رازداری هنجاری در ارتباط اجتماعی

نجوا

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتباطات اجتماعی اقتضائاتی دارد که از جمله آن ها رازداری است؛ زیرا انسان ها نسبت به اسرار یک دیگر اطلاعاتی به دست می آورند. این اطلاعات می بایست در دل آدمی بماند و به دیگری انتقال نیابد؛ چرا که انتقال آن موجب سلب اعتمادی می شود که مهم ترین سرمایه اجتماعی هر کسی است. در آموزه های وحیانی اسلام بر حفظ اسرار و رازهای دیگری همانند رازهای نظامی و امنیتی تاکید شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا ارزش رازی و اهمیت آن در روابط اجتماعی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اعتماد اجتماعی در رازداری

اجتماع مکانی برای بده و بستان هایی است که انسان نیازهای مادی و معنوی خود را پاسخ می گیرد. البته آن چه اجتماع را به یک اجتماع سالم تبدیل می کند مراعات اموری است که به حوزه امور اخلاقی در سطحی فراتر از عدالت عقلانی مربوط است. از جمله این امور حفظ اسرار و رازهایی است که انسان در تعاملات اجتماعی با دیگران از آن آگاه می شود. حفظ اسرار و رازهای دیگران مهم ترین عامل در اعتماد اجتماعی میان طرفین است. در سطح گروهی نیز باید این روحیه به عنوان یک رویه در ارتباطات شناخته و به کار گرفته شود.

در روابط میان فردی انسان نیازمند آن هستند تا درد دل های خود را به کسانی بگویند و آنان در مقام سنگ صبور بشنوند و گوش دهند و رازها را نهفته دارند؛ زیرا انسان گاه تحت فشار روانی ناچار به درد دل کردن و بروز احساسات باطنی و درونی است؛ هم چنان که گاه دیگر در شرایطی قرار می گیرد که کاری را انجام می دهد که جزو رازهای زندگی اوست. در این موارد کسی که به عنوان رفیق و دوست و هم گروه و مانند آن ها در ارتباط اجتماعی با چنین فردی است، دوست می دارد تا این مسایل و امور به عنوان یک راز در گنجینه قلب دیگری دفن شود و به زبان نیاید و دیگران از آن مطلع نشود.

از مهارت های اجتماعی آن است که انسان رازهای دیگری را حفظ کند و افشا و آشکار نکند. چنین رویه موجب اعتماد طرفین و افزایش آن می شود. در مقابل هر گونه افشاگری و بیان رازها و اسرار مگوی دیگری به معنای سلب اعتماد این مهم ترین سرمایه اجتماعی هر کسی است.

افشاگری های مجاز و غیر مجاز

از نظر قرآن رازداری یک اصل اولی است؛ اما در شرایطی می توان و بلکه می بایست آن را نادیده گرفت و به افشاگری اقدام کرد و رازها را آشکار ساخت. از جمله مواردی که جایز است تا افشاگری انجام گیرد، جواز فشاى گناه دیگرى براى دفع اتّهام از خود است؛ چنان که حضرت یوسف(ع) برای رهایی از اتهام خیانت ناچار می شود از مراودات زلیخا نسبت به خود پرده بردارد و با ادله نسبت خیانت را از خود دفع و آن را برای زلیخا اثبات کند.(یوسف، آیه ۲۶)

از دیگر موارد جواز افشاگری، مجاز بودن مظلوم در افشاى ستم ستمگر است تا این گونه عدالت را بتواند نسبت به خود به مورد اجرا در آورد و حق خویش را استیفا کند.(نساء، آیه ۱۴۸)

اما از موارد حرام بودن، افشاى معایب غیر ستمگران است؛ از همین روست که خداوند اصل را در این آیه بر عدم افشای بدی های دیگران دانسته و فرموده است که دوست نمی دارد کسی این گونه راززدایی کند، مگر آن که مظلوم باشد. پس اگر ظلم و ستمی نسبت به او نشده حق ندارد تا افشاگری کند.

