راه درمان انحراف جنسی چشم چرانی

بد حجابی

بسم الله الرحمن الرحیم
از بیماری های روانی شایع در انسان ها، بیماری انحراف جنسی است. انحراف جنسی غیر از اختلال جنسی است؛ زیرا اختلالات جنسی را می توان به نوعی یک ناتوانی جنسی در مقاربت جنسی موفق با شریک جنسی خود تعریف نمود که از جمله این اختلالات می توان به زود انزالی جنسی، دیرانزالی، ناتوانی در نعوظ ، بی میلی جنسی، سرد مزاجی جنسی، درد جنسی (واژینیسم)، فوبی جنسی و یا ترس جنسی و مانند آن ها اشاره کرد. اختلال جنسی مکن است در هر یک از مراحل چهارگانه سیکل جنسی یعنی: برانگیختگی، مرحله کفه (برقراری رابطه)، ارضای جنسی و فروکش جنسی در دو جنس و مرحله تحریک‌ناپذیری پس از ارضاع در مردان پدید آید؛ اما انحراف جنسی، تمایلات جنسی خارج از چارچوب رابطه جنسی طبیعی است. برای مثال تمایلات جنسی همجنس خواهانه، خود ارضایی و استمنا، مازوخیسم جنسی یا خود آزاری جنسی، سادیسم جنسی یا دیگر آزاری جنسی، یادگارپرستی یا شئ پرستی جنسی مانند لذت جنسی از پای جنس مخالف و اشیا مرتبط با او، حیوان خواهی یا زوفیلیا، کودک آزاری یا پدوفیلیا، مبدل پوشی یا ترنسوتیزم، خود نمایی جنسی یا اگزیبیشنیزم، چشم چرانی یا تماشاگری جنسی و مانند آن ها از نمونه های انحراف جنسی است. در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و قرآن، چیستی، عوامل و درمان این بیماری روانی تبیین شده است.
چشم چرانی انحراف جنسی و خیانت چشم
یکی از توانایی های انسان دیدن است. چشم به انسان این امکان را می دهد تا پیرامون خویش را ببیند و بصیرت و آگاهی دیداری پیدا کند. از این روست که چشم در کنار گوش به عنوان دو ابزار شناختی مهم بشر معرفی شده است؛ زیرا معرفت و علم حسی انسان نسبت به خارج و پیرامون و محیط اطرافش از طریق این دو حواس به قلب به عنوان قوه مدرکه انتقال می یابد.
در آموزه های قرآنی واژه عین به معنای چشم، با عناوینی چون نظر به معنای نگاه و نگریستن، رویت به معنای دیدن و بصر به معنای بینایی و آگاهی به کار رفته است.
البته باید توجه داشت که هر یک از این عناوین هر چند در کلیت با هم اشتراک دارند، ولی تفاوت های لطیفی میان آن ها است که باید به آن ها توجه یافت.
واژه نظر در فرهنگ زبان عربی به نگاه کردن و نگریستن اختیاری و ارادی همراه با توجه و دقت اطلاق می شود؛ در حالی که رویت به معنای دیدن غیراختیاری است. در تحقق مفهومی نظر و نگاه «توجه و دقت» شرط است و این نیازمند اراده ناظر برای نگریستن چیزی است که به آن نگاه می کند. این نوع از مشاهده ، به سبب همین ارادی و اختیاری بودن، احکام و آثار خاصی دارد که بخشی از آموزه های تکلیفی قرآن و اسلام به مساله نگاه کردن اختصاص یافته است. البته انسان ممکن است به چیزی نظر کند و بنگرد، ولی آن را نبیند و رویت نکند. ازاین روست که گفته می شود: نظرت الهلال و لم اره؛ به هلال ماه نگریستم؛ ولی آن را ندیدم. البته بصر ناظر به بینایی همراه با ادراک است. هم چنین بصیرت، با نوعی شهود ، بریدن از امور مادی و کلی نگری، دور نگری، بینش و دانش خاص و عقلانی همراه است(نگاه کنید: طه، آیه ۹۶؛ آل عمران، آیه ۱۳؛ انعام، آیه ۱۰۳؛ حج، آیه ۴۶) از همین روست که به نوعی از خردورزی و عقلانیت، اولی الابصار می گویند.(آل عمران، آیه ۱۳؛ نور، آیه ۴۴)
در آیات قرآنی، واژه چشم چرانی به کار نرفته است، ولی از خیانت چشم«خیانت الاعین» سخن به میان آمده و خداوند می فرماید: یعْلَمُ خَآئِنَهَ الْأَعْینِ وَمَا تُخْفِى الصُّدُورُ؛ خدا خیانت چشم ها و نگاههاى دزدانه و آنچه را که دلها نهان مى‌دارند، مى‌داند.(غافر، آیه ۱۹) پس باید گفت،چشم چرانی از جمله رفتارهای خیانت آمیز چشمان است که باید انسان از آن پرهیز کند؛ زیرا اگر چه دیگران متوجه این خیانت چشم ها نیستند، ولی خداوند از آن آگاه است و نسبت به آن واکنش نشان می دهد و شخص در دنیا و آخرت تنبیه و مجازات می کند.
از نظر قرآن، خیانت چشم ها، یک انحراف جنسی است که باید درمان شود. واژه فارسی چشم چرانی، به معنای چریدن چشم است. در اصطلاح چشم چرانی، خیره‌چشمى و هرزه‌نگاهى، هیزنگری، نگاه کردن از روى لذّت به چهره خوبرویان و زیبارویان و نظر بازى است.(نگاه کنید: لغت‌نامه، ج ۵، ص ۷۱۴۷، «چشم‌چرانى».)
در اصطلاح و کاربردهای عرف فارسی، مقصود از چشم چرانی، نگاه شهوت آمیز به نامحرم و نیز نگاهی است که انسان را در معرض خطر وقوع در حرام نسبت به نامحرم قرار می دهد. در آیات قرآنی با واژگانی چون «غض» و مشتقات آن و نیز تعبیرهایی مانند «خائنه الاعین»، درباره چشم چرانی مطالب و احکامی بیان شده است. برخی مفسران «خائنه الاعین» در آیه ۹۱ سوره غافر را به چشم چرانی و نگاه دزدانه به نامحرم تفسیر کرده اند(التفسیر المنیر، ج۲۴، ص۹۹)؛ زیرا حرکات مخفی و دزدانه چشم برای بهره گیری و التذاذ موجب می شود تا انسان از مسیر امانت الهی دور شود و ابزارهای رشدی را در مسیر نادرست به کار گیرد. از آن جایی که خداوند مالک اعضا و جوارح است و این ابزارهای شناختی در اختیار بشر قرار گرفت تا خداشناسی و هستی شناسی داشته باشد و در مسیر رشدی قرار گیرد، ولی شخص با بهره گیری نادرست از این ابزارها در حقیقت در امانت خیانت کرده است. از این رو چشم چرانی از مصادیق خیانت چشمان شمرده می شود.
یکی دیگر از فرمان های الهی «غض بصر» به معنای چشم فروهشتن است که خداوند درباره نگاه بیان کرده و از مومنان خواسته تا در برابر نامحرمان از مرد و زن چشم فرو گیرند و در دیگران به صورت خیره، هیز و تیز و مستقیم نگاه نکنند.(نور، آیات ۳۰ و ۳۰)
پس چشم چران کسی است که از نگاه کردن به چهره و اندام ظاهر و پوشیده زنان یا نوجوانان، لذت می برد و استفاده جنسی می جوید. این چشم چرانی ممکن به انحراف دیگر جنسی، چون استمنا نیز کشیده شود. البته این انحراف و معضل اجتماعی منحصر به جنس مرد نیست، بلکه در میان مردان و زنان در حالتها و روشهای گوناگونی دیده می شود، از این روست که خداوند غض البصر را برای مردان و زنان به عنوان یک واجب مطرح کرده است؛ اما این مرض و بیماری مهلک و انحراف جنسی، در مردها و بالاخص نوجوانان و جوانان و هم چنین عزب های بی همسر بیشتر دیده می شود.
آثار و پیامدهای چشم چرانی
برای چشم چرانی دو دسته از آثار روانی و جسمی بیان شده است. چشم چرانی از دیدگاه روانشناسان، یک بیماری انحرافی روانی محسوب می شود هنگامی که این پدیده روحی در شخص بوجود می آید کم کم این بیماری به صورت یک بیماری دائمی و همیشگی در می آید چنانچه با نگاه کردن و چشم چرانی یک لحظه و یا چندین ساعت، نفس و چشمهایش سیر نخواهد شد و رفته رفته منجر به یک بیماری مزمن روحی روانی می شود به نحوی که از تماشا کردن چهره دیگران و از تماشا کردن اعضاء و جوارح لخت و حتی دیدن شرمگاه ها و آلت تناسلی دیگران لذت می برد و این به اثبات رسیده و همگان متوجه آن می شوند. هنگامی که در وجود شخص حیاء و غیرت نباشد به انجام هر کاری دست می زند و شخص چشم چران فاقد ایمان و حیاء است و چشمانش سیری ندارند و تا این که به مقصد نهایی خود نرسد آرام و قرار ندارد و مانند گرگی گرسنه است که از نگاه کردن به گوسفندان چیزی عایدش نمی شود مگر با دریدن و پاره کردن گوسفندان، و این بیماری در جامعه کنونی ما به وفور مشاهده میشود. شروع آن از دیدن و نگاه کردن های عمیق و تیز و هیز به اطرافیان و رهگذران است چنانچه به مرحله نهایی خود می رسد و به صورت یک بیماری مزمن در می آید.
