دوستی و راستی

samamosبرای دوستی در ادبیات عربی واژگان چندی است که می توان به واژه حبیب به معنای علاقه و عشق قلبی ، خلیل به معنای خلوت و کسی که دلش از هر غش و کینه و امری دیگر خالی است و تنها برای دوست خویش قلب خود را خالی کرده است، و صدیق به معنای کسی که راستگوست، اشاره کرد.

پرسش این است که به چه حکمت و علتی عرب ها برای بیان واژه دوستی از واژه صدیق بهره می برند، نویسنده بر آن است تا در این مطلب کوتاه به این پرسش پاسخ دهد.

مفهوم شناسی

واژه صدیق از واژه صداقه و صدق گرفته شده است که ما با واژه تصدیق از همین خانواده بسیار آشنا هستیم. یعنی هر گاه بخواهیم بگوییم که نسبت میان قول و واقع یا حقیقت مطابقت وجود دارد، می گوییم که این سخن را من تصدیق می کنم و بر این باورم که میان سخن و واقع تطابق وجود دارد و چیزی خلاف آن چه در خارج هست گفته نشده است. بارها شده است که کلام دوستان و خویشانمان را این گونه تصدیق کرده ایم و در حقیقت برکلامشان مهر تایید نهاده ایم.

بنابراین وقتی می گوییم که دوست و صدیق کسی هستیم به این معناست که محبت ما نسبت به شخصی راست و مطابق واقع است. این بدان معنا خواهد بود که ما در تعامل خود با دیگری که از آن به دوست یاد می کنیم، صداقت داشته و محبت ما دروغین و غیر واقعی نیست.

دوستی یکی از اقسام تعامل و رابطه انسانی و عاطفی با دیگر انسان هاست. با این تفاوت که در تعامل با دیگر انسان ممکن است گاه بر خلاف واقع سخن و عملی را انجام دهیم ولی هماره نسبت به دوست و صدیق خویش، صداقت و راستگویی را ملاک قرار می دهیم و حتی اگر جانمان هم برود ، در حق دوست خویش خیانت نکرده و سخنی بر خلاف واقع برزبان نمی آوریم. این گونه است که پیوندی میان دو شخص پدید می آید که بر پایه راستگویی و صداقت است. از این روست که محبت وابراز آن میان دوستان هماره بر پایه صداقت و راستی خواهد بود و هیچ نشانه و آثاری از دروغ در آن یافت نخواهد شد.

به سخن دیگر، بهترین و روشن ترین و کامل ترین ، نوع ارتباط اجتماعی را می توان در میان دوستان یافت که از آن درجه به صداقت و صدیق یاد می شود.

در روایات اسلامی حضرت فاطمه زهرا(س) به عنوان صدیقه یاد شده است. این بدان معناست که سخن او مطابق واقع است و او هر چه می گوید عین واقع است. بنابراین کسی که در مقابل وی قرار گرفته است در هر مقام و منصبی باشد نمی تواند صدیق باشد. چنان که در روایات اسلامی از پیامبر(ص) در توصیف امیر مومنان وی را صدیق و فاروق نامیده است؛ زیرا او جدا کننده مومنان واقعی از منافقان در اشکال مختلف است.

انواع دوستی و صداقت

صداقت و صدیق بودن می تواند به دو شکل عمومی و خاص وجود داشته باشد. صداقت عمومی همان صداقت انسان نسبت به هر کسی است که ما از آن به هم نوع یاد می کنیم. بنابراین انسان ها می بایست نسبت به هم نوع خویش صادق و راستگو باشد و دوستی میان همه انسان ها بر پایه صداقت بنیاد گذاشته شود؛ زیرا صداقت و راستگویی ، بنیاد اجتماع است و هر گونه احتمال دروغ و عدم تطابق قول وعمل و یا قول و واقع به معنای از میان بردن رابطه سالم اجتماعی است؛ از این روست که در آیات و روایات از ظن و سوء الظن و بدبینی و بدگمانی پرهیز داده شده است؛ زیرا بی صداقت و راستگویی نمی توان رابطه سالم اجتماعی را تعریف کرده و تحقق بخشید. بلکه می بایست گفت بی حضور راستی و راستگویی ، اجتماع واقعی معنا و مفهومی ندارد؛ زیرا هر گونه تعامل اجتماعی بر اساس اعتماد و اطمینان به دیگری پدید می آید.

