دفاع خدا از مومنان از نظر قرآن

و بشر الصابرین

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تعقل و عقلانیت مقتضی آن است که انسان در اعمال خویش، محاسبه دقیقی از همه اسباب و عوامل موثر و نیز موانع داشته باشد تا به موفقیت دست یابد.

به نظر می رسد که بسیاری از مردم، درک درستی از محاسبه دقیق از اسباب ندارند؛ زیرا در هنگام محاسبه امور برای انجام فعل یا ترک آن، تنها به اسباب ظاهری و مادی دنیوی بسنده می کنند، و اسباب حقیقی و باطنی و معنوی را نادیده می گیرند. از همین روست که با رویکردی مادیگرایانه به حساب و کتاب می پردازند و متاسفانه نتایج دلخواه را نمی گیرند؛ زیرا وقتی به محاسبه با رویکردی مادیگرایانه می پردازند، بسیاری از عوامل و موانع را نادیده می گیرند که تاثیرات آنها از اسباب ظاهری و مادی بیش تر و قوی تر است. بنابراین، از نظر قرآن، لازم است تا همگان به ویژه مومنان در محاسبات به همه عوامل و موانع ظاهری و باطنی و مادی و معنوی توجه یابند. توجه به عوامل معنوی و غیر مادی نه تنها مومنان را امیدوار می کند، بلکه دشمنان را شگفت زده می کند؛ زیرا بر خلاف برآوردها و محاسبات مادیگرایانه آنها، اموری به گونه ای رقم می خورد که مومنان شاد و دشمنان در اوج قوت و قدرت و شوکت ظاهر، به خاک ذلت می افتند و شکست بر آنان تحمیل می شود.

ضرورت توجه به جایگاه خدا در محاسبات مومنان

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، قوت دفاعی مومنان محدود به توانمندی ها و دارایی های ظاهری و مادی آنان نیست، بلکه معیت قیومی خدا با مومنان به آنان کمک می کند تا در هر نبردی دست برتر با مومنان باشد؛ زیرا خدا در قالب سنت های الهی خویش وعده داده تا از مومنان دفاع کند و اولین و اصلی ترین مدافع از حریم ایمان مومنان و جان و مال ایشان همان خداوند است؛ چنان که خدا به صراحت در قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ ؛ قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورده‏ اند، دفاع مى ‏کند؛ زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.(حج، آیه ۳۸)

از آیات دیگر قرآن به دست می آید که خدا به اشکال گوناگون از اسباب عاددی گرفته تا اسباب غیبی از جمله امداد به مومنان از طریق فرشتگان(آل عمران، آیه ۱۳۵) بر آن است تا به یاری دین اسلام و مومنان بپردازد. از همین روست که بر اساس سنت الهی می فرماید: وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ و قطعا خدا به کسى که او را یارى مى ‏کند یارى مى‏ دهد چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ ناپذیر است.(حج، آیه ۴۰) چنان که در جایی دیگر نیز می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! اگر خدا را یارى کنید، خدا یاریتان مى ‏کند و گامهایتان را استوار مى دارد.(محمد، آیه ۷)

بنابراین، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، تنها در محاسبات عقلانی نسبت به سطح توانمندی خود و دشمن، نمی بایست تنها به اسباب مادی ظاهری بسنده کرد، بلکه خدا و امدادهای الهی را نیز می بایست در محاسبات مد نظر قرار داد؛ یعنی همان خدایی که قوی و عزیز است و کسی از نظر قوت به او نرسد و هیچ را بر او سلطه ای نیست تا از بالا یا پهلو به او نفوذ و رخنه و سلطه ای خویش را بر خدا تحمیل کند.

بنابراین، تعقل قرآنی مقتضی آن است که مومنان در محاسبات خویش، خدا را نیز به حساب آورند و آنگاه به تبیین توانایی و قوت خویش و دشمنان پرداخته و به تحلیل پردازند و توصیه نمایند؛ زیرا بدون حساب آوری خدا در محاسبات، تحلیل درستی از توانایی ارایه نمی شود و به همان میزان توصیه های تحلیلی به خطا و اشتباه می رود و شگفتی و تعجب را بر می انگیزد.

از نظر قرآن، نه تنها مومنان می بایست در تحلیل توانایی و محاسبات آن، خدا و نصرت الهی را در نظر گیرند، بلکه هر مظلوم مجاهدی نیز می تواند خدا را به عنوان بخشی از توانایی های خویش مد نظر قرار گیرد. به این معنا که حتی اگر شخصی مظلوم اهل ایمان نباشد، باید به این سنت الهی باور داشته باشد که خدا مظلوم مجاهد را یاری و نصرت می کند؛ زیرا از نظر قرآن، همان طوری که مومنان بر اساس سنت الهی از نصرت الهی بهره مند هستند، مظلوم مجاهد نیز مورد نصرت قرار می گیرد، البته به دو شرط این که مظلومی باشد که برای رهایی از ظلم به جهاد بپردازد؛ از همین روست که خدا می فرماید: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ ؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت جهاد و کشتن دشمنان ظالم داده شده است؛ چرا که مورد ظلم قرار گرفته‏ اند؛ و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست.(حج، آیه ۳۹)

