راهکارهای قرآنی رهایی از حزن

Photo illustration by Mindy Rickettsاندوه ، حالت عاطفی است که به انسان در هنگام از دست دادن نعمت و یا فرصتی دست می دهد. در این حالت نشاط و سرور از دل انسان بیرون می رود و خوشحالی، گشادرویی و طراوت از چهره و سیمای آدمی رخت بر می بندد. و رنگ چهره اش از شادابی به زردگی می گراید.(نحل آیه ۵۸ و زخرف آیه ۱۶ و ۱۷) اشک بر گونه هایش روان می شود ( توبه آیه ۹۲) تنگی شگفتی دلش را می فشارد و دنیا با همه گشادگی اش برای او تنگ و کوچک می شود. زمان از سرعت باز می ماند و ساعت به کندی می گذرد. به گونه ای آرزوی مرگ می کند.( مریم آیه ۱۶ تا ۲۳) و فشار روحی فزاینده ای ، اختیار و زمام امور نفس را از عقلش می گیرد و رازهای نهفته را آشکار می سازد.(قصص آیه ۷ و ۱۰) جسمش از شدید حزن و اندوه می فرساید و ناتوان و رنجور می گردد.( یوسف آیه ۸۴ تا ۸۶ و مزمل آیه ۱۷) هر چه در خود فرو می رود و اندوهش را در خود مهار و کتمان می کند جانش بیمارتر و تنش رنجورتر می گردد.(یوسف آیه ۸۴) گاه از شدت اندوه نور و روشنایی از چشمانش می رود و سوی خود را از دست می دهد و سیاهی حدقه چشمانش به سپیدی می گراید. ( یوسف آیه ۸۴) اگر اندوه افزایش یابد و شخص آن را اظهار نکند و در خود فرو خورد جانش را می گیرد و به هلاکت می رسد.( یوسف آیه ۸۵ و ۸۶ و نیز کهف آیه ۶ و شعراء آیه ۳).

این ها بخشی از آثار زیانبار اندوه و حزن است که آدمی می بایست خود را از آن دور نگه دارد و تنها چاره و راهکار رهایی از آن این است که خود را از شر عوامل ایجادی آن رهایی بخشد. رهایی از عوامل ایجادی حزن و اندوه به معنا و مفهوم آن است که عوامل ایجادی سرور و شادی را در خود انگیخته است.

از آن جایی که انسان آگاهی کاملی از عوامل ایجادی اندوه ندارد و گاه گمان می کند که چیز عامل است در حالی که از عاملیت برخوردار نیست و یا بر عکس چیزی را که عاملیت دارد نادیده می گیرد؛ و نیز از آن جایی که خداوند به عنوان آفریدگار انسان در قرآن همه خصوصیات بشری و عوامل ایجادی روحیات و حالات وی را بیان کرده ، بهتر آن است که با توجه به آیات قرآنی به تحلیل علل و عوامل ایجادی اندوه و راه های رهایی از آن بپردازیم. این نوشتار تلاشی است برای رسیدن به این هدف که با هم آن را می خوانیم.

عوامل ایجادی اندوه

عوامل ایجادی اندوه به شکل در قرآن مطرح شده است. عواملی که موجبات حزن و اندوه شخص را فراهم می آورد و در حقیقت آثار آن به خود شخص باز می گردد و عواملی که موجبات اندوه را در دیگری فراهم می آورد و شخص دیگری از عمل و رفتار عامل اندوهگین می گردد و دچار حزن می شود. کسانی که به فعل دیگری اندوهگین می شود کسانی هستند که می توان آنان را اهل درد شمرد؛ زیرا انسان به طور طبیعی از نقص و زشتی در خود و دیگری ناخشنود است. کسانی که در فطرت خود باقی مانده و یا در انسانیت خود به کمال رسیده است ، هنگامی که دیگری را نقصان و یا زشتی می یابند و یا رفتار زشت و نقصان گرای ایشان را می نگرند به درد می آیند و از فرصت سوزی آنان در راه رسیدن به کمال و رهایی از نقص اندوهگین می شوند. همه پیامبران نسبت به امت های خویش این گونه بودند و از رفتار ضد کمالی آنان به درد آمده و اندوهگین می شدند. قرآن در پاره ای از آیات به این مساله پرداخته و علت اندوه و غم پیامبران را تبیین و تحلیل می کند. از این رو استاد مطهری با توجه به آموزه های انسانی بر این باور است که انسان کامل انسان صاحب درد است و از نقصان دیگری اندوهگین می شود و به رنج می افتد. چنان که پیامبر (ص) نسبت به امت خویش این گونه بودند و خود را برای ایمان آوری ایشان به رنج می افکندند. ( لعلک باخع علی نفسک)

