راههای مهار و کنترل خشم

samamos-comخشم که حالت نفسانی است؛ درحقیقت واکنش تند و شدید به اموری است که سبب ناخشنودی شخص شده است. این واکنش با خاستگاه انتقام و مجازات جلوه می کند. به این معنا که انسان هنگام خشم می کوشد تا از هر کسی و چیزی که او را ناخشنود ساخته، انتقام گیرد و مجازات کند.
هر چند که خشم یکی از حالات طبیعی انسان است و وجود این قوه و توانایی در انسان عامل حفظ و صیانت اوست، ولی مهار و مدیریت آن لازم و ضروری است؛ زیرا این قوه همانند دیگر قوای طبیعی انسان چون قوه شهوانی، اگر مدیریت و مهار نشود، می تواند آدمی را از حالت تعادل شخصیتی بیرون برده و از مسیر اعتدال خارج کند و آسیب جدی به شخص و یا جامعه وارد سازد. از این رو بخشی از آموزه های قرآنی به مهار قوای غریزی و طبیعی بشر از جمله قوه غضب اختصاص یافته است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آیات قرآنی ضمن تبیین چیستی و اهمیت قوه غضب و خشم در انسان، راهکارهای مدیریت و مهار خشم را ارایه نموده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
خشم و غضب، توان حفاظتی انسان
خشم همانند دیگر توانایی های طبیعی و ذاتی بشر، یکی از قوای بسیار خوب و مفیدی است که اگر به درستی مدیریت شود، می تواند موجبات حفظ و صیانت جان و نیز حرکت به سوی کمال و بالندگی انسان شود.
خشم نیز مانند سایر عواطف و احساسات بشری همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و زیست شناختی است. وقتی عصبانی می شوید ضربان قلب و فشار خون شما بالا می رود و نیز سطوح هورمون های مربوط به انرژی مانند آدرنالین و نورآدرنالین افزایش می یابد.
این معنا از خشم و آثار فیزیکی آن، حتی برای گذشتگان روشن و واضح بوده است. از این رو راغب اصفهانی درگذشت سال ۴۲۵ قمری در بیان معنای غضب و خشم می نویسد که غضب هیجان آمدن خون قلب برای گرفتن انتقام است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب، ص ۶۰۸) در همین رابطه آیت الله محمد مهدی نراقی صاحب معراج السعاده ، درباره اصطلاح اخلاقی و تربیتی خشم می نویسد: غضب، حائلی نفسانی است که مبدا آن انتقام است و در سه حالت افراط و تفریط و اعتدال ،خود را نشان می دهد. وی می افزاید که تنها در حالت اعتدال است که انسان به سبب آن که مدیریت نفس خویش را به عقل و شریعت سپرده می تواند آن را مهار و مدیریت کند و در دو حالت دیگر رفتارهای شخص، طبیعی و عادی نیست؛ زیرا در آن جایی که بخواهد خشم گیرد و واکنش نشان دهد، واکنشی بروز نمی دهد یا آن که چنان واکنش نشان می دهد که بیرون از دایره عقل و شریعت می باشد. (جامع السعادات، ج ۱، صص ۳۲۱ و ۳۲۲)
علت خشم در انسان می تواند هم رخدادهای بیرونی و هم درونی باشد؛ شما می توانید از دست شخص یا رویداد بخصوصی عصبانی باشید که از عوامل بیرونی به شمار می آید و یا این که خشم شما می تواند به دلیل نگرانی و تشویش در باره مسایل شخصی تان باشد. البته خاطره رخدادهای دردناک و خشم آور نیز می تواند احساس های عصبانیت را برانگیزد که آن نیز مرتبط به امور بیرونی است که به شکل خاطر ذهنی اکنون شما را تحت تاثیر قرار داده است و واکنش احساسی و عاطفی شما را به شکل خشم برانگیخته است.
