رازداری، حفاظت از جان و جامعه

samamosراز هر سر نهفته و نهانی است که آشکار شدن آن می تواند تاثیرات مهم و منفی به جا گذارد. هر انسان و جامعه ای رازی دارد که افشای آن را دوست نمی دارد و می کوشد تا آن مکتوم دارد و آشکار و هویدا نشود.

زندگی سرتاسر رمزآلود و رازاندود است؛ هر انسانی رازی دارد که جزو مگوها و اسرار اوست و هویدا و آشکارشدن آن را خوش نمی دارد، بنابراین کسی که تلاش می کند آن را آشکار سازد یا پرده از روی آن بردارد و کشف سر نماید، دشمن می دارد؛ چرا که ورود به این عرصه را، ورود به عرصه حریم خصوصی خود می داند و به شدت با آن مبارزه می کند.

البته سرداشتن و رازداری اختصاص به انسان ندارد. از آیات قرآنی به دست می آید که خداوند نیز اسراری دارد که بر کسی آشکار نمی سازد. بنابراین می توان دریافت که راز و سر لزوما امر منفی نیست، بلکه می توان راز نسبت به امری باشد که بسیار خوب و مفید است ولی آشکار و هویدا شدن آن می تواند تاثیرات منفی به جا گذارد. به عنوان نمونه سر و راز تصرف در تکوین در اختیار ولی الله اعظم است و آشکار شدن آن به معنای بهره گیری بدکاران خواهد بود؛ چنان که اسرار سحر که توسط دو فرشته هاروت و ماروت هویدا شد، موجب شد تا بدخواهان بابلی از آن برای جدایی میان همسران بهره گیرند و فساد و نابهنجاری را در جامعه بابلی افزایش دهند.

نویسنده در این مطلب بر آن شد تا با مراجعه به آموزه های قرآنی، نقش رازداری را در زندگی فردی و اجتماعی انسان تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

از سر الهی تا سر خانوادگی

راز و سر، اموری مکتوم و نهانی است که در زندگی هر انسانی یافت می شود. ویژگی راز و سر آن است که می بایست مکتوم و نهان باشد؛ چرا که هویدا و آشکاری آن می تواند تاثیرات منفی از خود به جا گذارد. برخی گمان می کنند که رازها تنها شامل خیانت ها، گناهان، انجام محرمات، امور زشت و بدی است که می بایست آن را کتمان کرد و پرده از آن برنداشت؛ زیرا گند آن عالم و آدم را می گیرد؛ اما باید گفت که لزوما رازها به این مجموعه های منفی محدود نمی شود، ‌بلکه اسراری است که بسیار خوب و امری ارزشی است ولی نمی بایست دوست و دشمن از آن آگاه شود؛ زیرا آگاهی دیگران از راز همان و سوء استفاده بدخواهان از آن همان؛ بلکه حتی می تواند رازی با آشکار شدن به جای آن که تاثیرات مثبت داشته باشد تاثیرات منفی داشته باشد و اثر مثبتی که یک راز در حالت نهان بر فرد و جامعه می گذارد گاه بیش تر از آشکاری آن است.

راز را از آن رو راز گفته اند که از دیگران نهان و پوشیده است. اگر از پرده برون افتد دیگر راز و سر نیست. ویژگی رازداری نهان داشتن از نامحرمان است. گفته اند: غلامی طَبَق سرپوشیده ای بر سر داشت و خاموش و بی صدا در راهی می رفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طَبَق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیده اند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمی کشیدند!

البته رازداری و سرداشتن اختصاص به انسان ندارد و از برخی از آیات و روایات به دست می آید که خداوند نیز اسراری دارد که برکسی آشکار نمی کند.

