دین ستیزی در جنگ فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

بنیاد جنگ ها را می بایست در جنگ های عقیدتی و فرهنگی یافت؛ زیرا سلطه بر ذهن و قلب افراد انسانی هر چند که دشوارتر است، ولی تلفات و هزینه های کم تری را تحمیل می کند و آثار ماندگارتری به جا می گذارد؛ به ویژه آن که با سلطه فکری و فرهنگی حتی منابع و قدرت های دشمن به سادگی در اختیار گرفته می شود و مستضعفان فکری و فرهنگی، بردگان بی جیره و مواجب و در خدمت دشمن قرار می گیرد.

اصولا جنگ های نرم عقیدتی و فرهنگی، موجب تغییر و تبدیل در فلسفه های زندگی بشر می شود و سبک زندگی شکست خوردگان در این جنگ ها را تغییر داده و در خدمت اهداف و مقاصد دشمن قرار داده و ایشان را به کارگزاران دشمن و حامیان فلسفه و سبک زندگی آنان تبدیل می کند.

با نگاهی به سیاست ها و برنامه های شیطان بزرگ آمریکا در کشورهای اشغال شده ای چون عراق و افغانستان به سادگی می توان دریافت که دشمن به این نتیجه رسیده که حذف نخبگان این مردم به تنهایی نمی تواند کشور را مطیع دشمن سازد، بلکه می بایست با سلطه فکری و فرهنگی، نسلی را تربیت کرد که در خدمت اهداف و مقاصد آمریکا باشد؛ چنان که امروز در آشوب های عراق و لبنان و حتی ایران می توان نسلی را یافت که تحت تربیت مستقیم نهادهای جاسوسی شیطان بزرگ از جمله بنیاد آزادی، بنیاد سورس، بنیاد راکفلر، بنیاد کارنگی و مانند آن ها قرار گرفته اند و ضربات پیاپی به امنیت ملی این کشورها وارد می سازند؛ بی آن که هزینه ای را آمریکا بپردازد؛ زیرا جماعتی که آمریکا را بهشت موعود و فلسفه و سبک زندگی آمریکایی را مقصد و مقصود خود قرار داده اند در میادین شهرهای عراق و لبنان حتی با جان و مال و عرض خویش در خدمت آمریکا هستند و فلسفه و سبک زندگی آمریکایی را می خواهند در عراق و لبنان اعمال کنند و دنبال لیبرالیسم نوین آمریکایی و سلطه آن بر جهان بوده و تداوم و استمرار آن را خواهان هستند.

رفتارهای این گروه و جماعت در شهرهای عراق به ویژه بغداد، کربلاء، نجف و حتی در شهرهای لبنان و ایران، نشان می دهد که نوک حملات متوجه دین ستیزی و اسلام ستیزی به عنوان یک فلسفه و سبک زندگی انسانی است؛ زیرا گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی نشات گرفته از آن را تنها رقیب واقعی گفتمان غربی – آمریکایی می یابند. حمله به ارزش های اسلامی چون حجاب، رقص در میادین، رفتار زشت جنسی ، شراب خواری علنی و پخش آن در میان افراد حاضر، حمله به مساجد ، حوزه ها، حسینیه ها، مواکب و خیمه های حسینی به ویژه در کربلا، حملات به نمادهای گفتمان انقلاب اسلامی چون کنسولگری در بصره ، نجف و کربلا و مانند آن ها حتی در آشوب های اخیر ایران و لبنان به ویژه در عراق به شکل گسترده تر و استمرار آن، همه بیانگر اهداف و مقاصدی است که دشمن از طریق دست آموختگان و پرورش یافتگان در جنگ نرم فکری و فرهنگی به آن توجه و اهتمام می ورزد و به ظاهر ایرانی و عراقی و لبنانی هستند، ولی در حقیقت فلسفه و سبک و گفتمان شیطان بزرگ آمریکا را اجرایی می کنند و دنبال تحقق آن هستند.