هم چنین از نظر قرآن بازگویى رازهاى مسلمانان به بیگانگان و دشمنان جایز نیست و افراد جامعه نباید اطلاعات شهروندان وامت اسلام را در اختیار دشمنان بگذارند.(آل عمران، آیه ۱۱۸؛ توبه ، آیه ۱۶)

هم چنین فاش ساختن اطّلاعات نظامى مسلمین، امرى حرام و ممنوع است و باید اجتناب کرد و به خود اجازه نداد تا راززدایی کرده و اطلاعات را افشا و در اختیار دشمنان قرار دهد.(ممتحنه، آیه ۱)

اهمیت و آثار رازداری در روابط اجتماعی

اصولا رازداری نشانه ای از اعتماد اجتماعی است. کسانی که به یک دیگر اعتماد دارند به کتمان رازها و اسرار یک دیگر گرایش دارند و هرگز کاری نمی کنند که این اعتماد سلب شود. از نظر اسلام یکی از مهم ترین اصول روابط اجتماعی رازداری در مسایل شخصی است که ارتباطی به حوزه نظامی و امنیت ملی جامعه ندارد. اگر جامعه به این اصول توجه کند سعادت و خوشبختی را برای خود رقم زده است.

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: الصَّمتُ حُکمٌ، و السُّکوتُ سَلامَهٌ ، و الکِتمانُ طرَفٌ مِن السَّعادَهِ ؛ خاموشى حکمت است و سکوت [مایه ]سلامت و راز دارى گوشه اى از خوشبختى و سعادت است.( تحف العقول : ۲۲۳ ) این کتمان مربوط به کتمان حقایق و شهادت نیست که در اسلام حرام دانسته شده است؛ بلکه کتمان در مسایل شخصی دیگران است؛ زیرا بی توجهی به این امور روابط اجتماعی را مخدوش می کند و جامعه را با بحرانهای متعددی مواجه می سازد. از این روست که حضرت امام زین العابدین در راستای تاکید بر رازداری و کتمان اسرار دیگران می فرماید: وَدِدتُ و اللّه ِ أنّی افتَدَیتُ خَصلَتَینِ فی الشِّیعَهِ لنا بِبَعْضِ لَحمِ ساعِدی : النَّزَقُ .حدیث و قِلَّهُ الکِتمانِ ؛ به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلتِ شیعیانمان مقدارى از گوشت ساعد خود را فدیه دهم: شتابزدگى و کمى راز دارى.( الکافی :ج ۲، ص ۲۲۱، حدیث ۱ )

برخی از اصحاب و یاران امامان(ع) با عدم کتمان و مراعات نکردن اصل رازداری به آنان ضرباتی را خواسته و ناخواسته زده اند. از همین روست که دوست می داشتند یارانشان به اصل رازداری توجه کنند و هر سخن وحدیثی را در هر جا نقل نکنند که دشمنان سوء‌استفاده کرده و به شیعیان و امامان زیان برسانند. امام باقر(ع) می فرماید: و اللّه ِ ، إنَّ أحَبَّ أصحابِی إلَیَّ أورَعُهُم و أفقَهُهُم و أکتَمُهُم لِحَدیثِنا ؛ به خدا قسم محبوبترین یارانم نزد من، پرهیزگارترین و فقیه ترین آنها و کسى است که نسبت به سخنان ما راز دارتر باشد.(همان ، ص ۲۲۳، حدیث ۷)

از نظر امام صادق(ع) نادیده گرفتن این اصل در زندگی اجتماعی موجب شده که مردم با مشکلاتی مواجه شوند. از نظر آن حضرت(ع) با آن که مردم مامور به کتمان رازها و اسرار هستند ولی این گونه عمل نکردند و به خود و دیگران زیان رساندند. آن حضرت (ع) می فرماید: اُمِرَ النّاسُ بخَصلَتَینِ فَضَیَّعُوهُما فَصارُوا مِنهُما على غیرِ شیءٍ : الصَّبرُ و الکِتمانُ ؛ مردم به دو خصلت مأمور شدند، اما آنها را تباه کردند و از این رو همه چیز را از دست دادند: پایدارى و راز دارى.(همان، ص ۲۲۲، حدیث ۲)