انسانها اصولا خشم خویش را به اشکال مختلف بروز می دهند. بیان خشم، درحقیقت، واکنش و بازتاب عملی شما نسبت به عاملی است که خشم شما را برانگیخته است. راه غریزی و طبیعی بیان خشم، پاسخ دادن تهاجمی است.
خشم یکی از غرایز بسیار مفید انسان است. این واکنش طبیعی به انسان اجازه می دهد تا از خود حفاظت کند و واکنش های درست و مناسبی را نسبت به تهدیدهای صورت گرفته نشان و بروز دهد. ازاین رو، خشم پاسخی تطبیقی به تهدیدهاست و الهام بخش احساس ها و رفتارهای قوی و اغلب تهاجمی است که به ما اجازه می دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن بجنگیم و از خود دفاع کنیم. حتی این واکنش نسبت به اموری دیگر چون تهدید نسبت به مال و عرض و شخصیت و دین و مانند آن باشد، واکنشی دفاعی برای حفاظت از جان به شمار می آید؛ زیرا انسان در هنگامی که یکی از این امور اساسی را از دست دهد، آرامش و امنیت خود را درخطر می یابد. از این رو واکنش های خشم آلود انسانی در اغلب موارد برای حفاظت و مقابله با تهدیدات می باشد. به این معنا که شخص به تهدید پاسخ طبیعی می دهد و این واکنش در مقابل کنش های تهدید آمیز می باشد. هرچند که گاه واکنش خشم، واکنش به کنش های خیالی و توهمی است؛ یعنی شخص در برابرگمان و توهم تهدید، واکنش نشان می دهد و می کوشد تا کنش دیگری را با مقابله به مثل و انتقام و مجازات، پاسخ درخور و شایسته دهد. ولی این توهم و اشتباه در تطبیق و این که غیر تهدید را تهدید شمرده و واکنش نشان داده، اصل عمل را از مطلوبیت آن بیرون نمی برد.
به هرحال، خشم، واکنش طبیعی و غریزی، مطلوب برای انسان است و می توان گفت یک مقدار عصبانیت برای زنده ماندن ما لازم است.
واکنش های انسان به کنش های تهدیدآمیز
چنان که از استاد علم اخلاق و تربیت، آیت الله محمد مهدی نراقی (درگذشت سال۱۲۰۹ قمری) نقل شد، واکنش های انسانی نسبت به کنش های ناپسند و آزار دهنده و تهدیدآمیز دیگران می توان به سه شکل افراطی و تفریطی و اعتدالی بروز کند. به این معنا که شخص ممکن است چنان احساس خشم و ناراحتی از کنش دیگری داشته باشد که بیرون از دایره عقل و شریعت باشد. دراین صورت واکنش و بازتاب شخص به عنوان یک پاسخ افراطی شناخته می شود و اگر به شکل عمل درآید، آثار قانونی و حقوقی به دنبال خواهد داشت. به این معنا که اگر پاسخ و واکنش شخص، بیرون از چارچوب های عقلانی و عقلایی باشد که به شکل هنجارها، آداب و رسوم و یا قوانین درآمده باشد، شخص می بایست در برابر واکنش خود پاسخ گو باشد؛ چنان که اگر بیرون از دایره آموزه های شریعت باشد، می بایست به عنوان گناه در آخرت پاسخ گوی رفتار خود باشد.
به سخن دیگر، واکنش خشم می بایست بیرون از دایره چارچوب های قانونی و شرعی نباشد، زیرا به عنوان جرم و یا گناه، مجازات دنیوی و عقاب اخروی را به دنبال خواهد داشت. به این معنا که ما به طور فیزیکی نمی توانیم به هرشخص یا چیزی که ما را ناراحت می کند حمله کنیم و ضربه بزنیم؛ زیرا قوانین، هنجارهای اجتماعی، عقل سلیم و آموزه های شریعت برای میدان عمل خشم ما، حد و حدودی می گذارد و مرزهایی را به عنوان خطوط قرمز واکنش تبیین و مشخص می کند.