به هر حال، هدف از همه سیاستها و برنامه های سلطه شیطان بزرگ از طریق جنگ نرم فکری و فرهنگی، دین ستیزی است؛ البته دین ستیزی نسبت به اسلام ناب و گفتمان انقلاب اسلامی هدف اصلی این سلطه آمریکا و مستکبران جهان است؛ زیرا فلسفه و سبک زندگی برخاسته از گفتمان انقلاب اسلامی، نظامی را پی ریزی می کند که در تقابل آشکار با اهداف ظالمانه و استکباری گفتمان غربی – آمریکایی است.

روش های دین ستیزی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دشمنان دین ستیز برای دست یابی به اهداف خویش از روش ها و شیوه های گوناگون و متنوعی بهره می گیرند که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. تزیین گری باطل: انسان ها به طور طبیعی – فطری نسبت به حق گرایش و نسبت به باطل گریزش دارند؛ زیرا نفس ملهمه از سوی خدا به گونه ای ساخته شده که حق را می شناسد و به سمت آن گرایش دارد و در مسیر هدایت و خط مستقیم الهی حرکت می کند.(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) همین نرم افزار فطری و تکوینی در هر انسان خود عامل مهم بازدارنده نسبت به باطل از جمله کفر، فجور، فحشاء، ظلم، بی وفایی، خیانت، دروغ و مانند آن ها است؛ بنابراین، دشمنی چون شیطان برای دست یابی به اهداف خویش ناچار است تا از «فتنه» و «شبهه» سازی بهره گیرد تا بتواند حق و باطل را به گونه ای بیامیزد تا قدرت تشخیص از مردم گرفته شود و مردم در شرایط فتنه و شبهه به سمت باطل کشیده شوند. در همین راستا تزیین گری و آراستن باطل به حق برای ایجاد گرایش مردم به آن، از مهم ترین شیوه های دشمن برای ایجاد سلطه فکری و فرهنگی و تغییر فلسفه و سبک زندگی مردم است. دشمن با بهره گیری از همه امکانات از جمله رسانه های همگانی و شبکه های اجتماعی چنان امر زشت و بد و باطلی را زیبا و حق و خوب نشان می دهند که گویی جز این امر حق نیست و نباید به سمت وسویی دیگر رفت. این گونه است که جای جلاد و شهید و و نیز حق و باطل ، هنجار و ضد هنجار، کفر و ایمان، زشت و زیبا ، خوب و بد و ارزش و ضد ارزش جا به جا می شود و مردم به جای دفاع و گرایش به اسلام حقیقی دنبال اسلام های تحریف شده آمریکایی – انگلیسی می روند و آن را فلسفه و سبک زندگی خویش قرار می دهند و دین آمریکایی جایگزین اسلام ناب محمدی(ص) و گفتمان انقلاب اسلامی می شود(نمل، آیه ۲۴)؛ زیرا واژه «السّبیل» در آیه استعاره براى دین است. (تفسیر التحریر والتنویر، ج ۹، جزء ۱۹، ص ۲۵۵) پس دشمن با بهره گیری از ابزارهای تزیین مانند فیلم های هالیودی چنان تصویری آرمانی از آمریکا و زندگی آمریکایی ارایه می دهد که انسان گمان می کند که تمام خوشبختی در دنیا و آخرت تنها با سبک زندگی آمریکایی تحقق می یابد و هر کسی بخواهد سعادت مند وخوشبخت باشد باید این فلسفه و سبک زندگی را ایمان بیاورد و با آن زندگی کند. جوانان کشورهای مسلمان از طریق بمباران رسانه های گوناگون دشمنان با وعده های پوچ و آرایه های دروغین، به این باور می رسند که آرمان خویش را در فلسفه و سبک زندگی آمریکایی جست و جو کنند و برای رسیدن به آن از جان و مال و عرض خویش هزینه کنند و هرگز از مبارزه برای چنین گفتمان دست بر ندارند و به جهاد مقدس برای سبک زندگی آمریکایی اقدام کنند.
