ذلت و نیستی برآیند اختلاف اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع کامل برآیندی از وحدت در هدف و روش است؛ هر گونه اختلاف وتنازع میان افراد جامعه در هدف و روش به معنای نابودی اجتماع و دست کم ذلت و خواری مردمان است. از همین روست که در آموزه های قرآنی به مساله اختلاف امت توجه ویژه ای مبذول شده و آن را مانع جدی در سر راه تحقق اجتماع آرمانی و اهداف آن دانسته و به مقابله جدی با بیان عوامل ایجادی و شیوه ها و روش های درمانی آن پرداخته است. نویسنده در این مطلب به عوامل و آثار و نیز راهکارهای درمان و جلوگیری این پدیده اجتماعی به عنوان مشکل و معضل بر اساس آموزه های وحیانی قران توجه کرده و بدان پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار اختلاف اجتماعی

اختلاف به معناى ناسازگارى(لغت‌نامه‌، دهخدا، ذیل واژه اختلاف.) و انتخاب راهى غیر از راه دیگران در حالت یا گفتار است. از آن‌جا که اختلاف در گفتار، گاهى به تنازع مى‌انجامد؛ این واژه در منازعه و مجادله نیز به‌کار رفته است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه خلف)

اصولا ارتباطات و روابط اجتماعی به دلیل برآورد نیازهای یک دیگر ایجاد می شود و شکل می گیرد. اگر بده و بستان در ساختار عدالت انجام گیرد، هر کسی به میزان مساوی از این ارتباطات بهره مند می شود تو گویی که بده و بستانی تجاری با کیل و وزن انجام گرفته است. پس اگر این بده و بستان در اساس موازین و معیارها از همترازی برخوردار نباشد، یک سوی معامله احساس زیان می کند و همین امر موجب اختلاف میان افراد می شود.

از نظر اسلام هر چند بنیاد روابط اجتماعی همانند بده و بستان تجاری باید بر اساس موازین عدالت باشد؛ اما از آن جایی که انسجام و اتحاد اجتماعی در یک سطح بالاتر باید میان امت اسلام برقرار گردد، بر احسان در مرتبه متوسط و اکرام در مرتبه برتر تاکید شده است. بر این اساس گاه از افراد خواسته می شود به سبب برادر ایمانی از حق خویش بگذرند و گاه در مرتبه برتر از ایشان خواسته می شود تا نه تنها بگذرند (بقره، آیات ۱۰۹ و ۲۳۷؛ مائده، آیه ۱۳؛ حجر، آیه ۸۵؛ زخرف، آیه ۸۹)، بلکه ایثار کنند و لقمه را از دهان خود در آورده به دیگری بدهند.(حشر، آیه ۹؛ انسان، آیه ۸؛ فرقان، آیه ۷۲)

با این همه اگر کسانی حاضر به گذشت از حقوق خود یا ایثارگری نشدند، باید بر اساس موازین عدالت با آنان رفتار کرد و حق و حقوق ایشان را به تمام و کمال ادا نمود تا این گونه ارتباطات اجتماعی موجب تنش و اختلاف نشود.

اختلاف ممکن است میان دو شخص یا گروه ایجاد شود. البته اختلافات اجتماعی در گستره بزرگی ایجاد می شود و به طور طبیعی تاثیرات منفی بیش تر، بزرگ تر و ژرف تری به جا می گذارد.

در آیات قرآنی اختلاف آرا و عقاید به عنوان مقوله‌اى اجتماعى مورد نظر بوده و از واژه‌هاى «اختلاف»، «فرّق»، «تنازع»، «تقطّع»، «تخاصم»، «اصلاح ذات‌البین» و‌ مانند آنها استفاده شده است.

