راهکارهای قرآنی دفع و رفع ضرر

اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

ضرر به معنای نقصانی است که به چیزی وارد می شود و این غیر از خسران و زیان است. وقتی انسان دارای چیزی است که با از دست دادن آن نقص و کمبودی در تن و روان و یا مال و ثروت وی ایجاد می شود، از آن به ضرر تعبیر می شود. ضررهای مادی و مالی بیش تر از هر نوع ضرر به چشم می آید؛ زیرا انسان نقص را دوست نمی دارد به ویژه که پس از کمالی بوجود آید. این گونه است که هماره تلاش می کند تا از هر گونه ضرر دوری ورزد و کمالی را از دست ندهد و دچار نقصی نگردد. دفع ضرر و رفع آن یکی از دغدغه های انسانی است که نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا راهکارهای دفع ضرر و رفع آن بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

معنا و مفهوم شناسی ضرر

واژه ضرر اسم مصدر(الصّحاح، ج ۲، ص ۷۱۹، «ضر») از ریشه «ضرّ» مضاعف، به معنای به هر نقصی گفته می شود که بر چیزی وارد شود.( ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۰۳۹، «ضرّ»؛ لسان العرب، ج ۸، ص ۴۵، «ضرر».) این نقص می تواند در در اعتقاد، یا راه خیر، در بدن، مال، عنوان و فرزند باشد.(التحقیق، ج ۷، ص ۲۵، «ضر»)

البته راغب اصفهانی بر این باور است که این واژه در هیئت «ضرّ» به معناى هرگونه پریشانى و بدحالى است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۰۳، «ضر».) بنابراین، بیش تر به جنبه های روحی و روانی توجه دارد.

به نظر می رسد که راغب می خواهد تفسیری مفهومی از واژه در کاربردهای قرآنی ارایه دهد؛ و گرنه چنان که اهل لغت گفته اند، ضرر به معنای مطلق نقصی است که در چیزی ایجاد می شود. به این معنا که پیش از آن ضرر وارد شود، آن چیز دارای نوعی کمال بوده که با وارد شدن این ضرر، نقصی در چیز ایجاد می شود که پیش از آن نبوده است. پس باید گفت ضرر از دست دادن کمالی است که به طور طبیعی سخت تر و بدتر از نقص ابتدایی است. به عنوان نمونه واژه «ضَرَارَه» از همین ریشه ضرّ ، به معنای از دست دادن بینایى ، و یا کم شدن اموال و افراد است. پس ضرر در جایی عدم ملکه به کار می رود، یعنی جایی که ملکه ای وجود دارد و با وارد شدن ضرر، آن ملکه از دست رفته و جایی آن نقص و عدم ملکه می نشیند. بر این اساس، ضرر به نقص ابتدایی اطلاق نمی شود چنان که در جایی که از قبیل عدم ملکه نیست به کار نمی رود. واژه های ضَرِیر نیز درباره کسی به کار می رود که بینایی یا سلامت خود را از دست داده باشد و کور و بیمار لاغر شده باشد.

واژه های «ضرورت و اضطرار» نیز در مواردی به کار می رود که اگر کاری انجام نگیرد موجب از دست رفتن کمال و نعمتی می شود که قابل جبران نیست؛ از این رو، به چنین نیازهای مبرم و ایجابی که در حفظ کمالی مهم است و جلوی وارد شدن نقصی را می گیرد، ضرورت یا اضطرار می گویند و شریعت مجوز بهره گیری از حرام هایی را در این موارد می دهد که به آن موارد ضروری یا اضطراری می گویند.(مائده، آیه ۳)اما بر اساس همین آیات قرآنی، این مجوز در محدوده اضطرار از جهت زمانی و مقداری است. از این روست که گفته می شود: الضَّرُورَاتُ تُبِیح المحْظُوراتِ؛ ضرورت و نیاز انسان را ناچار مى کند که به کارى خلاف دست زند و ممنوع و محرمات را انجام دهد؛ اما در محدودیت هایی که شریعت بیان کرده است. از همین گفته اند: « لِلضَّروُرَهِ احْکَامٌ ؛ برای حالت های استثنایی و ضرورت احکامی است» و یا گفته می شود: الضَّرُورَاتُ تُبِیح بِقَدَرِهَا ؛ ضرورت در حد اندازه خودش مجوز می دهد.