به نظر می رسد که این نوع از اندوه ، اندوه مثبت و سازنده ای باشد ؛ زیرا کسانی دچار این گونه اندوه می شوند که اهل کمال و از اولیا هستند و در مقام انسانیت خود مانده و یا به کمال رسیده اند؛ اما با این همه به نظر می رسد که این گونه از اندوه نیز امری مثبت و کمالی نیست و آثار آن بر روح و روان آثاری زیانبار است. صاحب درد بودن به عنوان نشانه انسانیت امری است و اندوهی که به دنبال آن پدید می آید امری دیگر است.

به هر حال عوامل ایجادی اندوه را می توان به دو دسته عوامل ایجادی در شخص و یا دیگری دسته بندی کرد؛ چنان که می توان به دو دسته عوامل ایجادی اندوه در دنیا و یا در آخرت آن را بخش کرد.

قرآن به ۴۴ مورد از عوامل ایجادی اندوه شخصی و دیگری اشاره می کند. این عوامل را می توان به جهت دیگری به دو دسته بخش کرد. دسته نخست عواملی هستند که به عنوان عوامل اصلی و کلی می توان از آن ها یاد کرد . این دسته از عوامل در قرآن به صورت انتزاعی بیان شده است؛ و دسته دوم عواملی هستند که می توان از آن ها به عنوان عوامل فرعی و یا حتی مصداقی یاد کرد. به این معنا که برخی از این عوامل در حقیقت نمونه و مصداقی از همان کلی است که خداوند برای بیان و عینیت بخشی به صورت جداگانه در آیاتی یاد کرده است؛ زیرا قرآن کتاب آموزشی و تعلیمی صرف و انتزاع نیست و هدف آن هدایت انسان به سوی کمال با بیان مصادیق عینی و حقیقی است؛ از این رو همواره با بیان مصادیق عینی و داستان های واقعی از امت های پیشین به امر هدایت گری خود می پردازد. به این جهت است که در برخی از آیات تنها به بیان کلی عوامل بسنده شده ولی در بسیاری از آیات دیگر بیان عوامل همواره همراه با بیان موضوعات و یا مصادیق عینی می باشد که خداوند با آن به توضیح همان کلی پرداخته که پیشین از این بدان ها اشاره کرده است. به عنوان نمونه یکی از عوامل اصلی برای ایجاد اندوه در دنیا برای انسان های کامل و پیامبران کفر امت به خداوند است ( عبس آیه ۴۰ و ۴۲) قرآن در آیات خود برای کفر مصادیق زیادی را بیان کرده است. در آیات قرآنی با بیان برخی از مصادیق در داستان امت ها نشان می دهد که چگونه مصداقی از کفر عینی موجبات اندوه مومنان را فراهم آورده است. در آیه ۱۴۸ و ۱۵۰ سوره اعراف قرآن به داستان گوساله پرستی قوم یهود اشاره می کند که چگونه موجبات حزن و اندوه انسان کاملی را فراهم آورده و حضرت موسی(ع) از گوساله پرستی امت اندوهگین شده اند.

ارتداد مومنان و بازگشت آنان از ایمان و کمال به کفر و نقصان یکی از عوامل ایجادی اندوه در انسان کامل و مومنان واقعی در دنیاست ؛ از این روست که حضرت موسی (ع) از این که مومنان امتش در هنگام حضور وی در کوه طور و گرفتن تورات ، به دست سامری مرتد شده و به جای خداپرستی گوساله پرستی را شیوه خود قرار داده بودند، اندوهگین می گردد و آثار خشم و غضب در چهره و سیمای مبارکش هویدا می شود.( اعراف آیه ۱۴۸ و ۱۵۰ و طه آیات ۸۵ و ۸۶)

حق ناپذیری مشرکان نیز عامل و سبب اندوه پیامبر گرامی (ص) بود به گونه ای خداوند از وی می خواهد که بر این رفتار ناپسند مشرکان خود را اندوهگین نسازد و دل تنگ نگردد.( نحل آیه ۱۲۷ و نمل آیه ۷۰ و لقمان آیه ۲۳)

