راه مصونیت یابی از زیان و خسران ابدی

samamosشاید یکی از دغدغه های هر انسانی در زندگی دنیوی، از دست دادن سرمایه باشد. سرمایه به معنای اصل و ریشه هر چیزی است که در کاربردهای عمومی و بازاری بیش تر در سرمایه های مادی چون مال و ثروت و یا زمین و خانه و مانند آن به کار می رود. هر کسی می کوشد تا ضمن حفظ و نگهداشت سرمایه از سود و درآمدهای حاصل شده از آن بهره گیرد؛ زیرا استفاده کردن از سرمایه به معنای از دست دادن همه چیز است و کسی که سرمایه ای نداشته باشد به فقر و فلاکت گرفتار می شود. این سرمایه می توان توانایی بدنی و کارگری و یا فن و هنری باشد که وی را در مقام استادی کاری قرار می دهد. از این روست که توانایی جسمی و عقلی و فن و صعنت را نیز سرمایه می دانند و می کوشند با بهره گیری از سرمایه های وجودی و غیر وجودی ، زندگی خود را سر و سامان دهند.

به نظر می رسد که انسان ها، همین که با سراشیب عمر رو به رو می شوند و در میان دوستان و هم سن و سالان خویش مرگ و میر را مشاهده می کنند ترسی خاص وجود ایشان را در بر می گیرد و آنان را به اندیشه مفهوم مرگ می کشاند. از این روست که اندیشه آخرت و معاد و مسائل مربوط به آن به عنوان دغدغه جدی مطرح می شود. این جاست که مفهوم سرمایه معنا و مفهوم دیگری می یابد و شخص با خود می اندیشد که به زودی می بایست آن چه را تاکنون سرمایه می پنداشته بگذارد و برود و تنها با خود چیزی را دارد که به معنای واقعی از آن او و سرمایه اش می باشد. این جاست که مفهوم سرمایه های اخروی معنا می یابد. در این نوشتار راهکار قرآنی برای رهایی از زیان و خسران سرمایه واقعی انسان و حفظ آن برای پس از مرگ تبیین شده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خسران همگانی و امتحان دنیوی

خسران و زیان به معنای کاهش ، کم شدن، از دست دادن سرمایه، هر چند که بیش تر در مال و جاه و حتی امور نفسی چون صحت و سلامت و بلکه عقل و ایمان و ثواب نیز به کار می رود( مفردات راغب اصفهانی ،‌ ص ۲۸۱) ولی در کاربردهای قرآنی بیش تر به معنای ضلالت و گمراهی از صراط مستقیم انسانیت و کمال یابی به تقرب و تعبد الهی است.

از سوی دیگر، قرآن ، انسان ها را در حالتی تصویر و ترسیم می کند که در دوزخی از هواهای نفسانی و خواهش های درونی و وسوسه های بیرونی شیطانی است که وی را از خداوند و راه راست دور می سازد و او را به سوی هلاکت و شقاوت ابدی سوق می دهد؛ از این روست که برخی با توجه به این مفهوم ومعنا که در سوره عصر تبیین شده است، آیه ۷۱ سوره مریم که می فرماید " وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا" را که به معنای ورود همگانی در دوزخ است ، را به معنای دوزخ دنیا دانسته اند و گفته اند که هرکسی می بایست از آزمون سخت دنیوی سربلند آید تا از مصداقیت خسران رهایی یابد. هر چند که برخی با توجه به قرائن و سیاق آیات مراد از شما را منافقان و کافران و مشرکان دانسته و یا ورود را به معنای اشراف معنا کرده اند؛ با این همه هیچ شکی نیست که آیات سوره عصر به معنای خسران همگانی انسان ها به جز کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و دیگران را به ایمان و کار خیر و صبر بخوانند.

در تحلیل قرآنی خسران دارای مراتب و درجات متعدد بوده و شدت و ضعف دارد. با این همه خسران واقعی همان از دست دادن سرمایه های وجودی انسان است که به عنوان اسمای الهی درذات انسان سرشته و نهاده شده است و زندگی در دنیا و قرارگاه زمین به انسان این فرصت را می بخشد تا آن ها را به فعلیت درآورده و برای رسیدن به کمالات و تقرب به خدا از راه صبغه الله شدن و متاله گردیدن از آن ها سود برد.