این رازهای الهی به عنوان غیب معرفی شده که هرکسی را بدان آگاه نمی سازد و هم چنان در نهان باقی است؛ یعنی خداوندی که خود عالم غیب و دانا به اسرار و نهان است، اموری غیبی و اسراری دارد که خود آن را مخفی و نهان نگه داشته و کسی را به آن آگاه نمی سازد. خداوند می فرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا، دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد. (جن، آیه ۲۶)

البته برخی از اسرار و رازها را با محرم راز در میان می گذارد که از آن جمله این محرم اسرار، پیامبرگرامی(ص) است تا ایشان از آن برای رشد و اتمام و اکمال اخلاق انسانی بهره گیرد و انسان ها و ماسوی الله را به کمال بایسته و شایسته خود برساند. (همان)

خداوند برخی از اطلاعات مهم و دانش ها و علوم غریبه را نهان نگه می دارد و نامحرمان را اجازه نمی دهد تا بدان آگاه شوند؛ زیرا آگاهی دیگران از این دانش ها و اطلاعات می تواند به جای آن که امری را پیش ببرد موجبات تباهی افراد بیش تر یا جامعه ای شود. البته برخی از مدعیان تقوا و ایمان، به این دانش ها دسترسی می یابند تا در آزمون الهی خود را نشان دهند و حجت بر ایشان تمام گردد؛ زیرا آنان بر این گمان هستند که توانایی حفظ اسرار را داشته و می توانند آن را برای کارهای خیر و نیک مورد استفاده قرار دهند. از جمله این افراد می توان به ابلیس اشاره کرد که از اسرار هستی آگاه شد و در مقام قدس در میان فرشتگان می زیست و سر و رازی بر او پوشیده نبود؛ او در آزمونی سخت شکست خورد و سپس از آن دانش خویش علیه بشریت سود برد و نه تنها به فریب آدمی و فرزندان آدم(ع) پرداخت بلکه با آن دانش به طغیان از خداوند پرداخت.(طه، آیات ۱۱۸ تا ۱۲۳؛ بقره، ایات ۳۰ تا ۳۸ و آیات دیگر)

از دیگر افرادی که بر رازها و اسرار الهی آگاه شدند و در آزمون الهی شکست خوردند می توان به بلعم باعورا و سامری اشاره کرد. (اعراف، ایات ۱۷۶ و ۱۷۷؛ طه، آیه ۹۶ و ایات دیگر)

هم چنین برخی از اقوام از جمله مردم بابل به راز سحر و جادو دست یافتند و از آن به جای آن که برای کار مفید و سازنده استفاده کنند بر کارهای زشت از جمله اختلاف میان همسران و جداسازی آنان استفاده کردند. خداوند در آیه ۱۰۲ سوره بقره گزارش می کند که دو فرشته هاروت و ماروت را مامور ساخت در میان جامعه بابلی وارد شده و آنان را با اسرار و رازهای سحر آشنا کنند، ولی مردم بابل از آن علوم غربیه و اسرار نهان که موجب قدرت در تصرف در تکوین می شد، سوء‌استفاده کردند.

آگاهی به راز دیگران می تواند به علل و عوامل گوناگونی اتفاق افتد، مثلا گاه شخصی از خواسته و ناخواسته از راز دیگری آگاه و مطلع می شود و یا شخص خود برای تخلیه از فشاری یا مشورت و راهنمایی یا هر دلیل دیگر، رازی را دیگری در میان می گذارد. انسان می بایست نسبت به هر رازی که می داند، چنان عمل کند که دوست دارد که دیگران با او عمل کنند. این دستوری است که آموزه های وحیانی اسلام می گوید.

اگر کسی نسبت به گناه و خطا و اشتباه دیگری آگاهی یافت و راز کسی از پرده برای او بیرون افتاد نمی بایست آن را افشا و هویدا کند مگر آن که مساله ای مرتبط با نظام اسلامی و یا حقوق ملت و امنیت جان و مال و عرض دیگری باشد که لازم است برای جلوگیری از فساد بیش تر از راز آشکار و هویدا شود؛ (ال عمران، آیه ۱۱۸؛ انفال، ایه ۲۷؛ توبه، ایه ۱۶) وگرنه همان گونه که تجسس حرام و گناه است،(حجرات، ایه ۱۲) افشای اسرار و رازهای دیگران حرام و گناه و زشت است.

