راه های تحمل مصیبت

بسم الله الرحمن الرحیم

مصیبت هر آن چیزی است که به آسان اصابت می کند و می رسد؛ از همین رو، می توان خوب یا بد باشد؛ اما در فرهنگ ایران اسلامی، وقتی از مصیبت سخن به میان می آید، مراد همان چیزهای بدی است که به انسان می رسد که شامل از دست رفتن کمالی یا مالی یا کسی یا ایجاد نقصی است. آن چه بیش تر از همه در میان مصیبت ها سخت و دشوار است، از دست دادن عزیزان یا ایجاد نقص در خود یا عزیزان است.

بسیاری از مردم در برابر مصیبت ها خود را می بازند و حتی در چنان حالت عدم تعادل روانی فرو می روند که به افسردگی یا حتی خودکشی یا کنارکشی از زندگی می انجامد. این افراد استطاعت و توان تحمل مصیبت را نداشته و در حقیقت آستانه تحمل آنان در برابر مصیبت ها بسیار پایین و ضعیف است.

آموزه های وحیانی قرآنی، در چارچوب فلسفه الهی زندگی، سبک زندگی را بیان می کند که بر اساس آن می توان آستانه تحمل را افزایش داد و از فشارهای روانی مصیبت ها کاست.

فلسفه گرفتاری به انواع مصیبت آزمونی و کیفری

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چیزی که در هستی تحقق می یابد، بر اساس حکمت الهی است. سنت های الهی در چارچوب همین حکمت الهی سامان یافته است. از جمله سنت های الهی حاکم بر انسان و جهان، سنت آزمون انسان با مصیبت های گوناگون است؛ زیرا آثار و برکاتی برای مصیبت ها است که نمی توان آن را نادیده گرفت. از آن جایی که خدای حکیم، هر کاری را به حکمت انجام می دهد، دانستن این حکمت می تواند بستری برای نه تنها درک حقیقت مصیبت، بلکه عامل افزایش تحمل انسان در برابر مصیبت ها باشد.

از نظر قرآن، گرفتاریها و مصیبتها، مایه بیدارى و تجلّى فطرت توحیدى انسان می شود(بقره، آیه ۱۵۶؛ قصص، آیه ۴۷)؛ زیرا در مصیبت ها است که انسان در می یابد، تنها خدا مالک همه هستی و پروردگار آن است و مالک هستی از جمله جان و مال انسان، هر گونه که بخواهد در ملک خویش تصرف می کند؛ البته از آن جایی که خدای حکیم، خدای علیم، قدیر و معطی است، به طور طبیعی هر تصرفی که در ملک خویش از جمله جان و مال آدمی انجام می دهد، حکیمانه و در راستای اهداف بلند و مثبت و سازنده ای است که خلقت را برای آن انجام داده است. خدایی که به همه جزییات دانا است و نسبت به کسی یا چیزی جهل ندارد؛ از سوی دیگر عاجز و ناتوان نیست و هر آن چه را می خواهد و می داند می تواند تحقق بخشد؛ خدایی که غنی است و بی هیچ نیازی هر آن چه را که مخلوق نیاز دارد برآورده می سازد. پس با چنین خدایی می توان ایمان آورد که هر چه برای انسان از مصیبتی می رسد خیر و به مصلحت و حکمت است.

البته مصیبت ها از نظر قرآن به دو دسته ابتلایی و کیفری دسته بندی می شود؛ زیرا برخی از مصیبت ها پیش از آن که حتی هستی تحقق در عالم ماده پیدا کند، در کتاب الهی در چارچوب حکمت های کلی هستی، سامان داده شده است. این مصیبت ها در قالب سنت های الهی اجرایی می شود. از همین روست که خدا می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است. این کار بر خدا آسان است؛ تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید؛ و به سبب آنچه به شما داده است‏، شادمانى نکنید؛ و خدا هیچ خیال باف خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

از نظر قرآن، مجموعه از مصیبت های تلخ و شیرین ، آسایش و سختی و الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ، برای انسان در زندگی دنیوی در نظر گرفته که اختصاص به مردمی ندارد بلکه همه به آن دچار می شوند.(اعراف، آیه ۹۵) خدا می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ قطعا شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را.(بقره، آیه ۱۵۵؛ و نیز نگاه کنید: اعراف، آیه ۱۳۰)

گروهی دیگر از مصیبت ها، مصیبت های کیفری است؛ زیرا شخص یا گروهی کاری را انجام داده اند که آثار آن در قالب مصیبت بروز و ظهور می کند؛ خدا در این باره می فرماید: وَلَوْلَا أَنْ تُصِیبَهُمْ مُصِیبَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَیَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛ و اگر نبود که وقتى به سزاى پیش‏فرست دستهایشان مصیبتى به ایشان برسد، بگویند: پروردگارا چرا فرستاده‏ اى به سوى ما نفرستادى تا از احکام تو پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم، قطعا در کیفر آنان شتاب می کردیم.(قصص، آیه ۴۷) بر اساس این آیه پیش فرست ها و دستاوردهای خود افراد است که مصیبت هایی را موجب می شود. البته این مصیبت های کیفری نیز آثار و برکات مثبتی دارد؛ زیرا پیش از آن که دیر شود و شخص به آخرت منتقل و دست عمل وی بسته شود، با گرفتار شدن به این مصیبت ها، شاید بیدار و هوشیار شود و در اندیشه بازسازی رفتاری باشد که آخرت او را به شکل بهتر و خوبی می سازد.