  2. بدنمایی از اسلام: دشمن همان طوری که برای رسیدن به سلطه فکری و فرهنگی و جهانی سازی گفتمان استکباری خویش از طریق تزیین گری و آرایه سازی اقدام می کند، هم چنین در حال بدنمایی از اسلام و گفتمان های رقیب دیگری است که گفتمان استکباری را به چالش می کشد. در گذشته همه رسانه های آمریکایی – غربی از جمله رادیوآزاد و فیلم های هالیودی در حال بدنمایی از سوسیالیزم و کمونسیم بودند که چالش بزرگ برای گفتمان استکباری شیطان بزرگ آمریکا بود؛ امروز بزرگ ترین چالش در برابر گفتمان استکباری که با شکل زیبا و شعارهای مردم فریبی چون لیبرال دمکراسی به مردم جهان معرفی می شود، اسلام سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی است که از عقل سلیم و نقل وحیانی معتبر مدد گرفته است. بر همین اساس، دشمن تمام تلاش خویش را می کند تا از طریق رسانه های همگانی و شبکه اجتماعی، فضاهای حقیقی و مجازی، عوامل میدانی و غیر میدانی، به ویژه جریان نفوذ و نفاق، چهره ای غیر واقعی از اسلام به نمایش گذارد و با ایجاد شبهات عقیدتی، فکری، فرهنگی، تشکیک در قوانین اسلامی و تاثیرات آن، تاکید بر فقدان نظام سازی در حوزه ها و ساحات اقتصادی، اجتماعی، روان شناسی، سیاسی و مانند آن ها اسلام را ناکارآمد جلوه دهد و با بهره گیری از جریان های تکفیری چهره ای ضد انسانی، ضد اجتماعی، ضد ارزش های انسانی، خشونت آفرین و مانند آنها از اسلام به نمایش گذارد. در همین راستا گاه به ابزار تمسخر رو می آورد(هود، آیه ۸۷) و گاه دیگر به جدل و مجادله باطل توجه می یابد تا مقاصد خویش را برای گریزان کردن مردم از اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی تحقق بخشند.(حج، آیات ۸ و۹)
  3. جدال باطل: از دیگر روش های دشمن برای سلطه فکری و فرهنگی بر مردمان به ویژه امت اسلام، بهره گیری از جدال باطل است. جدال به معنای اتخاذ موضع تقابلی است به طوری که هر آن چه که شخصی بیان می کند و عقیده دارد، طرف دیگر ضد و مقابل آن را بیان کند. جدال باطل به این معنا است که شخص بدون علم و آگاهی و حتی اطمینان نزدیک به یقین بلکه تنها بر اساس شک و ظن، عقیده ای را می پذیرد و از آن دفاع می کند یا بدون علم نسبت به عقیده دیگری تنها بر اساس همان شک و ظن ، عقیده او را تخطئه یا او را متهم به سخنی یا عملی یا عقیده ای می کند. این روش از سوی دشمن هماره به کار گرفته می شود، زیرا هدف دشمن آن است تا با ایجاد تشکیک، شبهات و شبهه افکنی افکار مردم را مخدوش و ذهن ایشان را گرفتار دست کم نسبیت در حقانیت کند که خود موجب تردید عملی نسبت به آن عقیده و فکر می شود. در حقیقت وقتی فلسفه و بنیان های فلسفی یک نظام سیاسی و گفتمانی مورد تشکیک قرار می گیرد، شرایط برای ایجاد تردید عملی در پیروان فراهم می آید. همین تشکیک علمی و تردید عملی موجب می شود تا نظام و گفتمان سیاسی در قالب دفاعی فرو رفته و توان حمله و هجوم را نداشته باشد. کم ترین نقش جدال باطل برای گفتمان غربی – آمریکایی نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی، عدم همراهی و همسویی و همکاری مردم با نظام سیاسی ولایی خواهد بود به طوری که هر گونه تعاون با گفتمان انقلاب اسلامی از دست می رود؛ زیرا آن را نظامی برای ایجاد نیکی و تقوا نمی دانند و ممکن است حتی گمانه همکاری و تعاون با ظلم و عدوان و گناه در اذهان امت اسلام ایجاد شود. چنین شیوه ای بارها از سوی دشمن در فضاهای گوناگون