از نظر قرآن، اختلافات اجتماعی که به تفرقه و تنازع و خصومت ختم می شود، می تواند آثار مخرب و زیانباری بر اجتماع بگذارد و امت اسلام را با خطر نیستی مواجه سازد. برخی از آثاری که قرآن برای خصومت و اختلافات اجتماعی بیان کرده است عبارتند از:

  1. انحراف: اختلافات گاه در روش ها و گاه در اهداف میان افراد اجتماع پدید می آید. از آن جا آموزه های وحیانی قرآن به اهداف و روش توجه خاص داشته و اهداف و فلسفه زندگی اجتماعی را مشخص و معین کرده، برای رسیدن به آن ها نیز روش ها و شیوه هایی را بیان کرده است. در حقیقت شریعت را باید روش و شیوه دست یابی به اهداف متعالی دانست که برای انسان در اسلام تعریف شده است. به سخن دیگر، فلسفه و سبک زندگی در قالب آموزه های معرفتی و دستوری قرآن بیان شده است و هر فرد از افراد امت باید آن را مد نظر قرار دهند. بر این اساس، کسانی که در عمل اجتماعی با هم اختلاف می کنند باید گرفتار یکی از دو انحراف و کژی در هدف یا روش باشند؛ به این معنا که یا فلسفه و هدف زندگی اسلامی را نمی شناسند یا نمی پذیرند یا سبک و روش دست یابی به آن را نمی شناسند یا نمی پذیرند. در هر دو حالت باید این دسته از افراد امت را گروه های منحرف دانست و آنان را به مسیر درست هدایت کرد. کسانی که فلسفه زندگی اسلامی و قرآنی را نمی شناسد یا نمی پذیرند و نیز کسانی که حاضر نیستند بر اساس سبک زندگی اسلامی این اهداف را به دست آورند، گروه های منحرفی هستند که موجب اختلاف در امت می شوند. خداوند در آیات قرآنی گزارش می کند که بسیاری از گذشتگان به سبب انحراف در اهداف و روش های الهی در فلسفه و سبک زندگی ، از حق دور شدند و امت ایشان دچار اختلافات بسیار شده و آسیب های جدی دیدند. در تحلیل قرآنی از علل انشقاق و اختلاف به این نکته توجه داده می شود که اختلاف در آموزه های وحیانی می تواند به شقاق اجتماعی و جدایی مردم بیانجامد.(بقره، آیه ۱۷۶) البته این برداشت بر اساس این است که متعلّق «بعید» مى‌تواند «عن‌الحق» باشد (تفسیر روح‌المعانى، ذیل آیه) که در این صورت، نکته یادشده، قابل استفاده است.
  2. بعثت انبیا: خداوند به عنوان آفریدگار حکیم اهدافی برای خلقت در نظر گرفته است. از مهم ترین اهداف خلقت انسان، عبادت است که او را به تقوایی می رساند که زمینه ساز متاله شدن و کسب خلافت الهی است.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۳۰ ؛ آل عمران، آیه ۷۹)از آن جایی که انسان ها بتوانند در مسیر اهداف و فلسفه الهی حرکت کنند پیامبران را خداوند فرستاد تا این اهداف و سبک زندگی را نشان دهد؛ زیرا انسان ها در این امور دچار اختلاف و تفرقه شده و هر کسی اهدافی را مشخص کرده و سبک زندگی خاصی را بر اساس آن اهداف سامان دادند. این گونه است که اجتماعات انسانی دچار اختلاف بزرگی شد. در پی بروز اختلاف در زندگى اجتماعى انسان‌ها در اهداف و روش ها بود که پیامبران از سوی خداوند برای تبیین اهداف و سبک زندگی فرو فرستاده شده است. پس به یک معنا باید گفت که اختلاف انسان در اهداف و روش ها زمینه‌ساز بعثت پیامبران الهی بوده تا اهداف و روش های الهی تبیین و مردم در مسیر درست حرکت کنند. خداوند می فرماید: ما پیامبران را با کتاب و قوانین فرستادیم تا بین مردمان درباره آن چه اختلاف کرده اند حکم کرده و فصل خطاب قطعی باشند.(بقره، آیه ۲۱۳) پس بر خلاف دیدگاه برخی که پیامبران را عامل اختلاف می دانند، باید گفت که پیامبران پس از اختلاف انسان ها در اهداف و روش ها یعنی اختلاف در فلسفه و سبک زندگی است که برانگیخته شده تا این اختلافات را بر اساس آموزه های معرفتی و دستوری وحی حل و فصل کرده و به تفرقه ها پایان دهند. از همین رو کسانی که به این آموزه ها پای بند باشند و اطاعت کنند هرگز در چیزی اختلاف نمی کنند و انشقاق اجتماعی را موجب نمی شوند.
