادی را از ایشان سلب کند و یا محدود سازد؛ زیرا انسان ها تنها در سایه ازادی هستند که می توانند مسئولیت خلافت الهی را انجام داده و به کمالات بایسته و شایسته خویش برسند.

آزادی سیاسی عبارت از این است که انسان در یک نظام سیاسى حق داشته باشد، هر کارى را که قانون اجازه داده است و مى‌دهد، انجام دهد و به انجام آن‌چه قانون منع کرده و به صلاح او نیست، وادار نشود.( روح‌القوانین، ج‌۱، ص‌۳۹۲)

با توجّه به مالکیّت مطلق خدا، حقّ حکومت بالاصاله از آن او است و او بر اساس مشیّت حکیمانه‌اش (آل‌عمران، آیه ۲۶) آن را به انبیا و اولیاى خویش جهت تأمین حقوق انسان‌ها وانهاده است. (ص، آیه ۲۶) قرآن، با نفى حکومت استبدادى (اعراف، آیات ۱۲۳ ـ ۱۳۰) و به رسمیّت شناختن حق دخالت مردم در نظام سیاسى با شیوه‌هاى ذیل، آزادى سیاسى آنان را تأمین کرده‌است.

برخوردارى ازحق انتخاب نظام سیاسى الهى و شکل آن (فتح، آیات ۱۰و ۱۸)، آزادى در انتخاب کارگزاران اصلح و دادن مسؤولیّت به کسى که صلاحیّت آن را داراست (نساء، آیه۵۸)، نهى از استبداد و استعباد (آل‌عمران، آیه ۷۹) و لزوم دخالت دادن مردم در تعیین و تَمشیت امور خویش (آل‌عمران، آیه۱۵۹؛ شورى، ۳۸)؛ زیرا مشورت، یعنى استخراج آراى مشاوران که بدون آزادى رأى، در نظام سیاسى معنا ندارد. عدم مصونیّت هیچ‌کس(المیزان، ج ۱، ص ۱۹۳) حتّى حاکمان در برابر قانون، (انعام، آیات ۸۸ و ۸۹) و گذاشته شدن مسؤولیّت امر به معروف و نهى از منکر و نقد حکومت و سیاست و موضع‌گیرى حاکم اسلامى و اصلاح جامعه بر دوش همگان از زنان و مردان (توبه، آیه ۷۱ ؛ آل‌عمران آیات ۱۰۴ و ۱۱۰ ؛ هود آیه ۱۱۶ ؛ حج ، آیه ۲۲) نیز مؤید همین نکته است.

هم چنین مبارزه با طاغوت (اعراف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴ و ۱۰۵)، انتقاد از فقدان آزادی در جامعه(اعراف، آیات ۸۵ و ۸۶ و ۸۸)، مبارزه و مقاومت در برابر مستبدان و مستکبران(ابراهیم، ایه ۱۳)، انجام اصلاحات در حد استطاعت(هود، آیه ۸۸) از دیگر ادله و شواهد دفاع اسلام از آزادی سیاسی در طول تاریخ بشریت بوده است.

در حوزه اجتماعی نیز تاکید بر اصل آزادی در ازدواج و مسکن، هجرت، حفاظت بر قوانین در چارچوب عدالت و انصاف ، صیانت از حقوق مردم ، تعلیم حقوق به مردم، دعوت به عدالت اجتماعی(حدید، آیه ۲۵)، همکاری در کارهای خیر و نیک(مائده، آیه ۲) و تشویق به وحدت و برادری و اخوت و نیز تحذیر از تفرقه (آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵)، حمایت از مقدسات (مائده، آیه ۲)، دعوت به اصلاح و ترک افساد(بقره، آیه ۶۰) و مانند آن خود گواه ارزش آزادی اجتماعی از دیدگاه اسلام و آموزه های قرآنی است؛ زیرا انسان در یک جامعه سالم و قانون مدار که آزادی در آن تثبیت شده است می توان به عدالت برسد و کمالات را درک کند. اگر آزادی نباشد هرگز عدالت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و مانند آن نیز تامین نخواهد شد.

