راه خدا از نظر قرآن

مکه

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اصطلاحات پر تکرار قرآن، «سبیل الله» یا همان راه خدا است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، سبیل الله دارای تعدد و تنوع است؛ در حالی که «صراط » یکی بیش نیست. این بدان معنا خواهد بود که راه خدا مجموعه ای اموری است که در نهایت به «صراط» و بزرگراه می رسد؛ بنابراین می توان سبیل الله را نهرهای کوچکی دانست که در نهایت به رودی عظیم تبدیل می شوند و به عنوان صراط مستقیم به سوی خدا می روند.

شناخت مصادیق سبیل الله می تواند مومنان را یاری رساند تا در هر کاری هر چند کوچک و خرد، ولایت الهی را دریابند و بر اساس آن به جریان اصلی وصل شوند و این گونه از آثار و برکات اتصال به صراط مستقیم بهره مند شوند.

نویسنده در این مطلب برآن است تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، مصادیق و موارد سبیل الله و آثار و برکات حرکت در آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سبیل الله، راهی به سوی آسمان از نظر قرآن

واژه «سبیل» از ریشه «سبل» قطرات باران پیش از رسیدن به زمین است که برای همگان «آشکار» و هویدا است. هم چنان پرده آویخته را «اسبل» می گویند که شباهت به قطرات پیاپی آویزان از آسمان دارد؛ از همین روست که به خوشه و دسته، و نیز جریان خون از دماغ که بر گونه روان می شود، «سبل» می گویند. هم چنین در فرهنگ عربی، راه های پرتردد و رفت و آمد که آشکار و شناخته شده است، سبیل می گویند. به نظر می رسد با توجه به ویژگی «آویزان» و بالا به پایین، تنها راه هایی سبیل گفته می شود که از تپه و بلندی به سوی پایین کشیده می شود که در چشم انداز بالای کوه یا دشت به خوبی دیده می شود. بنابراین، در فرهنگ عربی – قرآنی به هر راهی، سبیل نمی گویند، بلکه به راهی آشکار و پرتردد که سمت و سوی آن بلندی و قابل رویت از جهات گوناگون باشد، سبیل می گویند.

به سخن دیگر، سبیل الله، راهی است که از سوی خدا به سوی خلق؛ یعنی از عالی به سوی دانی کشیده شده است. پس راه الهی روشن و آشکار و هویدا است و کسی نمی تواند مدعی شود که آن را نمی بییند یا نمی شناسد؛ زیرا راه های الهی و سبیل الهی از همه جهات برای همه افراد انسانی قابل شناسایی و حرکت و تردد است؛ زیرا راه های پرتردد، راه های آسان و همواری است که حتی اگر به سوی قله و چکادی باشد، می توان از آن بهره گرفت و به مقصد و مقصود رسید؛ زیرا این راه ها، با توجه به ویژگی انسان آماده شده و خدا بر اساس استطاعت و توان آدمی آن را قرار داده و اگر کلفت و سختی در آن باشد، این تکالیف را می توان به آسانی با توجه به توان و قوت انسانی انجام داد.

سبیل الله در اصطلاح قرآنی، راهى است که خداوند براى بندگان خود تعیین کرده تا مطابق آنچه دستور داده و دعوت نموده آن را بپیمایند(التّبیان، طوسی، ج ۲، ص ۱۴۳)؛ چرا که رضاى خدا در حرکت در این راه تحقق می یابد.(المیزان، ج ۲، ص ۳۸۵)

از نظر قرآن، سبیل الله در برابر «سبیل الطّاغوت» (نساء، آیه ۷۶) قرار می گیرد. این بدان معناست که کسی در سبیل الله گام بر می دارد، تحت ولایت الهی قرار دارد؛ چنان که سالکان سبیل الطاغوت تحت ولایت طاغوت قرار دارند؛ چرا که از نظر قرآن، هماره ولایت الله در برابر ولایت طاغوت است، و شخصی که می خواهد از ولایت الهی بهره مند شود، می بایست از ولایت طاغوتی تبری و برائت بجوید و از آن کنار گیرد تا بتواند به مقصد و مقصود برسد.(بقره، آیه ۲۵۶)

به هر حال، از نظر قرآن، سبیل الله که همانند باران جاری از آسمان به سوی زمین است، راهی از آسمان به زمین همانند حبل الله است که آویخته میان خالق و خلق است، و هر کسی اگر بخواهد در سبیل الله گام بردارد، می بایست در چشم به آسمان بدوزد و رضایت الهی را بجویید؛ زیرا در زمین و زینت های آن، چیزی برای رضایت خدا نیست؛ از همین روست که دلبستگی انسان به زمین و زینت های آن، دلبستگی به طاغوت و راه طاغوت است که شخص رابه ذلت و خواری و غضب و خشم الهی می کشاند و انسان را تا سر حد یک چارپا پایین می برد.(اعراف، آیات ۱۷۶ و ۱۷۹ ؛ قصص، آیه ۶۰؛ هود، آیه ۱۵)

از نظر قرآن، سبیل الله متصف به حقانیت است؛ زیرا از حق مطلق نشات گرفته و تا خلق ادامه یافته است. بر این اساس می بایست در همین مسیر حق حرکت کرد تا به حق تعالی رسید.(ص، آیه ۲۶) بر همین اساس نیز، پیامبر(ص) مامور می شود تا مردم را به سبیل الله دعوت کند تا مردم در این راه قرار گیرند(نحل، آیه ۱۲۵)؛ چرا که دوری از سبیل الله موجب می شود تا انسان به «صراط» وارد نشود و نتواند در بزرگراه اسلام به حرکت صعودی خویش ادامه دهد.(انعام، آیه ۱۵۳)

فرق طریق، سبیل وصراط

«طریق» به معنای راهی است که با پا پیموده شود؛ زیرا طارق به معنای کوبنده است. راغب اصفهانی می‌گوید: طریق‏ راهى که با پا پیموده و زده مى‌‏شود: طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَسًا؛ راهى خشک در دریا.(طه، آیه ۷۷؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، ، ص ۵۱۸)

البته طریق در معنای مجازی هر روشى است که انسان در کارى خوب یا ناپسند در پیش مى‌‏گیرد. خدا در قرآن می فرماید: «وَ یذْهَبا بِطَرِیقَتِکمُ‏ الْمُثْلى‏»؛آئین و روش نیکوى شما را از بین ‏ببرند.(طه، آیه ۶۳) از نظر قرآن، طریق می تواند متعدد و متنوع باشد.(مومنون، آیه ۱۷)

هم چنین در ادبیات عربی «طَرِیقَه من النّخل» ردیف طولانى درختان خرما است که تشبیهى است به ادامه یافتن راه… البته در فرهنگ عربی ، طریق به معناى وسیله و یا واسطه نیز به کار رفته است: «نَالَ الشَّی‏ءَ عَنْ‏ طریق‏ فُلان»؛ به وسیله فلانى به چیزى نایل شد: «وَضَلَ الَیهِ‏ بِطَریق‏ الوِراثَه»؛ آن چیز از راه وراثت بدو رسید.

اما «صراط» به معنای بزرگراه است؛ زیرا «صراط» در اصل «سراط» با «سین» است که به معنای راهی روشن و بزرگ است که هیچ کس در آن گم نمی شود و آغاز و ابتدای آن مشخص است. این واژه بیش از ۴۰ بار در قرآن ذکر شده است. خدا در قرآن می فرماید: إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیم؛ پروردگار من بر صراط مستقیم است.(هود، آیه ۵۶)

اما چنان که گفته شد «سبیل» به معنای راه کوهستانی است که از بالا به پایین کشیده شده و قابل رویت و دیدن از همه جا است؛ اگر شخص از پایین به بالا برود در مسیر کمال قرار گرفته و اگر از بالا به پایین برود، در مسیر سقوط قرار گرفته است. در حقیقت انسان به سبب داشتن فطرت سالم برخوردار از سبیل الله تکوینی است که هدایت او را به الهام در دست دارد(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ طه، آیه ۵۰) پس با حرکت در مسیر پایین که ولایت طاغوتی است، به دوزخ می رسد،  در مسیر بالا و ولایت الله به رضوان الله دست می یابد. چنان که گفته شد سبیل می تواند به سوی ضلالت یا هدایت باشد؛ زیرا یا رو به بالا یا پایین است. هم چنین سبِیل راهى نرم است که سهل گذر و هموار باشد. هم چنین سبیل می تواند متعدد و متنوع باشد.

ویژگی و آثار سلوک در سبیل الله

از نظر قرآن، سبیل الله راهی است که انسان را به خدا می رساند و رضوان الله را برای انسان موجب می شود؛ این راه ها هر چند یکی و یکسان نیستند، ولی در نهایت به صراط مستقیم می رسد. از همین روست که در قرآن، از «سبلنا»(ابراهیم، آیه ۱۲؛ عنکبوت، آیه ۶۹) و «سبل السلام»(مائده، آیه ۱۶) به شکل جمع سخن به میان آمده تا نشان دهد که سبیل الله یکی نیست؛ هر چند که صراط مستقیم یکی است.

ویژگی هایی را خدا در قرآن، برای سبیل الله بیان کرده است که انسان را به سلوک در آن امیدوار می کند؛ زیرا حقانیت راه الهی به رسیدن سالم وصحیح انسان به مقصد و مقصود یعنی رضایت الهی است. این راه موجب می شود تا انسان از هر گونه پیروی از هواهای نفسانی که موجب سقوط در سبیل طاغوت می شود، حفظ و صیانت کند.(آل عمران، آیه ۹۹؛ اعراف، آیات ۴۵ و ۸۶؛ هود، آیه ۱۹؛ ابراهیم، آیه ۸)

از دیگر ویژگی های سبیل الله آن است که انسان را از نور الهی موجود در کتاب الله بهره مند می سازد و شرایط سخت را به شرایط آسان تر تغییر داده و احکام سخت را به احکام آسان تبدیل می کند و  از بسیاری از خطاهای انسانی در می گذرد.(مائده، آیات ۱۵ و ۱۶)

باید توجه داشت که از مهم ترین ویژگی و خصوصیت سبیل الله هموار و آسان بودن آن است که حتی آفریده های ضعیف نیز می توانند در آن حرکت کرده و از آثارش بهره مند شوند؛ چنان که زنبور عسل با بهره گیری از همین سبیل الله می تواند به تولید عسل بپردازد.(نحل، آیه ۶۹)

از همین آیه هم چنین به دست می آید که سبیل الله می تواند تکوینی و تشریعی باشد؛ زیرا سبیل الله برای زنبور عسل همان راه تکوینی است. براین اساس، می توان گفت که در هرانسانی یک سبیل الله تکوینی وجود دارد که در حقیقت همان راه فطری است که به شکل مقدر در هر انسانی بلکه هر آفریده ای تعبیه شده است.(طه، آیه ۵۰) بر این اساس، هر انسانی در درون خویش سبیل الله دارد که او را خدا متصل می کند. این همان راه اختصاصی هر انسانی است که گفته می شود، انسان در درون خویش راه به سوی خدا دارد؛ پس اگر حتی اگر هدایت تشریعی وحیانی نباشد، راه درون به آسمان کشیده شده و به خدا ختم می شود. این راه روشن در درون هر انسانی او را به کمالات بایسته وشایسته اش رهنمون می سازد. از همین روست که هر کسی به طور فطری به سوی خدا گرایش دارد و در همان راه فطرت به سوی خدا کشیده می شود.(فرقان، آیه ۵۷)

البته این راه فطری تکوینی، اگر با راه تشریعی وحیانی پاداشی همراه شود، سلوک سالکان الی الله را آسان تر می سازد و بستری مناسب تر برای آنان فراهم می کند(همان) ؛ چرا که این دو به صراط مستقیم می رسد که بزرگراه امنیت و هدایت کمال تحت ولایت الهی است.

خدا در قرآن از مهم ترین ویژگی سبیل الله، این است که در آن پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) قراردارند و شخص با بهره گیری از آنان می تواند به تمامیت کمالات برسد و تحت ولایت مطلق الهی قرار گیرد. به سخن دیگر، اگر بخواهیم مهم ترین ویژگی دیگر سبیل الله بر شماریم، حضور دایم معصومان(ع) در این راه به عنوان حبل الله و عروه الوثقی است، چنان که امام صادق(علیه السلام)در ذیل آیه ۱۲۵ سوره نحل مى فرماید: به خدا سوگند! آن راهى که خدا شما را به پیروى از آن امر فرموده ما هستیم.(تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۹۵، ح ۲۶۵)

البته اگر بخواهیم به شکل مصداقی و موردی سبیل الله را بیان کنیم، می بایست جهاد در راه خدا(بقره، آیه ۲۷۳؛ نساء، آیه ۹۴؛ انفال، آیه ۶۰) مناسک حج(بقره، آیه ۲۱۷؛ المیزان، ج ۲، ص ۱۶۷) ، کعبه و بیت الله الحرام(نحل، آیه ۸۸؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۸۶)، قرائت قرآن(لقمان، آیه ۶؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۴۹۱)، دعوت به حق(نحل، آیه ۸۸؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۸۶)، و مانند آنها را از مصادیق آن بر شماریم.

به نظر می رسد که بر اساس آیات قرآنی ، دین اسلام(بقره، آیه ۲۱۷؛ نحل، آیه ۸۸؛ فرقان، آیه ۱۷؛ عنکبوت، آیه ۳۸) و شرایع اسلامی و رسالت پیامبر اکرم (نساء، آیه ۱۶۷؛ المیزان، ج ۳، ص ۲۱۸) که انسان را به بهشت و رضوان الله می کشاند(زخرف، آیه ۳۷؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۷۴) همان سبیل الله است؛ زیرا رضایت الهی در پیروی از اسلام و آیین توحیدی آن است(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) که جلوه های آن در اموری چون اطاعت از رسول الله(ص) و انجام مناسک الهی، و نیز مصالح مسلمانان از مادی و غیر مادی(بقره، آیات ۱۹۶ و ۲۶۲؛ انفال، آیه ۶۰؛ توبه، آیه ۶۰، حدید، آیه ۱۰) خود را نشان می دهد.

از نظر قرآن، حرکت در سبیل الله آثاری دارد که می توان مهم ترین آن را رضایت الهی و کسب «رضوان الله» دانست.(مائده،  آیه ۱۶) چنین کسی ازاین امکان بهره مند می شود تا خدا او را از ظلمات به سوی نور خارج ساخته و در «صراط مستقیم» و بزرگراه الهی قرار دهد.(همان) چنین شخصی در مسیر سلامت گام بر می دارد و با سلامت از دنیا می رود و در آخرت به سلامت بر انگیخته می شود؛ زیرا تحت حمایت اسم الهی «سلام» قرار می گیرد.(همان)

هم چنین از دیگر آثار سلوک در سبیل می توان به نجات از دوزخ(غافر، آیه ۷)، بهره مندی از استغفار فرشتگان(همان) اشاره کرد.

هم چنین از نظر قرآن کسی که در سبیل الله سلوک می کند، جزو محسنان قرار می گیرد و پاداش محسنان را به خود اختصاص می دهد که در آیات قرآنی مطرح شده است.(عنکبوت، آیه ۶۹)

از نظر قرآن، کسانی که از سبیل الله خارج شده و دنبال هواهای نفسانی می روند یا راه خدا را می بندند، تمام کارهای خیر و نیک آنان تباه می شود(محمد، آیه ۳۲)، سرمایه های خویش را ازدست می دهند و زیانکار می شوند(هود، آیات ۱۹ تا ۲۲) و محروم از هدایت (نساء، آیات ۱۶۷ و ۱۶۸؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۴۲) و مغفرت و آمرزش الهی می گردند.(همان)

این افراد کسانی هستند که به سبب استکبار ورزی(منافقون، آیه ۵)، ثروت اندوزی(یونس، آیه ۸۸)، سوداگری و تجارت با اسلام(توبه، آیه ۹)، ظلم(نساء، آیات ۱۶۷ و۱۶۸)، کفر و نفاق(همان؛ محمد، آیه ۱؛ منافقون، آیات ۲ و ۳)، کوردلی(هود، آیات ۱۹ و۲۰)، ناتوانی از شنیدن حق(همان) و تزیین زشت به زیبا در افکار و رفتار ایشان(عنکبوت، آیه ۳۸) سبیل الله تکوینی و تشریعی را کنار گذاشته و دنبال هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی رفته و عقوبات دنیوی و اخروی از جمله دوزخ را برای خود خریده اند.(نساء، آیات ۱۶۰ و ۱۶۱؛ اعراف، آیات ۴۴ و۴۵)