رسانه ای در پیش گرفته شده است؛ به طوری که بسیاری مردم با انواع شبهات در حوزه های فکری و فرهنگی و اجتماعی و مانند آن مواجه هستند و تردیدهای جدی در عملکرد مردم نسبت به حقانیت گفتمان انقلاب اسلامی پدید آمده است. بنابراین، لازم است تا این شیوه و حربه دشمن شناخته شده و به تقابل با آن پرداخت(حج، آیات ۸ و۹)؛ زیرا واژه و اصطلاح «سبیل اللّه» در این آیه به معنای دین اسلام است که دشمن با جدال باطل به تقابل با آن برخاسته است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۱۶)
  4. گسترش شرک: همان طوری که دشمن از طریق هنجارشکنی و تزیین باطل به عنوان حق و آراستن آن در قالب فتنه ها و شبهات و متشابهات(آل عمران، آیه ۷) به جنگ گفتمان انقلاب اسلامی آمده است تا گفتمان شرک غربی – آمریکایی خویش را سلطه بخشد، هم چنین تلاش جدی و گسترده ای را برای گسترش انواع شرک به کار می برد؛ زیرا از طریق انواع شرک است که می توان جلوی تاثیرات توحید ناب را در زندگی مردم گرفت؛ چرا که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر سطحی از شرک موجب بازدارندگی از تاثیر مثبت فلسفه و سبک زندگی توحیدی می شود؛ زیرا خدا از هر گونه شرکی به شدت خشم می گیرد و آثار غضب در زندگی مردمان آشکار می شود. در حقیقت ایجاد و گسترش شرک در جوامع اسلامی همانند برداشتن قطعه ای از قطعات اتومبیل است که کارآیی خود را از دست می دهد و اتومبیل توحید ناب از حرکت باز می ماند. تلاش دشمن بر این است تا به گونه ای با ایجاد و گسترش شرک، کارآیی را از گفتمان انقلاب اسلامی بگیرد و اجازه ایجاد و گسترش آن را ندهد.(زمر، آیه ۸)
  5. آراستن دنیاگرایی و دنیا طلبی: از دیگر شیوه های دشمن در راستای دین ستیزی و اسلام ستیزی و بازداشتن مردم از گفتمان انقلاب اسلامی و سبک قرآنی در زندگی، تشویق مردم به دنیاگرایی و دنیا طلبی به عنوان یک ارزش است، به طوری که آرمان برخی از مردم حتی رهبران یک نظام اسلامی تبدیل کشور به سوئیس، ژاپن، یا مالزی بود به طوری که آن را به صراحت در سخنان خویش بیان می کردند و شرایط سازندگی کشور را به گونه ای سامان داده و می دهند که سیاست ها و برنامه ها و بودجه ها به سمت چنین آرمانی حرکت کند. ایجاد اشرافیت مدرن در مدیریت عالی کشور دستاورد همین دنیا گرایی و دنیا طلبی است که دشمنان استکباری آن را برنامه ریزی کرده اند. این دنیاگرایی و آراستن دنیا برای مسئولان و مردم موجب می شود تا نوعی شکاف طبقاتی ایجاد و عدالت قسطی در پای اشرافیت مدرن مسئولان و مردمان دنیاطلب ذبح شود. پس امت اسلام و مسئولان در گفتمان انقلاب اسلامی می بایست هماره هوشیار و بیدار باشند تا در دام آراستن دنیا از سوی دشمنان و بزک کردن آن نیافتند و از اهداف و مقاصد اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی دور نشوند؛ زیرا دشمن از این شیوه و روش برای انحراف مردم و مسئولان بهره می گیرد و رسانه های آنان با تبلیغات بسیار، دنیاگرایی وتجمل گرایی و رفاه زدگی را به عنوان یک هدف معرفی و به تبلیغ سبک زندگی غربی – آمریکایی در فیلم ها و تبلیغات کالاها می پردازند(توبه، آیه ۹؛ ابراهیم، آیه ۳)؛ زیرا اصطلاح «سبیل اللّه» به معنای دین خدا و اسلام است (روح المعانى، ج ۸ ، جزء ۱۳، ص ۲۶۴) که دشمن با چنین شیوه ای به جنگ اسلام آمده و اسلام ستیزی را در عمل به نمایش می گذارد و دوستان داخلی آنان این را تقویت و تشویق و گسترش می دهند.