انسان می بایست رازداری را از خداوند بیاموزد؛ زیرا یکی از ویژگی های خداوند، ستار بودن است. به این معنا که بر رازها و اسرار زشت و بد بشر سرپوش می گذارد و می پوشاند. خداوند نسبت به بسیاری از رازهای بشر با آن که می داند سرپوش می گذارد و کسی را به آن آگاه نمی سازد. (اسراء، آیه ۱۴ ؛ نساء،‌آیات ۱۴۸ تا ۱۵۴)

انسان همان طوری که می بایست اسرار الهی را افشا نکند و رازدار باشد و علوم و دانش های غریبه را به نامحرمان نسپارد و آموزش ندهد، هم چنین می بایست اسرار خانوادگی و رازهای همسری را حفظ کرده و اجازه ندهد تا دیگران به آن آگاه شوند. زنان به سبب چیرگی و غلبه عواطف و زود رنجی بسیار زود اسرار و رازهای خویش را بیرون می ریزند و دیگران را بدان آگاه می سازند و اجازه می دهند تا دیگران با آگاهی و اطلاعات خود نقاط ضعف خانواده را شناسایی کرده و بر آن مسلط شوند و موجبات اذیت و آزار خانواده را فراهم آورده و سوء استفاده های مالی و جنسی کنند.

در برخی از روایات است که مردان در عشق ناپایدار و بی ثبات و زنان در عشق و محبت با ثبات تر هستند؛ اما مردان کینه های خویش را سالیانی سال نگه می دارند ولی زنان دمی نمی توانند کینه را در دل مخفی و نهان سازند و به سرعت آشکار می کنند. این تفاوت های روان شناختی جنسیتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. زنان موجودات زود رنج و عاطفی هستند و درد دل خویش را پیش هر کس می برند و سفره دل خویش را برای هرکسی می گشایند و باز می کنند. این گونه است که اسرار و رازهای خانوادگی آشکار و برملا می شود و خانواده در رنج می افتد. خداوند گزارش می کند که برخی از زنان پیامبر(ص) این گونه اسرار خانوادگی را آشکار ساختند که البته گویا از روی حسادت بوده است. خداوند از مردمان می خواهد که اسرار خانوادگی و همسری را مخفی و نهان دارند و به کسی نگویند.(تحریم، ایات ۳ و ۶۶)

برخی از افراد پس ازخواستگاری اقدام به رازگشایی می کنند و رازهای دیگران را حفظ نمی کنند. در حالی که حفظ اسرار دیگران در چنین مواردی لازم است. اگر کسی مطلبی گفت و دردلی کرد می بایست خود را حافظ سر دیگران دانسته و اجازه ندهیم دیگران بدان آگاه شوند؛ زیرا اگر کسی رازهای دیگر را آشکار کند خداوند به سرعت وی را رسوا می سازد و رازهایش را بر ملا می سازد.

انسان می بایست همان اندازه که نسبت به رازهای خود سخت گیر و حساس و در حفظ آن کوشاست، می بایست درباره رازهای دیگران نیز سخت گیر و حساس و حافظ باشد. می گویند از مردی پرسیدند: چرا می خواهی همسرت را طلاق دهی؟ گفت: شما را به همسرم چه کار؟! پس از مدتی او همسرش را طلاق داد. از او پرسیدند: حالا که همسرت را طلاق دادی بگو چرا او را طلاق دادی؟ او گفت: شما را به زن دیگران چه کار؟!

