دلهای مسرور و چهره های متبسم

بسم الله الرحمن الرحیم

شاد کردن دیگران، هنر سخت و دشواری نیست و هزینه ای نیز ندارد؛ اما بی گمان، سود سرشاری دارد که هیچ خردمندی هرگز از آن نمی گذرد. از نظر قرآن، مومن واقعی هماره در دل مسرور است و نشانه هایی از سرور در مواجه اش با دیگران بر چهره اش نشسته است؛ حتی اگر به هر دلیلی غم و اندوهی در دل داشته باشد، هرگز آن را آشکار نمی سازد و تنها شادی خودش را با دیگران تقسیم می کند، نه آن که دیگران را تنها در غم و اندوهش شریک گرداند.

انسان ها بیش از آن که به صدقات مالی کسی نیاز داشته باشند، به روی گشاده و خوش ایشان نیاز دارند؛ زیرا عواطف انسانی بسیار قوی قوی تر، روشن تر و حساس تر است؛ این گونه است که انسان ها با همه نیاز به لقمه نانی و قرض مالی، گاه عطای تندخو را بر لقایش می بخشند و از خیر نیاز می گذرند تا عواطف و احساسات خویش را پاس داشته باشند؛ چرا که انسان عزت نفس خویش را هرگز فدای چیزی نمی کند و حاضر است بدترین شرایط و سخت ترین مشکلات از جمله گرسنگی و تشنگی را تحمل کند، ولی گام بر عزت نفس خویش نگذارد و خود را خوار و ذلیل در برابر بندگان و دیگران نکند؛ زیرا تذلل و خواری را تنها در پیشگاه خدا می پسندد لاغیر ، و هرگز نفس گرانبهای خویش را به «بخس دارهم معدوده» و پول سیاه ننگ و عار نمی فروشد و خود را خوار و خفیف و سبک نسازد؛ زیرا که در مکتب امیرمومنان امام علی(ع) شاگردی کرده و زانوی تلمذ بر زمین ساییده است؛ همو که می فرماید: إنَّهُ لیسَ لأنْفُسِکُم ثَمَنٌ إلّا الجَنّهُ، فلا تَبیعوها إلّا بِها ؛ جانْ بهاى شما جز بهشت‏ نیست؛ پس آن را جز به بهشت مفروشید.( بحار الأنوار، ج ۷۸، ص۱۳، حدیث۷۱)

در فرهنگ و ادبیات اسلامی، صدقات دارای انواع و اقسام بسیاری است که شامل صدقات مالی، امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد و هدایت گری، برداشتن مانع از سر راه مردم، کمک و یاری به دیگران و مانند آن ها می شود؛ اما در این میان از نظر اسلام، روی خوش و گشاده مهم ترین و زیباترین و اساسی ترین صدقه ای است که کسی به دیگر می بخشد و هدیه می کند. از همین روست که پیامبر(ص) می فرماید: تَبَسُّمُکَ فی وَجهِ أخیکَ صَدَقهٌ؛ لبخند زدن تو به روى برادرت صدقه است.(کنز العمّال، هندی، شماره حدیث ۱۶۳۰۵ )

سرور باطنی و لبخند ظاهری

از نظر قرآن، مومن واقعی در مقام اطمینان قرار دارد(فجر، آیه ۲۷)؛ زیرا وی مستقیم با پیروی و اطاعت از نفس ملهمه الهی که حق و باطل را به وی نشان داده و گرایش به خیر و گریزش از شر را در جانش قوام بخشیده است(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) به سوی خدایی حرکت کرده که به تعلیم علم لدنی برخاسته از تقوایی عبادی(بقره، آیات ۲۱ و ۲۸۲) از یقین شهودی در مقامات علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین برخوردار است؛ پس همیشه نسبت به مقدرات الهی که با تدبیرش همسانی نیافته ، کنار می آید و «راضیه مرضیه» به آن می نگرد و می پذیرد(فجر، آیات ۲۸)؛ زیرا بر این باور است که هر آن چه از خیر و شر به عنوان ابتلاء (انبیاء، آیه ۳۵) به وی می رسد، بر اساس مشیت الهی است که پیش از خلقت در ام الکتاب رقم خورده است و نباید به گرفته هایش اندوهگین و به داده هایش فرحناک شده و هیجان زده رفتاری غیر عقلانی از خود نشان دهد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