  6. کفر و آیین شیطانی: هر چند که دشمن در آغاز ممکن است در جمع مومنان، از حمله مستقیم به توحید پرهیز کند و از طریق شبهه سازی و متشابه سازی و فتنه گری حق و باطل را به هم بیامیزد تا مقاصد شوم خویش را تحقق بخشد، اما گاه در مراحل و مراتبی به تشویق و ترغیب علنی آیین کفر و شیطان می پردازد تا این گونه جلوی اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی را بگیرد. این گونه است که حمله به مراجع تقلید، مساجد، قرآن سوزی، شیطان پرستی و نمادهای آن در دستور کار قرار می گیرد. تبلیغات رسانه های استکباری و شیطانی چنان در این مرتبه و مرحله سنگین و علنی و آشکار است که روسای آن خود مستقیم به میدان آمده از کافران آشوبگر به عنوان منجیان بشریت و منادیان آزادی و رهایی از هر گونه قوانین شریعت اسلام یاد کرده و به دفاع از آنان می پردازند و بیانیه صادر کرده و حمایت فکری، مادی و مالی و قانونی در مجامع بین المللی از آن ها می کنند تا این گونه اهداف و مقاصد شیطانی و استکباری خویش را در لوای کفر و الحاد به کرسی بنشانند. در این میان جریان های نفوذ و نفاق در داخل کشور و امت اسلام نیز تلاش می کنند تا همان شعارها را به شکلی دیگر بیان کنند و برای تحقق اهداف خویش و دشمنان سوگند خورده اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی حتی خواهان خلای قدرت شده تا این گونه امکان آشوب و هرج و مرج فراهم آید و راه بر مومنان و امت بسته شود.(نساء، آیات ۱۶۰ و ۱۶۱؛ اعراف، آیه ۴۵؛ انفال، آیه ۳۶؛ نحل، آیه ۸۸؛ محمد، آیات ۱ و ۳۲ و ۳۴) باید توجه داشت که هدف اصلی دشمن در به کارگیری همه این شیوه ها و روش ها در یک جنگ نرم فکری و فرهنگی، سلطه کفر بر جهان و تامین اهداف شیطانی و حذف دین اسلام و گفتمان الهی آن از جوامع بشری است؛ زیرا اصطلاح سبیل الله دراین آیات به معنای همان اسلام و صراط مستقیم الهی است.(مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۱۳؛ همان، ج ۹ – ۱۰، ص ۱۶۱)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از روش ها و شیوه های دشمن در اسلام ستیزی و مقابله با گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) است که انقلاب اسلامی منادی آن است. در آیات قرآنی روش ها و شیوه های دیگری بیان شده که در این جا تنها به مهم ترین آنها اشاره شده که بارها از سوی دشمن در همین مدت چهل ساله انقلاب اسلامی بارها در ایران و عراق و لبنان و دیگر کشورهای اسلامی به کار گرفته شده و در بسیاری از موارد نیز موفق بودند هر چند که به دلیل بصیرت مردم و رهبری در ایران اسلامی بسیاری از این توطئه و دسیسه های دشمن به نتایج مطلوب برای آنان نرسیده و ناکام و شکست خورده فریاد بر آوردند و خشم و عصبانیت خویش را آشکار کردند. بنابراین، ضمن هوشیاری و بصیرت و بیداری باید به دشمن گفت: وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَیْکُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِکُمْ؛ چون دشمنان اسلام با هم خلوت کنند از شدت خشم بر شما سر انگشتان خود را مى‏ گزند بگو به خشم خود بمیرید.(آل عمران، آیه ۱۱۹)