پیامبر(ص) نشان می دهد که انسان می بایست رازدار اسرار خانوادگی خود و دیگران باشد. از این روست که مسایل اختلافی زید بن حارثه و همسرش را مخفی و نهان نگه داشت و کسی را بر آن آگاه نساخت. آن حضرت(ص) حتی پس از طلاق زید و جدایی از همسرش نیز رازداری پیشه کرد و راز علاقه خویش را مخفی نگه می داشت در حالی که دوست می داشت که با او ازدواج کند.(احزاب، ایه ۳۷)

به هر حال، در زندگی فردی و اجتماعی انسان اموری وجود دارد که فاش شدن آنها و در نتیجه، آگاه شدن دیگران از آنها نه تنها منافع فرد را به خطر می‌اندازد و مخاطراتی برایش به همراه می‌آورد، بلکه ممکن است اشخاص مرتبط با وی را نیز متأثر کند. گاهی نیز فاش شدن این امور که از آنها به عنوان راز نام برده می‌شود، خود شخص را درگیر نمی‌کند و صرفاً روی دیگران تأثیر می‌گذارد. حفظ شدن ماهیت راز- یعنی پوشیده ماندن آن ـ نیازمند صفتی است که در انسان‌ها با نام رازداری شناخته می‌شود.

روان‌شناسان رازداری را مخفی کردن عمدی اطلاعات از دیگران تعریف کرده‌اند که دارای سه ویژگی اجتماعی بودن، آگاهانه بودن و فعالانه بودن است. از این تعریف چنین بر می‌آید که راز موضوعی است که حداقل یک‌نفر آگاهانه آن را از حداقل یک‌نفر دیگر پنهان ‌کند. بنابراین، رازداری پدیده‌ای اجتماعی است که به واسطه آن اطلاعات خاصی از عده‌ای از افراد پنهان می‌شود و تنها گروه خاصی از افراد می‌توانند از آن آگاه شوند. از طرفی، فرد رازدار آگاهانه در مورد فاش نکردن رازی که می‌داند تصمیم می‌گیرد. در نهایت، شخصی که از رازی آگاهی دارد برای پوشیده نگه داشتن آن تلاش‌هایی می‌کند که معمولاً در متن محیط‌های اجتماعی رخ می‌دهد. برخی از این تلاش‌ها که در حوزه عوامل بیرونی یا درونی فرد رخ می‌دهند، عبارتند از: پنهان کردن سرنخ‌ها، عوض کردن موضوع صحبت، اجتناب از رویارویی با افرادی که ممکن است موجب فاش شدن راز شوند، واپسرانی افکار واحساسات مربوط به راز، و غلبه بر میل به افشای راز.

روان‌شناسان رازها را به دو دسته تقسیم کرده‌اند: شخصی و مشترک. راز شخصی مطلبی است که فرد آن را از هر شخص دیگری پنهان می‌کند، اما راز مشترک مطلبی است که چند نفر از آن مطلعند اما آن را از دیگران مخفی می‌کنند.

رازها و مگوهای انسان و جامعه

رازها و مگوهای انسان و جامعه بسیار زیاد است و نمی توان همه آن ها را بیان کرد. انسان رازهای دارد که تنها می بایست بین او و خدایش باشد و هم چنین هر جامعه ای رازهایی دارد که دیگر جوامع نمی بایست از آن آگاه شوند. مثلا دانشمندان و اختراعات و فرمول هایی را در اختیار دارد که آگاهی از آن برای دیگران به معنای نابودی ثروت و سرمایه جامعه اسلامی است. آگاهی دشمنان از اسرار نظامی تنها شامل ادوات و ابزارهای جنگی نیست، بلکه گاه آگاهی دشمن از وضعیت جامعه، سنت ها و آداب و رسوم و روحیات آنان می تواند فرصت های بی نظیری را برای دشمنان فراهم اورد، از این روست که این دسته از امور نیز جزو رازهای نظامی و امنیتی جامعه تلقی می شود. آگاه دشمنان از دانشمندان در علوم مختلف چون شیمی و نانو، فیزیک و فیزیک هسته و حتی پزشکی می تواند به معنای تهدید علیه آنان تلقی شود.

گاه ارایه نخبگان جامعه و معرفی آنان در جوامع بشری و ارایه فهرستی از دانشجویان برتر به معنای افشای اسرار جامعه تلقی می شود. با نگاهی به شکار مغزها که رشته تخصصی دشمنان غربی است، به خوبی روشن می شود که چگونه جهان غرب نخبگان جوان و برتر جهان سوم را شناسایی و شکار می کند و اگر آنان را نکشد دست کم آنان را می خرد و با خود می برد و این گونه است که سرمایه ومنابع انسانی از دست می رود.