بنابراین، انسان مومن هماره مسرور است و در دل سرور و شادان.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۴۰۴، «سرر».) حالتی خوش در جانش دارد و شادی نهانش او را به وجد می آورد.

این سرور باطنی که برخاسته از مقام رضا و رضوان و اطمینان است، در ظاهر نیز بروز می کند و چهره اش شاد و گشاده است و لبخند بر لبش نشسته است. با دیگران با چنین حالتی مواجه و رو به رو می شود ، به طوری که دیگران از بود و نشست و برخاست و معاشرت با وی لذت می برند.

انسان مسرور، به دور از افراط و تفریط عمل و رفتار می کند. پس گرفتار مرح و فرح باطل نیست؛ زیرا خداوند فرح باطل و مرح در دنیا را ناخوش داشته و دوست نمی دارد: لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ؛ فرح و شادی افراطی نداشته باش! زیرا خداوند فرحناکان را دوست نمی دارد.(قصص، آیه ۷۶)

خداوند هم چنین می فرماید: ذَلِکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ؛ این عقوبت و کیفر به سبب آن است که در زمین به ناروا شادى و سرمستى می کردید و بدان سبب است که سخت به خود مى ‏نازیدید و به شدت شادمانی می کردید.(غافر، آیه ۷۵)

واژه «مرح» در لغت به معناى شدّت افراط در شادمانى است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۸۲۷ ؛ روح المعانى، ج ۱۳، جزء ۲۴، ص ۱۳۲)؛ هم چنین فرح به معنای شادی افراطی و بدمستی است که گاه با پایکوبی و هیجانات شدیدی رفتاری و گفتاری همراه است. البته قرآن، فرح را در قیامت و آخرت جایز دانسته است؛ زیرا آن را برای اهل بهشت نیکو می داند؛ اما در دنیا آن را نادرست دانسته است؛ از همین روست که در این آیه فرح را با قید آورده است؛ این در حالی است که مرح هماره ناپسند و مذموم است. به هر حال ، مقیّد شدن «فرح» در آیه به قید «بغیر الحقّ» به این دلیل است که «فرح» و شادمانى گاهى به حق است و مورد ستایش، و گاهى دیگر باطل است و مورد سرزنش.(مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸ ، ص ۸۲۸)

انسان های مشرک، گمراه و کافر(غافر، آیات ۷۳ تا ۷۵) و حتی مسلمانان غیر مومن غافل(همان)، گرفتار هیجانات افراطی و واکنش های تند متقابل هستند. این افراد به سرعت و با کمترین سختى یا رفاه و مصیبت و نعمت، احوال روحى و روانى آنان به ناامیدى وشادمانى، تغییر می کند (هود، آیات ۹ و ۱۰؛ شوری، آیه ۴۸)؛ زیرا این افراد از مقام آرامش و اطمینان برخوردار نیستند.

به هر حال، مومن هم در باطن مسرور و هم در چهره و رفتار گشاده رو است و هماره لبخند و تبسمی بر لب دارد و با گشاده رویی با دیگران برخورد و معاشرت دارد.

رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند : اَحَبُّ الاَعْمالِ اِلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سُرُورٌ یُدْخِلُهُ مُؤْمِنٌ عَلى مُؤْمِنٍ، یَطْرُدُ عَنْهُ جُوعَهُ اَوْ یَکْشِفُ عَنْهُ کَرْبَهُ؛ بهترین اعمال در پیشگاه الهى سه چیز است: ایجاد خوشحالى در دل مؤمن، رفع گرسنگى، و زدودن غم و اندوه از چهره او.( بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۳۱۲ و نیز ص ۲۸۹ .)