نوع دوم صداقت و راستگویی همان راستگویی خاص و فوق العاده است که حتی در شرایط سخت نیز از میان نمی رود و کسی به برای مصحلتی به دیگری دروغ نمی گوید. این گونه راستگویی میان دوستان وجود دارد. کسانی که قلب آدمی برای آنان می تپد و عواطف و احساسات شخص به کمک آن ها پاسخ های درست و مناسب دریافت می کند.

می دانیم که یکی از نیازهای مهم انسان پاسخ گویی به عواطف واحساسات است؛ زیرا همان گونه که از واژه انسان بر می آید، آدمی بی انس با دیگری احساس خلا و پوچی و یا فقدان چیزی را می کند. این جاست که دوستان ، در حقیقت پاسخ گویان به این نیاز بشری است که در غیر این صورت دچار بحران ها چندی چون افسردگی می شود.

از این روست که گفته اند که نیاز به دوستی واقعی یعنی راستین ، نیازی طبیعی است تا بتواند مهر و محبت خویش را از راه احساسات و عواطف به وی منتقل کند. ریشه این امر را برخی جنبه اجتماعی بودن انسان گرفته اند؛ ولی می بایست گفت که اصولا اجتماعی بودن انسان ریشه در نیاز انسان به دوستی دارد که به نیازهای عاطفی وی پاسخ درخور و مناسبی دهد. بنابراین می توان گفت که صداقت و دوستی ، پاسخی به نیاز طبیعی انسانیت و عواطف و احساسات اوست و اجتماع نیز بر پایه دوستی و صداقت پدید می آید؛ هر چند که در برخی از موارد نوعی ریا و بدبینی نیز در اجتماع بزرگ وجود دارد ؛ ولی اگر این احساس تقویت شود که صداقت در این روابط وجود ندارد اجتماع بزرگ تر نیز همانند کوچک تر از هم می پاشد؛ ولی آن چه موجب می شود که با وجود احساس دورغ و بدبینی نسبت به یک دیگر در اجتماع بزرگ هم چنان باقی بماند، عدم احساس یقینی و قطعی به عدم صداقت در افراد جامعه است.

به سخن دیگر حتی اجتماع بزرگ نیز برپایه صداقت و راستگویی بنیاد گذاشته می شود. با ا ین همه به سبب رابطه نزدیک تر و دایمی تر صداقت در میان دوستان جلوه گری بیش تری دارد و هر گونه احساس بدبینی و ظن به دروغ وعدم صداقت می تواند این دوستی را از میان بردارد. از این روست که میان اجتماع دوستان ، اصل به صداقت داده می شود و بر این عنصر انسجامی جامعه و دوستی تاکید می شود.

انسان برای پاسخ به نیازهای نخستین و اولیه خویش چون نیازهای عواطف و احساسات به دوست نیاز دارد؛ چنان که دوستان صادق و راستگو، مبادی فکری و بینشی و نگرشی وی را می سازند و اخلاق وی را تغذیه می کنند و سستی ها و ناتوانی هایش را می پوشانند و مشکلات روحی وروانی اش را بر طرف می سازند.

دوستی ضرورت سلامتی

بررسی های روان شناسان نشان داده است که دوستی تا چه اندازه بر سلامت جسمی و روانی شخص می توان تاثیرات مثبت و سازنده ای بگذارد. پژوهش های میدانی نشان داده است که نسبت مرگ و میر در میان کسانی که دوستان راستینی ندارند بیش از کسانی است که از دوستان خوب وسالمی برخوردارند. این تحقیقات می نمایاند که بیمارهای قلبی ، سرطان ، عدم تعادل شخصیت ، روان پریشی ، احساس شکست و خمود و افسردگی در میان کسانی که از دوستان خوبی برخوردار نمی باشند، بیش تر از دیگرانی است که دوستان خوب و سالمی دارند.

برای این که شخص به زندگی خویش معنا و مفهوم جدیدی ببخشد و فعالیت های اجتماعی خویش را افزایش دهد می بایست هماره در اندیشه افزایش دایره دوستان سالم و خوب خویش باشد؛ زیرا شمار دوستان خوب و سالم می تواند، مفاهیم جدیدی به زندگی او وارد سازد و او را با جهان های تازه و متنوعی آشنا سازد؛ زیرا هر یک از دوستان دارا ی ویژگی ها و خصوصیات منحصر به فردی هستند که می تواند مکمل دیگری باشد. این گونه است که شخص هماره خود را د رفضای جدید و مسایل جدیدتری می یابد و فعالیت های اجتماعی وی را افزایش می دهد و امراض و بیماری ها روحی وروانی را اجازه حضور نمی دهد.