  3. بى‌شوکتى: اجتماعی که گرفتار تنازع و اختلاف باشد و بر اساس آموزه های وحیانی قرآن از رهبری اطاعت نکند و نسبت به ولی الله طغیان کند، گرفتار شکست می شود به طوری که آثاری از این اجتماع باقی نمی ماند؛ زیرا با اختلافات در یک اجتماع، مردم از هم دور می شوند و انسجام اجتماعی خود را از دست داده دشمنان بر ایشان چیره می شوند و یا خود مردم از آن محیط خارج شده و به جوامع دیگر منتقل شده و اینگونه جامعه تباه می شود. پس باید گفت فقدان عزت و شوکت و از بین رفتن اُبهت مؤمنان و امت اسلام، در پى اختلاف و درگیرى با یک‌دیگر یک حقیقت و سنت الهی است. باید این سنت های اجتماعی را شناخت و از آن ها پرهیز کرد.(انفال، آیه ۴۶) از نظر قرآن اگر امت در هنگام اختلاف به رهبران خویش مراجعه کند یا به اصول الهی پای بند باشد و خدا و رسول را در نظر بگیرد هرگز گرفتار اختلافات نابودگر و زیانبار نخواهد شد.(نساء، آیه ۵۹)
  4. جنگ: جنگ داخلی میان افراد اجتماع به دنبال اختلافات در عقاید یعنی در اهداف و روش ها می تواند از پیامدهای خسارت بار و نابودکننده ای باشد که اختلافات اجتماعی موجب می شود. خداوند در آیات قرآنی به مردم هشدار می دهد که وقوع جنگ و خون‌ریزى، پیامد اختلاف‌هاى عقیدتى یک سنت الهی حاکم بر جامعه است. بنابراین، این سنت را باید شناخت و اجازه نداد که اختلاف سبب جنگی داخلی و نابودی امت شود.(بقره، آیه ۲۵۳) از نظر قرآن جنگ و خون‌ریزى، پیامد اختلاف در دین و بدگویى انسان‌ها درباره یک‌دیگر است؛ پس کسانی که این روش را در زندگی اجتماعی پیش می گیرند باید منتظر عواقبی چون جنگ و خونریزی میان خودشان باشند.(انعام، آیه ۶۵) در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) جمله «او یلبسکم شیعاً» به اختلاف در دین و بدگویى افراد درباره یک‌دیگر، و جمله «و یذیق بعضکم بأس بعض»، به کشتن یک‌دیگر تفسیر شده است. (تفسیر‌قمى، ذیل آیه; نورالثقلین، ذیل‌آیه) امروز در بسیاری از جوامع اسلامی در غرب آسیا این گونه اتفاق افتاده و بردارکشی رایج و شایع شده و دشمنان از ذلت و ناتوانی امت استفاده می کنند.
  5. فقدان الفت قلبی و نابودی انسجام اجتماعی: بی گمان الفت و تالیف قلوب امت است که جامعه را به سمت تعالی و سعادت دنیوی و اخروی سوق می دهد. اما شعله ور شدن آتش نزاع و جنگ که پیامد اختلاف‌هاى اجتماعى، این انسجام اجتماعی و الفت میان قلوب افراد جامعه را از میان می برد و تباهی را برای آنان رقم می زند.(آل عمران، آیه ۱۰۳) البته برداشت فوق بنابراین‌ است که مقصود از «النّار»، آتش جنگ و نزاع باشد، نه‌آتش دوزخ،. (المیزان، ذیل‌آیه)
  6. دشمنى: دشمنى و ستیز میان اهل توحید و نیز طوائف مذهبی به سبب اختلاف در محتوای کتب آسمانی و مفاهیم آن می تواند پیامدی دیگر برای اختلافات باشد که در قرآن به آن توجه داده شده است.(بقره، آیه ۱۷۶)باید توجه داشت که «شقاق» به معناى مخالفت و طلب چیزى از روى دشمنى است که سبب مشقّت براى دیگرى مى‌شود. (مفردات‌راغب; مجمع‌البیان، ذیل آیه) پس کسانی که در مفاهیم و محتوای قرآن اختلاف می کنند باید خود را آماده دشمنی کنند که نتیجه آن وضعیت امروز مسلمان در غرب آسیا و خواری و ذلت و زبونی آنان در برابر مستکبران و ظالمان جهانی است.

