راه های تزکیه نفس

بسم الله الرحمن الرحیم

راه رستگاری انسان ، تزکیه نفس دانش بنیاد است. تنها راهی که انسان می تواند به کمک آن نفس و روان خویش را رشد و نمو دهد و آن را برای بهشت اخروی آماده کند، بهره گیری از اموری است که از آن به تزکیه نفس یاد می شود؛ از این رو، دانش مربوط به این امور جهت تزکیه نفس لازم و بایسته است. بر همین اساس در آموزه های قرآنی ضمن آن که فلاح و رستگاری به تزکیه نفس نسبت داده شده، بر عنصر علم و دانش خاص برای تزکیه تاکید شده است. پس در یک کلمه باید گفت خوشبختی و سعادت انسان بر تزکیه نفسی دانش بنیادی استوار است که عقل و نقل در کنار هم آن را فراهم می آورد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا راه های تزکیه نفس را تبیین کند.

تزکیه نفس از سوی خدا و انسان

خداوند در آیات قرآنی تنها راه رستگاری بشر را تزکیه نفس دانسته و فرموده است: قَد اَفلَحَ مَن تَزَکّى؛ هر آینه رستگار شد کسی که تزکیه شد.(اعلی، آیه ۱۴) و در جایی دیگر نیز فرمود: قَد اَفلَحَ مَن زَکـّـاها؛ هر آینه رستگار شد کسی که نفس را تزکیه کرد.(شمس، آیه ۹)

از نظر قرآن، انسان باید بستر تزکیه نفس خویش را با اعمالی نیک و صالح فراهم آورد که در شریعت اسلام تبیین شده است؛ زیرا تزکیه را خداوند انجام می دهد و انسان تنها همانند بذرپاش است نه زارع و کشاورز که کشت و بذر را نمو و رشد می دهد؛ زیرا کشاورز خداوند است: أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ؛ آیا شما آن را زراعت مى ‏کنید و بذر را رشد می دهید یا ماییم که زراعت مى ‏کنیم؟! (واقعه، آیه ۶۴)

از همین روست که خداوند در قرآن درباره حقیقت تزکیه نفس می گوید که مزکی و تزکیه کننده خدا است: وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ کس از شما تزکیه نمى ‏شد؛ ولى این خداست که هر کس را بخواهد تزکیه می کند؛ و خدا است که شنواى داناست.(نور، آیه ۲۱)

باید توجه داشت که تزکیه از ماده «زکو» به معنای تنمیه، رشد و اصلاح است.(لسان‌العرب، ج‌۶‌، ص‌۶۴‌-‌۶۵‌، «زکا»؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۸۰) شکی نیست که نمو و رشد هر موجودی از جمله نفس انسانی تنها از مقام ربوبیت الهی شدنی است و این خداوند است که نفس انسانی را به عنوان پروردگار نمو و رشد می دهد. بنابراین، اگر تزکیه نفس به خدا و اسباب قوی از جمله پیامبر(ص) و معصومان(ع) نسبت داده می شود، به عنوان حقیقت و منشای واقعی تزکیه است؛ و اگر به انسان نسبت داده می شود از باب بستر سازی است.

به سخن دیگر، انسان با اعمال صالح در مدار و محور شریعت اسلام، بستر رشدی را فراهم می آورد تا مقتضی که از سوی خداوند وارد می شود تاثیر بگذارد. در یک کلمه انسان تنها کاری که می کند ترک ایجاد موانع است ؛ یعنی حتی مانع زدایی نمی کند، بلکه کاری نمی کند که مانعی ایجاد شود؛ وقتی چنین چیزی اتفاق بیافتد، مقتضی الهی تاثیر خود را می گذارد و نفس انسانی رشد می کند. تقوای انسانی نیز همین کار را انجام می دهد؛ یعنی شخص متقی کار نمی کند که مانعی ایجاد شود و سد راه تاثیرگذاری متقضی الهی شود.