مثانه شخص چشم چران ضعیف شده چنانچه ادرار و مذی شخص به صورت قطره قطره خارج می شود و برای وضوی او مشکلاتی درست می کند. اکثر چشم چرانها از زیادی جریان ادرار شکایت دارند؛ زیرا با خیالات بد و نگاه بد، منی کم می شود و همراه با ادرار یا با کثرت احتلام ضایع می گردد و با این، مغز ضعیف و ناتوان می شود و همچنین دل ضعیف شده و احساس دلهره دست می دهد و در کمر و مفصلها احساس درد می کند. این دردها با سرگیجه و سیاهی رفتن چشمها، عدم یادگیری درس همراه خواهد بود. احساس ناراحتی و کسالت او را فرا می گیرد، کم خوابی و ضعف همت و اراده به او روی می کند. همچنین روانپزشکان با تحقیقات گوناگون بر روی افراد چشم چران و شهوت ران و کسانی که گرفتار تحریکات جنسی بدون ارضاء شده به نتایج ذیل دست یافته اند: ۱ دشواریهای تنفسی و بالا رفتن تپش قلب؛ ۲. ناراحتی های معده؛ ۳. سر درد؛ ۴. درد اطراف قلب و دلهره از خطرات غیر قابل توصیف؛  ۵. کم اشتهائی؛ ۶. خستگی فکری، روانی و خستگی ضعف عمومی در بدن.
گر ز زنای چشم حظی می بری / این کباب از پهلوی خود می خوری
این نظر از دور، چون تیرست و سم / عشقت افزون می شود، صبر تو کم
بر اساس تحقیقات انجام شده درباره انحرافات جنسی یکی از مهمترین و قوی ترین محرک های غریزه جنسی نگاههای شهوت انگیز است که در این میان چشم نقش اصلی را در انحرافات اخلاقی ایفا می کند.
اگر چه مناظر شهوت انگیز مصادیق متعدد و فراوانی دارند و دیدن بدن نامحرم، دیدن انواع عکس ها، ماهواره و اینترنت و…را در بر می گیرد، اما به لحاظ اینکه مردان بیشتر از زنان نسبت به مناظر شهوت انگیز حساس هستند، بنابراین روی سخن در اینجا بیشتر مردان و پسران جوان خواهند بود.
به طور کلی چشم دروازه ورود تصورات و اندیشه ها به وجود انسان است. در اکثر موارد ما ابتدا چیزی را می بینیم و سپس درباره آن می اندیشیم و در ذهن آن را پردازش می کنیم. از این رو نگاه مواد اولیه و مصالح لازم تصور و تخیل را فراهم می کند؛لذا اگرنگاه ما شهوانی و نامشروع باشد بدون شک زمینه ساز افکار خطرناک و دردهای روحی و روانی خواهد بود.
افرادی که چشم های هرزه دارند همیشه دستخوش رنج های روحی و دردهای درونی بیشماری می شوند که جملگی محصول نگاههای نامشروع و نظر بازی های آنهاست. چشم چرانی که خود در واقع نوعی از انحراف های اخلاقی و جنسی است، به تعبیر روایات اسلامی یک نوع زنا محسوب می شود. چشم چرانی افزون بر تاثیرات روحی و روانی فراوان مهمترین آنها به تعبیر روایات؛ حسرت و اندوه، گرفتاری در دام فساد و منکرات جنسی است و دارای عوارض مادی و منشا بیماری های جسمانی زیادی نیز می باشد که برخی از مهمترین آنها عبارتند از دشواری تنفس، درد اطراف قلب، ضعف و خستگی عمومی و دایمی بدن و تپش قلب.
حسرت و اندوه طولانی نیز از پیامدها و آثار روحی و روانی این انحراف جنسی است. امام صادق(ع)می فرمایند: نگاه شهوت آلود، تیری مسموم از تیرهای شیطان است و چه بسا نگاه شهوت آلودی که حسرتی طولانی بر جای می گذارد. امیرمومنان علی(ع)نیز در این باره می فرمایند؛ هر فردی که چشم خود را آزاد بگذارد و به هر چیزی نگاه کند، حزن و اندوهش زیاد می شود. و نیز می فرماند؛بسا نهال هوسی که از نیم نگاهی کاشته می شود.(بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۴۰)
بر اساس روایات انحراف و هلاکت از دیگر پیامدهای آن است. خداوند متعال در حدیثی قدسی درباره چشم چرانی می فرمایند؛ نگاه اول تصادفی مال توست، ولی نگاه دوم ضرر و زیان توست و نگاه سوم باعث انحراف و هلاکت توست.( من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۷۴، ح۴۶۵۸)
هم چنین غرق شدن در فتنه از دیگر آثار آن دانسته شده است. امام صادق(ع) می فرمایند؛ نگاه بعد از نگاه، شهوت و میل جنسی را در دل می رویاند و همین برای غرق شدن صاحبش در فتنه کافی است. (تحف العقول، ص ۳۰۵) امیرمومنان (ع)نیز می فرمایند؛ نگاه حرام راهنمای فتنه هاست.
رویش فسق و دوری از مسیر هدایت نیز از دیگر پیامدهای انحراف چشم چرانی است.  نقل شده است که حضرت عیسی(ع) به حواریون فرمودند؛از نگاه کردن به دختران اجتناب کنید زیرا نگاه بذر شهوت و تمایلات جنسی است و باعث رویش فسق در وجود انسان می شود. چه بسا انسان با چشم چرانی و نگاه به زنان و دختران آن چنان اسیر و پایبند شهوت شود که از دین خدا و مسیر هدایت خارج گردد و تمام هم و غمش ارضا غریزه اش گردد و جز به شهوت و اطفا آن به چیز دیگری نیندیشد.
احکام نگاه در اسلام
چنان که گفته شد، نظر و نگاه، نوعی دیدن ارادی و اختیاری همراه با نظر، دقت و توجه است. چنان که بصر به معنای بینایی نیز امری ارادی و اختیاری و در راستای کسب دانش و علم و شهود است. در اسلام به سبب آن که این نوع از دیدن، امری ارادی و اختیاری است در حوزه تکلیف قرار می گیرد و احکامی چون حرمت و کراهت برای آن بیان شده است.
به این معنا که شخص می بایست در نظر کردن، نگاه کردن و نگریستن متوجه این معنا باشد که برخی از نگاهها حرام و برخی دیگر مکروه است چنان که خداوند در آیه ۱۹ سوره غافر از نگاه خائنانه سخن به میان می آورد. این نگاه، نگاهی است که شخص زیرچشمی به قصد تلذذ یا جاسوسی و تجسس در زندگی مردم وحرکات و سکنات دیگران انجام می دهد.
از امام صادق (ع) پرسیده شد که مراد از خیانت چشمان چیست؟ آن حضرت پاسخ داد: آیا ندیده ای که شخصی به چیزی نگاه می کند که گویا نگاه نمی کند. این همان خیانت چشم هاست. (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۱۷، حدیث ۳۳)
خداوند در همین آیه به انسان ها هشدار می دهد که از نگاه خیانت آمیز پرهیز کنند؛ چرا که اگر دیگران از این نگاه زیرچشمی خیانت آمیز شما آگاه نشوند، خداوند بدان آگاه است و از شما در قیامت مواخذه و بازخواست خواهد کرد. پس نگاه زیرچشمی خیانت آمیز، از مصادیق نگاه های حرام است و بر انسان است که از این نوع دیدن اجتناب کند و اهل تقوا باشد.
یکی از ماموریت های پیامبر(ص) این بود که به مومنان فرمان دهد تا مراقب چشمان خویش باشند و از نگاه هرزه و هیز اجتناب کنند.(نور، آیه ۳۰) خداوند در این آیه «یغضوا» را مترتب بر «قل» کرده است. علامه طباطبایی در ذیل آیه می فرماید: از این ترتب روشن می شود که منظور از «قول» امر است، یعنی امر کن به اجتناب از چشم چرانی که اگر امر کردی آنان نیز اجتناب خواهند کرد.(المیزان، ج۱۵، ص ۱۱۰-۱۱۱)
از نظر آموزه های وحیانی قرآن، نگاه خیانت بار و چشم چرانی حرام است و بر زنان و مردان است که از چشم چرانی پرهیز کنند.(نور، آیات ۳۰و ۳۱) خداوند در همین آیات و نیز آیات ۱۷ تا ۱۹سوره غافر چشم چران را تهدید به مجازات می کند. بنابراین پرهیز از چشم چرانی وظیفه و تکلیف هر زن و مرد مسلمان و مؤمنی است.
