دین فروشان از نظر قرآن

عدالت

بسم الله الرحمن الرحیم

دین هر چند که به معنای آیین نیز آمده، ولی به معنای آخرت و حسابرسی آن است؛ در حقیقت دین، آیینی است که در ارتباط با آخرت و حسابرسی آن است؛ از همین روست که خدا در قرآن خود را «مالک یوم الدین» معرفی می کند که به معنای مالک روز حسابرسی در آخرت است. بر این اساس، وقتی سخن از دین فروشان است، مراد کسانی هستند که آخرت خویش را به دنیا و مانند آن می فروشند و آن را تباه می سازند.

شاید بسیاری از مردم ندانند که دین فروشی می کنند، یا ندانند خیلی از مدعیان دین و حتی عالمان دین، در جرگه دین فروشانی هستند که آخرت خویش را به دنیا می فروشند با آن که دانا به آخرت هستند، ولی دارای آن نیستند. شناخت دین فروشان به ما کمک می کند تا در پیروی از آنان درنگ داشته باشیم و به خود اجازه ندهیم تا آنان رهبری فکری – اجتماعی ما را در اختیار بگیرند و به نام دینداران، دنیا و آخرت ما را تباه سازند.

دین فروشیِ عالمانِ دینی

بی گمان نیازی نیست تا درباره دین فروشی کافران و مشرکان سخنی بگوییم؛ زیرا آنان هیچ اعتقادی به خدا، عالم غیب، آخرت و حسابرسی یوم الدین ندارند؛ بنابراین، اصلا دین فروشی برای آنان معنا و مفهومی ندارد؛ زیرا زندگی را چیزی جز دنیا و زینت های مادی آن نمی دانند و بر اساس همین فلسفه نیز سبک زندگی خود را می سازند.(یونس، آیه ۷؛ ابراهیم، آیات ۲ و ۳؛ انسان، آیات ۲۴ و ۲۷) آنان زندگی مادی دنیوی را به شدت دوست می دارند و چیزی را با آن معامله نمی کنند.(نحل، آیه ۱۰۷)

از نظر قرآن، کسانی که امید و رجایی به لقاء الله در آخرت ندارند، به همین زندگی دنیوی رضایت داده و بدان خشنود هستند؛ زیرا با آن که حقیقت آخرت در برابرشان است، آن را نمی بییند و التفاتی بدان ندارند و از حقیقت آن غافل هستند.(یونس، آیه ۷)

البته از نظر قرآن، منافقان نیز در جرگه همین کافران و مشرکان قرار دارند؛ زیرا از نظر اعتقادی هیچ عقیده ای به آخرت ندارند و تنها برای اهدافی چون بهره مندی از محیط اجتماعی و آسایش مادی، به ظاهر و زبان مدعی اسلام و ایمان به آخرت هستند، ولی در باطن هیچ گرایشی به آن ندارند؛ از همین روست که دنبال دنیا می روند و هر جا منافع دنیوی و مادی ایشان را دین در تعارض باشد، منافع دنیوی را ترجیح می دهند.(احزاب، آیات ۱۲ تا ۱۶)

مساله دین فروشی که در قرآن مطرح می شود نسبت به کسانی هستند که آخرت نسبت به دنیا انتخاب کرده اند، ولی در عمل دین را به دنیا می فروشند. آنان در مساله دین و دنیا به یک تناقض اساسی دچار هستند. از سوی دین و آخرت را می شناسد و آن را حق می دانند، ولی از سوی دیگر در برابر مادیات و زینت های دنیوی تاب نمی آورند در معامله دین و دنیا، دین را به دنیا می فروشند.

از نظر قرآن، گروه های چندی این گونه عمل می کنند که شامل طغیانگرانی است که با آن که نسبت به آخرت و یوم الدین علم و یقین دارند، ولی با طغیانگری خویش نسبت به آموزه های هدایتی تکوینی و تشریعی، زندگی دنیوی را بر اخروی ترجیح می دهند و آن آخرت را به دنیا ایثار می کنند.(نازعات، آیات ۳۷ و۳۸)