به هر حال، باید گفت ضرر نقصی در چیزی است که با عاملی پدید می آید و چیزی کمالی را از دست می دهد. حال این کمال در تن و روان باشد یا اعتقاد و مال و فرزند و هر آن چیزی که به شکلی وابسته به شخص است.

قاعده نفی ضرر یا قاعده لاضرر

قاعده لا ضرر از مشهورترین قواعد فقه اسلامی است. اصطلاح و تعبیر «لا ضرر» برگرفته از احادیث نبوى است.( الکافى، ج ۵، ص ۲۹۲، باب الضرار، ح ۲; وسائل الشیعه، چاپ اسلامیه، ج ۱۷، ص ۳۴۱; ابواب احیاء الموات، باب ۱۲، ح ۳)

چنان که گفته شد، ضرر در لغت به معناى نقصانى است که در شىء داخل مى شود،( ترتیب العین، ج ۲، ص ۱۰۳۹، «ضر».) اعمّ از اینکه این نقصان در مال، آبرو، جان و یا در یکى از شئون وجودى انسان باشد.( القواعد الفقهیه، بجنوردى، ج ۱، ص ۲۱۴. )

در روایات آمده است: لاضرر و لا ضرار فی الاسلام، در اسلام ضرر و ضرار نیست.

معنای ضرر دانسته شد، اما براى «ضرار» چهار معنا در کتب لغت عربی و فرهنگ نامه ها آمده است:

  1. ثلاثى مجرّد «ضرر»؛
  2. ضرر وارد کردن هر یک از طرفین به دیگرى؛
  3. مجازات کردن ضررزننده با مقابله به مثل؛
  4. وارد کردن ضررى که به حال ضررزننده نفع نداشته باشد، بر خلاف ضرر که فرد ضررزننده نفع مى برد.( لسان العرب، ج ۸ ، ص ۴۴ – ۴۵، «ضرر».)

اصولی ها تعریف خاصی از این واژه دارند. از نظر آنان، با توجه به موارد استعمال قرآنى آن، «ضرار» به معناى وارد کردن ضرر به صورت عمدى است، بدون اینکه به حال او نفعى داشته باشد(انوارالاصول، ج ۳، ص ۲۷۰.) و مى توان گفت به قرینه حدیث سمره که ضرر طرفینى نبوده است، مقصود از ضرار وارد کردن ضرر است به دفعات متعدد، زیرا سمره بارها موجب آزار همسایه شده بود.( القواعد الفقهیه، بجنوردى، ج ۱، ص ۲۱۴ – ۲۱۵. )

اما در اینکه مقصود از این قاعده فقهی چیست؟ بین دانشمندان اصولى و فقهى اختلاف است. برخى گفته اند: مقصود این است که خداوند از ایجاد ضرر نهى کرده است و کلمه «لا» در «لاضرر» مانند «لارفث و لا فسوق» به معناى نهى است.

برخى گفته اند معناى قاعده این است که موضوع ضررى در اسلام تشریع نشده است، به گونه اى که اگر موضوعى از احکام، مصداق ضرر شد، روشن مى شود دیگر تحت آن حکم نخواهد بود و تعبیرى مانند «لاشک لکثیر الشک» است که از احکام مربوط به شکّ، خروج موضوعى دارد.

در نظریه سومى گفته اند: معناى قاعده این است که ضرر در اسلام غیر متدارک نیست و اگر به فردى ضرر وارد شود، اسلام با احکام خویش آن را جبران مى کند.