با توجه به اینکه هر حکم که دارای مقدمات و پیش نیاز است می بایست به آن توجه شود، بنابراین هر مقدمه ای که موجب می شود تا انسان به گناه چشم چرانی گرفتار شود، باید ازآن پرهیزکرد. از این رو خداوند مثلا از رودر روشدن با زنان پرهیز می دهد؛ چرا که زمینه ساز پیدایش چشم چرانی در جامعه است.(احزاب، آیه ۵۳)
همچنین بر اساس انجام مقدمات تکلیف، تکلیف حجاب و مراعات حیا و عفت لازم و بایسته است؛ چرا که بی حجابی و یا بدحجابی، خود زمینه ساز ارتکاب این گناه است و مؤمن می بایست از آن اجتناب ورزد. (احزاب، آیه۵۹؛ نور، آیه۳۱)
هم چنین خداوند در آیاتی از جمله ۳۰ و ۳۱ سوره نور از بیماردلانی سخن به میان می آورد که نگاه هایی پی گیر به نامحرمان دارند. به این معنا که چشم ایشان دنبال کاوش نامحرمان است. خیره شدن در زن نامحرم از مصادیق این نگاه های حرام است.
در روایت است که در زمان پیغمبر مردی متوجه زن نامحرمی می شود و چنان به او خیره شده و مجذوب وی می گردد که سرش به چیزی می خورد و خون آلود می شود. (المیزان، ج ۱۵، ص ۱۱۶ و نیز تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۸۸، حدیث ۹۳) از این رو خداوند به مردم دستور می دهد تا چشم فروهشته و از نگاه کردن و دقت ورزیدن در صورت نامحرم از مرد و زن اجتناب ورزند؛ چرا که غض البصر به معنای چشم فروهشتن و کاستن از نگاه است. البته این مساله اختصاص به دیدن ندارد و انسان می بایست از صدای نامحرم نیز خود را بپوشاند و به گونه ای دقت و استماع نکند که تحریک شود؛ چرا که استماع و دقت در برخی از صداها، خود عامل تحریک جنسی است و قلب را گمراه می سازد و به تشویش می افکند. از این رو راغب اصفهانی در فرهنگ قرآنی خویش غض را به معنای کاستن از نگاه و صوت دانسته است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۰۷)
از دیگر احکام نگاه و نگریستن، حرمت نگریستن به عورت دیگران است. بر هر مرد و زنی واجب است تا عورت خویش را بپوشاند و در این میان بر دیگران است که از دیدن عورت دیگری خودداری کند. به این معنا که حرام است مرد به زن یا زن به مرد یا هم جنس به هم جنس، به عورت یکدیگر نگاه کنند.
علامه طباطبایی می فرماید: از مقابله «یغضوا من ابصارهم» و «یحفظوا فروجهم» در آیه ۳۰ سوره نور به دست می آید که وظیفه هر کسی آن است تا عورت خویش را حفظ کند و آن را از دیگری بپوشاند تا قابل دیدن و نگاه کردن نباشد. (المیزان، ج ۱۵، ص ۱۱۱)
امام صادق (ع) درباره این آیه می فرماید: هر چیزی که در قرآن درباره حفظ فرج آمده، مراد حفظ آن از زنا است، مگر در این آیه که مقصود حفظ آن عورت از نگاه دیگران است. (کافی، ج ۱، ص ۳۵، حدیث ۱)
بنابر این، از آیات قرآنی به دست می آید که هر کسی می بایست عورت خود را بپوشاند و به عورت دیگران نگاه نکند. چنان که نگاه کردن به نامحرم از سوی مرد و زن حرام است و می بایست از آن اجتناب ورزند و همچنین چشم چرانی نکنند و خیره به نامحرم نگاه نکنند؛ چرا که این گونه نگاه کردن ها، زمینه ساز بسیاری از فسادهای جنسی و اخلاقی است.
نگاه های خیانت آمیز و زیرچشمی، بر خلاف اصول اخلاقی است و خردمندان این گونه رفتارها را در ردیف رفتارهای ناهنجار قرار می دهند.
یکی از مسئولیت های انسان و چشم چنان که گفته شد، مسئولیت در برابر نگاه و حرکات از جمله حرکات خیانت بار است. از جمله این حرکات خیانت بار می توان به چشم چرانی اشاره کرد. پس بر انسان است که مواظب چشمان خویش باشد؛ چرا که نگاه یکی از دریچه های هفتگانه آدمی به سوی گناه و دوزخ است (حجر، آیه ۴۴)، چنان که نگاه دریچه ای به سوی کمال نیز می باشد و آدمی با نگاه تامل انگیز و دقیق خود می تواند بسیاری از حقایق هستی را کسب کرده و از آن برای کمال خود و رسیدن به ربوبیت و خلافت بهره گیرد.
امام علی(ع) به نقش کمالی نگاه های دقیق و تامل انگیز مومنان به هستی اشاره می کند و می فرماید: ان المومن اذا نظر اعتبر… والمنافق اذا نظر لَهَا، نگاه مومن عبرت آمیز و نگاه منافق سرگرمی است. (تحف العقول، ص ۲۱۲)
پیامبر(ص) خواهان آن است که انسان به درستی از نگاه کردن بهره گیرد و عبرت و پند بیاموزد. آن حضرت(ص) می فرماید: اوصانی ربی بسبع: اوصانی بالاخلاص فی السر و العلانیه و ان اعفو عمن ظلمنی و اعطی من حرمنی و اصل من قطعنی و ان یکون صمتی فکرا و نظری عبرا، پروردگارم هفت چیز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشکار، گذشت از کسی که به من ظلم نموده، بخشش به کسی که مرا محروم کرده، رابطه با کسی که با من قطع رابطه کرده و سکوتم همراه با تفکر و نگاهم برای عبرت باشد. (کنزالفوائد، ص ۱۸۴)
مصادیق نگاه حرام
نگاه حرام در شریعت مقدس و احکام فقهی، نگاه مرد به بدن زن نامحرم به جز صورت و دست ها تا مچ است؛ خواه با قصد لذت و شهوت باشد یا بدون آن و نیز نگاه به صورت و دست ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت و گردن و دست ها و مقداری از پا)؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یادشده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.
در رسائل عملی مراجع تقلید درباره نگاه حرام موارد زیر بیان شده است که عبارتند از: نگاه به چهره آرایش کرده زن. نگاه به زیورآلات زن. نگاه به عکس بی حجاب زن آشنا. نگاه به ریبه و هوس آلود نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دست ها)، البته در این مسئله بین مراجع اختلاف نظر وجود دارد. نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست ها تا مچ). نگاه هوس آلود (هرچند به صورت و دست ها و یا به بدن همجنس.)
درشأن نزول آیه ۳۰ سوره نور از امام باقر(ع) روایت شده است: «روزی در هوای گرم مدینه زن جوان زیبایی در حالی که طبق معمول روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوشش پیدا بود، از کوچه عبور می کرد، مردی از اصحاب رسول خدا از طرف مقابل می آمد، آن منظره، سخت نظر او را جلب کرد و چنان غرق تماشای آن زن زیبا شد که از خودش و اطرافش غافل گشت و جلوی خودش را نگاه نمی کرد، آن زن وارد کوچه ای شد و جوان با چشم خود او را دنبال می کرد، همان طور که می رفت ناگهان استخوان یا شیشه ای که از دیوار بیرون آمده بود به صورتش اصابت کرد و صورتش را مجروح ساخت، وقتی به خود آمد که خون از سر و صورتش جاری شده بود، به همین حال به حضور پیامبر رفت و ماجرا را به عرض رساند. (فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج ۵، ص ۲۳۰؛ مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج ۱۹، ص ۴۸۵) این جا بود که آیه حجاب نازل شد». گفته اند آنچه سبب شد جوان، مجذوب آن زن شود، نگاه همراه با لذت بود.
آثار نگاه حرام
از آثاری که برای نگاه حرام برشمرده اند می توان غیر از آثار جسمی به آثار روانی نیز اشاره کرد. از جمله حسرت و افسوسی که بر دل ها می رود. علی(ع) نسبت به نگاه کردن هشدار می دهد و می فرماید: «من اطلق طرفه کثر اسفه؛ هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت بوده و به آه حسرت دائمی گرفتار می شود.» (میزان الحکمه، محمدی ری شهری، همان، ج ۱۰، ص ۷۴ و غرر الحکم، ج ۲، ح ۳۰۴)
و در جای دیگر فرمود: «من اطلق ناظره اتعب حاضره؛ هر کسی چشم را رها کند زندگی فعلی خود را به رنج و ناراحتی گرفتار نموده است.» (منتخب میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۱۳)
و حضرت امام صادق(ع) فرمود: «کم من نظره اورثت حسره طویله؛ چه بسیار نگاه ها که حسرت طولانی و همیشگی را در پی دارد.» (همان، ج ۱۰، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۳)
این حسرت به دلایل مختلف ممکن است پدید آید که یکی از آنها عدم دسترسی به آنچه دیده است. وقتی انسان نتواند چیزی را به دست آورد، درحسرت آن می ماند که گاه این حسرت به حسد تبدیل می شود و در شکل فعلی آن رفتار آدمی را نیز تغییر می دهد که نمونه آن قتل برادر و مانند آن است. (یوسف، آیه ۹؛ مائده، آیه ۳۰)
در حقیقت انسانی که نگاهی شهوت انگیز دارد، عقل خویش را به تباهی می دهد و نگاه، زمینه ساز شهوت و شهوت موجب زوال عقل می شود. از این رو حضرت امیرمومنان علی(ع) نسبت به هرگونه شهوت برخاسته از رفتارهای نادرست از جمله چشم چرانی هشدار می دهد و می فرماید: «ذهاب العقل بین الهوی و الشهوه؛ نابودی عقل در هواپرستی و شهوت است.» (همان، ج ۱ ص ۳۶۰، ح ۴۴۲۱)
بنابراین در بیان آثار نگاه حرام و چشم چرانی می توان به مسائلی چون ارتکاب به زنا، حسرت و نومیدی، افسردگی و ناراحتی، آسیب های جسمی و روحی و اختلافات خانوادگی و جدایی همسران و فروپاشی بنیاد خانواده، تعرض افراد بیماردل و مانند آن اشاره کرد.