اگر شخص در برابر کنش های ناپسند و آزاردهنده و خطرساز کنشگر، واکنشی نشان ندهد و هیچ گونه آثار خشم و غضب در وی و احساسات و عواطفش نمودار نشود، در این صورت می توان گفت که چنین شخصی در مسیر تفریط گام برمی دارد و فرصت های مهم را از دست می دهد؛ زیرا چنین واکنش غیرطبیعی، زمینه تجاوز و تعدی به جان و مال و عرض وی را فراهم می آورد و دیگران را نسبت به وی گستاخ ساخته و تباهی را برایش رقم می زند.
تنها کسانی رفتاری سالم و براساس اصول شخص و شخصیت سالم را انجام می دهند که واکنش های خود را کنترل و مدیریت کرده و با مهار آن در چارچوب عقل و عقلا و شریعت واکنش نشان دهند. در این صورت است که این قوه و نیرو در انسان همانند دیگر قوای بشری عامل رشد و کمال و بالندگی وی می شود.
رفتارهای سه گانه به هنگام بروز خشم
مردم طیفی از فرآیندهای خودآگاه و ناخودآگاه را برای دست و پنجه نرم کردن با احساس های خشمشان به کار می برند. سه رویکرد مهم در مواجهه با خشم عبارتند از: بیان کردن، سرکوب کردن و آرام کردن.
آموزه های قرآنی، سرکوب کردن و یا آرام کردن را که به معنای بی تفاوتی به عوامل تهدیدزا و آزاردهنده باشد، نمی پسندد، بلکه خواهان واکنش های مناسب در چارچوب عقل و شرع است، زیرا پاسخ مناسب، هم انسان را آرام می کند و هم آنکه دیگری را از رفتارهای زننده و تهدیدکننده باز می دارد و جلوی گستاخی وی را می گیرد. در حقیقت پاسخ و واکنش مناسب، به معنای رفتار سازنده است؛ زیرا اگر انسان خشم خود را سرکوب کند و به درون بریزد، ممکن است سبب فشار خون بالا، یا افسردگی شود که در این صورت به خود شخص آسیب می رسد؛ و یا آن که موجب بقای عوامل آزاردهنده و گستاخی کنشکر بزهکار و تهدیدزا می شود که این نیز خود عامل تشدید نگرانی و افزایش اضطراب و ناامنی در شخص می شود.
قرآن و مدیریت خشم
خداوند در آیات ۱۳۳ تا ۱۳۴ سوره آل عمران، مهار خشم و مدیریت آن را نه تنها وظیفه و مسئولیت مؤمنان پرهیزگار و اهل تقوا می شمارد، بلکه با بیان اینکه این روش موجب بهره مندی آنان از پاداش های الهی می شود می کوشد تا ایشان را به مهار و مدیریت خشم تشویق و ترغیب کند.
تأکید بر واژه تقوا از آن روست که مدیریت خشم و مهار آن موجب می شود تا آدمی رفتارهای پلید و زشتی که از آن به رفتار ناهنجار و ضدتقوایی تعبیر می شود، بروز ندهد و از مسیر اعتدال و تعادل بیرون نرود. مدیریت خشم به این است که آدمی در مسیری گام بردارد که احکام عقل و شریعت بر آن مدار و محور می باشد و رفتارهای انسانی معتدل و معقول و مشروع می شود. این گونه است که شخصیت انسان مؤمن، شخصیتی سالم و معتدل می شود و موجبات جلب و جذب دیگران به این شخص و اسلام نیز می گردد.
