راههای درمان پرخاشگری در اسلام

samamosپرخاشگری را رفتاری دانسته اند که هدف آن صدمه زدن به خود یا به دیگری باشد. آن چه در این تعریف حایز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است؛ یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری به شمار می آید که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد. بنابراین کسی که در زمین فوتبال بازیکنی را به طور غیر عمد لگد می زند و سبب شکستن پای وی می شود پرخاشگر به شمار نمی آید ؛ اما اگر از روی عمد به جای توپ لگد به ساق پای بازیکن مقابل بزند او پرخاشگری است که می بایست تنبیه و از میدان سبز اخراج شود.

پرخاشگری نمادهای مختلفی در زندگی انسان دارد . از تندی و پرخاشگری نوجوانان و جوانان با پدر و مادر گرفته تا نزاع های خیابانی و جنگ و خونریزی در میدان ها نبرد ، همه این مسایل و موارد در حوزه پرخاشگری قرار می گیرند.

پرخاشگری ذاتی یا اجتماعی

پرخاشگری به عنوان یک رفتار اجتماعی از نظر روان شناسان و روانکاوان مورد توجه قرار گرفته است. به نظر ایشان می توان دو علت اصلی برای این پدیده و رفتار جست و حود و درگیری کرد. برخی آن را برخاسته از تمایلات ذاتی انسان و برخی دیگر ریشه آن را اجتماعی دانسته اند. گروه نخست بر این باور است که پرخاشگری در انسان ذاتی و غریزی است و به عنوان یک نیاز طبیعی می بایست پذیرفته و در حد نیاز ارضا شود و به نوعی نیز کنترل و مهار گردد. این دیدگاه و رویکرد احتمالی تغییر را هیچ و یا بسیار ضعیف و کم دانسته و روش های اخلاقی و یا قانونی را برای بازسازی رفتار نه تنها نادرست بلکه ضد انسانی تلقی می کند؛ زیرا موجب می شود تا بخشی از غریزه انسانی سرکوب شود که در نتیجه آن آثار و پیامدهایی را در شخصیت فردی و جمعی به جا خواهد گذاشت. به این معنا که سرکوب غریزه نه تنها نادرست بلکه باعث سرباز شدن آن از جاهای دیگر و در نتیجه تخریب خطرناک تر می گردد. سرباز کردن یک زخم و عفونت سرخوردگی به مراتب بیشتر از آزاد گذاشتن و پذیرش تاثیرات طبیعی است.

در مقابل این گروه، برخی از روان شناسان پرخاشگری را نه امری فطری و غریزی و یا ذاتی بلکه متاثر از عوامل اجتماعی دانسته و قابل بازسازی از طریق روش های اخلاقی و قانونی دانسته و بر تغییر آن پافشاری و اصرار دارند؛ از این رو آنان پدیده درگیری و جنگ را در انسان ها نتیجه اجتماعی شدن آنان دانسته اند.

پرخاشگری برخاسته از قوه غضبیه

انسان دارای سه قوه اساسی قوه شهویه، غضبیه و عاقله است. هر یک از این سه قوه نقش اساسی در شخصیت انسان و بقا و کمال او دارند. شهوت موجب می شود تا انسان بخورد و بیاشامد و از نظر جسمی رشد یابد و شرایط را برای بقای نسلی فراهم آورد. قوه غضب به انسان این امکان را می دهد تا در برابر فشارهای بیرونی و حملات دشمنان طبیعی و غیر طبیعی از خود دفاع کند و امنیت خویش را برای بقا تضمین کند.

اما اگر هر دو قوه پیشین تحت مدیریت عقل قرار نگیرد می تواند موجب آسیب جدی به انسان و کمالات انسانی شود. از این روست که در اسلام راه هایی برای مدیریت آن چه که به عنوان هواهای نفسانی بیان می شود، ارایه شده است. هواهای نفسانی به معنای تسلط دو قوه نخست بر جان آدمی و رفتارهای فجور آمیز است. اما اگر دو قوه تحت مدیریت قوه عاقله در آید از آن به تقوا یاد می شود(شمس، ایات ۷ تا ۱۰)

پرخاشگری چنان که تعریف شده، نوعی خروج قوه غضب از جاده اعتدال و مدیریت عقل است. از این روست که به عنوان یک نابهنجار شناخته و با آن مقابله می شود.