به هر حال، نگاه به عنوان یک فعل طبیعی انسانی که از دریچه و ابزار چشم انجام می گیرد می تواند انسان را به اوج کمالی برساند و علم و شناخت و معرفت او را افزایش دهد یا آنکه او را در مسیر دلبستگی ها به دنیا و شهوات قرار دهد و او را اسیر و بنده هواهای نفسانی سازد و هبوط و سقوط را برای وی رقم زند.
خیانت چشم در مصادیق مختلف و موارد متعددی اتفاق می افتد. چشم چرانی و نگاه دزدکی از موارد و مصادیق خیانت چشم است. شخص به گونه ای رفتار می کند که گویی به زن نامحرم نمی نگرد در حالی که زیر چشمی و دزدکی او را نگاه می کند. این نگاه به سبب این که تبعات و پیامدهای زیانباری برای شخص دارد و استفاده نادرست از عضوی که به امانت در اختیاراو نهاده شده ، امری حرام دانسته شده است.( یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲)
خداوند چنین نگاهی دزدکی و چشم چرانی را به عنوان خیانت به خویشتن قلمداد کرده و از مردمان خواسته است تا از آن پرهیز کنند. این عمل موجبات خشم الهی را فراهم می آورد(آل عمران، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲) و از محبت خدا دور می سازد (انفال، آیه ۵۸؛ و نیز نساء، آیه ۱۰۷) بنابراین فرصت برای کمال چشم و دست یابی به بصیرت و رویت خاص از دست می رود و خداوند ربوبیت اسمای کمالی دیگر را از او سلب می کند.
خیانتکاران و دزدان چشمی چون با مخفی کاری این گونه اعمال را انجام می دهند و در حقیقت از مردم و نگاه دیگران شرم و حیا می کنند ولی نسبت به خداوند این گونه شرم وحیا نمی ورزند دشمن خداوند قلمداد می شوند و خداوند نیز آنان را رسوا می سازد و آبروی ایشان را می برد.( نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)
برای رهایی از گرفتاری خیانت چشمی راهکارهای در قرآن مطرح شده است که از جمله آن ها می توان به دوری از صحنه های محرک زا و فروهشتن چشم اشاره کرد. خداوند در آیه ۳۱ و ۳۲ سوره نور می فرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم إن الله خبیر بما یصنعون.. و قل للمؤمنات یَغْضُضْنَ من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتَهُنّ الا ما ظهر منها؛ به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است. خداوند از آن چه انجام می دهند آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشم های خودرا (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکارننمایند». در این آیه به صراحت دستور داده شده که زن و مرد از نگاه های هوس آلود پرهیز نمایند.
در شأن نزول آیه فوق از امام باقر(ع) ‌نقل شده است که: جوانی از انصار در مسیر خود با زنی رو به رو شد جهره آن زن، نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت هنگام یکه زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می کرد در حالی که راه خود را ادامه می داد تا این که وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشه ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت (و از چشم او ناپدید شد) جوان به خود آمد ودید خوناز صورتش جاری است و به لباس و سینه اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پیامبر(ص) می روم و این ماجرا را بازگو می کنم، هنگامی که چشم رسول خدا(ص) به او افتاد، فرمود چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد، دراین هنگام آیه فوق نازل شد. وسائل الشیعه، حر عاملی، ج ۱۴، ص ۱۳۹، بیروت؛ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰، ص ۴۳۶)
از امیرمومنان علی(ع) نیز روایت شده که فرمود: «نعم صارِفُ الشهوات غَضُّ الابصار؛ چشم پوشی از نگاه بهترین عامل بازداری از شهوت است.»( محدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ج ۱، ص ۷۲)
برای کنترل نگاه حتی خوب است از نگاه به لباس زیر زنان پرهیز شود: «فإن قَدَرتْ أن لاتَنْظُر الی ثَوبِ المرأهِ التی لاتحلُّ لک فَافْعل؛ اگر توان داری به جامه زنی که برای تو حلال نیست نگاه نکنی، نگاه نکن».( منتخب میزان الحکمه، ص ۲۳۰، ح ۲۷۴۹)
توجه به زیان های دنیوی و آخرتی خیانت چشم می تواند خود عامل بازدارنده باشد. از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «هر کس چشم را از نگاه حرام و هوس آلود پر کند خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر می نماید، مگر توبه کند و ازن راه (نادرست) باز گردد.»( میران الحکمه ، ج ۱۰، ص ۷۷)
هم چنین توجه به فوائد ترک گناه و رسیدن به کمالات خود عامل دیگری برای ترک گناه است. علی(ع) فرمود: «غُضّوا أبصارکم تَرَوْنَ العَجَائِب؛ چشم های خود را فرو بندید تا عجاب (عالم معنی) را مشاهده کنید.»( منتخب میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۷٫) و حضرت امام صادق(ع) نیز فرمود: «من ترکها لله لا لغیره أعْقَبَهُ الله ایمانا یجد طعمه؛ کسی که نگاه به نامحرم را ترک گوید برای خدا نه غیر خدا به دنبالش خدا شیرینی ایمان را به او می چشاند».( همان، ص ۵۰۴، ح ۶۱۴۱) و قرآن هم می فرماید: «ذلک ازکی لهم؛ این نگاه نکردن پاکیزه تر است برای آنان».( نور، آیه ۳۰)
این شخص خود را در محضر خدا بداند و بر این باور باشد که عالم محضر خداوند و او حتی خفی و سر و اخفی را می داند و: و یعلم خائنه الاعین؛ و از نگاهی دزدکی آدمی نیز آگاهی دارد در آن صورت است که رفتار خویش را تغییر می دهد و از خدا شرم و حیا کرده و از گناه در برابر دیدگان حضرت حق پرهیز می کند.
از علی(ع) سؤال شد که چگونه می توان از حرام چشم فرو بست؟ در پاسخ فرمود: «بالخُمُودِ تَحْتَ سُلْطانِ المُطَّلعِ علی سِتْرِک؛ با اطاعت و فرمان برداری از سلطانی که مطلع بر اعمال مخفی توست».( میزان الحکمه، همان، ج ۱۰، ص ۸۱، ح ۲۰۳۰۰ و ترجمه المیزان، ج ۱۳، ص ۶۳۲۶) از بهترین راه های چشم از حرام حاضر و ناظر دانستن ناظر آگاهی است که بر همه اعمال آشکار و نهان ما احاطه دارد و از سر ضمیر، مطلع است و هم اوست که فردای قیامت حسابرسی و حاکم است.
خداوند در قرآن می فرماید: «تَعلمُ خائِنَه الاَعیُن؛ خدا از خیانت چشم ها آگاه است.» و در حدیثی در تفسیر آیه می خوانیم: «منظور نگاهی است که شخص، در حال نگاه وانمود کند که نگاه نمی کند، خدا از این نگاه آلوده نیز با خبر است.»( میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۶)
خداوند در ضمن آیه که فرمان به فرو بستن چشم ها داده می فرماید: «إن الله خبیر بما یصنعون؛ خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.» این جمله اشاره به این می تواند باشد که برای عمل کردن به این دستور به این نکته توجه شود که خداوند از رفتار انسان خبر دارد.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ چشمان با ارزش را این گونه توصیف می کند: «کُلُّ عَیْنٍ باکِیَهٌ یَومَ القِیامَهِ اِلّا ثَلاًًثَهُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشیَهِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَه فی سبیلِ الله»؛ همه چشم ها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد. (بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۵)
آزادکردن دل به فروهشتن چشم
نگاه، دریچه ای به سوی گناه و سقوط است؛ چرا که دل با دیدن، گرفتار می شود و در زنجیری از گناهان می افتد که او را به ورطه نابودی و سقوط از مقام انسانیت می کشاند.
