رابطه شبهه علمی و شهوت عملی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

در جامعه با دو دسته پرسش مواجه هستیم؛ دسته از پرسش ها در راستای کشف حقیقت است؛‌ در حالی که برخی دیگر از پرسش ها جهت ایجاد فضایی تیره و غیر شفاف است تا امکان شناخت حقیقت از باطل فراهم نشود. در حقیقت دسته دوم از پرسش ها ، همان شبهات هستند. شبهات موجب می شود با آمیختگی حق و باطل، فضا به گونه ای ترسیم شود که نتوان به سادگی حق را از باطل شناخت و در نتیجه امکان مسیریابی درست و رفتار راست فراهم نشود.

بسیاری از شبهاتی که در جامعه اسلامی علیه اسلام مطرح می شود، به انگیزه های گوناگونی است؛‌اما در این میان رهایی از خطوط قرمزها و قوانین اسلامی و احکام اسلامی است که بسیاری از شبهات را پدید می آورد. نویسنده در این مطلب را مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا رابطه شبهات علمی و فکری با شهوت های عملی انسان جهت فرار از احکام و قوانین اسلامی را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

رابطه بینش و نگرش

بی گمان بینش ها در نگرش های انسان نقش کلیدی و مهمی را ایفا می کند. ارتباط فلسفه و معرفت و اندیشه با رفتار و سبک زندگی انسان چنان است که در آموزه های اسلامی، اصول دین مهم ترین بخش از آن را شکل می دهد و لازم است تا هر مسلمانی آن را از طریق علم و یا علمی به دست آورد و تقلید از دیگران در این حوزه جایز و روا نیست؛ چرا که شکل گرفتن جهان بینی درست می تواند صبر و استقامت در سبک زندگی را تضمین نماید و هر گونه مخالفت و مقاومت درونی و بیرونی را کنار زند و در مسیر باورهای ایمانی عزم جدی را تقویت کند.

می دانیم که انسان هر کاری را مبتنی بر مقدمات علمی و عملی انجام می دهد. هر کاری که می خواهد انجام گیرد می بایست مراحلی چند را در مقام علم و سپس عمل بگذراند تا تحقق پیدا کند. تصور،‌ تصدیق قطعی، یقینی، جزم، سپس شوق، اراده، همت، عزم و عمل از مهم ترین مراتب علمی و عملی انجام کاری است.

از آن جایی که نگرش ها،‌ نسبت های کلی را تبیین می کند، سبک زندگی انسان مبتنی بر آن شکل می گیرد. به این معنا که اگر ما در هر کاری این مقدمات علمی و عملی را می بایست طی کنیم تا انجام دهیم، به این مساله نیز توجه داریم که همه این کارها می بایست در راستای اهداف کلان و کلی انجام گیرد. در حقیقت هر کاری را نسبت به یک کل و کلی می سنجیم. پس هر کاری همانند قطعی از یک جورجین است تا در نهایت به ما یک شکل یا کالای کاملی را ارایه دهد. این مانند این است که ما برای ساخت یک اتومبیل،‌ قطعات گوناگونی را طراحی و می سازیم. در ساخت همه این قطعات می بایست آن مراحل و مراتب پیش گفته طی شود؛ اما این نیز همواره مورد ملاحظه و توجه است که فایده هر قطعه را در ساخت اتومبیل در نظر می گیریم و به گونه ای طراحی و می سازیم که هدفی را در هدف کلان و کلی یعنی ساخت اتومبیل بر آورده سازد. پس ما در این جا یک نگرش کلی به نام ساخت اتومبیل را در نظر داریم و می کوشیم تا هر چیزی را مبتنی بر آن طراحی و بسازیم. در این میان بخشی از قطعات از جایگاه مهم تری برخوردار بوده و نگرش های کلی فرعی ما را شکل می دهند. از جمله این نگرش های کلی ولی فرعی می توان از طراحی و ساخت موتور به عنوان قوه محرک و یا چرخ ها برای استفاده از قدرت موتور برای جابه جایی و انتقال،‌ فرمان و ترمز و مانند آن یاد کرد. اما برخی دیگر هر چند برای تزیین اتومبیل یا تقویت بخشی از تجهیزات ضروری است ولی می توان حتی گاه از آن چشم پوشی کرد و از اصل اتومبیل آن را حذف کرد.