نظریه چهارمى که مورد تأیید بسیارى از بزرگان قرار گرفته است، از شیخ انصارى است. به باور وى، منظور از قاعده این است که خداوند متعال در دین اسلام حکمى را که موجب ضرر است، جعل نکرده و مقصود از نفى ضرر براساس این احتمال، این است که هر کس که به دیگرى ضرر وارد کند، لازم است آن را جبران نماید و در تأیید آن گفته اند: شارع همیشه به جهات حکمى نظر دارد، علاوه بر اینکه حدیث در مقام امتنان از جهت تشریع و حکم است و در این مورد نیز مى باید به جهت حکمى آن نظر داشته باشد.( همان، ص ۲۱۵ – ۲۱۹)

فقیهان براى قاعده لاضرر به مجموعه آیاتى استدلال کرده اند که در موارد خاصّ با کلمه «ضرر» در هیئتهاى مختلف آن ذکر شده است:

  1. مانند آنچه در مورد حقوق کودکان خردسال آمده است که مادران را از اضرار به فرزند با ترک رضاع برحذر داشته و پدران را به پرداخت نفقه موظّف کرده است: وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ؛ و مادران، فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند این حکم براى کسى است که بخواهد شیردادن را تمام کند. و خوراک و پوشاک آنان به وجه شایسته و پسندیده بر آن کس است که فرزند از اوست، هیچ کس بیش از توانش مکلف نیست. هیچ مادرى و هیچ پدرى نباید به سبب فرزندش زیان بیند و اگر پدر نباشد بر وارث نیز همچنان هزینه خوراک و پوشاک‏ است. (بقره، آیه ۲۳۳)
  2. و آیات مربوط به زنان مطلّقه که مردان را از ضرررسانی و سخت گیرى بر آنها در ایام عده نهى مى نماید: أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنتُم مِّن وُجْدِکُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ ؛ همانجا که خود سکونت دارید، به قدر استطاعت خویش آنان را جاى دهید و به آنها آسیب و زیان‏ مرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید.(طلاق، آیه ۶)
  3. و نیز مردان را از رجوع در عدّه به قصد اضرار به زنان مطلّقه نهى مى کند: وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ ؛ و چون زنان را طلاق دادید و به نزدیک‏ پایان عده خود رسیدند یا به نیکویى نگاهشان دارید یا به نیکویى رهاشان سازید، و براى زیان رساندن نگاهشان مدارید تا ستم کرده باشید. و هر که چنین کند براستى بر خود ستم کرده است.(بقره، ایه ۲۳۱)
  4. و در مورد وصیّت، از اضرار به وارث نهى مى کند: مِن بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصَى بِهَآ أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّ وَصِیَّهً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ ؛ پس از انجام وصیّتى که بدان سفارش شده یا دینى که باید استثنا شود، به شرط آنکه از این طریق‏ نقص و زیانى به ورثه‏ نرساند. این است سفارش خدا، و خداست که داناى بردبار است.(نساء، آیه ۱۲)
  5. و بر نویسنده سند دین و شاهد بر دَیْن اضرار به غیر را تحریم نموده و فرموده است که نویسنده مجاز نیست چیزى را کم یا زیاد کند و شاهد نیز حق ندارد خلاف حق شهادت دهد: وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ کَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ؛ و هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید؛ و هیچ نویسنده و گواهى نباید نقص و زیان ببیند.(بقره، آیه ۲۸۲)

فقیهان از مجموع آیات یاد شده به همراه دلایل روایى، قاعده لاضرر را بنیان نهاده اند.( الرسائل، امام خمینى(ره)، ج ۱، ص ۷ – ۲۱.)

سنت ضرر و اضرار در تکوین

یکی از سنت هایی الهی سنت ضرر و اضرار در تکوین است. اگر در تشریع و شریعت ضرر و ضراری وضع نشده و هر گونه ضرر و اضرار و ضراری نفی شده ؛ اما در تکوین ضرر یک سنت الهی و قانون حاکم بر جهان و جامعه و جان است. به این معنا که خداوند سنتی را بر پا گذاشته که دنیا هماره با مساله نقص و ضرر همراه است و نمی توان دنیایی را تصور کرد که بی ضرر و نقص باشد. خداوند همان طوری که بر سنت و قانون بر جهان، از زمین و اطرافش کم می کند و نقص بر آن وارد می سازد: أَوَلَمْ یَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِی الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا؛ ندیده‏اند که ما همواره‏ مى‏آییم و از اطراف این زمین مى‏کاهیم و آن را ناقص می سازیم؟(رعد، آیه ۴۱؛ انبیاء، آیه ۴۴)، هم چنین در مال و جان آدمی ضرر و نقص وارد می سازد.