۶‌. ذلّت و خواری: اگر اتحاد میان امت و الفت و همبستگی و انسجام مایه عزت مومنان و امت است؛ اختلاف و تنش ها میان امت چیزی جز خواری و ذلت برای آنان در دنیا ثمره ای نخواهد داشت. (بقره، آیات ۸۳ تا ۸۵) خداوند در این آیات از روى‌گردانى اکثریت بنى‌اسرائیل با وجود اوامر وحدت‌بخش خدا و قتل و اخراج تعدادى از آنان به وسیله گروهى دیگر سخن گفته است. این مسایل خود، بیانگر وجود اختلاف میان آنان بوده است که جز تباهی و خواری برای آنان بهره و سودی نداشته است. برهمین اساس و برای عبرت گیری خداوند به شدت با هر گونه اختلاف و عوامل آن برخورد می کند تا امت خوار و ذلیل نشوند؛ اما مسلمانان به این آموزه های وحیانی قرآن بی توجهی کرده و خود را خوار و ذلیل و زبون می سازند. از نظر قرآن اختلاف و نزاع، باعث خفّت و ذلّت در دنیا است و باید از آن پرهیز کرد.(همان)

  1. سستى: اختلاف در همه عرصه های زندگی اجتماعی آثار زیانبار خود را نشان می دهد؛ از نظر قرآن یکی از مهم ترین عوامل سستی مجاهدان در برابر دشمنان سستی است که پیامد اختلافات درونی آنان است. در حقیقت بروز سستى مؤمنان در پیکار با دشمنان، بر اثر اختلاف و نزاع با یک‌دیگر است که باید از آن پرهیز کرد؛ زیرا سستی و ضعف در مجاهدان و رزمندگان موجب گستاخی دشمن و سلطه وچیرگی آنان خواهد شد.(انفال، آیات ۴۵ و ۴۶) خداوند گزارش می کند که شکست مسلمانان در غزوه اُحد، بر اثر سستى و اختلاف در امر جنگ بود که در میان آنان رخ داده بود.(آل عمران، آیه ۱۵۲؛ روایات تفسیری، مجمع البیان، ذیل آیه)
  2. گمراهى: کسانی که گرفتار اختلاف اجتماعی هستند از مسیر اصلی کمال و آموزه های هدایتی وحی دور خواهند شد و فلسفه و سبک زندگی آنان تغییر منفی پیدا می کند و در مسیر گمراهی قرار گرفته و به دوزخ آخرت و شقاوت دنیا گرفتار می شوند. از نظر قرآن گمراهى و فاصله گرفتن از راه خدا، نتیجه تفرقه و پیروى از راه‌هاى گوناگون است؛ یعنی امت به جایی آن که دنبال صراط مستقیم الهی برود دنبال سبک ها و روش های بیگانه از اسلام می رود و شرق و غرب ارایه می دهد و آن را گفتمان جامعه اسلامی می سازد. امروز اگر نگوییم مردم فلسفه و اهداف الهی را فراموش کرده اند، دست کم در سبک زندگی به راه های می روند که غیر از شریعت اسلام و سبک زندگی قرآنی و اسلامی است. پس اختلافات امت در پی رفتن به راه های گوناگون و نادرست موجب می شود که گمراه شوند و هرگز رنگ هدایت را به خود نبیند.(انعام، آیه ۱۵۳)

