راه های رسیدن و تقرب جویی به خدا

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

تقرب به خدا و وصول و رسیدن به او،‌ مهم ترین دغدغه مومن است؛ زیرا مومن بر این باورست که کمال مطلق خداوند است و آن چه انسان به طور طبیعی به عنوان کمال بدان کشش و گرایش دارد،‌ هموست. پس همه اندیشه و تلاشش را می کند تا به کمال مطلق برسد.

از نظر مومن هر چند که راه های رسیدن به خدا به معنای کمال مطلق گوناگون است، ولی بهترین راه همانی است که خداوند خود بیان و مشخص کرده است. از این روست که به سراغ آموزه های وحیانی می رود تا ببیند که خداوند چه راهی را به عنوان راه راست رسیدن و تقرب جویی بیان می کند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن،‌ گوشه ای از حقیقت تقرب و وصول به خدا را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تقرب،‌ نزدیکی معنوی

واژه عربی قرب به معنای نزدیکی است. هر چند که این واژه بیش تر در معنای نزدیکی فیزیکی و مادی به کار می رود؛ ولی در آموزه های وحیانی بیش تر به معنای قرب معنوی است.

تقرب جویی به معناى آهنگ و شتاب در منافع خود است. چنان که گفته شد این واژه وقتى در مورد تقرّب بنده به خدا به کار مى‌رود، به معناى نزدیکى روحانى است که با اتّصاف خود به صفات کمال و پاک کردن خویش از عیوب و نقایص حاصل مى‌شود.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۶۶۴‌-‌۶۶۵‌، «قرب»)

پس وقتی از تقرب بنده به خدا سخن به میان می آید، تقرب مکانى، یا حتی زمانى و نسبى مقصود نیست، بلکه معناى معنوى آن یعنی رسیدن به مقام و منزلت مراد است که از طریق خاصی چون اتصاف به صفات و اسمای الهی تحقق می یابد. در آیات قرآنی برای بیان این معنا غیر از واژه از «قرب»، واژه‌هاى دیگری چون «زلفى»، «عند ربّهم»، «عنده»، «عند ربّک»، «عنداللّه»، «درجات»، «قریب»، «وسیله» و برخى جملات استفاده شده است.

از آن جایی که در هر انسانی این امکان وجود دارد که خدایی شود؛ چرا که اسماء و صفات الهی در انسان سرشته شده و انسان به علم خاص از طریق تعلیم الهی بدان دسترسی دارد(بقره، آیه ۳۱) ولی می بایست با انتخاب ارادی و اختیاری خود، آن را از راه مخصوص فعلیت بخشد تا دارای صفات فعلی خداوند شده و خدایی گردد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، این راه همان راه عبادت است(ذاریات، آیه ۵۶) که بهترین و راست ترین راه است؛ چرا که به سلامت انسان را به مقصد می رساند و در میان راه های سالم(مائده، آیه ۱۶) این راه از آن به صراط مستقیم(همان و نیز حمد، آیه ۶؛ اعراف، ‌آیه ۱۶؛ صافات، آیه ۱۱۸) یاد می شود، کامل ترین، آسان ترین، سالم ترین، کوتاه ترین، زیباترین، گسترده ترین راه با ویژگی های انحصاری دیگر است.

البته از این راه راست به عنوان اسلام نیز یاد می شود که راه همه پیامبران رسیده به مقصد و مقصود از آن راه رفته و بدان دعوت کرده اند. هر کسی بیرون از این راه بخواهد به خداوند تقرب جوید و وصال را درک کند،‌ نمی تواند به همه آن چه که مطلوب اوست برسد. از این روست که خداوند تنها این را راه را مورد تایید قرار داده و غیر آن را راهی مقبول و مطلوب نمی داند.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵؛ مائده، آیه ۳)

پس تقرب جویی و وصال و لقای الهی تنها از طریق اتصاف به صفات الهی امکان پذیر است که راه آن نیز تنها عبادت شرعی اسلام است و هر راهی دیگر جز بیراهه و گمراهی نیست و انسان را از تاریکی نواقص و عیوب به روشنایی کمالات الهی نمی رساند.

خداوند در آیات چندی انسان ها را دعوت می کند تا به خداوند از طریق انتخاب درست اطاعت و عبادت و بندگی تقرب جویند و صفات الهی را در خود تحقق بخشند؛ چرا که اراده و اختیار در آدمی به او اجازه حق انتخاب را داده است تا دو مسیر جداگانه و متناقضی را در پیش گیرند که یکی صعود و دیگری هبوط و سقوط است.(فرقان، آیه ۵۷؛ مزمل،‌آیه ۱۹؛ انسان، آیه ۲۹؛ نباء، آیه ۳۹)

بهترین وسایل تقرب و وصال

همان طوری که گفته شد اطاعت و عبادت از طریق شریعت اسلام بهترین راه و سالم ترین و کامل ترین آن برای تحقق صفات الهی و فعلیت یابی آن در انسان است. در این میان خداوند ضمن بیان کلیات این معنا، برخی از اعمال شرعی را برای تحقق این معنا قوی تر و مفیدتر می داند.