از دیگر مواردی که می توان در بخش نخست از آن یاد کرد ، اندوه انسان کامل و مومنان واقعی افترا و تهمت هایی است که کافران می زنند( انعام آیه ۳۳ و یونس آیه ۶۵) و استهزای ایشان است. ( حجر آیه ۹۵ و ۹۷) برخورد های ناپسند دوستان و آشنایان دل های مومنان و انسان های کامل را می شکند و اندوهگین می سازد ؛ زیرا از ایشان انتظار چنین رفتاری را نداشته و نمی پسندند که آنان رفتاری دور از کمال و ادب داشته باشند.( یوسف آیه ۶۹)

به هر حال رفتارهای دور از کمال و ادب و تجاوز به حریم خصوصی و نادیده گرفتن اصول و ارزش های انسانیت دل های انسان کامل را به رنج می آورد و اندوهگین می سازد.( هود آیه ۷۷ و ۷۸ و عنکبوت آیه ۳۳) در حقیقت ترک وظیفه انسانی و انسانیت امری است که اندوه انسان های صاحب درد را بر می انگیزد( هود آیه ۱۲) چنان که سلطه ستمگران و ظالمان بر جامعه و جان و مال مردمان این اندوه را تشدید می کند.( صافات آیه ۱۱۴ و ۱۱۶) این ها بخشی از عوامل ایجادی حزن و اندوه در انسان های صاحب درد است که قرآن با بیان آن ها نشان می دهد که این اندوه دنیای انسان های کامل برای آن است که دوست می دارند که همگان به کمال دست یابند و این به معنای محبت و عشق بیش از اندازه پیامبران و انسان های کامل به بشر و نوع دوستی ایشان است تا احساسات مردمان را تحریک کرده و به پیروی و اطاعت انسان های اقدام کنند که خودشان به خودشان بیشتر دل می سوزانند و برای رهایی امت و مردمان تلاش جانکاهی می کنند و همه مصیبت ها و دردها را برای رهایی بشر از اندوه واقعی در قیامت بر جان و تن خود می پذیرند.

دسته از عواملی که در قرآن به آن اشاره شده است، عواملی هستند که موجبات اندوه برخی را در دنیا فراهم می آورد. اینان کسانی هستند که یا ایمان نداشته و یا سست ایمان هستند؛ از این رو به کوچک ترین ضرر و زیان دنیوی اندوهگین می شوند و خود را به رنج می افکنند. اینان شاید به آفریدگاری خداوند ایمان داشته باشند ولی به پروردگاری و مالکیت مطلق و قدرت و حکمت تام وتمام خداوند ایمان و باور نداشته و به مسایلی که مبتلا می شوند , اندوهگین می شوند وگاه ایمان خود را به آفریدگار نیز از دست می دهند. قرآن بیان می دارد که برخی با زوال نعمتی اندوهگین می شوند , چنان که با آمدن نعمتی شاد می گردند در حالی که این آمدن و رفتن دردست خدا و از روی حکمت است.( حدید آیه ۲۳) از این رو هنگامی که بلایی بر ایشان وارد شود اندوهگین شده و خود را از کسانی بر می شمارند که مورد اهانت قرار گرفته اند.( شورا آیه ۴۸ و یونس آیه ۲۲) ضرر وزیان جانی ( آل عمران آیه ۱۳۹ و ۱۴۰ و ۱۵۳) و زیان مالی ( قلم آیات ۱۸ تا ۳۱) از دیگر عوامل ایجادی این چنین اندوهی در انسان است.

قران اندوه واقعی را اندوه در قیامت بر می شمارد و اندوه دنیای با این همه آثار وحشتناکش را اندک و در برابر اندوه آخرت هیچ می داند. از این رو به مومنان واقعی بشارت و مژده می دهدکه در قیامت از این اندوه رها هستند و در بهشت شادمان می زیند. قرآن به مردمان پیشنهاد و سفارش می کند که برای رسیدن به سرور و شادی واقعی و رهایی از اندوه و حزن واقعی در قیامت , از عوامل ایجادی اندوه قیامتی دوری ورزند. مهم ترین عوامل ایجادی آن را با مصادیقش بیان می کند و از عمل به آن هشدارباش می دهد. کفر یکی از مهم ترین عوامل حزن در قیامت است که قرآن از آن در آیات چندی یاد می کند. ( عبس آیه ۴۰ و ۴۲ و آل عمران آیه ۱۷۶) گناه مجرمان و اعمال زشت ( یونس آیه ۲۷ و هود آیه ۳۶) و قتل ( طه آیه ۴۰) از دیگر عوامل ایجادی اندوه شمرده شده است.