در منابع اهل سنت نیز آمده است: أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ ، وَأَحَبُّ الأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَى مُسْلِمٍ ؛ دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند سودمندترینشان است و محبوترین کارها نزد خداوند سروری است که بر قلب مسلمان وارد می کنی. (کتاب توبیخ و تنبیه، حدیث ۸۸)

آن حضرت(ص) هم چنین می فرماید: مَنْ سَرَّ مُؤْمِنا فَقَدْ سَرَّنى وَ مَنْ سَرَّنِى فَقَدْ سَرَّاللّهَ؛ کسى که مؤمنى را خوشحال کند، مرا خوشحال نموده و کسى که مرا خوشحال نماید، خدا را خوشحال کرده است.( بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۲۸۷ .)

در حدیثی دیگر از منابع اهل سنت آمده است: أحب الاعمال إلی الله بعد الفرائض إدخال السرورعلی المسلمین ؛ دوست داشتنی ترین اعمال نزد خداوند خوشحال کردن دیگران است.

در زندگی خودمان کاری کنیم که با دیگران به گونه ای باشیم که غم و اندوه را از ایشان بزدایم و با چهره گشاده و لبخند اجازه دهیم که زندگی شیرین و شاد شود. صله رحم و ملاقات و دیدار با خویشان از عوامل سرور و شادی است. هم چنین گردش و حضور در طبعیت و بهره مندی از گیاهان و آب دریا و رودها موجب سرور و شادی است.(حج، آیه ۵؛ نمل، آیه ۶۰ و ایات دیگر) پس باید خود را به طبیعت سپرد و با بهره گیری از آن ها شادی را در خود ایجاد کرد؛ چنان که با خواندن آیات قرآنی سرور باطنی را در قلب ایجاد کرد و شادی را بر لب نشاند.(توبه، آیه ۱۲۴؛ نحل، آیه ۸۶؛ رعد، آیه ۳۶ و آیات دیگر)

شادی اگر فرزند چشم روشنی و مایه سرور و شادی باشد، این سرور و شادی بدون جلب رضایت همسر شدنی نیست؛ زیرا این همسر است که خود مهم ترین عامل سرور در زندگی اجتماعی و معاشرت با دیگران است. پس از خداوند بخواهیم همسران و فرزندان خوبی نصیب ما کند که مایه شادی و سرور ما باشند.(فرقان، آیات ۶۳ و ۷۳)

انسان باید توجه ویژه ای به همسر خویش داشته باشد و به گونه ای رفتار کند که در معاشرت با یک دیگر لذت سرور واقعی را بچشند. بی گمان همسرانی که با مودت و رحمت و احسان با هم زیست می کنند و آن قدر از حق و حقوق خود سخن نمی گویند بلکه اهل گذشت و ایثار و اکرام و تکریم هستند، بهترین زندگی و زیباترین آن را برای خود و دیگران رقم می زنند؛ زیرا مهم ترین و اساسی ترین بنیاد اجتماع خانواده است که عنصر اصلی آن را زن و شوهر تشکیل می دهند. اگر همسران با نگاهی از مودت و رحمت به یک دیگر نگاه کنند(روم، آیه ۲۱)، نه تنها عبادت کرده اند، بلکه شادی را به همه خانواده بزرگ از جمله جامعه بخشیده اند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده است: وقتی مرد به زن خود با محبت می نگرد و زنش نیز به او با مهر نگرد، خداوند به دیده رحمت به آن ها نگاه می کند.

امام صادق(ع) می فرماید: حق زن بر شوهر ، غذا دادن ، لباس پوشاندن ، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید ، وظیفه شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.(بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۱۵۱ به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی)

پیامبر(ص) می فرماید: کلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنسآء هر چه ایمان بنده زیاد شود، محبت وی به زن ها نیز زیاد می شود .» (بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸ .)