در سبک زندگی نیز این گونه عمل می شود. به عنوان نمونه ما می توانیم دو نوع سبک زندگی مبتنی بر دو فلسفه زیست و جهان بینی داشته باشیم. اگر در حوزه معرفت شناسی و فلسفه کلی به این نتیجه برسیم که هستی آفریده پروردگاری حکیم و فرزانه است که بیهوده چیزی را نمی آفریند و در همین راستا به دنیا و زندگی مادی به عنوان یک بخش از بخش های هستی بنگریم و اعتقاد به ابدیت و معاد پیدا کنیم، در آن صورت سبک زندگی ما به گونه ای دیگر طراحی می شود و نگرش های کلی ما در زندگی بر اساس آن شکل می گیرد؛ اما اگر به چنین معرفت و باوری نرسیم، در آن صورت سبک زندگی ما به طور کامل تغییر خواهد یافت.

پس در یک کلام باید گفت که هستی شناسی ما از نظر عقلی و فلسفی در ساخت بینش ها و در ادامه نگرش ها دخالت دارد و آن چه که ما به عنوان بینش انتخاب کرده ایم مانند بینش اسلامی به هستی موجب می شود تا نگرش های ما نیز در این چارچوب تعریف و شکل گیرد و سبک زندگی اسلامی را بسازد.

رابطه بیمار دلی و شبهه سازی

آن چه که بیان شد رفتار طبیعی انسان است؛ چرا که فطرت انسانی(روم، آیه ۳۰) به گونه ای ساخته شده که از طریق ابزارها و منابع شناختی حسی و غیر حسی از چشم و گوش و قلب و عقل بتوانند حقایق هستی را بشناسند و موقعیت خود را نسبت به هدف تحلیل کرده و راه رسیدن به آن را توصیه نمایند(شمس، آیات ۷ و ۸)؛ یعنی از دریچه آیات آفاقی و انفسی مسیریابی کرده و با استفاده از امکانات درونی و بیرونی حرکت خود را به سوی هدف آغاز نمایند؛ اما بسیاری از مردم این گونه عمل نمی کنند؛ زیرا فشارهای درونی هواهای نفسانی از سویی و فشارهای بیرونی وسوسه های شیطانی از سویی دیگر اجازه نمی دهد تا این مسیر طبیعی را بپمایند. از این روست که نه گوش به سخنان و سفارش های خردمندان می دهند و نه خود خردورزی می کنند.(فرقان، ایه ۴۴؛ ملک، آیه ۱۰) اینان راه ها و ابزارهای شناختی را کور کرده و گل گرفته و بسته اند.(اعراف، آیه ۱۷۹)

این حالت در آموزه های قرآنی به مرض و بیماردلی تعبیر می شود.(بقره، ایه ۱۰؛ مائده، ایه ۵۲؛انفال،‌آیه ۴۹؛‌توبه، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۵۳ و آیات دیگر) از ویژگی های بیمار دلی این است که قلب آن ها ناتوان از درک حقایق و تحلیل درست آن است و به جای آن که قدرت تشخیص حق و باطل را داشته باشد(شمس، آیات ۷ و ۸) گرفتار فتنه عدم تشخیص و شک و ریب(حج، آیه ۵۳؛‌نور، آیه ۵۰) ، طمع در منکرات به جای معروف(احزاب، ایه ۳۲) ، تردید و حیرت در عمل(محمد، ایه ۲۰)، کینه (محمد، آیه ۲۹) و بداندیشی و توهم توطئه(مائده، ایه ۵۲ ) هستند.