فراق فرزند( طه آیه ۳۹ و ۴۰) عدم مساوات در خانواده ( احزاب آیه ۵۱) کم آبی و مشکلاتی از این دست ( روم آیه ۴۸ و ۴۹) کیفر وعقوبت ( انعام آیه ۴۲ و ۴۳) حسادت ( آل عمران آیه ۱۲۰ و توبه آیه ۵۰) تولد دختران ( نحل آیه ۵۸) شکست در جنگ و یا دیگر امور زندگی ( آل عمران آیه ۱۳۹ ) و عوامل دیگری از این دست را قرآن به عنوان عوامل دیگر اندوه در دنیا و آخرت و در خود و یا دیگری برشمرده است.

راه های رهایی از اندوه

قرآن برای رهایی از اندوه راه ها و راهکارهایی را بیان می کند که انسان با عمل به آن ها می تواند از اندوه دنیا و آخرت رهایی یابد. از مهم ترین این راه ها می توان به توجه به خدا ( انعام آیه ۶۴) ایمان به قضا و قدر الهی ( حدید ۲۲ و ۲۳) توجه به عزت خدا و شنوایی و توانایی مطلق وی ( یونس آیه ۶۵) توجه به علم و دانش وی ( همان ) توجه به معاد و آخرت ( لقمانآیه ۲۳) توجه به برتری مومنان بر کافران ( آل عمران آیه ۱۳۹ و ۱۴۰) و امداد غیبی او ( توبه ۴۰) و دوستی خدا ( یونس آیه ۶۲) سنت های الهی ( آل عمران ۱۳۹ و ۱۴۰) و مانند آن که در حوزه بینشی می توان قرار داد، اشاره کرد.

در حوزه عمل نیز می توان به سجده ( حجر آیه ۹۷ و ۹۸) نماز ( همان ) دعا و نیایش و راز و نیاز( انبیاء آیه ۷۶) تسبیح خدا (حجر آیه ۹۷ و ۹۸) و طلب آمرزش و استغفار ( فاطر آیه ۳۴) اشاره کرد.

عوامل طبیعی مانند بارندگی ( روم آیه ۴۸ و ۴۹) و خواب (آل عمران آیه ۱۵۴) نیز به عنوان عوامل زوال اندوه مورد توجه قرآن قرار گرفته است.

راه های مصونیت از اندوه

قرآن افزون بر این راه های ، راهکارهای دیگری را نیز بیان می کند که به عنوان مصونیت سازی عمل می کنند و نمی گذارند تا اندوه و حزن به سراغ انسان آید . در آیات قرآنی افرادی چون مخلصان ، اولیاء الله ، بهشتیان ، متقین ، مجاهدان ، محسنان، مصلحان و مومنان واقعی به عنوان کسانی یاد شده اند که گرفتار حزن و اندوه در دنیا و آخرت نمی گردند. از این جا می توان گفت که رفتار و سلوک ایشان می تواند به عنوان سلوک و عاملی برای دفع اندوه مطرح شود.

از این رو می توان از احسان ( بقره آیه ۱۱۲) اخلاص ( همان ) استقامت( فصلت آیه ۳۰) اصلاح ( اعراف آیه ۳۵) انفاق ( بقره آیه ۱۶۲۰) انقیاد ( بقره آیه ۱۱۲) ایمان (آل عمران آیه ۱۳۹) تقوا ( اعراف آیه ۳۵) اطاعت از خدا و رسول و دستورهای ایشان ( بقره آیه ۳۸ و ۲۷۷) ، توجه به قضای الهی ( حدید آیه۲۲ و ۲۳) توکل ( مجادله ۱۰) شهادت ( آل عمران آیه ۱۶۹) عبودیت ( زخرف آیه ۶۸) عمل صالح ( بقره آیه ۶۲) و ولایت الهی ( یونس آیه ۶۲ و ۶۳) به عنوان عوامل دفع و مصونیت یافتن از اندوه در دنیا و یا آخرت یاد کرد؛ زیرا برخی از این عوامل موجب رهایی انسان از اندوه در دنیا و برخی دیگر در آخرت است.

از آن چه گفته شد دانسته می شود که اندوه را می توان به دو دسته بخش کرد. اندوهی که در دنیا برخی برای مسایل زودگذر دچار آن می شوند که شامل اندوه مومن سست ایمان و غیر مومن می شود. دیگر اندوهی است که برخی در دنیا برای این که انسان هستند و صاحب درد می باشند بدان مبتلا می گردند که از این دسته می توان به اندوه انسان های کامل و اولیای خدا اشاره کرد. دسته دیگر اندوهی است که تنها کافران در آخرت گرفتار آن می شوند و مومنان از آن در امان بوده و از شر و آسیب های روحی و جسمی آن مصونیت دارند.