در حقیقت انسان دارای دو سرمایه عظیم در دنیاست که یکی از آن ها سرمایه وجودی درونی است که از آن به اسمای تعلیمی و جعلی یاد می شود و دیگر سرمایه ها و فرصت هایی که زندگی دنیا به انسان می بخشد تا برای ابد خود را بسازد. به تعبیر تمامی استادان عرفان از آیت الله حسن زاده گرفته تا آیت الله جوادی آملی تا آیت الله بهجت فومنی، انسان در این مدت کوتاه زندگی در دنیا خود را برای ابدیت می سازد. بنابراین می بایست از این زمان به خوبی و درستی بهره گیرد. این گونه است که آیت الله بهجت به آیت الله کشمیری در آغاز طلبه و سیرو سلوک همان کلام حضرت یحیی (ع) به کودکان هم سن و سال خویش که وی را به بازی می خواندند ، را بیان می کند که " للعبه ما خلقنا؛‌ برای بازی کردن آفریده نشده ایم " .

فرصت هایی که انسان در زندگی دنیا دارد ، سرمایه های حقیقی و واقعی اوست که می بایست به درستی از آن برای ابدیتی بهره گیرد. از این روست که زندگی دنیا نسبت به ابدیت هیچ دانسته شده و بسیار کوتاه چون ساعتی و یا نیم روزی و یا روزی معرفی شده است. انسان می بایست در این مدت کوتاه سربلند از امتحانی سخت در آید و برای ابدیت زندگی معنوی و حیات سعادتمند را تضمین کند. این گونه است که از این مدت کوتاه به دوره امتحانی یاد می شود که هرکس سربلند در آید خوشبخت و سعادتمند بوده و هر که در این آزمون مردود شود بدبخت و شقاوتمند خواهد شد.

بسیاری از مردم به سبب آن که خود را در پرده های هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی و یا حتی حجاب های نورانی علم و مانند آن گرفتار کرده اند نمی توانند در این دنیا به چشم بصیرت ببیند که چه زیانی می کنند و تا چه اندازه خسران و زیان قرار دارند؟ اینان زمانی که قیامت ایشان ظهور وبروز می کند تازه در می یابند که چگونه از سرمایه های وجودی و فرصت های زندگی دنیوی زیان کرده و ان را برباد داده و یا دست کم با کاهش آن خود را بدبخت کرده اند.(یونس آیه ۳۵ و انعام آیه ۱۲ و اعراف آیه ۸ و۹ و زمر آیه ۱۵ و شورا آیه ۴۵)

اگر وضعیت انسان در دنیا را بخواهیم ترسیم و تصویر سازی کنیم حال کسانی را دارد که در ظلمات قرار دارند و کسی به ایشان می گوید که درپیرامونشان چیزهایی است که هر کس از آن بردارد یا بر ندارد، پس از بیرون رفتن از این ظلمات ،‌ خود را سرزنش می کند و اندوهگین می شود. پس برخی به اندیشه ای بر نداشتند و برخی کم برداشتند و برخی دیگر تا توان داشتند از آن برداشته و با خود به بیرون ظلمات بردند. هنگامی که به بیرون ظلمات آمدند گوهرهای گرانبهایی را یافتند. کسانی که برنداشته بودند حسرت می خوردند که چرا دست خالی آمدند و دوست می داشتند که به ظلمات باز گردند تا چیزی از آن بردارند ولی به آنان گفته شد که راه بازگشتی به ظلمات نیست.(مومنون آیه ۱۰۰) آن دسته دیگر که کم برداشته بودند در حسرت بودند که ای کاش بیش از این برمی داشتند و چرا به کم آن قناعت ورزیدند و تنها کسانی که در حد توان و استطاعت خویش از آن برداشته بودند خوشحال بودند ولی باز آرزو و امید داشتند که بیش تر تلاش می کردند و بیش از استطاعت چیزی بر می داشتند.