بسیاری از کسانی که از دوستان صادق و راستینی برخوردار نمی باشند و احساس تنهایی و گوشه نشینی می کنند، گرفتار انواع و اقسام بیماری های جسمی و روحی هستند.

در جهان امروز وجود برخی از وسایل ارتباطی به جای آن که بر روابط سالم بیافزاید موجب شده است تا زمینه افزایش گوشه نشینی و تنهایی فراهم تر از گذشته شود. با آن که خانه ها آپارتمانی شده است، ولی ارتباط به شدت کاهش یافته است. با آن که تلفن و تلویزیون و اینترنت به عنوان ابزارهای آسان و ارزان افزایش یافته ا ست، سطوحی ارتباط به شدت تنزل پیدا کرده است. ریشه این امر را می بایست در این مساله جست که بسیاری از مردم گمان می کنند که ارتباط تفلنی و یا مکالمه در فضای مجازی و دوستان مجازی می تواند پاسخ گوی نیاز احساسی و عاطفی فرد باشد. این در حالی است که بررسی ها نشان می دهد که انسان پیش از هر چیزی به ارتباط نزدیک و حضور در کنار هم نیاز دارد و هر وسیله ارتباطی دیگر به جای آن که به این پاسخ نیاز طبیعی انسان کمک کند ، عامل بازدارنده شده و اجازه نمی دهد که به شکل مطلوب و مناسبی به احساسات وعواطف پاسخ داده شود. هرگز دوستان مجازی و گفتارهای تلفنی نمی تواند به بخش مهم احساسات و عواطف ما پاسخ دهد.

اصولا انسان ها در مشکلات و شادی ها و سختی ها و آسایش هاست که دوست دارند در کنار هم باشند. در این زمان هاست که دیدن چهره به چهره و قرار دادن دست در دست می تواند آرامش بخش باشد و یا شادی را منتقل کند و خود را در غم و شادی دیگری شرکت بداند.

همان گونه که گفته شد، تاکید نیز می شود که انسان به دوستان سالم و جدیدی در هر مقطع سنی و سالی نیاز دارد. برخی از دوستان برای زمانی و مکانی ، بخش از نیازهای بشری را پاسخ می دهند ولی نمی تواند به بخش دیگر پاسخ دهند. انسان در هر موقعیت و مکانی نیازمند دوستانی است که وی را درک کنند. از این روست که می توان هم دوست قدیم را حفظ کرد و هم دوستان جدیدی یافت تا به این بخش های جدید زندگی بشر پاسخ مناسب و مطلوب دهند.

حضور دوستان جدید نمی بایست به گونه ای باشد که دوستان قدیم رها و فراموش شوند. لازم است که انسان هماره هم در شمار دوستان و در حفظ و نگه داری وارتباط با آنان حد اعتدال و میانه را مراعات نماید. افراط و تفریط در هر زمینه و کاری بسیار می تواند زیانبار باشد. بنابراین لازم است هم در بیان محبت ، هم در مقدار و سطح ارتباطات و هم در شمار دوستان اعتدال را مراعات کرد. توازن عاطفی واحساسات می تواند برای حفظ دوستان و ایجاد دوستی های جدید بسیار کمک کند.

برای جلب رضایت دوستان و حفظ آنان هماره می بایست این معنا را در نظر داشت که دوستی سرمایه جاودانه هر انسانی است. اگر به هر دلیلی از نظر مقام و شخصیت اجتماعی و سرمایه و ثروت تغییرات شگرف و مهمی د رزندگی شخص پدید آید نمی بایست از فروتنی و تواضع نسبت به دوستان کاست. دوستان هماره کسانی هستند که عواطف تو را به درستی می شناسند و پاسخ های درست و مناسب می دهند. صدیق را از آن را صدیق گفته اند که می تواند راستی را در همه جا و همه حال با تو شریک کند. بنابراین لازم است که با دوست در همه حال دوست بود و اجازه داد تا به دور از هر گونه تغییرات ظاهری از ثروت و مقام ، نیازهای عاطفی ات را پاسخ دهد.

البته از نظر اسلام و قرآن تواضع و فروتنی نسبت به همه بشر امری مثبت و سازنده و فضلیت انسانی است؛ چنان که هر گونه تکبر درونی و استکبار بیرونی می تواند به عنوان یک رذیلت اخلاقی و هنجاری آدمی را از بسیاری از خوبی ها و زیبایی ها دور کند و به چاه افسوس و پشیمانی و اندوه افکند و آتش درون را زنده کند و قلب را در دوزخ کبر و غرور بسوزاند.

