راه های رهایی از مکر و کید شیطانی

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از جنود جهل و لشکریان شیطان، مکر و کید است که بر اساس فریبکاری و نیرنگ بازی بنیان گذاری می شود تا انسان از جاده مستقیم هدایت خارج شده و در ضلالت و گمراهی قرار گیرد و به عنوان جاهل بی خرد از دنیا برود و در ظلمات جهل و جهالت قرار گیرد و از نور عقل و ایمان محروم شود.

بنابراین، شناخت سربازان و لشکریان شیطان امری بایسته است تا انسان با شناخت و آگاهی نسبت به دشمن و شیوه های نفوذ و سلطه اش، به دفع و رفع آن بپردازد و خود را از آن ایمن دارد. بهترین شیوه شناخت نسبت به آن، آموزه های وحیانی قرآن است که نویسنده در این مطلب با مراجعه به آنها بر آن است تا این شیوه شیطانی را بشناسیم و از آن در امان بمانیم. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مکر و کید الهی و شیطانی

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن،‌ معلوم می شود که کید و مکر از افعالی است که می توان به خدا و خلق نسبت داد؛ زیرا خدا در وصف افعال خویش، نه تنها مکر را به خویش نسبت می دهد،‌ بلکه خود را «خیر الماکرین» می داند و می فرماید: و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین؛ کافران نیرنگ زدند و خدا نیرنگ زد و خدا بهترین نیرنگ زنندگان است.(آل عمران،‌آیه ۵۴)

در جایی دیگر نیز با توجه به توطئه ها و مکرهای شیطانی انسان ها نسبت به بازداشت و زندانی کردن پیامبر یا کشتن یا اخراج آن حضرت(ص) به مکر دشمنان اشاره کرده و سپس مکر خویش را بیان نموده و در آخر می فرماید که خدا خیر الماکرین است.(انفال، آیه ۳۰)

هم چنین خدا درباره کید یعنی حیله و چاره جویی شیطانی دشمنان پیامبر(ص) می فرماید: انهم یکیدون کیدا و أکید کیدا؛ آنان هماره هر نوع کیدی به کار می گیرند و من هم تدبیری مناسب با آن کید ایشان به کار می گیرم.(طارق،‌ آیات ۱۵ و ۱۶)

به نظر می رسد که هر نوع کید و مکری که در راستای اهداف الهی و تبیین و تحقیق اسلام و صراط مستقیم عبودیت باشد، کید و مکر الهی است که در برابر کید و مکر شیطانی قرار می گیرد که در راستای اهداف ضلالت و اضلال انسان از سوی شیطان و اولیای شیطانی از جن و انس به کار گرفته می شود. از همین روست که حضرت ابراهیم(ع) در تقابل با ضلالت و اضلال بت پرستان از کید شدید خویش سخن می گوید که همان شکستن و نابودی بتان در هنگام جشن و رها شدن معبد از محافظان با تبر بت شکنی خویش است.(انبیاء، آیات ۵۷ و ۵۸)

باید توجه داشت که خدا در قرآن وصف اسمی ماکرین را برای خویش در قالب خیر الماکرین به کار برده است؛ اما وصف اسمی درباره کید به کار نبرده و خود را کائد یا خیر الکائدین ندانسته است.

از نظر قرآن، ریشه کیدهای شیطانی را می بایست در دشمن اصلی انسان یعنی ابلیس جست و جو کرد که دشمنی آشکار برای انسان است و بر آن  است تا به هر شکلی شده انسان را از خلافت الهی دور سازد و اجازه ندهد تا با عبودیت در صراط مستقیم متاله و خدایی شده و در جایگاه خلیفه الله قرار گیرد. از این روست که انسان ها را به جان هم می اندازد و با حزب سازی، حزب شیطان را از اولیای خویش تشکیل می دهد تا حتی برادران را به جان هم اندازد. ریشه کیدهای شیطانی انسان را می بایست در همان دشمنی شیطان با انسان جست و جو کرد.(یوسف، آیه ۵)

دشمن شیطانی در دام کید و مکر خویش

از نظر قرآن، مومنان هماره به سبب ایمان و اتصال به خدا و امدادهای آشکار و نهان الهی غالب و چیره معرکه ایمان و کفر هستند؛ هر چند که به ظاهر موفقیت هایی مقطعی برای کافران است؛ اما اولا این موفقیت ها مقطعی و از نظر زمانی و تاثیر محدود است و ثانیا شکست مومنان در ظاهر اتفاق می افتد، ولی در باطن این مومنان هستند که در هر حال پیروز میدان هستند؛ چرا که نصرت و شهادت هر دو به نفع مومنان خواهد بود و آنان به عنوان حزب الله در دنیا و آخرت سربلند هستند.