بارها دیده شده کسانی که گرفتار مصیبت های کیفری شده اند، بیدار و هوشیار می شوند و در مسیری دیگر می افتند؛ زیرا این مصیبت های کیفری آنان را با فلسفه حقیقی زندگی در دنیا آشنا می کند و شخص در می یابد که فلسفه و سبک زندگی درست را انتخاب کند و به دنبال پیامبران و راه آنان برود.(همان)

از دیگر دستاوردها و اهداف اصلی گرفتاری انسان به انواع مصیبت های آزمونی و کیفری می توان زهدورزی آنان در چارچوب تغییر در فلسفه و سبک زندگی افراد مصیبت زده اشاره کرد. کسانی که گرفتار مصیبت می شوند، در می یابند که زندگی دنیوی آن چیزی نیست که انسان به آن دل ببندد و همه وقت و توان خویش را مصروف آن سازد و برای آن هزینه از جان و مال و زمان بگذارد؛ بلکه باید به گونه ای عمل کرد که جان و مال و زمان برای اهدافی بلند تر به کار گرفته شود که همان زندگی اخروی است.

از نظر قرآن، زهد واقعی نسبت به دنیا آن است که انسان نسبت به داشته ها و رفته ها واکنش هیجانی و احساسی نشان ندهد، به طوری که با داشته هایش به بدمستی و فرحناکی رو آورد و مهار نفس خویش را به جای عقل به هواهای نفسانی بسپارد، و نه به سبب از دست رفته ها دچار هیجان شدید اندوه و حزن شود، بلکه بداند که آن چه از خیر و شر به او می رسد بر اساس برنامه حکمیانه الهی است که در کتاب الهی ثبت و ضبط شده است.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

از همین روست که امیرمومنان امام علی(ع) درباره حقیقت زهدورزی نسبت به دنیا می فرماید : تمام زهد بین دو کلمه از قرآن است. آن‌گاه آیه مذکور را قرائت فرمود. (نهج‌البلاغه، شهیدى، حکمت ۴۳۹)

پس زاهد واقعی کسی است که بداند هر چه به شخص می رسد بر اساس حکمت الهی است و گمان نکند که به خاطر عملی به او خیری رسیده یا از دست رفته است؛ زیرا بسیاری از مصیبت های خیر و شر بر اساس سنت الهی آزمون و ابتلاء است؛ هر چند که برخی بر اساس سنت مجازات و کیفر در دنیا برای بیداری و هوشیاری و بازگشت به مسیر راستین است.

در همین چارچوب می توان گفت که مصیبت هایی که به مومنان از سوی دشمنان می رسد، در راستای سنت الهی کیفر است؛ چنان که قرآن می فرماید: أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُمْ مُصِیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ وَمَا أَصَابَکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِیَعْلَمَ الْمُؤْمِنِینَ وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ نَافَقُوا…؛ آیا چون به شما در نبرد احد مصیبتى رسید با آنکه در نبرد بدر دو برابرش را به دشمنان خود رساندید، گفتید: این مصیبت از کجا به ما رسید؟ بگو: آن از خود شما و ناشى از بى‏ انضباطى خودتان است آرى خدا به هر چیزى تواناست. روزى که در احد آن دو گروه با هم برخورد کردند، آنچه به شما رسید به اذن خدا بود تا شما را بیازماید و مؤمنان را معلوم بدارد و همچنین کسانى را که نفاق و دو رویى نمودند نیز معلوم بدارد…(آل عمران، آیات ۱۶۵ تا ۱۶۷)

خدا در جایی دیگر می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرِینَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَکُمْ؛ البته شما را مى ‏آزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را باز شناسانیم و گزارشهاى مربوط به شما را رسیدگى کنیم.(محمد، آیه ۳۱)

از این آیات هم چنین به دست می آید که از جمله فلسفه های مصیبت ها مصیبتها و حوادث تلخ هم چون جهاد، زمینه سازی براى جداسازی و شناخت منافقان و متمایز شدن آنان از مؤمنان است؛ زیرا انسان ها در بحبوبه بحران ها و مصیبت ها است که باطن خویش را آشکار می کنند و مومن واقعی از منافق بازشناخته می شود.