هم چنین پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «قول الرجل للمراه انی احبک لا یذهب من قلبها ابدا ؛ این گفتار مرد به همسرش که «من تو را دوست دارم » ، هرگز از قلب زن بیرون نمی رود.»( وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۰ .)

پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «جلوس المرء عند عیاله احب الی الله تعالی من اعتکاف فی مسجدی هذا ؛ نشستن مرد در کنار خانواده اش، نزد خدای بزرگ دوست داشتنی تر از اعتکاف و نشستن در این مسجد من است .»( میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۷ .)

اصولا اسلام، دین نشاط و شادابى است و از نشانه هاى خوش اخلاقى مؤمن آن است که اهل مزاح و شوخى باشد و با مزاح و مداعبه، دیگران را شاد کند. در روایات اسلامى شاد کردن دیگران و «ادخال سرور در قلب مؤمن» کارى پسندیده و مطلوب به شمار آمده است. در عین حال باید مراعات کرد تا از حدّ نگذرد و به دروغ و طعنه و استهزاى مؤمن و تحقیر و توهین دیگران نیانجامد. آرى، شوخى و مزاح خوب است، تا وقتى که از مرز حق فراتر نرود و به دروغ و هتّاکى نرسد. درباره سنت و سیره پیامبر(ص) امام صادق(ع) می فرماید: کانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُداعِبُ وَ لایَقُـولُ اِلاّحَـقّـا؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله شوخى و مزاح مى کرد، ولى جز حقّ چیزى نمى گفت.(بحـار الانوار، ج ۱۶،ص ۲۴۴)

دست یابی به حسن خلق و گشاده رویی یک اصل اساسی در اسلام و به ویژه در رفتار اجتماعی است به طوری که گفته می شود جز خوشخویان کسی به بهشت نمی رود. خوشرویى، خوشخویى و خوشگویى از نشانه هاى «حسن خلق» است. برخورد خوب و با چهره بشّاش و اخلاق نیک، عامل جذب دیگران است. بر عکس، تندخویى و بداخلاقى و بد زبانى، دیگران را مى آزارد و فرارى مى دهد. یکى از مهمترین عوامل موفقیت پیامبر صلی الله علیه و آله در دعوت اسلامى، اخلاق نیکوى او بود و قرآن فرموده است: فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ پس به برکتِ‏ رحمت الهى، با آنان نرمخو و پُر مِهر شدى، اگر خشن و تندخو بودى مردم از دور تو پراکنده مى شدند و به سبب رحمت الهى است که بر مردم نرم و مهربان شده اى، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست مى‏دارد.

امیرمومنان امام على علیه السلام با اشاره با برخی از خصوصیات رفتاری پیامبر(ص) نشان می دهد که آن حضرت (ص) تا چه اندازه خوش خو بود. ایشان می فرماید: کانَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله، دائِمَ الْبِشْرِ، سَهْلَ الْخُلْقِ، لَیِّـنَ الْجانِبِ، لَیْسَ بِفَـظٍّ وَ لا غَـلیظٍ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره خوشرو، خوش خو و نرم بود، خشن و درشت خوى نبود.(مـکارم الاخـلاق، ص ۱۴)