علل و عوامل اختلاف

مهم ترین علل و عوامل اختلاف را باید در همه هواهای نفسانی درونی و وسوسه های شیطانی بیرونی دانست. اما مصادیق آن می تواند اموری از جمله موارد زیر باشد:

  1. تحزب گرایی: خداوند در آیاتی از قرآن بر این نکته تاکید دارد که هر گروهی به اهداف و روش های خود دلبسته است و رفتاری هیجانی و فرحناک نسبت به آن بروز می دهد. از این روست که خود این امور عامل اختلاف میان امت می شود و انسجام و اتحاد اجتماعی را از میان می برد.(مومنون، آیه ۵۳؛ روم، آیه ۳۲؛ مریم، آیه ۳۷؛ زخرف، آیه ۶۵)
  2. اختلاف برداشت ها: از دیگر عوامل موثر در اختلاف در میان امت، اختلاف برداشت ها از نصوص آموزه های وحیانی و قوانین مکتوب است؛ چنان که برخی از یهودیان از اصحاب سبت بر این برداشت بودند که محدودیت برای ماهیان روز شنبه و گرفتن آنان در روز یک شنبه مصداق ماهیگیری در روز شنبه نیست. این گونه با برداشت های گوناگون زمینه اختلاف در امت یهودی شده و مردم به سه گروه ماهیگیر، مخالف و بی طرف تبدیل شدند.(اعراف، آیات ۱۶۳ و ۱۶۴؛ نحل، آیه ۱۲۴)
  3. اختلاف افکنان: برخی از افراد در جامعه از اختلاف سود می برند و با ایجاد اختلاف است که می توانند به مقاصد مادی و دنیوی خود دست یابند. اینان با استفاده از هر ابزاری بر آن هستند تا اختلافات در میان امت پدیدار کرده و از آن سود برند؛ چنان که برخی از یهودیان تحت وسوسه های شیاطین به اختلافات میان همسران رو آورده و از آن برای درآمد سود می جستند.(بقره، ایه ۱۰۲)
  4. همانند سازی: از دیگر علل و عوامل ایجادی اختلافات اجتماعی، همانندسازی و مشابه سازی است. به این معنا که برخی از افراد با همانند سازی تلاش می کنند تا گروهی را دور خود جمع کرده و از مسیر راست و درست دور سازند؛ چنان که مشابه سازی مسجد از سوی منافقان از جمله موجبات اختلاف در امت اسلام بوده است.(توبه، آیه ۱۰۷)
  5. گذشته گرایی و بیان خاطرات تلخ گذشته: برخی از افراد با استفاده از گذشته گرایی موجب اختلاف اجتماعی می شوند؛ بیان شکست ها و خاطرات تلخ گذشته گاه انگیزه می شود تا دیگران تحریک به آشوب و فتنه شوند؛ چنان که برخی از منافقان با استفاده از این سازوکار میان اوس و خزرج جدایی افکندند.(آل عمران، آیات ۹۳ تا ۹۹؛ و روایات تفسیری)
  6. حسادت: یکی از عوامل در اختلاف میان افراد امت، ایجاد و تقویت حس حسادت است. البته برخی از حسودان که چشم دیدن وحدت و اتحاد دیگران را ندارند در این امر پیشگام می شوند؛ چنان یهودیان این گونه نسبت به اتحاد امت اسلام واکنش نشان دادند و زمینه اختلاف و درگیری در میان امت را موجب شدند.(بقره، آیه ۲۱۳؛ آل عمران، آیه ۱۹) از نظر قرآن حسادت، منشأ اختلاف‌هاى آگاهانه و انکارآمیز در امر دین اسلام می شود که در طول تاریخ اتفاق افتاده است.(آل عمران، آیه ۱۹؛ شوری، آیه ۱۴؛ جاثیه، آیات ۱۷)