اینکه برخی بر این باورند که خشم یک واکنش طبیعی و غریزی است و غیرقابل مدیریت و مهار می باشد، سخنی نادرست و نارواست؛ زیرا انسانها هر چند که نمی توانند احساسات و عواطف خود را نسبت به امور آزاردهنده و ناپسند به طور کلی از میان ببرند و حتی از میان بردن آن همانند از میان بردن اصل قوه شهوت، امری غیرانسانی و شرعی و عقلانی و عقلایی است، ولی می توانند همانند دیگر قوای انسانی آن را مدیریت و مهار کنند. آیه ۱۳۴ سوره آل عمران این معنا را مورد توجه قرار می دهد که انسانها اصولا قابلیت مهار و مدیریت خشم و غضب خود را دارا می باشند؛ از این رو مومنان راستین را به فرو خوردندگان خشم یاد می کند. فرو خوردن خشم به معنای مهار و مدیریت آن است؛ زیرا آنچه به طور طبیعی بروز و ظهور می کند یعنی احساسات و عواطف خود را با مهار و مدیریت فرو می برند و اجازه نمی دهند تا طغیان کند و بیرون از چارچوب های عقلانی و عقلایی و شرعی عمل و واکنش نشان دهد.
از نظر قرآن همان گونه که مهار و مدیریت خشم امری شدنی و نیز مطلوب و مقبول از سوی خداوند معرفی شده؛ همچنین عدم مدیریت و مهار آن و نیز واکنش های افراطی نشان دادن، امری غیرمطلوب و ناپسند شمرده شده است. آیه ۷۸ سوره انبیاء که به خشم حضرت یونس(ع) نسبت به امت خویش به سبب ایمان نیاوردن به خدا و وی اشاره دارد، این معنا را تبیین می کند که آن حضرت(ع) به سبب این که واکنش تند و افراطی نسبت به رفتار خشم انگیز امت خود نشان داد، نه تنها مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفت بلکه مجازات و کیفر شد. به این معنا که خشم حضرت یونس(ع) و ترک قوم خود پیش از آنکه دستوری از سوی خداوند بیاید، موجب گرفتار وی در دریا و بلعیده شدن به وسیله نهنگ شد به گونه ای که اگر دعا و تضرع وی در درون ماهی نبود، وی تا پایان دنیا همچنان زنده در درون ماهی گرفتار می ماند.
واکنش تند و شتاب آمیز حضرت موسی(ع) که در آیات ۸۵ تا ۹۳ سوره طه و نیز ۱۵۰ تا ۱۵۴سوره اعراف بیان شده نمونه دیگری است که قرآن آن را بیان می کند تا نشان دهد که چنین واکنش های شتاب آمیز تا چه اندازه می تواند رفتار بیرون از دایره عقل و منطق و شریعت پدید آورد؛ زیرا حضرت موسی(ع) بی آن که حقیقت امر را جویا شود برادرش هارون (ع) را بازخواست و نکوهش کرده و یا الواح تورات را به زمین انداخت. اما پس از آنکه خشم وی فرو نشست و آن را مدیریت و مهار کرد، به رفتار شتاب آمیز و بازخواست نادرست خود آگاه شده، از ایشان پوزش خواست و از خداوند طلب مغفرت کرد. (اعراف آیات ۱۵۰ و ۱۵۱)
به هر حال واکنش های انسانی نسبت به چیز یا شخص و یا رفتار آزاردهنده، می تواند سه گونه افراطی و تفریطی و متعادل باشد و اینکه انسانها می توانند واکنش های احساسی و عاطفی خود را مهار و مدیریت کنند.
راهکارهایی برای مدیریت و مهار خشم
از آن جایی که افراط در خشم همانند دیگر قوای انسانی می تواند در شخص و شخصیت انسان تاثیر منفی به جا بگذارد، خداوند در آیاتی چند افزون بر بیان آثار مخرب و زیانبار افراط در خشم و مجازات ها و کیفرهای دنیوی که برای آن بیان می کند، خواستار مهار و مدیریت خشم از سوی مومنان می شود تا تعادل و سلامت شخصیت ایشان برقرار بماند.