البته باید دانست که تحقق و فعلیت یابی صفات و اسما در انسان دارای یک فرآیندی است.(انعام، آیه ۸۳؛ انفال، آیه ۴؛ توبه،آیه ۲۰؛ یوسف، آیه ۷۶) در آیات قرآنی به اشکال گوناگون به این فرآیند توجه داده شده است. از جمله در آیه ۱۳۸ سوره بقره از رنگ خدایی گرفتن سخن به میان آمده که گام نخست اتصاف به صفات الهی است.

خداوند در بیان عوامل اصلی به عبادت و عبودیت و پرسش خدای یگانه اشاره می کند. در حقیقت عامل اصلی و حقیقی و کلی همین عبادت است.(هود، آیه ۶۱)

این عبادت همان معنای دیگر اطاعت از خداوند است؛ به این معنا که خداوند زمانی عبادت می شود که به آموزه های عقلانی و وحیانی اش، توجه و اهتمام شود و زندگی بر اساس آن سامان یابد که از آن به اطاعت از خداوند تعبیر می شود. از این روست که خداوند در بیان صفات مقربان یعنی کسانی که به این مقام رسیده اند، مساله سبقت جویی آنان در اطاعت را مطرح می کند.(واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱ و نیز مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۳۲۵)

از نظر قرآن، برای این که انسان به این درک برسد که خداوند همان کامل مطلق و مطلوب فطری و طبیعی بشر است، می بایست نخست به این مساله شناخت و علم یابد.(مجادله ، آیه ۱۱) چرا که علم و دانش مهم ترین انگیزه حرکتی و نیز جهت گیری درست و صحیح است. این علم و دانش، یعنی هستی شناختی و جهان شناختی، یک جهان بینی خاصی را پدید می آورد که نگرش های او را شکل می بخشد و باورها و عقاید او را می سازد. اگر شناخت صحیح باشد و نگرش بر اساس آن سامان یابد، این عقیده سالم در کنار اعمال صالح که عقیده سالم تجویز می کند، او را به سمت کمال مطلق سوق می دهد.(فاطر، آیه ۱۰)

خداوند در این آیه عقاید حقّ برخاسته از دانش و علم را در کنار عمل صالح عامل صعود و عروج انسان می داند. شکی نیست که که در رأس آن عقاید حق، اعتقاد به توحید قرار دارد که جهت گیری کلی و درست حرکت های انسان را نشان می دهد. اگر انسان این مسیر درست را بشناسد و در آن حرکت کند صعود می کند و مراد از صعود چنان که علامه طباطبایی می گوید همان تقرّب صاحب آن اعتقاد است. (المیزان، ج‌۱۷، ص‌ ۲۳)

البته خداوند این کلیات را تحت عناوین دیگر نیز بیان کرده است. به عنوان نمونه از کلیتی به نام ایمان سخن به میان آورده که عامل تقرب به خداوند است(مائده، آیه ۳۵؛ انفال، آیه ۴؛ توبه، آیات ۲۰ و ۹۹؛ یونس، آیه ۲ و آیات دیگر) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در این باره به بهترین جنبه ایمان و برترین آن اشاره کرده و می فرماید: أفضَلُ الإیمانِ أن تَعلَمَ أنَّ اللَّهَ مَعَکَ حَیثُ ما کُنتَ؛ برترین [مرتبه] ایمان آن است که بدانى هرکجا باشى خدا با تو است.( کنزالعمّال- ح ۶۶ ؛ میزان الحکمه ج ۱ ص ۴۳۶ ح ۱۴۴۳) این چنین ایمان به حضور در محضر خداوند موجب می شود تا همواره هر آن چه خداوند را خشنود می سازد بجوید و از هر آن چه خشم و ناخشنودی او را در پی می دارد،‌ پرهیز می کند. چنین ایمانی است که انسان را همواره متوجه وجه الله می کند و مسیر تقرب را دایم به او گوشزد می کند.( انسان، آیات ۸ تا ۱۰؛ و آیات دیگر)

عمل صالح نیز از همین کلیتی که ایمان دارد، برخوردار می باشد؛ چرا که عمل صالح هر کار پسندیده ای است که عقل و عقلاء‌ و شریعت آن را بپسندد.(سباء، آیه ۳۷؛ فاطر، آیه ۱۰)

اگر انسان در چارچوب پیش گفته و کلیاتی که از آن به عنوان عبادت، اطاعت، ایمان و عمل صالح حرکت کند،‌ رضایت الهی را به دست می آورد(آل‌عمران، آیات‌۱۶۲‌و‌۱۶۳) و رضای الهی نیز جز به تحقق صفات الهی و خدایی شدن معنایی ندارد؛ زیرا زمانی خداوند از بنده خشنود می شود که صفات سرشته را فعلیت بخشد و خدایی شود و این گونه تقرب حقیقی را به دست آورد.