  7. اختیار و اراده انسانی: انسان موجودی دارای اراده و حق اختیار است. طبیعت مختار انسان، منشأ پیدایش منازعات و تفرقه است.(بقره، آیه ۲۵۳؛ هود، آیه ۱۱۸)
  8. ترس : از دیگر عوامل اختلاف، ترس و خوف است. به عنوان نمونه ترس حاصل‌از قدرت وشمار انبوه دشمن در کارزار، زمینه بروز اختلاف و نزاع مجاهدان در امر جهاد می شود.(انفال، آیات ۴۲ و ۴۳)
  9. جادو: از دیگر عوامل اختلاف بهره گیری از جادو و سحر است که برخی از آن برای ایجاد اختلافات اجتماعی به ویژه میان همسران سود می برند؛ قران گزارش می کند که جدایى انداختن میان زن و شوهر، به وسیله سحر و جادو در سرزمین بابِل متداول بوده است.(بقره، آیه ۱۰۲)
  10. جهل و نادانی: جهل و نادانی به مسایل خود عامل اختلاف میان اقشار مختلف است.(بقره، آیه ۱۱۳؛ نساء، آیه ۱۵۷) البته سفاهت و بی خردی نیز عامل دیگری است که باید آن را نیز مد نظر قرار داد.
  11. دنیاطلبی: دنیاطلبى و غنیمت‌خواهى، عامل اختلاف و دودستگى میان مؤمنان و مجاهدان است.(آل عمران، آیه ۱۵۲)
  12. شک : شک در حق، زمینه اختلافِ انکارآمیز در حقایق دین می شود و در مقام اجرا نیز تردید را موجب شده و مردم را به اختلاف می کشاند.(هود، آیه ۱۱۰؛ فصلت، آیه ۴۵)
  13. شیطان: از عوامل موثر بیرونی در ایجاد اختلافات اجتماعی میان مردم، شیطنت ابلیس است. (اسراء، آیه ۵۳) چنان که جدایى یوسف(علیه السلام) از برادرانش، بر اثر فتنه‌گرى شیطان بوده است (یوسف، آیه ۱۰۰) و شیطان با ابزارها و روش های گوناگون در ایجاد اختلاف میام امت و مردم تلاش می کند.(مائده، آیه ۹۱)
  14. بی خردی و سفاهت: نابخردى و سفاهت، عامل اختلاف‌هاى درونى و قلبى است و انسان را به سمت اختلافات اجتماعی سوق می دهد.(حشر، آیه ۱۴)
  15. نفاق : نفاق اجتماعی موجب تفرقه و اختلاف میان مردم است؛ چنان که منافقان، درصدد ایجاد تفرقه در صفوف مؤمنان با ساختن مسجد ضرار و تمسّک به مقدساتِ آنان بودند.(توبه، آیه ۱۰۷)
  16. دشمنان: دشمنان از جمله یهودیان و اهل کتاب هماره در اندیشه تفرقه و ایجاد دشمنی میان امت اسلام بوده و هستند.(طه، آیات ۶۱ و ۶۲؛ آل عمران، آیات ۹۹ تا ۱۰۳)

راهکارهای اتحاد و رهایی از اختلاف

بی گمان حفظ اتحاد بهترین روش و شیوه است؛ اما اگر امت دچار اختلاف شد، باید عوامل آن شناسایی و بر اساس علل و عوامل به درمان آن اقدام کرد.