تقوا
در آموزه های قرآنی، بخشی از آیات به بیان راهکارهای مدیریت و مهار خشم اختصاص یافته است. از مهم ترین راهکارهایی که خداوند در قرآن برای مهار و مدیریت هر عامل آسیب زای درونی و بیرونی بیان می کند، تقواست. (آل عمران، آیات ۱۳۳ و ۱۳۴) تقوا به معنای پرهیزگاری، از جمله عوامل چند کاره و چندمنظوره است؛ زیرا هم آدمی را از عوامل تهدیدکننده بیرونی حفظ می کند و هم مدیریت نفس و جان آدمی را در اختیار عقل و شریعت قرار داده و عوامل تهدیدزای درونی را مهار می کند.
کسی که تقوای الهی داشته باشد، می کوشد تا کنش ها و واکنش هایش براساس عقل و شرع باشد و هرگز به خود اجازه نمی دهد تا رفتاری بیرون از دایره و چارچوب عقل و شرع انجام دهد. این گونه است که با چیرگی عقل و شرع بر تمام قوای درونی و عوامل بیرونی، رفتارهایش معتدل و معقول و مقبول می شود.
دست یابی به تقوای الهی نیز راهکارها و روش هایی دارد که در جای خود بیان شده تبیین همه آنها بیرون از حوصله این مقاله است.
به هر حال، هدف مدیریت خشم، کاهش احساس عصبانیت و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که خشم باعث آن می شود. از آن جایی که گاه شما نمی توانید از دست مردم یا چیزهایی که شما را عصبانی می کنند، رهایی یافته یا از آنها دوری کنید؛ یا چون شما نمی توانید آنها را تغییر دهید؛ اما می توانید بیاموزید که واکنش های خود را مدیریت و مهار کنید که تقوای الهی این امکان را به شما می بخشد.
احسان و گذشت
یکی دیگر از راهکارهای اساسی و مهمی که خداوند در آیه ۱۳۴ سوره آل عمران برای مدیریت و مهار خشم ارایه می دهد، تاکید بر احسان و گذشت و نیکوکاری است. به این معنا که انسان می تواند باتقویت خود از طریق احسان، زمینه مهار و مدیریت قوای خود را به دست آورد. احسان به معنای نیکوکاری شامل اموری چند می شود که از جمله آن کمک های مالی و معنوی به دیگران و همچنین عفو و گذشت است.
یادآوری پاداش الهی
یکی دیگر از راهکارهای مدیریت خشم، یادآوری پاداش هایی است که از طریق مهار خشم نصیب آدمی در دنیا و آخرت می شود. یعنی اینکه شخص به خود یادآور شود که اگر خشم خویش را مهار و مدیریت کند، از تعادل شخص و شخصیت در جامعه بهره مند می شود و کمتر دچار آسیب های گوناگون روحی و روانی می شود و یا از سوی خداوند به عنوان مهار کننده خشم از بهشت رضوان و مغفرت الهی سود می برد. از این رو قرآن در آیاتی چند چون آیات ۱۳۳ تا ۱۳۶ سوره آل عمران به پاداش های مهارکننده خشم اشاره می کند تا انگیزه را در اشخاص برای مدیریت و مهار آن برانگیزد.
تحریک احساسات
تحریک عواطف و احساسات دیگری نیز از جمله راهکارهایی است که قرآن برای مهار و مدیریت خشم بیان می کند. شما گاه می توانید با بیان واژگان محبت آمیز، خشم دیگری را کنترل کنید و اجازه ندهید که خشم شخص به سبب اشتباه و خطای شما چنان دامنگیرتان شود که شما را بسوزاند. حضرت هارون (ع) با بیان ای پسر مادرم! خواست تا عواطف و احساسات برادر را در برانگیزد و محبت و عواطف مادرانه را تحریک نماید. این گونه است که می توان از این راهکار برای فرونشاندن خشم دیگران استفاده کرد. (اعراف آیات ۱۵۰ و ۱۵۴) تجربه نیز نشان داده که ابراز عبارات نرم و محبت آمیز تا چه اندازه انسان خشمگینی را آرام کرده است.