باباطاهر با توجه به تأثیرات منفی نگاه می سراید:
زدست دیده و دل هردو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کنه یاد
بسازم خنجری نیشش زپولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
البته ریشه و خاستگاه این شعر طاهر در آموزه های اسلامی نهفته است، چرا که اشعار فارسی درگذشته درحقیقت برگرفته از آموزه های وحیانی اسلام بوده یا تفسیر آیات قرآن است؛ چنان که شعرهای عطار، سنایی، مولوی، حافظ و سعدی این گونه است. امام علی(ع) راحتی دل ها را در رهایی از نگاه های هیز و چشم چرانی و از طریق چشم فروهشتن می داند و می فرماید: «من غض طرفه اراح قلبه؛ هرکس چشم خود را از نامحرم فروبندد، قلبش راحت می شود. (غررالحکم، ح ۹۱۲۲)
نظر و بصر کردن اختیاری، عامل انحراف جنسی
چنان که گفته گفته انسان نظر می کند تا ببیند و رویت کند، پس دیدن و رویت غایت و نتیجه نظر کردن و نگریستن است. دیدن به عنوان نتیجه یک عمل اختیاری چون نظر کردن، خود نیز به عنوان امری اختیاری مطرح می شود.
البته باید توجه داشت که انسان هماره در حال نظر کردن و نگریستن است و برای همین چشم خویش را باز نگه می دارد و سر می گرداند تا اطلاعات و دانشی از پیرامون به دست آورد و منافع خویش را تامین و از مضرات پرهیز کند. پس گردش چشمان و نظر و نگاه کردن اختیاری چشم همانند نفس کشیدن است، ولی انسان باید توجه داشته باشد که این نگاه و نظر می تواند به دیدن تبدیل شود و از حالت غیرطبیعی به اختیاری تغییر ماهیت دهد. از این رو میان نگاه نخست و نگاه های پس از آن، تفاوت حکمی و آثاری است! یعنی یک حکم حلال و جواز، به حرام و نگاه تبدیل می شود و به تبع آن، آثار آن بر دل و جان و روح آدمی باقی خواهدماند. گاه این آثار می تواند بسار مخرب و زیانبار باشد. از این رو امام صادق(ع) نگاه دوم را خطرساز و نگاه سوم را هلاکت بار  دانسته و می فرماید: اول النظره لک و الثانیه علیک ولا لک و الثالثه فیها الهلاک؛ نگاه اول (ناخودآگاه به نامحرم) برای تو جایز و حلال است؛ و نگاه دوم ممنوع است و حرام؛ و نگاه سوم، هلاکت بار است. (من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۷۴، ح۴۶۵۸)
پیامبر اکرم(ص) نیز از استمرار و تداوم نگاه کردن برحذر داشته و می فرماید: ایاکم و فضول النظر فانه یبدر الهوی و یولد الغفله؛ از نگاه های اضافی بپرهیزید چرا که تخم هوس می پراکند و غفلت می آورد.(بحارالانوار، ج ۶۹ ، ص ۱۹)
پس اگر کسی خواهان راحتی دل از همه گرفتاری ها و اسارت شهوات باشد، باید در نگاه، توجه خاص داشته باشد؛ چرا که نگریستن همان و دل دادن همان و گرفتاری و بدبختی ها نیز همان.
خداوند در آیات ۳۰ و ۱۳ سوره نور، چشم چرانی را زمینه ساز آلودگی به فحشا و فساد جنسی دانسته و به مؤمنان هشدار می دهد که مراقب نگاه های خود باشند و اجازه ندهند که به چریدن خود ادامه دهد و حرکات خیانت آمیز داشته باشد. در این آیات که حکم حرمت چشم چرانی و نگاه به نامحرمان بیان شده، به این نکته توجه می دهد که انسان ها به سبب همین نگاه و چشم چرانی است که گرفتار زنا می شوند.

از امام صادق(ع) نقل شده که مقصود از «حفظ فروج» در هر آیه ای، همان حفظ از زنا است؛ جز همین آیه که منظور، حفظ از نظر و چشم چرانی است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۸۸، ح ۹۱) ولی شکی نیست که این حرمت از چشم چرانی نیز به سبب همان گرفتار شدن انسان به زناست.
به سخن دیگر، هر چند که چشم چرانی خودش به عنوان یک فعل دارای حکم مشخصی چون حرمت است که از بیان امام صادق(ع) به دست می آید، ولی از نظر آثار نیز می بایست به آن توجه داشت که چشم چرانی، انسان را به جاهای خطرناک تری می کشاند که زنا از نتایج آن خواهد بود. از این رو امام صادق(ع) در سخنی دیگر نگاه را بذر شهوت و فتنه می داند و نسبت به کنترل و مدیریت نگاه و چشم هشدار داده و می فرماید: ایاکم و النظره؛ فانها تزرع فی القلب الشهوه و کفی بها لصاحبها فتنه؛ از نگاه (ناپاک) بپرهیزید که چنین نگاهی تخم شهوت را در دل می کارد و همین برای فتنه صاحب آن دل بس است. (تحف العقول، ص ۳۰۵)
این فتنه ای که امام صادق(ع) از آن باز می دارد، همان گرفتار شدن به فتنه زناست که آدمی را ساقط می کند و اجازه نمی دهد تا در مسیر بالندگی و رشدی گام بردارد.
رسول خدا(ص) در این باره فرموده است: «لکل عضو من ابن آدم حظ من الزنا، العین زناها النظر؛ هر عضوی از بنی آدم بهره ای از زنا دارد و زنای چشم نگاه کردن به بدن نامحرم است.» (جامع الاخبار، ص ۴۰۸، ح ۱۱۲۹، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۰۴، ح ۶۱۴۱)
امام صادق(ع) در جایی دیگر در این باره می فرماید: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی که حسرتی طولانی برجای گذارد». (بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۴۰)
از نظر آموزه های وحیانی اسلام حتی نگاه به نامحرم از لباس و مو و حتی جاهایی که از نظر شرعی جایز است مانند دست و چهره، زمانی که آدمی را به گمراهی می کشاند حرام است. با این همه، اگر این نگریستن به نامحرم، چنین تاثیری نداشته باشد باز می بایست از آن پرهیز کرد؛ زیرا تاثیرات بد خود را بجا خواهد گذاشت. از این رو از حضرت مسیح(ع) نقل شده است که فرمود: هرگز تیزنظر نباش به سوی چیزی که برایت حلال نیست؛ زیرا تا زمانی که چشمت را حفظ کنی دامنت آلوده به زنا نمی شود و اگر بتوانی به لباس زنی که برایت حلال نیست نگاه نکنی، این کار را انجام بده.» (منتخب میزان الحکمه، ص ۲۳۰، ح ۲۷۴۰)
خواسته های نفسانی و مهار آن
نفس انسانی دارای احوال متعددی است. از زمانی که روح در کالبد خاکی دمیده می شود و نفس انسانی شکل می گیرد که از آن به روان یاد می شود تا زمانی که این نفس از کالبد خارج می شود، هر دم احوالی به خود می گیرد که از جمله احوال نفس انحراف و آلودگی به گناه و فجور و در نتیجه آن بیماری و تباهی است.
این انحراف به سبب خواسته های افراطی نفس و گرایش به تزیین و ارضای خواسته های مادی و شهوانی بیش از اندازه نیاز انسان است. این گونه است که گرفتار بدی و شرور می شود و راه فجور و عبور از مدار عدالت و تقوا را در پیش می گیرد و تباهی را برای انسان رقم می زند.
یکی از مهم ترین مباحث در انسان شناسی، شناخت این احوال نفس و مدیریت و مهار آن است؛ زیرا خوشبختی و بدبختی دو سرای انسان به این مساله بستگی دارد. آموزه های الهی در حقیقت برای بیان این مسایل و چگونگی مدیریت نفس است.
انسان هماره باید مواظب باشد تا مدیریت نفس در اختیار قوه عاقله باشد؛ نه قوای شهوانی و غضبانی؛ زیرا این دو گرایش به افراط داشته و انسان را به انحراف می کشاند.
انسان برای این که قوه شهوانی تغذیه نشود، باید ابزارهایی که موجب برانگیختگی شهوانی می شود، مدیریت و مهار کند. از آن جایی که چشم و نگریستن و دیدن و بینایی، ابزارهایی برانگیختگی شهوت است باید آن را محدود و مهار کرد. بر همین اساس است که در آموزه های وحیانی اسلام از چشم چرانی برحذر داشته شده است؛ زیرا مهم ترین عامل برانگیختگی شهوت جنسی است، بلکه همه نوع شهوات است؛ چرا که انسان با دیدن تحریک و برانگیخته می شود و دل به آن چیز می سپارد و خواهان آن می شود.
از نظر آموزه های وحیانی قرآن علل و عواملی موجب می شود تا نابهنجاری های اجتماعی از جمله مزاحمت زنان در جمله ایجاد شود. از این روست که از دو جنس خواسته شده تا بسترها و زمینه و علل و عوامل ایجادی نابهنجاری های را شناسایی و از آن ها پرهیز کنند.
این علل و عوامل به هر دو سویه زن و مرد مربوط می شود؛ زیرا هر دو می توانند زمینه برانگیختگی شده و بستر نابهنجاری رفتاری و مزاحمت ها را فراهم آورند. به عنوان نمونه پوشش نامناسب زنان و سخنان شهوت انگیز از سوی آنان، و چشم چرانی از مهم ترین علل و عوامل مزاحمت ها و انحرافات جنسی و شهوانی است.