پس از نظر قرآن، کسانی که از سوی دشمنان مورد حمله قرار گرفته و مظلوم واقع می شوند، نه تنها مجاز به کشتن دشمن هستند، بلکه به آنان از سوی خدا نصرت و یاری می رسد تا بر دشمنان خویش پیروز شوند. در تحقق این نصرت الهی، هیچ شرطی جز مظلومیت و مقاتله نیست. این بدان معناست که مظلوم از هر دین و آیینی باشد ، مجاز به جنگ و جهاد علیه ظالم است. پس اگر به جهاد و کشتن دشمن قیام کند، خدا او را نصرت داده و پیروز میدان می کند.

شگفت این که از نظر قرآن، مومنان نیز می بایست به دفاع از دو گروه مظلوم و مستضعف بشتابند، بی آن که از دین و آیین آنان پرسش کنند؛ زیرا مظلوم و مستضعف به سبب همین دو صفت می بایست مورد حمایت مومنان قرار گیرند و مومنان علیه ظالمان و مستکبران به جنگ بروند تا مظلومان و مستضعفان را یاری داده و نجات دهند.(نساء، آیه ۷۵)

البته باید به این نکته توجه داد که خدا هر چند که به امداد و نصرت مظلومان مجاهد می رود و آنان را یاری داده و پیروز می گرداند، اما در مقام امداد به مومنان فراتر از «رفع» به «دفع» دشمنان می پردازد؛ یعنی پیش از آن که دشمن برنامه ای برای حمله خیانتکار خود داشته باشد، خدا دشمنان خائن را از مومنان دفع می کند. از همین روست که درباره مومنان تعبیر به «دفاع» کرده و درباره مظلومان مجاهد از «نصرت» سخن به میان می آورد که به معنای «رفع» ظلم از آنان است.

به سخن دیگر، مومنان هر چند که می بایست از آمادگی در تجهیزات و نفرات بهره مند باشد تا خدا از طریق آن ترس و ارهاب در دل دشمنان اندازد و این گونه موجب بازدارندگی و دفع دشمنان شود(انفال، آیه ۶۰)، اما خدا متعهد شده است تا از ایشان در برابر «خوان و کفور» دفاع کند و پیش از حمله آنان را دفع و سرکوب کند و اجازه تعدی و تجاوز به دشمنان را ندهد.

از نظر قرآن، این دفع دشمنان که از جنس خوان کفور هستند، یک سنت الهی است. پس مومنان می بایست در محاسبات عقلانی خویش هماره دفاعی الهی از خود را مد نظر قرار دهند و این گونه به اطمینان و امدادهای الهی دل خوش باشند و ترس و خوفی به دل راه ندهند.

البته خدا در قرآن می فرماید که خود به اشکال گوناگون از مومنان هماره دفاع می کند که شامل سرگرم کردن و اشتغال دشمنان به خودشان است؛ زیرا اگر این گونه عمل نمی شود، چیزی از دین و مومنان باقی نمی ماند. خدا می فرماید: الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ ؛ همان کسانى که بناحق از خانه ‏هایشان بیرون رانده شدند؛ آنها گناهى نداشتند، جز اینکه مى گفتند: پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمی کرد، صومعه ‏ها و کلیساها و کنیسه ‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى ‏شود، سخت ویران مى ‏شد؛ و قطعا خدا به کسى که او را یارى مى ‏کند، یارى مى‏ دهد؛ چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ ناپذیر است. (حج، آیه ۴۰)

به هر حال، مومنان می بایست در محاسبات تعقلی خویش، خدا را نیز در حساب آورند که در مقام دفع و رفع به مومنان کمک می کند؛ یعنی هم در مقام بازدارندگی اجازه نمی دهد تا دشمنان به ویژه «خوان کفور» متعرض مومنان شده و آسیبی به آنان برساند؛ و هم در مقام رفع به یاری و نصرت مومنان می شتابد و آنان را یاری می دهد تا دشمنان خویش را شکست دهند.