دسته نخست همان اهل دوزخ هستند که در هنگام توزین اعمال وجودی خویش ، سبک بار هستند و چون هیچ چیزی با خود ندارند " خفت موازینه " می باشند و در دوزخ حسرت و ندامت گرفتار می شوند و آتش درون ایشان شعله می کشد و ایشان را عذاب و شکنجه می کند.

دسته دوم کسانی هستند که اهل اصحاب یمین شمرده می شوند و بهره ای از آن گوهرهای وجودی برداشته اند و ایشان را بر ترازوی اعمال توزین می کنند و به مقدار سرمایه ای که اندوخته اند در یکی از بهشت های هفتگانه جا می گیرند که در سدره المنتهی است.

دسته سوم که ابرار و سابقون هستند خداوند به فضل خویش ایشان را چنان بها و ارزش می بخشد که در قاب قوسین می نشینند و از رضوان الله که اکبر است بهره مند شده و در مقام جنت ذات می روند.

عوامل خسران

اصولا در تحلیل قرآنی، حضور آدمی در دنیا به یک معنا ،‌ حضور در منطقه خطر خسران است.( سوره عصر) ولی انسان ها به علل و عوامل درونی و بیرونی خود را گاه در معرض خطرات بیش تر قرار می دهند.

از جمله کسانی که خود را گرفتار می کنند کسانی هستند که به جای ولایت خدا و مومنان ،‌ولایت شیطان را می پذیرند و این گونه در خسران و زیان آشکار قرار می گیرند،‌ زیرا این دشمن سوگند خورده با وسوسه های خویش همه سرمایه وجودی انسان و فرصت های بهره گیری از زندگی دنیوی را از وی می گیرد و تباه می سازد.(نساء‌آیه ۱۱۹)

در برخی از داستان های آزمونده آمده است که روزی شیطان با عارفی نزدیک می شود. این عارف که اهل بصیرت بوده و دارای چشم برزخی و می توانست ابلیس و جنیان را در عالم مثال ببیند ، می بیند که ابلیس رو به روی او نشسته و به وی می نگرد. ابلیس به وی اشاره می کند تا پیش رود، وی به سبب این که مصداق عنوان "مطیع شیطان " نباشد، حاضر نمی شود که فرمان ابلیس را بپذیرد و به نزد او برود. پس اشاره می کند تا ابلیس پیش او آید.

به هر حال،‌ ابلیس نزد وی می آید و با او در باره توحید و شبهات و اشکالاتی که ابلیس بر اندیشه توحیدی داشته به بحث و گفت وگو می نشینند. ساعتی چند می گذرد و ابلیس شکست می خورد. عارف شاد از این که ابلیس را شکست داده است و ابلیس شاد از این که ساعتی از عمر عارفی را گرفته و فرصت سرمایه او را از وی بازستانده است. عارف می گوید : تو که شکست خورده ای چرا شادی می کنی ؟ ابلیس گفت: هدفم این بود که ساعتی از عمر تو را به بیهودگی بگیرم و نگذارم از آن ساعت های عمرت به درستی بهره گیری که موفق شدم.

آن چه برای ابلیس مهم است گمراه کردن مردمان است و هرکسی را در هر مرتبه ای ازکمال که باشد به گونه ای گمراه می کند و سرمایه های وجودی و فرصت های زندگی و سرمایه اندوزی را از وی می ستاند.

از این روست که خداوند در آیه ۱۵ سوره زمر، تباه کردن عمر خود و خانواده را خسارت و زیانی آشکار معرفی می کند که بسیاری از مردم در آخرت با این زیان بزرگ و آشکار رو به رو می شوند از آن آگاه می گردند. انسان ها بسیاری از وقت مفید خود را به بطالت و خوشگذرانی می گذرانند و از آن به تفریح یاد می کنند. اینان همانند دانش آموزانی هستند که در طول شب های امتحان به جای درس خواندن و مطالعه به بازی کردن و فیلم دیدن مشغول می شوند و در روز امتحان دست خالی و در پایان سال ، مردود از مدرسه بیرون می آیند.