آن حضرت هم چنین می فرماید: إنَّ أمرَنا مَستورٌ مُقنَّعٌ بالمِیثاقِ، فمَن هَتَکَ علَینا أذلَّهُ اللّه ُ ؛ بر امر (ولایت) ما پیمان گرفته شده که در پرده و پشت نقاب باشد. پس هر کس به زیان ما پرده درى کند ، خداوند خوارش گرداند.(همان، ص ۲۲۶، حدیث ۱۵) و نیز می فرماید: کِتمانُ سِرِّنا جِهادٌ فی سبیلِ اللّه ِ ِ پوشیده نگه داشتن اسرار ما، جهاد در راه خداست.( بحار الأنوار : ج ۷۵، ص ۷۰، حدیث۷ )

افشای برخی از رازها و اسرار موجب مرگ وهلاکت آن شخص می شود که باید اجتناب کرد. امام باقر(ع) می فرماید: یُحشَرُ العَبدُ یَومَ القِیامَهِ و ما نَدى دَما فیُدفَعُ إلَیهِ شِبهَ المِحجَمَهِ أو فَوقَ ذلکَ ، فیقالُ لَهُ : هذا سَهمُکَ مِن دَمِ فلانٍ ، فیقولُ : یا ربِّ ، إنّکَ لَتَعلَمُ أنَّکَ قَبَضتَنی و ما سَفَکتُ دَما ! فیقولُ : بَلى ، سَمِعتَ مِن فلانٍ رِوایَهَ کذا و کذا ، فَرَوَیتَها علَیهِ ، فَنُقِلَت حتّى صارَت إلى فلانٍ الجَبّارِ فَقَتَلَهُ علَیها ، و هذا سَهمُکَ مِن دَمِهِ ! ؛ روز قیامت، آدمى محشور مى شود و در حالى که یک قطره خون هم نریخته، به اندازه یک شیشه حجامت یا بیشتر به او خون مى دهند و مى گویند: این سهم تو از خون فلانى است. عرض مى کند: بار پروردگارا! تو مى دانى که جانم را ستاندى در حالى که قطره خونى نریخته بودم. مى فرماید: درست است، اما از فلانى، چنین و چنان روایتى شنیدى و آن را روایت کردى که به زیان او تمام شد؛ زیرا آن روایت دهان به دهان گشت تا به فلان ستمگر رسید و او را به خاطر آن کشت و حالا این سهم تو از خون اوست.( الکافی :ج ۲، ص۳۷۰، حدیث ۵ )

امام صادق (ع) افشاگری را بسیار خطرناک دانسته و می فرماید: مُذیعُ السِّرِّ شاکٌّ ، و قائلُهُ عندَ غیرِ أهلِهِ کافِرٌ ؛ فاش کننده راز [ما] شک کننده [و سست عقیده نسبت به حقانیّت ائمه علیهم السلام ] است و کسى که آن را نزد نااهل بازگو کند، کافر است.(همان، ص ۳۷۱، حدیث ۱۰)

اطّلاعات پنهانی انسان ها، اَسرار آنهاست و اَسرار انسان امانت هستند. پس به امانت نباید خیانت کرد و خیانت کار، گناهکار است و باید طبق قانون مجازات شود.

پیامبر (ص) فرموده اند: سخنانی که در جلسات خصوصی گفته می شود، امانت است. امانت می تواند مادّی و معنوی باشد. گاهی یک کالای مادّی به عنوان امانت در اختیار انسان قرار می گیرد و گاهی یک چیز یا سخن معنوی که اَسرار زندگی انسان ها است، به امانت در اختیار قرار می گیرد که بسیار مسئولیت دارد.

به هر حال هر کس در زندگی شخصی و اجتماعی خود مسائلی دارد که نباید دیگران از آن با اطّلاع شوند، زیرا اگر دیگران از راز او باخبر شوند، آبروی اجتماعی آن فرد، آسیب می بیند. بنابراین هرگاه کسی، به هردلیلی به آن اطلاعات پنهانی دست پیدا کرد، نباید آن را افشا کند و اگر چنین کاری کند، خیانت است.

