دوستان شیطان

samamosیکی از اصطلاحات قرآنی، اولیای شیطان است. خداوند برای انسان هایی که در دام شیطان گرفتارند و در خدمت و اهداف او می باشند، این اصطلاح را به کار برده است. واژه شیطان در قرآن به هر موجود سرکش و متمردی از جن و انسان اطلاق می شود، ولی گاه مراد از آن تنها ابلیس از جنیان است که نماد شیطنت می باشد. بنابراین دوستان شیطان همه کسانی هستند که در خدمت ابلیس و اهداف او کار می کنند و در زمره گمراهان قرار گرفته اند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا اوصاف و خصوصیات دوستان شیطان و رفتارهای آنان را در جامعه بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تحلیل و تبیین نماید و نسبت به این گونه صفات و رفتارهای ضد انسانی و اسلامی هشدار دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

صفات و افکار شیطانی

در کاربردهای عربی، شیطان، هر موجودی از انسان و جن و حیوانی است که سرکشی و تمرد می کند و بیرون از دایره رفتارهای طبیعی می باشد. بنابراین، اختصاص به طائفه ای خاص ندارد.( المصباح المنیر، فیومی، ج ۱ – ۲، ص ۳۱۳، «شطن»؛ مفردات الفاظ القرآن، راغب، ص ۴۵۴، «شطن») از این روست که در قرآن نیز از شیاطین جن و انس سخن به میان آمده است.

با این همه، نماد اصلی شیطان و شیطنت، ابلیس از جنیان است که با عبادت و بندگی به مقامات عالی رسید و در مقام قدس سکونت یافت، ولی تمرد و استکبار کرد و از آن مقام رانده شد. در برخی از آیات قرآنی که سخن از شیطان به میان می آید، مقصود ابلیس می باشد، چنان که در آیات ۴۱ تا ۴۵ سوره مریم، مراد از شیطانی که در برابر خداوند عصیان ورزید و برخی از مردمان وی را به جای خدا می پرستند، همین ابلیس است.

بنابراین هرگاه از شیطان و صفات و افکار او سخن به میان می آید، ابلیس می باشد؛ زیرا که وی نماد هر زشتی و پلیدی و دشمنی است. با این همه، برخی از مردمان نه تنها صفات او را می پسندند، بلکه می کوشند تا با الگوبرداری از ابلیس خود را شیطان مجسمی سازند و صفات و افکار او را در خود تحقق بخشند. این گونه است که از خدایی شدن به شیطانی شدن گرایش می یابند و در این راه گام بر می دارند. چنین افرادی که تحت سطله فکری و صفاتی ابلیس در آمده اند، همان اولیای شیطان و دوستان اویند. به همین دلیل است که خداوند کسانی که بت پرستی را پیشه خود ساخته اند و به عبادت بتان مشغول می شوند به عنوان کسانی یاد می کند که تحت ولایت شیطان در آمده و از دوستان و اولیای او شده اند.(مریم، آیات ۴۲ و ۴۵)

خداوند در آیات ۲۰۱ و ۲۰۲ سوره اعراف گاه از این افراد به برادران و اخوان شیطان یاد می کند؛ زیرا برادری گاه به نسب است و گاه به سببی چون دین و فکر می باشد. این افرادی که در فکر و آیین همانند ابلیس و شیطان می اندیشند و رفتار می کنند همان برادران شیطان می باشند.

اگر بخواهیم مجموعه ای از صفات و رفتارهای شیطانی را بر شماریم می بایست به صفات ابلیس چون غرور ، تکبر ، استکبار، خود بزرگ بینی، نژاد پرستی ، تمرد ، عصیان و مانند آن اشاره داشته باشیم. اما ابلیس و شیاطین دیگر دارای رفتارها و صفات بی شماری هستند که می توان آن را در یک جمله این گونه خلاصه کرد: هر گونه زشتی ، پلیدی و نابه هنجاری را می توان به ایشان نسبت داد؛ زیرا اینان از هر خوبی، زیبایی ، پاکی و هنجاری گریزان و از کمال به نقص گرایش دارند. از این روست که در قرآن به شیطان همه صفات زشت و بدی چون تبذیر، اسراف، فسق، میگساری، قمار بازی، فحشا، زنا، بت پرستی، دنیاپرستی و مانند آن نسبت داده شده است.