خدا در قرآن بیان می کند که به ظاهر دشمنان با کید و مکر خویش موفقیتی را به دست آورده اند، ولی در دام کید و مکر الهی گرفتار آمده و کید خودشان دامن گیر خودشان شده است؛ چرا که این موفقیت های ظاهری چیزی جز فتنه الهی و مهلتی اندک برای سقوط آنان در دوزخ اعمال زشت و بد خودشان نیست.(طارق، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ طور،‌ آیه ۴۲)

پس دشمنان هر چه از کید و مکر دارند به کار گیرند تا دانسته شود که چه سرنوشتی بد و شؤم در انتظار آنان به عنوان تکذیب گران آخرت و حسابرسی آن است.(مرسلات،‌ آیات ۳۹ و ۴۰)

سستی و ضعف کید و مکر شیطانی

از نظر قرآن،‌ درست است که دشمنان جنی در شیطنت خویش انواع و اقسام مکر و کید را برای دست یابی به اهداف شیطانی خویش به کار می گیرند، ولی مومنان می بایست بدانند که کید شیطانی ضعیف و سست بنیاد است.(نساء، آیه ۷۶)

شاید علت سستی و ضعف کید شیطان جنی در این باشد که آنان از نظر عقلی در سطح خیال و در نهایت وهم هستند،‌ و به درجه رشدی تمام و کمال نمی رسند تا در جهت رشید قرار گیرند که انسان به آن مرحله از رشد و کمال عقلی می رسد که به دور از هر گونه سفاهت و سبک مغزی و بی خردی است؛ چرا که ظرفیت انسان در بهره گیری از داشته های فطری تا جایی است که می تواند نور باطنی هدایت فطری و تکوینی خویش را با نور ظاهری ایمان و قرآن به تمامیت برساند و به رشد تمام دست یابد.(حجرات،‌ آیه ۷)

عظمت کید زنان از نظر قرآن

البته خدا به انسان هشدار می دهد که انسان ها در کید و مکر قوی تر از شیطان جنی و ابلیس هستند. از همین روست که حتی در عظمت کید زنان که به ظاهر احساسات بر عقلانیت آنان غلبه دارد و می بایست در کید و مکر سست و ضعیف تر حتی از شیطان جنی باشند، خدا می فرماید: ان کیدکن عظیم؛ به راستی همانا که کید شما زنان بسیار عظیم است.(یوسف، آیه ۲۸)

علت این عظمت و استواری چشم گیر زنان شاید همان بهره مندی انسان از عقلانیت است که اجازه می دهد تا فراتر از شیطان به کید و مکر اقدام کند؛ زیرا عقل که مسئولیت عقال هواهای نفسانی و پابند زدن به آن را دارد تا انسان در مسیر عبودیت و بندگی قرار گیرد و جاذبه شهوت و دافعه غضب را برای این اهداف به کار گیرد، ممکن است تحت سلطه هواهای نفسانی قرار گیرد و اهداف آن را برآورده سازد. این گونه است که مکر زنان به سبب همان قوت شهوت و سلطه بر عقل از قوت بسیاری برخوردار است.