گفـتار نرم و محکم و استوار از دیگر آداب سخن گفتن است که در آیات قرآنی بیان شده است. هم چنین انسان می بایست زبان از گناه زبانی نگه دارد که بسیاری از گناهان کبیره به زبان باز می گردد که از جمله آن ها تهمت وغیبت و قذف و بهتان و دروغ و مانند آن ها است. در آداب اجتماعی و آداب سخنوری و سخن گفتن آمده است که شیرین زبان و نرم گفتار باشید و با سلام و صلوات سخن بگویید(فرقان، آیه ۶۳) و هماره نیکو سخن(بقره، آیه ۸۳) و پاک سخن(حج، آیه ۲۴) باشید؛ اما برخى از مردم، زبان تلخ و گزنده دارند و پیوسته در پى سرزنش و عیب جویى از دیگران و بردن آبروى آنانند. برخى هم بزرگوار و اهل کرامت اند و زبان از نکوهش و بدگویى دیگران نگه مى دارند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از اینگونه افراد بود و هرگز در پى کشف لغزش ها و خطاهاى دیگران نبود، تا آن ها را به رخ ایشان بکشد و آبروى آنان را ببرد. از سخنان لغو و بیهوده هم پرهیز داشت و جایى زبان به سخن مى گشود که ثواب داشته باشد و موجب رضاى الهى گردد. امام عـلى علیه السلام فرمود: کانَ صلی الله علیه و آله لایَذُمُّ اَحَدا وَلایُعَیِّرُهُ وَلا یَطْلُبُ عَثَراتِهِ وَلا عَوْرتَهُ وَلا یَتَکَلَّمُ اِلاّ فیما رَجى ثوابَهُ؛ آن حضرت هرگز کسى را مذمّت نمى کرد، و در پى لغزشها و عیوب و اسرار دیگران نبود و سخن نمى گفت مگر آنجا که امید ثواب داشت. (سُنَنُ النَّبى، ص ۱۷)

شــوخى در حد نزاکت نیز از دیگر ویژگی رفتاری و کلامی پیامبر(ص) در معاشرت های اجتماعی است. مراعات اصول همراه با جنبه های عاطفی و لطیف می تواند خوشرویی و خوشخویی را بیش تر نشان دهد. انسانی که مراعات آداب اجتماعی را می کند از شوخی در حد مجاز نیز بهره می برد بی آن که از دایره حق بیرون رود. اصولا اسلام، دین نشاط و شادابى است و از نشانه هاى خوش اخلاقى مؤمن آن است که اهل مزاح و شوخى باشد و با مزاح و مداعبه، دیگران را شاد کند. در روایات اسلامى شاد کردن دیگران و «ادخال سرور در قلب مؤمن» کارى پسندیده و مطلوب به شمار آمده است. در عین حال باید مراعات کرد تا از حدّ نگذرد و به دروغ و طعنه و استهزاى مؤمن و تحقیر و توهین دیگران نیانجامد. آرى، شوخى و مزاح خوب است، تا وقتى که از مرز حق فراتر نرود و به دروغ و هتّاکى نرسد. امام صادق علیه السلام درباره سیره آن حضرت(ص) می فرماید: کانَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یُداعِبُ وَ لایَقُـولُ اِلاّحَـقّـا؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله شوخى و مزاح مى کرد، ولى جز حقّ چیزى نمى گفت. (بحـار الانوار، ج ۱۶،ص ۲۴۴)

پس شوخ طبعى و مزاح، در حدّ اعتدال و دورى از افراط، پسندیده است. سیره پیامبر و ائمّه علیهم السلام چنین بوده که گاهى براى شاد کردن کسى یا زدودن غم و غصّه از او، شوخى مى کردند و سخنان شیرین و شوخى آمیز مى گفتند. انسانهاى شوخ طبع به خاطر آن که موجب شادى و نشاط دیگران مى شوند، محبوبیّت پیدا مى کنند و افراد عبوس و اخمو و بدخلق، از نظر خداوند هم مطرودند. امّا باید حدّ و حریم ها حفظ شود و به زیاده روى و افراط کشیده نشود و شوخى و مزاح، سبب رنجش دیگران و تحقیر و استهزاى آنان نگردد.

حضرت على علیه السلام فرمود: کانَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصْحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْمُوما بِالْمُداعَبَهِ وَ کانَ صلی الله علیه و آله یَقُولُ: اِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْمُعَبّـِسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هرگاه یکى از اصحاب را غمگین مى دید، با شوخى او را خوشحال مى کرد و مى فرمود: خداوند، کسى را که با برادرانش با ترشرویى و چهره عبوس رو به رو شود، دشمن مى دارد. (سُـنَنُ النـَّبى،ص ۶۱)