خاستگاه خسران گرایی

چرا انسان ها با آن که می دانند که زندگی دنیا و وجود انسانی فرصت و سرمایه های وجودی ایشان برای زندگی دیگر آن جهانی است باز هم به سویی می روند که از سرمایه ضرر و زیان کنند و اندوخته های خویش را نابود سازند؟

قرآن در پاسخ به این چرایی ، علل و عواملی را مطرح می سازد که از جمله آن ها می توان به احساس ایمنی بشر از مکر و حیله خدا اشاره کرد.

خداوند در آیه ۹۹ سوره اعراف می فرماید که بسیاری از مردم از مکر خداوند احساس امنیت می کنند و این در حالی است که انسان تا زمانی که در دنیاست می بایست خود را از مکر خداوند ایمن نشمارد ، زیرا دنیا مکانی برای آزمون های سخت و دشوار است تا هر کسی آن چه را دارد بنمایاند. از این روست که سنت ابتلاء و امتحان به عنوان یک سنت الهی در آیات و آموزه های وحیانی قرآن بارها بارها بیان و تبیین شده و مردمان را از آن آگاه ساخته است. باشد تا درست گیرند و خود را از مکر الهی و آزمون هایش در امان نگه دارند و هوشیار بوده و به خداوند پناه برند. این همان معنای "اعوذ بک منک " از خودت به خودت پناه بردن است.

باطل گرایی و روی آوری به کفر (عنکبوت آیه ۵۲) و فرو رفتن در اندیشه و سخنان باطل ( توبه آیه ۶۹) و پذیرش غیر اسلام به عنوان آیین زندگی (آل عمران ایه ۸۵) و ترک عمل به قرآن و فراموشی از روی بی اعتنایی به قرآن و آموزه های وحیانی آن (اعراف آیه ۵۳) و یا سستی و ضعف ایمان به خدا و تزلزل در پرستش وی (حج آیه ۱۱) و تسلیم شدن در برابر غیر خدا(آل عمران آیه ۸۵) و تکذیب آیات الهی ( اعراف آیه ۱۷۷ و ۱۷۸ و یونس آیه ۹۵) و اندیشه تکذیب آخرت و باوربه رستاخیز(انعام آیه ۳۱ و یونس آیه ۴۵) از جمله علل و عواملی است که آدمی را به سوی خسران سوق می دهد.

اندیشه ها و بینش های نادرست و نگرش ها و باورهای غلط موجب می شود تا آدمی در رفتار خویش به گونه ای عمل کند که سرمایه های وجودی و فرصت های بهره مندی از زندگی دنیوی را از دست بدهد.این گونه است که به جایی بهره گیری از مال و ثروت برای آخرت و توشه اخروی ساختن آن به مال دنیوی دلبستگی می یابد (توبه آیه ۶۹ و منافقون آیه ۹ و نوح آیه ۲۱) و به جای آخرت گرایی ،‌ دنیاطلبی در جانش نفوذ می کند(اعراف آیات ۱۷۶ تا ۱۷۸و توبه‌آیه ۶۹ و ایات دیگر) و گناه کردن و زیبا دیدن گناه (فصلت آیه ۲۵) و زورگویی (ابراهیم آیه ۱۵) و سبک سازی اعمال وکارها ( اعراف آیه ۹) و حتی سد راه خدا (هود آیه ۱۹ و ۲۱) و اعمال خیر و عصیان کردن و تمردنمودن (انعام آیه ۳۱ و اعراف آیات ۲۲ و ۲۳) و تباهی عمل و کردارهای نیک (مائده آیه ۵۳ و کهف آیه ۱۰۳ و ۱۰۴) برای او امری عادی و درست جلوه می کند.

آیات قرآنی موارد دیگری را نیز به عنوان علل و عوامل زیان و خسران بشر و رفتارهایی که موجب تباهی سرمایه می شود بیان کرده که به همین مقدار بسنده می شود، زیرا در یک کلام می توان گفت که اندیشه های باطل در کنار نگرش و کارهای زشت است که آدمی را به سوی تباهی و سرمایه سوزی سوق می دهد و زمینه خسران و زیان بشر را برای ابد فراهم می آورد.