چشم پرانی موجب مزاحمت ها نسبت به زنان است. به سخن دیگر، نگاه به زنان و در مرتبه بالاتر چشم چرانی زمینه ساز انحراف جنسی در مردان و حتی زنان و انحرافات گوناگونی می شود.
از نظر قرآن، مردی که چشم فروهشته دارد و به تعبیر قرانی غض بصر دارد، تحت تاثیر زنی قرار نمی گیرد و شیطان او را وسوسه نمی کند، اما اگر چنین نباشد شیطان او را وسوسه می کند؛ زیرا به هر حال، زیبایی و جمال زنی موجب شگفت او می شود و دلش را می لرزاند و زمینه مزاحمت ولو به نگاه های تیز و تند را فراهم می آورد و او را چشم هیز می گرداند.
هیز شدن مردان به سبب شگفت آوری زیبایی زنی یا زنانی اتفاق می افتد. البته برخی از مردان به سبب چشم چرانی گرفتار می شوند و مزاحمت کلامی و نگاهی و رفتاری و مانند آن را خواهند داشت. هم چنین خداوند در آیه ۳۰ سوره نور می فرماید: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ‌؛ای پیامبر! به مردان مومن بگو: «چشم هایشان را از نگاه حرام فرو کاهند، و دامانشان را در امور جنسی حفظ کنند. که این برای آنان پاک کننده تر و رشدآورتر است، چرا که خدا به آنچه با زیرکی انجام می دهند آگاه است.» او ناراحت شد و به همان صورت خدمت پیامبر (ص) رسید و ماجرا را نقل کرد. در این هنگام پیک وحی فرود آمد و آیه فوق را نازل کرده و به مردان مومن دستور داد که از چشم چرانی دوری کنند و سپس در آیه ۳۱ به زنان دستور حجاب داد.( تفسیر صافی، ج ۳، ص ۴۳۰)
از نظر آموزه های اسلامی ، «چشم چرانی» و نگاه به نامحرم گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است. نگاه‌های آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه و انحراف مبتلا می‌کند. حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمود: «اَلنَّظرَهُ بَعْدَ النًّظرَهِ تَزرِعُ فی الْقَلبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفی بِها لِصاحِبِها فِتْنَه؛ چشم چرانی، تخم شهوت را در دل می‌کارد و چنین کاری برای نگاه کننده کافی است که منشأ فتنه گردد». (روضه المتقین، ج ۹، ‌ص ۴۳۴)
از نظر آموزه های وحیانی اسلام، نگاه کردن به ناموس دیگران، ‌خواست شیطان است. چشمی که تیرهای آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب می‌کند، محل کمین شیطان است. شیطان از کمان چشم‌های او ناموس دیگران را نشانه می‌گیرد. پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبلیسَ؛ نگاه به نامحرم تیز زهرآلودی از تیرهای شیطانی است» (بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۱) امیرمؤمنان علیه‌السلام فرمود: الْعُیونُ مَصائِدُ الشَّیطانَ؛ چشم‌ها، کیمنگاه‌های شیطان است. پس باید مراقب چشمان خویش باشیم، تا شیطان از آن برای تخریب ایمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.(همان، ص ۴۰)
پس باید گفت که برای حفظ جامعه از مزاحم و مزاحمان باید به هر دو طرف توجه داشت؛ به مردان گفته شود که چشم فروهشته دارند و حجاب چشم داشته و از چشم چرانی بلکه حتی نگاه اجتناب کنند و به زنان گفته شود حجاب را مراعات کنند و خود را به دیگران معرفی ننمایند و خودنمایی نداشته باشند. درباره داستان نزول آیه این گونه حکایت شده که جوانی از مسلمانان انصار مدینه، با زنی رو به رو شد. می گویند زنان در آن زمان مقنعه ی خود را پشت گوش ها قرار می دادند و طبیعی است که صورت، گردن و مقداری از سینه آنان نمایان می شد. آن جوان در حال راه رفتن به آن زن چشم دوخت تا این که صورتش به دیوار خورد و در اثر چیز تیزی که در دیوار بود، صورتش شکافت و خون بر لباس و سینه اش ریخت. خداوند در آیه ۳۱ سوره نور می فرماید: و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.
راه درمان انحراف جنسی چشم چرانی
با توجه به آن چه بیان شد، شاید بتوان گفت که راه درمان انحراف جنسی چشم چرانی که به بیماری ها و اختلالات روانی جنسی دیگر چون استمنا و زنا و لواط می شود، به طور کلی دانسته و معلوم شد. اما برای تبیین بهتر درمان انحراف جنسی چشم چرانی برخی از راهبردهای شناختی و رفتاری بر اساس آموزه های وحیانی اسلام بیان می شود.
۱. توجه به عظمت و جلال الهی: یکی از راهبردهای شناختی برای درمان انحراف چشم چرانی، توجه به عظمت و جلال الهی است. شخص وقتی آگاه باشد که خداوند همان گونه که رحمان و رحیم است، جبار و منتقم است، خواهد دانست که نباید به امهال و استدراج خداوند دل بست؛ زیرا این مهلت دادن ها زمینه ساز غضب و خشم الهی است. خداوند جمال وقتی غضبان شود، در صورت جلالی تجلی می کند و به شدت از شخص انتقام می گیرد و او را مجازات می کند. بنابراین، برای رهایی از هر بیماری از جمله خیانت چشم ها و چشم چرانی باید شخص را متوجه جلال و جبروت و عظمت الهی کرد و او را از آن بیم داد. امام صادق(ع) در باره این راهبرد شناختی فرموده است: هیچ کس به چیزی چنگ نزد، مانند چنگ زن به چشم پوشی از حرام؛ زیرا ، چشمی از محارم الهی دوری نمی جوید مگر اینکه پیش از آن قلبش شاهد عظمت و جلال گردد.( مصباح الشریعه، ص۲۸.)
۲. توجه به حاکمیت و سلطه الهی: از دیگر راهبردهای شناختی که در اسلام برای درمان بیماری ها و انحرافات از جمله انحرافات جنسی و چشم چرانی بیان شده ، آگاهی بخشی به افراد درباره حاکمیت و سلطه الهی بر هستی از جمله چشم و گوش افراد است. از همین روست که خداوند در آیه ۱۹ سوره غافر به آگاهی خداوند نسبت به این خیانت خبر می دهد تا این گونه سلطه و حاکمیت خویش را به شخص اعلام کند و به او بفهماند که این انحراف جنسی هرگز دور از محضر خدا نیست و خداوند آن را می بیند هر چند که دیگران از آن آگاهی و اطلاعی نداشته باشند. این شخص بداند در محضر خداست و سلطه خداوند او را در بر دارد، موجب خشیت و ترک گناه و رهایی از این انحراف جنسی می شود. از امیرمومنان امام علی (ع) سوال شد: از چه راهی به کنترل چشمان خود کمک بگیریم؟ آن حضرت(ع) فرمود: با آرمیدن در زیر سلطه  خداوندی که بر پوشیده ها پنهانی های شما آگاه هست، می توانید به چشم پوشی از حرام یاری بجوئید. چشم، جاسوس دل و پیام رسان عقل است. پس چشم خود را از آنچه که: با دینت سازگار نیست، دلت از آن ناخشنود است و عقلت آن را نمی پسندد، بپوشان.( بحار الانوار ، ج ۱۰۱،ص۴۱.)
۳. توجه به سرعت حسابرسی خدا: خداوند در آیات ۱۷ و ۱۹ سوره غافر به چشم چرانان هشدار می دهد که به سرعت به امور انحراف جنسی از جمله چشم چرانی رسیدگی می کند. آگاهی بخشی و توجه به این مهم می تواند به عنوان یک راهبرد شناختی در درمان بیماری انحراف جنسی چشم چرانی مورد استفاده قرار گیرد.
۴. توجه به انحرافات پیامدی: گاه شخص گمان می کند که مثلا چشم چرانی یک انحراف روانی است که تاثیر کم و یا کم مزاحمتی برای دیگران دارد و این چشم چرانی خیلی کم اهمیت تر از بی حجابی، زنا و هم جنس بازی و مانند آن ها است؛ در حالی که باید توجه داشت که چشم چرانی خود عامل و بسترساز بسیاری از انحرافات جنسی دیگر است. از این رو، قرآن چشم چرانی را بستر ساز فحشاء و انواع فسادهای جنسی دیگر است.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) در آیه شریفه، حکم حرمت چشم‌چرانى و نگاه به نامحرمان بیان شده است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که مقصود از هر آیه در قرآن که «حفظ فروج» دارد، حفظ از زنا است‌؛ جز همین آیه که منظور، حفظ از نظر و چشم‌چرانى است. (تفسیر نورالثقلین، ج‌۳، ص‌۵۸۸، ح‌۹۱) امام علی (ع) نیز به یکی دیگر از پیامدهای چشم چرانی اشاره کرده و فرموده است: در اولین نگاه (حرام) به زن، بر شما گناهی نوشته نمی شود. پس با نگاهی دیگر ، آن را دنبال نکنید و از فتنه بپرهیزید.(خصال صدوق ، ج۲،ص۴۲۶.) در روایت است: اَلنَظرَهُ بَعدِ النَظرَهِ تَزرَعُ فِی القَلبِ اَلشَهَوِه؛ نگاه دوم در قلب آدمی شهوت را کشت می کند. امام صادق (ع) نیز می فرماید: اَلنَظربَرید الزِنا؛ نگاه حرام نامه رسان زنا و بسترساز آن است.