بنابراین، برای رسیدن به خداوند وسایل علمی و عملی چندی می خواهد که در آیات قرآنی با همین عنوان وسیله از آن یاد شده است. به این معنا که انسان می بایست وسایلی را بر گزیند او را یاری رساند.(مائده، آیه ۳۵؛ اسراء،‌آیه ۵۷)

اما در میان اعمال صالح و عبادت برخی از آن ها از ویژگی خاصی برخوردار هستند که امکان تقرب جویی و خدایی شدن را بهتر فراهم می آورد؛ از این روست که در آیات قرآنی از آن به عوامل تقرب به خدا یاد شده است.

از نظر قرآن، رعایت ادب و احترام در معاشرت با اهل ایمان، مایه نیل به مقام قرب الهى است.(مجادله، آیه ۱۱) خداوند در این آیه از ارتفاع درجات یاد می کند که «ارتفاع درجات» همان کنایه از تقرّب به خدا دانسته‌است. (المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۸۸)

هم چنین توجه به معاد و قیامت( مزمل، آیات ۱۷ و ۱۹؛ نباء، آیه ۳۹)، خوف و ترس از خدا(اسراء، آیه ۵۷)، امیدواری به خداوند و رحمت واسع الهی(اسراء، آیه ۵۷)، استغفار و توبه به درگاه خداوندی(هود، آیه ۶۱)، انفاق خالصانه در راه خدا(انفال،‌آیه ۳ و ۴)، پیروی از آیات خدا(اعراف، آیه ۱۷۵ و ۱۷۶؛ رفعت به معنای تقرب، المیزان، ج‌۸‌، ص‌۳۳۳)، تقوا و پرهیزگاری(آل عمران، ایه ۱۵؛ مائده، آیات ۲۷ و ۳۵؛ حجرات، آیه ۱۳)، جهاد در راه خدا(توبه، آیه ۳۰)، شهادت در راه خدا(آل عمران، آیه ۱۶۹؛ حدید، آیه ۱۹)، دعا و نیایش(بقره، آیه ۱۶۸؛ تحریم،آیه ۱۱)، سجده و خضوع (علق، آیه ۱۹)، عبرت و پند گیری از آیات خداوندی در حوزه شناخت و رفتار(انعام، آیه ۱۲۶ و ۱۲۷)، قرآن و تذکارهای آن (انسان، آیه ۲۹) ،‌اقامه نماز(انفال، آیه ۳ و ۴)، هجرت در راه خدا(توبه، آیه ۲۰) را نیز از عوامل تقرب جویی می داند که می بایست به آن ها به عنوان عوامل خاص و تاثیرگذار بسیار مهم توجه کرد.

شکی نیست که نماز و سجده به عنوان عبادت بسیار خالص از مهم ترین عوامل تقرب جویی به خداست.(علق،‌ آیه ۱۹) امام کاظم علیه السلام درباره نقش نماز در تقرب به خداوند می فرماید: اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَهِ به ، الصَلوهُ؛ بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.( تحف العقول، ص۴۵۵)

در این میان انجام این عمل عبادی در زمان خاص و در مکان خاص ارزش و تاثیرگذاری بیش تری دارد؛ چنان که نمازها و سجده شبانه بسیار مهم است؛ زیرا تاثیر بسیار قوی در رسیدن به مقام های بلند انسانی یعنی همان تقرب به مقام محمودی دارد که از نظر خداوند نیز بسیار پسندیده و محمود است.(اسراء، آیه ۷۹)

امام حسن عسکری علیه السلام در باره نقش شب در راه رسیدن و وصول به خداوند می فرماید: اِنَّ الوُصُولَ اِلی اللهِ عَزّوجلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ اِلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ؛ وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.(مسند الامام العسکری، ص۲۹۰)