بی گمان دوستی همانند زیرخاکی هاست که هر چه کهن تر و قدیمی تر باشد، ارزشمندتر است؛ زیرا دوستی قدیمی ، این شرایط اخلاقی را فراهم می آورد که رازهای بسیار و احساسات پاک و بی غل و غش بی شماری را در پشت سر خود دارد. بنابراین می بایست به عنوان گوهرهای گران بها از آن محافظت کرد. در حقیقت سرمایه هر شخصی همین دوستان قدیمی هستند که درطول زندگی درکنار وی در شادی ها و غم ها با او شریک بودند و به نیازهای بینشی و نگرشی و احساسی وی پاسخ های مناسب داده و تاکنون همراه و همدم وی بودند.

انسان می بایست این دوستان را همانند نهرهای آب های سالم و پاکی بداند که نیازمند لایروبی هستند تا آب های پاک هم چنان گذشته در آن روان شود و هر دو را از فوایدش بهره مند سازد. بنابراین نمی بایست با توجه به تغییراتی که در هر فرد رخ می دهد و نیازهای جدید، دوستان قدیمی را رها کرد؛ بلکه می بایست شرایطی را پدید آورد تا از آن ها برای نیازهای امروز نیز بهره گرفت.

ویژگی های دوست خوب

دوست خوب ویژگی هایی باید داشته باشد که از جمله آن که عذر و پوزش تو را بپذیرد و نسبت به خطاها و اشتباهات تو مسامحه کند و گذشت داشته باشد. هر چند که می بایست آن را گوشزد کند و نسبت به بر طرف کردن ان به تو یاری رساند. زشتی ها و نواقصت را رو به رو به تو گوید و نه آن که جلویت از خوبی هایت بگوید و پشت سرت از بدی هایت سخن گوید؛ زیرا دوست خوب کسی است که انسان آن را همانند نفس خویش می شمارد که به همه حال و احوال او آگاه است ولی می کوشد تا رازدار وی باشد و چیزی از بدی ها را به دیگران بازگو نکند. بصیرت خود را نسبت به دوست ، برای کمک به بازسازی وی به کار گیرد و چون لباس هم او را بیارآید و هم زشتی هایش را بپوشاند. در روایت در این باب آمده است: دوست، دوست نبود تا تو را در سه حال نگاه ندارد: در نکبت، و در غیبت، و بعد از وفات.

آن که نسبت به تو خوش گمان حسن ظن داشته باشد و این امکان را داشته باشد که اگر در حق تو کوتاهی کرد و یا گناه و خطایی مرتکب شد، بتواند به آسانی از تو عذر و پوزش خواهد؛ زیرا اگر به تو خوش گمان نباشد ، نمی تواند برای پوزش خواهی اقدام کند و همین مساله موجب افزایش کدورت میان شما می شود و اشتباهی به سبب عدم وجود شرایط مناسب عذرخواهی به گناهی تبدیل می شود و دامنه آن افزایش و گسترده تر می شود.

پشت سرت حافظ منافع تو باشد. از مال و اهل و فرزند و عرض و ابروی تو همانند مال خویش محافظت کند. در سختی ها و شادی ها ، تنگ دستی و گشاده دستی در کنارت باشد.

آروزی سعادت و خوشبختی تو را داشته باشد و برای دست یابی آن به تو کمک و یاری رساند. عیبت را بپوشاند و برای از میان بردن آن به تو کمک کند. در سلام بر تو پیشی گیرد و در مجالس برای احترام تو برخیزد و برای برطرف کردن حوائج تو اقدام کند. در روایت است : سه تن را نتوان شناخت الّا در سه موضع: شجاع را مگر در جنگ و حرب، و حلیم را مگردر وقت خشم وغضب، و دوست را مگر به وقت حاجت.

دوستی اش برای طمع نباشد و تنها برای دوستی با تو ارتباط و تعامل داشته باشد. در کارش و عمل و سخن و ادب واخلاقش به گونه ای باشد که تو را یاری رساند و به سوی کمالات بکشاند. موجب شود تا ارزش و اعتبار اجتماعی و معنوی ات بالا رود و شان و مقام اجتماعی ات را تنزل نبخشد.

انسانی فهیم , مخلص ، مومن، محترم ، اخلاقی ، خوش فکر و خوش خو باشد. صداقتش از انسانیت برخیزد و وجدان و احساساتش گرما بخش تو گردد. دیدارش مهر و محبت را افزایش دهد و غصه ها و غم ها را بزداید. همانند آب صاف و همانند هوا پاک و همانند آتش گرم و همانند زمین و آسمان بخشنده باشد. در کار خیر باشد و تو را به کار خیر بخواند. ایمان و تقوا را در تو بیدار کند و روز به روز بر آن بیافزاید.