دفاع الهی از مومنان موجب می شود تا جان مومنان، دین و معالم دینی آنان حفظ شود(همان) و ذلت و نومیدی و شکست بر دشمنان تحمیل گردد و بخش اعظمی از دشمنان ریشه کن و نابود شوند.(آل عمران، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۷؛ طه، آیه ۷۸؛ شعراء، آیات ۶۲ تا ۶۸)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان در هر چیزی نیازمند اعانت و یاری الهی است؛ زیرا حتی بندگی و عبادت خدا بدون اعانت الهی شدنی نیست؛ از همین روست که از خدا در قالب استعانت، اعانت و یاری او خواسته می شود.(حمد، آیه ۵) از نظر قرآن، دست یابی انسان حتی به ایمان و تقوا و تزکیه و نیز عصمت و نصرت در رهن و گرو امداد و توفیق الهی است.(یوسف، آیه ۳۳؛ نور، آیه ۲۴؛ نحل، آیه ۱۲۷؛ اسراء، آیه ۸۰) بنابراین، مومنان همان طوری که لازم است تا به این نکته توجه داشته باشند، هم چنین به این نکته نیز توجه یابند که بر اساس سنت الهی و قانون غیر قابل تبدیل و تحویل خداوندی، خدا به دفاع از مومنان می پردازد و پیش از آن که به رفع دشمن برسد، به دفع دشمنان اقدام می کند. پس لازم است تا مومنان در محاسبات خویش دفاعی الهی از مومنان را مد نظر قرار داده و در تحلیل و تبیین های خویش از قدرت و قوت مومنان و دشمنان، به این نکته توجه یابند و در توصیه هایی که ارایه می دهند آن را به کار گیرند و این گونه به مومنان و دیگران امیدواری واقعی و حقیقی بخشند که اگر اهل ایمان و جزو جرگه مومنان باشند هماره خدا به دفاع از آنان قیام خواهد کرد.

شیوه شکرگزاری از دفاعی الهی

از نظر قرآن، دفاع الهی منوط به ایمان افراد است؛ یعنی هیچ شرطی برای دفاع خدا از مومنان جز ایمان نیست.(حج، آیه ۳۹) البته این ایمان می بایست خود را به نمایش بگذارد و شخص واقعا اهل ایمان باشد نه مدعی ایمان. شکی نیست که تحقق ایمان با تقوای الهی خود را به نمایش می گذارد؛ زیرا مومنان اهل تقوای الهی هستند. هر چه ایمان قوی تر باشد، تقوای الهی نیز قوی تر می شود(مائده، آیه ۹۳)، و هر چه تقوای الهی قوی تر باشد، پیوند انسان با خدا نیز قوی تر می شود تا جایی که خدا به دفاع و دفع دشمن از مومنان می پردازد، و از انواع امدادهای ظاهری و غیبی او را یاری می رساند تا پیروز در هر میدانی به توفیق الهی باشد.

خدا در قرآن، دست یابی حقیقت ایمان و مراتب عالی آن را بیان کرده است که موجب بهره مندی از دفع و رفع دشمن از سوی خدا می شود. از نظر قرآن، مومنان هماره خدا را بر خویشان مقدم می دارند(مجادله، آیه ۲۲)، و از هر گونه تجاوز و تعدی به جز در سطح مقابله به مثل پرهیز دارند(بقره، آیه ۱۹۴)، و با احسان و نیکوکاری با دیگران مواجه می شوند.(نحل، آیه ۱۲۸)

از نظر قرآن، هم چنین مومنان ، اهل توکل(آل عمران، آیه ۱۶۰)، دعا و نیایش به درگاه خدا(بقره، آیات ۲۵۰ و ۲۵۱)، اقامه نماز(حج، ۷۸)، صبر و شکیبایی(آل عمران، آیه ۱۳۹)، استقامت(حج، آیه ۴۰)، ولایت مطلق الهی(آل عمران، آیه ۱۵۰)، جهاد(حج، آیه ۷۸)، استغفار(نوح، آیات ۱۰ تا ۱۲) و مانند آنها هستند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن و بر اساس آیات پیش گفته، اهتمام مومنان به این امور موجب می شود تا خدا عنایت خاصی به اهل ایمان و مومنانی از این دست داشته و آنان را به انواع و اشکال گوناگون نصرت و یاری رساند. معیت قیومی و معیت نصرت و یاری الهی نسبت به این دسته از مومنان موجب می شود تا هماره خدا در هر مشکلی آنان را یاری و نصرت رسانیده و به دفاع از ایشان بپردازد و اجازه ندهد تا کسی معترض آنان شود، بلکه با رعب و ارهاب دشمنان را ایشان دور می سازد تا این گونه امنیت برای مومنان حاصل شود.

البته مومنان می بایست پس از آن که از انواع و اقسام دفاع و نصرت الهی و امدادهای ظاهری و غیبی بهره مند شدند و به تمکن و سلطه بی رقیب دست یافتند، در مقام شکرگزاری نیز به اعمالی چون امر به معروف و نهی از منکر(حج، آیات ۳۹ تا ۴۱)، اقامه نماز (همان)، جمع آوری زکات و پرداخت آن به مستحقان(همان)، صیانت از معالم دینی(همان)، یادآوری و بزرگداشت امدادهای الهی(احزاب، آیه ۹) و مانند آن ها بپردازند و توانایی و پیروزی برخاسته از امدادهای الهی را مد نظر قرار دهند(توبه، آیات ۲۵ و ۲۶؛ انفال، آیه ۲۶) و آن را از یاد نبرند و این گونه شاکر دفاعی الهی از خود و دین باشند.