راه های درمان پرخاشگری در اسلام

آموزه های وحیانی اسلام، آموزه های کنترل ، هدایت ، مهار و تعدیل گر هستند؛ یعنی به انسان در سه حوزه عقاید ، اخلاق و عبادیات ( نمادهای تعدیل گر در حوزه عمل ) کمک می کنند تا افزون بر شناخت خود و هستی، مهار و هدایت قوای نفسانی را در اختیار گرفته و غرایز را بر پایه آموزه های وحیانی تعدیل کنند و در مسیر تکاملی درست قرار دهند.

خشونت و پرخاشگری به معنای خروج از دایره اعتدال امری ناپسند است که می تواند ریشه در خواسته های افراطی و دنیاگرایی یعنی همان هواهای نفسانی داشته باشد.(آل عمران، آیه ۱۴) همین هواهای نفسانی انسان را به سمت و سوی جنگ سوق می دهد.(نساء، ایه ۹۴)

بنابراین، برای درمان پرخاشگری می بایست افراد انسانی را به سوی عقل گرایی و اعتدال سوق داد و به گونه ای عمل کرد که شخص بتواند قوای شهوانی و غضبی خود را تحت کنترل در آورد.

تقویت صبر و افزایش سطح آستانه تحمل می تواند مهم ترین عامل در کاهش پرخاشگری باشد. از آن جایی که بی صبری علل و عوامل متعددی دارد که از مهم ترین آن ها عدم شناخت است، شناخت می تواند در کاهش پرخاشگری و افزایش آستانه تحمل افراد مفید باشد.

می دانیم که وقتی انسان از حکمت عمل و کاری اطلاع نداشته باشد، از انجام آن امتناع کرده یا خسته شده و آن را رها می کند. اما اگر از حکمت و هدف کاری آگاهی و شناخت داشته باشد همین شناخت انگیزه ای برای انجام و تداوم عمل و صبر و شکیبایی برای رسیدن به آن هدف است. از همین روست که خداوند در آیات قرآنی در بسیاری از موارد پس از بیان حکم از احکام تکلیفی اهداف و حکمت های آن را نیز بیان می کند. به عنوان نمونه در بیان حکمت روزه دست یابی به تقوا و صبر(بقره، آیه ۱۸۳؛ بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳ و روایات تفسیری) و در بیان حکمت قربانی در حج به تقوا و نیل به تقرب الهی(حج، آیه ۳۷ و آیات دیگر) اشاره می کند تا انگیزه انجام عمل نماز و روزه و قربانی در شخص ایجاد یا تقویت شود و صبر و شکیبایی در انجام آن پدید آید.

بنابراین، ایجاد صبر جمیل و زیبا در انجام کاری و مدیریت نفس، از طریق آگاهی بخشی و شناخت شدنی است و این گونه می توان آستانه تحمل شخص را افزایش داد.

از آن جایی که بسیاری از امور دنیا بر ما پوشیده و به تعبیر قران غیب است، می تواند همین امر موجب شود تا ما نسبت به مشکلات و مصیبت ها و علل و انگیزه های ایجادی و بقایی آن دچار شک و تردید شویم و آستانه تحمل ما به شدت کاهش یابد. در این جاست که آموزه های اسلامی یک نوع شناخت کلی به انسان می دهد تا بتواند آستانه تحمل خود را افزایش دهد و به سرعت غضبناک نشود. تاکید بر ربوبیت و حکمت الهی در آیات قرانی از آن روست که انسان بداند که خداوند حکیم و فرزانه ای همه امور از ریز و درشت را مدیریت می کند و هیچ چیزی در جهان بیرون از دایره حکمت و قدرت و ربوبیت او نیست. انسان وقتی بداند که خداوند حکیم به حکمت و هدفی مشکل و مصبیتی را ایجاد کرده است و انسان را در فتنه ای افکنده است(عنکبوت ، آیه ۲ و آیات دیگر) در آن صورت آستانه تحمل وی افزایش یافته و صبر و شکیبایی پیشه می گیرد؛ چرا که می داند که هیچ بدی و ضرر و مصبیتی نیست که بی حکمت باشد و در پس هر ضرری، سود دو چندانی برای اوست.(انشراح، آیات ۵ و ۶)

چنان که گفته شد ریشه بسیاری از پرخاشگری ها، خروج از اعتدال و مدیریت عقل است. اما باید توجه داشت که عوامل دیگری چون بی حوصله گی، کم ظرفیتی، ضعف و ناتوانی مزاج، عدم اعتماد به نفس و خود کم بینی، حساسیت های افراطی، منفی بافی و بدگمانی، همانند سازی و تقلید از دیگران و مانند آن نیز می تواند نقش مهمی در پرخاشگری داشته باشد. بنابراین لازم است با ریشه یابی علل و عوامل پرخاشگری در فرد به راه های درمان آن توجه داشت. اسلام برای درمان همه این ها راه هایی را مشخص کرده است که بیان همه آن ها بیرون از حوصله این مقاله است.