البته باید توجه داشت که مراد از این علم ، علم ذاتی خدا نیست، بلکه علم فعلی است که متوقف بر معلوم است؛ در حالی که علم ذاتی الهی هیچ نیازی به آزمون و ابتلاء ندارد.

نکته مهم دیگر آن که مصیبت هایی که از خیر و شر به انسان می رسد، دارای میزان معین و مشخصی است و این گونه نیست که بی نهایت و بی پایان باشد؛ بلکه چنان که خدا در آیات گوناگون قرآنی بیان کرده، حجم و میزان معین و مشخصی مصیبت در دو شکل آزمونی و کیفری به شخص می رسد.(توبه، آیات ۵۰ و ۵۱؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

راهکارهایی برای تحمل مصیبت

آموزه های وحیانی قرآن، راهکارهایی را برای تحمل مصیبت و افزایش آن بیان کرده است تا انسان از طریق آن بتواند از مصیبت ها به سلامت عبور کند و حتی از مصیبت به عنوان یک فرصت استثنایی برای کمال یابی و رشد استعدادها بهره برد. از جمله این راهکارها می توان به امور زیر توجه داشت:

  1. ایمان به تقدیر الهی: اعتقاد به مقدر بودن مصیبتها از جانب خداوند، موجب آسان پنداشتن آن و تحمل راحت آنها است. از همین روست که خدا به صراحت در قرآن، به مردمان یادآور می شود که هر مصیبتی بر اساس حکمت و مقدرات الهی و در چارچوب سنت های الهی است. بنابراین، شخص نمی بایست در برابر مصیبت ها خود را ببازد؛ زیرا حتی مصیبت های کیفری، در چارچوب سنت مجازات و کیفر است و باید بپذیرد که نسبت به خطا و گناه ، کیفر و مجازات را تحمل کند. خدا به صراحت می فرماید: إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَیَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ (توبه ، آیات ۵۰ و ۵۱)
  2. توجه به معین بودن مصیبت: از دیگر عواملی که تحمل مصیبت را آسان می کند، توجه به این نکته است که هر مصیبتی میزان معین و مشخصی دارد و این گونه نیست که بی پایان و بی اندازه باشد. میزانی از مصیبت به انسان می رسد و تمام می شود و پس از هر مصیبت تلخ و سختی، شیرینی و آسانی خواهد بود. (توبه، آیات ۵۰ و ۵۱؛ حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
  3. توجه به علم الهی: انسان مومن ، خدا را رحمان و رحیم می داند. این بدان معناست که در هستی کسی را خیرخواه تر از خدا نمی یابد. حال اگر چنین انسانی به این نکته توجه داشته باشد که خدای رحمان و رحیم، به همه جزییات هستی از جمله مصیبت هایی که به شخص می رسد، علم و دانش دارد ، به طور طبیعی می تواند مصیبت را به آسانی تحمل کند. از همین روست که خدا در قرآن به این نکته توجه می دهد که توجّه به علم همه جانبه خداوند، مایه تحمّل مصیبت است.(تغابن، آیه ۱۱) بنابراین ، هر گاه شخصی گرفتار مصیبت شد باید به این نکته توجه داشته باشد که خدای علیم نسبت به مصیبت او نیز علیم است؛ هم چنین در تسلای خاطر مصیبت زدگان باید او را به این نکته توجه داد تا بتواند مصیبت ها را تحمل کند.
  4. توجه به حکمت الهی و مصلحت مردم: هم چنین از دیگر عواملی که تحمل مصیبت را برای شخص آسان می کند، توجه یابی به این که هر مصیبتی در چارچوب حکمت الهی است که در فلسفه مصیبت ها بیان شده است. بنابراین، شخصی که به این نکته توجه یابد، می تواند مصیبت را به آسانی یا آسان تر تحمل کند. البته گاه مصلحت اقتضا می کند که مصیبتی به شخص یا مردمی برسد؛ مثلا مصلحت آن است که شخص با مصیبتی از گناه بازگردد و یا دوست و دشمن را بازشناسد.
  5. توجه به مالکیت خدا: توجّه به مالکیّت خدا و بازگشت به او، آسان‌کننده تحمّل مصیبت است. انسانی که بداند ملک خدا است، به طوری طبیعی می داند که مالک در ملک خویش هر گونه تصرفی را می تواند انجام دهد، بنابراین جزع و فزع معنا ندارد ؛ چنان که اعتراض نیز معنا ندارد، بلکه باید با توجه به امور دیگر جز علم وحکمت الهی با خواسته های حکیمانه الهی که در قالب مصیبت به نمایش گذاشته شده، کنار آید.(بقره، آیه ۱۵۶) در همین رابطه ایمان قلبی و بر زبان جاری کردن و گفتن استرجاع به شکل «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»(همان) می تواند تاثیر شگرفی در تحمل مصیبت به جا گذارد.