بیماری دلی با پیروی از هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی یعنی گناه آغاز می شود و در یک فرآیندی به گونه ای قلب عمل می کند که می توان از آن به واژگونی و وارونگی تعبیر کرد. به این معنا که حقایق هستی را وارونه و واژگونه به نمایش می گذارد. پس هم در حوزه معرفت شناختی و عقل نظری، حقایق را باطل و باطل را حقیقت می بیند و هم در حوزه عقل عملی، خوب را بد و بد را خوب می یابد. پس ارزش ها را ضد ارزش و ضد ارزش ها و نابهنجارها را ارزش و هنجار می بیند.(انعام، آیات ۱۰۸ و ۱۱۰)

این بیمار دلان و قلب های مریض، نمی توانند معرفت کاملی از حقایق هستی از جمله هدف و فلسفه آفرینش به دست آورند و این گونه است که در دنیای مادی خود گرفتار هستند و راه به آخرت و جهان های دیگر ندارند. پس مانند چارپایان بلکه بدتر از آنان زندگی می کنند؛ زیرا چارپایان بر پایه فطرت و طبیعت خود عمل می کنند و محدوده ها و محدودیت های خود را دارند، اما اینان با استفاده از عقل مریض خود و نیز ظرفیت و استعدادهای بی شمار هم در رفتار خطرناک تر هستند و آسیب جدی به خود و طبیعت و محیط زیست جهانی می زنند و هم این که با عدم بهره گیری از عقل حقیقت شناس و حقیقت گرا، آن را خوار و ذلیل می کنند و برده شهوت خود می کنند.

بسیاری از شبهات ایشان به مسایل معرفتی عقل نظری و احکام عقل عملی از جمله حقیقت خدا، معاد، حساب و کتاب آخرت و نیز خوبی عدالتی و وفا و صداقت مرتبط به همین بیماردلی آنان است.

این دسته از افراد به جای محکمات همواره دنبال متشابهات می روند و به جای پرسش شناختی برای فهم حقایق به دنبال شبهه و شبهه سازی هستند؛‌زیرا در فضای تیره و غیر شفاف است که می توانند زندگی کنند و نفس بکشند و از عذاب وجدان خود رهایی یابند.

رابطه احساس گناه و شبهه سازی

از آن جایی که هر انسانی دارای فطرت سالمی است که قدرت تشخیص حق و باطل و بد و خوب را به انسان می دهد و به طور طبیعی او را به سمت حقایق و خوبی ها می کشاند(شمس، آیات ۷ و ۸) بسیاری از کسانی که در مراحل آغازین انحراف از مسیر فطرت هستند، همواره در یک جنگ درونی به سر می برند. اینان از سوی با نفس اماره(یوسف، ایه ۵۳) و نیز وسوسه های شیطانی(سوره ناس) همراه هستند که ایشان را به باطل و زشتی و بدی فرمان می دهد و از سوی وجدان لوام و سرزنشگر ایشان نهیب می زند و آنان را از چنین گرایشی باز می دارد.(قیامت، ایه ۲ و آیات دیگر)

در چنین فضایی است که شخص با هر باطل گرایی و بدکاری با سرزنش های نفس لوامه و وجدان خود مواجه می شود. پس بهترین چاره را در این می یابد که به شبهه سازی و ایجاد فضای تیره و تار بپردازد و در این میان شیاطین انسانی و جنی به او کمک می کنند. انسان می کوشد تا با ایجاد شبهه فضای حقیقت را بر روی وجدان و فطرت خود ببند و احساس گناه را در خود از میان بردارد. از این روست که با انواع توجیهات برای رهایی از فشارهای درونی اقدام می کند تا نخست خود را آرام کند و احساس گناه را در خود بکشد.