هم چنین بر اساس آموزه های قرآنی، گناهکاران با انواع گناهان خویش در حقیقت دنیا را بر دین ترجیح داده و به دین فروشی رو می آورند. در حقیقت رفتار گناهکاران با کافران هیچ تفاوتی ندارد؛ زیرا اگر کافران دین و آخرتی را قبول ندارند و دنبال دنیا به هر شکلی هستند؛ گناهکاران نیز همان روحیه و رویه را در پیش می گیرند. پس اگر کافران چیزی را با چیزی معامله نمی کنند؛ ولی گناهکاران با معامله دین با دنیا، همان رفتار کافران را در مخالفت با حق و عدل در پیش می گیرند.(انسان، آیات ۲۴ و ۲۷) این گونه است که سبک زندگی گناهکاران با کافران همسو است و عاجله را بر آجله ترجیح می دهند.(همان)

از نظر قرآن، گناهکارانی که دین فروشی می کنند از همه اقشار اجتماعی از عالم و جاهل را شامل می شود؛ اینان در گناهانی چون غیبت، مال دوستی و جمع آن به هر شکل(همزه، آیات ۱ و۲)، تخلف از جهاد و معصیت خدا و رسول(آل عمران، آیه ۱۵۲) نشان می دهند که دین برای آنان آن چنان ارزشمند نیست که دنیا را فدای آن سازند، بلکه حاضرند دین را به ثمن بخس و متاع قلیل دنیا بفروشند. این افراد در میان همه شرایع اسلامی وجود داشته و دارند. آنان به ظاهر مدعی آخرت و دین هستند، ولی در عمل نشان می دهند که حریص ترین و آزمندترین مردمان به دنیا هستند. آنان حاضرند به هر شکلی شده هزار سال بزیند و زندگی کنند؛ زیرا برای آنان زندگی دنیوی نقد و زندگی اخروی نسیه است.(بقره، آیه ۹۶؛ اعراف، آیه ۱۶۹)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بدترین گروه از گناهکارانی که دین را می شناسند و به آن باور و اعتقاد دارند، عالمانی هستند که با شناخت یقینی بلکه شهودی دین و آخرت را می بینند و به آن بصیرت دارند، اما با این همه دین را به دنیا می فروشند. عالمان دین فروش کسانی هستند که با بهره گیری از علوم گوناگون خویش در اندیشه سرکیسه کردن مردم هستند و برای متاع اندک دنیا به هر عملی زشت حتی سحر و جادو سود می برند و حتی زندگی خانوادگی مردمان را به بهای اندک متلاشی می کنند تا این گونه نشان دهند تا چه اندازه دنیاپرست و دنیا خواه هستند.(بقره، آیه ۱۰۲)

بر اساس آموزه های قرآنی، عالمان یهودی بر اساس علوم توراتی شناخت کاملی از حضرت محمد المصطفی(ص) داشتند. این شناخت در سطح شناخت فرزندان خودشان بوده است: الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ؛ کسانى که به ایشان کتاب آسمانى داده‏ ایم، همان گونه که پسران خود را مى ‏شناسند، او [محمد] را مى ‏شناسند و مسلما گروهى از ایشان حقیقت را نهفته مى دارند، و خودشان هم مى‏ دانند. (بقره، آیه ۱۴۶؛ انعام، آیه ۲۰)

خدا در قرآن گزارش می کند که اینان با خدا و پیامبرانشان عهد بسته بودند که به پیامبر آخر زمان و شریعت او ایمان بیاورند، ولی با آن که به قطع و یقین دانستند که حضرت محمد(ص) کیست؟ با این همه به آن ایمان نیاوردند؛ زیرا نمی خواستند این گونه دنیا و قدرت و ثروت و مقامهای آن را از دست بدهند و تحت رهبری آن حضرت(ص) قرار گیرند(آل عمران، آیه ۱۷۷)؛ زیرا در شأن نزول آیه آمده که مقصود از «عهداللّه»، حقایق مربوط به پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) در تورات است که به دست عالمان و احبار یهودی تحریف شده است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۷۷۸)

عالمان دین فروشی در طول تاریخ علیه پیامبران و صراط مستقیم آنان بودند و با تحریف لفظی و معنوی و سوء استفاده از مقامات علمی و معنوی خویش، مردم را گمراه می کردند تا به جای آن که تابع ولایت و خلافت الهی باشند، تابع خلافت و ولایت طاغوتی خودشان باشند. از جمله معروف ترین عالمان یهودی که گرفتار دین فروشی شدند و خدا از آنان به عنوان عبرت دیگران یاد کرده، می توان به بلعم باعورا (اعراف، آیه ۱۷۶؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷۶۸) و سامری (طه، آیات ۸۵ تا ۹۷؛ اعراف، آیات ۱۴۷ تا ۱۵۲) اشاره کرد. سامری که دارای علم بصیرت و شهودی بود از آن علم خویش برای کسب مقامات دنیوی و اهداف خبیث دست یابی به مکانت و وزانت اجتماعی بهره برد و این گونه خلیفه الله حضرت هارون(ع) را از قدرت ساقط نمود و خود را جانشین موسی(ع) قرار داد و حتی بستری برای قتل هارون(ع) فراهم کرد.(همان)