شکست کید و مکر شیطانی

مومن هر چند که در هر کاری وارد می شود، با عقلانیت و واقع بینی است، ولی هرگز حقیقت را فدای واقعیت نمی کند؛ زیرا مومن واقع بین حقیقت گرا است و با تحلیل و تبیین واقعیت ها دنبال حقیقت و تحقق آن می رود. بنابراین، مومنان به این امر واقف و آگاه هستند که دشمنان شیطانی از هر مکر و کیدی برای موفقیت خویش بهره می گیرند؛ اما به این واقعیت نیز توجه دارند که خدای تعالی ولایت و نصرت خویش را معطوف مومنان کرده و اجازه نمی دهد تا مکر و کید دشمنان به نتیجه برسد و پیروزی دایمی و کامل برای دشمنان باشد. بنابراین، مومنان با آگاهی نسبت به کید و مکر دشمنان برنامه ریزی در قالب مقابله به مثل دارند، هر چند که به آن اکتفا نمی کنند و امیدشان به خدای تعالی است تا به سبب آگاهی و علم نسبت به دشمنان و مکر و کید ایشان، به تقابل با آنان بپردازد و مومنان را تحت ولایت و نصرت خویش قرار دهد.

به عنوان نمونه فرعون در کید عظیم خویش همه ساحران زبردست و ماهر را گرد آورد تا این گونه معجزه الهی را از جنس سحر ساحران معرفی کند که در نهایت شکست خود و کید و مکرش علیه خودش شد تا جایی که ساحران به حضرت موسی(ع) و معجزه اش ایمان آوردند.(طه، آیات ۶۰ تا ۷۳)

از نظر قرآن مومنان می بایست به این نکته توجه و التفات یابند که خیانت به هر شکلی و نوعی نتیجه بخش نیست و انسان را به هدف نمی رساند، بلکه خیانت عامل از دست رفتن هدفی است که خائن به دنبال آن به خیانت دست می زند. بر این اساس، کسانی که دنبال خیانت هستند با کید و مکری که به کار می برند،‌ هرگز به نتیجه نخواهند رسید؛ زیرا خدا کید خائن را هدایت نمی کند تا به مقصد برسد.(یوسف، آیه ۵۲)

خدا به کافران نیز می گوید که کید کافران هرگز آنان را به مقصد و مقصود نمی رسد؛ زیرا کیدی که آنان به کار می گیرند، در ضلالت و گمراهی است و امری که خود باطل و ضلالت است، نمی تواند موجب هدایت باشد و به مقصد و مقصود برساند.(غافر، آیه ۲۵) از همین روست که کید فرعون کافر نه تنها موجب هدایت و دست یابی به هدف و مقصود نشد،‌ بلکه تباه و نابود شد و او را به زیانکاری و نابودی کشاند.(غافر، آیه ۳۷؛ فیل،‌ آیه ۲)

از نظر قرآن،‌کید کافران هر چند که به ظاهر استوار و قوی باشد، ولی خدا به امداد غیبی و عنایت خاص خویش نسبت به مومنان آن کید کافران را سست می کند؛ چرا که خدا موهن کید کافران است.(انفال، آیه ۱۸)

ممکن است که دشمنان مسلمانان و مومنان، همه کید خویش را جمع کنند(طه، آیات ۶۰ و ۶۴)، و بخواهند آتشی از کید بیافروزند، ولی این خدا است که کید آنان را به خسران می کشاند و آنان را زیانکار قرار داده(انبیاء، آیه ۷۰) و به جای آن که بر فراز آیند به پستی و شکست کشانده می شوند.(صافات،‌ آیه ۹۸) این گونه است که دشمنان اسیر در دام کید خویش می شوند.(طور، آیه ۴۲)

از نظر قرآن،‌ مومنان اگر صبر و شکیبایی را با تقوای الهی بیامیزند هرگز کید دشمنان هیچ ضرری به آنان نمی رساند؛ زیرا این خدا است که بر هستی محیط است و کسی نمی تواند خدا را در محاط خویش در آورد(آل عمران،‌ آیه ۱۲۰) و بگذارد که کید آنان آنان را به بی نیازی بکشاند؛ زیرا آنان تحت نصرت الهی نیستند.(طور، آیه ۴۵)

مومنان به این نکته توجه دارند که همه مکر در اختیار و برای خدا است(رعد، آیه ۴۲)، بنابراین به سادگی می تواند مکر هر مکاری را دفع و رفع کند و کافران را در بدترین عاقبت عقوبت نماید.(همان)