در توضیح و شرحی که درباره آثار ضررها در حوزه تکوین و جهان واقع بیان می شود، جزئیاتی درباره نقص در مال و جان آدمی به عنوان یک سنت الهی داده خواهد شد.

فلسفه ، کارکردها و آثار ضرر تکوینی از نظر قرآن

از نظر قرآن سنت الهی حاکم بر جهان و جامعه و جان اقتضا می کند که امور ضرری در زندگی انسان وجود داشته باشد. خداوند در آیات قرآنی به فلسفه و کارکردها و تاثیرات ضررهای تکوینی اشاره کرده است که بخشی از آن ها در این جا بیان می شود:

  1. بیداری فطرت: از مهم ترین فلسفه ، اهداف و کارکردهای ضرر تکوینی به عنوان سنت الهی می توان به مساله بیداری فطرت اشاره کرد. از نظر قرآن ضررها و گرفتاریها، موجب بیدارى و تجلّى فطرت توحیدى انسان می شود. پس نباید نقصی که به سبب ضرر پدید می آید به عنوان شر مطلق نگاه کرد، بلکه خیری است که با این ضرر متوجه انسان می شود و انسان ها را از خواب غفلت بیدار می سازد.(یونس، آیه ۱۲؛ نحل، ایه ۵۳؛ اسراء، آیه ۶۷؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  2. تربیت و پرورش انسان: از اهداف ضررهای تکوینی می بایست به نقش تربیتی و پرورشی آن اشاره کرد. خداوند در آیاتی از قرآن به نقش ضررها و کاستیها، در سازندگى و تربیت انسانها اشاره کرده و می فرماید ضررهایی که از سوی خداوند به انسان وارد می شود موجب می شود تا انسان در مسیر درست قرار گرفته و از اشتباه و خطایی که موجب می شود تا برای ابد گرفتار خشم الهی شوند نجات یابند. انسان ها در شرایطی که با نقص و ضرر مواجه می شوند تلاش می کنند تا به بازسازی آن پرداخته و نقص را جبران نمایند و ضرر را رفع نمایند و همین موجب رشد و بالندگی و تربیت آنان می شود.(انعام، آیه ۴۲؛ اعراف، آیه ۹۴)
  3. آگاهی بخشی و بصیرت افزایی: ابتلای انسان به مضرّاتی چون حوادث دریا، موجب بصیرت افزایی و آگاهی بخشی به انسان ها می شود و از این راه بطلان و پوچى معبودانی جز اللّه تبارک و تعالى بر ایشان آشکار می شود. در حقیقت انسان در شرایط خاص اضطراری و رسیدن ضرر است با حقایقی چون عجز و ناتوانی غیر خدا در تصرف در هستی آشنا می شود و خود را به دامن خدا می اندازد و تنها از او مدد و یاری می جوید.(اسراء، آیه ۶۷)
  4. بازگشت و توبه و انابه: ضررها و اضرار تکوینی الهی موجب می شود تا انسان ها به خود آمده توبه کرده و با انابه و بازگشت به خداوند راه درست را باز یابند و از گمراهی و غفلت بیرون آیند.(روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیه ۸)
  5. تضرع : یکی از بهترین حالات انسانی حالت خلوص و تضرّع به درگاه خداوند است. این حالت برای بسیاری از انسان در حالات اضطرار دست می دهد . از این رو باید یکی از مهم ترین کارکردهای ضررهای الهی به جان و مال و مانند آن را تضرع جویی انسانها به درگاه خدا دانست که در صورت مواجهه با ضررها پیش می آید و خداوند بر آن است تا هر از گاهی با ضرر و زیانی و نقصی این حالت را در انسان ایجاد کرده و فطرت او را بیدار سازد و از غفلت و زنگار گرفتگی بیرون آورد.(نحل، آیه ۵۳)