اصولا برگزاری المپیادها و یا مانند آن برای شناسایی نخبگان جهان سومی انجام می گیرد تا با بورسیه کردن و در اختیار قرار مبالغ هنگفت و امکانات آنان را شکارکنند. به هر حال شکار مغزها از شیوه هایی است که دشمنان به کار می گیرند و افشای رازها از طریق حضور در المپیادها و همایش های به ظاهر علمی و مسابقات دانشجویی و مانند آن از مصادیق حرام و گناه است و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.

خداوند از اصحاب کهف گزارش می کند که آنان همواره بر اصول رازداری برای حفظ سلامت خود و جامعه ایمانی کوچکشان تاکید داشتند. از این روست که در آیه ۱۹ سوره کهف آمده است که بر لزوم رازداری توجه داده شده است. پس مؤمن باید رازدار وهوشیار باشد وبا مدارا وتقیّه واصول ایمنی ، دشمن را از وجود خود آگاه نکند. از جمله «ولیتلطّف » به دست می آید کسی که مسئولیّتی را می پذیرد باید مراقبت های لازم را داشته باشد تا دشمن از وضعیت جامعه ایمانی آگاه نشود.

همان گونه که ما رازهای برای خود داریم یا رازهای دیگران را می دانیم هم چنین رازهایی از جامعه خود یا از جوامع دیگر می دانیم. آگاهی و هم چنین افشای رازها بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه درک درستی از رازها و مصادیق آن داریم.

برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. در حالی که راز تا زمانی زندانی توست که در سینه ها باشد و اگر گفته شد چون تیر رها شده از کمان دیگر در اختیار تو نیست. اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.»( اخلاق معاشرت، ص ۱۲۴) امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید: «راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شده‏ای.( «سرک اسیرک، فان افشیته صرت اسیره‏؛ غررالحکم، ص ۳۲۰، ح ۷۴۱۵)

و به قول سعدی:

«خامشی به که ضمیر دل خویش

به کسی گویی و گویی که: مگوی

ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند

که چو پر شد، نتوان بستن جوی»

اگر رازی را نمی توانی تحمل کرده و مخفی کنی به رازها دیگران گوش نسپار و خود را محل مشورت دیگران قرار نده تا خود را به زحمت اندازی. البته چنین افرادی پیش از آن که به دیگران زیان رسانند به خودشان زیان می رسانند؛ چون در امان نیست کسی که نمی تواند رازش را مخفی کند(لا حرز لمن لا یسع سره صدره» غرر الحکم، ص ۳۲۰، ح ۷۴۳۰ ) و آنچه زمینه برخی کدورت ها و گله ‏ها میان افراد می‏شود، گاهی‏زمینه‏اش دست ‏خود «صاحب سر» است که نمی‏تواند راز دار خویش‏باشد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: «هر که راز خود را بپوشاند، قدرت انتخاب در دست اوست.»( نهج البلاغه، حکمت ۱۶۲) پس «راز خود را حفظ کن و کسی را مخاطب افشای سر خود قرار نده»( غرر الحکم، ص ۳۲۰، ح ۷۴۱۲) راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان‏ بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو هم دوستان صمیمی‏دیگری دارند. همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد»دارند، آنان هم به «همه کس‏» نمی‏گویند، ولی به «بعضی‏» چطور؟ شاید! باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:«رازی که پنهان خواهی، با کسی در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که‏ آن دوست را دوستان مخلص باشد!»