  6. توجه به ولایت الهی: توجّه به ولایت خداوند، باعث سهولت تحمّل مصیبتها است. بنابراین، باید توجه داشت که خدا همه کار انسان است و انسان همانند کودکی تازه متولد شده است که همه مسئولیت او به عهده والدین است. ولایت الهی و باور به آن می تواند تحمل مصیبت ها را آسان سازد و شخص خود را همانند کودکی تحت ولایت الهی ببیند و از مهر و رحمت و صلوات الهی بهره مند باشد.(توبه، آیات ۵۰ و ۵۱؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)
  7. توجه به مصیبت دشمن: از نظر قرآن، مصیبت اختصاص به مومنان ندارد، هر چند که ممکن است به علل بیش تر گرفتار آن شوند؛ زیرا خدا مجازات مومنان را در همین دنیا انجام می دهد تا بیدار شده و استغفار و توبه کنند. به هر حال، از نظر قرآن، توجه یابی یا بیان مصیبتهاى پیش‌آمده براى دشمن، باعث تسهیل تحمّل آنها برای مومنان می شود.(آل عمران، آیه ۱۶۵)
  8. نیکو دانستن مصیبت: از نظر قرآن، انسان مصیبت ها را باید در چارچوب سنت های خدای ذوالجلال و الاکرام ببیند؛ در این صورت هر چیزی که خدا صادر می شود، نیک و نیکو خواهد بود. از همین روست که بزرگ ترین مصیبت از سوی اهل بیت(ع) به عنوان جمال و زیبایی تفسیر و معنا می شود ؛ چنان که حضرت زینب (س) می فرمایند: ما رأیت الا جمیلاً؛ من به جز زیبایی چیزی ندیدم؛ زیرا شهدای کربلا کسانی بودند که خداوند، شهادت را برای آنها انتخاب کرده بود، و در روز قیامت، تو را به همراه آن ها در یک جا جمع کند تا هر کدام دلیل خود را بیاورید، و آن وقت خواهی دید که چه کسی پیروز است. به سخن دیگر: امام حسین ـ علیه السّلام ـ و اصحاب ایشان و نیز حضرت زینب، خدای متعال را در همه چیز و همه جا می دیدند یعنی در هر اتفاقی که برای آنها رخ می داد، خدا را در آن اتفاق و حادثه با چشم دل مشاهده می کردند و فرقی هم نمی کرد که آن اتفاق، آسان و خوشایند باشد یا سخت و مصیبت بار، ولی چون هدف خدا بود و در سختیها هم، خدا را مشاهده می کردند و خود را به او نزدیک می دیدند، این سختیها نیز برای آنها زیبا و گوارا بود و لذا حضرت فرمود همه آن مصیبت ها و حادثه های تلخ برای ما زیبا بود.   هر چه در عالم رخ می دهد تحقق آیات الهی و قوانین اوست . هر که از او تبعیت کند عزیز است ولو این که ظاهرا شکست بخورد و زیر دست و پا بیفتد و هر که نافرمانی او کند ذلیل است اگر چه صاحب مال و مقام باشد. پس به طور خلاصه باید بگوییم که هر کس کاری را به عنوان و ظیفه انجام دهد و یا در آن کار و یا اتفاق فقط خدا را مورد نظر داشته باشد آن کار و اتفاق برای او شیرین و زیباست و این معنا و تفسیر همان جمله معروف حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ است.(نگاه کنید: حماسه حسینی، شهید مطهری، انتشارات صدرا؛ الاحتجاج، طبرسی، ج ۲، ص ۳۰۵، نشر مرتضی، مشهد)
  9. توکل به خدا: انسان باید در هر کاری به خدا اعتماد و توکل کند؛ زیرا تنها اوست که غنی بالذات است و نیازی به کسی ندارد، بلکه او خدایی غنی حمید است که بی منت به انسان جان می بخشد و ربوبیت و پروردگاری اش را به عهده می گیرد. توکل به خدا موجب می شود که کارها بر شخص آسان شود و به سادگی مصیبت را تحمل کرده و از بحران مصیبت عبور کند.(توبه، آیات ۵۰ و ۵۱)
  10. توجه به آثار مصیبت: از دیگر عواملی که تحمل مصیبت را آسان یا آسان تر می کند، توجه یابی انسان به برکات و آثار مثبت مصیبت است. از جمله این آثار می توان به صلوات و رحمتی است که خدا به مصیبت زده صابر و شکیبا عنایت می کند. خدا می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَهٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ و قطعا شما را به چیزى از قبیل ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را. همان کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‏ گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان باد و راه‏یافتگان هم خود ایشانند.(بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷)