راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی

کفار

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از روش های دشمنان در تقابل یا امت اسلامی، محاصره و ایجاد انواع محدودیت ها از جمله محدودیت های اقتصادی در راستای به زانو در آمدن امت و عقب نشینی از مواضع حق طلبانه و ستم ستیزانه آنان است.

مفهوم شناسی حصر و محاصره

حصر در اصل لغت عربی به قبض شکم و یبوست ، و هم چنین محکم و سخت بستن چیزی از همه جوانب است به طوری که هیچ گونه راه خروجی نداشته باشد، گفته می شود. از همین رو، به عاجز و ناتوان و هم چنین بخیل این واژه اطلاق می شود. پس هر گونه معنای ایجاد محدودیت احاطی کامل مانند انحصاری کاری یا ایجاد ناتوان کامل برای انجام کاری، نوعی در قبضه گرفتن و محکم و سخت بستن اوست به طوری که عاجز و ناتوان گردد. محصور کسی که گرفتار در چیزی یا امری است به طوری که نتواند از آن بیرون آید.

در اصطلاح اصولی «حصر» به معنای محدود کردن چیزی به موضوعی است؛ یعنی: حصر حکم به اختصاص حکم به موضوعی معیّن و سلب آن از سایر چیزها است؛ مانند: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‏ اند همان کسانى که نماز برپا مى دارند و در حال رکوع زکات مى‏ دهند.(مائده، آیه ۵۵)

ادوات حصر در کلام «اِلاّ، اِنّما، بَل و هیئت‌های دلالت کننده بر حصر» است. در اصول فقه درباره این که جمله حصری مفهوم دارد یا ندارد، اختلاف است؛ برخی گفته اند که در داشتن مفهوم مخالفت میان حصر حکمی و حصر موضوعی اختلاف است؛ پس مفهوم مخالف تنها برای جمله حکمی است نه موضوعی.

مفهوم مخالف به معنای دلالت التزامی جمله حصر و استثنا بر نفی طبیعی حکم از غیر محصور است؛ نفی حکم ولایت از غیر این سه طائفه مذکور در آیه به طوری که ولایت غیر اینان به معنای ولایت طاغوت بوده و مسلمان نمی تواند ولایت افرادی غیر از ین سه طائفه را بپذیرد.(بقره، آیه ۲۵۷؛ نساء، آیه ۶۷؛ مائده، آیه ۶۰)

محاصره اقتصادی به معنای ایجاد حصار فیزیکی و یا غیر فزیکی و محدودیت های مطلق یا نسبی در حوزه فعالیت های اقتصادی نسبت به شخص یا مردم در یک منطقه جغرافیایی مانند شهر یا کشوری است تا از مقاومت و استقامت دست برداشته و خود را تسلیم خواسته های محاصره کننده نمایند.

محاصره اقتصادی در اشکال گوناگونی چون تحریم ها انجام می گیرد تا مردمی از هر گونه توان اقتصادی محروم شوند و توانایی بهره مندی از اقتصاد و آسایش و رفاه را نداشته باشند.

در عرصه بین المللی در جهان امروز، تحریم یا سانکشِن (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بین‌المللی به عنون مجری تحریم، علیه یک یا چند کشور دیگر به عنوان هدف تحریم، به منظور مجازات این کشورها، با اهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مهم از دید مجریان تحریم، اعمال می‌شود.

در اینجا منظور از «مجری تحریم» کشوری یا گروهی بین‌المللی است که نویسندهٔ سناریوی تحریم باشد، هرچند ممکن است در اعمال محاصره بیش از یک کشور شرکت داشته باشد، و منظور از «هدف» کشور یا کشورهایی است که هدف اصلی تحریم واقع می‌شوند.

اما تحریم های اقتصادی، هر گونه اعمال محدودیتی به وسیله فرستنده و دارندگان، بر تجارت و سرمایه گذاری بین‌المللی کشور هدف، در راستای وادار ساختن تغییر سیاست یا نظام سیاسی یا نابودی ملتی و مانند آن ها وضع شود.

در جهان امروز یکی از مهم ترین تحریم های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی از سوی آمریکای و کشورهای غربی در راستای تغییر نظام جمهوری اسلامی یا تغییر رفتار و عقب نشینی از مواضع ستم ستیزانه علیه مستکبران و اشغالگران انجام گرفته و می گیرد. این تحریم های ظالمانه از سوی آمریکا و شیطان بزرگ در حال انجام و گسترش است.

تحریم های غربی علیه جمهوری اسلامی در مدت چهل سال از زمان تاسیس این نظام سیاسی و نفی سلطه گری و دعوی استقلال همه جانبه در اشکال و انواع گوناگون اعمال شده است. این تحریم ها گاه در قالب تحریم های محدود مالی و فرهنگی و مسافرتی و گاه به شکل همه جانبه و فراگیر همه بخش ها را مد نظر گرفته و در حقیقت نابودی ملت را به عنوان یک ملت خواهان است. البته در تحریم ها گاه آمریکا به تنهایی و گاه با همراهی کشورهای غربی و گاه دشمنان منطقه و مرعوب از سوی استکبار جهانی همراه بوده است. بر اساس گزارش ها، می توان گفت که گسترده تر از تحریم های ایران در طول تاریخ جدید سابقه نداشته و بزرگ ترین تحریم علیه این ملت برقرار شده است. این در حالی است که تاکنون موفقیت برای آمریکا و متحدان غربی اش نداشته است؛ زیرا ملت ایران اسلامی با پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری برخاسته از آموزه های وحیانی قرآن توانسته است، آنان را ناکام گذارد و خشم روز افزون آنان را موجب شود تا جایی که باید گفت: وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ؛ چون با هم خلوت کنند از شدت غیظ و خشم بر شما سر انگشتان خود را مى‏ گزند. بگو: به غیظ و خشم خود بمیرید.( آل عمران، آیه ۱۱۹)

اهداف و فلسفه محاصره اقتصادی و مقابله با آن

از نظر قرآن، دشمنان هماره در اندیشه این هستند تا مومنان را به تسلیم وا داشته و آنان را از مسیر حق و حقانیت و دفاع از عدالت به ویژه قسطی و قیام و اجرای آنان باز دارند. هم چنین تمام تلاش دشمنان این است که مومنان از مواضع اصولی خویش از جمله حمایت از مظلومان و مستضعفان عالم در برابر ظالمان و مستکبران باز دارند، در حالی که این امور از مهم ترین مواضع دولت وامت ولایی در سیاست خارجی است.(نساء، آیه ۷۵)

از نظر قرآن، عقب نشینی نسبت به اصول و مواضع اصولی در هیچ زمانی و حالی، جایز و روا نیست، و امت اسلام و دولت اسلامی نمی بایست از مواضع اصولی خویش کنار آید؛ زیرا دشمنان تا زمانی تسلیم یا تغییر رفتار و آیین دست از فشار و تهدید بر نخواهد داشت و محاصره جز با تغییر نظام سیاسی اسلام و عقب نشینی از آیین آن پایان نمی پذیرد. خدا می فرماید: وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ ؛ و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى ‏شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى بگو در حقیقت تنها هدایت‏ خداست که هدایت واقعى است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت. (بقر، آیه۱۲۰)

خدا هم چنین می فرماید: إِنَّهُمْ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ یَرْجُمُوکُمْ أَوْ یُعِیدُوکُمْ فِی مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا؛ چرا که اگر آنان بر شما دست‏ یابند سنگسارتان مى کنند یا شما را به کیش خود بازمى‏ گردانند و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهید دید.(کهف، آیه ۱۵)

خدا درباره دیگر اهداف محاصره ها و تحریم های اقتصادی دشمنان علیه امت و دولت اسلام به این نکته توجه می دهد که یکی از اهداف دشمنان، از محاصره و تحریم اقتصادی ، پراکنده ساختن امت از پیرامون نظام ولایی و رهبری و تضعیف نظام سیاسی ولایی است. از همین روست که دشمنان اسلام با تحریم اقتصادی بر آن هستند تا مردم و امت تحت فشار اقتصادی قرار گیرند و از نظام سیاسی ولایی اسلام ببرند. خدا می فرماید: هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَفْقَهُونَ ؛ آنان کسانى‏ اند که مى‏ گویند به کسانى که نزد پیامبر خدایند انفاق مکنید تا پراکنده شوند و حال آنکه گنجینه ‏هاى آسمانها و زمین از آن خداست، ولى منافقان درنمى‏ یابند. (منافقون، آیه ۷)

اصولا از نظر قرآن، اقتصاد مایه قوام اجتماع و ستون اصلی خیمه ای به نام اجتماع است(نساء، آیه ۵)؛ زیرا این اقتصاد است که مردمان را در کنار هم جمع کرده و به تبادل و همکاری برای دفع و رفع نیازها وادار می سازد؛ زیرا امنیت غذایی و تامین آسایش یکی از دو مولفه و عنصر اساسی خوشبختی و سعادت انسانی و بلکه بقای انسان است؛ از این رو، هر گونه تهدید نسبت به اقتصاد به ویژه امنیت غذایی و آسایشی مردم به معنای فروپاشی چیزی به نام نظام اجتماعی است. به طور طبیعی کسی که اقتصاد جامعه ای را با تحریم و محاصره اقتصادی هدف هجوم و حملات بی امان خویش قرار داده است، نابودی ملت و مردمی را می خواهد؛ زیرا با نابودی اقتصاد نه ملتی می ماند و نه نظام سیاسی. بر همین اساس هدف اصلی تحریم های اقتصادی مردم و بقای آنان به عنوان یک اجتماع و ملت است. پس تحریم های اقتصادی مردم و نظام اجتماعی آنان را به عنوان یک ملت و امت هدف قرار می دهد. منافقان به عنوان دشمنان داخلی با توجه به این جایگاه اقتصاد، در تحریم امت بر آن هستند تا نظام سیاسی ولایی را نابود سازند و اهداف کفر آمیز خویش را تحقق بخشند.

پس این دشمنان داخلی با ایجاد کمبودها از جمله کمبودهای نقدینگی و غذایی و مانند آن ها تلاش می کنند که امت اسلام تحت فشار قرار داده تا دست از مواضع اصولی خویش بردارد و رهبری و نظام را تنها بگذارد. به طور طبیعی این دشمنان داخلی به انواع گوناگون دشمنان بیرونی را نسبت به ابزار تحریم ومحاصره و میزان کارآمدی و ناکارآمدی آن آگاه می کنند و بسترهای تحریم و محاصره فراگیر را به آنان نشان می دهند و حتی بسته های پیشنهادی در راستای توفیق در این راه به دشمنان می دهند.

این در حالی است که از نظر قرآن، اگر امت اسلام ایمان داشته باشد، هرگز تحت تاثیر تحریم و محاصره اقتصادی قرار نخواهند گرفت؛ زیرا این خدا است که روزی را قسمت می کند و در نهایت با صبر و استقامت و پایداری می تواند محاصره را بشکند و به اهداف خویش نیز دست یابد.(احزاب، آیات ۷ تا ۲۵)

البته از نظر قرآن برای کسب موفقیت علیه محاصره کنندگان لازم است تا نظام ولایی و دولت با بهره گیری از همه توان علمی و عملی امت اقدام به برنامه ریزی در شرایط بحرانی کند؛ چنان که حضرت یوسف(ع) در شرایط بحرانی خشکسالی مصر این گونه عمل کرد.(یوسف، آیات ۴۷ تا ۵۵) از جمله این برنامه ریزی ها صرفه جویی در همه ابعاد از سوی دولت و امت اسلامی است که می تواند از هر گونه اسراف و تبذیر جلوگیری به عمل آورده و با اولویت بخشی به امنیت غذایی و مانند آن ها بودجه و سرمایه امت اسلام را از حوزه کالاهای تشریفاتی خارج کند و در مسیر درست به کار اندازد. در حقیقت توجه امت و امام به حوزه مصرف و صرفه جویی مهم ترین عامل در پیروزی و شکست محاصره کنندگان خواهد بود.(همان)

از نظر قرآن، یکی از مهم ترین راهکارها در راستای مقاومت و مقابله با محاصره کنندگان و تحریم های آنان، قناعت ورزی و تکیه بر اقتصاد و توان داخلی در سایه توکل و اعتماد به خدا است. خداوند در قرآن به مومنان جبران تنگناها و مشکلات اقتصادى درصورت قطع رابطه با مشرکان و تکیه بر اقتصاد داخلی را وعده داده و فرموده است: أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلَا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید حقیقت این است که مشرکان ناپاکند پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر در این قطع رابطه از فقر بیمناک هستید. پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خویش بى ‏نیاز مى‏ گرداند که خدا داناى حکیم است. (توبه ۲۸)

پیشینه تاریخی محاصره

محاصره به قصد تسلیم شخص یا امتی از دیرباز به کار رفته است. این محاصره ها شامل محاصره های نظامی، فرهنگی و اقتصادی بوده است. به عنوان نمونه فرعونیان برای تسلیم بنی اسرائیل آنان را در محاصره نظامی قرار دادند به طوری که همه راه ها بر آنان بسته شده بود؛ زیرا این مردم در محدوده جغرافیایی میان دریا و لشکریان چنان محاصره می شوند تا خود را تسلیم کنند.(بقره، آیه ۵۰؛ شعراء، آیات ۶۰ تا ۶۶) بیان نجات بنى‌اسرائیل و غرق شدن فرعونیان، در پى شکافته شدن دریا، دلالت بر این دارد که فرعونیان، بنى‌اسرائیل را محاصره کرده، در صدد هجوم به آنان بودند.

دشمنان پیامبر(ص) و امت اسلام نیز بارها به شیوه محاصره نظامی و اقتصادی و مانند آن ها توسل جسته تا مسلمانان را تسلیم خواسته های مشرکانه خویش کنند و زمینه عقب نشینی از مواضع اصلی و اصولی را فراهم آورند.(احزاب، آیات ۹ و ۱۳ و ۱۹ تا ۲۳)

مسلمانان در محاصره نظامی شهر مدینه از ناحیه بالا و پایین شهر مدینه از سوی ارتش متحد مشرکان مورد محاصره قرار گرفتند به طوری که برخی از مسلمانان گرفتار بدگمانی حتی نسبت به خدا و وعده های او شده و رفتارهای نادرست و ناخوشایند بروز می دادند؛ این در حالی بود که مومنان هنگام رویارویى آنان با احزاب کافر و محاصره‌کننده مدینه از روحیه بالایی برخوردار بوده و حتی محاصره موجب افزایش ایمان آنان شده بود با آن که دشمنان کافر از قدرت و شوکت نظامی و وضعیت اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بودند.(احزاب، آیات ۹ تا ۲۳)

از نظر قرآن، ایمان راسخ مؤمنان مدینه به وعده‌هاى خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله در جریان محاصره نظامى مدینه به وسیله احزاب متّحد مشرکان ، با اطاعت‌پذیرى از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله به رغم قدرت و شوکت دشمنان کافر، نشان دادند که حملات و تهاجمات دشمن نه تنها موجب نمی شود تا آنان از مواضع اصولی خودشان کوتاه بیایند بلکه موجب افزایش ایمان و دلگرمی بیش تر به وعده های الهی در موفقیت و پیروزی اهل صبر و استقامت و ایمان شده و با شجاعت و استقامت مثال زدنی به مقابله با محاصره کنندگان پرداختند به طوری که شکست را برای مشرکان متحد و احزاب آنان رقم زدند.(احزاب، آیات ۹ تا ۲۲)

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن به این اصل و سنت الهی می توان دست یافت که استقامت و پایداری مومنان دربرابر مشرکان و دشمنان موجب کامیابی و پیروزی آنان می شود؛ چنان که وعده الهى به پیروزى مسلمانان در محاصره نظامى مدینه از سوی احزاب متّحد در سایه امداد غیبى خداوند به مسلمانان در جریان محاصره نظامى مدینه و شکست آنان نمونه ای از این سنت الهی و نعمتى شایسته یادآورى و بزرگداشت از سوی مومنان است تا دیگران نیز به این سنت توجه یابند و از محاصره دشمنان نهراسند و از وعده های الهی مایوس نشوند.

برخی از مفسران گفته اند مراد از وعده های الهی در این آیات احزاب ، همان اشاره به سخنى است که قبلاً پیامبر صلی الله علیه و آله به ایشان فرموده بود: احزاب مشرک و دشمنان مختلف شما دست به دست هم مى‌دهند و به جنگ شما مى‌آیند، امّا بدانید پیروزى با شما است. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۴۹)

به هر حال، به سبب استقامت و افزایش ایمان مومنان مدینه، امدادهای غیبی به مدد ایشان آمده و پیروزی مومنان و شکست مشرکان را رقم زد.

البته یادآوری این نکته مهم و اساسی است که یهودیان مدینه با آن که با پیامبر(ص) و دولت سیاسی ولایی پیامبر(ص) پیمان صلح و عدم تعرض بسته بودند، اما به این پیمان پای بند نبوده و خیانت کرده و با مشرکان مکی همراه و همکاری داشتند. مفسّران بر این نکته اتّفاق دارند که مقصود از «جنود» در آیات سوره احزاب از جمله آیه ۹ سوره ، همان گروههاى مشرک و یهودیانی هستند که در یک تصمیم گروهى جهت در هم کوبیدن مسلمانان به مدینه هجوم آوردند و مدینه را از همه سو به محاصره خویش در آورده بودند. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۳۲)

از نظر قرآن، قدرت خداوند، عامل پراکنده شدن مشرکان و دیگر احزاب متّحد، از اطراف مؤمنان مدینه و نیز پایان محاصره نظامى مدینه به سود مسلمانان، بدون درگیرى نظامى و بدون پیروزى کافران بوده است. این شکست چنان به کام دشمنان تلخ آمد که چون مار گزیده به دور خویش می گشتند و از خشم و غیظ در حال انفجار بودند.(احزاب، آیات ۹ تا ۲۵؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۵۰)

عوامل پیروزی مومنان شکست محاصره کنندگان مدینه

از نظر قرآن بر اساس آیات ۹ تا ۲۵ سوره احزاب، عوامل چندی در موفقیت مومنان مدینه و شکست محاصره کنندگان نقش اساسی داشته است که عبارتند از:

  1. نیک گمانی به خدا: هر چند که برخی از مسلمانان که سست ایمان بوده و هنوز قلب هایشان با آزمون های الهی با ایمان آمیخته نشده بود، نسبت به وعده های الهی بدگمان بودند، اما اکثریت اهل مدینه نسبت به خدا حسن ظن داشته و با اعتماد به این حسن ظن و نیک گمانی در برابر محاصره کنندگان ایستادگی و پایداری کردند و موفقیت را برای خود رقم زدند.
  2. ایمان به خدا: مومنان به خدا و وعده های الهی ایمان داشته و موفقیت اسلام و مومنان را در سایه اطاعت از خدا و رسول الله(ص) باور داشتند. از این رو، صبر و استقامت ورزیدند و در برابر فشارها عقب نشینی نکردند. این گونه بود که موفقیت را برای خود و اسلام رقم زدند.
  3. ایمان به وعده های الهی: مومنان بر این باور بودند که در صورت اطاعت از خدا و رسول الله (ص) و عمل مطابق فرمان های فرماندهی مشمول عنایت و رحمت خاص الهی و امدادهای خدا می شوند.
  4. امدادهای غیبی: از مهم ترین عوامل موفقیت و پیروزی مومنان، امدادهای غیبی است که مومنان از آن در شرایط بسیار سخت یاری می رساند. امدادهای چون توفانی از باد سهمگین و نزول فرشتگان از جمله عوامل موفقیت است. بنابراین، مومنان اگر بر ایمان خویش را تقویت کنند، به طور طبیعی مورد عنایت و امدادهای الهی در شرایط نابرابر قرار می گیرند.
  5. افزایش ایمان: قرار گرفتن در شرایط سخت و ابتلاء ها که به عنوان سنت های الهی در قرآن مطرح است، خود یکی از مهم ترین عوامل افزایش ایمان در مومنان مدینه بوده است؛ زیرا آنان شرایط خویش را براساس سنت الهی تحلیل کرده و به توصیه های خدا در این شرایط از جمله صبر بر مصیبت و بلا توجه یافته و این گونه مورد عنایت امدادی قرار گرفتند.
  6. پیروی از اسوه: از نظر قرآن از دیگر عوامل پیروزی مومنان مدینه در شکست محاصره کنندگان ، پیروی از رهبری اسوه و الگویی است که شخصیت محوری در مدیریت و هدایت مومنان داشته و مومنان به تصمیم ها و فرمان های رهبری اسوه بی چون و چرا پای بند بودند. از نظر قرآن همین رویه و روش باید از سوی امت در موارد دیگر نیز به کار گرفته شود تا موفقیت و پیروزی علیه محاصره کنندگان و دیگر تهدیدات علیه امت به دست آید.
  7. ایمان به حقانیت رسالت پیامبر(ص): از مهم ترین عوامل پذیرش حقانیت پیامبر(ص) در همه امور از جمله اخباری که درباره محاصره و شکست محاصره کنندگان بیان کرده بود. در روایت است پیامبر (صلی الله علیه و آله)، مؤمنان را از هجوم احزاب و جنگ با آنان با خبر ساخته بود و به آنان بشارت داده بود که در این جنگ پیروزى با آنان است. (مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۴۹)

این در حالی بود که در همان زمان، دشمنان از طریق عوامل و ستون پنجم خویش از منافقان در مدینه بذر نفاق و تردید می افکندند و فعالیّت تبلیغاتى منافقان، براى درهم شکستن جبهه مسلمانان، و به نفع احزاب متّحد محاصره‌کننده مدینه در جریان بود.(نگاه کنید: احزاب، آیات ۹ تا ۱۳)

بنابراین در کنار جنگ سخت نظامی و محاصره و بسیج همه احزاب و دشمنان سوگند خورده از اکناف در جریان جنگ احزاب، دشمنان با استفاده از دوستان و یاران داخلی خود در مدینه به جنگ روانی امت آمده و با همسویى منافقان با احزاب متّحد محاصره‌کننده مدینه، تلاش بسیاری را براى تضعیف روحیّه مسلمانان داشتند. آنان گاه با حضور در خط مقدم و رفتارهای مایوس کننده تلاش داشتند تا بذر نومیدی و شکست را در میان مردم مدینه بکارند. از این رو، با منافقان با پیشگامى در تزلزل، اضطراب و فرار از جنگ، در زمان محاصره، به همراهی و همگانی با نیروهاى محاصره‌کننده مدینه پرداختند تا این گونه جبهه داخلی را سست ساخته و بذر شکست و ناکامی را در دل ها بکارند و موفقیت را برای محاصره کنندگان و تحریم کنندگان رقم زنند.(همان)

بر همین اساس هماره لازم است امت و دولت اسلامی نسبت به مواضع افراد داخلی که به ظاهر از امت ولی در عمل در خدمت دشمنان هستند مواضع روشن و اصولی داشته باشند و اجازه ندهند منافقان و نفوذی های دشمن در خدمت دشمن به اهداف خویش دست یابند. باید توجه داشت که همکارى و همسویى منافقان با محاربان و دشمنان، در تفرقه‌افکنى بین مؤمنان و توطئه علیه اسلام و مسلمانان یک شیوه دایمی و همیشگی آنان است و آنان هرگز از ضربه زدن به خودی ها و مومنان دست بر نمی دارند.(همان؛ توبه، آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹ و آیات دیگر)

محاصره همه جانبه مومنان در مکه

در تاریخ اسلام بارها امت تحت انواع محاصره ها قرار گرفته است که از جمله مهم ترین آن ها، محاصره در شعیب ابی طالب(ع) بود که از سخت ترین محاصره ها در تاریخ بشریت نسبت به اهل حق و حقانیت و پیامبران و مومنان است.