رسیدن به خداوند با بریدن از دنیا و انقطاع از هر چیزی است.(ذاریات، آیه ۵۰) از این روست که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله خواهان انقطاع از غیر خداوند می شود و می فرماید : مَنِ انْقَطَعَ اِلَى اللّه‏ِ کَفاهُ اللّه‏ُ کُلِّ مَؤُنَهٍ وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنِ انْقَطَعَ اِلَى الدُّنْیا وَکَلَهُ اللّه‏ُ اِلَیْها؛ هر کس از غیر خدا بِبُرد، خداوند، هزینه زندگى او را تأمین مى‏کند و از جایى که انتظار ندارد، روزى‏اش مى‏دهد؛ امّا هر کس چشم امیدش به دنیا باشد، خداوند، او را به دنیا وا مى‏گذارد. ( نهج الفصاحه، ح ۳۰۰۴)

از نظر امیرمومنان علی (ع) نیز وصول به مقام فنای فی الله و بقاء بالله،‌ کمال الانقطاع از غیر است. آن حضرت می فرماید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک وأنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق الابصار القلوب حجب الفوز فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک؛ خدایا نهایت بریدن از غیر تو و پیوستن به خودت را روزی ام ساز و چشم های قلبمان را با نظاره به خودت روشن ساز تا بدانجا که چشم قلبمان حجاب های نوری را پاره کند و به کانون عظمت بپیوندد و ارواح ما به ساحت قدس تو متصل گردد.(مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مناجات شعبانیه)

موانع تقرب و وصال

در آیات قرآنی موانع چندی به عنوان موانع تقرب به خدا و وصول به او بیان شده است که از مهم ترین آنها می توان پیروی از شیطان(اعراف،آیات ۱۷۵ و ۱۷۶)، پیروی از هواهای نفسانی(همان)، اعراض از آیات خداوندی(همان)، شرک در عبادت و پرستش معبودان باطل(زمر،ایه ۳؛ احقاف، آیه ۲۸)، تجاوزگری(مطففین، آیات ۱۲ و ۱۵)، دنیاطلبی(اعراف، ایه ۱۷۶) و گناه(مطففین، آیات ۱۲ تا ۱۵) اشاره کرد.

امام محمد باقر علیه السلام در بیان موانع تقرب به خداوند می فرماید: الجَبّارونَ اَبعَدُ النّاس منَ اللهِ عزُّ و جلَّ یومَ القیامَهِ؛ دورترین مردم ار خداوند عزّو جل در روز قیامت سرکشانِ متکبّر هستند.( جهادالنفس،ص۲۵۴)

آن چه که در این آیات به آن توجه داده شده این است که شخص اطاعت خدا را کنار بگذارد و به اطاعت دیگران بپردازد و این گونه از خداوند دور می شود؛ چرا که به جای انقطاع از غیر خدا از خداوند بریده و به خلق پیوسته است و این همان ضلالت و گمراهی است که او را از خداوند دور می سازد. امام حسین علیه السلام می فرماید: مَن طَلَبَ رِضَی الله بِسَخَطِ النّاس کَفاهُ اللهُ اُمورَ النّاسّ وَ مَن طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَکَلَهُ اللهُ إلَی النّاسِ؛ هر که خشنودی خدا را بطلبد هر چند به قیمت خشم مردم، خداوند او را از مردم بی نیاز می کند و هر که رضایتِ مردم را با ناخوشنودی خدا طلب کند خداوند او را به مردم وا می گذارد.(مستدرک الوسایل ج۱۲ ص۲۰۹)

به هر حال،‌ هدف اصلی در زندگی هر انسانی می بایست تقرب و وصال الی الله باشد. از این روست که خداوند در بیان تقسیم انسان به تقرب به عنوان یک اصل اساسی توجه می دهد و انسان ها بر اساس میزان و درجه تقرب ایشان سبک و سنگین می کند و در ترازوی ارزشی می گذارد. در سوره واقعه انسان ها به مقربان و اصحاب یمین و اصحاب شمال دسته بندی شده اند. مقربان به سبب سبقت جویی در کارهای خیر و مسارعت در آن به درجاتی رسیده اند که برتر از آن نیست. دسته دوم اصحاب یمین است که در مسیر کمالی حرکت کرده اند ولی به مقام قرب و مقام محمود صعق و فنا نرسیده و خدایی نشده و تنها رنگ خدایی گرفته اند؛ اما دسته سوم که اصحاب شمال هستند به بیراهه رفته و فرصت کوتاه عمر را تباه ساخته و هیچ صفت الهی را در خود فعلیت نبخشیده اند. این گونه است که در دوزخ فراق گرفتار و از قرب وصال بی بهره می شوند.

باشد که مسیر درست زندگی و هدف آفرینش را بشناسیم و به درستی در انقطاع و بریدن از هر آن چه ما را از خدایی شدن باز می دارد پرهیز کنیم و اهل تقوا و عمل صالح و سبقت گیرنده در کار خیر و سرعت جوینده در عمل صالح باشیم تا مقام محمود صعق و فنا را درک کرده و در برترین کمالات جایی گیریم و خدایی شویم.