در حقیقت عالمان دین فروش برای کسب مادیات از ثروت و قدرت و مکانت اجتماعی سود می برند و دین را به دنیا می فروشند.(توبه، آیه ۳۴)

شگفت این که برخی از ایشان حتی با ادعای زهدورزی و رهبانیت با دین مردم بازی کرده و دین مردم را خراب و دنیا خویش را آباد می سازند.(همان)

عالم دین فروش کاری می کنند که مردم نیز به سمت و سوی دنیا کشیده شوند و از آخرت غافل شوند؛ زیرا مردم عمل عالمان را نگاه می کنند نه سخنان آنان را؛ یعنی ملاک و معیار مردم عمل آنان است نه سخن آنان. البته در همان زمان که مردم به عالمان دین فروش و قدرتمندان و ثروتمندان چشم می دوزند، هستند گروهی اندک از عالمان که هشدارهای لازم را می دهند.(قصص، آیه ۸۰)

روح دنیاپرستی در میان عالمان دین بسیار خطرناک برای اجتماع است. البته مردم در شرایطی که رعایت اوامر و نواهی الهی برای آنان مشکل شود، دست به دامن عالمان دینی و دانشمندان می شوند تا کاری کنند که حکم الهی تغییر یابد؛ یعنی از آنان می خواهند حرام خدا را حلال کنند یا حلال خدا را حرام بدانند. اهمیت دادن عالمان دین به خواسته های مردم یا بدین دلیل بود که منافعشان از طرف مردم تأمین می شد یا منصب های دینی و اجتماعی شان از سوی عامه مردم تأیید می گردید. این حالت نیز همان روح دنیاپرستی است که میان این قشر از افراد جامعه یعنی قشر عالمان وجود دارد.(توبه، آیه ۳۱)

آثار دنیوی و اجتماعی دین فروشی

از نظر قرآن، دین فروشی عامل عذاب الهی در آخرت است، به طوری که خدا هیچ تخفیفی نسبت به عذاب آنان اعمال نمی کند.(بقره، آیات ۸۶ و ۹۶)

اما آن چه مد نظر این مقال است، توجه یابی نسبت به آثار دنیوی و اجتماعی دین فروشی است؛ زیرا دین فروشی عالمان و رهبان تاثیرات بسیار مخرب و زیانباری بر فرد و اجتماع می گذارد که آثار آن تا ابد دامن گیر افراد است. از جمله این آثار زیانبار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱ . اختلاف و تفرقه اجتماعی: دنیاطلبی که دین فروشی را به دنبال دارد، موجب می شود تا نزاع و اختلاف و تفرقه در میان امت و مردمان شکل گیرد و انسجام و وحدت اجتماعی از میان برود.(آل عمران، آیه ۱۵۲)