خداوند در قرآن می فرماید دوست خوب کسی است که افزون بر رعایت حقوق ات ، نسبت به تو احسان کند و فراتر از آن چه حق توست به تو یاری رساند.(نساء آیه ۳۶)

رابطه انسان با دوستان خویش به گونه ای باشد که تفاوتی میان مال او و خودش نباشد. همان گونه که شخص می تواند از خانه خود و پدر و مادر و خواهر و برادر خویش خوراکی بی اذن و اجازه او بخورد، باید بتواند از خانه دوست و رفیق خویش این گونه استفاده کند. (نور آیه ۶۱) هم چنین ، دوست خوب کسی است که برای دوست خود از خویش و جانش نیز مایه بگذارد و سرزنش دیگران را برای دوست خویش تحمل کند.(مائده آیه ۵۴)

دوست خوب همانند برادر است . این معنا را می توان از آیه ۶۱ سوره نور و آیات دیگر و روایات به دست آورد. از این رو، همان گونه که برادر از جهات مختلف برای انسان مفید و سازنده است، دوست خوب نیز این گونه است؛ زیرا چنان که گفته شد اگر دوستی نیاز فطری و اجتماعی بشر است؛ بنابراین زندگی بدون دیگران ممکن نیست. انسان تنها نمی تواند تمام نیازمندی های خود را براورده نماید. به ویژه آن که تنهایی، غربت و محرومیت و افسردگی روانی را همراه دارد؛ ‌از این رو زندگی اجتماعی برای انسان رشد و تکامل جسمی و روحی او ضروری است.

به سخن دیگر، هم نوع گرایی و انتخاب دوست و همدم ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. از این رو گزینش دوست خوب و نگهداری آن یکی از ملاک های توانایی و کمال آدمی شمرده شده است. علی(ع) می فرماید: “أعجز الناس من عجز عن إکتساب الاخوان…؛ ناتوان ترین مردم کسی است که نتاند دوستی بیابد از او ناتوان تر کسی است که دوستان خوب خود را رها کند یا با رفتار و اخلاق خود کاری کند که آن ها از وی دور شوند”.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: “بعد از ایمان به خدا، سرآمد تمام اعمال عاقلانه بشر، دوستی و نیکی به همه مردم است،‌ خواه خوب و درستکار باشد، یا بد و گناهکار”.

علی(ع) فرمود: “رساترین چیزی که به وسیله آن می توانی رحمت الهی را به خود جلب کنی،‌این است که در باطن به همه مردم عطوف و مهربان باشی”.

دوستان در امور زندگی کمک یکدیگرند. اگر دوستی بر اساس خیر و صلاح باشد، شریک در پاداش یکدیگر می باشند و اگر بر اساس و شر و فساد باشد، شریک در جرم یکدیگرند.اگر چه دوست یابی و آشنایی با دیگران یک ضرورت اجتماعی و نیاز روحی انسان است،‌ امّا این مجوز نمی شود تا ما با افراد فاسد و تبهکار، روابط دوستانه داشته باشیم.قرآن کریم می فرماید:‌ “الاخلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو إلاّ المتقین؛ همه دوستان در آن روز (قیامت) دشمن یکدیگرند مگر پرهیزکاران”.

بر اساس این آیه پیوند ها و دوستی هایی که در مسیر گناه و فساد و زرق و برق دنیا باشد، در قیامت به دشمنی تبدیل می شود. امام صادق(ع) می فرماید: “بدانید هر دوستی که در دنیا برای خاطر خدا نباشد، در قیامت به عداوت و دشمنی تبدیل می شود”. تنها دوستی پایدار و مفید آن است که بر اساس دین و دینداری و بر پایه تقوا بنا شده باشد.

علی(ع) می فرماید: “احبب احبّاءه؛ دوستان خدا را دوست داشته باش”. و یا این که: “از دوستی و هم نشینی با افراد فاسق بپرهیز”. هم چنین آن حضرت (ع) فرمود: “از دوستی با افراد احمق و نادان، دروغگو، هم چنین از دوستی با دشمنان دوست خود و افراد بخیل بپرهیز”.

حضرت فرمود:‌ “در برابر دوستانت برخی از مشکلات را به خود هموار ساز و تحمل کن و در هنگام قطع رابطه دوست،‌ رابطه و مهربانی ها را تداوم بخش”. (نگاه کنید: گفتار فلسفی، جوان، ج ۲،‌ مخصوصاً از صفحه ۳۴۴ – ۳۰۹ )