پس از اینکه چند سال از بعثت پیامبر گذشت، قریش دید که تمام تلاش هایش در محدود کردن رسول خدا ناموفق بوده است. سران قریش می دیدند که کسانی مانند حمزه عموی پیامبر مسلمان شده اند و مسلمانان به حبشه رفته اند و هر روز نیز اسلام گسترش بیشتری می یابد. لذا مجلسی تشکیل دادند و در آن تصمیم گرفتند که مسلمانان را تحت فشار اقتصادی و اجتماعی بگذارند. آنان قصد داشتند با این کار هم از شمار مسلمانان بکاهند وهم بنی هاشم را که حامی رسول خدا بودند وادار کنند که پیامبر ار تسلیم آنها کنند.

آنان عهد نامه ای نوشتند و امضاء کرده و داخل کعبه آویزان کردند و سوگند یاد کردند که ملت قریش، تا دم مرگ طبق مواد زیر رفتار کند.

۱ ـ همه گونه خرید و فروش با هواداران محمد تحریم می شود؛

۲ ـ کسی حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشوئی برقرار کند؛

۳ ـ ارتباط و معاشرت با آنها اکیداً ممنوع می شود؛

۴ ـ در تمام پیشآمدها باید از مخالفان محمد طرفداری کرد.

بنی هاشم و در راس آن ابوطالب وقتی اوضاع را چنین دیدند، برای حفظ جان پیامبر مجبور شدند که همگی به شعب ابوطالب که میان کوه ابوقبیس و شعب ابن عامر قرار دارد، بروند، چرا که دیگر نمی توانستند با کسی مراوده و ارتباطی داشته باشند و نیز در آن صورت بهتر می توانستند از جان پیامبر دفاع کنند. ابوطالب برای اینکار در نقاط مرتفع شعب افرادی برای دیده بانی گماشت تا آنها را از هر گونه پیش آمد با خبر سازند.

این محاصره که در سال هفتم بعثت شروع شد. سه سال طول کشید و یکی از سختترین دوره های زندگی پیامبر و مسلمانان به شمار می رود. آنها نمی توانستند مایحتاج خود را تهیه کنند، زیرا کسی حاضر به معامله با آنان نبود. قریش کسانی را مامور کرده بود اجازه ندهند کسی برای مسلمین آذوقه ببرد.

کار به جایی رسید که جوانان و مردان با خوردن یک دانه خرما در شبانه روز زندگی می کردند. در تمام این مدت، فقط در ماههای حرام که امنیت در سرتاسر شبه جزیره حکمفرما بود، بنی هاشم از شعب بیرون آمده و به داد و ستد مختصری اشتغال می ورزیدند. پیامبر اسلام نیز فقط در همین ماهها توفیق نشر و پخش آئین خود را داشت.

سرانجام وضع مسلمانان و بنی هاشم به حدی رسید که بعضی از سران قریش را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که عهد نامه را ملغی سازند. در همین زمان، پیامبر به علم الهی، ابوطالب را از خورده شدن پیمان مشرکین توسط موریانه آگاه کرد. این یکی از معجزات پیامبر بود، زیرا هیچ کس در کعبه را نگشوده بود.

وقتی مشرکان پیمان را بیرون آوردند، مشاهده کردند که موریانه تمام عهد نامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسایل سبب شد که تعهد قریش از بین برود و بنی هاشم بار دیگر آزاد شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و خدیجه در گذشتند. (نگاه کنید: سیره رسول خدا‏، ص ۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص ۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص ۷۸.)

اهداف و ابزارهای محاصره دشمن از سوی اسلام

از نظر قرآن، محاصره به عنوان یک عملیات با کم ترین هزینه و بیش ترین بهره باید در سازوکارها و سیاست های نظام سیاسی ولایی علیه دشمنان مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا امت اسلام در برابر دشمنانی قرار دارد که گاه لازم است تا غیر از جنگ و تقابل دفاعی با آنان از شیوه های جنگ روانی و جنگ های دیگر بهره گرفته شود تا ضمن ارهاب و ارعاب دشمن، زمینه حذف تهدید فعلی و احتمالی فراهم آید و دشمنان را تسلیم خواسته های به حق اسلام و دولت اسلامی کرد.