هم چنین امام صادق(ع) فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛ برملا کردن راز، (مایه) سقوط است». کسی که راززدایی می کند در حقیقت زمینه سقوط اخلاقی خویش را فراهم آورده است؛ البته آسیبی به دیگری وارد کرده ولی بیش ترین آسیب را به خود وارد کرده و مردم را نسبت به خود بی اعتماد ساخته است؛ در حالی که اعتماد مهم ترین سرمایه اجتماعی هر کسی است.

انسان همان طوری که باید رازهای شخصی خودش را حفظ کند و به دیگران نگوید تا سوء‌استفاده ای صورت نگیرد؛ هم چنین باید رازهای دیگران را حفظ کند تا هم اعتماد سلب نشود و هم دیگران از آن سوء‌استفاده نکنند. رازی که در نزد شما است در حقیقت امانتی است که نباید در آن خیانت کرد. از نظر امیرمومنان امام علی(ع) آن که رازدار خویش نیست، نمی‌تواند اسرار دیگران را حفظ کند. امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ؛ کسی‌که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمی‌تواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند».( غرر الحکم: ۸۹۴۱.)

البته راززدایی از اسرار دیگران موجب می شود تا خداوند بر او خشم گیرد و اسرارش را هویدا سازد. هم چنین شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بی‌اعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام رضا(ع) می‌فرماید: لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی.( تهذیب الأحکام: ج ۷، ص ۲۳۲، حدیث ۱۰۱۳.)

از قدیم گفته اند: جز راست نباید گفت/ هر راست نشاید گفت. این که انسان نسبت به حقایق دیگران آگاه است دلیلی نمی شود که آن را آشکار کند و به اطلاع دیگران برساند. از نظر آیات و روایات حفظ آبروی مؤمن به اندازه‌ی خون او احترام دارد و ارزشمند است. به همین دلیل، ما هم باید حرمت دیگران را رعایت کنیم و هم باید حرمتی را که خداوند برای ما قرار داده ضایع نکنیم.

از نظر قرآن خداوند با آن که عالم به نهان و آشکار بلکه خفیات و غیب ما است، رازداری می کند. در حقیقت رازپوشی از صفات خداوند متعال است. با اینکه خداوند از اَسرار همه آگاه است، هرگز راز بندگانش را فاش نمی کند؛ زیرا او «ستّار» یعنی پوشاننده ی عیب ها است. انسان باید رازداری را از خداوند بیاموزد و به اظهار و افشای رازهای دیگران نپردازد. خداوند می فرماید: عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‏‌کند».(جن، آیه ۲۶) خداوند متعال، از همه‌ی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را می‌پوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.

در آیه ۵ سوره یوسف نیز در رابطه با رازداری آمده است: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏‌اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است».

البته انسان باید خود حافظ سر و راز خویش باشد و با کسی در میان نگذارد. امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: راز تو بخشی از خون تو است. پس خون خود را نباید در رگ های غیرخودت به جریان بیندازی. (بحارالانوار، ج ۷۵) شخص دانای اسرار باید توجه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار پنهانی خویش جدا کند و نه تنها اسرار خود، بلکه اسرار شخصی دیگران را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد چنان‌که امام صادق(ع) در این رابطه می‎فرمایند: «لا تُطلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی مالَوِا اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَم یَضُرَّکَ فَاِنَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوُّکَ یَوماً ما؛ دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آن‌را بداند، به تو زیان نرساند. شاید دوستت نیز روزی دشمن تو شود».(بحارالانوار, ج۷۲, ص۷۱)

انسان هایی که اهل صبر و شکیبایی نیستند،‌ در هنگام مشکلات و مصیبت ها واکنش های عصبی و هیجانی از خود بروز می دهند و با جزع و فزع به راززدایی از اسرار خود و دیگران می پردازند. بنابراین باید در ارتباط اجتماعی با این افراد به این نکته توجه شود که چنین افرادی قابل اعتماد نیستند و نمی توان رازها و اسرار مگوی خود را به ایشان س‍پرد. در حقیقت یکی از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدی‌هاست. بسیار اتفاق می‌افتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش می‌سازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی می‌شوند. بر این اساس، آن‌ها که بازیچه احساسات نمی‌شوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.