  6. نیایش و دعا: انسان هایی که همه چیز به کمال برای آنان فراهم است نیازی نمی بینند که به دعا و نیایش بپردازند در حالی که دعا و نیایش بهترین حالت تواضع و فروتنی انسان در برابر خداوند و اقرار به فقر هویتی و وجودی خود و غنای الهی است. کسانی که همه چیز دارند گرفتار تکبر و استکبار می شوند و استغنای آنان ایشان را فریب می دهد. از نظر قرآن کسانی دست از نیایش و دعا و عبادت بر می دارند که اهل استکبار هستند. خداوند اگر بنده ای را دوست داشته باشد او را مبتلا به ضرر و نقص می کند تا به عبادت و دعا بپردازد. اما اگر بنده ای را دوست نداشته باشد همانند کافران و مسرفان و مترفان آنان را چنان غنا می بخشد تا از خداوند غافل شوند و هرگز دست به دعا بر ندارند(زخرف، آیات ۳۲ تا ۳۵)؛ بنابر این یکی از کارکردها و اثار و برکات ضرر و نقص ، گرایش یابی به عبادت و دعا و نیایش است. خداوند در آیات چندی بیان می کند ضررهاى عاید بر انسان در گرفتارى و رنج، موجب دعا و روى آوردن ایشان به خدا می شود که یکی از بهترین حالات عبادت است؛ زیرا خداوند دوست می دارد که بندگانش به سوی او رفته حتی نمک طعام و غذا خویش را از خدا بخواهند.(یونس، ایه ۱۲؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  7. رفع تکلیف: ضرر، از عوامل رفع تکلیف هایی چون وضو و غسل، و تبدیل آن به تیمم می شود. (نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶) هم چنین ضرر موجب می شود تا انسان در حالت اضطراری بتواند تکالیفی را انجام ندهد یا حرامی بر او در همان حالت و به مقدار دفع و رفع ضرورت حلال شود.(مائده، آیه ۳)
  8. تبلیغ توحید: بهره گیرى قرآن از حسّ ضررگریزى انسان، براى تبلیغ توحید عبادى از جمله اهدافی است که در آیات قرآنی بیان شده است.(انعام، آیه ۷۱؛ یونس، ایات ۱۸ و ۴۹ و ۱۰۶ و ۱۰۷ و آیات بسیار دیگر)
  9. ولایت الهی : از دیگر کارکردهایی که برای سنت ضرر است، ولایت گرایی مردم نسبت به خداوند است. این که انسان بداند خداوندِ قادر بر دفع هر ضرر، تنها شایسته ولایت و سرپرستى انسانها است از دیگر آثار و کارکردهای آن است.(رعد، آیه ۱۶)
  10. تدبیر الهی: از فلسفه ها و اهداف ضرر در تکوین آن است که انسان متوجه تدبیر الهی شود. این که انسان در یابد تنها مدبّرِ یگانه بر هستى، قادر بر دفع ضرر از هر چیزی است.(رعد، آیه ۱۶ ؛ روم، ایه ۳۳)
  11. خالقیت خدا: دانستن این که تنها خالقِ آسمانها و زمین، توانا بر دفع ضرر از انسان است خود از مهم ترین کارکردهای سنت ضرر در تکوین است.(زمر، ایه ۳۸)
  12. مشیت الهی : دفع ضرر از خویش، تنها با مشیت الهى از دیگر کارکردهای سنت ضرر در تکوین است که در آیاتی از جمله ۱۸۸ سوره اعراف و ۴۹ سوره زمر به آن توجه داده شده است.
  13. توجه به خدای یکتا و یگانه: از دیگر کارکردها و اهداف سنت ضرر در تکوین، آن است که انسانها هنگام ابتلا به مضرّات و گرفتاریها، متوجّه به آستان یگانه به عنوان مرجع دفع ضرر و نجات بخش آنان شده و به سوی خداوند سبحان گرایش یابند که هر از گونه نقص و بدی مبرا و پاک است. پس این گونه برای رفع و دفع ضرر به او مراجعه و توسل می جویند.(روم، ایه ۳۳؛ زمر، ایه ۴۹)
  14. شخصیت سازی: حالت رفاه و سختى و مضرّات دنیا، فرصتى براى بروز و ظهور شخصیّت و باطن انسانها است (یونس، آیه ۱۲؛ روم، ایه ۳۳؛ زمر، ایه ۴۹)

