دولت و مسئولیت بهزیست سازی

samamosبهزیستی به معنای بهترین و مطلوب ترین حالت زیست بشر، از اهداف هر شخص و جامعه ای است و چنان که از آیات قرآنی بر می آید، از اهداف آفرینش و تکالیف و وظایف بشر بر زمین فراهم سازی بهترین محیط برای زیست و تکامل خود و دیگران می باشد و انسان از سوی خداوند مامور است تا زمین را آباد و آن را برای بهره مندی همگان از انسان و غیر انسان آماده سازد. این مطلب به صراحت در آیه ۶۱ سوره هود این گونه بیان شده است: "هو أنشأکم من الأرض و استعمرکم فیها" ؛ او کسی است که شما را از زمین ایجاد کرده و برای آبادانی زمین قرار داده است.

البته چنان که از آیات قرآنی بلکه از رفتار انسانی به شکل علم حضوری وشهودی بر می آید، بهزیست گرایی در ذات و فطرت آدمی نهفته است و آدمی می کوشد تا به بهترین حالت از زیست دست یابد که در آن آرامش وآسایش وی تامین می شود و هر گونه اندوه نسبت به گذشته و ترس از آینده از دل او بیرون رود. از این روست که گفته اند گرایش به بهزیستی در هر نهاد سالم انسانی طبیعی و فطری است.

سبک زیست اسلامی

اما آن چه مورد نظر این نوشتار است بهزیست سازی به عنوان وظیفه هر انسان و بلکه هر جامعه و دولتی است. به این معنا که اگر هر شخصی به سوی بهزیست گرایش دارد و می کوشد تا شرایطی برای خود فراهم آورد تا در بهترین حالت زیستی زندگی کند و به کمال دست یابد، می بایست به عنوان شخص انسان و یا جامعه انسانی و یا دولت اسلامی شرایطی را فراهم آورد تا دیگران در بهترین حالت زیستی به سر برند. از این روست که از حقوق کسانی که ناتوان از دست یابی به زیست مناسب و مطلوب است این دانسته شده تا اشخاص و یا جامعه و دولت شرایطی بهزیست آنان فراهم آورند.

در آیات قرآنی از کسانی یاد شده است که نیازمند و یا ناتوان و مستضعف و زن و کودک هستند. این افراد بر دیگران و یا دولت حقی دارند که از آن به فراهم آوری شرایط بهزیستی یاد می شود. بنابراین بهزیست سازی برای این دسته افراد وظیفه و مسئولیتی قانونی و الهی شمرده شده است.

تاکید بر زنان و کودکان و مستعضفان به این معناست که آنان در شرایطی قرار دارند که نمی توان از فرصت های برابر کمالی و تکاملی سود برند. از این روست که ایجاد سازمان های خاص برای این دسته از افراد به عنوان مسئولیت و وظیفه دولت ها و جوامع مطرح می شود.

تکافل و تامین اجتماعی

هر چند که در آیات قرآنی به صراحت و روشنی سخنی از ایجاد نهادهایی چون تامین اجتماعی و یا بهزیستی نیست ولی تکافل اجتماعی در روایات بیان شده است و به اشکال مختلف نیز از وظایف افراد و دولت و جامعه فراهم آوری شرایط مناسب و مطلوب زیستی برای برخی از افراد چون زنان و یتیمان و کودکان و سالخوردگان سخن به میان آورده است.

حقوقی که برای سائلان و نیازمندان و یتیمان و سالخوردگان و حتی اهل کتاب و بلکه گیاهان و جانوران بیان می کند بیانگر آن است که ازوظیفه دولت و ملت آن است که شرایط و فرصت های برابر و مناسبی برای رشد و کمال یابی ایشان فراهم آورند.

از آن جایی که بسیاری از فعالیت ها در شکل سازمان یافته و تشکیلاتی بهتر و کامل تر ارایه می شود می توان گفت که وجوب سازمان هایی برای تعاون و همکاری و یاری به این اقشار از نظر اسلام ضروری است.

به هر حال بر دولت است که به عنوان یک وظیفه و مسئولیت در اندیشه سازمان دهی امور کسانی باشد که ناتوان از دست یابی به فرصت های برابر زیستی هستند. بهزیست سازی به عنوان وظیفه دولت و ملت تکلیف و مسئولیتی است که عدم توجه به آن موجب می شود تا در دنیا از سوی مردم و آخرت از سوی خداوند مورد بازخواست قرار گیرند.

به نظر می رسد که آیات و آموزه های قرآنی که ناظر به مسایل حقوق بخشی های از اجتماع می باشد و حتی آموزه هایی که در حوزه دیگرسازی و توجه به دیگری قرار دارد می تواند ناظر به بهزیست سازی محیط و جامعه برای افراد باشد. به این معنا که حتی امر به معروف و نهی از منکر و نظارت همگانی که به عنوان عامل رهایی از خسران و زیان در سوره عصر بیان شده می تواند به عنوان مجموعه آموزه هایی وحیانی باشد که به مساله بهزیست سازی توجه داده است.

در داستان امیرمومنان علی (ع) و پیرمرد به مساله تامین اجتماعی و حفظ و نگهداری سالخوردگان با بهره گیری از بیت المال اشاره شده است و آن حضرت در پاسخ کسانی که سالخورده را از اهل کتاب دانسته می فرماید: در زمان توانایی از او بهره گرفته و اکنون در سالخوردگی او را به حال خویش رها ساخته اید. آن گاه آن حضرت فرمان می دهد تا از بیت مال مسلمانان مخارج نگه داری او پرداخته شود.

در آیاتی که به سالخوردگانی چون پدر و مادر اشاره می شود بر این نکته تاکید می گردد که با ایشان از روی احسان ( عاطفه و احساسات ) رفتار کنید و در چارچوب مقررات و قوانین به آنان معامله نکنید. احسان و توجه به حوزه عو اطف و احساسات از آن روست که اشخاص پیر در شرایطی قرار دارند که نمی توان امید داشت که بتوانند رفتار عادی داشته باشند و این شرایط مناسب و مطلوب آنان نیست بنابراین لازم است تا با توجهات ویژه ای با آنان برخورد شود و بهزیست سازی را حتی در کلمات و ارتباط عاطفی مورد تاکید قرار می دهد و از همگان به ویژه فرزندان می خواهد که به ایشان اف و خسته شدم نگوید تا دل های آنان رنجیده خاطر شود.

بهزیست سازی برای برخی از اقشار و طیف های اجتماعی چون زنان و کودکان لازم است و اگر در این رابطه دولت به ایجاد سازمان ها و نهادهای ویژه پیگیری بهزیست سازی آنان اقدام کند در چارچوب حقوق ایشان می باشد و این گونه نیست که تاکید بر این افراد نوعی تبعیض میان زن و مرد باشد بلکه زنان و کودکان به سبب ناتوانی های جسمی و اموری دیگر می بایست همواره تحت تکافل اجتماعی جامعه قرارگیرند و از سوی جامعه و دولت تامین شوند.