نگهبانان راز، هر چه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف ‏نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالم تر نگاه‏ می‏دارد. زیرا «هر چه که مخزن اسرار زیادتر باشد، راز زودتر در معرض ناامنی و فاش شدن قرار می گیرد.»( غرر الحکم، ص ۳۲۰، ح ۷۴۱۸)و به قول شاعر:

«پس راز مرا و راز خودت را برای کسی بازگو مکن

زیرا هر رازی که از دو نفر فراتر رفت فاش می شود»

امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خود را فدیه دهم: شتابزدگی و راز نگهدار نبودن»( الکافی، ج ۲، ص۲۲۲) زیرا بسیاری از خسارت ها و شکست ها به خاطر افشاگری است و از این روست که امام صادق (علیه السلام) «پوشیده نگه داشتن اسرار را، جهاد در راه خداوند می دانند.» (بحار الانوار، ج ۲، ص ۷۵ ۱۳)و «محبوبترین یاران و پرهیزگارترین و فقیه ترین آنها را کسی می داند که راز نگهدارتر باشند.» (الکافی، ج ۲، ص ۲۲۳)

رازی داری را می بایست به گونه ای مهم و با ارزش دانست که هیچ چیز برتر از آن نباشد؛ زیرا بسیاری از خطراتی که انسان با آن مواجه می شود به سبب همین افشای راز دل و درون است؛ چرا که در دوستان گاه موجب حسادت و خیانت و در دشمنان عامل جنایت می شود. حضرت یعقوب(ع) به حضرت یوسف(ع) می فرماید: قالَ یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى‏ إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِین؛ گفت: فرزندم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مکن که براى تو نقشه خطرناک مى‏کشند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است!» (یوسف، آیه ۵)

از درس هایى که این آیه به ما مى‏دهد درس حفظ اسرار است، که گاهى حتى در مقابل برادران نیز باید عملى شود، زیرا همیشه در زندگى انسان اسرارى وجود دارد که اگر فاش شود ممکن است آینده خود یا جامعه‏اش را به خطر اندازد، خویشتن دارى در حفظ این اسرار یکى از نشانه‏هاى وسعت روح و قدرت اراده است، چه بسیارند افرادى که به خاطر ضعف در این قسمت سرنوشت خویش و یا جامعه‏اى را به خطر افکنده‏اند و چه بسیار ناراحتی هایى که در زندگى به خاطر ترک حفظ اسرار براى انسان پیش مى‏آید.»( تفسیر نمونه، ج‏۹، ص ۳۱۹)

در حدیثى حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) فرمودند: «مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتى از پروردگار و سنتى از پیامبر و سنتى از امام و پیشوا، اما سنت پروردگار کتمان اسرار است، اما سنت پیامبر مدارا با مردم است و اما سنت امام شکیبایى در برابر ناراحتی ها و مشکلات مى‏باشد.( بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۶۸ و الکافی، ج۲، ص ۲۴۱)

در حدیثى دیگر از امام صادق (علیه السلام) آمده است که «اسرار تو همچون خون تو است که باید تنها در عروق خودت جریان یابد.(سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ذیل واژه کتم)

به هر حال،‌ رازداری امری پسندیده و فضلیتی انسانی است. انسان همان گونه که نسبت به رازهای خویش می بایست دقت و وسواس کامل داشته باشد نسبت به اسرار و رازهای دیگران نیز این گونه عمل کند و به افشای رازهای دیگران نپردازد. البته کسانی که اهل تجسس، دروغ، غیبت، سخن چینی ، بدگمانی، کنجکاوی و فضولی، پرحرفی و خودنمایی هستند گرفتار افشای راز می شوند و سرنگه دار و محرم راز دیگران نمی توانند باشند.

اینان با این فضولی و افشای راز دیگران، امنیت روانی جامعه را به خطر می اندازند و به عنوان خائن شناخته و معرفی می شوند و خود خوار و خفیف و ذلیل می گردند و از ولایت خداوندی خارج شده و به ولایت شیطان داخل می شوند. ایات و روایات بسیاری به این مساله توجه داده است. در حالی که اگر راز نگه دار باشیم ضمن بهره مندی از عنایت خاص خداوندی، از عزت و سربلندی و امنیت روحی و روانی و ولایت خداوندی برخوردار خواهیم شد. باشد که راز نگه دار باشیم و اسرار خود و دیگران را افشا نکنیم و موجب تباهی و فساد در جامعه نشویم.