ضرر و ضرار در قرآن

خداوند در آیات قرآنی به ابعاد گوناگون ضرر پرداخته است. در این جا به برخی از آموزه های قرآنی در این باره اشاره می شود.

  1. حرمت آمیزش ضرری: از نظر قرآن هر گونه آمیزش جنسی ضرری حرام است. از آن جایی که در هنگام حیض این اتفاق می افتد ، خداوند آمیزش جنسی را در این حالت حرام کرده است.(بقره، آیات ۲۲۲ و ۲۲۳)
  2. سنت ابتلا به ضرر: چنان که گفته شد یکی از سنت های الهی، سنت ابتلاء انسان به ضرر است.(نحل، آیه ۵۳؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیه ۸ و آیات دیگر*
  3. امتحان به رفع ضرر: خداوند همان گونه که آدمی را با ضرر می آزماید هم چنین با رفع ضرر آزمایش می کند تا معلوم شود که ایشان چه واکنش توحیدی یا مشرکانه پس از رفع ضرر و برطرف شدن آن خواهند داشت؟ خداوند بیان می کند خداوند مردم را به ضرر و کمبودها در حال فراوانى نعمتها آزمایش می کند سپس آن ضرر را بر می دارد تا مردم به خداوند ایمان آورند، اما هماره مردم این ابتلائات را به دست فراموشی می سپارند و با اصرار بر شرک به خدا و استناد آن ضررها به طبیعت راه عصیان در پیش می گیرند.(اعراف، آیات ۹۴ و ۹۵)
  4. انابه و تضرع هنگام ابتلاء به ضرر: ناله و التماس مردم به آستان الهى، هنگام ابتلا به مضرّات و گرفتارها یک امر طبیعی است که خداوند در آیات قرآنی آن را گزارش می کند.( نحل، ایه ۵۳؛ زمر، آیه ۸؛ روم، آیه ۳۳)
  5. احساس مصونیت پس از رفع ضرر: یکی از ویژگی هایی انسان این است که پس از رفع ضرر احساس مصونیت می کنند و دوباره به همان رویه پیشین خویش باز می گردند. خداوند می فرماید احساس مصونیّت از ابتلا به سختیها و مضرّات، پس از رهایى، از حالتهاى انسان، هنگام رفاه و آسایش است.(هود، آیه ۱۰؛ اسراء، آیه ۶۷؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)
  6. حرمت شرعی ضرر: اگر چه خداوند به عنوان یک سنت از ضرر تکوینی سخن به میان آورده است؛ اما از هر گونه ضرری از سوی انسانی به انسانی دیگر در هر شکلی باز داشته است. خداوند در آیات قرآنی ضرر به فرزند از سوی والدین(بقره، آیه ۲۳۳)، ضرر به والدین از سوی فرزند(همان)، ضرر به کاتب و گواه معاملات(بقره، آیه ۲۸۲)، ضرر به زن، با طلاق رجعى(بقره، آیه ۲۳۱)، ضرر به وارث، با وصیت یا اقرار به بدهى غیر واقعى(نساء، آیه ۱۲)، ضرررسانى و تنگ کردن عرصه بر زنان مطلّقه(طلاق، ایه ۶)، و هم چنین اقامه نماز، در مسجدِ بنا نهاده شده براى ضرر(توبه، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸) را حرام دانسته و نهی کرده است.
  7. جواز ضرر: البته از نظر شرعی ضرر زدن به مال دیگران به منظور دفع ضرر بزرگ تر و حتمى از مال یا جان و عرض جایز دانسته شده و شرعا حرام نیست.(کهف، آیه ۷۹) هم چنین از نظر شرعی ضرر زدن به دشمن (با قطع درختان) بجهت خوار کردن آنان نیز جایز و روا دانسته شده است(حشر، آیات ۴ و ۵) که البته این جواز در محدوده اضطرار و ضرورت و به مقدار آن خواهد بود نه بیش تر.
  8. گناه ضرر بر خویش: از نظر قرآن گناه ضرری است که انسان به خویشتن روا می دارد ؛ زیرا از نظر قرآن اسراف و زیاده روى در ضرر بر خویشتن (در قالب گناه)، مانع تقرّب انسان به خداوند است و باید از آن اجتناب کرد.(زمر، ایه ۵۳)
  9. اقرار ضرری: هم چنین از نظر قرآن، اقرار انسان بر ضرر خویش، نافذ و داراى اعتبار قانونى است(بقره، آیه ۲۸۲؛ نساء، زمر، ایه ۵۳) بر اساس همین آیات ، قاعده «الاقرار علی انفسهم جایز؛ اقرار علیه خود جایز و نافذ است، بیان شده است.