ابلیس برای دست یابی به اهداف پلید و شوم خویش، از هر ابزاری بهره می برد تا انسان ها و دیگر جنیان را به سوی تباهی و گمراهی بکشاند و از توحید و ایمان واقعی محروم سازد. از این روست که در یک فرآیندی، انسان ها را به سوی کارهای زشت و گناه می کشاند و تا آن جا پیش می رود تا انسان ها و جنیان، به عنوان سربازانش عمل کنند و اهداف او را تحقق بخشند. کسانی که تحت ولایت او قرار گرفتند، کسانی هستند که از انسانیت بیرون رفته و فطرت سالم و پاک خود را تباه کرده اند. از این روست که خود آنان، یک شیطان مجسم هستند و به تعبیر قرآن به صورت شیاطینی از انس و جن در می آیند که در خدمت اهداف پلید ابلیس می باشند.

ابزارهای شیطانی

شیطان برای تسلط بر انسان ها و جنیان، از ابزارهای بسیاری بهره می برد؛ زیرا قدرت شیطان از محدودیت های چندی رنج می برد که از جمله آن که وی تنها می تواند در آغاز از وسوسه بهره گیرد تا شخص در دام او گرفتار آمده و تحت ولایت و سلطه او در آید، چنان که این قدرت وی نیز محدود به دنیا و نیز به غیر انسان های خالص شده الهی یا مومنان مخلص می باشد.(نحل،آیات۹۸ تا ۱۰۰ و نیز نساء، ایات ۱۱۹ تا ۱۲۲ و ایات دیگر)

البته قدرت شیطان را نمی بایست دست کم گرفت، زیرا وی از توانایی هایی چون دیده نشدن(اعراف، آیه ۲۷)، تزیین و آراستن زشتی ها به زیبایی ها(انفال،آیه ۴۸)، صعود به آسمان و مراتب عالی هستی(حجر، آیات ۱۶ و ۱۷)، دست یابی به اخبار پنهانی و حوادث آینده(شعراء، آیات ۲۲۱ و ۲۲۳)، محاصره انسان با وسوسه ها(اعراف، ایه ۲۰۱)، ایجاد اختلالات روحی و روانی در انسان(بقره، آیه ۲۵۷)، از میان بردن خاطرات مهم از ذهن انسان و ایجاد فراموشی(یوسف، آیه ۴۲، و نیز کهف ، ایه ۶۳)، ایجاد تفرقه میان زن و شوهر(بقره، آیه ۱۰۲) و مانند آن می باشد. بنابراین شیطان می تواند با برنامه ریزی و در یک فرآیندی، گام به گام انسان ها را از مسیر فطرت و طبیعت سالم و پاک خود بیرون می برد و در مسیر زشتی ها و پلیدی ها قرار می دهد و به اهداف خود جامه عمل بپوشاند.

شیطان که خود مطرود خداوند است(آل عمران، ایه۳۶ و حجر، آیه ۱۷) می کوشد تا دیگران را با وسوسه گری خود به همان سرنوشت دچار کرده و به دوزخ برد.(ناس، ایات ۴ تا ۶) بر این اساس ، از همه ابزارها از جمله فریب کاری(فاطر، آیات ۵ و ۶)، شرارت (حج،آیه ۳)، پنهانکاری (ناس،ایات ۴ تا ۶) و دروغ سود می برد تا انسان و دیگر جنیان را فریب داده و به عصیانگری علیه خداوند سوق دهد.(نساء، آیات ۱۱۷ و ۱۱۸ و نیز مریم،آیه ۴۴)

خداوند در آیه ۱۱۲ سوره انعام به مومنان هشدار می دهد که شیاطین با بهره بردارى، از هنر تبلیغات آراسته، مردمان را فریب می دهند. این بدان معناست که ابلیس استاد فریبکاری و آراستن باطل به حق است و شیطان، عامل زیبا جلوه دادن کارهاى زشت برای انسان ها می باشد.(انفال،آیه ۴۸) از این روست که بسیاری از مردمان نادانسته در دام فریب ابلیس می افتند و افکار زشت و پلید را افکار پسندیده و خوب ارزیابی می کنند و در آن مسیر گام بر می دارند.

ابلیس برای رسیدن به اهداف از همه ابزارهای زشت و پلیدی چون اختلاف افکنی(بقره ، آیه ۲۰۸)، قمار و شراب(مائده، آیه ۹۰)، تهمت و افترا و بهتان(بقره، آیات ۱۶۸ و ۱۶۹)، اخلالگری در روابط انسانی (یوسف، آیه ۱۰۰)، ایجاد آرزوهای فریبکارانه(نساء، آیات ۱۱۷ تا۱۲۰ و نیز محمد، ایه۲۵)، اسراف و تبذیر(اسراء ، آیه ۲۷) و دیگر اعمال زشت بهره می برد.