در اسلام برای مدیریت قوه غضب و خشم و تحت کنترل و مدیریت در آوردن آن و حاکمیت عقل و اعتدال، راه هایی چندی بیان شده است. از جمله این راهکارهای تقویت باورها و ایمان شخص به ربوبیت و حکمت و قدرت الهی، بیان اذکار خاص برای تقویت این روحیه؛ چرا که ذکر الهی آرامش بخش و اطمینان بخش است.(رعد، آیه ۲۸) و هم چنین اعمالی چون روزه گرفتن(بقره، آیه ۴۵) و مانند آن است.

اذکاری چون استغفرالله ربی و اتوب الیه، لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم، و خواندن سوره های معوذتین (فلق و ناس) می تواند در افزایش صبر و آستانه تحمل و رهایی از خشونت و پرخاشگری موثر باشد.

حضرت علی (ع) در بیان درمان خشم و پرخاشگری می فرماید: «خشم خود را با سکوت و هوای نفس را با خرد درمان کنید».

امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: غضب آتشی است شعله ور، کسی که خشم خود را فرونشاند، آن آتش را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد، خود اولین کسی است که در شعله های آن خواهد سوخت.

پیامبر اکرم (ص) خشم و غضب افراطی را از ویژگی های شیطان دانسته و فرمودند: خشم از شیطان است و شیطان از آتش پدید آمده ، و آتش را می توان با آب خاموش کرد . وقتی یکی از شما خشمگین شود ، وضو بگیرد.(منبع: نهج الفصاحه)

عروهبن محمد مردی نیک رفتار بود. روزی از روزها که در مجلسی با مردم گفتگو می‌کرد، ناگهان مردی روبه روی او ایستاد و زبان به دشنام گشود و کلماتی زشت به زبان آورد. عروه چنان خشمگین شد که چهره‌اش به سرخی زد. با این همه، حرف‌های زشت او را با عباراتی زشت پاسخ نگفت، بلکه شکیبایی پیشه کرد و با حلم و بردباری مجلس را ترک گفت. آن‌گاه وضو گرفت و بار دیگر به جمع مردم بازگشت. حالا دیگر آرام شده بود و اثری از خشم در وجودش نبود. بار دیگر زبان به سخن گشود و به اطرافیانش گفت: یکی از نیاکانم از رسول خدا‌(صلی الله و علیه و آله) برایم نقل کرد که ایشان فرمود: غضب و خشم از شیطان است و شیطان از آتش آفریده شده و آتش نیز با آب خاموش می‌شود. پس هرگاه خشمگین شدید وضو بگیرد. (اقتباس از کتاب ۱۰۱ حکایت اخلاقی)

در حقیقت این خشم که چون آتش خون شخص را به غلیان می آورد و می جوشاند و می سوزاند، با آب وضو آرام و درمان می شود؛ چرا که شیطان از طهارت و پاکی روح و روان آدمی دور است.

البته همه انسان ها در مساله خشم یکسان نیستند. از همین روست که نمی توان هر خشمی را به عنوان پرخاشگری دانست، بلکه پرخاشگری خشمی است که به شکل صفت در شخص در آمده و از ملکات او شده است. از این روست که نیازمند درمان است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله ، در حدیثی به تفاوت انسان از نظر خشم گرفتن اشاره می کند و می فرماید: انسان ها در برابر خشم و غضب گوناگون هستند: بعضی دیر به خشم می آیند و زود آرام می گیرند. عده ای زود به خشم می آیند و زود برمی گردند، گروهی نیز زود به خشم می آیند و دیر آرام می گیرند. برخی دیگر، دیر به خشم می آیند و دیر آرام می شوند. بهترین اینان، کسانی هستند که دیر به خشم می آیند و زود آرام و راضی می شوند و بدترین ایشان، کسانی هستند که زود به خشم می آیند و دیر آرام و راضی می شوند.

پس مراد از پرخاشگری کسانی هستند که زود به خشم آمده و دیر آرام می شوند و نمی توانند خشم خود را مدیریت نمایند.

بر این اساس، اگر با وضو گرفتن چنان که در روایت آمده می توان خشم های عادی را درمان کرد، با وضو به تنهایی نمی توان پرخاشگری را درمان کرد، بلکه می بایست علل و عوامل پرخاشگری را شناسایی و آن را از میان برداشت و یا درمان کرد تا پرخاشگری درمان شود.