۵. تهدید چشم چران: از دیگر راهبردهای درمانی تهدید چشم چران است. بنابراین، همان گونه که باید در بیماری روانی به ابزارهای شناختی و مانند آن توجه یافت، باید از ابزار انذار و تهدید نیز سود برد. در حقیقت فعالیت فرهنگی در حوزه تغییر نابهنجاری های رفتاری و بیماری های روانی، تنها بخشی است راه درمان است، نه تنها راه درمان تا بدان بسنده شود؛ بلکه باید در کنار آن از راهبردهای انذاری و تهدیدی نیز سود برد. برای تغییر پدیده نابهنجاری اخلاقی و شرعی  و فرهنگی بی حجابی، همزمان با فعالیت های شناختی و فرهنگی باید از تهدید و دیگر راهبردها سود برد. وقتی برای الزام کمر بند بستن در خودرو، فرهنگ سازی می شود، ابزارهای تهدید، مجازات و تنبیه نیز به کار گرفته می شود. از این روست که در آموزه های وحیانی در کنار ایجاد شناخت و فرهنگ سازی و تغییر بینشی و نگرشی، از ابزار تهدید نیز سود جسته می شود تا شخص ملزم به ترک خیانت چشم و چشم چرانی شود.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) توضیح این که تصریح به آگاهى خداوند از کارهاى انسان پس از فرمان به پرهیز از چشم‌چرانى، مى‌تواند متضمّن نوعى تهدید به متخلّفان باشد؛ پیامبر (ص) نیز فرموده است: خشم خداوند، شدید شد بر زن شوهرداری که به غیر همسرش بسیار نگاه می کرد.(بحارالانوار،ج۱۰۱،ص۳۹.)
۶. توجه به اثر پشیمانی: از دیگر راهبردهای درمانی شناختی بیماری و انحراف جنسی چشم چرانی، توجه دادن بیمار به آثار زیانبار چشم چرانی و تبعات و  پیامدهای آن است. از جمله توجه بخشی به این که این گونه انحرافات موجب پشیمانی در زمانی می شود که دیگر سودی ندارد. امام صادق (ع) با توجه به برخی از آثار این انحراف جنسی  فرموده است: نگاه حرام تیری زهر آلود ، از تیرهای شیطان است. و چه بسا نگاهی که حسرت و پشیمانی طولانی به دنبال خود داشته باشد.(محاسن برقی ، ص۱۰۹.) امام علی (ع) فرموده است: هرکه چشمش را رها کند ، آرامش خودش را بر باد داده است. هر کی پی در پی  به حرام نگاه کند ، پشیمانیش پیوسته و دنباله دار خواهد بود.( جامع الاخبار، ص۹۳.)
۷. راهبرد تشویقی: از جمله راهبردهای اسلامی برای درمان بیماری و انحراف جنسی چشم چرانی، راهبرد تشویق است که در همه جا از جمله این جا کاربرد دارد.  امام جعفر صادق(ع) بر اساس همین راهبرد تشویقی می فرماید: هرکس نگاهش به زنی بیفتد ، آنگاه چشمش را به بالا بیاندازد،  یا چشم خود را بر هم گذارد، ( پس از آن) دیده اش را باز نکند، مگر اینکه خداوند حور العینی را به همسری او درآورد.(مکارم الاخلاق،ص۲۷۱.) پیامبر (ص) نیز فرموده است: نگاه حرام، تیری از تیرهای ابلیس است. پس هرکس این نگاه ( حرام) را به خاطر ترس از خداوند تر کند، خداوند به او ایمانی عطا کند که لذتش را در قلبش احساس نماید.( جامع الاخبار،ص۲۴۳.)
۸. توبه: توبه یک راه درمانی و رفتار درمانی است که در آموزه های اسلامی بر آن تاکید شده است. شخص منحرف باید توبه و استغفار کند تا زمینه درمان فراهم آید. پیامبر (ص) فرموده است: هرکس چشمانش را از حرام پر کند ، خداوند در روز قیامت ، دیده اش را پر از آتش کند مگر اینکه: توبه کند ، بازگشت نماید.(امالی صدوق ، ص۴۲۹.)
۹. ازدواج در جوانی: انسان پیش از آن که گرفتار انحرافات جنسی از جمله چشم چرانی شود، باید ازدواج کند و بر والدین و دولت اسلامی است تا مقدمات آن را فراهم آورد.(نور، آیه ۳۲) در حقیقت خداوند در همین آیات نور که به مساله چشم چرانی اشاره کرده راه درمان آن را با اصل ازدواج نیز مشخص کرده است. پیامبر اکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم نیز فرموده اند: یا مَعْشَرَ الشَّبابِ مَنْ اِسْتَطاعَ مِنْکُمْ الباءَه فَلْیتَزَوَّجْ فَاِنَّه اَغَضَّ لِلْبَصَرِ وَ اَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَ مَنْ لَمْ یسْتَطِعْ فَعَلَیهِ بِالصَّوْمِ فَاِنَّهُ له وِجاءٌ؛ ای گروه جوانان! هر کدام از شما اگر توانایی دارید، ازدواج کنید؛ زیرا ازدواج چشمانتان را از لغزش و خطا می پوشاند و غریزه جنسی را از کَجْرَوی و انحراف باز می دارد؛ و هر توانایی ازدواج را ندارید، روزه بگیرد؛ زیرا که روزه برای او سپر است.
۱۰. بهره مندی از نفس لوامه: در آیات و روایات قرآنی راه هایی برای مهار و مدیریت نفس و رهایی از انحرافات روانی از جمله چشم چرانی مطرح شده است. یکی از آنها، پذیرش ملامت های نفس سرزنشگر است که از آن به وجدان بیدار و فطرت سالم یاد می شود. نفس سرزنشگر و ملامت کننده به سبب همان حالت روحانیتی که در نفس است هماره وسوسه های سفیهانه و فریبکارانه نفس اماره را زیر نظر دارد و آرام نمی گیرد و شماتت و سرزنش را در دستور کار دارد و هماره در دل آدمی غرولند می کند تا انحرافی انجام نگیرد و کژروی تحقق نیابد. این نفس سرزنشگر تا دم آخرت که دسیسه می شود و زیر خروار گناه دفن می گردد پیوسته در کوتاهی انسان از خدا و اطاعت از مولا سرزنش می کند.(قیامت، آیه ۲؛ مصباح الهدایه، عزالدین کاشانی، ص ۸۴؛ فرهنگ اصطلاحات عرفانی ابن عربی، ص ۸۶۴)
۱۱. شناخت خویش: گام نخست برای مهار نفس از انحرافات به شناخت نفس بستگی دارد. بی گمان دانستن توانایی ها و ضعف های نفس با شناخت دقیق از حقیقت نفس می تواند به آدمی کمک کند تا به درستی از نقاط قوت و ضعف بهره گیرد و مدیریت را به حوزه وجه اللهی نفس واگذار کند که از آن به عقل و فطرت و قلب سلیم نیز یاد می شود. امام على علیه السلام گام نخست در مجاهدت و تزکیه نفس را شناخت حقیقت نفس می داند و می فرماید:مَن عَرَفَ نَفسَهُ جاهَدَها، مَن جَهِلَ نَفسَهُ أهمَلَها؛هرکه نفس خود را شناخت، به جهاد با آن برخاست و هر که آن را نشناخت، به حال خود رهایش ساخت.(غرر الحکم، ح ۷۸۵۵ و ۷۸۵۶ – منتخب میزان الحکمه، ص ۳۶۴)
۱۲. مبارزه منفی با خواهش های نفس: در آیات و روایات اسلامی این نکته مورد توجه و اهتمام است که برای مهار نفس می بایست هر آن چیزی که از شهوات دوست می دارد و بیش تر بدان گرایش دارد، از دسترس او دور نگه داشت. اگر به مال و منال دنیا گرایش دارد می بایست با انفاق و صدقه و احسان، او را به سوی تزکیه نفس سوق داد(لیل، آیات ۱۷ و ۱۸) و اگر از ایمان و طهارت و بندگی خداوند فرار می کند، نفس را به فراگیری معارف اسلامی و احکام دین و انجام آن وادار کرد.(آل عمران، ایه ۱۶۴؛ جمعه، ایه ۲؛ واقعه، آیات ۷۷ و ۷۹) اگر گرایش به آلودگی دارد او را به طهارت سوق داد(واقعه، آیات ۷۷ و ۷۹؛ اعلی، آیه ۱۴) و اگر به چشم چرانی عادت کرده است، باید او را به وادار کرد تا غض بصر کند و چشم فروهشته دارد.(نور، آیات ۳۰ و ۳۱) اگر مال دوست است و بخل می ورزد و حرص و طمع دارد، باید با انفاق و احسان ریشه های بخل و دنیا دوستی را قطع کرد.(حشر، ایه ۹؛ تغابن، آیه ۱۶)پس اگر به فحشاء و شهوات گرایش دارد می بایست این امور را از دسترس نفس دور داشته و به اجتناب از آن ها به تزکیه نفس پرداخت.