توانایی و عدم توانایی تشخیص ضرر

از نظر قرآن هر کسی توانایی تشخیص ضرر از غیر ضرر را ندارد. بسیاری از مردم کاری را انجام می دهند که ضرری است و آن را خیر و مفید می دانند. البته عللی موجب کاهش قدرت تشخیص یا عدم قدرت تشخیص می شود که از مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. کفر: از نظر قرآن ، کفر، مانع شناخت ضرر و نفع حقیقى انسان می شود(آل عمران، آیه ۱۷۸) و همین عدم تشخیص درست نفع و ضرر، سبب بخل ورزى در انفاق عطایاى خداوندى از سوی این افراد انسانی می شود(آل عمران، آیه ۱۸۰)
  2. علاقه شدید: حبّ و علاقه به چیزى مانع از شناخت ضرر آن می شود(بقره، آیه ۲۱۶) چنان که گفته شده است: الحب اعمی و اصم؛ محبت کور و کر می کند.
  3. عجله: تعجیل گرى انسان، سبب از دست دادن درک صحیح کار شر از خوب است.(اسراء، آیه ۱۱)
  4. افک و افتراء: افک و افترا موجب می شود که انسان قدرت تشخیص ضرر و عدم ضرر را از دست بدهد. از جمله جریان قصّه افک در میان مسلمانان، موجب ایجاد گمان ضرر در برخى، به رغم خوب بودن آن شده است.(نور، آیه ۱۱)
  5. مصدود شدن راه آسمان: عدم تشخیص ضرر و رشد براى اهل زمین، در پى مصدود شدن راههاى آسمان بر جنیان در آیات قرآنی مطرح شده است.(جن، آیات ۹ و ۱۰)
  6. بیابانگردی و فقدان علم: انسان های بیابانگرد فاقد علم الهی و علوم بسیاری هستند و همین موجب می شود که توانایی تشخیص حق و باطل و خیر و شر و ضرر و مانند آن را نداشته باشند.(توبه، ایه ۹۸)

اما عواملی که موجب توانایی تشخیص یا افزایش آن می شود، عبارتند از:

  1. علم غیب: آگاهى از حقایق پنهانى (داشتن علم غیب)، سبب شناخت امور مضر و خوب است.(اعراف، آیه ۱۸۸)
  2. دسترسی به راه های آسمان: همان طوری که گفته شد بسته شدن راه آسمان موجب فقدان رشد و عدم تشخیص می شود و باز بودن آن و دسترسی به وحی و الهام الهی موجب می شود تا قدرت تشخیص ضرر را داشته باشد.( جن، آیات ۹ و ۱۰)
  3. شهرنشینی: یکی از فواید شهرنشینی آگاهی نسبت به علم وحی و قوانین و سنت های الهی است که همین امر موجب ایمان و بهره مندی از قدرت تشخیص ضرر می شود. البته این تشخیص در حد علم غیب و یا وحی و الهام نیست ولی کمکی به این امر می کند.(توبه، ایه ۹۸)