فلسفه و هدف اصلی از بهره گیری از انواع فشارها بر دشمن از جمله محاصره، ایجاد محدودیت نسبت به دشمن و تحت فشار قرار دادن آنان برای تسلیم شدن و دست برداشتن از مواضع دشمنانه و پذیرش صلح یا اسلام و رفع هر گونه تهدید فعلی و احتمالی از مسلمانان و جغرافیا و سرزمین های اسلامی است.(توبه، آیات ۵ و ۶)

اصولا از نظر قرآن، جلوگیرى از تسلط مشرکان حق ستیز بر مسلمانان و امت اسلام، فلسفه فرمان الهى، مبنى بر کشتن، اسارت، محاصره و کمین زدن به آنان است.(توبه، آیات ۵ تا ۸)

حصر و محاصره دشمنان و دیگر عملیات ایذایی علیه دشمنان اسلام و امت تا زمانی است که دشمنان به شکل فعلی یا احتمالی تهدید محسوب می شوند؛ از نظر قرآن تنها رفع حصر از مشرکان محاصره شده به وسیله قواى اسلام، در صورت توبه و قبول اسلام از سوى آنان شدنی است. در حقیقت تسلیم شدن و توبه و اسلام آوری اصل اساسی برای پایان محاصره و دیگر عملیات ایذایی علیه دشمن است.(همان) این محاصره و دیگر عملیات ایذایی زمانی پایان می یابد و بلکه باید پایان یابد که همراه با تسلیم و اسلام آوری آنان باشد. از نظر قرآن، پذیرش توبه مشرکان محاصره شده و فرمان وجوب رفع حصر از آنان، برخاسته از غفران و رحمت گسترده الهى نسبت به آنان است.(همان)

برای تحقق اهداف و فلسفه عملیات ایذایی علیه دشمنان از جمله محاصره بهره گیری از همه ابزارها و شیوه های محاصره لازم و ضروری است. از جمله مهم ترین ابزارهای محاصره که قرآن در همین آیات به آن اشاره کرده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. محاصره همه جانبه: محاصره دشمن باید همه جانبه باشد به طوری که هر گونه فعل و کنش و واکنشی را از آنان سلب کند. از این روست که خدا از حصر دشمن در آیاتی از جمله آیه ۵ توبه سخن به میان آورده است؛
  2. کمین زدن: کمین گذاری و کمین زدن به دشمن در راستای تحکیم مواضع و افزایش حصار بر دشمنان نیز یکی دیگر از شیوه های است که خدا در قرآن برای مقابله با دشمنان از آن سخن به میان آورده است.(توبه، آیه ۵)
  3. اسیر گرفتن: برای تحکیم مواضع و تشدید محاصره می توان از دشمنان اسیر گرفت تا توانایی نفوذ و تردد به مناطق بیرون از دایره محاصره را از دست دهند.(همان)
  4. کشتن: در مواردی دشمنانی که از حلقه محاصره بیرون می آیند باید کشته شوند چنان که می توان آنان را اسیر گرفت و برای تحت فشار قرار دادن دشمنان از اسیر بهره گرفت.(همان)

اصولا از نظر قرآن، محاصره از جمله محاصره اقتصادی برای تسلیم دشمن و تضعیف مواضع و تغییر رفتار امری جایز و روا است. از همین روست که حضرت یوسف(ع) برای تسلیم و تغییر رویه و رفتار برادران از تحریم اقتصادی بهره می گیرد تا آنان را در فشار قرار داده و با حصر و ایجاد محدودیت و ممنوعیت آنان را در مسیر اهداف خویش مدیریت کند.(یوسف، آیات ۵۸ تا ۶۰)

البته دشمنان نیز از محاصره از جمله محاصره اقتصادی همین قصد را داشته و دارند، چنان که فرعونیان با ایجاد حصر و محاصره مومنان در مصر بر آن بودند تا آنان را تسلیم کنند؛ این محاصره موجب شده بود تا تنها شماری اندک از جوانان به حضرت موسی(ع) ایمان آورده و با او باشند.(قصص، آیه ۴ ؛ یونس، آیه ۱۰)