(نور، ایه ۲۱ و آیات دیگر) به سخن دیگر، می بایست همواره پیش از جهاد بیرونی و جهاد اصغر به جهاد اکبر رو آورد و مجاهدت نمود تا مهار و کنترل نفس در اختیار انسان باشد.(عنکبوت، آیه ۶؛ انفال، آیه ۷۲) امام باقر علیه‏السلام در این باره نیز می فرماید: جَاهِد هَوَاکَ کَمَا تُجَاهِدُ عَدُوَّک؛ با هوای نفسانی خود مبارزه کن همانگونه که با دشمنت مبارزه می کنی.(عیون اخبار الرضا، ص۵۱) پس می بایست برای مدیریت و مهار و کنترل نفس و جلوگیری از هر گونه انحراف،‌ نفس را به زحمت افکند و او را بر خلاف گرایش مادی و دنیوی و شهوانی اش هدایت کرد و به سختی انداخت. امام صادق علیه السلام می فرماید:اِحمَل نَفسَک لِنَفسِک فَإن لَم تَفعَل لَم یحمِلک غَیرُک؛نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز؛ زیرا اگر چنین نکنی دیگری خودش را به برای تو به زحمت نمی افکند.(جهاد النفس،ح ۲) در همین باره امام علی علیه السلام هشدار و گوشزد می کند که مخالفت با هواهای نفسانی هر چند که سخت و دشوار است ولی تنها راه نجات و عامل رشد و تزکیه آدمی است. آن حضرت(ع) می فرماید:مَن لَم یعطِ نَفسَهُ شَهوَتَها أَصابَ رُشدُهُ؛کسی که به نفس خود، خواسته نفس را عطا نکند به رشد خود رسیده است.(جهاد النفس،ح ۲۱۳)
۱۳. راهبرد روزه: در راهبرد رفتاری ، اموری چون نماز، اشتغال به اذکار، معاذالله گفتن و سرگرم کردن نفس به اموری دیگر تا متوجه خواهش های نفسانی نشود، مطرح است. بی گمان برای مهار نفس در گام های نخست می بایست سخت گیری بیش تری روا داشت تا نفس رام گردد. از این روست که در آیات قرآنی روزه گرفتن به ویژه ترک مباحاتی چون خوردن و آشامیدن و زناشویی حرام می شود تا بستر تقوا فراهم آید و انسان قدرت یابد تا در برابر خواسته های حرام و مکروه نفس بیایستد.(بقره، آیه ۱۸۳) امام على علیه السلام در همین رابطه گرسنگی را عامل مهم در شهوت کشی می داند و می فرماید:نِعمَ العَونُ عَلى أشَرِ النَّفسِ وکَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ؛ گرسنگى کشیدن، چه نیکو یارى دهنده اى بر سرکشىِ نفْس و شکستن عادت آن است(غرر الحکم، ح ۹۹۴۲)؛ چرا که انسان شکم خویش را از خوراکی ها اشباع کند در حقیقت غذاهای دیو نفس را فراهم آورده است و اجازه داده تا او بر تمام حقیقت انسان مسلط و چیره شود. امام على علیه السلام در تاثیر مخرب شکم پروری می فرماید:کَثرَهُ الأَکلِ وَالنَّومِ تُفسِدانِ النَّفسَ، وتَجلِبانِ المَضَرَّهَ؛فراوانىِ خواب و خوراک، نفْس را تباه مى کند و زیان مى آورد.(غرر الحکم، ح ۷۱۲۰) اصولا از امام على علیه السلام خوشبختی در رنج نفس است نه راحتی و آسایش آن. آن حضرت(ع) می فرماید:مَن أجهَدَ نَفسَهُ فی إصلاحِها سَعِدَ، مَن أهمَلَ نفسَهُ فی لَذّاتِها شَقِیَ وبَعُدَ؛هرکه نفس خود را در راه اصلاح آن به رنج افکند، خوشبخت شود و هرکه آن را با لذّتهایش واگذارد، بدبخت گردد و (از درگاه حقّ) دور شود.(غرر الحکم، ح ۸۲۴۶ و ۸۲۴۷ – منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲)
۱۴. عبادت تقوایی: اصولا عبادت برای کسب تقوا است.(بقره، آیه ۲۱) کسی که تقوا را کسب کند از بسیاری از بیماری های روانی و حتی جسمی رهایی می یابد. بنابراین در راهبرد رفتاری به عبادت توجه خاص می شود. پس برای این که نفس به مصونیت برسد و هوایی نشود و تحت مهار و کنترل هواهای نفسانی در نیاید می بایست تقوا را در او تقویت کرده و اصول حیا و عفت را در او تشدید کرد؛ چرا که این ها بنیاد هر پرهیزگاری و تقوایی است. انسانی که دارای نفس عفیف باشد و نسبت به زشتی های انقباض داشته و گرایشی به آنها نداشته باشد، امید است که خود را از هر پستی و زشتی گناه حفظ کند و در مسیر رشد گام بردارد. امام على علیه السلام درباره نقش اساسی عفت و حیا در مهار و مدیریت نفس می فرماید:العَفافُ یَصونُ النَّفسَ ویُنَزِّهُها عَنِ الدَّنایا؛عفّت، نفس را مصون مى دارد و آن را از پستیها دور نگه مى دارد.(غرر الحکم، ح ۱۹۸۹ – منتخب میزان الحکمه، ص ۳۸۶) پس با مرگ خواهش های نفسانی است که می توان امید داشت که مسیر رشد و کمال واقعی را بپیماییم. دراین میان یادآوری برخی از امور از جمله مرگ می تواند در کاهش خواسته های نفسانی تاثیرگذار باشد؛ زیرا غفلت آدمی بزرگ ترین دشمنی است که نفس را کمک می کند تا در مسیر انحراف گام بردارد. بنابراین، برای مدیریت نفس می بایست برخی از امور از جمله مرگ را مورد توجه قرار داد و به نفس گوشزد کرد که این دنیا گذراست و ارزش توجه بیش از اندازه را ندارد.امام صادق علیه السلام می فرماید:ذِکرُ المَوتِ یُمیتُ الشَّهَواتِ فی النَّفسِ، ویَقلَعُ مَنابِتَ الغَفلَهِ، ویُقَوّی القلبَ بمَواعِدِ اللّه، ویُرِقُّ الطَّبعَ، ویَکسِرُ أعلامَ الهَوى ویُطفِئُ نارَ الحِرصِ، ویُحَقِّرُ الدُّنیا؛یاد مرگ، خواهش هاى نفس را مى میراند و رویشگاه هاى غفلت را ریشه کن مى کند و دل را با وعده هاى خدا نیرو مى بخشد و طبع را نازک مى سازد و پرچم هاى هوس را درهم مى شکند و آتش حرص را خاموش مى سازد و دنیا را در نظر کوچک مى کند.(بحار الأنوار، ج۶، ص۱۳۳، ح۳۲ – منتخب میزان الحکمه، ص ۵۱۸)
۱۵. محاسبه نفس: یکی از راهبردهای رفتاری، محاسبه نفس است. انسان وقتی هر روز کارهایش را محاسبه کند، متوجه خطاها شده و به درمان آن می پردازد. محاسبه نفس در هر شبانه و روز به آدمی این امکان را می دهد تا از میزان موفقیت و پیشرفت خود آگاه شود. از این روست که امام على علیه السلام به مساله محاسبه نفس توجه می دهد و می فرماید:مَن حاسَبَ نَفسَهُ سَعِدَ؛هرکه نفس خود را محاسبه کند، خوشبخت شود.(غرر الحکم، ح ۷۸۸۷ – منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲) انسان با مهار و مدیریت نفس است که خوشبختی و سعادت دنیوی و اخروی را برای خود تثبیت می کند؛ چنان که پیروی از هواهای نفسانی شقاوت و بدبختی ابدی را برای او رقم خواهد زد. پس می بایست برای دست یابی به خوشبختی از هیچ گونه مجاهدت و تلاشی دست بر نداشت و تا زمانی که به مقام نفس مطمئنه نرسیده ایم دست از تلاش بر نداریم و این زمانی است که قیامت صغری و کبرای خود را چه به اختیار در دنیا یا بی اختیار پس از مرگ دیده باشیم. پس مجاهدت و تزکیه امری است که تا قیامت لازم است و هرگز نمی بایست از آن دست برداشت. از این روست که عبادت یعنی مبارزه برای خودسازی تا مرگ ادامه دارد.(حجر، آیه ۹۹) امام على علیه السلام سعادتمندترین را اهل تقوا می داند که مهار نفس را به دست خود گرفته است:إنَّ أسعَدَ الناسِ فی الدنیا مَن عَدَلَ عَمّا یَعرِفُ ضُرَّهُ، وإنَّ أشقاهُم مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ؛خوشبخت ترین مردم در دنیا، کسى است که از آنچه مى داند برایش زیان آور است دورى کند و بدبخت ترین آنان کسى است، که از هواى نفس خود پیروى کند.(منتخب میزان الحکمه، ص ۲۷۲)