البته چنان که گفته شد مکر بد و زشت بدکاران به خود ایشان باز می گردد و خود آنان را در محاق می برد؛ زیرا سنت الهی بر این قرار گرفته است تا هر کسی مکر زشتی را انجام دهد، آن مکر دامن گیر خودش شود.(فاطر، آیه ۴۳) این گونه است که مکر و کید زلیخا و زنان مصر علیه یوسف(ع) در نهایت دامن گیر خودشان شده و رسوای عام و خاص شدند.(یوسف، آیات ۳۱ تا ۳۴ و ۵۳)

برخی گمان می کنند که مهلت دادن خدا یا تبدیل نقمت به نعمت به معنای آن است که از مکر الهی رها شده اند،‌ در حالی که همه این ها جزو مکر الهی است که شخص از جایی که نمی فهمد به سرعت گرفتار مکر الهی و آثار خسران بار و زیان آور آن می شود.(یونس،‌ آیه ۲۱)

از نمونه های مکر الهی می توان به ایجاد سلطه برای مجرمان اشاره کرد که بزرگترین مجرمان را بر اجتماع مسلط می کند تا این گونه خود و مردمان مجرم گرفتار مکر الهی شوند و عقوبت گردند.(انعام،‌آیه ۱۲۳)

خانه ای که مکاران می سازند سست و بی بنیاد است تا جایی که ستون ها و قواعد آن به سادگی فرو می ریزد و سقف این خانه بر ایشان آوار می شود و این گونه گرفتار عذاب الهی می شوند.(نحل، آیه ۲۶)

خدا به مردمان هشدار می دهد که خود را نسبت به مکر الهی در امنیت نیابند؛ زیرا کسی خود را از آن ایمن بداند، گرفتار خسران می شود و سرمایه های وجودی خویش را از دست می دهد؛ چنان که زیانکاران به سبب همین امر گرفتار شده اند.(اعراف،‌ آیه ۹۹)

از آن جایی که جنود الهی بسیار است حتی شب و روز نیز علیه مستکبران خواهد بود و این گونه نیست که روزگار به نفع آنان می گردد؛ بلکه شب و روز امان ایشان را خواهد برید و آنان را تباه خواهد کرد و در شرایطی قرار می دهد که ندامت و پشیمانی نیز به داد آنان نمی رسد.(سباء، آیه ۳۳)

مکر الهی چنان دقیق و لطیف است که مکر کنندگان نمی فهمند که از کجا خورده و احساس نمی کند که گرفتار مکر الهی شده اند. وقتی با حقیقت مکر الهی مواجه می شوند که دیگر کار از کار گذشته و خدا ایشان را نابود و گرفتار عذاب ابدی اخروی کرده است.( نمل،‌ آیات ۵۰ و ۵۱)

از نظر قرآن، همین مال و پسران که زینت دنیا است و مکاران گمان می کنند که به نفع آنان است،‌ خود عامل بدبختی آنان می شود و مکر بزرگ ایشان به خودشان باز می گردد و از همین جا بزرگ ترین ضربه را می خورند و گرفتار خسران و زیان ابدی می شوند.(نوح، ‌آیات ۲۱ و ۲۲)

خدا در قرآن هشدار می دهد که مکر شیطانی دشمنان هر اندازه بزرگ به اندازه کوه ها و رشته کوه های بزرگ باشد،‌ در برابر مکر الهی چیزی نیست و در نهایت مکاران شیطانی بازنده هستند.(ابراهیم، آیه ۴۶)

به هر حال،‌ کسی که مکر شیطانی را به کار می گیرد و با زشت کاری خویش می خواهد بر مومنان و امت اسلام چیره شود، خود گرفتار خواهد شد و در نهایت خودش در عذاب شدید خواهد ماند و از آن نجات نمی یابد.(فاطر، آیه ۱۰)

از نظر قرآن،‌ مومنان می بایست برای در امان ماندن از مکر و کید شیطانی به خدا پناه برده و استعاذه جویند،‌ چنان که پیامبران از جمله یوسف (ع)‌ با استعاذه به خدا از شرور مکر شیطانی در امان ماند.(یوسف، آیات ۲۳ تا ۳۴ و ۵۳)