از آن جایی که مرجع حل اختلاف باید مشخص شود، به نظر می رسد که بهترین راهکار درمانی مراجعه به خدا در این امور است که عالم به حقایق آگاه است و توانایی رفع و دفع اختلاف را دارد. خداوند به صراحت در آیه ۵۹ سوره نساء بر لزوم مراجعه به خدا و رسول صلى الله علیه وآله یعنی کتاب و عترت (ع) براى حلّ اختلاف‌ها توجه می دهد. از نظر قرآن حکم خدا، مرجع نهایى حل اختلاف‌هاى انسان‌ها و جوامع است (بقره، آیه ۲۱۳؛ شوری، آیه ۱۰؛ نساء، آیه ۵۹؛ نور، آیه ۵۱) از آن جایی که مظهریت این داوری و حاکمیت پیامبران هستند(انبیاء، آیه ۷۸ ؛ زخرف، آیات ۵۹ و ۶۳؛ و آیات دیگر)، پیامبر اکرم(ص) و عترت طاهره (ع) به عنوان مرجع رسیدگی مطرح است. این در حالی است که منافقان حاضر به پذیرش حکمیت و مرجعیت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نمی شوند. خداوند در قرآن خوددارى منافقان از مراجعه به حکم خدا و رسول(صلى الله علیه وآله)، در حلّ اختلاف‌هاى خود گزارش هایی را بیان کرده است.(نساء، آیات ۵۹ تا ۶۱؛ نور، آیات ۴۷ و ۴۸) منافقان به جای مراجعه به اولیای الهی به طاغوت مراجعه می کنند و آنان را مرجع نزاع و اختلافات اجتماعی خود قرار می دهند.(نساء، آیه ۶۰)

از نظر قرآن کتب آسمانی از جمله قرآن به عنوان معیار و قانون مکتوب بهترین منابع و مراجع برای داوری حل اختلافات است.(نساء، آیه ۱۰۵؛ بقره، آیه ۱۱۳؛ نحل، آیه ۶۴)

به هر حال، برای حل مشکلات و اختلافات باید به کتب آسمانی به عنوان معیارها و قوانین الهی مراجعه کرد و امید به این داشت تا خداوند با آن مردمان را به اتحاد برساند؛ چنان که رهایى اوس و خزرج از آتش اختلاف و دشمنى در سایه عنایت و لطف خداوند(آل عمران، آیه ۱۰۳) با پیروی از پیامبر(ص) و قرآن اتفاق افتاد. از همین روست که رجوع به پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى حلّ اختلاف‌ها، امرى لازم و از نشانه‌هاى ایمان دانسته شده است.(نساء، آیات ۵۹ و ۶۵) و لزوم تسلیم و انقیاد در برابر داورى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در حلّ اختلاف‌ها و نزاع‌ها باید هماره مد نظر قرار گیرد.(همان؛ نور، آیه ۵۱ و ایات دیگر)

از نظر قرآن حل اختلاف میان امت اسلام از وظایف پیامبر(ص) است.(نساء، آیه ۱۰۵) البته هر یک از مومنان به ویژه عصمت طاهره به عنوان اتم و اکمل مومنان و اولیای الهی باید به این وظیفه قیام کنند.(نساء، آیه ۵۹؛ انفال، آیه ۱)

امروز نیز مراجع تقلید و علمای عظام به ویژه صاحبان ولایت مرجع تصیم گیری و حل و فصل اختلافات اجتماعی هستند که باید به آن ها مراجعه شود.

البته شکی نیست که برطرف کردن عوامل و علل اختلاف در قالب پیش گیری بهتر از درمان است و باید علل و عوامل شناسایی و با آن مقابله شود تا جامعه هماره در اتحاد و وحدت و انسجام اجتماعی به سر برد و اختلاف ایجاد یا سرباز نکند.