جالب این که خداوند گزارش می کند که انسان با آن که یقین و قطع جزمی بر حقیقت امری دارد مثلا یقین قطعی و جزمی دارد که خدای حکیمی هست، یا می داند که این ظلم و ستم خلاف عدالت است و عملی ضد ارزشی و ضد اخلاقی است؛‌ ولی همیشه دنبال توجیهات و بهانه تراشی است.(قیامت، آیات ۱۴ و ۱۵) از این روست که با همه قطع و یقین به حقیقت، به انکار آن رو می آورد (نمل، آیه ۱۴) تا این گونه خود را به آرامش درونی برساند و از سرزنش ها و ملامت های نفس لوامه و وجدان و فطرت خود رهایی یابد.

رابطه شبهه سازی و آزادی مطلق هواهای نفسانی

خداوند ریشه بسیاری از شبهه سازی و شبهه گرایی در انسان را شهوت گرایی او می داند. به این معنا که ریشه بسیاری از شبهات، شهوات انسانی است. این که می گوید من شبهه علمی در حکم حجاب یا قصاص دارم، یا از نظر من روایات هیچ اعتباری ندارد و تنها قرآن معتبر است و یا در حکم فقهی علما و تقلید اشکال و شبهه علمی دارم، در حقیقت شهوت عملی دارد و این شهوت عملی خود را به شبهه علمی نسبت می دهد.

همین سلوک و رویه را می توان در دادگاه های خانواده نیز ردگیری کرد. بسیاری از کسانی که طلاق می گیرند مشکل جنسی در روابط زناشویی دارند که برخی این را به ۷۰ درصد افزایش داده اند؛ اما در دادگاه ها وقتی به بیان علت درخواست طلاق می پردازند، به امور دیگری اشاره می کنند که اصلا ربطی به مساله ندارد.

خداوند در آیات بسیاری از قرآن به همین رویه و سلوک پرداخته و در بیان ریشه یابی شبهات علمی به شهوات عملی اینان اشاره می کند. از این روست که حتی اگر به همه شبهات علمی آنان پاسخ داده شود، باز هم ایمان نیاورده و سلوک عملی و سبک زندگی خود را بر اساس اسلام سامان نمی دهند؛ زیرا شهوت های عملی و خواسته های نفسانی آنان اجازه نمی دهد تا به آن چه یقین و قطع کرده اند ایمان بیاورند و آن را بپذیرند و سلوک خود را تغییر دهند.

خداوند در آیه ۱۴۵ سوره بقره با اشاره به همین شهوت گرایی قوم و مذهبی اهل کتاب اشاره می کند و می فرماید: لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ بِکُلِّ آیَهٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ؛ اگر برای اهل کتاب هر معجزه ای را بیاوری اینان قبله تو را پیروی نمی کنند. اصولا کسی که از پیش حکم کرده و پیش داوری دارد، و خودش را به خواب زده را نمی توان بیدار کرد؛ چون این شخص نخوابیده تا بیدار کنیم، بلکه خودش را به خواب زده است و حتی اگر بمب هم در کنارش بترکانیم بیدار نمی شود. پس هر برهان، دلیل قطعی و عقلی، و حتی معجزات فراوانی هم بیاورید، اینان به هیچ وجه آن را نمی پذیرند و هرگز تغییر رویه و نگرش نمی دهند.

بسیاری از مردم به ویژه در جهان اسلام که مخالف سلوک اسلامی سبک زندگی خود را سامان داده اند، نمی توان به راه آورد؛ زیرا اینان شبهه سازی می کنند و پرسشی ندارند تا حقیقتی بر آنان آشکار شود؛ زیرا که هر روز حقایق اسلامی و آموزه های قرانی را می شنوند و با آن ها آشنا هستند. خداوند در باره این افراد می فرماید که اینان مشکلات علمی و عقیدتی واقعی ندارند، بلکه مشکل شهوت عملی دارند و می خواهند به آزادی مطلق و بی بند و باری برسند ولی از آن جایی که فطرت و وجدان ایشان سرزنشگر است و دایم در درون ایشان را ملامت می کند و سرکوفت می زند و احساس گناه می کنند، دنبال این هستند که خودشان را آرام کنند و یا از فشارهای بیرونی جامعه اسلامی رهایی یابند، از این روست که شبهاتی را مطرح می کنند.