پوزش خواهی
از دیگر رفتارهایی که می تواند خشم شخص و یا دیگری را فرونشاند و مهار مدیریت نماید، توبه و پوزش خواهی است. (همان) زیرا در این صورت شخص در می یابد که کنشکر به رفتار زشت خویش آگاه شده و در صدد بازسازی و یا عدم تکرار آن بر آمده است. این گونه است که می توان بر واکنش های دیگری تاثیرگذاشت و آن را مهار و مدیریت کرد.
عفو و گذشت نه تنها موجبات آرامش انسان می شود بلکه زمینه را برای رشد و بالندگی شخص نیز فراهم می آورد؛ زیرا چنین رفتاری موجب می شود تا عنایت خاص الهی جلب و جذب شود و شخص به آرامش بسیار خاص دست یابد(شوری آیات ۶۳ و ۷۳)
اصولا در روایات این معنا مورد تاکید است که یکی از راههای جلب و جذب محبت و مهر الهی، رحم و گذشت نسبت به دیگری است: ارحم ترحم. بنابراین کسانی که واقعا بدنبال کسب آرامش خاص الهی هستند می توانند با عفو و گذشت نسبت به خطاهای دیگری، هم خشم خویش را مهار و مدیریت کنند و هم بتوانند آرامش خاص الهی و مهر او را به سوی خود بکشانند.
خشم در روایات
در روایات این معنا نیز مورد تاکید است که در هنگام خشم، هیچگونه عمل و یا عکس العملی انجام ندهید، زیرا موجب می شود تا رفتارهای شما بیرون از دایره عقل و شرع باشد و موجبات پشیمانی و ندامت را فراهم آورد که گاه پشیمانی نیز دیگر سودی نخواهد داشت.
امام صادق(ع) از رسول گرامی اسلام (ص) نقل کرده است که ایشان فرمود:«غضب، ایمان را تباه می سازد، آن چنان که سرکه، عسل را فاسد می کند.
منظور پیامبر (ص) خشمی است که بیرون از دایره عقل و شرع باشد و مدیریت و مهار نشود؛ زیرا آن حضرت بارها و بارها خود نسبت به دشمنان خشم گرفته است وحتی خشم نسبت به کافران فرمانی الهی است. (توبه آیه ۳۷ و فتح آیه ۹۲) رسول خدا (ص)، درحدیثی می فرماید: انسانها در برابر خشم وغضب گوناگون هستند: بعضی دیر به خشم می آیند و زود آرام می گیرند. عده ای زود به خشم می آیند و زود برمی گردند، گروهی نیز زود به خشم می آیند و دیر آرام می گیرند. برخی دیگر، دیر به خشم می آیند و دیر آرام می شوند. بهترین اینان، کسانی هستند که دیر به خشم می آیند و زود آرام و راضی می شوند و بدترین ایشان،کسانی هستند که زود به خشم می آیند و دیر آرام و راضی می شوند.
حضرت علی (ع) می فرماید: خشم آتشی است مشتعل و فروزان، کسی که آن را در باطن خود نگه دارد، با این عمل شراره اش را فرو نشانده است و آن کسی که آزادش گذارد، خود او، اولین کسی است که در شعله اش می سوزد.
آن حضرت (ع) برای درمان شعله های سوزان خشم می فرماید:« خشم خود را با سکوت و هوای نفس را با خرد درمان کنید.»
و نیز می فرماید:«آگاه باش که خشم و غضب تو را به ارتکاب گناه وادار نکند؛ چرا که در نتیجه خشمت شفا می یابی، ولی دینت بیمار می گردد.