فلسفه دفع و رفع ضرر از سوی خداوند

دفع به این معنا است که چیزی نیامده جلوی آمدنش گرفته شود، رفع آن است که چیزی آمده و برطرف و برداشته شود. گاه خداوند عنایت می کند و ضرری نیامده دفع می شود و گاه دیگر رحمت می کند و ضرر آمده را بر می دارد.

البته از نظر قرآن اگر رفع ضرر انجام گیرد موجب می شود که مردم دچار توهماتی شوند که برخی از آن ها عبارتند از:

  1. اعراض از خدا: اعراض و رویگردانى انسانها از خداوند، پس از رهایى از ضررهاى مرگ آفرین به وسیله خدا از جمله آثار مخرب و زیانبار است(اسراء، آیه ۶۷)
  2. شرک: روى آوردن گروهى از انسانها به شرک، پس از رفع ضرر از آنها از جانب خداوند از جمله آثاری است که خداوند در قرآن بیان کرده است.(یونس، آیات ۱۲ و ۲۱؛ نحل، آیه ۵۴ و آیات دیگر)
  3. غرور: غرور و خودبینى آدمى، پس از رفع ضرر و رسیدن به کمترین رفاه، از سوى خداوند است.(هود، آیه ۱۰؛ زمر، آیه ۴۹)
  4. دورى از ضررها و گرفتاریهاى روزگار، در زندگى با رفاه و آسایش، زمینه غفلت از یاد خداوند است.(زمر، آیات ۸ و ۴۹)

با این همه خداوند بلایا را برطرف می کند و رفع می نماید. خداوند خود درباره فلسفه و هدف رفع بلایا و برطرف کردن ضررها می فرماید که این امر به هدف امتحان مردم انجام می گیرد.(زمر، ایه ۱۹) پس باید مواظب باشیم تا در دام فتنه امتحان هنگام رفع ضرر گرفتار نیاییم و دچار غرور و شرک و مانند آن نشویم؛ بلکه بدانیم که خداوند تنها قادر است تا بلایا و ضررها را از انسان دفع و رفع نماید و کسی غیر او قادر به این کار نیست حتی اگر پزشک و کسی دیگر به عنوان اسباب مداخله ای داشته باشد بدانیم که این خدا است که رفع بلا و ضرر و نقص کرده است.(انعام، آیه ۱۷؛ اعراف، ایه ۱۸۸؛ یونس، آیات ۱۲ و ۲۱ و ایات بسیار دیگر)

راهکارها در هنگام ضرر

از نظر قرآن راه هایی است که در هنگام ضرر تکوینی بسیار مفید و سازنده است. مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. صبر و شکیبایی: صبر و استقامت، وسیله اى کارساز، براى تحمّل ضرر و زیانهاى مالى و جانى، آزمایشى براى سالکان راه ایمان است.(بقره، آیات ۱۵۳ و ۱۵۵ و ۱۷۷)
  2. اعتقاد به انقلاب به سوی خدا: بینش توحیدی ربوبیت خداوندی و بازگشت و انقلاب به سوی خداوند مهم ترین ابزار در مواجه به ضررها است.(شعراء، آیات ۴۶ تا ۵۰)
  3. توجه به سنت الهی در ضرر تکوینی: این که انسان متوجه سنت ضرر تکوینی باشد می تواند آدمی را به صبر برساند و مشکلات را حل و فصل نماید. پس آگاهی و توجه یابی به این که انسان در معرض انواع مضارّ و گرفتاریهاى دنیا است می تواند راهکاری مفید باشد.(یونس، ایه ۱۲؛ روم، آیه ۳۳؛ زمر، آیات ۸ و ۴۹)