عوامل تحدید آزادی

چنان که گفته شد، عواملی از درون و بیرون موجب محدودیت هایی در اعمال اراده و انتخاب آزادانه انسان می شود. این عوامل می تواند هواهای نفسانی و طغیان بخشی از وجود انسان علیه بخش دیگر باشد؛ چنان که اگر قوایی چون شهوت و غضب مدیریت نفس انسانی را به عهده گیرد، بخش دیگر انسانی در محدودیت شدید قرار می گیرد و عقل نمی تواند آزادانه اعمال قدرت نماید. از این روست که در آیات قرآنی بر آزاد سازی عقل از هواهای نفسانی و صیانت از آزادی عقل تاکید شده است. امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: وَ کَم مِن عَقل اَسیر تَحت هَوی اَمیر؛ چه بسیار عقلی که تحت سیطره هوای نفس قرار می گیرد.(نهج البلاغه، کلمات قصار، ۲۱۱)

اگر هواهای نفسانی بر آدمی مسلط شود، آزادی بخش بزرگ و اصلی انسان از وی سلب می شود، زیرا هواهای نفسانی چون شهوت و غضب، طغیان گر بوده و به سهم خود راضی نیستند. این گونه است که هیچ چیزی در جایش قرار نمی گیرد و عقل انسانی با محدودیت های شدیدی مواجه می شود، اما اگر عقل به عنوان رائد و رهبر قرار گیرد(کفایه الاثر، ص ۴۰) دیگر اجازه نمی دهد تا حقوق بخشی نادیده گرفته شود، بلکه حتی شهوت و غضب نیز حقوقش ادا می شود. از این رو، حس،‌ وهم و خیال نیز تحت حکومت عقل حقوقشان ادا می شود و کارها را به خوبی و درستی انجام می دهند و انسان از آنها نیز بهره مند می شود.

هر چند که عقل را به اعتبار گوناگون و حالاتی که دارد، نام های گوناگونی است،‌ ولی همه آن ها در راستای صیانت از آزادی های قواهای دیگر انسانی است. وقتی عقل از منکرات نهی می کند و باز می دارد، و یا مردم در نهایت به آنان به عنوان منتهی مرجعیت مراجعه می کنند تا راهنمایی بگیرند، به این اعتبار عقل را نهی می گویند.(طه، آیه ۱۲۸) این نهی از منکرات کردن برای آن است که انسان بتواند آزادی خود را صیانت کند، ‌چرا که انجام منکرات زمینه سلب عملی آزادی او خواهد شد و او را تحت سلطه و سیطره بی چون و چرا خود در می آورد.

پس عقل انسانی از درون می کوشد تا آزادی انسان صیانت شود در حالی که قوای دیگر چون شهوت و غضب تلاش دارند تا طغیان کرده و محدودیت هایی را برای عقل ایجاد کنند و آن را دسیسه و زنده به گور کنند.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر)

آن چه بیان شد، ناظر به عوامل تحدید کننده درونی است که آزادی انسان را در تحدید می کند، اما عوامل بیرونی که موجب می شود تا اراده و آزادی انسان محدود شود، اموری چند است که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

۱. استبداد: بی گمان خودرایی که ریشه در خود برتربینی دارد،‌ یکی از مهم ترین عوامل محدودیت ساز آزادی دیگران است. انسان های مستبد اجازه نمی دهند تا دیگران افکار و اندیشه های خود را اعمال کنند و آن چه را یافته اند انجام دهند. اگر استبداد رایی با قدرت همراه باشد سلب آزادی دیگر تشدید می شود؛ زیرا آنان با ارعاب(قصص، آیه ۲۸)، تهدید به قتل و زندان(شعراء، آیات ۲۲ و ۲۹)، شکنجه و مجازات های سنگین(شعراء، آیات ۴۶ تا ۴۹) اجازه نمی دهند تا شخص به اراده و اختیار کاری را انجام دهد.