بنابراین، نسبت تزکیه نفس به خدا و وسائط فیض الهی، نسبت حقیقی و به خودش شخص انسانی نسبت مجازی است؛ زیرا انسان تنها کاری که می کند این است که کاری نمی کند تا مانعی ایجاد شود. در حقیقت اعمال صالحی که انسان انجام می دهد، رفع موانع نیست، بلکه دفع موانع است؛ زیرا در نفس انسانی که خداوند تسویه کرده و به اعتدال آفریده(شمس، آیات ۷ و ۸) مانعی نیست تا رفع و برداشته شود؛ بلکه ممکن است این موانع از سوی وسوسه های شیطانی یا هواهای نفسانی ایجاد شود که شخص با انجام اعمال شریعت محور اجازه ایجاد موانع را نمی دهد نه این که موانعی را برطرف کرده و رفع کند.

از نظر قرآن، خداوند خود به تزکیه نفس و تنمیه و اصلاح آن می پردازد و در این میان پیامبر(ص) و معصومان از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به عنوان نفوس پیامبر(آل عمران، آیه ۶۱) به عنوان وسائط و مجاری فیض الهی عمل می کنند؛ زیرا «ابی الله ان تجری الاشیاء الا باسبابها؛ خداوند ابا دارد که امور جز به اسبابش جریان یابد.» از همین روست که خداوند در قرآن فلسفه بعثت پیامبر(ص) را تعلیم و تزکیه نفوس بشر به وساطت پیامبر(ص) دانسته و فرموده است: لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ؛ به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و ایشان را تزکیه گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ و نیز نگاه کنید: بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ جمعه، آیه ۲)

تزکیه دانش بنیاد راه رستگاری

خداوند در آیات قرآنی، تزکیه نفس را تنها راه فلاح و رستگاری انسان دانسته است؛ زیرا نفس انسانی در حرکت جوهری به سوی خدا و لقای الهی(انشقاق، آیه ۶) تنها زمانی می تواند به کمال برسد که در صراط مستقیم اسلام گام بردارد و از طریق شریعت حقیقت را بشناسد و متحقق به آن شود و آن حقیقت را در خود ظهور و بروز دهد.

از آن جایی که تزکیه نفس تنها به دست خداوند و وسائط فیض الهی انجام می شود، و هر شخص انسانی تنها باید کاری کند مانعی در سر راه افاضات و الهامات الهی ایجاد نکند. پس برای آن که مانعی ایجاد نشود و شخص کاری نکند که مانعی ایجاد شود، باید نسبت به امور هستی آشنایی داشته باشد و بداند چه چیزی ممکن است مانع در سر راه افاضات و الهامات الهی ایجاد کند تا از آن امور اجتناب و پرهیز کند. از همین روست که تزکیه نفس باید دانش بنیاد باشد و خداوند در همین آیاتی که به فلسفه بعثت اشاره دارد، به مساله تعلیم به عنوان مقدمه تزکیه نفس توجه داده است؛ در حقیقت اگر تزکیه نفس هدف نهایی است که باید در دستور هر کسی باشد، این تزکیه نفس نیازمند مقدمه ای است که آن دانایی نسبت به اموری است که ممکن مانع در سر راه تزکیه شود. از همین روست که خداوند هماره تعلیم را در کنار تزکیه به کار برده است؛ البته گاه تعلیم را مقدم داشته است تا تاکید کند که علم و دانش مقدمه است؛ و گاه تعلیم را تاخیر می اندازد تا معلوم گردد که دانش هدف نیست، بلکه آن که برتر و مقدم در اصل است، همان تزکیه نفس است.(آل عمران، آیه ۱۶۴؛ و نیز نگاه کنید: بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ جمعه، آیه ۲)