صفات اولیای شیطان

همین صفات و رفتار را می توان در میان دوستان و اولیای شیطان یافت. اگر بخواهید شیاطین انسانی را بشناسید می توانید از همین افکار و صفات و رفتاری که ابلیس و شیطان دارد، استفاده کنید و با تطبیق بر انسان ها دریابید چه کسانی تحت ولایت شیطان قرار گرفته اند و به عنوان اولیا و اخوان شیطان در خدمت اهداف و برنامه های ابلیس می باشند.

آنانی که میان همسران و خانواده ها اختلاف و تفرقه می افکنند، یا ربا می خورند و فحشا را گسترش می دهند، کسانی هستند که ابلیس ایشان را به عنوان دستیاران خویش برگزیده است .

مشکل مومنان وجامعه ایمانی این است که شمار شیاطین بسیار بیش تر از انسان ها و جنیان خوب و سالم می باشند. خداوند در آیه ۱۰۲ سوره بقره و نیز ۷۱ سوره انعام بیان می کند که شمار شیاطین بیش از همه است. بنابراین، می بایست بسیار هوشیار و بیدار بود و اجازه نداد تا گام به گام در دام شیطان و ولایت آن گرفتار آییم.

اولیای شیطان که در خسران و زیان ابدی گرفتار آمده اند(نساء، آیه ۱۱۹) در گمراهی و ضلالت هستند که به هیچ وجه از آن رهایی ندارند(اعراف، ایه ۳۰) و این گونه عذاب دوزخ ابدی را به جان خریده اند.(نساء، آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱ و حج، آیات ۳ و ۴)

خداوند در آیه۷۶ سوره نساء، طاغوت ها و نیز همواره کنندگان راه آنان را از اولیای شیطان بر می شمارد و در آیه ۱۲۱ سوره انعام، کسانی که در آیات و احکام الهی مجادله می کنند به دوستان و اولیای شیطان می افزاید تا نشان دهد که هر کسی می تواند از دایره ولایت الهی خارج به ولایت شیطان داخل شود، زیرا کسانی که زمینه تسلط طاغوت ها را فراهم می آورند به عنوان دوستان شیطان معرفی می شوند و یا کسانی که در آیات خداوندی جدل می کنند از ولایت الهی خارج و به ولایت شیطان وارد می شوند. از این روست که خداوند در آیه ۷۶سوره نساء، از مومنان خواسته تا به جنگ طاغوت و همواره کنندگان راه تسلط ایشان بروند و اجازه ندهند تا ایشان بر جامعه مسلط شوند.

بنابراین هر کسی که اجازه دهد تا طاغوت بر جامعه مسلط شود می بایست خود را جزو اولیای شیطان بداند و از خود سرمشار گردد که چرا در مسیری گام بر داشته و یا بر می دارد که طاغوت را برجامعه مسلط می کند.

بسیاری از مردم چون شایعه سازان ناخواسته در مسیر شیطان گام برمی دارند و هموار کنندگان حکومت طاغوت می باشند. از این روست که خداوند ایشان را به عذابی سخت تهدید می کند.(احزاب، آیات ۵۹ تا ۶۱)

آثار پلید ولایت شیطان

کسانی که ولایت شیطان را می پذیرند بر خلاف انتظار به چیزی دست نمی یابند، زیرا ولایت شیطان به جای این که آرامش و آسایش را برای ایشان به ارمغان آورد موجبات ترس و اضطراب و خوف ایشان می شود.(آل عمران، ایه ۱۷۵) بنابراین، برخلاف انتظار می بایست پیامدهای شوم این ولایت را پذیرا باشند. از جمله این آثار شوم ولایت شیطانی می توان به افزایش اختلاف (بقره، آیه ۲۰۸)، بی آبرویی و بر ملا شدن زشتی ها(اعراف، آیه ۲۷) ، بی تقوایی (همان)، محرومیت از نعمت های الهی(بقره، آیه ۱۶۸) ، خواری و خذلان(فرقان، ایه ۲۹) خسران و زیان از سرمایه های وجودی(مجادله، ایه ۱۹)، خشم الهى(محمد، ایات ۲۵ و ۲۸)، ریاکارى (نساء، آیه ۳۸)، فسق(انعام، آیه ۱۲۱)، فحشاء و منکر(نور، ایه ۲۱)، مانع از تقرب و مقامات والای انسانی(اعراف، آیات ۱۷۵ و ۱۷۶) کفر و بی ایمانی به خدا و آخرت می شود.

بنابراین لازم است تا انسان ها با هوشیاری و بیداری خویش اجازه ندهند تا ابلیس و شیاطین جنی و انسی در یک برنامه ریزی اندک اندک و گام به گام ایشان را به سوی سقوط هدایت و رهنمون شوند و از بهشت رضوان الهی و دست یابی به خلافت الهی محروم سازند.