۲. استکبار: از دیگر عوامل بسیار مهمی که موجب می شود تا آزادی دیگران محدود شود، روحیه استکباری افراد است. این افراد به سبب روحیه تکبر در درون و رفتار استکباری اجازه نمی دهند تا دیگران حق طبیعی خود اعمال کنند. از این رو، هر گونه رفتاری بیرون از خواسته خودخواهانه خود را نمی پذیرند و به شدت با آن مخالفت کرده و به تهدید و تطمیع آزادی دیگران را سلب می کنند و افکار و رفتار خود را بر آنان تحمیل می کنند.(اعراف، آیه ۸۸)

۳. خود محوری: خود محوری از دیگر عواملی است که موجب می شود تا شخص آزادی دیگران را محدود کند.(قصص، ایه ۲۸؛ شعراء، آیات ۲۲ و ۲۹؛ شعراء، آیات ۴۶ تا ۴۹)

۴. استثمار و بهره کشی: این هم از مهم ترین عواملی است که موجب محدودیت در حق دیگران می شود و آزادی را سلب می کند. استثمارگران مفسد (قصص، آیه ۴) براى تحصیل و حفظ منافع مادّى خویش و بهره‌کشى از دیگران با ایستادگى در برابر دعوت آزادى‌خواهانه انبیا (اعراف، آیه ۷۵) و تحقیر انسان‌ها (زخرف، آیه ۵۴) و نابود کردن توان آنان و سوء استفاده از زنان (قصص، آیه ۴) آزادى آنان را سلب مى‌کردند. این رویه هم چنان در همه انسان های استثمارگر وجود دارد و جهان امروز بیش ترین صدمه را از همین استثمارگران با عناوینی چون استعمار و آبادانی خورده است.

۵. کفر: از مهم ترین عواملی است که موجب تحدید آزادی دیگران می شود. انسان های کافر به سبب آن که به هیچ چیز ایمان ندارند پای بند به هیچ حق و حقوقی برای دیگران نیستند و همین کفر است که رفتار فجور آمیز را موجب می شود(قیامت، آیات ۴ و ۵) و به سادگی حتی قانونی را که خود نوشته اند دور می زنند و خلاف آن عمل می کنند؛ چرا که پاسخ گویی هیچ کسی نیستند و حق را بر مدار خود تعریف می کنند.(ابراهیم، آیه ۱۳؛ توبه، آیه ۴۰) امروز نیز کسانی که اعتقاد به اومانیسیم دارند، این گونه برای خود محوریت قایل هستند و حق را خود انسان دانسته و در حق دیگران از موجودات دیگر ظلم می کنند و این زیاده خواهی افسارگسیخته است که استعمار را بر جهان تحمیل کرده است و حقوق ملت های دیگر را سلب کرده اند.

راه های صیانت از آزادی

چنان که گفته شد آزادی انسان در دو جنبه دچار خطر محدودیت و سلب است؛ یکی از درون و دیگر از برون. صیانت از آزادی درونی به این است که عقل را فرمانده و امیر خود کند و اجازه ندهد تا هواهای نفسانی امارت را به عهده گیرد. بنابراین، درک این معنا که انسان دارای دشمن درونی است بسیار مهم است. این دشمن درونی، با زیاده خواهی و اسراف و فجور خود اجازه نمی دهد تا دیگر قوای انسانی به ویژه عقل آزادانه اعمال حق نماید. شناخت دشمن درونی و مراقب از طغیان گری موجب می شود تا نه تنها حتی قوای شهوانی و غضبانی از حق خود استفاده کنند، بلکه انسان در مسیر کمالی قرار می گیرد که دیگران نیز نتوانند آزادی او را سلب کنند؛ چرا که بسیاری از مردم به سبب ترس از دست دادن برخی از خواسته های شهوانی تن به ذلت بردگی و بندگی می دهند.