  1. اشاعه فحشاء: از تاثیرات دنیاطلبی می توان به اشاعه فحشاء اشاره کرد. اصولا کسی که دین را به دنیا می فروشد، برای ارزش ها و هنجارها پشیزی ارزش قایل نیست. از همین روست که برای تامین اهداف شهوانی خویش به هر گونه فحشاء و منکرات آلوده می شود و اجتماع را بدان تباه می سازد.(نور، آیه ۳۳)
  2. بی توجهی به فقیران و اهتمام به رفاه مندان: نگره دنیا طلبان نسبت به فقیران منفی است و هیچ توجه و اهتمامی نسبت به آنان ندارند؛ بلکه دنبال رفاه مندان و همراهی و همسویی با آنان هستند.(کهف، آیه ۲۸)
  3. تبعیض در احکام: این گروه از مردم به جای آن که به تمام دین پای بند باشند، با توجه به خواسته های دنیوی خویش، به برخی از احکام عمل کرده و برخی دیگر را نادیده می گیرند.(بقره، آیات ۸۵ و ۸۶) پس هر حکمی که به نفع دنیای آنان باشد مورد استقبال قرار می گیرد و اگر این گونه نباشد، مورد بی اعتنایی و حتی مخالفت قرار می گیرد و در تحقق و اقامه آن تعلّل می ورزند.
  4. تجمل گرایی: خودنمایى و تجمّل گرایى قارون، موجب برانگیخته شدن خوى دنیاطلبى افراد دنیاطلب می شود و همین امر به مصرف گرایی و اسراف و تبذیر دامن می زند که خود از جمله بزرگترین گناهان و عامل از میان رفتن قیام و قوام اجتماعی یعنی اقتصاد می شود؛ زیرا توده مردم نیز به این تجمل گرایی و تبعات آن گرایش می یابند و بر آن هستند تا خود را همرنگ دیگران سازند.(قصص، آیه ۷۹)
  5. تخلف از رهبری: از نظر قرآن، دنیاطلبی موجب می شود تا اشخاص نسبت به فرمان رهبری به مخالفت بپردازند و در میدان عمل معصیت کرده (آل عمران، آیه ۱۵۲) و تخلف ورزند؛ چنان که همین دنیاطلبی موجب شده تا شماری از مدعیان اسلام در میادین نبرد و جهاد حاضر نشوند و از آن تخلف ورزند.(توبه، آیه ۳۸)
  6. جدال: دنیاطلبی به ویژه در میان عالمان دین فروش عامل اصلی مجادله و جدال باطل است. آنان برای کسب دنیا دنبال چاره جویی هستند و این گونه به جدال باطل متوسل می شوند تا بتوانند اهداف خویش را توجیه و وسایل باطل را به کار گیرند و منافع مادی را به سوی خویش جلب و جذب کنند.(شوری، آیات ۳۵ و ۳۶)
  7. روحیه سرکشی و تجاوزگری: کسی که دنیاطلب است و دین فروشی می کند، روحیه سرکشی و بغی و تجاوز را دارد و به محدوده های عقلی و نقلی بسنده نمی کند و پا از آنها فراتر می نهد.(یونس، آیه ۲۳)
  8. عجله و شتاب: دنیا طلبان دنبال عاجل می روند و به اجل و آجل اعتقادی ندارند؛ در حالی که هر چیزی زمانی دارد که می بایست در زمان به آن رسید و از آن بهره برد. دنیا طلبان میوه پیش از موعد را می کنند و به همین متاع کال و نارس دنیا دلخوش می دارند و آخرت را بدان می فروشند.(اسراء، آیه ۱۸؛ قیامت، آیه ۲۰؛ انسان، آیه ۲۷)
  9. عدم شناخت حقیقت: اصولا دنیا طلبی و دین فروشی ریشه در عدم شناخت انسان به حقیقت دارد. کسی که حقیقت زندگی دنیوی و اخروی را نداند، به دنیا بیش از اندازه اصالت و بها می دهد و این گونه دین را کنار و به دین فروشی رو می آورد و دنیا طلبی را پیشه خویش می سازد. دنیاطلبی موجب می شود که شخص فاقد تعقل و تفکر صحیح شود.(یونس، آیه ۲۴؛ نحل، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)
  10. غفلت از حقیقت: همان طوری که دنیاطلبی موجب می شود که انسان فاقد تفکر صحیح و شناخت حقیقت باشد، غافل از حقیقت شود؛ به ویژه آن که دنیاطلبی موجب می شود که قدرت ادراکی و گرایشی وی از حالت فطری خارج و گرفتار طبع و ختم شود که امکان فهم و شناخت حقیقت را نیز از او می گیرد.(نحل، آیات ۱۰۷ و۱۰۸)
  11. غفلت از ذکر الهی: انسان ذاکر کسی است که هر کاری خدا و اهداف آفرینش را مد نظر قرار می دهد؛ اما کسی که گرفتار دنیاطلبی و دین فروشی است، از ذکر الله غافل شده و هیچ کاری را برای اهداف آفرینش انجام نمی دهد و تنها دنبال خواسته های نفسانی دنیوی می رود و آن را ترجیح می دهد و مقدم می دارد.(اعلی، آیات ۱۵ و ۱۶)
  12. محروم از عبادت و هدایت: دنیا طلبی موجب می شود تا انسان از امور اساسی چون هدایت الهی و عبادت خدا و تزکیه نفس محروم شود و نماز و عبادت را کنار بگذارد و به دنیا و کسب مال و جمع آن بپردازد.(همان؛ نحل، آیه ۱۰۷)