به هر حال، تزکیه باید در چارچوب علم الهی باشد که با تعلیم خدا و وسائط فیض انجام می شود. این علم الهی که از طریق نقل و عقل به انسان افاضه می شود و در هر دو شکل معصومان(ع) نقش دارند، انسان را در مسیری قرار می دهد تا تزکیه نفس به درستی انجام شود و صیرورت نفس به جای «بئس المصیر و بدترین شدن ها»(بقره، آیه ۱۲۶؛ آل عمران، آیه ۱۶۲؛ و آیات دیگر) در بهترین حالات انجام شود و سرانجام این شدن ها و صیرورت ها و انقلابی به سوی خداوند کمالی باشد که بهشت و رضوان الله و جنات ذات و صفات و فعل بازتاب آن است. (بقره، آیه ۲۸۵؛ زخرف، آیه ۱۴؛ فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰)

خدا در آیه ۱۸ سوره فاطر می فرماید: ‌ومَن تَزَکّى فَاِنَّما یَتَزَکّى لِنفسِهِ واِلَى اللّهِ المَصیر؛ هر کسی تزکیه کرد جز این نیست که برای نفس خویش تزکیه کرده و این صیرورت و شدن به سوی خدا است. هم چنین درباره رسیدن به مقام رضوان از طریق تزکیه دانش بنیان می فرماید: اَلَّذى یُؤتى مالَهُ یَتَزَکّى… ولَسَوفَ یَرضى؛ کسی که مالش را می دهد تا تزکیه شود… و قطعا بزودى خشنود و راضی خواهد شد.(لیل، آیات ۱۸ و ۲۱)

راه های تزکیه نفس

چنان که گفته شد، تزکیه نفسی که انسان انجام می دهد، در حقیقت چیزی جز دفع موانع نیست؛ یعنی انسان باید اجازه دهد تا الهامات الهی کار خودش را بکند و تزکیه خداوندی تاثیر خودش را بگذارد. برای این که چنین حالتی در نفس انسانی ایجاد شود، انسان باید موانع را بشناسد و کاری نکند که در نفس ایجاد شده و موجب عدم تاثیرگذاری الهامات و تزکیه الهی شود.

شاید یکی از مهم ترین موانع در سر راه تزکیه نفس آن باشد که انسان به جای تزکیه عملی و انجام اعمال صالح در چارچوب شریعت اسلام و صراط مستقیم ، به خودستایی بپردازد و با تزکیه زبانی بخواهد خود را برتر و پاک داند.(نساء، آیه ۴۹؛ نجم، آیه ۳۲)

از نظر قرآن همه اعمالی که انسان در چارچوب شریعت انجام می دهد؛ حال چه در قالب واجبات و مستحبات و انجام آن ها باشد؛ و چه در ترک محرمات و مکروهات و حتی گاه مباحاتی چون خورد و خواب و شهوت باشد، بسترساز و زمینه اصلی تزکیه نفس الهی و تاثیر الهامات خداوندی است. از همین روست که در آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ سوره بقره از مقام تسلیم در برابر مناسک و آموزه های وحیانی اسلام سخن به میان آمده و آن را تنها راه اصلی تزکیه نفس دانسته است. البته از همه آیات دیگر قرآنی که به اشکال گوناگون راه کسب تقوا و طهارت نفس را انجام اعمال عبادی شریعت محور دانسته است، می توان این شرط استنباط کرد.

البته برخی از کارها نسبت به برخی دیگر از اعمال مهم تر است و تاثیر شگرفی در تحقق تزکیه نفس دارد. این اعمال شامل کارهایی است که در آیات قرآنی به عنوان اعمال صالح بزرگ و پر ارزش از آن ها یاد شده است. از جمله این موارد می توان به امور زیر اشاره کرد:

  1. دانش و علم کتاب و حکمت: انسان برای آن که تزکیه نفس داشته و موانعی را در سر راه الهامات کلامی و فعلی خداوند ایجاد نکند باید علم به کتاب و قوانین خداوند و آگاهی به اهداف او داشته باشد. از این روست که دانستن قوانین و فلسفه آفرینش لازم است.(بقره، آیه ۱۲۹؛ و آیات دیگر) هم چنین خداوند در آیه ۶ سوره مائده درباره علت و فلسفه تشریع احکام شریعت اسلام به این نکته توجه می دهد که هدف اصلی از آن تزکیه نفس انسانی است؛ زیرا وقتی انسان به این احکام آگاه و بدان عمل کند موانع از سر راه تاثیر افاضات الهی و الهامات کلامی و فعلی خداوند برداشته شده و آن افاضات و الهامات در نفس آدمی تاثیر مثبت می گذارد. البته انسان برای این که هماره نسبت به فلسفه و احکام الهی آگاهی و هوشیاری داشته و گرفتار غفلت نشود باید هماره آن آیات را تلاوت کرده و بخواند تا هدف و راه و رویه و روش را گم نکند یا گرفتار فراموشی و غفلت نشود.بقره، آیه ۱۲۹ و آیات دیگر)
  2. ایمان: ایمان به غیب از جمله ایمان به خدا و فرشتگان و آخرت و حشر و نشر و سوال و جواب قیامت و بهشت و دوزخ مهم ترین بستر برای تزکیه نفس و خودسازی است. کسی که به آخرت باور نداشته باشد، دنیا را اصالت می دهد و برای لذت تلاش می کند. پس به هر کاری دست می زند که لذت آفرین و لذت بخش باشد و هیچ محدودیتی را قبول نمی کند. این گونه است که بی ایمان به خدا و آخرت به فسق و فجور می پردازد و ظلم و تعدی می کند.(قیامت، آیات ۱ تا ۵؛ مدثر، آیات ۴۳ تا ۴۷) اما کسی که به خدا ایمان داشته باشد، دنبال آن است که محدودیت ها را بشناسد و خودش را برای پاسخ گویی مناسب و شایسته در قیامت آماده کرد و کاری نکند که موجب خشم خداوند و دوزخ باشد. خدا می فرماید: وَمَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاءُ مَنْ تَزَکَّى؛ هر که مؤمن به نزد او رود در حالى که کارهاى شایسته انجام داده باشد براى آنان درجات والا خواهد بود بهشتهاى عدن که از زیر درختان آن جویبارها روان است جاودانه در آن مى‏ مانند و این است پاداش کسى که به پاکى گراید. (طه، آیات ۷۵ و ۷۶)
  3. نماز و ذکر الهی: در میان اعمال عبادی نماز به عنوان مهم ترین ذکر الهی و نشانه بندگی مورد توجه و تاکید است؛ زیرا بستر مناسبی برای ارتباط و رهایی از غفلت از خدا و هدف و راه و رویه است؛ کسی که نماز می خواند هماره در خود را در محضر خدا و حضور او می بیند و این گونه راه و مقصد و مقصود را فراموش نمی کند و سلوک و رویه خود را انجام شریعتی قرار می دهد که تزکیه ساز است. از همین روست که در آیات و روایات از نماز به عنوان مهم ترین فروع از فروع شریعت در مقام عمل توجه داده و از آن به عامل تقرب و قربان کل تقی و عمود و ستون دین اسلام یاد شده است. بسیاری از کسانی که گرفتار دوزخ شده اند به مساله نماز به عنوان مهم ترین عاملی که موجب شده تا گرفتار دوزخ شوند اشاره می کند و می گویند: قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ؛ گویند از نمازگزاران نبودیم.(مدثر، آیه ۴۳) خداوند نیز درباره علت دوزخی شدن دوزخیان می فرماید: فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى ؛ در آن روز گفته مى ‏شود: او هرگز تصدیق نکرد و ایمان نیاورد و نماز نخواند. (قیامت، آیه ۳۱)