خداوند در آیات نخست سوره قیامت ضمن پاسخ گویی به برخی از پرسش ها و شبهات علمی و معرفتی مردمان، در نهایت به این نکته اشاره می کند که خاستگاه این پرسش ها و شبهات نه علم و کسب حقیقت بلکه شهوت علمی و رهایی از هر گونه خطوط قرمز است. در حقیقت اینها مشکلی علمی و معرفتی درباره قیامت ندارند که مثلا می پرسند: چگونه خداوند استخوان های پوسیده و پراکنده را جمع می کند و دوباره معاد و رستاخیزی برای آدم مرده خواهد بود؟ چه کسی استخوانهای پوسیده را می‌تواند دوباره زنده کند؟ خداوند در این آیات ضمن پاسخ گویی به این که همان کسی که اوّلین‌بار این را خلق کرد همان می‌تواند دوباره اینان را در رستاخیز زنده کند می فرماید: بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ؛ انسان می خواهد با طرح این پرسش ها و شبهات راه را برای فجور خود هموار کند. در حقیقت این نمی‌خواهد خطّ قرمزی داشته باشد، بلکه می خواهد به آزادی مطلق برسد تا بتواند هر کاری را انجام دهد و هیچ گونه محدودیتی نداشته باشد.

پس اگر همه عقلا و خردمندان هستی به این پرسش ها و شبهات به ظاهر علمی آنان پاسخ های قطعی و یقینی بدهند و حتی ایشان به قطع و یقین هم برسند، ولی باز معتقد به آن نخواهند شد و ایمان نمی آورند؛ زیرا ایمان و اعتقاد به معنای آن است که از آزادی مطلق خود دست بکشند و به قوانین و تکالیف گردن نهند و محدودیت های بسیاری را بر خود اعمال کنند و سبک زندگی خود را تغییر دهند. پس عدم قبول و پذیرش پاسخ های علمی و قطعی به سبب علمی نبودن یا نادرستی در پاسخ نیست، بلکه به سبب همان بیمار دلی است که بدان گرفتار شده اند و نمی خواهند شهوات خود را کنار بگذارند. پس اگر شبهات شخص ریشه در شهوات او داشته باشد، هرگز نمی توان او را اقناع و قانع کرد و هر پاسخی به پرسش و شبهه او داده شود، باز هم ایمان نمی آورد و در اندیشه راه برونرفت دیگری است. پس شبهه روی شبهه طرح می کند تا خود را آزاد کند.

به عنوان نمونه کسی که شبهه درباره قرآن و وحیانیت آن را بر اساس شهوت عملی مطرحمی کند، به هیچ پاسخی قانع نخواهد شد؛ حتی اگر بگویید که پیامبر(ص) در تلقی قرآن و دریافت آن از خدا از علم لدنی برخوردار است و هر چه خداوند القا کرده به درستی دریافته نموده (نمل، آیه ۶) و همان را حفظ کرده است بی آن که دچار فراموشی و نیسان شود(اعلی، آیه ۶) و هم چنین همان را به زبان جاری کرده و نطق می کند بی آن که تغییر و تحولی و تبدیلی در آن ایجاد کند(نجم، آیه ۳) با این همه کسی که دچار شهوت علمی است این را نمی پذیرد و ایمان نخواهد آورد؛ چرا که نمی خواهد آزادی مطلق و بی بندباری خود را به احکام اسلامی محدود سازد.

به هر حال، باید توجه داشت که بسیاری از شبهاتی که مطرح می شود علمی نیست بلکه همان شهوت عملی است که به این شکل سامان یافته است. بنابراین، نمی توان امیدوار بود که با پاسخ گویی به این شبهات شخص دست از شبهه پراکنی و شبهه سازی بردارد و مسیر حق را انتخاب و بپماید.