راه مصونیت یابی از زیان

هنگامی که سخن از مصونیت یابی می کنیم ، این مفهوم را باور کرده ایم که در معرض خطر هستیم و نیاز است تا به شکلی خود را از آن حفظ کنیم.

تحلیل قرآن از انسان در زمین آن است که انسان ها همه در معرض خطر زیان سرمایه و از دست دادن سرمایه های وجودی خداداد و فرصت های مناسب و خوب برای زندگی برتر و بهتر می باشند( سوره عصر) از این روست که از همان آغاز در پی ارایه راهکارهایی برای برونرفت از مشکل زیان و خسران طبیعی در زندگی دنیوی است.

در سوره عصر تنها شماری از انسان ها را مصون یافته از خسران بر می شمارد که بتوانند به ایمان واقعی و عمل صالح در شخصیت خویش دست یافته و دیگران را به ایمان و عمل صالح دعوت کنند. این بدان معناست که خودسازی و دیگرسازی به شکل مطلوب تنها راهی است که آدمی را از خسران رهایی می بخشد و نجات می دهد.

در آیات۲۳ و ۱۴۹ سوره اعراف و ۴۷ سوره هود ، توبه و بهره مندی از آمرزش الهی را از علل و عوامل مصونیت یابی از خسران معرفی می کند. بنابراین می بایست انسان برای در امان ماندن از تهدید دایمی خسران و زیان و مکر الهی و امتحان های سخت و دشوار خداوندی در زمین ، از استغفار و توبه به عنوان راه مصونیت یابی بهره گیرد.

بنابراین پذیرش اسلام به عنوان گام نخست (آل عمران آیه ۸۵) و ایمان به خداوند در مراتب عالی و توحید محض می تواند این مصونیت یابی را تقویت کند ( طلاق آیات ۹ و ۱۰ و نیز عصر آیه ۲ و ۳و اعراف آیه ۵۳)

تزکیه نفس (شمس آیات ۹ و ۱۰) اندیشه و تعقل در باره هدف آفرینش و جایگاه آخرت و ارزش آن (انعام آیات ۳۱ و ۳۲) و پذیرش ولایت الهی و اطاعت از او (آل عمران آیات ۱۴۹ و ۱۵۰) و تقویت پایه های تقوا و پرهیز از گناهان و ناپسندهای عقلانی و عقلایی و شرعی (طلاق آیات ۹ و ۱۰) و بی ارزش شمردن دنیا به جای اصل شمردن آن و نیز اعتقاد به بازیچه و لهو و لعب بودن آن و اصالت بخشی به آخرت و بهره گیری از هر فرصت مادی و دنیوی برای نزدیک شدن به خدا(انعام آیات ۳۱ و ۳۲) و بهره مندی از رحمت الهی(بقره آیه ۶۴ و اعراف آیه ۲۳ و ۱۴۹) از دیگر عوامل مصونیت یابی است که قرآن بر آن تاکید می ورزد.

سفارش دیگران به حق و صبر و ایمان (عصر آیات ۲ و ۳) به معنای آن است که در تفکر و تحلیل قرآنی نجات شخص از خسران به نجات دیگران از خسران ، پیوند محکم و استواری خورده است و شخص نمی تواند به سادگی از بار مسئولیت های اجتماعی شانه خالی کند. چنین تفکری است که خودسازی را در کنار دیگر سازی و عرفان فردی را در کنار عرفان اجتماعی معنا می بخشد و زهد و عرفان را زمانی کارساز می شمارد که در نقش عالم دیگران را به خدا و اعمال نیک دعوت کند.

از آن جایی که انسان هماره در معرض خطر است می بایست افزون بر خود بر خدا تکیه کند و هر کار خویش را خواسته و مشیت و توفیق الهی بشمارد. این جاست که فضل الهی (بقره آیه ۶۴) و نصرت خداوند و ولایت او (آل عمران آیات ۱۴۹و ۱۵۰) به عنوان علل و عوامل مصونیت یابی معرفی می شود و بر توکل و توفیق و تفویض در کارها تاکید می شود.