  4. انفاق: بی گمان انفاق از هر چه خداوند روزی کرده در راستای رضوان الهی(لیل، آیات ۱۴ و ۱۷ و ۱۸، مجادله، آیه ۱۲ و آیات دیگر) مهم ترین عمل صالحی است که مانع ایجاد محبت دنیا در قلب آدمی می شود و انسان را برای بهره گیری از الهامات تزکیه ای خداوند آماده می کند. محبت دنیا از جمله ثروت و مال مهم ترین و اصلی ترین سد راه صیرورت و شدن راستین نفس انسانی است. خداوند در آیات قرآنی آن را فتنه دانسته و از آن پرهیز می دهد تا شخص گرفتار نشود و در دام آن نیافتد. خداوند می فرماید: إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ؛ به راستی که اموال شما و اولاد شما فتنه و آزمونی چون کوره آتش ذوب فلزات است.(تغابن، آیه ۱۵) از همین روست که فرمان می دهد برای رهایی از این فتنه و ابتلای عظیم الهی آن را انفاق کنید و صدقه بدهید و قرض الحسنه به دیگران بپردازید تا گرفتار بخل و شح نفس نشوید: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ؛ پس تا مى‏ توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید و مالى براى خودتان انفاق کنید؛ و کسانى که از خسّت نفس خویش مصون مانند آنان رستگارانند. اگر خدا را وامى نیکو دهید آن را براى شما دو چندان مى‏ گرداند و بر شما مى ‏بخشاید و خدا است که سپاس‏پذیر بردبار است.(تغابن، آیه ۱۷ و ۱۸) از نظر قرآن، وقتی مرگ انسانی فراسد و پرده های غفلت از چشم قلب برداشته شود و انسان ملکوت هر چیزی را ببیند آن هنگام در می یابد که از مهم ترین کارهایی که باید انجام می داد غیر از ایمان به خدا و قیامت که در حوزه جزم اندیشه ای است ، در عزم عملی انفاق و صدقه می داد و نماز می خواند و بندگی اش را به نمایش می گذاشت.(منافقون، آیه ۱۰؛ مدثر، آیات ۴۳ تا ۴۷؛ قیامت، آیات ۳۱ و ۳۲) از همین روست که در آیات قرآنی از جمله آیه ۳ سوره بقره بر نماز و انفاق به عنوان دو عمل اساسی برای رسیدن به مقامات بلند انسانی تاکید شده است.
  5. ازدواج و عفت و حیا: از دیگر اعمالی که می تواند بستر مناسبی را برای تزکیه نفس باشد، ازدواج و عفت نفس و حیاورزی است. خداوند درباره حیا و عفت می فرماید: قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـارِهِم ویَحفَظوا فُروجَهُم ذلِکَ اَزکى لَهُم ؛ به مومنان بگو چشمان خویش را فروهشتند و فروج خویش را محافظت کنند که آن برای ایشان پاک تر است.(نور، ایه ۳۰) خداوند در آیه ۷۸ سوره هود ازدواج را عامل تزکیه نفس معرفی می کند و در ایه ۲۳۲ سوره بقره نیز می فرماید که جلوگیرى نکردن از ازدواج زنان مطلّقه، زمینه طهارت و تزکیه فزون‌تر براى جامعه خواهد بود؛ زیرا زنان و دختران مطلقه و یا بیوه می توانند برای عفت و حیا جامعه خطرناک باشند و مردم را به سوی بی تقوایی و فسق و فجور سوق دهند؛ زیرا تجربه جنسی داشته و نمی توانند خودشان را مهار و مدیریت کنند در حالی که دختران باکره این گونه نیستند.

در ایات و روایات راه های بسیاری را به عنوان راه های تزکیه توجه داده شده که همگی جزو اعمال صالح و شریعت محور است؛ زیرا خداوند به صراحت راه تزکیه را اعمال صالح شریعت محور و شریعت مدار دانسته است که قرآن و پیامبر(ص) تبیین کرده است.(طه، آیات ۷۵ و ۷۶ و آیات دیگر)