در آموزه های قرآنی بر جهاد اکبر به عنوان حافظ صیانت از آزادگی انسان تاکید شده است. جهاد اکبر به معنای تزکیه نفس موجب می شود تا انسان عقل را امیر کند و عقل نیز بر اساس عدالت حق همگان را به خوبی ادا می کند. این گونه است که هر قوه ای از قوای انسانی از حق ازادی در انتخاب سود می برد بی آن که ضرر و زیانی متوجه او شود.

اما نسبت به تهدیدهای بیرونی و عوامل محدودیت ساز باید گفت که عوامل چند می تواند آزادی سیاسی و اجتماعی انسان را صیانت کند. از جمله مهم ترین کارهایی که باید انجام داد امور زیر است:

۱. جهاد: همان طوری که جهاد موجب رهایی انسان از فجور و طغیان نفس می شود و به عقل این امکان را می دهد تا عادلانه حقوق هرقوه ای را ادا نماید و انسان را از بندگی نفس رها می کند، هم چنین جهاد می تواند انسان را از بردگی و بندگی دیگران رها کند و آزادی های طبیعی را صیانت نماید.( الفرقان، ج‌۵ و ۶‌، ص‌۱۷۹ و ۱۸۰؛ المنیر، ج‌۳، ص‌۲۴؛ فى ظلال، ج‌۱، ص‌۲۹۵)

۲. هجرت : فلسفه هجرت به‌دست آوردن آزادى دینى و فردى است و مسلمانان در صورت محرومیّت از آزادى و قرار گرفتن در حاکمیّت استبدادى که حفظ ایمان میسور نیست، موظّفند براى به دست آوردن آزادى هجرت کنند و در صورت کوتاهى در این وظیفه، به خویشتن ستم کرده، مرتکب گناهى بزرگ مى‌شوند.(نساء، آیات ۴ و ۱۰۰)

۳. استقامت و صبر: از دیگر روش های مبارزه برای صیانت از حق آزادی مبارزه منفی است. البته صبر تنها مقاومت منفی نیست،‌ اما در برخی از موارد با حفظ اصول می توان راهی را در پیش گرفت که حقوق اساسی حفظ شود؛ زیرا انسان هر چند ممکن نیست در همه شرایط به سرعت به هدف برسد ولی مقاومت و استقامت پایدار موجب می شود تا دشمن کوتاه بیاید و یاشرایط به نفع افراد آزادیخواه دگرگون شود. پس اگر در شرایط بسیار سختی قرار دارند باید مقاومت و صبر را پیشه گیرند و از حق و حقوق خود کوتاه نیایند تا در نهایت به آن برسند.(اعراف، آیات ۱۲۷ و ۱۲۸)

۴. دعا و نیایش: اگر همه راه های برای کسب آزادی بسته است ولی هرگز دست خداوند بسته نیست. بنابراین انسان می بایست در هیچ شرایطی از حقوق طبیعی خود کوتاه نیاید و اگر همه ابزارهای عادی بر او برای رسیدن به هدف بسته است به خداوند توکل کند و دست به دعا بردارد تا خداوند راهی برای رهایی از فشار دشمنان آزادی برای آنان فراهم آورد. قرآن با گزارش های چندی این رویه را معرفی و تشویق می کند. در آیات قرآنی آمده که حضرت موسى(ع)رهایى خویش از ستم‌گران را از خداوند طلبیده است. (قصص، آیات ۲۱ و۲۵) حضرت نوح(ع) (شعراء، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹) وآسیه (تحریم،‌ آیه۱۱) و ستم‌دیدگان بنى‌اسرائیل (بقره، آیه ۲۵۰) و مستضعفان در بند مکّه (نساء، آیه ۷۵) نیز براى رهایى خود از ستم، دست به دعا برداشته، آزادى خود را از خداوند طلبیدند. پس این راهی است که پیش از این بارها تجربه و آزموده شده و پاسخ مناسبی را نیز یافته است.